فهرست کتاب


فضیلت زیارت امام حسین (علیه السلام) در احادیث و روایات همراه با زبده ترین زیارتهای وارده

رسول خامه یار

در سایه عرش خدا

عن ابن بکیر، عن أبی عبدالله الامام جعفر الصادق (علیه السلام) قال: قلت له انی انزل الارجان و قلبی ینازعنی الی قبر ابیک، فاذا خرجت فقلبی وجل مشفق حتی ارجع خوفاً من السلطان و السعاه و اصحاب المسالح.
فقال: یابن بکیر؛ اما تحب ان یراک الله فینا خائفاً، اما تعلم انه من خاف لخوفنا اظله الله فی ظل عرشه، وکان محدثه الحسین (علیه السلام) تحت العرش، و امنه الله من افزاع یوم القیامة(87).
ابن بکیر گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم، من به شهر ارجان در فارس خواهم رفت درحالیکه دلم مرا به سوی قبر پدرت می خواند، چنانچه عزیمت نمایم، دلم نگران خواهد بود تا آن که با ترس از پادشاه و حاکم ستمگر و خبرچینان و نگهبانان مرزها و حدود بازگردم.
(امام (علیه السلام)) فرمود؛ای ابابکر! آیا نمی خواهی خداوند تو را در میان ما با ترس ببیند؟ آیا نمی دانی کسی که به خاطر ترس ما، بترسد، خداوند او را در سایه عرشش قرار خواهد داد و ما امام حسین (علیه السلام) در کنار عرش هم صحبت خواهد بود و خداوند او را از ترس های روز قیامت امان خواهد داد؟

نود حج با پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

قال الامام جعفر الصادق (علیه السلام): کان الحسین بن علی (علیه السلام) ذات یوم فی حجر النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) بلاعبه ویضاحکه، فقالت عائشه: یا رسول الله: ما اشد اعجابک بهذا الصبی؟!
فقال لها: ویلک و کیف لا احبه و لا اعجب به وهو ثمره فؤدای و قره عینی، اما ان امتی ستقتله، فمن زاره بعد وفاته کتب الله له حجه من حججی.
قالت: یا رسول الله؛ حجه من حججک؟!
قال: نعم؛ حجتین من حججی.
قلت: یارسول الله؛ حجتین من حججک؟!
قال: نعم؛ و اربعه.
قال: فلم تزل تزاده و یزید ویضعف حتی بلغ تسعین حجه من حجج رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) باعمارها(88).
امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام حسین بن علی (علیه السلام) روزی بر زانوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بود، با او شادی می نمود و بازی می کرد.
عایشه گفت:ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، چه چیزی شما را اینگونه شیفته این کودک نموده است؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: وای بر تو چگونه او را دوست نداشته باشم و شیفته او نباشد درحالیکه او میوه دل من و روشنایی چشم من است، اما بدان که امت من او را خواهند کشت و هر کس او را پس از وفات من زیارت نماید، خداوند ثواب حجی از حج های من را برای او می نویسد.
گفت:ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حج از حج های تو؟
فرمود: آری دو حج از حج های من.
گفت:ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دو حج از حج های تو.
فرمود: آری و چهار.
گفت: همچنان زیاد و زیادتر می گردید تا آنکه به نود حج با پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید.

سید الشهداء (علیه السلام)

عن ام سعید الاحمسیه قالت: جئت الی أبی عبدالله الامام جعفر الصادق (علیه السلام) فدخلت علیه، فجاءت الجاریه فقالت: قد جئتک بالدابه.
فقال: یا ام سعید ای شی ء هذه الدابه. این تبغین تذهبین؟
قالت: ازور قبور الشهداء.
فقال: ما اعجبکم یا اهل العراق، تأتون الشهداء من سفر بعید و تترکون سید الشهداء لا تأتونه.
قالت: قلت له: من سید الشهداء؟
قال: الحسین بن علی.
قلت: انی امراه.
فقال: لا باس لمن کان مثلک ان تذهب الیه و تزوره.
قال: قلت ای شی ء لنا فی زیارته؟
قال: تعدل حجه و عمره و اعتکاف شهرین فی المسجد الحرام و صیامهما، و خیر منها.
قالت: وبسط یده و ضمها ثلاث مرات(89).
ام سعید احمسیه گفت: نزد امام صادق (علیه السلام) رفتم و بر او وارد شدم خدمت گذارم آمد و گفت: سواره (مرکب) تو را آماده نمودم.
فرمود:ای ام سعید با این مرکب قصد داری به کجا بروی؟
گفت: زیارت قبر شهدا را بنمایم.
فرمود: از شما تعجب می کنم ای مردم عراق! به زیارت شهدا از سفر دور می آیید و به زیارت قبر سید الشهداء (علیه السلام) نمی روید؟
گفت: به او عرض کردم چه کسی است سید الشهداء؟
فرمود: حسین بن علی (علیه السلام).
گفتم: من زن هستم
فرمود: چه اشکالی دارد فردی مثل تو برود و آن حضرت را زیارت نماید.
گفت: چه پاداشی در زیارت او بر من است؟
فرمود: برابر با پاداش حج و عمره و دو سال اعتکاف و روزه اش در خانه خدا و بیش از آن.
گفت: دست خود را سه بار دراز نمود و آن را بست.