کاوشی نو در اخلاق اسلامی و شوؤن حکمت عملی ج 1

نویسنده : آیت الله حسین مظاهری مترجم : محمود ابوالقاسمی

مقدمه

اهمیت علم اخلاق

بی تردید، اخلاق در اسلام دارای اهمیت فراوانی است. این امر به لحاظ جنبه های زیر است: نخست، علاوه بر آنکه اخلاق از ارکان اسلام در ردیف عقاید و احکام به شمار می آید، عامل پیوند انسان به پروردگار بزرگش می باشد و همانا این پیوند مقصود اصلی در ایجاد انسان است. زیرا که آن بزرگترین کمال آدمی است و تمامیت کمالات انسان وابسته به آن است و همانگونه که بر قلم تقدیر رفته است، آدمی کامل نگردد، مگر آنکه در مسیری گام بردارد که خدای متعال در شریعت بزرگش برای او ترسیم نموده است و راهی را بپیماید که پیامبران و جانشینان و پیروان آنها در ارائه آن جهد بلیغ نموده اند.
دیگر آنکه آیین مقدس اسلامی در تمامی زمینه ها، چه در مسایل اجتماعی (اعم از نظام خانوادگی و احوال فردی) و چه در مسایل اقتصادی و سیاسی و غیر آن، جز با شیوه اخلاقی که این دین پاینده بر آن استوار است، تمام و کامل نمی گردد.
درک این مطلب از این سخن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و موارد مشابه آن برای ما میسر است که فرمود: همانا بر انگیخته شدم تا مکارم اخلاق را به کمال رسانم.(1)
همچنین اگر نزد خداوند ویژگی یی برتر از اخلاق وجود داشت، هر آینه خدای متعال در قرآن کریم، در ستایش پیامبر گرامیش که سرور کائنات و اشرف موجودات است، بدان اشاره می فرمود. اهمیت اخلاق و ارج و بهای آن از این امر ظهور و بروز یافت که خداوند متعال بر فرستاده بزرگوارش منت نهاد و فرمود: همانا تو دارای خلقی بزرگ هستی.(2)
دیگر آنکه علم اخلاق از دانشهایی است که به انسان و حالات گوناگون آن و سایر علوم و معارف انسانی اهتمام می ورزد. علم اخلاق از فضیلتها و مکارم انسانی، چگونگی به دست آوردن آنها و نحوه آراستن نفس به آن صفات نیک سخن می گوید. همچنین از رذیلتها و صفات ناپسند و چگونگی دوری جستن از آنها و بازداشتن نفس از آلوده شدن به آن صفات و نیز آثار گوناگون اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آنها بحث و گفتگو می کند.
از این رو اخلاق در آیین اصیل اسلام اهمیتی والا می یابد بویژه آنکه پیامبر گرامی اسلام نخستین معلم اخلاق و الگوی نمونه آن شمرده می شود. خداوند متعال در حق آن حضرت فرموده است: برای شما اگر به خدا و روز قیامت امید می دارید و خدا را فراوان یاد می کنید، شخص رسول الله، مقتدای پسندیده ای است.(3)
همچنین ائمه اطهار (علیهم السلام)، پس از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، نمونه هایی زنده از اخلاق نیکو و شیوه برتر زندگی بوده اند که صفحات تاریخ اسلام را به وجود خویش آراسته اند. سیره و شیوه زندگی آن بزرگواران، بی تردید آینه تمام نمای سیره نیای بزرگوارشان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. چنانکه خدای متعال درباره آنان فرموده است: جز این نیست که خدا می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک دارد.(4)
لکن آنچه مایه تاسف است، این است که علی رغم اهمیت این علم و تاثیرات مثبت آن در پیراستن نفس و اصلاح آن، در برنامه های درسی و حوزه های علمی و مجامع فرهنگی ما از این درس اساسی خبری نیست و بیم آن می رود که این رشته از دانش که در نوع خود بی نظیر است، نه تنها در معرض فراموشی قرار گیرد، بلکه برای انسانهای عصر حاضر ناشناخته و مجهول باقی بماند و چه نیکو گفته است ابوحامد غزالی در مقدمه احیاء علوم الدین آنجا که می گوید: ... و اما علم دستیابی به آخرت و آنچه که پیشینیان صالح ما نگاشته اند و آنچه که خداوند سبحان در کتاب خود، آن را فقه، حکمت، علم، روشنایی، نور، هدایت و رشد نامیده است، هر آینه درمان آن را در هم پیچیده و در بوته فراموشی نهاده اند.
