ترجمه امالی شیخ صدوق

نویسنده : شیخ صدوق مترجم : مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏‏‏

سر آغاز

درگذشت آیت الله حاج شیخ محمّد باقر کمره ای
فقیه و دانشمند معظم حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمّد باقر کمره ای خمینی از علمای مشهور و نویسندگان بنام به شمار می رفت. وی پس از سال 1320 ق در کمره (اطراف خمین) در بیت علم و تقوا و فضیلت دیده به جهان گشود و پس از پشت سر نهادن دوران کودکی و طیّ تحصیلات مکتبخانه، نزد پدر بزرگوارش- مرحوم حجة الاسلام حاج شیخ محمّد که از علمای تحصیل کرده حوزه علمیه اصفهان بود- مقدمات علوم را تا سطوح بیاموخت، سپس برای ادامه تحصیل به اراک رفت و پس از چند ماه در سال 1341 ق به قم مهاجرت کرد و به تکمیل تحصیلات و فراگیری سطوح عالیه اشتغال ورزید.
آنگاه به درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبد الکریم حائری حاضر شده و از مباحث فقهی و اصولی آن مرد بزرگ بهره ها برد و همزمان با آن از درسهای آیات عظام:
حاج سید أبو الحسن اصفهانی و میرزای نائینی (که به خاطر اعتراض به سیاستهای دولت وابسته به انگلیس ملک فیصل در عراق همراه با آیات عظام: شیخ محمّد حسین اصفهانی، سید عبد الحسین حجت، سید علی شهرستانی و شیخ مهدی خالصی به ایران- قم- تبعید شده بودند) فراوان بهره برد. نیز در سال 1346 ق که علمای اصفهان به عنوان مخالفت با حکومت رضا خان به قم مهاجرت کرده بودند به درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمّد رضا مسجد شاهی اصفهانی حاضر شده و از درسهای عمومی و خصوصی وی بهره برد و مورد توجه خاص استاد قرار گرفت. وی این درسها را با فرزند استاد، مرحوم آیت الله حاج آقا مجد الدین مباحثه می کرد. در سال 1347 ق به اصفهان رفت و به مدّت دو سال مهمان استاد بود و از درسها و معاشرتهای او بهره شایان برد. در سال 1349 ق به نجف رفت و در آنجا از محضر حضرات آیات عظام: سید ابو الحسن اصفهانی، میرزای نائینی و آقا ضیاء عراقی بهره های فراوان برد و مبانی فقه و اصول خویش را استوار ساخت. آیت الله فقید در سال 1358 ق (1318 ش) پس از مراجعت به ایران و از اندکی اقامت در وطن خویش، به شهر ری کوچید و تا پایان عمر در آنجا اقامت گزید. فقید سعید تا پایان زندگی به تدریس خارج فقه و اصول، تالیف، ترجمه، راهنمایی مردم، اقامه جماعت اشتغال داشت و زهد فراوان و قناعت بسیار از زندگی اش مشهود بود. بر روزه گرفتن سه ماه رجب و شعبان و رمضان، نوافل یومیه، تهجد و شب زنده داری، رعایت مستحبات و پرهیز از مکروهات، بی اعتنایی به زخارف دنیا پای می فشرد و دو بار پیاده به حجّ خانه خدا مشرّف شد. از ذوقی عالی و طبعی سرشار برخوردار بود و شعر عربی و فارسی را روان می سرود. از آثار فراوانش تبحّر و مهارت او در فقه، اصول، تفسیر، کلام و عقاید، تاریخ، تراجم، ادبیات عرب و عجم، لغت، حدیث، ملل و مذاهب اسلامی، معانی و بیان، و غیره مشهود است. از جمله کتابهایش که متجاوز از پنجاه عنوان است، عبارتند از:
