آیینه داران حقیقت جلد اول

نویسنده : مجله حوزه

مقدمه

شیعه از آن دم که بر شریعه علی و آل علی فرود آمد، از فرات همیشه زلال و همه آن جاری آن، نوشید و زمزمه آن را به جان نیوشید، تا این دم، به تلاش و پایمردی واز جان گذشتگی شریعه بانان ناب اندیش، بر این شریعه مانده و از آن فرات نوشیده و نوشانده است.
شریعه علی و اولاد علی، زندگی می بخشد، پژمردگی را از روح و روان می سترد، جان را جلا می دهد و جمال را صفا، شادابی می آورد، ذهن را از پندارها می پیراید، دل را روشن می کند، راه از بی راه می شناساند، علیه نابرابری، بیداد، هر چه پستی و زشتی است، می شوراند، به سوی قلّه های زیبایی و مجد و شرف، رهنمون می گردد، ذلت را ذلیل و عزت را بر فراز می دارد.
شیعه، با ماندن در این شریعه، نوشیدن و نوشاندن از آن فرات، به جان نیوشیدن نغمه ها، سرودهاو زمزمه های دل انگیز و روح نواز آن و گردن نهادن به رهنمودهای شریعه بانان،از هر گزندی در امان مانده، از گردابهای هراس انگیز فتنه ها به سلامت رهیده و عقیده ناب و راستین خود را از هر گونه دستبرد و درآمیختگی به دور داشته و ناب و بی آمیغ، صاف و شفاف، رخشان و آسمانی، بذر باورهای خویش را افشانده، بی فرسودگی و خستگی، فراز و نشیبها را پیموده و گردنه های نفس گیر و دشوار گذر را پشت سر گذارده و شبهای تار و بی پایان را به پایان برده، تا به روزگار نوین، گام گذارده و در این روزگار، با همان پشتوانه لبالب و سرشار، میدان داری شگرفی را آغازیده است.
در این میدان، با هر چه پوچی و ناپاکی است در آمیخته با هر چه شور و نشور، پاکی و راستی، زلالی و روشنی است در آمیخته و آوردگاه ها را به زیبایی و مردی و مردانگی بیاراسته است.
در هر برهه ای، به گونه ای نقش آفرین شد. در برهه ای چون تندری بر فرمانروایان بیدادگر خروشید و در دوره ای با تدبیر و هشیاری مردمانی را از چنگ دیوان و دَدانِ آدمیخوار، رهاند و زمین را پس از ویرانی و تباهی به دست قومی عنان گسسته، آباد کرد و در روزگاری با تلاش شبان و روزان، رایحه دلاویز دانش و معارف شیعی را بر هر کوی و برزن، وزاند و در هنگامه ای سخت و دشوار، که مرگ از هر سوی، به سویش می تاخت، قهرمانانه کاخ مجد و شرف را بر آورد و به قلّه والاییها فرا رفت.
بیان جزء جزء این هنگامه آفرینیها، خوش درخشیدنها، سر فرازانه پیش رفتنها، از هیچ زبان و قلمی بر نیاید؛ نه زبان آوران توان پیمودن این عرصه را دارند و نه چکامه سرایان و نگارندگان توان ترسیم آن همه زیبایی و شکوه را.
مجله حوزه، به این امید پا گرفت که دریچه ای به سوی این بامدادِ دل آویز بگشاید و شمیمی از این نسیم روح انگیز صبا، به جانها بیفشاند. و بر آن بوده و هست که شکوه ها، زییابها، اوجها و والاییهای شیعه را در آوردگاه های گوناگون بنمایاند و باورهای راستین و درخشان آن را، در حدّ توان، به زیباترین جمال، جلوه گر سازد.
برای راه یافتن به این آستان جلال، راه ها و روشهایی را پیش گرفت، از جمله به آستان جای جای میهن اسلامی و گاه، آن سوی مرزها، بار یافت و از این گنجوران خواست که گنجینه سینه خود را بگشایند و از کانونهای گرمی بگویند که خود شاهد بوده اند و در برهه برهه از زمان، در جای جای این زمین و بر و بوم، به شیعه گرما بخشیدند و آن را از زمستان های سرد و استخوان سوز، از برف و کولاک و بیداد دی، رهاندند و به وادی همیشه بهار رهنمون شدند و از مشعلهای بگویند که خود سوختند، تا طلسم شب را بشکنند و ماندگان در باتلاق شب را به سرزمین سپیده ها ره نمایند.
