فهرست کتاب


آشنایی با علوم اسلامی جلد سوم:اصول فقه

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏

تعادل و تراجیح

اما مسئله تعارض اخبار و روایات. بسیار اتفاق می افتد که در مورد یک چیز، اخبار و روایات با یکدیگر تعارض دارند و برضد یکدیگرند. مثلاً آیا در رکعت سوم و چهارم نماز یومیه لازم است تسبیحات اربعه سه بار گفته شود یا یک نوبت کافی است؟ از برخی روایات استفاده میشود که لازم است سه مرتبه خوانده شود و از یک روایت استفاده میشود که یک مرتبه کافی است. یا درباره اینکه فروختن کود آدمی جایزاست یا نه، روایات مختلف است.
در اینگونه روایات چه باید کرد؟ آیا باید گفت: (اذا تعارّضا تساقطا) یعنی در اثر تعارض هر دو سقوط میکنند و مانند این است که روایتی نداریم، یا مخیریم که به هر کدام که میخواهیم عمل کنیم، و یاباید عمل به احتیاط کنیم و هر روایت که با احتیاط مطابقتر است به آن عمل کنیم (مثلاً در مسأله تسبیحات اربعه به روایتی عمل کنیم که میگوید سه نوبت بخوان، و در مسأله خرید و فروش کود آدمی به آن روایت عمل کنیم که می گوید جایز نیست) و یا راه دیگری در کار است؟
اصولیون ثابت میکنند که اولاً تا حدی که ممکن است باید میان روایات مختلف جمع کرد: (الجمع مهما امکن اولی من الطرح).(3) اگر جمع میان آنها ممکن نشد باید دید یک طرف برطرف دیگر از یک لحاظ (مثلاً از حیث اعتبار سند یا از حیث مشهور بودن میان علماء و یا از حیث مخالف تقیه بودن و غیر اینها) رجحان دارد یا ندارد. اگر یک طرف رجحان دارد همان طرف راجح رامیگیریم و طرف دیگر را طرح می کنیم، و اگر از هر حیث مساوی هستند و رجحانی در کار نیست، مخیریم که به هر کدام بخواهیم عمل کنیم.
در خود اخبار و احادیث دستور رسیده است که در موقع تعارض اخبار چه باید کرد. اخباری که ما را به طرز حل مشکل تعارض اخبار و روایات راهنمایی می کند اخبار علاجیّه نامیده می شوند.
اصولیون نظر خود را درباره تعارض اخبار و روایات به استناد همین اخبار علاجیه ابراز داشته اند. اصولیون نام آن باب از اصول را که درباره این مسأله بحث میکند باب تعادل و تراجیح نهاده اند.
تعادل یعنی تساوی و برابری. تراجیح جمع ترجیح است و به معنی ترجیحات است. یعنی بابی که در آن باب درباره صورت تساوی و برابری روایات متعارض، و درباره صورت نابرابری و راجح بودن بعضی بر بعضی سخن میگویند.
از آنچه گفتیم معلوم شد که مسأله حجیت ظواهر مربوط است به قرآن مجید، و مسأله حجیت خبر واحد و مسأله تعارض ادلّه مربوط است به سنت. اکنون باید بدانیم که یک سلسله مسائل در اصول مطرح میشود که مشترک است میان کتاب و سنت. در درس آینده درباره آنها سخن خواهیم گفت.

درس پنجم: مسائل مشترک کتاب و سنت

در درس گذشته به پاره مسائل اصولی که ازمختصات کتاب و یا از مختصات سنت بود اشاره کردیم و در پایان درس گفتیم که پاره ای از مسائل اصولی، هم مربوط به کتاب است و هم مربوط به سنت. در این درس به همین مسائل مشترک و به تعبیر جامعتر مباحث مشترک می پردازیم. مباحث مشترک عبارت است از:
الف. مبحث اوامر.
ب. مبحث نواهی.
ج. مبحث عام و خاص.
د. مبحث مطلق و مقید.
ه. مبحث مفاهیم.
و. مبحث مجمل و مبین.
ز. مبحث ناسخ و منسوخ.
اکنون در حدود آشنایی با اصطلاحات، درباره هر یک از اینها توضیح مختصری می دهیم.

مبحث اوامر

اوامر جمع امر است. امر یعنی فرمان. از جمله افعالی که در زبان عربی و هر زبان دیگر هست فعل امر است. مثلاً فعل بدان در فارسی و اعلم در عربی فعل امر است.
بسیاری از تعبیرات که در کتاب یا سنت آمده است به صورت فعل امر است. در اینجا پرسشهای زیادی برای فقیه طرح می شود که اصولیون باید پاسخ آن را روشن کنند. مثلاً آیا امر دلالت بر وجوب می کند یا بر استحباب یا بر هیچکدام؟ آیا امر دلالت بر فوریت می کند یا بر تراخی؟ آیا امر دلالت بر مرّة میکند یا تکرار؟
مثلاً در آیه کریمه وارد شده است:
خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم ان صلوتک سکن لهم.(4)
از اموال مسلمین زکات بگیر. به این وسیله آنان را پاک و پاکیزه می گردانی و به آنها دعا کن که دعای تو موجب آرامش آنها است.
کلمه صلّ در آیه شریفه به معین دعاکن یا درود بفرست است. در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا اولاً دعا کردن که با صیغه امر فرمان داده شده واجب است یا نه؟ به عبارت دیگر آیا امر در اینجا دلالت بر وجوب می کند یا نه؟ ثانیاً آیا فوریّت دارد یا نه؟ یعنی آیا واجب است بلافاصله پس از دریافت مالیات خدائی (زکات) درود فرستاده شود یا اگر فاصله هم بشود مانعی ندارد؟ ثالثاً آیا یک بار دعا کردن کافی است یا این عمل مکرر باید انجام یا بد؟
اصولیون به تفصیل درباره همه اینها بحث می کنند و ما در اینجا مجال بحث بیشتر نداریم. افرادی که رشته فقه و اصول را به عنوان رشته اختصاصی انتخاب کرده اند به تفصیل با آنها آشنا خواهند شد.