1- تقریرات فقه و اصول اساتید خود در قم و نجف اشرف (خطی) 2- اصول الفوائد الغرویة بر گرفته از درس اصول اساتید خویش (2 ج: مباحث الفاظ و اصول عملیه) 3- حاشیه بر مکاسب (خطی) 4- رساله در مکاسب محرمه (خطی) 5- فصل الخصومة فی الورود و الحکومة (خطی) 6- فروع دین و نصوص احکام یا فقه فارسی (4 ج) 7- راهنمای حج 8- خداشناسی (ج 1) 9- الدین فی طور الاجتماع (5 ج، سه جلد آن به چاپ رسیده) 10- ستون دین 11- روحانیت در اسلام (2 ج) 12- مرامنامه اتحاد روحانیون و علمای اسلام 13- السیف المشتهر فی تحقیق اسم المصدر (این کتاب که بسیار مورد تشویق مرحوم شیخ محمّد رضا اصفهانی قرار گرفت، خطی است) 14- هدیه عید نوروز یا عروس مدینه 15- خودآموز علم بلاغت 16- خودآموز صرف زبان عربی 17- انتخابات اساسی حکومت ملی یا اصلاح مجلس شورای ملّی 18- کانون حکمت قرآن (تفسیر سوره لقمان) 19- کانون عفّت قرآن (تفسیر سوره یوسف) 20- ترجمه و شرح اصول کافی (4 ج) 21- ترجمه و شرح روضه کافی 22- ترجمه امالی شیخ صدوق 23- ترجمه خصال صدوق 24- ترجمه کمال الدین و تمام النعمة 25- ترجمه کنز الفوائد کراجکی به نام «گنجینه معارف شیعه امامیه» 26- ترجمه نفس المهموم محدث قمی به نام «رموز الشهادة» 27- ترجمه جلد دوم الکنی و الالقاب به نام «مشاهیر دانشمندان اسلام» 28- ترجمه (شیوا و متین) «مفاتیح الجنان» 29- ترجمه بحار الانوار- کتاب السماء و العالم به نام «آسمان و جهان» (10 ج) 30- ترجمه «تحف العقول» 31- ترجمه «الغارات» ابو ابراهیم ثقفی 32- حمزه سالار شهیدان در جنگ احد 33- همّت بلند، پرتوی از زندگانی سید الشهداء ترجمه «سموّ المعنی فی سموّ الذات». 34- نیز در مقدمه کتابهایی که ترجمه کرده است، شرح احوال مؤلف و معرفی کتاب را به تفصیل نگاشته که خود کتابی جداگانه را تشکیل می دهد.
35- دیوان اشعار (خطی). 36- حکومت شاهی مایه تباهی (تأیید جمهوری اسلامی). 37- پاسداری از حکومت جمهوری اسلامی. 38- مروارید حکمت (نظم کلمات قصار علی علیه السلام در نهج البلاغه). این مرد بزرگ از تمام اساتید خویش اجازه اجتهاد و روایت داشته و اجازه اجتهادش از مرحوم آیت اللَّه حائری بسیار قابل توجه است. آن عالم فرزانه پس از عمری سرشار از خدمات دینی، اجتماعی و علمی در 95 سالگی در تاریخ 5 محرم الحرام 1416 ق (14 خرداد 1374 ش) بدرود حیات گفت و در صحن حرم مطهر حضرت عبد العظیم حسنی- علیه السلام- به خاک سپرده شد.

مقدمه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً- سورة اسراء آیه 9 ترجمه- براستی این قرآن رهنمائی میکند بدان روشی که استوارتر است و مژده میدهد مؤمنانی را که کارهای شایسته کنند باینکه برای آنها است مزد بزرگی.
