ترجمه ارشادالقلوب دیلمی

ابی محمد حسن دیلمی‏ مترجم:سید عباس طباطبائی‏

باب هفدهم: در عقاب زنا و ربا

قال النبی صلی الله علیه و آله: ان لاهل النار صرخة من نتن فروج الزناة فایاکم و النرنا فیه ست خصال ثلاث فی الدنیا و ثلاث فی الآخرة فاما التی فی الدنیا فانه یذهب بهاء الوجه و یورث الفقر و ینقص العمر و اما التی فی الآخرة یوجب سخط الله وسوء الحساب و عظم العذاب ان الزناة یاتون یوم القیمة تشعل فروجهم ناراً یعرفون بنتن فروجهم.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که برای اهل آتش ناله و فریادی هست از بوی گند فرجهای زناکاران، پس حذر کنید و دوری نمایید از زنا. پس به درستی که در آن شش خصلت است که عقوبت این گناه است سه چیز در دنیا و سه چیز در آخرت. اما آنچه در دنیا است اول اینکه: نور صورت را می برد. دوم اینکه: سبب فقر می شود. سوم آنکه: عمر زانی کوتاه می شود. و اما آنچه در آخرت است اول اینکه: سبب غضب حق تعالی می گردد. دوم اینکه: سبب سختی محاسبه قیامت می گردد. سوم اینکه: عذاب سخت برای آن هست. به درستی که روز قیامت زانیان می آیند در حالی که آتش از فرجهای آنها شعله می کشد. و به بوی بد و گند فرجهایشان شناخته می شوند.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: ان الله مستخلفکم فی الدنیا فانظروا کیف تعملون فاتقوا الزنا و الربا.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به تحقیق خدا شما را در دنیا خلیفه قرار داد پس دقت کنید چگونه عمل می کنید. پس از عمل زنا و گرفتن و دادن ربا حذر کنید و احتراز نمایید.
قیل قالت المعتزلة فی مجلس الرضا علیه السلام ان اعظم الکبائر القتل لقوله تعالی: و من یقتل مومناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً(224) الآیه و قال الرضا علیه السلام: اعظم من القتل عندی اثماً و اقبح منه بلاء الزنا لان القاتل لم یفسد بضرب المقتول غیره و لا بعده فساداً و الزانی قد اقسد النسل الی یوم القیمة و احل المحارم. فلم یبق فقیه الا قبل یدیه و اقربما قاله.
گفته شده که: جماعت معتزله که یکی از فرق اسلام هستند در مجلسی که حضرت علیه السلام تشریف داشتند راجع به بزرگترین گناهان در اسلام مذاکره نمودند. پس همگی اتفاق کردند که قتل و کشتن شخص مؤمن بزرگترین گناه است، چون خدا می فرماید: کسی که مؤمنی را عمداً بکشد جزای او جهنم است همیشه...
حضرت رضا علیه السلام فرمود آنچه گناهش از قتل نزد من بیشتر است و بلای آن قبیح تر است زناست؛ برای اینکه قاتل با کشتن مقتول فسادی به غیر کشتن او انجام نمی دهد و بعد از کشتن او دیگر فسادی بر آن نیست. و زانی نسل را تا روز قیامت فاسد و تباه می کند و حرامهایی را حلال می کند پس فقیهی در مجلس نماند مگر اینکه دست مبارک آن حضرت را بوسید و به درستی فرمایش آن حضرت اقرار کرد.
و قال صلی الله علیه و آله: اذا کانت فیکم خمس رمیتم بخمس اذا اکلتم الربا رمیتم بالخسف و اذا ظهر فیکم الزنا اخذتم بالموت و اذا جارت الحکام ماتت البهائم و اذا اظلم اهل الملة ذهبت الدولة و اذا ترکتم السنة ظهرت البدعة.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: زمانی که در شما پنج خصلت ظاهر شود به پنج بلا گرفتار خواهید شد: وقتی ربا خواری را پیشه خود ساختید به نقص اموال مبتلا می شوید وقتی در میان شما زنا ظاهر شد به مرگ ناگهانی مبتلا می شوید وقتی حاکمان ظلم کردند به مردن حیوانات مبتلا می شوید وقتی ملتی ظلم کردند دولت و قدرت آنها از دست می رود و دشمن بر آنها مسلط می شود. وقتی سنتهای دینی را ترک کردید بدعتها ظاهر می گردد.
و قال صلی الله علیه و آله: ما نقض قوم عهدهم الا سلط علیهم عدوهم و ما جارقوم الا کثر القتل بینهم و ما منع قوم الزکوة الا حبس القطر عنهم و لا ظهرت فیهم الفاحشة الا فشافیهم الموت و ما یخسر قوم المکیال و المیزان الا اخذوا بالسنین.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ مردمی عهد شکن نشدند مگر اینکه دشمن آنها بر آنها مسلط گردید و هیچ قومی ظلم نکردند مگر اینکه کشتار در بین آنها زیاد شد. و هیچ قومی از پرداخت زکات امتناع نکردند مگر اینکه از آمدن باران ممنوع شدند.
و در ما بین آنها عمل عفت و فحشاء ظاهر نشد مگر اینکه در میان آنها مرگ مفاجات شیوع پیدا کرد. و هیچ قومی کم فروشی نکردند مگر اینکه به خشکسالی مبتلا شدند.
و قال صلی الله علیه و آله: اذا عملت امتی خمس عشر خصلة حل بهم البلاء اذا کان الفی ء دولاً و الامانة مغنماً و الصدقة مغرماً و اطاع الرجل امرأته و عصی امه و بر صدیقه و جفا أباه و ارتفعت الا صوات فی المساجد و اکرم الرجل مخافة شره و کان زعیم القوم ارذلهم ولبسوا الحریر و اتخذوا المغنیات و شربوا المخمور و اکثروا الزنا فارتقبوا عند ذلک ریحاً حمراء و خسفاً اومسخاً او ظهر العدو علیکم ثم لا تنصرون.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر گاه امت من دارای پانزده خصلت شدند و به آن عمل کردند بلا بر آنها نازل خواهد شد: 1- وقتی که غنیمت جنگی را دولت شخصی خود کردند. 2- امانت را غنیمت شمرده و تصرف کردند. 3- صدقه دادن را برای خود ضرر حساب کردند. 4- از زنان اطاعت و مادران را نافرمانی و اذیت کردند. 5- به رفیقان نیکی و پدران را اذیت کردند 6- صداها را در مسجد در غیر از اذان بلند کردند 7- از ترس شر اشخاص آنها را گرامی و محترم داشتند. 8- افراد رذل و پست در میان مردم رئیس و زعیم باشند. 9- لباس حریر و ابرایشم پوشیدند 10- زنهای خواننده در مجالس عمومی و خصوصی آوردند. 11- شرب خمر کردند 12- عمل منافی عفت در میان آنها شایع گردید. پس در این حال انتظار داشته باشند باد سرخ یا زمین شکافته شدن و آنها را فرو بردن یا مسخ شدن و از صورت آدمی خارج شدن یا دشمن بر آنها غلبه کردن و از هیچ جانب یاری نشدن.
مخفی نماند که در این روایت دوازده چیز بیشتر ذکر نشده و اول روایت که فرموده پانزده خصلت سه صفت آن ذکر نشده است. (مترجم).