آنچه پیش روی دارید، بخش نخست از این گفت و گوهای برانگیزاننده، روشن گر، بیدارگر و افق گشاست و امید می رود بخشهای دیگر آن نیز، به زودی نشر بیابد و آیینه محفلِ حقیقت جویان گردد. آمین.
حوزه

مصاحبه با آیت اللَّه صدوقی(1)

حوزه : مسأله ولایت فقیه، و تفکّرِ حکومتِ بعد از ائمه اطهار (ع) در زمان غیبت، ویژه امام امت و یاران اوست، یا در میان فقهای پیشین نیز بوده است، و نیز مسأله یاد شده در متون اسلامی و روایات ما از چه جایگاهی برخوردار است؟
استاد : ولایت فقیه، از زمان غیبت صغری تا به حال برقرار است. به این معنی، نه این است که اَلنَبّیُ اَولی بِالمؤمنین مِن اَنفُسِهِم پیغمبر تمام اختیارات را از جان مردم و مال مردم داشت.
ولایت، اولاً و بالذّات مال خداست: اَللَّه وَلی الَذیّن آمنوا چون آفریدگار ماست. پس کسی که ما را آفریده، همه گونه اختیاری را هم درباره ما دارد. اختیار تامه ای را که خداوند متعال نسبت به بشر دارد و نسبت به بندگانش دارد، تفویض شده است به پیغمبرش: اَلنّبی اَولی بالمؤمنین مِن اَنفُسِهِم.
و ما کانَ لِمُومِن و لا مؤمنَة اِذا قضی اللَّه وَ رَسُولهُ اَمراً اَن یکُونَ لَهُم الخیرة مِن امِرهم و من یعص اللَّه و رسوله فقد ضلَّ ضلالاً مبینا(2)
فَلاوَرَبک لا یُؤمنُون حَتی یُحکَمُوک فیما شَجَرَ بینهم ثُم لا یَجدوا فی اَنفُسِهِم حَرَجاً مما قَضَیتَ وَ یُسَّلِمُوا تَسلیماً(3).
در برابر پیامبر تمام امت باید تسلیم باشد.
این ولایت را خدای متعال داده است به پیامبرش. حتّی اگر به فردی بگوید: از مالت خارج شو، از زن و بچه ات جدا شو، وظیفه اش این است که جدا شود. هر دستوری که پیامبر بدهد، باید عمل بکنند.
این جنگها که می شد، به وسیله رسول خدا بود، به امر رسول خدا بود. 84 غزوه، سریه که برای رسول خدا پیدا شد. و پیغمبر با کفّار و قریش می جنگید، با ولایتی بود که خدا به او داده بود. ولایتش را اعمال می کرد. بعداً هم این ولایت را به جانشینانش داده، به علی (ع) و... تا رسیده به زمان حضرت مهدی حضرت مهدی (عج) هم وقتی غیبت کبری شروع شد، به وسیله توقیع شریفش، که به آخرین نماینده اش فرمود: دیگر جانشین برای خود معیّن نکن و فرمود:
و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فأنهم حجتی علیکم و انا حجة اللَّه علیکم(4).
پس ولایت فقیه از جانب ولی عصر است، ولی عصر هم از جانب پیغمبر است و پیغمبر هم، از جانب خداست. پس این ولایت را خدا داده به فقیه. منتهی در دوران قدرت طواغیت و شاهنشاهی، نمی گذاشتند که همه این قدرت اعمال بشود. سدّ راه این قدرت بودند. و جلو این قدرت را می گرفتند، ولی باز هم تمام کارهای مسلمین، به وسیله فقها، به وسیله مراجع بزرگ بود که انجام می گرفت. نصب قیّم برای صغیر می کردند. اجازات دیگری می دادند به اشخاصی که صلاحیّت داشتند. اجازه امور حسبیّه می دادند. برای غُیّاب و قُصَّر نصب قیّم دستور می دادند. اینها را داشتند. منتهی کارهای کلّی را دولتهای وقت به واسطه قدرتهایی که در دست داشتند نمی گذاشتند که فقیه اجرا کند.
