اندیشه سیاسی آیت الله مطهری

نویسنده : نجف لک زایی

سخنی با خواننده

بسم الله الرحمن الرحیم
گسترش فزاینده علوم و معارف بشری به موازات رشد حیرت انگیز تکنولوژی ارتباطات به عصر ما ماهیتی علمی و اطلاعاتی بخشیده است و به حق این دوران را عصر انفجار اطلاعات نامیده اند، تردیدی نیست که این اطلاعات میراث مشترک همه تمدنها و فرهنگ هاست و ملت های مختلف در کنار استفاده و بهره گیری از آن به رشد و انباشت آن یاری می رسانند. فرآیند تکاملی این میراث به گونه ای است که بشر را به سوی همسانی و همگونی فرا می خواند و هویت های مستقل سنتی و ملی را با چالش مواجه ساخته است. همراهی مطلق با آن، گسست از هویت است و نادیده انگاشتن آن گسست از زمان.
پس به ناچار پویایی و پایایی هر تمدن و فرهنگی به قدر توجه به هویت خود و سهم آن در حضور فعال در عرصه زمان خویش است. آن چه در این میان مهم می نماید این که در بین همه ملت ها و فرهنگ ها و تمدن ها شخصیتهایی بوده اند که با داشتن این دو ویژگی (توجه به هویت و زمان) خدمات شایانی در حوزه تفکر داشته اند آن ها در کنار پرداختن به ادبیات سنتی و ملی خویش از مقتضیات زمان غافل نمانده اند.
استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری از جمله اندیشورانی که در این راستا ارزیابی می شود. او توانست با درک درست و قرائتی صحیح از اسلام و سنت اسلامی، آن را در مواجهه با افکار الحادی و عقاید انحرافی مطرح نماید و به خوبی از هویت دینی پاسداری کند.
به نظر ما باز خوانی افکار او به ویژه در حوزه اندیشه سیاسی اسلامی بعد از 22 سال از شهادت آن عزیز، از اهمیت زیادی برخوردار است. آن چه پیش روی شماست تحلیلی از اندیشه سیاسی استاد شهید در حوزه چیستی و هستی جامعه و تحولات اجتماعی، حکومت اسلامی و ولایت فقیهان در عصر غیبت و تبیین مفهوم و ماهیت دو مقوله عدالت و آزادی است که در پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام به قلم محققان ارجمند آقایان: حمید پارسانیا، حسین توسلی، محمد حسن قدردان قراملکی، منصور میر احمدی و نجف لک زایی فراهم آمده است. اگر چه زحمات همه عزیزان قابل ستایش است، اما تلاش مجدانه جناب آقای لک زایی در آماده سازی مجموعه مزید امتنان است.
در خاتمه امیدواریم این خدمت فرهنگی که تلاش مختصر در عرصه معرفی و تبیین بخشی از اندیشه سیاسی استاد شهید است با پیشنهادها و انتقادهای اصلاحی خوانندگان تلطیف و تکمیل گردد.
مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی
پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام

مقدمه

اندیشه پیشینیان برای امروز چه کاربردی دارد؟ به دیگر سخن، وقتی که به تجزیه و تحلیل با توصیف افکار و آرای گذشتگان می پردازیم، به دنبال چه چیزی هستیم؟ آیا به دنبال پاسخ گویی به معضلات، مشکلات و بحران های زمانه خود هستیم یا این که می خواهیم بخشی از تاریخ فکر را روشن کنیم؟ بدیهی است در هر بررسی از افکار دانشمندان، قطعاً بخشی از تاریخ فکر روشن می شود؛ اما جستن راه حل مشکلات امروز در اندیشه گذشتگان منوط به این است که بپذیریم امکان یافتن راه حل هایی برای بحران های امروز و نسل حاضر در افکار پیشینیان و میراث گذشته وجود دارد. البته این ادعا محل بحث است. برخی از اندیشوران معتقدند مسائل زندگی و به ویژه زندگی سیاسی، که در این نوشتار مورد بحث ماست، پیوسته در حال تغیرند و بنابراین آن چه محل تأمل پیشینیان بوده، امروز دیگر موضوعیت ندارد؛ از این رو پرسش های امروز پاسخ های امروزی می طلبد و پاسخ های دیروز برای امروز کار آمد نیست. برخی از مدعیان این نظریه تا بدان جا پیش می روند که جهان های متصلب فکری را ترسیم می کنند که هیچ گونه تعاملی با یکدیگر نمی توانند داشته باشند؛ به طور مثال، از جهان قدیم با عنوان جهان سنتی یاد مکنند و از جهان جدید باعنوان جهان مدرن، که هر کدام از این دو جهان امکان طرح پرسش ها و پاسخ های خاصی را پدید می آورند. چنان که هر کدام مسائل نااندیشیده خاص خود را دارند.
گروه دیگری از متفکران برای زندگی، به خصوص زندگی سیاسی، پرسش های ابدی و جاودانه قائل هستند. اینان مسائل متغیر را به مسائل ابدی برمی گردانند، بنابراین از منظر و نظر متفکران، اندیشه پیشینیان می تواند در پاسخ به بحران ها و مشکلات امروز بشر کار ساز باشد. گلن تیندر از کسانی است که سعی کرده است پرسشهای جاودانه انسان در عرصه زندگی سیاسی را یک جا گرد آورد(1)، در حالی که توماس اسپریگنز به مسائل متغیر زندگی سیاسی نظر داشته است(2).
به نظر می رسد می توانیم دیدگاه سومی را نیز مطرح کنیم. زندگی سیاسی انسان دارای دو دسته مسائل، مشکلات ،نیازها و حتی بحران هاست: یک نوع از مسائل ،در ردیف دغدغه های همیشگی ،ابدی و جاویدانه همه انسان ها قرار می گیرد و نوع دیگر در ردیف مسائل حادث ،نوپیدا، متغیر و موسمی.
برخی از دغدغه های انسان ها، در تمامی ادوار، اعم از جهان قدیم و جدید، به قرار زیر است:
1- پرسش از چیستی و هستی انسان؛
2- پرسش از چیستی و هستی جهان آفرینش؛
3- پرسش از خالق هستی؛
4- پرسش از عدالت؛
5- پرسش از نظام سیاسی مطلوب؛
6- پرسش از سعادت؛
7- پرسش از چیستی قدرت؛
8- پرسش از آزادی؛
9- پرسش از شناخت؛
10- پرسش از عامل یا عوامل محرک تاریخ؛
11- پرسش از شیوه مملکت داری؛
12- پرسش از رهبران شایسته؛
13- پرسش از جنگ، صلح ،امنیت و دفاع؛
14- پرسش از فقر و نابرابری؛
15- پرسش از انقلاب و تغییر و تحولات اجتماعی؛
16- پرسش از دین ،اخلاق و معنویت؛
17- پرسش از خیر و شر؛