باب هجدهم: در وصیت لقمان به فرزندش

قال یا بنی لا یکن الدیک اکیس منک و اکثر محافظه علی الصلواه الا تراه عند کل صلوة یوذن لها و بالاسحار یعلن بصوته و انت نائم.
لقمان فرمود: ای پسرم خروس از تو زیرک تر نباشد و بیشتر از تو حفظ اوقات نماز را نکند! آیا او را نمی بینی هنگام هر نماز برای نماز اعلان می کند و در سحرها با صدای بلند اعلان می کند و تو در خوابی.
ای پسرم کسی که مالک زبانش نباشد پشیمان می شود. و کسی که زیاد مجادله کند دشنام داده می شود. و کسی که در جاهای بد و نا مناسب داخل شود مورد تهمت قرار می گیرد. و کسی که با رفیق بد و ناصالح رفاقت و دوستی کند از آفات سالم نمی ماند. و کسی که با علماء مجالست و همنشینی کند نفع می برد.
یا بنی لا توخر التوبه فان الموت یأتی بغته.
ای پسرم توبه را به عقب نینداز که مرگ ناگهان می رسد.
یا بنی اجعل غناک فی قلبک و اذا افتقرت فلا تحدث الناس بفقرک فتهون علیهم و لکن اسئل الله من فضله.
ای پسرم بی نیازی و غنای خود را در قلب خود قرار ده و اگر زمانی فقیر شدی برای مردم از فقر خود چیزی نگو که سبب می شود در نظر آنها بی اعتبار و سبک شوی ولیکن از فضل بی پایان الهی سؤال کن و بخواه تا به تو مرحمت فرماید.
یا بنی کذب من یقول الشر یقطع بالشر الاتری ان النار لا تطفی بالنار و لکن بالماء و کذلک الشر لا یقطع الا بالخیر.
ای پسرم دروغ گفته آن کس که می گوید شر را با شر می توان قطع کرد. آیا نمی بینی آتش را آتش خاموش نمی کند ولیکن آب است که آتش را خاموش می کند. و همچنین شر قطع نمی شود مگر با خیر و خوبی.
یا بنی لا تشمت بالمصائب و لا تعیر المبتلی و لا تمنع المعروف فانه ذخیره لک فی الدنیا و الاخره.
ای پسرم به شخص مصیبت زده شماتت مکن! و شخص مبتلا را سرزنش و ملامت مکن. و از معروف و خوبی ها جلوگیری نکن و آن را انجام بده که آن ذخیره است برای تو در دنیا و آخرت.
یا بنی ثلثه تجب مداراتهم المریض و السلطان و المراة و کن قنعا تعیش غنیا و کن متقیا تکن عزیزا.
ای پسرم مدارای با سه کس واجب است: مریض، سلطان و زن. و قناعت کن تا بی نیاز زندگی کنی و احتیاج به کسی پیدا نکنی. و تقوی داشته باش تا عزیز باشی.
یا بنی انک من حین سقطت من بطن امک استدبرت الدنیا و استقبلت الاخره و انت فی کل یوم الی ما استقبلت اقرب منک الی ما استدبرت فتزود لدار انت مستقبلها و علیک بالتقوی فانه اربح التجارات.
ای پسرم به درستی که تو از وقتی که از شکم مادر افتادی پشت به دنیا و رو به آخرت نموده ای و تو در هر روز به سوی آنکه رو کرده ای پس توشه بردار برای خانه ای که تو به سوی آن می روی. و بر تو باد به تقوی که آن پر نفع ترین تجارت است.
و اذا احدثت ذنبا فاتبعه بالاستغفار و الندم و العزم علی ترک العود لمثله.
و هنگامی که گناهی از تو سر زد دنبال آن از خدای متعال طلب مغفرت بنما و از انجام آن گناه پشیمان شو و تصمیم بگیر که هرگز به آن گناه عود و بازگشت نکنی.
و اجعل الموت نصب عینیک و الوقوف بین یدی خالقک و تمثل شهاده جوارحک علیک بعملک و الملائکه الموکلین بک تستحیی منهم و من ربک الذی هو مشاهدک و علیک بالموعظه فاعمل بها فانها عند العاقل احلی من العسل الشهد و هی علی السفیه اشق من صعود الدرجه علی الشیخ الکبیر و لا تسمع الملاهی فانها تنسیک الاخره و لکن احضر الجنائز و زر المقابر و تذکر الموت و ما بعده من الاهوال فتأخذ حذرک.
و مرگ را در مقابل چشم خود قرار بده و ایستادن در مقابل مقام عدل الهی را همیشه در نظر داشته باش و شهادت اعضاء و جوارح خود را به اعمال و کارهایت در مقابل خود ممثل و نمایان نما و از شهادت ملائکه موکل بر تو که اعمال تو را ثبت و ضبط می نمایند غفلت نداشته باش پس از آنها حیا کن و از خدای خود که اعمال تو را می بیند شرم کن. و بر تو باد به شنیدن موعظه و نصیحت پس عمل به آن؛ چون که شنیدن موعظه و عمل به آن در نزد شخص عاقل از عسل صاف شده شیرین تر است. و آن برای سفیه و نادان مشکل تر است از بالا رفتن پیر فرتوت از نردبان و پله های سخت. و گوش به چیزهای بیهوده و گفتار لغو مده؛ چون که آن سبب می شود که آخرت را فراموش کنی و از نظر ببری. لیکن بر جنازه ها حاضر شو و به زیارت قبور مؤمنین برو. به یاد بیاور مردن و هول و وحشت های بعد از آن را پس پند و نصیحت خود را بگیر و از آن بهره مند شو!
یا بنی استعذ بالله من شرار النساء و کن من خیارهن علی حذر.
ای پسرم پناه به خدا ببر از زنهای بد و از خوبان آنها حذر کن و احتراز نما و از شر آنها ایمن مباش.
یا بنی لا تفرح بظلم احد بل احزن علی ظلم من ظلمته یا بنی الظلم ظلمات و یوم القیمه حسرات و اذا ادعتک القدره علی ظلم من هو دونک فاذکر قدره الله علیک.
ای پسرم به ظلم هیچ ظالمی خوشنود مباش بلکه اگر به کسی ظلم کردی برای آن عمل قبیح محزون و غمگین باش. ای پسرم ظلم سبب تاریکی دل می شود و روز قیامت باعث حسرت و اندوه است. و هرگاه قدرت تو، تو را واداشت که به کسی ظلم کنی که از تو ضعیف تر است پس به یاد بیاور قدرت و تسلط خدا را بر خودت.
یا بنی تعلم من العلماء ما جهلت و علم الناس ما علمت تذکر بذلک فی الملکوت.
ای پسرم آنچه را نمی دانی از علماء یاد بگیر. و آنچه را می دانی به مردم بیاموز. چون چنین کردی و این دو صفت نیکوی یاد گرفتن و یاد دادن در تو پیدا شد در عالم ملکوت به این دو صفت یاد می شوی.
یا بنی اغنی الناس من قنع بما فی یدیه و افقرهم من مدعینیه الی ما فی ایدی الناس و علیک بالیأس عما فی ایدی الناس و الوثوق بوعد الله واسع فیما فرض علیک ودع السعی فیما ضمن لک و توکل علی الله فی کل امورک یکفیک.
ای پسرم بی نیازترین مردم کسی است که به آنچه در دست اوست قناعت کند و فقیرترین آنها کسی است که به آنچه در دست مردم است چشم داشته باشد و بر تو باد که مأیوس باشی از آنچه در دست مردم است. و اعتماد تو به وعده خدا باشد. و کوشش کن در آنچه بر تو واجب شده. و رزقی که برای تو ضمانت شده و به تو خواهد رسید لازم نیست سعی بسیار در طلب آن داشته باشی. و توکل بر خدا کن در تمام امور و کارهای خود تا تو را کفایت کند.
و اذا صلیت فصل صلوة مودع تظن ان لا تبقی بعدها ابدا و ایاک و ما تعتذر منه فانه لا یعتذر من خیر.
و هر وقت نماز خواندی نماز تو مانند نماز کسی باشد که با نماز وداع کند و گمان بری که بعد از آن نماز هرگز باقی نمانی. و دوری کن از آنچه که بخواهی از آن عذر خواهی کنی، چون که از کار خوب هیچگاه عذرخواهی نمی شود، یعنی کار بدی نکن که بخواهی بعداً از آن عذر خواهی کنی.
و احب للناس ما تحب لنفسک و اکره لهم ما تکره لنفسک و لا تقل ما لا تعلم و اجهد ان یکون الیوم خیرا لک من امس و غدا خیرا لک من الیوم فانه من استوی یوماه فهو مغبون و من کان یومه شرا من امسه فهو ملعون.
و برای مردم دوست دار و بخواه آنچه را که برای خود می خواهی و آنچه را برای خود مکروه و ناپسند می داری برای دیگران نیز مکروه و ناپسند بدار و آنچه را نمی دانی اظهار نکن و نگو. و کوشش کن تا اینکه امروز تو بهتر از دیروزت باشد، و فردای تو بهتر از امروز تو باشد، برای اینکه هر کس دو روزش مساوی و یکسان باشد چنین کسی به غبن و ضرر گرفتار شده؛ چون یک روز از سرمایه عمر او گذشته و در مقابل آن چیزی به دست نیاورده. و هر کس امروزش بدتر از دیروزش باشد او ملعون است؛ چون کاری که او را به رحمت خدا نزدیک کند انجام نداده، بلکه موجبات دوری از رحمت خدا را برای خود فراهم ساخته و ملعون و مطرود و دور افتاده از رحمت است.
و ارض بما قسم الله لک فانه سبحانه یقول: اعظم عبادی ذنبا من لم یرض بقضائی و لم یشکر نعمائی و لم یصبر علی بلائی.