ولی حالا که دیگر قدرت در دست مردم مسلمان است، فقیه هم در رأس است به امر امام زمان، امام زمان هم به امر پیامبر، و پیامبر هم به امر خداست.
پس ولایت فقیه یک امری نیست که مردم به فقیه داده باشند! این یک امری است الهی که خدا به او داده، و اگر هم مسلمان، مسلمان باشد بدون ولایت فقیه اصل کارش درست نیست.
تمام امور در دست فقیه جامع الشرایط است:
مجاری الأمور بید العلماء(5)
یَنظُرانِ مَن کان مِنکُم مِمّن قد روی حدیثنا و َنظَرَ فی حَلالِنا وَ حَرامنا وَ عَرَفَ اَحکامُنا فَلیَرضوا بِه حَکماً فانّی قد جَعَلتُهُ حاکماً فاِذا حَکَمَ بَحکمنا فَلَمُ یُقبل مِنهُ فَاِنّما استخفّ بِحُکم اللَّه و عَلَینا رَدّ و الرّاد عَلَینا رادّ علی اللَّه وَ هُوَ علی حدّ الشّرک باللَّه(6)
امام عصر می فرماید: او حجّت است از جانب من به شما؛ یعنی آن که عارف به حق ماست و من حُجّت بر او هستم. کسی که نسبت به فقیه جامع الشرایط ردّ کند مثل این که ما را رد کرده است و کسی که ما را رد کند شرک به خداست.
پس یک امر به اصطلاح فعلی نیست که نشسته باشند در مجلسین، یا در قانون اساسی تفویضی کرده باشند به فقیه. امری خدایی است، آن را تقریر و تبیین کرده اند. و اگر هم کسی زیر بار ولایت فقیه نباشد، زیر بار اسلام هم نیست. نمی شود گفت مسلمان، نمی شود گفت مؤمن. هر مقامی می خواهد باشد. اگر ولایت فقیه را قبول ندارد، ما در اسلام او، شک داریم و در ایمان او به خدا. نه شک، بلکه می گوییم مؤمن من نیست، مسلمان نیست!

مصاحبه با آیت الله موسوی اردبیلی(7)

حوزه : نظر حضرت عالی درباره گزینش طلاب، بویژه پس از انقلاب اسلامی چیست؟
استاد : من کلیات را عرض می کنم. در اول، نحوه ورود افراد به محیط حوزه است. یک مقدار شرایطی باید در حوزه حکم فرما باشد. در سابق، چون حوزه جذبه نداشت، طلبگی سختی داشت، فشار داشت، مدرک نداشت، ارزش استخدامی نداشت، مشتری نداشت. کسی که به طلبگی رو می آورد، انگیزه اش خود به خود سالم بود.
اما امروز، مساله خیلی اهمیت دارد. بنابراین، اگر آن روز لازم نبود، ما گذینش داشته باشیم؛ یعنی خیلی لازم نبود، اما امروز ضروری شده است. امروز ضد انقلاب ممکن است بیاید. انگیزه های مختلفی ممکن است افراد را جذب کند و بکشاند به سوی حوزه. بنابراین، امروز هم اگر قرار باشد، گزینش در کار نباشد، صحیح نیست. مرحوم آیه الله العظمی بروجردی، رحمت الله علیه، گاهی به مناسبتهایی می فرمود:
حوزه بی دروازه است. هر که می خواهد، می آید، نه حسابی است و نه محاسبه ای. و لذا اشکالهایی ایجاد می شد. در آن وقت ایشان ضرورت گزینش طلبگی و نظم پذیری حوزه را احساس می کرد.
حوزه : پس از گزینش و بستن راههای نفوذ و ورود تا شایستگان، حوزه چه وظیفه ای دارد.
استاد : مساله دیگر، مساله برنامه ریزی صحیح و جامع از روز نخست طلبگی تا مراحل عالی است.
الف. آشنایی با اجمال فقه در حد رساله، قراءت و تجوید قرآن، ترجمه و تفسیر.
