ترجمه ارشادالقلوب دیلمی

ابی محمد حسن دیلمی‏ مترجم:سید عباس طباطبائی‏

باب شانزدهم: در شرائط قیامت و هولها و وحشتهای آن

قال الله تعالی: فهل ینظرون الا الساعة ان تأتیهم بغتة فقد جاء اشراطها:(207)
آیا انتظار می برند مگر قیامت را که ناگهان بیاید آنها را پس به تحقیق شرائط و علامات آن آمد.
و قال تعالی: بل الساعة موعدهم و الساعة ادهی و امر.(208)
بلکه وعده گاه آنها قیامت و قیامت داهیه آن بزرگ و تلخ تر است.
و قال تعالی: ان الساعة اتیة لا ریب فیها.(209)
به درستی که قیامت می آید شکی در آن نیست.
و خطب رسول الله صلی الله علیه و آله فقال: ان اصدق الحدیث کتاب الله و افضل الهدی هدی الله و شر الامور محدثاتها و کل بدعته ضلالة. فقام الیه رجل و قال: یا رسول الله متی الساعة؟ فقال ما المسؤول باعلم بها من السائل لا تأتیکم الا بغتة فقال فاعلمنا اشراطها. فقال لا تقوم الساعة حتی یقیض العلم و تکثر الزلزال و تکثر الفتن و یظهر الهرج و المرج و تکثر فیکم الاهواء و یخرب العامر و یعمر الخراب و یکون خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیرة العرب و تطلع الشمس من مغربها و تخرج الدابة و یظهر الدجال و ینتشر یأجوج و مأجوج و ینزل عیسی بن مریم فهناک تأتی ریح من جهة الیمن الین من الحریر فلا تدع احداً فیه مثقال ذرة من الأیمان الا قبضته و انه لا یقوم الساعة الا علی الاشرار ثم تاتی نار من قبل عدن تسوق سایر من علا الارض تحشرهم.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله خطبه خواند و فرمود: به درستی که راست ترین حدیث کتاب خداست و بهترین هدایت هدایت خداست و بدترین امور چیزهای تازه پیدا شده است و هر بدعتی سبب گمراهی است. پس مردی برخاست و عرض کرد: یا رسول الله قیامت چه وقت است؟ حضرت فرمود: سؤال شده عالم تر از سؤال کننده نیست. قیامت نمی آید مگر ناگهانی. پس آن مرد عرض کرد: یا رسول الله آگاه فرما ما را به علامات و نشانه های قیامت. حضرت فرمود: به پا نمی شود قیامت مگر اینکه: علم ترک شود و زلزله زیاد شود، فتنه بسیار شود و هرج و مرج ظاهر گردد، و هوا و هوسها در شماها زیاد شود. و تعمیر شده ها خراب شود و خراب شده ها تعمیر شود. و در مشرق و مغرب و جزیرة العرب در زمین فرو روند. و دابةالارض خارج گردد. و دجال ظاهر شود. و یأجوج و مأجوج در زمین پراکنده شوند. و عیسی بن مریم از آسمان نازل گردد. پس در این حال باد نرمی مانند حریر از طرف یمن بوزد پس وانگذارد احدی را که در او ذره ای از ایمان باشد مگر اینکه از او بگیرد و قیامت به پا نشود مگر وقتی که مردم همه از اشرار و بدان باشند. پس آتشی از طرف عدن آید که مردم روی زمین را به محشر برساند.