قرآن مجید دریای بیکرانیست که امواج گوناگون آن هر کدام در موضوع مهمی راهنمای بشر است و این کتاب مقدس مصدر معارف و علوم بشری گردید و در هر دوری نظر جمعی دانشمندان را از یک سو جلب کرد و آنها را بخود متوجه ساخت، هدف نخستین پیغمبر اسلام از تعلیم قرآن مجید بشاگردان مکتب خود در درجه اول ایمان و عقیده بود و در درجه دوم تهذیب اخلاق و دستورات زندگی و عبادت، در دوران خود پیغمبر که بلاغت و فصاحت و حسن تعبیر خاصیت طبع عرب بود و با شیر از پستان مادر میمکیدند و از زبان محیط پرورش بی تکلف استاد یاد میگرفتند بناحیه ادبی قرآن توجهی نبود اولا برای آنکه ادب فنی علمی بود که از نظر اصطلاحات و فن در مردم عرب وجود نداشت و آن را درک نمیکردند و ثانیا برای آنکه بدان نیازی نداشتند ولی وقتی فتوحات اسلام وسعت یافت و ملتهای دانشمند و مختلف با قرآن آشنا شدند از طرفی ملکه زبان عرب رو بضعف گذاشت و بواسطه اختلاط با مردم دیگر غلط و خطا در زبان آنها پدید گردید و از طرفی دانشمندان ادیب زبانهای دیگر وارد تعلیمات اسلام شدند و کم کم زمینه توجه ادبی بقرآن پیدا شد و در زمان تابعین برهبری امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام پایه علوم ادبیه و تنظیم قواعد زبان گذاشته شد و فن ادب در محیط اسلامی رونق یافت و بسرعت ترقی کرد و با پیش روی فتوحات اسلامی و نضج تمدن اسلام رشته های مختلف ادب هم فراوان شد.
یکی از فنون ادب موضوع داستانسرائی است که بدو قسمت کلاسیک و رومانتیک تقسیم می شود و از دوران قدیم در میان ملت های متمدن وجود داشته و افسانه های کهن که در هر ملتی کم و بیش یافت می شود یک نمونه ای از نگارش رومانتیک است.
گرچه پاره ای از مردم نادان این افسانه ها را بعنوان یک حقائق ثابت با واقعیت تلقی میکردند ولی صحنه هائی که در این گونه افسانه ها نموده می شود و هدف و مقصدی را نشان میدهد آنها را بصورت داستانهای ساختگی و رومان جلوه میدهد.
در متن قرآن مجید داستانهای بسیاری وجود دارد که قصص قرآنست و بیشتر راجع به تاریخ انبیاء و پیغمبران سلف و گاهی داستان دسته جمعی مردم را نقل کرده مانند قصه اصحاب کهف، قصه یوسف و برادرانش، قصه باغداران بخیل و غیره.
و گاهی قصه های دو نفری عنوان کرده مانند داستان موسی و خضر، داستان دو مرد فقیر و ثروتمند که با یک دیگر مصاحبه میکنند در سوره مبارکه کهف.
این موضوع قابل بحث است که بعضی از داستانها که در قرآن مطرح شده است بدون تردید جنبه کلاسیک دارد و از فن تاریخ نگاریست مانند داستان اولاد یعقوب و داستان حضرت موسی که در سوره های چندی مطرح شده است ولی آیا بعضی داستانها هم جنبه رمانتیک دارد چون داستان موسی و خضر یا مصاحبه آن مرد توانگر با مرد فقیر یا همه داستانهای قرآن بر اساس نقل تاریخ صریح طرح شده است؟ اگر تصور کنیم پاره ای قصه های قرآن جنبه رمانتیک دارد و برای ایفاء مقاصدی اجتماعی طرح شده است نه اینکه با مقام عظمت و اعجاز قرآن مخالفتی ندارد بلکه بنظر من مؤید آنست زیرا فن رومانتیک یکی از فنون بسیار دقیق و سحر آمیز و شیوای گویندگی و نویسندگی است و بنا بر اینکه اعجاز قرآن بر اساس فصاحت و بلاغت تقریر شود این هم خود در محیط عرب جاهلی از زبان پیغمبر امی یک نوع اعجاز بشمار میرود، در این زمینه کذب و دروغ هم لازم نمیاید زیرا یکی از فنون بلاغت مجاز مرکب است که در تعبیرات کوتاهی در قرآن مجید وارد است مجاز مرکب استعمال یک جمله تمامی است نه برای ایفای معنی تحت اللفظی آن بلکه برای ایفای معنی مشابه آن که هدف و مقصد گوینده است مثلا این آیه را در باره اصحاب کهف فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ چگونه باید تعبیر کرد معنی لغوی آن اینست که توی گوش آنها زدیم ولی مسلما مقصود اینست که خواب عمیقی بر آنها مسلط کردیم در صورتی که قصد خلاف معنی لغوی در یک جمله تمام مستلزم کذب و دروغ نیست بلکه یک نوع از اعجاز در تعبیر و شیوائی و سحر بیانست، همین معنا در دو و چهار و صد جمله هم که بهمین منظور استعمال شود صادق است.