با ظهور انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران، این علم همچون سایر دانشهای بنیادینی که انقلاب اسلامی به آنها اعتبار بخشید، مورد توجه فراوان قرار گرفت، زیرا انقلاب پیروزمند ملت مسلمان ایران تنها به تغییر و دگرگونی جنبه های مادی زندگی توجه نداشت، بلکه تحول شیوه های فرهنگی و تربیتی و بنیادهای فکری اخلاقی در مرکز توجه و قله هدف آن قرار داشت.
پیشوای بزرگ انقلاب اسلامی، عارف فقید، حضرت امام خمینی - که خداوند درجاتش را متعالی گرداند - نه تنها الگوی اخلاق نیکو در عصر ما شمرده می شد، بلکه از بزرگترین اساتید این فن و درخشانترین آنها در قرن حاضر به حساب می آمد، چنانکه خدای تعالی می فرماید: ((هر آینه از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند))(5) خداوند بهترین پاداش و وافرترین برکات خود را از این علم، به ایشان عطا فرماید.
امام بزرگوار - که رضوان خدا بر او باد - همواره در طول حیات خود، به این علم سفارش می کرد و پیروان خود را نسبت به گسترش آن تشویق و ترغیب می نمود. آن بزرگوار هیچ گاه سفارش به این امر را از یاد نبرد، تا اینکه در وصیت نامه الهی سیاسی خود چنین فرمود: ((و از بالاترین و والاترین حوزه هایی که لازم است به طور همگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله رزقنا الله و ایاکم، که جهاد اکبر می باشد.))(6)
از اینجا اهمیت گفتگو درباره اخلاق و فراخواندن مردمان به سوی آن بویژه در عصر کنونی ظاهر می گردد. زمانه ای که جاذبه های فریبنده مادی فراوان گشته و فضایل درخشان انسانی تباه گردیده و مردمان اندک اندک از دینشان فاصله می گیرند و نسبت به چگونگی ارتباط با پروردگار بزرگ خود آگاهی ندارند، پس از رهگذر آن فاجعه های عظیم فرهنگی رخ می دهد، و آثار ظلم و استبداد و تبعیض نژادی ظاهر می گردد و ابرهای تیره نادانی آسمان بشریت را فرا می گیرد و ظلالت آشکار می گردد.
اینهمه، موجب دوری انسان از اخلاق کریمه و پاک داشتن نفس و پیراستن آن از بدی گردیده است، بنابر این زندگی شایسته و امید سعادت و نیکویی در این عصر برای ما میسر نیست، مگر آنکه با خدا پیوند برقرار نموده و به اصول اساسی دین حنیف بازگردیم و به اخلاق الهی و عمل به آنچه که لازمه ایجاد مدینه فاضله و تدارک مقدماتی فرج است، تمسک جوییم.

سیر تحول کتابهای اخلاقی در فرهنگ اسلامی

به دلیل اهمیت بحث درباره این علم الهی، کتب و مجموعه های بزرگی درباره علم اخلاق و تزکیه نفس در پهنه جهان اسلام انتشار یافته است؛ از بسیاری تعداد این کتابها، شمارش آنها در این مقدمه کوتاه نیست،
لکن در اینجا نگاهی گذرا بر مهمترین کتابهای اخلاقی می افکنیم تا جایگاه این کتاب را در بین آنها بازگوییم، در حالی که از بخش بزرگتر آن، که پیرامون معجم های خاص این موضوع است، ذکری به میان نمی آوریم.
1- رسائل اخوان الصفا و خلان الوفا:
در قرن چهارم هجری گروهی از مردمان به نام اخوان الصفا زندگی می کردند، که به خواست خودشان ناشناخته ماندند.
آنان رساله هایی را مشتمل بر خلاصه علوم زمانشان نگاشتند. هدف آنان مطابق آنچه بیان کرده اند، پاک ساختن شریعت از اوهام و خرافات بوده است. ایشان اخلاق را بر اساس تفکرات فلسفی خود تدریس می کردند. از این رو مباحث اخلاقی آنان، شامل جنبه های نظری عقلی و ذوقی عرفانی است.
