پای درس پروردگار (جلد هشتم)

استاد جلال الدین فارسی

9- بستن روزنه علّی به روی معارف حقه و تجلی هستی برین

این عمل ارادی و آگاهانه با گشودن روزنه علی ذهن به روی کفر و باطل و دروغ و افترا و بهتان و حرفهای پوچ و نظایرش همراه است... ولکن من شرح للکفر صدرا.
و این نقطه مقابل رفتار درونی و آگاهانه مردم حق پذیر تعالی جوی خرد ورزی است، همچنین بالاترین مرتبه و مداوم ترین و گسترده ترینش نصیب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ما شده است: الم نشرح لک صدرک و وضعنا انک وزرک...(129)
این عمل مردم پست که خدا به آنها لقب شر الدواب می دهد با عمل بکار نگرفتن خرد و عدم تعقل وابسته است و ستمگری برخود و بر دیگران آن را تشدید کرده به وخامت می برد. نسبت به آن هم آگاه و هشیارند، چنانکه گاهی به زبان می آورند. و قالوا قلوبنا فی أکنه مما تدعونا الیه و فی آذاننا و قرا(130)
و خدا در وصف حالشان می فرماید: و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی آذانهم و قرا(131) و من یرد أن یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء(132). و لکن قست قلوبهم...(133)
در قبائل بالی، مردم نه حافظه تاریخی دارند و نه به آینده اندیشیده و تصوری از آن - از جمله زندگی پس از مرگ، معاد، قیامت و پاداش و کیفر اعمال - دارند، در نتیجه مردم در انتظار هیچ چیز نیستند و در زمان حال و لحظه زندگی می کنند(134)
امیدی به رحمت رحیمی را که تعلق به آینده هر رفتار و کاری دارد فاقدند. مصداق آیه کریمه اند و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا... در برابر نظرشان به تاریخ سدی قرار دادیم و در برابر نظرشان به آینده سدی تا چنان در پوشیدیمشان که آنان نظر بصیرت ندارند.
این جز بسر بردن در ظلمات نیست که در آیات بسیار از آن یاد می شود.

10- تقلید کورکورانه، و پذیرش سنت فرهنگی - سیاسی الحادی و طاغوتی باطل

همانچه با سایر رفتارهای معرفت شناختی مردم پست ملازمه داشته وجه دیگری از آنها بشمار می آید وجه دیگری از نیندیشیدن، خرد نورزیدن، یاد ناگیری، و بستن روزنه علی به روی معارف حقه، پند و موعظه و آیات قرآن و حدیث نبوی.
خداوند بارها مردم کافر منحط عصر پیامبر خاتم و ادوار پیش از آن را به دلیل تقلید کورکورانه از سنت فرهنگی، سیاسی الحادی و طاغوتی که همان رویه و دین پیشینیان باشد نکوهش می فرماید مؤلف المیزان - اعلی الله مقامه - می نویسد: بطوری که از تعلیمات قرآن شریف هویداست هدایتهای الهی بر اساس نفی تقلید کورکورانه نهاده شده و دعوت به فراگیری دانش است. چون هدف آن هدایت ها معرفت و خداشناسی است راه وصول به آن هم ترغیب و تشویق یادگیری و تحصیل علم است... چون قرآن این گونه تقلید را غلط دانسته و خواسته است که پیروانش به دانایی کامل برسند ابتدا حقایق معارف را برای بشر بطور واضع و روشن شرح داده است. سپس ارتباط خاصی را که احکام و قوانینش با این معارف دارند بیان داشته است.(135)

60 - مشترکات چهار زندگی پست: تصویر عمومی بعد از خدا

فروگردهای چهارگانه بعد از خدا یا چهار زندگی پست که تنزل از مبدا زندگی انسانی باشد در عین تفاوتهای ما هوی با یکدیگر، مشترکاتی دارند، برای مثال، در زندگی فرد دام وار، فرد دون جانور، آدم دنیادار، و فرد مستکبر پدیدارهای انکار معارف حقه، کفر به سنت فرهنگی - سیاسی وحیانی و توحیدی، شرک به خدا، سر سپاری به طاغوت، داشتن علائق پست، باور به باطل، زشتکاری، رفتارهای ستمگرانه نسبت به خود و نسبت به دیگران، پذیرفتن یک یا چند اسارت، ذلت، و از آن خود کردن اسارت - ذلت، بی خیری، و عدم مهرورزی نسبت به محرومان، کاملا نمایان است. بعکس از اندیشه آزاد و از بند علائق پست و آز و سائقه های عضوی، از خردورزی یا تفکر در آیات آفاقی وانفسی و درباره نیکویی - الحسنی، تعالی و انحطاط، فضیلت و رذیلت، از امید و ایمان به واقعیات فوق محسوسات و مشهودات، ایمان به خدا، به زندگی پس از مرگ، به حساب و کتاب تکوینی، و وجود حکمتی در نظام هستی و برپایی آن و جریانش... خبر و اثری یافت نمی شود.
در آیاتی از قرآن مجید سخن از همین پدیدارهای مشترک در چهار زندگی پست می رود: و من یشرک بالله فکانما خر من السماء فتخطفه الطیر أو تهوی به الحریح فی مکان سحیق و هر کس به خدا شرک ورزد چنان باشد که از آسمان فرو لغزیده آنگاه پرنده شکاری او را در ربوده باشد یا باد او را به پرتگاهی ژرف فروافکنده باشد.(136)
و اما من بخل واستغنی و کذب بالحسنی... و اما کسی که بخل ورزید و خود را بی نیاز انگاشت و نیکویی را (یا بهتری و تعالی و خدا را که کمال مطلق است یا بهشت نیکی و زندگی طیبه...) را دروغ شمرد و تکذیب کرد...(137)