دروغ بکموضوع عرفی است و زشتی آن از مسلمات بشریست و همه بشر با قطع نظر از مذاهب و دین دروغ را بحکم عقل عمومی بد و زشت میدانند و از آن کناره جوئی میکنند و تظاهر براست گوئی مینمایند اگر فن رمانتیک بحساب دروغ گوئی گذاشته شود نمیشود نویسندگان زبردست و آبرومند بدان افتخار کنند و عموم بشریت هم این افتخار را بپذیرد بهر حال این بحث را بعنوان یک بحث قابل مطالعه ای بخوانندگان محترم عرضه کردم.
و در این زمینه آیه مباره سوره نمل قالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساکِنَکُمْ لا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ- یک مورچه گفت ای مورچه ها بلانه های خود بروید تا پایمال سلیمان و لشکرش نشوید که توجهی بشما ندارند، یکی از آیاتی است که برای روشن شدن این موضوع قابل توجه است.
بیان حقائقی بر اساس حکایت سازی از زبان حیوانات خود فنی از حکمت و بلاغت بوده است که بفن نگارش رومانتیک در این دوره ها شبیه است و در آثار باستانی وجود داشته و بهترین یادگارش کتاب معروف کلیله و دمنه است که مصدر تاریخی آن از نگارش ابن مقفّع معاصر منصور عباسی بیادگار مانده است و نوشته شده که از یک اصل هندی بدستور انوشیروان و کوشش برزویه طبیب بزبان پهلوی نقل شده است ولی این اصل پهلوی بدست نیامده است در طول تاریخ حکماء و دانشمندان و علماء همه باین کتاب توجه داشته اند و آن را از سخن دروغ که زشت و قبیح و واجب الاجتناب است نپنداشته اند ولی قصه های قرآن مجید همه حقائق است و جنبه رمانتیک ندارد و اخباری هم که در تفسیر آنها رسیده این موضوع را تصریح کرده که قرآن همه بیان حقیقت است بهر حال این آیاتی که در قرآن مجید داستان های دو نفری را طرح کرده است مصدر توجه ادبای عالی مقام اسلامی است بطرح فن ادبی مقامات.
مقامه نویسی یکی از فنون ادبی مهم اسلامی است که از قرن سوم اسلام مطرح نظر ادیبان و نویسندگان عالی مقام شده است و آنچه در این زمینه بجا مانده مقامات بدیع الزمان همدانی و مقامات حریری است.
فن مقامات بر اساس تنظیم داستانی است که یک راوی دارد و یک قهرمان و باید از سنخ داستانهای دو نفری محسوب شود.
راوی مقامات بدیع الزمان عیسی بن هشام است و قهرمان آن أبو الفتح اسکندری بعضی در شرح حال و علو قریحه بدیع الزمان همدانی نوشته اند که چهار صد مقامه بطور بدیهه انشاء کرده است و از آنها جز هفتاد مقامه بدست نیامده است که کتاب مقامات او که چند بار چاپ شده است پنجاه و اندی مقامه دارد هدف این مقامات بشرح زیر است.
1- تجسم وضع اجتماعی دوران خود از نواحی متعدد اخلاقی و فقر و بی اعتباری فصل از نظر عمومی مردم آن دوره.