لازمه ورود به حوزه، تحصیل آگاهی از فقه به مقدار رساله خوانی است. مردم مراجعه می کنند و مساله می پرسند و طلبه باید بداند و اشتباه نگوید.
ب. قرآن بلد باشد. روخوانی اش را بداند. یک مقدار تجوید در حد واجبات را بداند. مفردات قرآن را یاد بگیرد.
پس از گزینش و برنامه ریزی، مساله دیگری که بسیار لازم است، برنامه ریزی حوزه برای بالا بردن سطح اخلاق و معنویت طلاب است.
تلاش در راه تصفیه اخلاق و کسب معنویت بر طلبه، لازم است.
طلبه، از اول باید مقید به اخلاق باشد. اگر بگوید: امروز درس می خوانم، فردا می خواهم عمل بکنم، فردا عمل نخواهد کرد.
یک نمونه برای شما عرض بکنم: از کسانی که خیلی موفق بود، شما هم می شناسید، مرحوم شهید مطهری است. وقتی که در مدرسه فیضیه بود، ما هم بودیم. ایشان مقید به آداب شرع بود. شاید همه شب، یا بیش تر شبها، بعد از نصف شب، چراغ حجره ایشان روشن بود. یادم می آید در آن وقت مطول درس می داد. این حالت معنوی را ایشان داشت، تا شب مرگ. من داستانی را از خانم ایشان شنیدم که گفت:
شب قبل از شهادت مرحوم استاد مطهری، از خواب بیدار شدم دیدم استاد، زودتر از هر شب که برای نماز شب بر می خواست، برخاسته و با قدمهای بلند، توی اطاق راه می رود. چنین به نظر می آمد که محکم گام بر می دارد و پاهایش را به زمین می کوبد.
پرسیدم: چه شده است؟
استاد مطهری گفت: من در خدمت حضرت امام خمینی، در مسجد الحرام بودم که پیغمبر از بیت خارج شد و طرف ما آمد، من دیدم طرف من می آید، به احترام حضرت امام خمینی گفتم: یا رسول الله: ایشان آقای خمینی هستند، آقازاده شما، فرزند شما.
حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله به طرف امام توجهی فرمود و بعد مرا به سنیه اش چسبانید و لبهای مبارکش را گذاشت روی لبهای من! استاد به من گفت: اکنون دست بزن، ببین الان من حرارت لبهای پیامبر را حس می کنم.
من در حوزه ندیدم، اشخاص غیر مقید به آداب شرعی، موفق باشند. بالاخره، در وسط راه ، در یک جا، می مانند. این تجربه بود برای ما.
طلبه، باید از اول بکوشد، نه این که تهذیب را بگذارد برای بعد. بگوید: حالا من درس می خوانم، بعد آدم خوبی می شود. نه، باید از اول متشرع باشد، منضبط باشد، منظم باشد. آدم شلوغ، آدم نامنظم، نمی تواند موفق باشد.
حوزه : چقدر آشنایی با معارف اسلامی را برای طالبان علمان ضروری می دانید؟
استاد : طلبه باید ذی فنون باشد. حالا می خواهد فقیه باشد، فقه می خواهد، مفسر باشد، تفسیر می خواهد، نویسنده باشد، قلم می خواهد، گوینده باشد، بیان می خواهد. اما چقدر خوب است، طلبه به هر جایی سر بزند، و از هر گلزاری گلی بچیند. این جور اشخاص جامع، خیلی خوبند، تفسیر دارند، فقه دارند، بیان دارند، قلم دارند، شعر دارند، قصه دارند.
حوزه : آیا استعداد سنجی خویشتن را برای طالب علمان تا چه اندازه مفید می دانید.
استاد : از مسائل مهم و اساسی این است که طلاب باید نیروی خود را بسنجند، هدف خود را در آغاز تحصیل بسنجند و ارزیابی کنند. ممکن است کسی باشد که می خواهد، فقط دو سه سال تحصیل کند و عائله سنگین دارد و بعد از آن نمی تواند ادامه تحصیل بدهد. در عین حال، می آید حوزه برنامه سه ساله ندارد. همان برنامه پانزده ساله، بیست ساله را شروع می کند. این شخص، همان الفبای برنامه اش اشتباه است. هنوز هیچی نخوانده است، سه سال تمام شده است. حال آن که همین فرد می تواند، قرآن را با معنایش یاد بگیرد، مقداری از تاریخ را بداند، تا در صورتی که بر می گردد، به اندازه سه سال مفید باشد، در این باب سخن بسیار است.