و راضی باش به آنچه خدا قسمت تو فرموده پس به درستی که خدای سبحان جلت عظمته می فرماید: آن بنده گناهش از همه عظیم تر و بزرگتر است که راضی به قضای من نباشد و شکر نعمتهای مرا نکند و بر بلای من صبر نکند.
و اوصی رسول الله صلی الله علیه و آله معاذ بن جبل فقال له: اوصیک باتقاء الله و صدق الحدیث و اداء الأمانة و خفض الجناح و الوفاء بالعهد و ترک الخیانة و حسن الجوار و صلة الارحام و رحمة الیتیم و لین الکلام و بذل السلام و حسن العمل و قصر الامل و توکید الایمان و التفقه فی الدین و تدبر القرآن و ذکر الآخرة و الجزع من الحساب و کثرة ذکر الموت و لا تسب مسلماً و لا تطع آثماً و لا تقطع رحماً و لا ترض بقبیح تکن کفاعله و اذکر الله عند کل شجر و مدر و بالأسحار و علی کل حال یذکرک فان الله تعالی ذاکر من ذکره و شاکر من شکره و جدد لکل ذنب توبة السر بالسر و العلانیة بالعلانیة.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله معاذ بن جبل را وصیت نمود پس چنین فرمود: به تو وصیت می کنم که از خدا بترسی و گفتارت راست باشد. و امانت را به صاحبش رد کنی. و تواضع و فروتنی داشته باشی. و با هر کس عهد کردی به آن وفا نمایی و خیانت را ترک کن. و با همسایه به نیکی رفتار کن. و با خویشان پیوند نما و از آنها نبر به یتیمان رحم کن. در گفتار ملایم و نرم گو باش و درشت گو و خشن کلام نباش، در سلام بین مسلمین فرق نگذار و به همه سلام کن. و عملت را نیکو کن. و امیدت را در دنیا کوتاه کن. ایمانت را محکم کن. در امور دینت دانا باش. و در قرآن دقت کن تا به معانی آن پی ببری. و به یاد آخرت باش و از حساب در روز جزا ترسناک باش. و بسیار به یاد مرگ باش. و به مسلمانی دشنام نگو. و از گناهکاران پیروی ننما و از رحم خویش نبر و قطع نکن. و به عمل زشت و قبیح راضی مشو که در این صورت گناه عمل کننده آن بر تو است. و به یاد خدا باش نزد هر درخت و سنگ و کلوخ، یعنی هر چه را دیدی به یاد خالق آن باش و در سحرها و سایر اوقات و حالات به یاد خدا باش، چون چنین بودی خدای متعال جلت عظمته تو را یاد فرماید که خدا یاد می کند کسی را که به یاد او باشد و کسی که شکرگزار او باشد شکر او را قبول فرماید. و برای هر گناهی تجدید توبه بنما اگر گناه سری و پنهانی است توبه آن را هم پنهانی انجام ده و اگر آشکارا و علنی است توبه آن را هم علنی انجام بده.
و اعلم ان الصدق الحدیث کتاب الله و اوثق العز التقوی و اشرف الذکر ذکر الله تعالی و احسن القصص القرآن و شر الامور محدثاتها و احسن الهدی هدی الانبیاء و اشرف الموت الشهادة و اعمی الاعمی الضلالة بعد الهدی و خیر العلم ما نفع و شر العمی عمی القلب و الید العلیا خیر من الید السفلی و ما قل و کفی خیر مما کثرو الهی و شر المعذرة عند الموت و شر الندامة یوم القیمة و من اعظم خطایا اللسان الکذب.
بدان به درستی که راست ترین گفتار کتاب است، یعنی آنچه در کتاب نوشته شده راست تر است از آنچه به زبان بگویند. و محکم ترین عزتها تقوی است. و شریف ترین ذکرها یاد خدای تعالی است. و نیکوترین قصه ها قرآن کریم است و بدترین چیزها تازه ها است. و نیکوترین راهنمایی ها راهنمایی پیغمبران است و بهترین مردنها شهادت در راه خداست. و کورترین کوریها گمراهی بعد از راه یابی است. و بهترین علم آن علمی است که به انسان نفع بدهد. و بدترین کوریها کوری قلب است. و دست بالا بهتر از دست پایین است، یعنی دست عطا کننده بهتر از دست سؤال کننده است و رزق کم که به حال شخص کفایت کند بهتر است از توسعه و زیادی که سبب سرگرمی و باز ماندن از آخرت باشد. و بدترین عذر خواهی هنگام مرگ است؛ چون فائده ندارد. و بدترین پشیمانی پشیمانی روز قیامت است. و بزرگترین خطاهای زبان دروغ گفتن است.
و خیر الغنی غنی النفس و خیر الزاد التقوی و رأس الحکمة مخافة الله فی السر و العلانیة و خیر ما القی فی القلب الیقین و ان جماع الاثم الکذب و الارتیاب و النساء حبائل الشیطان و الشباب شعبة من الجنون و شر الکسب کسب الربا و شر المآثم اکل مال الیتیم و السعید من وعظ بغیره و لیس لجسم نبت علی الحرام الا النار و من تغذی بالحرام فالنار اولی به و لا یستجاب له دعاء و الصلوة نور و الصدقة حرز و الصوم جنة حصینة و السکینة مغنم و ترکها مغرم.
و بهترین بی نیازی غنای نفس است. و بهترین توشه برای سفر آخرت تقوی و خودداری از گناهان است. و بالاترین حکمت و دانش ترس از خداست در پنهان و آشکار. و بهترین چیزی که در قلب انسان القاء می شود یقین است. و به درستی که دروغ سبب جمیع گناهان است. و زنها ریسمانهای شیطانند که به واسطه آنها بندگان را به گناهان می کشد. و جوانی قسمتی از دیوانگی است. بدترین کسب ها رباخواری است. و بدترین گناهان خوردن مال یتیم است. آدم با سعادت کسی است که از غیر موعظه گیرد. و بدنی که از حرام بزرگ شده و رشد و نمو نموده غیر از آتش و عذاب چیزی برای او نیست. و کسی که از حرام بخورد آتش از هر چیزی برای او سزاوارتر است. و دعایی برای او مستجاب نخواهد شد. و نماز نور است و صدقه حافظ از بلیات است و روزه سپری است محکم برای حفظ از آتش و وقار سبب بهره مندی است و ترک آن موجب ضرر است.
و علی العاقل ان یکون له ساعة یناجی فیها ربه و ساعة یتفکر فیها صنع الله و ساعة یحاسب فیها نفسه و ساعة یتخلی فیها لحاجته من حلال و علی العاقل ان لا یکون ساعیاً الا فی ثلاث تزود لمعاد و مرمة لمعاش او لذة غیر محرم و علی العاقل ان یکون بصیراً بزمانه مقبلاً علی شأنه حفظاً للسانه.
و بر شخص عاقل است که بوده باشد برای او ساعتی که در آن با خدای خود مناجات کند، و ساعتی که در آن در مصنوعات خدا فکر کند و ساعتی که در آن به حساب خود برسد، و ساعتی که در آن خلوت کند و به حاجتهای خود از راه حلال برسد. و بر عاقل است که کوشش او نباشد مگر در سه چیز یا بهره برداری برای معاد خود، یعنی انجام عبادات و خدمت به خلق یا اصلاح کردن امر معاش و لوازم زندگی خود و کسانی که تحت سرپرستی او می باشند یا لذتی که حرام نباشد. و بر عاقل است که به زمان خود بینا باشد و شؤون و شخصیت خود را حفظ کند و زبان خود را نگهداری کند.
و فی توریة موسی (ع) عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح و لمن ایقن بالحساب کیف یذنب و لمن ایقن بالقدر کیف یحزن و لمن ایقن بالنار کیف یضحک و لمن رآی تقلب الدنیا بأهلها کیف یطمئن الیها و لمن ایقن بالجزاء کیف لا یعمل و لا عقل کالدین و لا ورع کالکف و لا حسب کحسن الخلق.
و در تورات موسی نوشته شده: عجب دارم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشنود است. و کسی که یقین به حساب دارد چگونه گناه می کند. و کسی که یقین به قدر دارد چگونه محزون و غمگین است. و کسی که یقین به آتش دارد چگونه می خندد. و کسی که دید دنیا با اهل خود چگونه بی وفایی می کند چگونه به او مطمئن می شود. و کسی که یقین به جزا دارد چگونه عمل نمی کند. و نیست عقلی مانند دین. و نیست ورعی مانند خودداری از گناه. و نیست حسب و نسبی مانند حسن خلق و گشاده رویی.
و قال ابوذر: اوصانی رسول الله صلی الله علیه و آله بسبع خصال حب المساکین و الدنو منهم و هجران الاغنیاء و ان اصل رحمی و ان لا اتکلم بغیر الحق و ان لا اخاف فی الله لومة لائم و ان انظر الی من هو دونی و لا انظر الی من هو فوقی و ان اکثر من سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم فانهن الباقیات الصالحات.
ابوذر گفت: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مرا به هفت خصلت وصیت فرمود: 1- دوستی با فقرا و نزدیک شدن به آنها و دوری کردن از اغنیاء 2- به رحم و خویشان خود بپیوندم 3- نگویم مگر حق 4- و در راه خدا از ملامت کننده نترسم 5- و در امور دنیا به پایین تر از خودم نظر نمایم و به بالاتر از خود نظر ننمایم 6- و بسیار بگویم: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، که اینها باقیات الصالحات می باشند.
و قال: من سلک الجد دامن من العثار و الصبر مطیة السلامة و الجزع مطیة الندامة و مرارة الحلم اعذب من حلاوة الانتقام و ثمرة الحقد الندامة و من صبر علی ما یکره ادرک ما یحب و الصبر علی المصیبة مصیبة للشامت بها و الجزع علیها مصیبة ثانیة بفوات الثواب و هی اعظم المصائب.
فرمود: هر کس در راه برود از لغزش ایمن است. و صبر مرکب سلامت است. و جزع مرکب پشیمانی است. و تلخی حلم گواراتر از شیرینی انتقام است. و میوه حسد پشیمانی است. و کسی که صبر کند بر آنچه مکروه طبع اوست می رسد به آنچه دوست می دارد. و صبر کردن بر مصیبت مصیبتی است بر شماتت کننده در آن مصیبت. و جزع و ناله و فریاد در مصیبت مصیبت دیگر است، چون که ثواب آن از دست می رود. و این بزرگترین مصیبت است.
و قال رسول الله علیه و آله: خیر الرزق ما یکفی و خیر الذکر ما یخفی و انی اوصیکم بتقوی الله و حسن النظر و لانفسکم و قلة الغفلة عن معادکم و ابتیاع ما یبقی بما یفنی و اعلموا انها ایام معدودة و الارزاق مقسومة و الآجال معلومة و الآخرة ابد لا امد له و اجل لا منتهی له و نعیم لا زوال له فاعرفوا ما تریدون و ما یراد بکم و اترکوا من الدنیا ما یشغلکم عن الآخرة و احذروا حسرة المفرطین و ندامة المعترین.
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین رزق آن است که به قدر کفایت باشد. و بهترین ذکر آن است که پنهان باشد. و من به شما وصیت می کنم به تقوی و ترس از خدای متعال. و نسبت به خودتان نظر خوب داشته باشید، یعنی خیر خود را بخواهید و موجبات گرفتاری دنیا و آخرت را به خاطر هوای نفس و خواهشهای حیوانی برای خود ایجاد نکنید. و از معاد و جای بازگشت خود کم غافل باشید. و با چیزهای فانی دنیا که در دست شماست چیزهای باقی آخرت را خریداری نمایید. و بدانید که زندگی دنیا روزهای مختصر و معدودی است. و روزی ها قسمت شده است. و پایان این زندگی در نزد خدای متعال جلت عظمته معلوم است. و زندگی آخرت ابدی است که فانی نمی گردد و آخری برای آن تصور نمی گردد و پایانی ندارد، و نعمتی است که نابود نخواهد شد و بدانید که چه اراده می کنید و از شما چه خواسته شده است و آنچه از این دنیا که شما را از آخرت باز می دارد ترک کنید. و دوری کنید از حسرتی که برای افراط کنندگان است، یعنی کسانی که در این عالم زیاده روی می کنند در بهره مند شدن از دنیا در قیامت حسرت می برند که می توانستیم به عوض اینها کارهایی انجام دهیم که امروز از آن بهره مند شویم و دنیا ما را سرگرم کرد تا دست ما از انجام این کارها کوتاه شد و همچنین دوری کنید از پشیمانی اهل غرور، یعنی آنها که گول شیطان و دنیا خورده اند و اوقات عمر عزیز خود را ضایع و باطل نموده اند روزی پشیمان خواهند شد.
و استدرکوا فیما بقی مافات و تأهبوا للرحیل من دارالبوار الی دارالقرار و احذروا الموت یفجأکم علی غرة و یعجلکم عن التأهب و الاستعداد و ان الله تعالی قال: فلا یستطیعون توصیة و لا الی اهلهم یرجعون.(225)
و با آنچه از عمر باقی مانده تلافی کنید و جبران نمایید آنچه را که از دست رفت و فوت شد. و مهیای کوچ کردن از منزل هلاکت و موقت دنیا به سوی خانه ای که جای همیشگی است باشید. و بترسید از اینکه مرگ شما دفعة برسد و شما در حال غرور به دنیا باشید و دیگر نتوانید مهیا و مستعد برای زندگی دائمی خود گردید، و خدای متعال می فرماید: وقتی مرگ آنها رسید استطاعت و قدرت ندارند که وصیت کنند یا به سوی اهلشان برگردند.
فرب ذی عقل اشغله هواه عما خلق له حتی صار کمن لا عقل له و لا تعذروا انفسکم فی خطائها و لا تجادلوا بالباطل فیما یوافق هواکم و اجعلوا همکم نصر الحق من جهتکم او من جهة من یجادلکم فان الله تعالی یقول: یا ایها الذین امنوا کونوا انصار الله،(226) فلا تکونوا انصارا لهوائکم و الشیطان.
پس چه بسیار صاحب عقلی که هواهای نفسانی او را از آنچه که برای آن خلق شده باز داشته تا جایی که مانند کسانی که عقل ندارند عمل می کنند. و هیچگاه برای نفسهای خود عذرتراشی نکنید که او را در خطاهایش معذور بدانید، بلکه او را مقصر و متجاوز بدانید و با او به خطاب و عتاب رفتار کنید که چرا چنین و چنان کردی تا سبب شود طمع او قطع گردد و دیگر میل بازگشت به گناه و معصیت ننماید. و مطابق خواهش نفس خود مجادله در باطل نکنید. و همت خود را در یاری کردن حق قرار دهید چه اینکه از طرف شما حاصل گردد یا از طرف آن کس که با شما مجادله می کند، چون خداوند تعالی می فرماید: ای اهل ایمان یاران خدا بوده باشید پس یاران میل خود یا شیطان نباشید.
و اعلموا ما هدم الدین مثل امام ضلاله ضل و اضل و جدال منافق بالباطل و الدنیا قطعت رقاب طالبیها و الراغبین الیها. و بدانید به درستی که هیچ کس دین را مثل دو نفر خراب نکرد: یکی پیشوا و رهبر گمراه که خود گمراه و دیگران را هم گمراه می کند. و دیگری منافقی که از راه باطل جدال می کند. و دنیا گردن طالبین خود را قطع کرد و آنان که رغبت و میل به آن داشتند نیز به همین سرنوشت گرفتار شدند.
و اعلموا ان القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النیران فمهدوه بالعمل الصالح.
و بدانید به درستی که قبر باغی است از باغهای بهشت یا گودالی است از گودالهای آتش. پس او را با اعمال صالح خوابگاه و آرامگاه خود قرار دهید.
فمثل احدکم یعمل الخیر کمثل الرجل ینفذ کلامه یمهد له قال الله تعالی: فلانفسهم یمهدون.(227)
پس کسی از شما عمل خیر می کند مثل او مثل کسی است که نفوذ کلام داشته باشد دستور دهد تا لوازم آسایش او را تهیه کنند که وقتی وارد شد هر چیز به جای خود آماده باشد. خدای متعال جلت عظمته می فرماید: آنها به واسطه اعمال صالح برای خود آسایشگاه تهیه می کنند.
و اذا رأیتهم الله یعطی العبد ما یحب و هو مقیم علی معصیته فاعلموا ان ذلک استدراج له قال الله تعالی: سنستدرجهم من حیث لا یعلمون.(228)
و هر گاه دیدید خدای متعال آنچه بنده دوست دارد به او می دهد و حال آنکه آن بنده به گناه و معصیت خود ادامه می دهد پس بدانید این استدراج است برای آن بنده. خدا می فرماید: به زودی آنها را به عذاب می افکنیم از جایی که فهم آن نکنند.
معنی استدراج این است که: خدای متعال بنده را در اثر اعمال زشتش تدریجاً جزا می دهد به نحوی که خود بنده نمی داند و مغرور می شود به نعمت های الهی تا اینکه به یکبار نعمت ها از او سلب می شود و به حسرت مبتلا می گردد.
پس کسی که در نعمت الهی واقع است اولاً باید در شکرگزاری کوشش کند و ثانیاً خائف از سلب نعمت باشد و از خدا بخواهد که او را موفق بدارد به شکر نعمت و همیشه خود را مقصر بداند و به درگاه خدا اظهار شرمساری و تضرع و زاری نماید.
سئل ابن عباس عن صفه الذین صدقوا الله للمخافه فقال هم قوم قلوبهم من الخوف قرحه محزونه و اعینهم باکیه و دموعهم علی خدودهم جاریه یقولون کیف نفرح و الموت من و رائنا و القبر موردنا و القیمه موعدنا و علی الله عرضنا و شهودنا جوارحنا و الصراط علی جهنم طریقنا و علی الله حسابنا فسبحان الله و تعالی فانا نعوذ به من السن و اصفه و اعمال مخالفه مع قلوب عارفه فان العمل ثمره العلم و الخوف ثمره العمل و الرجاء ثمره الیقین.
از عبدالله بن عباس سؤال شد کسانی که از خدا می ترسند صفات و علامات آنها چیست؟ فرمود: آنها کسانی هستند که قلبهای آنها از ترس خدا مجروح و محزون است. و چشمان آنها گریان است و اشک آنها بر صورتهایشان جاری است. می گویند: چگونه فرحناک و خوشنود باشیم و حال آنکه مرگ دنبال ماست، و محل ورود ما قبر است و قیامت وعدگاه ماست، و بر محضر عدل الهی عرضه داشته می شویم، و اعضا و جوارح ما بر ما شهادت می دهند. و راه عبور ما بر صراط است که از بالای جهنم است و حساب ما بر خدای متعال است. که منزه از هر عیب است و بلند مرتبه است از اینکه به غیر او مقایسه شود. و ما پناه می بریم به او از زبانی که به توصیف او گویا باشد و اعمالی که با امر و فرمان او مخالف است با اینکه قلوب عارف و آشنای به او هستند. پس به درستی که عمل نتیجه علم است و ترس از خدا نتیجه عمل است و امید به رحمت حق نتیجه یقین است.
و من اشتاق الی الجنه اجتهد فی اسباب الوصول الیها و من حذر النار تباعد مما یدنی الیها و من احب لقاء الله استعد للقائه.
و هر کس مشتاق بهشت باشد کوشش در چیزهایی است که سبب رسیدن به آن است. و کسی که از آتش می ترسد از آنچه او را به آتش نزدیک می کند دور می شود و کسی که خدا را دوست دارد و لقای رحمت او را می خواهد برای لقای او مهیا می شود.
و روی ان الله تعالی یقول فی بعض کتبه یابن آدم انا حی لا اموت اطعنی فیما امرتک اجعلک حیاً لا تموت. یابن آدم انا اقول للشی کن فیکون اطعنی فیما امرتک اجعلک تقول للشی کن فیکون.
روایت شده که خدای متعال در بعض از کتابهای خود می فرماید: ای فرزند آدم من زنده ای هستم که نمی میرم تو مرا اطاعت کن در آنچه به تو امر می کنم تا تو را زنده ای قرار دهم که نمیری. ای فرزند آدم من در ایجاد هر چیز می گویم بوده باش پس موجود می شود. اطاعت من کن در آنچه تو را امر کردم تا تو را چنان قرار دهم که به چیزی بگویی بوده باش پس موجود شود.
و کذلک قال الله تعالی فی کتابه العزیز: و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدعون نزلاً من غفور رحیم.(229)
و همچنین خدای متعال در کتاب عزیزش قرآن کریم فرموده است: و برای شماست در بهشت آنچه میل به آن داشته باشید و برای شماست آنچه طلب کنید در حالی که آنها از جانب خدای آمرزنده مهربان فرود می آید، یعنی هر چه هست از رحمت خداست.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ثلاث مهلکات و ثلاث منجیات فاما المهلکات فشح مطاع و هوی متبع و اعجاب المرء بنفسه و اما المنجیات فخشیة الله فی السر و العلانیة و القصد فی الغنی و الفقر و العدل فی الرضا و الغضب.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سه چیز هلاک کننده است و سه چیز نجات دهنده. اما هلاک کننده ها عبارتند از: 1- بخلی که در وجود شخص باشد و آن را اطاعت کند، یعنی ظاهر کند 2- میل و خواهش نفسانی که از آن پیروی شود. 3- و اینکه شخص خود پسند باشد و خود را بزرگ شمارد. و اما نجات دهنده ها عبارتند از: 1- ترس از خدا در پنهان و آشکار. 2- میانه روی در امر معاش در حال بی نیازی و فقر 3- رفتار و گفتار عادلانه در حالی که از طرف مقابل خود راضی باشد یا غضبناک.
و قال الحسن علیه السلام: لقد اصبحت اقوام کانوا ینظرون الی الجنة و نعیمها و النار و جحیمها یحسبهم الجاهل مرضی و ما بهم من مرض و قد خولطوا و انما خالطهم امر عظیم خوف الله و مهابته فی قلوبهم و کانوا یقولون لیس لنا فی الدنیا من حاجة و لیس لها خلقنا و لا بالسعی لها امرنا انفقوا اموالهم و بذلوا دمائهم و اشتروا بذلک رضا خالقهم علموا اشتری منهم اموالهم و انفسهم بالجنة فباعوه و ربحت تجارتهم و عظمت سعادتهم و افلحوا و انجحوا.
امام حسن علیه السلام فرمود: هر آینه به تحقیق در این عالم کسانی صبح کردند که نظر به بهشت و نعمت های آن می کردند و آتش و حرارت آن را می دیدند کسی که جاهل به حال آنها بود چون آنها را می دید گمان می کرد مریض هستند و حال آنکه در آنها مرضی نیست آنان از امر عظیمی مضطربند خوف و هیبت خدا در قلبهای آنها آنان را مضطرب کرده است. و چنین می گویند: ما را به دنیا حاجتی نیست و برای آن خلق نشده ایم و مأمور کوشش برای آن نیستیم. مالهایشان را در راه خدا انفاق و بخشش می کنند. و خونهای خود را برای حفظ دین مقدس اسلام بذل می کنند و به این وسیله رضایت خدای خود را تحصیل و خریداری می کنند. می دانند مالها و جانهای آنها از آنها خریداری شده و در مقابل بهشت به آنها داده شده. پس فروختند و تجارت با نفعی انجام دادند و سعادت بزرگی به دست آوردند و رستگار شدند و به مطلوب خود رسیدند.
فاقتفوا آثارهم رحمکم الله و اقتدوا بهم فان الله تعالی وصف لنبیه صلی الله علیه و آله صفة آبائه ابراهیم و اسماعیل و ذریتهما و قال فبهدیهم اقتده و اعلموا عبادالله انکم مأخوذون بالاقتداء بهم و الاتباع لهم فجدوا و اجتهدوا و احذروا ان تکونوا عواناً للظالم فان رسول الله صلی الله علیه و آله قال من مشی مع ظالم یعینه علی ظلمه فقد خرج من ربقة الاسلام و من حالت شفاعته دون حد من حدود الله فقد حاد الله و رسوله و من اعان ظالماً لیبطل حقاً لمسلم فقد برء من ذمة الاسلام و من ذمة الله و ذمة رسوله.
پس آثار آنها را پیروی کنید خدا شما را رحمت کند و به آنها اقتدا کنید. پس به درستی که خداوند متعال برای پیغمبرش وصف فرمود صفت پدرانش ابراهیم و اسماعیل و ذریه آنها را فرمود به هدایت آنها اقتداء کن و بدانید ای بندگان خدا شما در اقتدای به آنها مورد سؤال هستید و از پیروی از آنها مؤاخذه خواهید شد. پس جدیت و کوشش کنید و بپرهیزید از اینکه کمک ظالم باشید. به درستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که با ظالمی برود که او را یاری کند پس به تحقیق از قید اسلام خارج شده است، و کسی که شفاعت در عدم اجرای حدی از حدود اسلام نماید و مانع اجرای آن شود با خدا و رسول او دشمنی کرده و کسی که ظالمی را برای باطل ساختن حق مسلمانی کمک نماید او از اسلام بیرون رفته و از ذمه خدا رسول خارج شده است.
و من دعا لظالم بالبقاء فقد احب ان یعصی الله. و من ظلم بحضرته مؤمن او اغتیب و کان قادراً علی نصره و لم ینصره فقد باء بغضب من الله و رسوله و من نصره فقد استوجب الجنة من الله.
و هر کس برای بقای ظالمی دعا کند همانا دوست دارد که معصیت خدا شود و کسی که در حضور او به مؤمنی ظلم شود یا غیبت مؤمنی گردد و او بر یاری کردن او قادر باشد و یاری نکند پس به تحقیق که مشمول غضب خدا و رسول شده است. و کسی که او را یاری کند پس به تحقیق که از جانب خداوند متعال بهشت بر او واجب شده.
و ان الله تعالی اوحی الی داود قل لفلان الجبار انی لم ابعثک لتجمع الدنیا علی الدنیا و لکن لترد عنی دعوة المظلوم و تنصره فانی الیت علی نفسی ان انصره و انتصر له ممن ظلم بحضرته و لم ینصره.
و به درستی که خدای متعال به داوود علیه السلام وحی فرمود که: به فلان سلطان جبار بگو من تو را در این مقام قرار ندادم که دنیا را جمع آوری کنی و اموال را بر روی یکدیگر انباشته نمایی، لیکن تو را فرستادم که ناله مظلومان را رد کنی و آنها را یاری کنی. به درستی که من قسم یاد کرده ام و بر خود لازم کرده ام که مظلوم را یاری کنم و انتقام بگیرم از آن کس که مظلوم در حضور او ظلم شده و او یاری اش نکرده است.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: من اذی مؤمناً و لو بشطر کلمة جاء یوم القیمة مکتوب بین عینیه آیساً من رحمة الله و کان کمن هدم الکعبة و البیت المقدس و قتل عشرة آلاف من الملائکة.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که مؤمنی را اذیت کند و لو به جزء کلمه روز قیامت بیاید در حالی که بین دو چشم او نوشته شده که او مأیوس از رحمت خدا است و مانند کسی است که خانه کعبه و بیت المقدس را خراب کرده است و ده هزار از ملائکه را کشته است.
و قال رفاعة بن اعین قال لی الصادق علیه السلام: الا اخبرک باشد الناس عذاباً یوم القیمة قلت بلی یا مولای. قال اشد الناس عذاباً یوم القیمة من اعان علی مؤمن بشطر کلمة ثم قال الا اخبرک باشد من ذلک فقلت بلی یا سیدی قال من اعاب علی شی ء من قوله او فعله ثم قال ادن منی ازدک احرفاً آخر ما آمن بالله و لا برسوله و لا بولایتنا اهل البیت من اتاه المؤمن فی حاجة لم یضحک فی وجهه فان کانت عنده قضاها و ان لم تکن عنده تکفلها له حتی یقضیها له و ان لم یکن کذلک فلا ولایة بیننا و بینه.
رفاعة بن اعین گفت حضرت صادق علیه السلام فرمود: آیا خبر ندهم تو را از کسی که در قیامت عذابش از همه سخت تر است؟ عرض کردم: بلی یابن رسول الله ای مولای من. فرمود، آن کس عذابش بیشتر است که بر ضرر مؤمن چیزی بگوید گرچه به جزء کلمه. پس فرمود: آیا سخت تر از این را به تو خبر ندهم؟ گفتم: بلی یا سیدی، فرمود: کسی که عیب گیرد به گفتار یا کردارش. پس فرمود نزدیک بیا تا زیادتر به تو بگویم. ایمان به خدا و رسول و به ولایت ما اهل بیت نیاورده کسی که مؤمنی در نزد او آید برای حاجتی و در صورت او نخندد. پس اگر بر آوردن حاجت او ممکن است انجام دهد والا در نظر بگیرد و عهده دار شود که حاجت او را روا کند و هرگاه چنین نکرد هیچ دوستی بین ما و او وجود ندارد.
و لو علم الناس ما للمؤمن عندالله لخضعت له الرقاب فان الله تعالی اشتق للمؤمن اسماً من اسمائه فالله هو المؤمن سبحانه و سمی عبده مؤمنا تشریفاً له و تکریماً و انه یوم القیمة یومن علی الله فیجیر ایمانه.
و اگر مردم می دانستند که مؤمن را در نزد حق تعالی چه مقامی است هر آینه گردنها برای او خاضع می شد. پس به درستی که خدای تعالی برای مؤمن اسمی از اسمهای خود را جدا فرموده خدای متعال مؤمن است و بنده اش را مؤمن نام گذارده برای شرافت و کرامت و بزرگواری که برای او قائل است. و جهت دیگر که خدای متعال بنده خود را مؤمن نامیده اینکه در قیامت امان می دهد کسانی را بر خدا و امان دادن او مورد قبول واقع خواهد شد.
و قال الله تعالی: لیأذن بحرب منی من اذی مؤمناً او اخافه.
خدای متعال فرموده: باید اعلان جنگ با مرا بدهد کسی که مؤمنی را اذیت کند یا اینکه او را بترساند.
و کان عیسی علیه السلام یقول یا معشر الحواریین تحببوا الی الله ببغض اهل المعاصی و تقربوا الی الله بالبعد عنهم و التمسوا رضاه فی غضبهم و اذا جالستم فجالسوا من یزید فی عملکم منطقه و یذکرکم الله رویته و یرغبکم فی الآخرة عمله.
حضرت عیسی بن مریم - علی نبینا و آله و علیه السلام - فرمود: ای جماعت حواریین با خدا دوستی کنید به دشمن داشتن اهل گناه و معصیت. و به خدا تقرب بجویید به دور شدن از آنها. و رضای خدا را طلب کنید در به غضب آوردن آنها. و هرگاه خواستید هم نشینی برای خود داشته باشید پس با کسی مجالست و همنشینی کنید که گفتار او سبب زیاد شدن اعمال خیر شما باشد و دیدن او خدا را به یاد شما بیاورد و عمل او سبب رغبت شما به آخرت گردد.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام لابی ذر: الزم قلبک الفکر و لسانک الذکر و جسدک العبادة و عینیک البکاء من خشیة الله. و لا تهتم برزق غد. و الزم المساجد و ان عمارها هم اهل الله و خاصته قراء کتابه العاملون به.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به جناب ابوذر فرمود: قلب خود را از فکر جدا مکن و زبان خود را دائماً به ذکر بدار و بدن خود را به عبادت بدار و دو چشم خود را به گریه از خوف خدا عادت بده. و در غم روزی فردا مباش. و از مساجد جدا مشو، به درستی که تعمیر کنندگان مساجد اهل الله می باشند. و کسانی به مساجد اختصاص دارند که قرآن را می خوانند و به آن عمل می کنند.
و قال علیه السلام المروة ست ثلاث فی السفر و ثلاث فی الحضر فالتی فی الحضر تلاوة القرآن و عمارة المساجد و اتخاذ الاخوان فی الله. و اما التی فی السفر بذل الزاد و حسن الخلق و المعاشرة بالمعروف.
فرمود: مروت در شش چیز است سه چیز در سفر و سه چیز در حضر. پس آنچه در حضر است عبارتند از 1- تلاوت قرآن 2- مساجد را معمور کردن یعنی زیاد در مساجد رفتن و نماز خواندن 3- برادران دینی برای خود اختیار کردن که در امور دینی از آنها استمداد و کمک بگیرد و اما آنچه در سفر است عبارتند از: 1- آن توشه و خوراکی که همراه دارد در موقع خوردن به دیگران هم بدهد. 2- با همراهان و رفیقان با اخلاق نیکو رفتار کند. 3- معاشرت و مصاحبتش با آنها به خوبی باشد و رفیقان را از خود منزجر نکند.
و کان الحسن علیه السلام یقول: یابن آدم من مثلک و قد خلی ربک بینه و بینک متی شئت ان تدخل الیه توضأت و قمت بین یدیه و لم یجعل بینک حجاباً و لا بواباً تشکو الیه. همومتک و فاقتک و تطلب منه حوائجک و تستعینه علی امورک.
حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: ای پسر آدم کیست مثل تو که خدای تو بین خود و تو را خلوت قرار داده، هر زمان خواسته باشی تجدید وضو می کنی و در مقابل او می ایستی و هیچ حاجب و دربانی برای تو قرار نداده هم و غم خود را به او شکایت می کنی و فقر احتیاج خود را به او می گویی و حاجاتت را از او می خواهی و بر امور خود از او یاری می جویی.
و کان یقول اهل المسجد زوار الله و حق علی المزور التحفة لزائره.
و آن بزرگوار می فرمود: کسانی که در مسجد می روند زیارت کنندگان خدای متعال هستند. و سزاوار است کسی که به زیارت او می روند به زیارت کنندگان تحفه و هدیه مرحمت فرماید.
و روی ان المنتخم فی المسجد یجد بها خزیا فی وجهه یوم القیمة.
و روایت شده: کسی که نخامه و اخلاط سینه و آب دهن و بینی را در مسجد انداخت در روز قیامت برای اینکه آثار خزی و خواری در او ظاهر باشد آن آب دهن و نخامه را در پیشانی خود و صورت خود خواهد یافت.
و کان الناس فی المساجد ثلاثه اصناف صنف فی الصلوه و صنف فی تلاوه القرآن و صنف فی تعلم العلوم فاصبحوا صنف فی البیع و الشراء و صنف فی غیبة الناس و صنف فی الخصومات و الاقوال الباطل.
مردم در مسجد سه دسته بودند یک دسته به نماز مشغول بودند و یک دسته تلاوت قرآن کریم می نمودند و دسته سوم به درس گفتن و یاد گرفتن علوم دینی مشغول بودند. اما اکنون چنین شده که در مسجد یک دسته مشغول معامله و بیع و شراء هستند. دسته ای به غیبت مسلمین پرداخته و دسته دیگر مشغول گفت و شنود و مخاصمه و رد بدل گفتار باطل با یکدیگر می باشند.
و قال علیه السلام: لیعلم الذی یتنخم فی القبله انه یبعث و هی فی وجه.
فرمود: کسانی که نخامه و اخلاط سینه و آب دهان را به طرف قبله می اندازد باید بدانند که در قیامت مبعوث خواهند شد در حالی که در صورت آنها آن آب دهان دیده می شود.
و قال یقول الله تعالی: المصلی یناجینی و المنفق یقرضنی فی الغنا ثم یتقرب الی.
فرمود: خدای متعال می فرماید: نمازگزار با من راز می گوید و مناجات می کند و آن کس که در راه من مالش را بخشش می کند به من قرض می دهد در حال توانایی پس به سوی رحمت من نزدیک می شود.
و قال: ان الرجلین یکونان فی صلوة واحدة و بینهما مثل ما بین السماء و الارض من فضل الثواب.
فرمود: دو نفر مشغول یک نماز می باشند و تفاوت فضیلت و ثواب نماز آن دو مانند فاصله بین آسمان و زمین است.