فقالوا: متی یکون یا رسول الله؟ قال: اذا داهن قرائکم امرائکم و عظمتم اغنیائکم و اهنتم فقرائکم و ظهر فیکم الغنا و فشا الزنا و علا البناء و تغنیتم بالقرآن و ظهر اهل الباطل اهل الحق و قل الامر بالمعروف و النهی عن المنکر و اضیعت الصلوة و اتبعت الشهوات و میل مع الهوی و قدم امراء الجور فکانوا خونة و الوزرا فسقة و ظهر الحرص فی القراء و النفاق فی العلماء فعند ذلک ینزل بهم البلاء مع انه ما تقدست امة لا ینتصر لضعیفها من قویها تزخرف المساجد و تذهب المصاحف و تعلی المنابر و تکثر الصفوف و ترتفع الضجات فی المساجد و تجتمع الاجساد و الالسن مختلفه و دین احدهم لعقة علی لسانه ان اعطی شکرو ان منع کفر لا یرحمون صغیراً و لا یوقرون کبیراً یستأثرون انفسهم توطی حریمهم و یجورون فی حکمهم یحکم علیهم العبید و تملکهم الصبیان و تدبر امورهم النساء تتحلی الذکور بالذهب و الفضة و یلبسون الحریر و الدیباج و یسبون الجواری و یقطعون الارحام.
پس عرض کردند: ای پیغمبر خدا چه زمانی چنین می شود فرمود: در وقتی که قاریان با چاپلوسی با امرا و حکام رفتار کنند. و اغنیا و مالداران را بزرگ شمارید و به فقراء اهانت کنید و به نظر حقارت به آنها بنگرید و غنا و آواز خوانی حرام در میان شما ظاهر گردد. و زنا و عمل منافی عفت علناً و آشکارا انجام شود. و بناها را عالی و بلند بسازند. و قرآن را با غنا و آواز بخوانند. و اهل باطل بر اهل حق غلبه کنند. و امر به معروف و نهی از منکر در میان مردم کم شود. و نماز ضایع گردد. و مردم به دنبال شهوات نفسانی بروند. و به هوا و هوسها میل شود. و فرمان فرمایان ظالم به سر کار آیند. و آنها اهل خیانت باشند و وزرای آنها فاسق و گناهکار باشند. و قاریان قرآن حریص در امر دنیا گردند. و نفاق در علماء ظاهر گردد. و در این هنگام بلا بر آنها نازل گردد. با اینکه امتی که برای ضعیفانشان از اقویا انتقام نگیرند پاکی و قداست پیدا نخواهند کرد مساجد را زینت کنند. قرآنها را طلا کاری کنند. و منبرها را بلند کنند. و صفوف و جماعت مردم زیاد باشند. و شیون و صداهای بیجا در مساجد بلند گردد. و مردم بدنهایشان با هم جمعند ولی زبانهایشان مختلف است. و دین هر کدام لقلقه زبان اوست و در قلب آنها ایمان رسوخ نکرده. اگر به آنها عطا شود شکر می کند و اگر روزی او برای امتحان کم یا منع گردد کافر گردد. به صغیرها و کوچک ها رحم نمی کنند و به پیران احترام روا نمی دارند. همیشه خود را بر دیگران مقدم می دارند. و حریم حفظ خود را می کنند. و در حکم جور و ظلم می کنند. و غلامان و افراد پست بر آنها حکومت می کنند. و بچه ها امور آنها را به دست می گیرند. و تدبیر امور آنها به دست زنان است. مردها به طلا و نقره زینت می کنند و لباس حریر و دیباج می پوشند. و دختران را اسیر می کنند و قطع ارحام می کنند.
و یحیفون السبیل و ینصبون العشارین و یجاهدون المسلمین و یسالمون الکافرین فهناک یکثر المطر و یقل النبات و تکثرا لهزات و تقل العلماء و تکثر الامراء و تقل الامناء.
و راه زنی می کنند. و باجگیران را در راهها وا می دارند. و با مسلمین جنگ می کنند و با کفار سازش می کنند. پس در چنین زمان باران زیاد است و گیاه کم است، و تفریحات زیاد است، و علماء کم می شوند، و حاکمان زیاد می شوند و افراد امین کم می شوند.
فعند ذلک تنحر الفرات عن جبل من ذهب فیقتل الناس علیه فیقتل من المأة تسعه و تسعین و یسلم واحد.