پس لازم است، که افراد، خود را استعداد سنجی کنند، ببیند برای چه کاری در حوزه مفید هستند. آن وقتها ما حساب می کردیم، در هر چند سال یک بار که چی شدیم؟ باید این استعدادها را آزمایش کنیم. یک مرتبه بعد از سی سال معلوم می شود، بنده خدا در این مسیر افتاده است، که اگر این شخص مبلغ بود خیلی کار می کرد، یا اگر یکی دیگر از کارها را انجام می داد، بهتر موفق بود.
یکی گروهی باید باشند که طلبه ها را از لحاظ استعداد تحصیلی بسنجند، یا حداقل طلبه خودش به این فکر بیفتد. در میان طلبه ها این جور افراد هستند که استعداد خود را تشخیص می دهند، یا دیگران را ارشاد می کنند. و اصولا طلبه باید برود و خودش را نزد خبره عرضه کند. ما در آن وقت، مدتها فکر می کردیم، کی به ما بگوید، تو به درد حوزه می خوری یا به درد حوزه نمی خوری. فکر می کردیم پیش کی برویم، استعدادمان را عرضه کنیم که دلسوز هم باشد، دو سه روز برای ما وقت تلف کند... .
این امر یکی از کسریهای حوزه است. طلبه، نیازهای زیادی دارد. طلبگی همه اش، درس خواندن نیست. نیازهای روحی دارد. باید افرادی باشند که به طلبه ها سربزنند، طلبه ها مسائلی دارند، فکرهایی دارند کسانی باشند که توانند آن مسائل و فکرها را با او در میان بگذارند.
حوزه : بنا بر گفته شما، انتخاب کتاب های درسی نیز باید با توجه با استعداد افراد باشد.
استاد : بله اگر کتاب های درسی با انتخاب باشد و با توجه به استعدادها، نتیجه خوب گرفته می شود. چقدر استعدادها در همین نبود حسن انتخاب ها ضایع می شود. اصول فقه بخوانم یا قوانین، معالم جدید بخوانم، یا معالم قدیم، رسائل بخوانم یا خلاصه ای که به آن نوشته شده است؟ اینها برای طلبه مطرح است.
کسانی هستند مطول را باید بخوانند، نه تنها مختصر حاشیه را، چون ذوقش را دارند، خیلی خوب استفاده می کنند. از لحاظ تبلیغی و نویسندگی. کسانی نمی توانند چنین باشند و باید همان مختصر را بخوانند.
حوزه : آیا جایگزین کردن کتاب های درسی جدید به جای کتابهای درسی قدیم کار درستی است و اکنون ضرورت دارد؟
استاد : یکی دیگر از مسائل ضروری، جایگزین کردن کتاب های درسی جدید، به جای کتاب های تحقیقی است که در سابق تدریس می شد.
البته، مسائل درون کتاب های درسی را دیگر شما می دانید، که برای تحقیق نوشته شده و این کتابها درسی نیست. این را می آورند، بحث می کنند!
باید رشته های تحصیلی مشخص شود، چه رشته هایی لازم است. این جور نباشد که یکی بگوید، ما احساس می کردیم زبان خوارجه را بخوانیم و دیگری آن را انکار کند.
در این باره، خاطره ای نقل کنم:
ما در آن وقتها انگلیسی می خواندیم، پیش یک استاد سابقه دار. گاه در مسیر رفت و برگشت، بارها با ما برخورد می شد. هرکس یک سلام می کرد، اشکالش این بود که انگلیسی می خواندیم. من یادم می آید درس کفایه می گفتم که مقاله ای را برای مجله ای نوشتم. یکی گفت تو برو دنبال روزنامه نویسی، تو چه کار به این کارها داری؟
اکنون همه چیز فراموش شده است، الحمدلله این جو زمان شکست.
بنابراین، باید رشته های تحصیلی مشخص شود. طلاب خود را به دانشهای جدید مجهز کنند، امیدوارم همگی موفق باشید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته