فهرست کتاب


آشنایی با علوم اسلامی جلد سوم:اصول فقه

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏

درس چهارم: مسائل علم اصول

ما برای آشنایی دانشجویان محترم به مسائل علم اصول کلیاتی ذکر میکنیم ولی از تربیتی که اصولیون دارند پیروی نمی کنیم، بلکه ترتیب نوی که خود آن را بهتر میدانیم به مطالب میدهیم.
قبلاً گفتیم که علم اصول علم دستوری است، یعنی روش و راه استنباط صحیح احکام را از منابع اصلی به ما می آموزد. علیهذا مسائل علم اصول همه مربوط است به منابع چهار گانه ای که در درس دوم شرح دادیم. از اینرو مسائل علم اصول یا مربوط است به کتاب و یا به سنت (و یابه هر دو) و یا به اجماع و یا به عقل.
اکنون میگوئیم احیاناً ممکن است در مواردی بربخوریم به اینکه از هیچیک از منابع چهارگانه نتوانیم حکم اسلامی را استنباط کنیم، یعنی راه استنباط بر ما مسدود باشد. در این موارد شارع اسلام سکوت نکرده است و یک سلسله قواعد و وظایف عملی که از آنها به حکم ظاهری میتوانیم تعبیر کنیم، برای ما مقرر کرده است. به دست آوردن وظیفه عملی ظاهری پس از مأیوس شدن از استنباط حکم واقعی نیز خود نیازمند به این است که ما راه و روش و دستور استفاده از آن قواعد را بیاموزیم.
علیهذا علم اصول که علم دستوری است دو قسمت میشود. یک قسمت آن عبارت است از دستور استنباط صحیح احکام شرعی واقعی از منابع مربوطه. قسمت دیگر مربوط است به دستور صحیح استفاده از یک سلسله قواعد عملی در صورت یأس از استنباط. ما بخش اول را میتوانیم اصول استنباطیه و بخش دوم را اصول عملیّه بنامیم. و نظر به اینکه اصول استنباطیه یا مربوط است به استنباط از کتاب و یا از سنت و یا اجماع و یا از عقل، مسائل اصول استنباطیه منقسم میشود به چهار مبحث. بحث خود را از مبحث کتاب آغاز میکنیم.

حجیت ظواهر کتاب

در علم اصول مباحث زیادی که اختصاص به قرآن داشته باشد نداریم. غالب مباحث مربوط به قرآن، مشترک است میان کتاب و سنت. تنها مبحث اختصاصی قرآن، مبحث حجیت ظواهر است، یعنی آیا ظاهر قرآن قطع نظر از اینکه وسیله حدیثی تفسیر شده باشد حجت است و فقیه می تواند آنرا مستند قرار دهد یا خیر؟
به نظر عجیب می آید که اصولیون چنین مبحثی را طرح کرده اند. مگر جای تردید است که یک فقیه می تواند ظواهر آیات کریمه قرآن را مورد استناد قرار دهد؟.
این مبحث را اصولیون شیعه برای رد شبهات گروه اخباریین طرح کرده اند. اخباریین - چنانکه قبلاً اشاره شد - معتقدند که احدی غیراز معصومین حق رجوع و استفاده و استنباط از آیات قرآن را ندارد، و به عبارت دیگر: همواره استفاده مسلمین از قرآن باید به صورت غیرمستقیم بوده باشد، یعنی به وسیله اخبار و روایات وارده از اهل بیت.
خباریین در این مدعا به اخباری استناد می کنند که تفسیر به رای را منع کرده است. اخباریون مدعی هستند که معنی هر آیه ای را از حدیث باید استفسار کرد، فرضاً ظاهر آیه ای بر مطلبی دلالت کند، ولی حدیثی آمده باشد و بر ضد ظاهر آن آیه باشد، ما باید به مقتضای حدیث عمل کنیم و بگوئیم معنای واقعی آیه را ما نمی دانیم. علیهذا اخبار و احادیث مقیاس آیات قرآنیّه اند.
ولی اصولیون ثابت می کنند که استفاده مسلمین از قرآن به صورت مستقیم است، معنی تفسیر به رأی که نهی شده این نیست که مردم حق ندارند با فکر و نظر خود معنی قرآن را بفهمند، بلکه مقصود این است که قرآن را بر اساس میل و هوای نفس و مغرضانه نباید تفسیر کرد.
اصولیون میگویند خود قرآن تصریح میکند و فرمان می دهد که مردم در آن تدبّر کنند و فکر خود را در معانی بلند قرآن به پرواز در آورند، پس مردم حق دارند که مستقیماً معانی آیات قرآنیّه را در حدود توانایی به دست آورند و عمل نمایند. به علاوه در اخبار متواتره وارد شده که پیغمبر اکرم و ائمه اطهار از اینکه اخبار و احادیث مجعوله پیدا شده و به نام آنها شهرت یافته نالیده و رنج برده اند و برای جلوگیری از آنها مسأله عرضه بر قرآن را طرح کرده اند. فرموده اند که هر حدیثی که از ما روایت شده بر قرآن عرضه کنید اگر دیدید مخالفت قرآن است بدانید که ما نگفته ایم، آن را به دیوار بزنید.
پس معلوم میشود برعکس ادعای اخباریین، احادیث، معیار و مقیاس قرآن نیستند، بلکه قرآن معیار و مقیاس اخبار و روایات و احادیث است.

ظواهر سنت

درباره حجیت ظواهر سنت، احدی بحثی ندارد، ولی درباب سنت که مقصود همان اخبار و روایات است که قول یا فعل یا تقریر پیغمبر یا امام را بازگو کرده است دو مطلب مهم وجود دارد که اصولیون درباره آنها بحث میکنند. یکی حجیت خبر واحد است، دیگر مسئله تعارض اخبار و روایات است. از اینرو دو فصل مهم و پرشاخه در علم اصول باز شده یکی به نام خبر واحد و دیگر به نام تعادل و تراجیح.