باب نوزدهم: در قرائت قرآن مجید

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان هذه القلوب لتصدی کما یصدی الحدید و ان جلاها قرائة القرآن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که این قلبها زنگار می گیرد و آلوده می شود در اثر معاصی و آنچه آنها را جلا می دهد و چرکها را برطرف می کند قرائت قرآن مجید است.
و قال ابن عباس: قاری القرآن التابع له لا یضل فی الدنیا و لا یشقی فی الاخره.
ابن عباس گفته: کسی که قرآن را قرائت کند و احکام و دستورات آن را متابعت نماید در دنیا به گمراهی و در آخرت به شقاوت مبتلا نخواهد شد.
و قال: ینبغی لحامل القرآن ان یعرف بلیله اذ الناس نائمون و بنهاره اذ الناس غافلون و ببکائه اذ الناس ضاحکون و بورعه اذ الناس یطعمون و بخشوعه اذ الناس یمرحون و بحزنه اذ الناس یفرحون و بصمته اذ الناس یخوضون.
و فرموده است: سزاوار است حامل قرآن به شب زنده داری اش شناخته شود هنگامی که مردم در خوابند و به اذکار روزانه اش معروف باشد وقتی که مردم در غفلتند و به کارهای دنیا مشغول هستند و به گریه مشغول باشد وقتی که مردم می خندند و خودداری از گناه کند وقتی که مردم به عیش و عشرت مشغولند و خاضع و خاشع باشد وقتی که مردم به کبر و خودبینی و عجب مشغولند و در حال فرح و خوشنودی مردم او محزون و غمگین باشد. و در وقتی که مردم به بیهوده گویی مشغولند او ساکت باشد.
و قال النبی صلی الله علیه و آله القرآن علی خمسة حلال و حرام و محکم و متشابه و امثال فاعملوا بالحلال و اجتنبوا الحرام و اتبعوا المحکم و آمنوا بالمتشابه و اعتبروا بالامثال و ما آمن بالقرآن من استحل محارمه و شر الناس من یقرء القرآن و لا یرعی عن شی به.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: آیات کریمه قرآن به پنج قسم تقسیم می گردد: حلال، حرام، محکم، متشابه و امثال. پس به حلال آن عمل کنید، و از حرام آن اجتناب نمایید. پیرو محکم آن باشید، به متشابه آن ایمان بیاورید و از مثالهای آن عبرت بگیرید. و هر کس حرام قرآن را حلال بداند به قرآن ایمان نیاورده است. و بدترین مردم آن کس است که قرآن را بخواند و مراعات احکام آن را ننماید.
قال جعفر بن محمد علیه السلام فی قوله تعالی: الذین اتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته،(230) قال یرتلون آیاته و یتفقهون فیه و یعملون باحکامه و یرجون وعده و یخافون وعیده و یعتبرون بقصصه و یأتمرون باوامره و یتناهون عن نواهیه، ما هو و الله حفظ آیاته و درس حروفه و تلاوة سوره و درس اعشاره و اخماسه حفظوا حروفه و اضاعوا حدوده و انما هو تدبر آیاته و العمل باحکامه. قال الله تعالی: کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته.(231)
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در این آیه کریمه: کسانی که کتاب را به آنها دادیم آن را تلاوت می کنند حق تلاوت آن، فرمود: مراد این است که آیات آن را صحیح می خوانند و مراعات وقف و وصل و سایر آداب قرائت را می نمایند. و در معانی آن دقت می کنند و به احکام آن عمل می کنند. و به وعده های آن امیدوارند و از وعیدهای آن می ترسند. از قصه های آن عبرت می گیرند. و به آنچه امر شده در آن می پذیرند و از آنچه نهی شده در آن باز می ایستند. و به خدا قسم مراد حفظ آیات آن و درس حروف آن نیست و خواندن سوره های آن و درس ده قسمت و پنج قسمت آن منظور نیست، حروف آن را حفظ می کنند و حدود آن را ضایع می کنند. و جز این نیست که مراد تدبر در آیات آن است و عمل کردن به احکام آن. خدا می فرماید: کتابی به سوی تو نازل کردیم که دارای برکت است تا در آیات آن دقت کنند.
و اعلموا رحمکم الله ان سبیل الله سبیل واحد و جماعها الهدی و مصیر العالم العامل بها الجنة و المخالف لها النار و انما الایمان لیس بالتمنی و لکن ما ثبت فی القلب و عملت و الجوارح و صدقته الاعمال الصاحة و الیوم فقد ظهر الجفا و قل الوفا و ترکت السنة و ظهرت البدعه و تواخی الناس علی الفجور ذهب منهم الحیاء و زالت المعرفة و بقیت الجهاله ما تری الا مترفاً صاحب دنیا لها یرضی و لها یغضب و علیها یقاتل ذهب الصالحون و بقیت ثقالة الشعیر و حثالة التمر.
خدا شما را رحمت کند بدانید که راه خدا یکی است و جمیع آن هدایت است و بازگشت عالمی که به علمش عمل کند بهشت است و مخالف آن در آتش است. همانا ایمان به آرزو نیست لیکن چیزی است که در قلب ثابت باشد و اعضاء و جوارح به آن عمل کند و اعمال صالح آن ایمان قلبی را تصدیق نماید. و امروز جفا و ستم ظاهر شده است و وفا کم شده است. و سنت ترک شده و بدعت ظاهر گردیده، و برادری مردم بر فسق و فجور است. و حیا از آنها رفته و معرفت برطرف گردیده و جهالت باقی مانده. نمی بینی مگر مترف صاحب دنیا که برای دنیا راضی می شود و برای آن به غضب می آید و برای آن می جنگد. صالحان و نیکان رفتند و کسانی باقی ماندند که به منزله کاه جو و سفال خرما می باشند.
و قال الحسن علیه السلام ما بقی فی الدنیا بقیه غیر هذا القرآن فاتخذوه اماماً یدلکم علی هدیکم و ان احق الناس بالقرآن من عمل به و ان لم یحفظه و ابعدهم منه من لم یعمل به و ان کان یقرءه و قال من قال فی القرآن برأیه فاصاب فقد اخطأ.
حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: در دنیا غیر از این قرآن کریم باقی نمانده، پس او را پیشوای خود قرار دهید تا شما را به راه نجات هدایت کند. و به درستی که سزاوارترین مردم به قرآن کسی است که به آن عمل کند گرچه آن را حفظ نکرده باشد. و دورترین مردم از قرآن کسی است که به آن عمل نکند گرچه آن را قراءت کند. و فرمود: هر کس در قرآن به رأی خود بگوید و مطابق واقع هم گفته باشد خطا کرده، چون مأموریم حقایق قرآن را به وسیله خاندان پیغمبر صلوات الله علیهم اجمعین یاد بگیریم و بگوییم.
و قال: ان هذا القرآن یجیی ء یوم القیمة قاعداً و سائقاً یقود قوماً الی الجنة احلوا حلاله و حرموا حرامه و آمنوا بمتشابهه و یسوق قوماً الی النار ضیعوا حدوده و احکامه و استحلوا محارمه.
فرمود: این قرآن در روز قیامت می آید در حالتی که قاعد و سائق است مردمی را به سوی بهشت رهبری می کند و آنها کسانی هستند که حلال آن را حلال و حرام آن را حرام دانسته اند و به متشابهات آن ایمان آورده اند. و کسانی را به سوی آتش سوق می دهد که حدود آن را ضایع کرده اند و احکام آن را مراعات ننموده اند و حرامهای آن را حلال دانسته اند.
و قال صلی الله علیه و آله: رتلوا القرآن و لا تنثروه نثراً و لا تهذوه هذاء الشعر قفوا عند عجائبه و حرکوا به القلوب و لا یکن هم احدکم آخر السورة.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: قرآن را با تأنی بخوانید و کلمات آن را از یکدیگر جدا کنید و آن را متفرق و پراکنده و غیر مربوط به یکدیگر به زبان نیاورید و مانند خواندن شعر آن را نخوانید. در نزد عجائب آن توقف کنید و قلبها را به وسیله قرآن تکان دهید و همت شما آخر سوره نباشد که کوشش کنید هر چه زودتر سوره تمام شود.
و خطب صلی الله علیه و آله و قال: لا خیر فی العیش الا لعالم ناطق او مستمع واع ایها الناس انکم فی زمان هدنة و ان السیر بکم سریع و قد رأیتم اللیل و النهار یبلیان کل جدید و یقربان کل بعید و یأتیان بکل موعود. فقال له المقداد یا نبی الله و ما الهدنة فقال دار بلاء و انقطاع فاذا التبست علیکم الامور کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن فانه شافع مشفع و شاهد مصدق من جعله امامه قاده الی الجنه و من جعله خلفه ساقه الی النار و هوا وضح دلیل الی خیر سبیل خیر ظاهره حکم و باطنه علم لا تحصی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و هو حبل الله المتین و صراطه المستقیم من قال به صدق و من حکم به عدل و من عمل به فاز فان المؤمن الذی یقرء القرآن کالأترجة طعمها طیب و ریحها طیب و ان الکافر کالحنظلة طعمها مر و رائحتها کریهة.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله خطبه خواند و فرمود: خیر و خوبی در زندگی نیست مگر برای عالمی که زبان گوینده داشته باشد و علم خود را به دیگران برساند یا شنونده ای که ظرفیت قبول و حفظ علم را داشته باشد. ای مردم شما در زمان هدنه هستید و با سرعت سیر می کنید. و به تحقیق می بینید شب و روز را که هر تازه ای را کهنه می کنند و هر دوری را نزدیک می کنند و هر چه را که وعده داده شده می آورند. پس مقداد خدمت آن حضرت عرض کرد یا رسول الله هدنه چیست؟ حضرت فرمود: خانه بلا و جدا شدن است. پس وقتی که امور بر شما پوشیده شد مانند قطعه های شب تاریک پس بر شما باد به قرآن چون که آن شفاعت کننده ای است که شفاعت او قبول خواهد شد. و شهادت دهنده ای است که شهادت او را تصدیق می کنند و به صدق و راستی شهادت او ترتیب اثر داده خواهد شد. کسی که قرآن را پیشاپیش خود قرار دهد و پیرو او باشد او را به بهشت رهبری می کند. و کسی که او را پشت سر خود قرار دهد و از او پیشی بگیرد او را به سوی آتش می برد و او دلیل واضحی است برای راهنمایی به سوی بهترین راهها. ظاهر آن حکم است و باطن آن علم است. عجایب آن به حساب نمی آید و غرائب و معجزات آن تمام نمی شود. و اوست ریسمان محکم الهی که هر کس به آن چنگ زند نجات خواهد یافت. و راه راستی است که هر کس آن را بپیماید به منزل حقیقی خواهد رسید. کسی که گفتارش به آن مثتکی باشد به راستی گفتار موصوف است و کسی که حکم کردن خود را مبنی بر آن قرار دهد به عدالت حکم کرده. و آن کس که به آن عمل کند رستگار گردد. پس به تحقیق مؤمنی که قرآن می خواند مانند ترنج است که طعم و بوی آن نیکو است و کافر مانند حنظل است که طعم او تلخ است و بوی آن مکروه طبع است.
و قال صلی الله علیه و آله: الا ادلکم علی اکسل الناس و ابخل الناس و اسرق الناس و اعجز الناس و اجفی الناس قالوا بلی یا رسول الله فقال اکسل الناس عبد صحیح فارغ لا یذکر الله بشفة و لا لسان. و ابخل الناس رجل اجتاز علی مسلم فلم یسلم علیه. و اما اسرق الناس فرجل یسرق من صلوته یلف کما یلف الثوب الخلق فتضرب بها وجهه. و اجفی الناس رجل ذکرت بین یدیه فلم یصل علی. و اعجز الناس من عجز عن الدعا.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا دلالت نکنم شما را بر کسل ترین مردم و بخیل ترین مردم و دزدترین مردم و عاجزترین مردم و جفاکارترین مردم! عرض کردند: بلی یا رسول الله. فرمود: کسل ترین مردم بنده ای است که صحیح باشد و از مشاغل فراغت داشته باشد و ذکر خدا را به لب و زبان نگوید. و بخیل ترین مردم کسی است که بر مسلمانی عبور کند و بر او سلام نکند. و اما دزدترین مردم مردی است که از نماز خود بدزدد و ناقص به جا آورد. آن نماز پیچیده می شود مانند جامه کهنه و به صورت او زده می شود. و جفاکارترین مردم مردی است که من در نزد او یاد شوم و بر من صلوات نفرستد. و عاجزترین مردم کسی است که از دعا عاجز باشد.
به حمد الله تعالی در اینجا ترجمه (قسمتی از) ارشاد القلوب را به پایان رسانیدم بنده حقیر حاج سید عباس طباطبائی ملتمس دعا از کسانی که توفیق مطالعه این کتاب را پیدا کنند. مورخه 3 ربیع المولود 1404.

...................) Anotates (.................
1) سوره نساء، آیه 165.
2) سوره طه، آیه 134.
3) سوره اسراء، آیه 15.
4) سوره یونس، آیه 57.

5) سوره آل عمران، آیه 30.

6) سوره بقره، آیه 235.

7) سوره بقره، آیه 223.

8) سوره بقره، آیه 197.
9) سوره بقره، آیه 281.

10) سوره بقره، آیه 123.

11) سوره لقمان، آیه 33.