2- منعکس نمودن نکات و دقائق ادب عربی از شعر و نثر و اسالیب بلاغت.
3- تبلیغات مذهبی و انتصار از مسلک معتزله و فقه شافعی که مورد اعتماد مؤلف بوده است.
پس از مقامات بدیع الزمان همدانی کتاب مقامات حریری هم بسیار مورد توجه ادباء و علاقمندان بزبان عرب و ادبیات عربی است، حریری چنانچه در مقدمه کتاب خود اعتراف کرده به پیروی از بدیع الزمان این مقامات را انشاء کرده و باستادی او اعتراف دارد.
مقامات حریری هم موضوعاتی را که طرح کرده است از زبان یک راوی بنام حارث بن همام و در جریان حالات یک قهرمان بنام ابو زید سروجی است و در هر مقامه یک وضعیت اجتماعی یا ادبی را با شعر شیوا و نثر بلیغ ادا کرده است.

فن امالی نویسی

پس از شیوع فن مقامات در محافل ادبی از اواخر قرن سوم اسلامی شیوه دیگری میان دانشمندان اسلامی ظهور کرد که آن را فن امالی باید نامید، امالی جمع املاء است و امروزه آن را دیکته گویند، یکی از اساتید دانشمندان بنام در انجمنی سخنرانی میکرد و سخنان او را مینوشتند و جمع آوری میکردند تا کتابی میشد و آن را امالی میخواندند، از این قسمت هم کتبی بیادگار مانده است از اساتید بزرگ اسلامی که هر کدام در موضوع خود شاهکاری است.
1- کتاب امالی مرحوم علم الهدی سید مرتضی اعلی اللَّه مقامه میباشد که به درر و غرر هم معروف است مرحوم سید مرتضی در امالی خود بیشتر از مقامات پیروی کرده و داستانها و اشعار ادبی و عربی قابل توجهی طرح کرده است.
و کتابی بس نفیس و پر فائده از امالی او گرد آمده که مورد استفاده اساتید فن ادب است در ضمن آن نکات تفسیر و فنون بلاغت درج شده است.
2- کتاب امالی شیخ بزرگوار صدوق است که در جلسه های متعددی املاء کرده و طبق فن خود بیانات او همان متن احادیث است با سلسله سند و معمول مجالس املاء این بوده که بطور سخنرانی از حفظ ادا میشده و با توجه باین نکته تبحر شیخ بزرگوار صدوق در جمع و حفظ احادیث فریقین بخوبی آشکار است، ما در مقدمه شرح خصال از تتبع در اساتید روایات خصال یاد آور شدیم که در همین کتاب خصال، شیخ بزرگوار صدوق از هفتاد و یک استاد شیعه و سنی استفاده حدیث کرده و روایاتی که از آنها اخذ کرده است با سلسله سند در کتاب خصال خود درج کرده و این اساتید در اطراف کشور اسلامی آن روز از ما وراء النهر تا بغداد صاحب سند حدیث بوده اند که شیخ بزرگوار صدوق در رحلتهای پر مشقت خود با همت خستگی ناپذیری از آنها استفاده کرده است و روایات آنها را جمع آوری نموده.
3- سنجش اخبار امالی
اخباری که شیخ بزرگوار صدوق در امالی خود آورده مانند اخبار کتاب خصال از اساتید روات فریقین اخذ شده و موضوعات مختلفی در این کتاب مورد بحث است که اکثر آنها جنبه اخلاقی و تاریخی و نقل فضائل خاندان پیغمبر را دارد و چون اخبار اخلاقی از ملاحظه متن آن بحکم عقل سلیم تایید می شود و اخبار فضائل خاندان پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله و سلّم از زبان مخالفان مقرون به قرینه قطعیه است بعدالت رواة آنها نظری نداشته و در این دو موضوع اخبار بسیاری از راویان مخالف مذهب نقل کرده است.
4- ضعف مضمون پاره ای از اخبار امالی در ضمن اخبار این کتاب مضامین بظاهر ضعیف و مورد اعتراضی وجود دارد که نقطه ضعف آنها از ملاحظات زیر منظور می شود.
1- اخباری راجع بثوابهای دور از فکر معمولی نسبت باعمال مستحبه و عبادات مانند اخبار فضیلت روزه هر روز از ماه شعبان یا رجب که بسیار بنظر بعید و اغراق آمیز می آید.
2- اخباری راجع باوضاع محشر و قیامت و معراج و عذاب دوزخیان که گنجایش تصور بشر معمولی را ندارد مانند تعبیر باینکه دندان کافر در قیامت چون کوه احد است.
3- اخباری راجع به تطبیق آیات بعضی از سوره قرآن بموارد معینی و اعتبارشان نزولهای مخصوصی که با تاریخ نزول آیات تطبیق نمیکند مثل تطبیق آیات و النجم بر نجمی که در دوران مرض وفات پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله و سلّم در خانه علی علیه السّلام فرود آمده برای تعیین آن حضرت بخلافت در حالی که این سوره از نظر نزول مکی ضبط شده است.
در جواب این اعتراضات از دو نظر باید وارد شد اول اینکه بسیاری از این اخبار متشابه است و حاوی مطالبی است نامحسوس و راجع بامور آینده است و وقایع آخرت، در خود قرآن مجید آیات محکم وجود دارد و آیات متشابه و منظور از آیات محکم آیاتی است که مضمون روشن و دستورات عمل است چون آیات احکام و اخلاق و آیات بیشتر قصص قرآن که منظور از آنها هم آموختن مطالب اخلاقی و پند و اندرز و انذار است.
و مقصود از آیات متشابه همان آیات دور از فهم است که راجع ب آخرت و احوال برزخ و قیامت است یا وصف بهشت و دوزخ یا بیان پاره ای از قصص مبهم چون داستان ذو القرنین یا جلب تخت بلقیس و دستور خود قرآن راجع ب آیات متشابه ایمان اجمالی و تسلیم بواقعیت آنها است و شاید حکمتش آزمایش مقام عقیده و اعتماد بمقام رسالت و تسلیم در برابر تعلیماتست.
و در اخبار صادره از معصومین هم اخبار محکم هست و اخبار متشابه و این گونه اخبار بطور کلی متشابه است و درک مقاصد تفصیلی آنها منظور است و دستور این است که آن را بخود ائمه برگرداند و بیان این گونه اخبار هم برای آزمایش و امتحان مقام ایمان پیروان بوده است چنانچه فرموده اند «ان احادیث صعب مستصعب لا یتحمله إلا ملک مقرب او نبی مرسل او مؤمن امتحن اللَّه قلبه للایمان» که از این حدیث استفاده می شود خود تحمل و پذیرش این گونه اخبار مبهم یک نوع امتحان مقام ایمانی است، زیرا عقیده و ایمان و تسلیم بمعصوم است که مذهب را از قانون جدا میکند.
