پای درس پروردگار (جلد هشتم)

استاد جلال الدین فارسی

3- کفر

کفر در لغت به معنی پوشاندن یک چیز یا امر است. و کفر نعمت یا کفران آن پوشاندنش از طریق ترک شکرگزاری آن است. عرب به دهقان از آن جهت که دانه را زیر خاک پنهان می کند کافر هم می گوید و نیز به شب چون با تاریکیش اشیاء و اشخاص را حس می پوشاند و از دیده مردم پنهان می گرداند.(94)
یکی از راههای پوشاندن حقائق اساسی و مهم و موثر در زندگی همان است که روان شناسی جدید کشف کرده است و آن راندن حقائق و خاطرات و مفاهیم از ضمیر هشیار به ضمیر ناهشیار است تا از نظر و بصیرت وی پوشیده و پنهان بماند.
کفر بنابر تعریفی از آن که در کلام الهی مکرر آمده است کاری است که فرد آگاهانه و بنحو ارادی در دهن و حافظه اش انجام می دهد، فرد منحطی که که یکی از زندگی های پست را برای خویش برگزیده تا علائق پست همان زندگی در او بوجود آمده و محرک تمامی رفتارهایش از اندیشه و حافظه تا انتخاب شغل و همسر و موضع سیاسی شده است. کفر، ترکیبی از انکار، پنهان کردن، و نابوده انگاری است؛ انکار حقائق، دلالتهای حوادث، حجت ها و براهین عقلی و تجربی و هر آنچه به حیات اجتماعی و شیوه زندگی مربوط است. در پشت آن، علائق پست دنیاداری، استکباری داموارگی، و دون جانوری نهفته است. کفر و انکار و نابوده انگاری به انگیزه علو دروغین و به قصد تسلط بر احوال و حقوق و جان مردم، و ستم کردن بر آنان صورت می گیرد، خواه ستم و بر خدا و نشناختن قدر نعمتهایش و ترک شکر و حمد و ثنایش، و خواه ستم بر آفریدگان او به قصد دستیابی بر آنچه مالک اند: و جحدوا بها و استیقنهم انفسهم ظلما و علوا... و در حالیکه دلهایشان آن آیت ها را درست و یقین می دانست از روی ستمگری و برتری جویی منکر آن شدند، اینک بنگر که فرجام مفسدان چگونه بود.(95) و جز ستمکاران کسی آیات ما را انکار نمی کند(96) آیات ما را جز یک عهدشکن ناسپاسی انکار نمی کند.(97)

4- غفلت

غفلت، وضعیتی ذهنی است متضاد وضعیت توجه کردن، در واقع، غیاب توجه کردن است، رابطه این دو به رابطه ظلمت و روشنایی می ماند.
توجه کردن و دقت، حالتی از دستگاه ادراکی و شخصیت است که در آن برای ادراک عام یا عوامل محیطی خاصی آمادگی پیدا می کنیم، عامل یا عواملی از محیط که علائق خاص ما یا یکی از آن علائق که در لحظه و ساعت معینی نسبت به آن عامل یا عوامل تحریک شده است بر آن معطوف گشته است. همراه با حالت توجه کردن، تمامی بدن بویژه اعضایی مانند چشم و گوش مهیای درک شده خود را به هیأت ضروری ادراک در می آورند. وقتی عامل یا عوامل محیطی، علائق خاص ما تحریک کنند در ما حالت توجه کردن و آمادگی برای ادراک آنها بوجود می آید.
چون چهار گروه اجتماعی منحط از علائق عالیه خالی اند و اداره خویش را نیز به حقگرایی موروثی نمی سپارند توجهشان به قرآن، معرفت دینی، پیامبران، شخصیت های صالح، مسجد و سایر نمادهای کمال و رشد جلب نمی شود. در نظر آنان میان سایر اشیاء و افراد با این اشیاء و امور و اشخاص تفاوتی نیست؛ بلکه تفاوتی در نظر بعضی از منحطان هست این تفاوت که امور و اشخاص دسته اول بکارشان نمی آید در حالیکه اشیاء و امور و افراد دسته دوم مفید و ارزنده می نمایند. و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولئک مأواهم النار...(98) اولئک الذین طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و ابصارهم. و اولئک هم الغافلون(99) یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون(100) اقترب للناس حسابهم و هم فی غفلة معرضون(101)
چون خدا علیم، سمیع، بصیر، و غیر غافل از اعمال و نیات واندیشه های خوب و بد همه بشر است. و ما ربک بغافل عما یعلمون(102)- هر غفلتی از هر کسی سر بزند بعد از خدا یافته است.

5- سهو

سهو به طوری که از کاربردش در کلام الهی بر می آید غفلتی سبک یا خفیف است که علاوه بر بعضی کفار بر مسلمانان هم عارض می گردد. نسبتش با غفلت را شاید بتوان به نسبت چرت با خواب تشبیه کرد.
دسته ای از کفار حالی که به در منجلاب عمیق بیهوده بافی، وراجی، و اندیشه های سطحی فرو رفته و سرگرم آن هستند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بی مقدمه و بدون آمادگی ذهنی و عاطفی برای تبادل نظر در یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین مسائل فرهنگی و حکیمانه می پرسند: دوران قیامت و حسابرسی چه وقت خواهد بود؟ حالت ذهنی آنان، سهو است. خداوند بدین عبارت مورد حمله قرارشان می دهد: کشته بادا وراجانی که غافلانه به عمق منجلاب بیهوده بافی فرو رفته اند و می پرسند: دوران حسابرسی و قیامت چه وقت خواهد بود؟(103)
نماز گزاران با اینکه از نماز و خدا و طاعتش رویگردان نیستند و حتی به نماز بر می خیزد دچار این حالت می شوند. سهوشان در واقع غفلت از دلالتها و التزامات ضمنی نماز است.
این که نماز را برای خدا و نه مردم بخوانند، و از افعال خدای رحمان و بخشنده و مهربان تبعیت کرده به دیگران خیر برسانند و مردم را اطعام کنند: پس وای بر نمازگزارانی که آنان از نمازشان در غفلت اند، و آنان که ریا و خودنمایی می کنند و از اعطای ظرفی غذا دریغ می ورزند(104)