12) سوره حج، آیه 1.

13) سوره نساء، آیه 1.

14) سوره زمر، آیه 16.

15) سوره بقره، آیه 24.

16) سوره انبیاء، آیه 1 و 2.

17) سوره نور، آیه 21.

18) سوره تحریم، آیه 6.

19) سوره بقره، آیه 196.

20) سوره انفطار، آیه 6.

21) سوره حدید، آیه 16.

22) سوره مؤمنون، 115.

23) سوره قیامت، آیه 36 و 37.
24) سوره اعراف، آیه 97 و 98.

25) سوره نازعات، آیه 37 - 41.

26) سوره فاطر، آیه 37.

27) سوره زمر، آیه 54.

28) سوره نور، آیه 31.

29) سوره تحریم، آیه 8.

30) سوره مائده، آیه 74.

31) در این کتاب 17 نام از اسمهای قیامت ذکر شده و هر کدام از آنها دلالت بر یک نوع شدت و هول و وحشت و عظمت روز قیامت دارد، چنانچه بر اهل تتبع پوشیده نیست. مترجم

32) سوره نمل، آیه 87 - 88.

33) سوره احقاف، آیه 35.

34) سوره ق، آیه 41.
35) سوره طور، آیه 9.

36) سوره قلم، آیه 42 و 43.

37) سوره معارج، آیه 8 - 14.
38) سوره مزمل، آیه 14.
39) سوره مزمل، آیه 17.
40) سوره قیامت، آیه 30.

41) سوره قیامت، آیه 12 و 13.

42) سوره مرسلات، آیه 35 و 36.

43) سوره مرسلات، آیه 38.

44) سوره مرسلات، آیه 35 و 36.

45) سوره نازعات، آیه 6.

46) سوره نازعات، آیه 35 و 36.
47) سوره قارعه، آیه 114.

48) سوره ق، آیه 30.

49) سوره کهف، آیه 49.

50) سوره محمد، آیه 24.

51) سوره غافر، آیه 18.

52) سوره مریم، آیه 39.

53) سوره نجم، آیه 57 و 58.

54) سوره ابراهیم، آیه 44 و 45.

55) سوره مطففین، آیه 4 6.

56) سوره آل عمران، آیه 30.

57) سوره حج، آیه 2.

58) سوره مزمل، آیه 17 - 18.

59) سوره آل عمران، آیه 106.

60) سوره زلزله، آیه 99.

61) سوره دخان، آیه 41.

62) سوره عبس، آیه 34 - 37.

63) سوره نحل، آیه 111.

64) سوره نبأ، آیه 40.

65) سوره مؤمن، آیه 52.

66) سوره فجر، آیه 26.

67) سوره ابراهیم، آیه 48.

68) سوره کهف، آیه 47 - 48.

69) سوره انعام، آیه 94.

70) سوره انبیاء آیه 104.

71) سوره انبیاء آیه 47.

72) سوره لقمان آیه 16.

73) سوره حجر، آیه 92.

74) سوره اعراف، آیه 6 و 7.

75) سوره یس، آیه 12.

76) سوره مجادله، آیه 6.

77) سوره فرقان،آیه 27.

78) سوره نساء، آیه 110.

79) سوره بقره، آیه 222.

80) سوره انعام، آیه 54.

81) سوره آل عمران، آیه 130.

82) سوره نساء، آیه 64.

83) سوره زمر، آیه 53.

84) سوره نساء، آیه 48.

85) سوره آل عمران، آیه 133.

86) سوره غافر، آیه 60.

87) سوره طلاق، آیه 20.

88) سوره طلاق، آیه 4.

89) سوره طلاق، آیه 5.

90) سوره یونس، آیه 63.

91) سوره یونس، آیه 58.
92) سوره زخرف، آیه 69 - 71.

93) سوره ق، آیه 31 - 33.

94) سوره ابراهیم، آیه 14.

95) سوره نازعات، آیه 40.

96) سوره رحمن آیه 46.

97) سوره فاطر، آیه 28.

98) سوره طور، آیه 26 - 28.

99) سوره انبیاء، آیه 90.

100) سوره مائده، آیه 23.

101) سوره مائده، آیه 28.

102) سوره بقره، آیه 197.

103) سوره ص، آیه 46.

104) سوره نحل، آیه 125.

105) سوره نساء، آیه 63.

106) سوره ذاریات، آیه 55.

107) سوره ابراهیم، آیه 5.

108) سوره مریم، آیه 33.

109) سوره نحل، آیه 120.

110) سوره فاطر، آیه 28.

111) سوره آل عمران، آیه 187.

112) سوره لقمان، آیه 33.

113) سوره حشر، آیه 18.

114) سوره رعد، آیه 26.

115) سوره یونس، آیه 7 8.

116) سوره یونس، آیه 24.

117) سوره اسراء، آیه 18 19.

118) سوره هود، آیه 15 16.

119) سوره شوری، آیه 20.

120) سوره قیامت، آیه 20 21.

121) سوره انسان، آیه 27.

122) سوره قصص، آیه 60.

123) سوره عنکبوت، آیه 64.

124) سوره حدید، آیه 19.

125) سوره آل عمران، آیه 196 198.

126) سوره طه، آیه 131.

127) سوره نساء، آیه 77.

128) سوره زلزال، آیه 7 و 8

129) سوره انبیاء، آیه 48.

130) سوره بقره، آیه 24.

131) سوره تغابن، آیه 15.

132) سوره اسراء آیه 13.

133) سوره اسراء، آیه 14.

134) سوره مریم، آیه 12.

135) سوره قصص، آیه 77.

136) سوره دخان، آیه 25 - 29.

137) سوره رعد، آیه 6.

138) سوره اسراء، آیه 60.

139) سوره قمر، آیه 46.

140) سوره ملک. آیه 16 - 17

141) سوره اسراء، آیه 59.

142) سوره اعراف، آیه 98 - 99.

143) سوره جاثیه، آیه 7 - 8.

144) سوره نحل، آیه 61.

145) سوره روم، آیه 41.

146) سوره کهف، آیه 59.

147) سوره نساء، آیه 160.

148) سوره طه، آیه 129.

149) سوره انفال، آیه 33.
150) سوره رعد، آیه 11.

151) سوره نوح، آیه 10 - 12.

152) سوره شعراء، آیه 21.

153) سوره حجرات، آیه 13.

154) سوره مؤمنون، آیه 30.

155) سوره زخرف، آیه 77.

156) سوره تکاثر آیه 8.

157) سوره بقره، آیه 181.

158) سوره طلاق، آیه 2.

159) سوره عنکبوت، آیه 40.

160) سوره الحجر، آیه 3.

161) سوره فاطر، آیه 37.

162) سوره مریم، آیه 8.

163) سوره مریم، آیه 84.

164) سوره تین، آیه 5.

165) سوره تحریم، آیه 8.

166) سوره نساء، آیه 17.

167) سوره نساء، آیه 18.

168) سوره شوری، آیه 25.

169) سوره مؤمن، آیه 3.

170) سوره فاطر، آیه 37.
171) سوره انعام، آیه 27 28.

172) سوره هود، آیه 3.

173) سوره بقره، آیه 222.

174) سوره نساء، آیه 110.

175) سوره مطففین، آیه 14.

176) سوره سجده، آیه 21.

177) سوره اعراف، آیه 23.

178) سوره ص، آیه 46.

179) سوره ق، آیه 19 و 22.

180) سوره انعام، آیه 49.

181) سوره آل عمران آیه 180.

182) سوره هود، آیه 16.

183) سوره اسراء، آیه 18.

184) سوره شوری، آیه 20.

185) سوره زمر، آیه 68.

186) سوره نمل، آیه 87، 89.

187) سوره ابراهیم، آیه 48.

188) سوره معارج، آیه 43 و 44.

189) سوره زمر، آیه 68.

190) سوره انعام، آیه 28.

191) سوره انعام، آیه 28.

192) سوره مؤمنون، آیه 101، 104.

193) سوره فاطر، آیه 18.

194) سوره عبس، آیه 35، 37.

195) سوره الفجر، آیه 23.

196) سوره الفجر، آیه 24.

197) سوره قیامت. آیه 36.

198) سوره مومنون، آیه 115.

199) سوره منافقون، آیه 9.

200) سوره نور، آیه 37.

201) سوره نجم، آیه 29.

202) سوره کهف، آیه 28.

203) نهج البلاغه، خطبه 213.

204) سوره آل عمران، آیه 102.

205) سوره مائده، آیه 27.

206) سوره قصص، آیه 83.

207) سوره محمد، آیه 18.

208) سوره قمر، آیه 46.

209) سوره حج، آیه 7.

210) سوره رعد، آیه 11.

211) سوره محمد صلی الله علیه و آله، آیه 7.

212) سوره حج، آیه 40.

213) سوره انفطار، آیه 13، 14.

214) سوره مومن، آیه 18.

215) سوره فرقان، آیه 27.

216) سوره مائدة، آیه 27.

217) سوره هود، آیه 113.

218) سوره طه، آیه 81.

219) سوره مجادله، آیه 22.

220) سوره ال عمران، آیه 31.

221) سوره ق، آیه 18.

222) سوره انفطار، آیه 10 11 12.

223) سوره بقره، آیه 284.

224) سوره نساء آیه 93.

225) سوره یس، آیه 50.

226) سوره صف، آیه 14.

227) سوره روم، آیه 44.

228) سوره اعراف، آیه 182.

229) سوره فصلت آیه 31 و 32.

230) سوره بقره، آیه 121.
231) سوره ص، آیه 29.