2- السعادة و الا سعاد فی السیرةالانسانیة:
شیخ ابوالحسن عامری نیشابوری توفی 381 ه ق) از نخستین محققانی بود که درباره اخلاق، کتابی مستقل تالیف نمود. او در کتاب خود از مفاهیم اخلاقی موصوف در کتابهای افلاطون و ارسطو اقتباس نموده، آنها را با نکات عقلی و پندهای حکمت آموز بیامیخت.
3- تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق:
شیخ ابو علی مسکویه (421 - 325 ه .) از بزرگترین فلاسفه اسلامی بود و او اولین کسی است که درباره اخلاق از دیدگاه عقلی محض بحث نمود.
موضوع کتاب او خوشبختی است، و در هفت باب آن را تنظیم کرده است، و آن مجموعه ای از آرای اخلاقی افلاطون، ارسطو و جالینوس و احکام شریعت اسلامی است. بر اساس دیدگاه او اخلاق از نفس و جان آدمی نشأت می گیرد و لذا در آغاز کتابش درباره شناخت نفس و قوای نفسی سخن گفته است. کتابهای اخلاقی دیگری نیز داشته است، که از جمله آنها می توان به الفوض الاکبر و الحکمة الخالدة اشاره کرد.
4- احیاء علوم الدین:
این کتاب، مجموعه ای اخلاقی است، نوشته شیخ ابو حامد محمد بن محمد غزالی طوسی (505 - 450 ه ق) و مهمترین کتاب و اثر اوست. گفتار رسای او درباره هدفش از نگارش این کتاب پیش از این ذکر شد. او این کتاب را مشتمل بر چهار بخش قرار داد و آنها عبارتند از: عبادات، عادتها، هلاک کننده ها و نجات دهنده ها؛ و در صدر همه اینها کتاب دانش را قرار داد. همچنین او خلاصه ای از این کتاب را به نام کیمیای سعادت به زبان فارسی نوشت. از او کتابهای اخلاقی دیگری نیز باقی مانده، که از آن جمله نصیحت الملوک و معراج السالکین است.
5- المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء:
این مجموعه از آن بزرگترین فلاسفه الهی و والاترین محدثین، مرحوم محمد بن مرتضی مشهور به مولی محسن فیض کاشانی است (1091 - 1006 ه ق). وی از شاگردان صدر المتالهین مولی صدرالدین شیرازی و داماد اوست.
این کتاب در حکم پاکسازی و تصحیح کتاب احیاء علوم الدین غزالی است. مؤلف - که رحمت خدا بر او باد - در بیان غرض از تالیف کتاب، چنین می گوید: ... بیشتر احادثی که در آن (احیاء علوم الدین) نقل گردیده، به افرادی اسناد داده شده که به دروغ و افترا بستن بر خدا و رسولش شهرت دارند. کسانی که به سخنانشان اعتمادی نیست، هر چه با عقل و دین مطابقت داشته باشد. در حالی که در احادیث ما که از ائمه معصوم و خاندان وحی (علیه السلام) نقل شده است، بیانی نیکوتر و شیوه ای محکمتر یافت می شود.