پس در این هنگام فرات از کوهی از طلا جدا می شود و مردم بر او جنگ می کنند که از صد نفر نود و نه نفر کشته و یکی سالم می ماند.
و قال رجل: صلی بنا رسول الله صلی الله علیه و آله من غلس، فنادی رجل متی الساعة یا رسول الله لم یجبه حتی اذا اسفر فارفع طرفه الی السماء فقال تبارک خالقها و واضعها و ممهدها و محلیها بالثبات ثم قال ایها السائل عن الساعة تکون عند خبث الامراء و مداهتة القراء و نفاق العلماء.
مردی گفت: صبح زود که هنوز هوا تاریک بود با پیغمبر صلی الله علیه و آله نماز خواندیم پس مردی صدا زد یا رسول الله قیامت چه وقت است؟ حضرت جواب او را نداد تا وقتی که هوا روشن شد. پس چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود: بزرگ است خالق آن و قرار دهنده آن و گرداننده آن و زینت دهنده آن به ستاره های ثابت. پس فرمود: ای کسی که از قیامت سؤال نمودی قیامت وقتی است که امیرها و حکام خبیث باشند و قاریان چاپلوس باشند و در علماء نفاق باشد.
و اذا صدقت امتی بالنجوم و کذبت بالقدر ذلک حین یتخذون الامانة مغنما و الصدقة مغرماً و الفاحشة اباحة و العبادة تکبراً و استطالة علی الناس.
و زمانی که امت من علم نجوم و پیش گویی های از این راه را تصدیق کنند و قضا و قدر الهی را تکذیب کنند و این هنگامی است که امانت را برای خود غنیمت بدانند و دادن صدقه را ضرر حساب کنند و کار بد و فحشاء را مباح شمارند و عبادت را سبب تکبر و مسلط شدن بر مردم می دانند.
و قال صلی الله علیه و آله: و الذی نفسی بیده لا تقوم الساعة حتی یکون علیکم امراء فجرة و وزراء خونة و عرفاء ظلمة و قراء فسقة و عباد جهال یفتح الله علیهم فتنة غبراء مظلمة فیتیون فیها کما تاهت الیهود فح ینقص الاسلام عروة عروة حتی یقال الله الله.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: قسم به خدایی که جان من به دست قدرت اوست قیامت بر پا نشود تا اینکه امیرانی بر شما مسلط شوند که فاسق و فاجر باشند، و وزیرانی که خیانت کار باشند و عارفانی که ظالمند و قاریانی که فاسقند و عبادت کنندگانی که جاهل باشند. خدا بر آنها فتنه های تاریک زمین را می گشاید. پس در آن فتنه ها سرگردان می شوند چنانچه یهود سرگردان شدند. پس در این هنگام اسلام حلقه حلقه ناقص می گردد تا جایی که فریادها به خدا خدا بلند گردد.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: ما من سلطان اتاه الله قوة و نعمة فاستعان بها علی ظلم عباده الا کان حقاً علی الله ان ینزعها منه. الم تر الی قوله تعالی: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.(210)
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: نیست سلطانی که خداوند متعال به او قوتی و نعمتی مرحمت فرماید پس با آن نعمت و قوت خدایی بر بندگان خدا ظلم و ستم روا دارد و آن را وسیله اذیت آنها قرار دهد مگر اینکه خدا آن نعمت و مقام را از او می گیرد. آیا ندیدی فرمایش حق تعالی را که می فرماید: به تحقیق خدا تغییر نمی دهد آنچه به قومی مرحمت فرموده تا اینکه تغییر دهند آنچه در نفسهای آنهاست.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: لا تزال هذه الامة تحت یدالله و کنفه ما لم یمل قرائها امرائها و لم یوال صلحائها اشرارها فاذا فعلوا ذلک نزع الله یده منهم ورماهم بالفقر و الفاقة و سلط علیهم اشرارهم و ملأ قلوبهم رعبا و رمی جبابرتهم بالعذاب المهین فیدعون دعاء الغریق لا یستجیب لهم.
پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: این امت همیشه دست رحمت الهی بر سر آنهاست و در پناه خدا هستند تا وقتی که قاریان آنها به امراء و حکام آنها میل کنند و به سوی آنها بروند و نیکان و صالحان آنها به اشرار و بدان آنها دوست شوند چون چنین کردند خداوند دست رحمت خود را از سر آنها بردارد و آنها را به فقر وفاقه مبتلا کند و جباران و ظالمان آنها را به عذاب خوار کننده مبتلا کند پس دعای غریق بخوانند و خدا مستجاب نفرماید.
و قال: بئس العبد عبد یسئل المغفرة و هو یعمل بالمصیة یرجو النجاة و لا یعمل لها و یخاف العذاب و لا یحذره و یعجل الذنب و یؤخر التوبة و یتمنی علی الله الأمانی الکاذبة فویل له ثم و یل له من یوم العرض علی الله تعالی.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: بد بنده ای است بنده ای که از خدا طلب مغفرت و آمرزش می کند و به گناه مشغول است.
امید نجات دارد و لیکن برای آن عمل نمی کند. از عذاب می ترسد و از آن حذر نمی کند. تعجیل در گناه می کند و توبه را تأخیر می اندازد. بر خدا آرزوی دروغ دارد پس وای بر او پس وای بر او از روز عرضه بر خدا.
و روی ان عمر بن هبیره لما وی العراق من قبل هشام بن عبدالملک احضر السبعی و الحسن البصری و قال لهما ان هشام بن عبدالملک اخذ بیعتی له علی السمع و الطاعه ثم و لانی عراقکم من غیران اسئله و لا تزال کتبه تاتینی بقطع قطایع الناس و ضرب الرقاب و اخذ الاموال فما تریان فی ذلک؟ فاما السبعی فداهنه و قال قولا ضعیفا و اما الحسن البصری فانه قال یا عمرانی انهاک عن التعرض لغضب الله برضا هشام و اعلم ان الله یمنعک من هشام و لا یمنعک هشام من الله تعالی و لا اهل الارض ایاتیک کتاب من الله بالعمل بکتابه و العدل و الاحسان و کتاب من رسول الله نبیک و کتاب من هشام بخلاف ذلک فتعمل بکتاب هشام و تترک کتاب الله و سنه رسوله ان هذا لهو الحرب الکبیر و الخسران المبین فاتق الله و احذره فانه یوشک ان ینزل الیک ملک من السماء فینزلک من علو سریرک و تجرک من سعه قصرک الی ضیق قبرک ثم لا یوسعه علیک الا عملک ان کان حسنا و لا یوحشک الا هو ان کان فبیحا.
و روایت شد: چون عمر بن هبیرة از طرف هشام بن عبدالملک حاکم بر عراق گردید دو نفر از علما را به نام سبعی و حسن بصری حاضر کرد جریان مأموریت خود را با آنها در میان گذاشت و با آنها گفت: هشام بن عبدالملک از من عهد گرفته که اطاعتش کنم و گفتار او را گوش دهم. پس مرا حاکم عراق شما نمود بدون اینکه من از او خواسته باشم. و پیوسته نامه او می رسد که با مردم سخت گیری کنم و گردن آنها را بزنم و مالهای آنها را بگیرم، نظر شما در این مورد چیست؟ سبعی با مداهنه و چاپلوسی و سستی و ضعف تکلم کرد. اما حسن بصری، پس گفت: ای عمر من تو را نهی می کنم از اینکه متعرض غضب خدای متعال شوی برای اینکه رضای هشام را به دست آوری. و بدان که خدای متعال تو را از شر هشام حفظ و نگهداری می کند ولی هشام قدرت ندارد که جلو غضب خدا را بر تو بگیرد و همه اهل زمین نیز چنین قدرتی را ندارند. اگر دستوری و فرمانی از جانب حق تعالی آید که تو را به عدل و احسان امر فرماید و همچنین کتابی و فرمانی از طرف پیغمبر آید و نامه ای هم از طرف هشام آید آیا به خلاف قول خدا و رسول به کتاب هشام عمل می کنی و دستور خدا و سنت پیغمبر را ترک می نمایی؟ هرگاه چنین کنی تو به حرب خدا و رسول رفته ای و دچار زیانکاری گردیده ای. پس از خدا بترس و از غضب او دوری کن، چون نزدیک است که ملکی از آسمان بیاید و تو را از بالای تختت به زیر بکشد و تو را از این قصر وسیع به قبر تنگ ببرد پس آن را وسعت ندهد مگر عمل تو اگر خوب باشد. و سبب وحشت تو نباشد مگر همان عمل تو اگر قبیح باشد.