در حالی که دغدغه های مذکور در همه زمان ها، با شدت و ضعف، وجود داشته، اما پاسخ انسان به این پرسش ها پیوسته در حال تغییر بوده است. مکاتب مختلف از روش ها، منابع و ابزار مختلفی برای پاسخ گویی به پرسش های ابدی استفاده کرده اند؛ چنان که هر دوره ای پرسش های خاص خود را نیز داشته است که گاهی پرسش های مقطعی نیز به یکی از این پرسش های ابدی و پایدار بر می گردد. پرسش از بردگی ،پرسش پایدار و جاودانه بشر نیست ، اما روشن است که مبنای آن در پرسش های پایدار است، پرسش از راه های مقابله با مواد مخدر یا تخریب محیط زیست، پرسش از مسائل گذراست، اما در اصل به پرسش های پایدار برمی گردد.
در اندیشه استاد مرتضی مطهری با هر دو نوع دغدغه روبرو هستیم. ایشان هم دغدغه پرداختن به پرسشهای پایدار و جهان شمول را داشته اند و هم به دنبال پاسخ دادن به مسائل گذرا و پرسش های موقت و نوپیدا در صحنه سیاسی اجتماعی عصر خود بوده اند؛ به طور مثال پرداختن ایشان به مسئله حجاب یا فیلم محلل ،از مسائل گذراست ،در حالی که بحث از مسائلی چون عدل الهی، آزادی، شناخت، حکومت مطلوب و انسان ،نشان دهنده توجه ایشان به پرسش های پایدار است.
مطهری، مجموعه ای از دنیاهای متفاوت است: دنیای فلسفه ،اخلاق، فقه، سیاست، اقتصاد، عرفان، تفسیر، اصول، تاریخ و... اما در همه این عرصه ها پاسخ گویی به مشکلات و پرسش ها را مدنظر داشته است چه پرسش های گذرا و چه پرسش های پایدار و دایمی.
این بنده از حدود بیست سال پیش [1332 ش ] که قلم به دست گرفته، مقاله یا کتاب نوشته ام، تنها چیزی که در همه نوشته هایم آن را هدف قرار داده ام حل مشکلات و پاسخ گویی به سؤالاتی است که در زمینه مسائل اسلامی در عصر ما مطرح است.
نوشته های این بنده، برخی فلسفی، برخی اجتماعی ،برخی اخلاقی، برخی فقهی و برخی تاریخی است. با این که موضوعات این نوشته ها کاملاً با یکدیگر مغایر است، هدف کلی از همه این ها یک چیز بوده و بس.(3)
این مجموعه مقالات با این انگیزه که پاسخ برخی از مسائل فرازمانی و پرسش های پایدار عرصه تفکر سیاسی و زندگی اجتماعی انسان را از منظر شهید مطهری - که از صاحبان فکر و اندیشه و مسلط به آموزه های دینی و اسلامی بوده است - به دست دهد، با همدلی و همراهی جمعی از اصحاب فکر و اهل قلم طراحی و ارائه شده است. این مجموعه، گر چه شامل چندین مقاله است، اما سعی شده است تا هر مقاله بخشی از یک طرح و چارچوب کلی را پوشش دهد. فرد، جامعه، روابط فرد و جامعه، نظام سیاسی، روابط جامعه و نظام سیاسی و مبدأ و غایت نظام اجتماعی و سیاسی از مهم ترین ارکان این طرح است.
در مقاله اول، مؤلف، ضمن نقد و بررسی پاسخ های مختلفی که به پرسش چیستی و هستی جامعه و رابطه انسان و جامعه داده شده، به ارائه پاسخ استاد مطهری به پرسش مزبور پرداخته است. به نظر آقای پارسانیا هر چند دلیل عقلی یا تجربیی که علامه طباطبائی و شهید مطهری بر وجود جامعه اقامه کرده اند در معرض اشکال است، اما آن چه را که درباره امکان تحقق جامعه بیان کرده اند مصون از اشکال است. و دلایل نقلیی که با استفاده از ظواهر آیات اقامه شده است، فی الجمله اصل وجود جامعه را اثبات می کند. هر چند که این اثبات از حد ظهور آیات فراتر نمی رود و در حکم نص نیست، اما تا زمانی که برهان مستقلی در نفی وجود جامعه اقامه نشود دلیلی بر اعراض از ظواهر قرآنی نیست.