همچنین در آن کتاب، حکایتهایی عجیب و داستانهایی شگفت انگیز از اهل تصوف و امور دیگر نقل شده است که دلهای حق جویان از اهل تشیع از آن آزرده می گردد. پس بر آن شدم تا آن کتاب را تهذیب نمایم و نقص و عیب را از دامان آن بزدایم و مطالب آن را بر پایه های استوار بنا سازم، تا هیچ گونه شک و تردیدی در مورد آن روا نباشد، و در بعضی از ابواب مطالبی را که از امام بزرگوار شیعه (علیه السلام) و پیروان آنها در خصوص اسرار و رموز مختص آنها نقل شده است، بدان بیفزایم...(7)
6- جامع السعادة:
این کتاب نوشته شیخ بزرگ و حکیم عارف، مولی محمد مهدی نراقی (1209 - 1128 ه ق) است. این بهترین کتاب و کاملترین آن در موضوع علم اخلاق است. شیخ آقا بزرگ تهرانی در ((الذریعة می گوید:
آن جامعترین کتابی است که در علم اخلاق به وسیله علمای متأخر نوشته شده است و ترجمه فارسی آن با تغیرات اندک توسط فرزند مؤلف مولی احمد بن مهدی نراقی (م 1245ه) صورت گرفته و با نام معراج السعادة انتشار یافته است.(8)
مرحوم نراقی در آغاز این کتاب چنین گفته است: ابتداء مقدماتی سودمند را برای رسیدن به مقصد ذکر می کنیم، سپس به اقسام اخلاق و پایه های آن از قوای نفسانی اشاره می نماییم و اجناس، انواع و نتایج و ثمرات آن رامی نگاریم. سپس به درمان کلی اخلاق ناپسند می پردازیم و به دنبال آن برای هر یک از اخلاق ناپسند که دارای اسم مشهوری است و برای افعال نکوهیده ای که از آن سرچشمه می گیرد، طریقه درمان ذکر می کنیم و به دنبال آن صفات پسندیده ضد آنها را به همراه با دلایل عقلی و نقلی مبنی بر فضل و رجحان آنها بیان می کنیم. زیرا آگاهی بر فضیلت و برتری هر خوی و صفت پسندیده و مداومت بر آثار آن مؤثرترین درمان، برای از بین بردن اخلاق متضاد با آن است و از روش علمای گذشته دایر و بیان رذایل اخلاقی پیش از فضایل پیروی نمی کنیم، بلکه نخست آنچه را از صفات نیک و بد که به نیروی عاقله مربوط می شود، سپس آنچه به نیروی خشم و پس از آن، آنچه که به نیروی شهوت تعلق دارد، ذکر می کنیم، در مرحله بعد آنچه را که به دو نیرو و یا هر سه این نیروها مرتبط است، مورد بحث قرار دهیم.
این شیوه برای بیان اخلاق و شناخت صفات متضاد و آگاه به مبادی و انواع آن شایسته تر است و این از مهمترین اموری است که پژوهندگان این علم بدان نیاز دارند. در این کتاب به مسایل مربوط به اداره خانواده (تدبیر منزل) و امور کشوری (سیاست مدن) پرداخت نشده است، برای آنکه هدف ما در این کتاب تنها پاکسازی نفس و تهذیب اخلاق بوده است، و آن را جامع السادات نامیدم و آن را در سه فصل تنظیم نمودم...(9)
استاد محمد رضا مظفر رئیس دانشکده فقه در نجف اشرف در مقدمه ای که بر کتاب مزبور نگاشته، چنین آورده است: شیوه علمی یی که مؤلف مباحث خود را از ابتدا تا انتها بر آن بنا نهاده، بر اساس نظریه وسط و افراط و تفریط در اخلاق می باشد. این نظریه میراثی از فلسفه یونانی است که نویسنده در جزء اول کتاب خود، صفحه 95 درباره آن بحث نموده است. و شایسته نیست که ما در این امر مناقشه کنیم و این امر امتیازی برای این کتاب محسوب نمی شود، زیرا ویژگی این کتاب در تکیه کردن بر این نظریه اساسی همچون ویژگی سایر کتابهای علمی است، که در زمینه اخلاق اسلامی نوشته شده است.(10)
از ویژگیهای ممتاز کتاب جامع السعادات آن است که، تقسیم بندی خود را بر اساس نیروهای سه گانه خرد، شهوت و خشم قرار داده و دلیل آن را این گونه بیان کرده است: تمامی صفات نیک و بد از دایره شمول و ارتباط با نیروهای سه گانه نفس بیرون نیستند.(11)
سپس برای هر یک از نیروهای نفس صفات نیک و بد مربوط به آن را با ذکر اجناس و انواع آن بیان می کند و به تطبیق نظریه وسط و افراط و تفریط بر هر یک از انواع آن صفات می پردازد، و این امر همان گونه که خود ادعا نموده، پیش از او سابقه نداشته است. آنجا که می نویسد: آگاه باش که بر شمردن فضایل و رذایل و نگارش آنها و وارد کردن برخی در برخی دیگر و اشاره به نیروهای نفسانی یی که موجب ایجاد آن گردیده، همان طور که به تفصیل نگاشته ایم، از اموری است که دانشمندان اخلاق بدان نپرداخته اند؛ البته در بعضی از موارد به این امر پرداخته اند، لکن از بیان آنها در این موارد مخالف ت با این شیوه آشکار است.(12)