فهرست کتاب


با امام در میهمانی خدا

احمد ضرابی

جدول مراقبه: دوری و اجتناب از حرامهای الهی

چنانچه مایل هستید حداقل یکی از توصیه های فوق را در ایام معنوی این ماه مبارک به منظور خود سازی عملی سازید. شماره توصیه انتخابی خود را در جدول زیر بنویسید و در هر روزی که توفیق اجرای آن را یافتید برای خود علامت مثبتی () مقابل همان روز ثبت نمایید.
صفحه 93

27 - ولایت جان همه عبادتها

متن: ثم بکی فقلت: یا رسول الله ما یبکیک، فقال: یا علی ابکی لما یستحل منک فی هذا الشهر، کانی بک و انت تصلی لربک، و قد انبعث اشقی الاولین و الاخرین شقیق عاقر ناقه ثمود، فضربک ضربه علی قرنک فخضب منها لحیتک، قال امیر المؤمنین (علیه السلام)، فقلت: یا رسول الله ذلک فی سلامه من دینی؟ فقال (صلی الله علیه و آله) فی سلامه من دینک، ثم قال: یا علی من قتلک فقد قتلنی و من ابغضک فقد ابغضنی ومن سبک فقد سبنی لانک منی کنفسی، روحک من روحی و طینتک من طینتی، ان الله تبارک و تعالی خلقنی و ایاک و اصطفانی و ایاک و اختارنی للنبوه و اختارک للامامه، فمن انکر امامتک فقد انکر نبوتی.
یا علی انت وصیی و ابو ولدی و زوج ابنتی و خلیفتی علی امتی فی حیاتی و بعد موتی، امرک امری، نهیک نهیی، اقسم بالذی بعثنی بالنبوه و جعلنی خیر البریه انک لحجه الله علی خلقه و امینه علی سره و خلیفته علی عباده(87).
ترجمه: آنگاه کریه کرد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ، از حضرتش پرسیدم چه چیز تورا به گریه انداخت؟ فرمود یا علی، گریه ام برای آن چیزی است که در این ماه از تو حلال می دانند. گویا می بینم تو را که برای پروردگارت نماز می گزاری و حال اینکه برانگیخته می شود بدبخت مردمان گذشته، شقی تر از پی کننده ناقه ثمود، پس برفرق سر تو ضربتی زند و محاسن تورا بدین وسیله با خونت خضاب نماید.
علی، (علیه السلام)، فرمود: به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتم این کار در حال سلامت دین من است؟ فرمودند: در سلامت دین توست، سپس فرمود: یا علی کسی که تو را بکشد همانا مرا کشته، و هرکه با تو دشمنی کند دشمن من است و هر که تو را دشنام دهد مرا دشنام داده؛ زیرا که تو نسبت به من مانند جانم می باشی، روان تو از روان من و طینت تو از طینت من است، بدرستی که خدای بزرگ، من و تو را با هم آفرید و من و تو را با هم برگزید؛ مرا به نبوت و تو را به امامت. و هر که امامت تو را انکار نماید پس به تحقیق نبوت مرا انکار نموده.
یا علی تو وصی من و پدر فرزندان من و شوهر دختر من و جانشین من در امتم در حیات و بعد از ممات من می باشی. امر تو امر من، نهی تو نهی من است. سوگند به آنکه مرا به نبوت مبعوث فرموده و مرا بهترین خلق قرار داده بدرستی که تو هر آینه حجت خدایی بر خلقش، و امین او هستی برسرش و جانشین او می باشی بربندگانش.
انسان مجذوب هر کمالی بشود رنگ آن را بر خود می زند و خود را فانی در او می کند و بقای خود را در او جستجو می نماید و حقیقت این جذبه همان ولایت است که اگر متوجه دنیا و مظاهر آن شد ولایت شیطان است؛ مانند قدرتی که از مرزها بگذرد و همه را مقهور اقتدار خود کند، قدرتی که مردم را در خدمت خود گیرد، علمی که دست او را در به چنگ آوردن آنچه در دست مردم است باز کند، و جاه و مقامی که زبانها را ثناگوی او و چهره ها را خاکسار قدم او سازد. هر کس به هر اندازه مجذوب این امور باشد و در دل، خود را مزین به این کمالات دروغین، آرزو کند، حقیقت این جذبه شخصیت جدیدی به او می دهد که هویت گذشته او را در خود ذوب می کند و فانی در محبوب پوشالی خود و باقی به بقای او می شود اما از آنجا که باطل را بقایی نیست؛ للباطل جوله و للحق دوله همه آنچه را که برای خود ساخته، تبدیل به آتش حسرت و افسوس همیشگی خواهد شد، در مقابل جذبه الهی که در دنیای انسانها از طریق صفات انسانی به ظهور می رسد، به هر مقدار در دل بنشیند او را الهی می کند و از این روست که عشق علی که ولای او، و فنای دراو، و بقای به اوست، مطابق با فطرت همه انسانهاست که همان میزان حق و صراط مستقیم سلوک الی الله است.
فطری بودن ولایت:
چون فطرت فنای در کمال مطلق را خواهد حصول آن حقیقت - که حقیقت ولایت است - حصول فنای در کمال مطلق است، پس حقیقت ولایت نیز از فطریات [است ] و از این جهت است که در روایات شریفه: فطره الله التی فطر الناس علیها(88) را گاهی تفسیر فرموده به فطرت معرفت و گاهی به فطرت توحید و گاهی به فطرت ولایت و گاهی به اسلام.
در بعضی از روایات است که از حضرت باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: فطره الله فطر الناس علیها، لا اله الا الله و محمد رسول الله و علی امیر المؤمنین ولی الله(89) است و تا اینجا توحید است(90).
ولایت اهل بیت عصمت و طهارت و دوستی خاندان رسالت، علیهم السلام، و عرفان مقام مقدس آنها، امانت حق است، چنانچه در احادیث شریفه کثیره امانت را در آیه تفسیر فرموده اند به ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام). و چنانچه غصب ولایت و سلطنت آن حضرت خیانت به امانت است، ترک تبعیت آن بزرگوار از مراتب خیانت است. و در احادیث شریفه وارد است که شیعه کسی است که تبعیت کامل کند؛ و الا مجرد دعوی تشیع بدون تبعیت، تشیع نخواهد شد.
بسیاری از خیالات از قبیل اشتهای کاذب است! به مجرد آنکه در قلب خود دوستی از حضرت امیر، (علیه السلام)، و اولاد طاهرینش دیدیم، مغرور به این دوستی می شویم و گمان می کنیم با ترک تبعیت این دوستی محفوظ می ماند. چه اطمینان است که اگر انسان مراقبت نکرد و آثار دوستی را ترک کرد، این دوستی باقی بماند؟ ممکن است در آن فشارهای سکرات که از برای غیر مؤمنین و مخلصین می باشد، انسان از دهشت و وحشت، علی بن ابیطالب (علیه السلام)، را فراموش کند(91).

حقیقت شفاعت شافعان:

جلوه شفاعت شافعان در این عالم هدایت آنهاست، و در آن عالم باطن هدایت شفاعت است. تو از هدایت اگر بی بهره شدی، از شفاعت بی بهره ای؛ و به هر قدر هدایت شدی، شفاعت شوی(92).