دوم از نظر دقت در ضبط حدیث و اثبات نسبت بمصنف عالیمقام شیخ بزرگوار صدوق (ره) بسیاری از کتب موجوده که از دانشمندان گذشته خصوص ده الی 12 قرن اسلامی بجا مانده است سلسله سند متصلی ب آنها ندارد گرچه در قرون اولیه رسم بوده است که کتاب را از مؤلف آن استاد باستاد روایت میکردند مانند خود احادیث و وقتی مؤلفی کتابی می نوشت طالبین آن کتاب متن کتاب را نزد مؤلف میخواندند بحساب یک درسی و آن کتاب را از او روایت میکردند و مدتها سلسله سند کتب تا بخود مؤلف مضبوط بود و باین واسطه اسناد کتابی بمؤلفی دلیل قطعی و روشنی داشت من در حدود سال سیصد و هفت شمسی در اصفهان از محضر استاد بزرگوار مرحوم آیت اللَّه آقای شیخ محمد رضا مسجد شاهی دانشمند متبحر و جامع دوران اخیر استفاده میکردم و در بیرونی منزلشان مهمان ایشان بودم در این روزگار مرحوم دانشمند بزرگوار آقای سید محمد علی داعی الاسلام از حیدرآباد دکن باصفهان آمده بود، مرحوم داعی الاسلام یکی از دانشمندان مسلمان پرشور بود که در دوران مرحوم آیت اللَّه آقای آقا شیخ محمّد تقی آقا نجفی معروف اصفهانی یکی از اعمام مرحوم آیت اللَّه آقا شیخ محمّد رضای نامبرده بعنوان دعوت اسلامی بهند مسافرت کرده بود و در نتیجه وفور فضل خود جزو سازمان دانشگاه دکن بنشر علم و فضیلت اشتغال داشت و از اساتید بنام آن بود، و اکنون برای تکمیل لغات فارسی فرهنگ نظام خود که در دست تألیف داشت باصفهان وطن خود آمده بود که در ضمن تجدید عهد با هموطنان خود لغات تازه ای از زبان کنونی فارسی جمع آوری کند.
شبی خدمت آیت اللَّه نامبرده رسید من حضور داشتم و موضوع گفتگو این بود که کتاب دیوان مرحوم علم الهدی سید مرتضی اعلی اللَّه مقامه را که نسخه قدیمی منحصر بفردی داشت و در دست آیت اللَّه نامبرده بود بامانت بگیرد و ببرد بحیدرآباد و از آن چاپ عکسی یعنی چاپ افست بردارد و خود نسخه را با مقداری از نسخ چاپ شده باز پس فرستد در آن تاریخ هنوز دستگاه چاپ افست در ایران وجود نداشت ولی امروز در چند چاپخانه معتبر موجود است که یکی از آنها چاپخانه مجهز اسلامیه است که یادگار پرارزش مرحوم مبرور خلد آشیان آقای حاج سید احمد کتابچی است. نسخه خطی دیوان نام برده در آن محضر مورد بازرسی شد و معلوم شد این نسخه در زمان خود مرحوم علم الهدی نوشته شده و هنوز موج کوفی از سطور آن نمایان بود در آخر نسخه نوشته بود که این کتاب را ابو عبد اللَّه فلان که خصوصیات آن از یادم رفته بعنوان قرائت بر ناظم از او روایت میکند. و در اول کتاب چند سطر از خط مرحوم شیخ بهائی و گویا از خط مرحوم شاه سلطان حسین دیده می شد و چنین استنباط می شد که این کتاب جزو کتابخانه مهم مدرسه چهارباغ در دوران سلطنت صفویه بوده است و اتفاقا از یورش و غارت افغانها گریخته و در گوشه و کنار مانده و اخیرا جزو کتابخانه مرحوم آیت اللَّه سید رشتی اعلی اللَّه مقامه گردیده.
مرحوم آیت اللَّه آقا رضا نام برده فرمودند من این کتاب را از وارثین مرحوم آیت اللَّه رشتی امانت گرفتم برای مطالعه و خودم مستقیما نمیتوانم در آن تصرفی کنم و گویا کتاب عنوان وقفی هم داشت ولی من کتاب را عینا بکتابخانه مرحوم آیت اللَّه رشتی تحویل میدهم و شما ممکن است با متصدیان آن وارد گفتگو شوید. و برای من اقدامات بعدی آقای داعی الاسلام معلوم نشد و دیگر نامی از آن کتاب نشنیدم.
مقصود اینست که موضوع نقل کتب از مؤلفین در سابق جنبه روایت داشته و باید کتاب نسبت بمؤلف خود سلسله سند داشته باشد، و این تسلسل اسناد کتب محفوظ نمانده است.
در این زمان نسبت کتاب بمؤلفی بر اساس ثبت در تراجم مندرجه کتب رجال و تاریخ است که معمولا در شرح حال هر یک از علماء و دانشمندان مؤلفاتی برای او نام میبرند.
ولی از نظر تطبیق بر نسخه موجود مدرک همان شهرت قاطع و اصالة الصدق در تسلسل تاریخ و اصل عدم النقل است که از اصول عقلائی و مورد اعتماد است.
در اینجا مسأله دیگری هم بمیان می آید که دس بعضی اخبار در کتاب مصنف باشد و این احتمال بجا است که بعضی مغرضین در طول تاریخ اخبار ضعیفی یا مجعولی در کتاب مؤلف بنام و معتبری وارد کرده باشند و خصوص در آن دوره های پیش که نسخه ها معدود و خطی بوده است و برای رفع این احتمال راه منحصر بفرد تطبیق با نسخه خط مؤلف است که غالبا مفقود است و راه اثباتش بسی مشکل است.
و در درجه دوم با نسخه های خطی که در عصر مصنف نوشته شده باشد و در درجه سوم با نسخه های هر چه قدیمتر و نزدیکتر بعصر مصنف ولی متاسفانه این گونه دقت و بررسیها نیازمند بوسائل بسیاریست که برای من میسر نیست و وقت و فرصت مقتضی هم برای آن ندارم و محض راهنمائی اشخاص علاقمند و صاحبان وسائل کافی این موضوع را یاد آور شدم.
5- در اینجا هم محض یاد آوری و تبرک سلسله سند خود را بشیخ بزرگوار صدوق از نظر روایت یاد آور میشوم.
6- سلسله سند روایت من از پیشوایان معصوم علیهم السّلام از چند طریق بشیخ بزرگوار صدوق پیوست می شود که برای روشن شدن ذهن خوانندگان محترم یکی از آنها را در اینجا درج میکنیم.
کتاب امالی شیخ بزرگوار صدوق علیه الرحمة را مشایخ و اساتید متعدد از طریق اجازه تا تاریخ معاصر که مطابق نوزدهم ماه شعبان المعظم سال هزار و سیصد و هشتاد هجری قمری و برابر هفدهم بهمن ماه هزار و سیصد و نوزده خورشیدی هجری است برای من روایت کرده اند اخبرنی شیخی و استادی المحقق الجامع للمعقول و المنقول الاقارضا الاصفهانی و شیخی و استادی الفقیه الاصولی البارع المیرزا حسین النائینی رحمهما اللَّه جمیعا عن وحید زمانه و علامة اوانه الشیخ فتح اللَّه النمازی الاصبهانی المعروف بشریعت و المیرزا حسین النوری و السید حسین بن السید هادی و الحاج سید محمّد القزوینی جمیعا عن السید مهدی القزوینی ثم الحلی عن عمه السید باقر عن عمه بحر العلوم عن السید حسین القزوینی عن السید الشهید السید نصر اللَّه الحائری عن العلامة المجلسی عن المولی محسن المعروف بالفیض عن استاده الحکیم الالهی فخر الطائفة المولی صدرا عن استاده السید باقر المعروف بداماد عن خاله عبد العالی الکرکی عن الشیخ العالی فی الاستاد ملحق الاحفاد بالاجداد علی بن هلال الجزائری عن الشیخ ابن فهد الحلی عن علی بن الخازن عن الشهید محمّد بن مکی عن العلامة قطب الدین البویهی صاحب المحاکمات و شارح المطالع و الشمسیة عن العلامة حسن بن یوسف عن استاده استاد البشر و افضل من سلف و غبر الخواجة نصیر الدین محمّد المحقق الطوسی عن والده محمّد عن السید الجلیل السید فضل اللَّه الراوندی عن السید عماد الدین ابی الصمصام ذی الفقار الحسنی عن الشیخ ابی جعفر الطوسی ابو عبد اللَّه المفید عن استاده الشیخ ابی جعفر محمّد بن علی بن موسی بن بابویه الصدوق علیه الرحمة و الرضوان.