از آن جا که نظریات یا برنامه های اصلاحی که در مورد نهادها و اقتدار سیاسی، مثل حکومت و قانون مطرح می شود، قبل از هر چیز مبتنی بر پاسخ خاصی است که به سؤال از حق ،برابری و عدالت داده می شود و در واقع مفاهیم مذکور بنیاد نظم اجتماعی و سیاسی هستند، از این رو در مقاله دوم - که در واقع سه مقاله است - مفاهیم و پرسش های مربوط به حق، عدالت و برابری توسط آقای توسلی مورد کاوش و بررسی قرار گرفته است.
پرسش از نظم سیاسی مطلوب ،که حکومت اسلامی است، موضوع و محور مقاله بعدی است. آقای قراملکی پس از فحص و بحث بسیار به نتایج زیر دست یافته است:
1.مطهری برخلاف سکولارها، مدافع نظریه دو ساحتی بودن دین اسلام است؛ به این معنا که معتقد است علاوه بر مسائل اخروی ،مسائل دنیوی نیز مورد توجه اسلام بوده است؛
2.مطهری برای حکومت اسلامی مبتنی به ولایت فقیه دو رکن قائل است: رکن الهی و رکن مردمی. نظریه خاص مطهری در باب حقوق فطری و طبیعی و حق انتخاب، مبنای رکن مردمی حکومت است؛
3.مطهری در اثبات ولایت فقیه از ادله عقلی و نقلی بهره برده است؛
4.مطهری میان نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه و دموکراسی ناسازگاری نمی بیند؛
دیدگاه مطهری درباره آزادی موضوع مقاله بعدی است. آقای میراحمدی، بااستفاده از چارچوب نظری مک کالوم، به بررسی اقسام و انواع آزادی از دیدگاه استاد پرداخته است. در دیدگاه مذکور، که مبتنی بر تحلیل مفهوم آزادی است، در هر نوع تعریف از آزادی سه عنصر قابل ردیابی است:
1. فاعل یا عامل )Agent(2. مانع یا رادع )Constraint( 3. هدف یا غایت )Aim(.
در این مقاله، فرد به عنوان عامل یا فاعل آزادی، طبیعت و سلطه آن بر انسان، سنت ها و قوانین موجود در جامعه، انسان های دیگر و سلطه آنان بر انسان، هواهای نفسانی فرد و دین و اعتقادات فردی به عنوان موانع آزادی و تکلیف، تکامل، تعالی و سعادت به عنوان اهداف آزادی از دیدگاه شهید مطهری مورد بررسی قرار گرفته است.
آخرین مقاله، که نگارنده عهده دار نگارش آن بوده است، به موضوع انقلاب و تحولات اجتماعی پرداخته است. به نظر می رسد مطالعه و بررسی پدیده تغییر و تحول و جهات تکاملی و ارتجاعی آن و نیز سرعت آن از نظر شدت و ضعف و میزان تداوم آن و همین طور علل و عوامل آن، برای هر ملت و جامعه ای که می خواهد زنده، بالنده، بانشاط و رو به پیشرفت باشد، ضروری است. هم باید مبدأ حرکت را بشناسیم و هم مقصد و پایان راه را، هم متحرک را باید شناخت و هم محرک و محرک ها را، هم مسیر را باید شناسایی کنیم و هم زمانی را که برای طی مسافت میان مبدأ و مقصد باید سپری کرد.
مطهری متفکری بود که انسان را شناخت، انسانی که متحرک این مسیر است و محرک را نیز که در درون خود او قرار دارد، به درستی شناسایی و معرفی کرد و با توجه به تنوع محرک ها و قدرت محرک ها، جهت گیری آنها را نیز تشخیص داد و در نتیجه توانست دو مسیر تعالی و انحطاط و تکامل و ارتجاع را شناسایی کند و به دیگران نیز بشناساند.
در پایان، لازم می دانم از زحمات همه کسانی که در فراهم آمدن این اثر نقش داشته اند قدردانی کنم، به ویژه از فرزانگان گرامی آقایان: حمید پارسانیا، حسین توسلی، منصور میراحمدی، محمد حسن قدردان قراملکی، محسن مهاجرنیا، ابراهیم طالبی دارابی، رضا عیسی نیا و شریف لک زایی سپاس گزار و متشکرم.
والحمدلله رب العالمین
قم - نجف لک زایی - پاییز1380

چیستی و هستی جامعه از دیدگاه استاد مطهری

حمید پارسانیا