پای درس پروردگار (جلد هشتم)

استاد جلال الدین فارسی

8 - استکبار، یا خود بزرگ بینی

خود بزرگ بینی همزاد خود غنی - ثابت پنداری است. دیدن در این دو پدیدار مشاهده یا ادراک یک واقعیت نیست. ادراکی است ناشی از اراده زندگی پست و ایجاد علائق پست استکباری یا دنیاداری در خویشتن، که سبب می شوند صاحب و موجد آن علائق، جهان و امور را بطور غیر واقعی تصور نماید و خودش را هم در نسبت با انسان های پاک و متعالی، و هستی برین، و کمال مطلقی که مبدأ هستی است، بزرگ پندارد: کبر، و تکبر.
تشکیل وضع نفسانی کبر و تکبر در فرد او را به مجادله بدون دلیل و برهان بر سر آیات خدا و تعالیم او بر می انگیزد: بیگمان، کسانی که درباره آیات خدا بدون اینکه حجتی به آنان رسیده باشد مجادله می کنند در اندرونشان جز کبری که هرگز به آن نخواهند رسید ندارند. از این رو به خدا پناه ببر، زیرا او شنوای بیناست. بیشک آفرینش آسمان ها و زمین بزرگتر از آفرینش آدمیان است ولی بیشتر آدمیان نمی دانند و کور و بینا یکسان نباشند و نه کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند با بدکاری برابرند، اندک مواردی پند می گیرید. بیگمان، رستاخیز آمدنی است، در آن شکی نیست، ولی بیشتر آدمیان ایمان نمی آورند. و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم. بیشک کسانی که از عبادتم استکبار می ورزند بزودی در نهایت خواری به دوزخ درآیند.(128)
از این آیات و نظائرش استنباط می شود که بسیاری از داوری ها و اظهار نظرها نتیجه اندیشه حقیقت جویانه یا استدلال صحیح نیست. اساسا نظر و عقیده به مفهوم علمی نیست. کارکردها و علل دیگری دارد. علتش موضعگیری خاص کبر، تکبر، و استکبار است که به فرد خود شیفته اختصاص دارد. باوری به محتوای آن هم در کار نیست. حتی در اغلب موارد معرفت و دانشی هم حاصل شده و صرف پندار و تقلید از رأی و نظر یا القامات دیگران است.

9- بستن روزنه علّی به روی معارف حقه و تجلی هستی برین

این عمل ارادی و آگاهانه با گشودن روزنه علی ذهن به روی کفر و باطل و دروغ و افترا و بهتان و حرفهای پوچ و نظایرش همراه است... ولکن من شرح للکفر صدرا.
و این نقطه مقابل رفتار درونی و آگاهانه مردم حق پذیر تعالی جوی خرد ورزی است، همچنین بالاترین مرتبه و مداوم ترین و گسترده ترینش نصیب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ما شده است: الم نشرح لک صدرک و وضعنا انک وزرک...(129)
این عمل مردم پست که خدا به آنها لقب شر الدواب می دهد با عمل بکار نگرفتن خرد و عدم تعقل وابسته است و ستمگری برخود و بر دیگران آن را تشدید کرده به وخامت می برد. نسبت به آن هم آگاه و هشیارند، چنانکه گاهی به زبان می آورند. و قالوا قلوبنا فی أکنه مما تدعونا الیه و فی آذاننا و قرا(130)
و خدا در وصف حالشان می فرماید: و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی آذانهم و قرا(131) و من یرد أن یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء(132). و لکن قست قلوبهم...(133)
در قبائل بالی، مردم نه حافظه تاریخی دارند و نه به آینده اندیشیده و تصوری از آن - از جمله زندگی پس از مرگ، معاد، قیامت و پاداش و کیفر اعمال - دارند، در نتیجه مردم در انتظار هیچ چیز نیستند و در زمان حال و لحظه زندگی می کنند(134)
امیدی به رحمت رحیمی را که تعلق به آینده هر رفتار و کاری دارد فاقدند. مصداق آیه کریمه اند و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا... در برابر نظرشان به تاریخ سدی قرار دادیم و در برابر نظرشان به آینده سدی تا چنان در پوشیدیمشان که آنان نظر بصیرت ندارند.
این جز بسر بردن در ظلمات نیست که در آیات بسیار از آن یاد می شود.

10- تقلید کورکورانه، و پذیرش سنت فرهنگی - سیاسی الحادی و طاغوتی باطل

همانچه با سایر رفتارهای معرفت شناختی مردم پست ملازمه داشته وجه دیگری از آنها بشمار می آید وجه دیگری از نیندیشیدن، خرد نورزیدن، یاد ناگیری، و بستن روزنه علی به روی معارف حقه، پند و موعظه و آیات قرآن و حدیث نبوی.
خداوند بارها مردم کافر منحط عصر پیامبر خاتم و ادوار پیش از آن را به دلیل تقلید کورکورانه از سنت فرهنگی، سیاسی الحادی و طاغوتی که همان رویه و دین پیشینیان باشد نکوهش می فرماید مؤلف المیزان - اعلی الله مقامه - می نویسد: بطوری که از تعلیمات قرآن شریف هویداست هدایتهای الهی بر اساس نفی تقلید کورکورانه نهاده شده و دعوت به فراگیری دانش است. چون هدف آن هدایت ها معرفت و خداشناسی است راه وصول به آن هم ترغیب و تشویق یادگیری و تحصیل علم است... چون قرآن این گونه تقلید را غلط دانسته و خواسته است که پیروانش به دانایی کامل برسند ابتدا حقایق معارف را برای بشر بطور واضع و روشن شرح داده است. سپس ارتباط خاصی را که احکام و قوانینش با این معارف دارند بیان داشته است.(135)