آشنایی با علوم اسلامی جلد سوم:اصول فقه

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
از جمله مسائل جامعه ما، دوری نسل جوان از معارف اسلامی است، و آن که این مشکل را بهتر از همه حس کرده و بی تابانه در پی رفع آن است همین نسل جوان است. تنها کسانی می توانند به این نیاز جامعه به درستی پاسخ گویند که از یک سو خود فرهنگ اسلامی را از سرچشمه های اصیل آن فراگرفته باشند و از سوی دیگر به زبان زمان خویش سخن بگویند و حال و هوای روزگار نسل جوان را درک کنند.
استاد شهید مطهری در شمار معدود کسانی بود که از شرایط لازم برای آشنا ساختن نسل امروز با اسلام برخوردار بود. او نماینده راستین حوزه های علمیه در دانشگاهای امروز بود. چون زبان نسل جوان را می دانست و می فهمید، پیغام این نسل را می شنید و به حوزه های علمیه می برد. وی مشکل دوری نسل جوان را از فرهنگ اسلامی به خوبی و به هنگام شناخته و راه حل آن را نیز دریافته بود و بسیاری از آثار خود را دقیقا در جهت رفع این مشکل تألیف کرد.
مجموعه آشنایی با علوم اسلامی که پس از شهادت آن استاد به چاپ می رسد از قبیل همین آثار است. این مجموعه را استاد برای
جوانانی نوشت که نخستین قدم را در راه آشنایی با معارف اسلامی برداشته اند، و سعی او همه این بود که در این سلسله، سادگی و اختصار را در عین صحت، اساس قرار دهد و راه را برای ورود آنان به فضای رو چپرور فرهنگ اسلامی باز کند.
این سلسله دروس، در اصل تقریرات درس های آن استاد برای دانشجویان سال های اول و دوم دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران بوده است و بعضی از بخش های آن مانند آشنایی با فلسفه اسلامی در زمان حیات و با اجازه ایشان، به دفعات متعدد در دانشگاه صنعتی شریف تدریس می شده است.
استاد شهید قصد داشت این سلسله دروس را قبل از انتشار مورد باز بینی قرار دهد. دریغ که این فرصت به دست نیامد و شمع روشن زندگانی او توسط منافقان خاموش گشت. پس از شهادت استاد بهتر آن دیدیم که این مجموعه را بی هیچ تغییر و تبدیل و به همان صورت که بود، منتشر سازیم.
دفتر اول و دوم این مجموعه که آشنایی با منطق و فلسفه اسلامی و آشنایی با کلام عرفان اسلامی و حکمت عملی بود قبلا منتشر شد، و اینک سومین دفتر این مجموعه که آشنایی با اصول فقه و فقه است در دسترس جوانانی قرار می گیرد که در پی شهادت او پیکرش را با فریاد معلم شهیدم، راهت ادامه دارد بدرقه کردند. رحمت بر روان پاکش باد.
شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مرتضی مطهری

درس اول:

مقدمه

موضوع بحث ما در این بخش، کلیاتی درباره علم اصول است. فقه و اصول دو علم به هم وابسته می باشند. وابستگی آنها به یکدیگر، چنانکه بعداً روشن خواهد شد، نظیر وابستگی فلسفه و منطق است. علم اصول به منزله مقدمه ای برای علم فقه است و لهذا آنرااصول فقه یعنی پایه ها و ریشه های فقه می نامند.
نخست لازم است تعریف مختصری از این دو علم به دست دهیم.
فقه در لغت به معنی فهم است، اما فهم عمیق. اطلاعات ما درباره امور و جریانهای جهان دو گونه است. گاهی اطلاعات ما سطحی است و گاهی عمیق است. از امور اقتصادی مثال می آوریم. ما دائماً مشاهده می کنیم که کالایی در سالهای پیش موجود نبود اکنون به بازار آمده است و برعکس یک سلسله کالاهای دیگر که موجود بود اکنون یافت نمی شود، قیمت فلان کالا مرتب بالا می رود و قیمت فلان کالای دیگر فرضاً ثابت است.
این اندازه اطلاعات برای عموم ممکن است حاصل شود و سطحی است. ولی بعضی افراد اطلاعاتشان درباره این مسائل عمیق است و از سطح ظواهر به اعماق جریانها نفوذ می کند و آنها کسانی هستند که به ریشه این جریانهاپی برده اند، یعنی می دانند که چه جریانی موجب شده که فلان کالا فراوان شود و فلان کالای دیگر نایاب، فلان کالا گران شود و فلان کالا ارزان؟ و چه چیز موجب شده که سطح قیمتها مرتب بالا رود؟ تا چه اندازه این جریانها ضروری و حتمی و غیرقابل اجتناب است و تا چه اندازه قابل جلوگیری است؟
اگر کسی اطلاعاتش در مسائل اقتصادی به حدی برسد که از مشاهدات سطحی عبور کند و به عمق جریانها پی ببرد او را متفقّه در اقتصاد باید خواند.
مکرر در قرآن کریم و اخبار و روایات مأثوره از رسول اکرم و ائمه اطهار امر به تفقّه در دین شده است. از مجموع آنها چنین استنباط میشود که نظر اسلام این است که مسلمین، اسلام را در همه شئون عمیقاً و از روی کمال بصیرت درک کنند. البته تفقه در دین که مورد عنایت اسلام است شامل همه شؤون اسلامی است اعم از آنچه مربوط است به اصول اعتقادات اسلامی و جهان بینی اسلامی، و یا اخلاقیات و تربیت اسلامی، و یا اجتماعیات اسلامی و یا عبادات اسلامی و یا مقررات مدنی اسلامی و یا آداب خاص اسلامی در زندگی فردی و یا اجتماعی و غیره. ولی آنچه در میان مسلمین از قرن دوم به بعد در مورد کلمه فقه مصطلح شد قسم خاص است که می توان آن را فقه الاحکام یا فقه الاستنباط خواند، و آن عبارت است از: فهم دقیق و استنباط عمیق مقررات عملی اسلامی از منابع و مدارک مربوطه.
احکام و مقررات اسلامی درباره مسائل و جریانات، به طور جزئی و فردی و به تفصیل درباره هر واقعه و حادثه بیان نشده است و - امکان هم ندارد، زیرا حوادث و وقایع در بی نهایت شکل و صورت واقع میشود - بلکه به صورت یک سلسله اصول، کلیات و قواعد بیان شده است.
یک نفر فقیه که می خواهد حکم یک حادثه و مسأله را بیان کند باید به منابع و مدارک معتبر که بعداً درباره آنها توضیح خواهیم داد مراجعه کند و با توجه به همه جوانب نظر خود را بیان نماید. این است که فقاهت توأم است با فهم عمیق و دقیق و همه جانبه.
فقها در تعریف فقه این عبارت را به کار برده اند:
هو العلم بالاحکام الشرعیه الفرعیه عن ادلتها التفصیلیّة
یعنی فقه عبارت است از علم به احکام فرعی شرع اسلام (یعنی نه مسائل اصول اعتقادی یا تربیتی بلکه احکام عملی) از روی منابع و ادلّه تفصیلی. (بعداً درباره این منابع و مدارک توضیح خواهیم داد).