و اعلم انک ان تنصر الله ینصرک و یثبت اقدامک فان الله تعالی ضمن اعزاء من یعزه و نصر من ینصره. و قال سبحانه: ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم.(211) و قال سبحانه: و لینصرن الله من ینصره.(212)
و بدان به درستی که تو اگر خدا را یاری کنی خدا تو را یاری کند و تو را ثابت قدم می دارد. به درستی که خدا تعالی ضامن شده عزت دادن به کسی که خدا را عزیز بدارد و یاری کردن کسی که او را یاری کند. خدای سبحان فرموده: اگر خدا را یاری کنید خدا شما را یاری می کند قدمهای شما را ثابت می کند. و خدای متعال فرموده: و هر آینه خدا کسی را یاری می کند که او را یاری کند.
و قال صلی الله علیه و آله: کیف انتم ظهر فیکم البدع حتی یربوا فیها الصغیر و یهوم الکبیر و یسلم علیه الاعاجم و اذا ظهر البدع قیل سنة و اذا عمل بالسنة قیل بدعة قیل و متی یا رسول الله یکون ذلک قال: اذا ابتعتم الدنیا بعمل الآخرة.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: شما چگونه اید زمانی که در میان شما بدعتها ظاهر شود تا اینکه اطفال در آن رشد، و نمو کنند، و بزرگان در آن پیر شوند، و عوام تسلیم آن گردند تا آنجا که وقتی بدعت ظاهر شود گویند سنت است و هنگامی که عمل به سنت شود می گویند بدعت است. عرض شد: یا رسول الله در چه زمانی چنین می شود؟ فرمود: در وقتی که شما دنیا را با عمل آخرت خریداری نمایید.
و قال ابن عباس: لا یاتی علی الناس زمان الا اماتوا فیه سنه و احیوا فیه بدعه حتی تموت السنن و تحیی البدع. و بعد فو الله ما اهلک الناس و ازالهم عن الجحه قدیما و حدیثا الا علماء السوء قعدوا علی طریق الاخره فمنعوا الناس سلوکها و الوصول الیها و شککوهم فیها. مثال ذلک مثل رجل کان عطشانا فری جره مملوه فیها ماء فاراد ان یشرب منها فقال له رجل لا تدخل یدک فیها فان فیها افعی ینسعک و قد ملاتها سما فامتنع الرجل من ذلک ثم ان المخبر عن ذلک اخذ یدخل یده فیها فقال العطشان لو کان فیها سما لما ادخل یده فیها و کذلک حال الناس مع علماء السوء زهدوا الناس فی الدنیا و رغبو هم فیها و منعوا الناس من الدخول الی الولاه و التعظیم لهم و دخلوهم الیه و عظموهم و مدحوهم و حسنوا الیهم افعالهم و وعدوهم بالسلامه لابل قالوا لهم قد رأینا لکم المنامات بعظیم المنازل و القبول ففتنوهم و غروهم و نسوا قول الله تعالی: ان الا برار لفی نعیم و ان الفجار لفی جحیم(213) و قوله تعالی: ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع.(214) و قوله: و یوم یعض الظالم علی یدیه.(215) و قوله تعالی: یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا.
ابن عباس گفته: بر مردم زمانی بیاید که سنتهای دینی را در آن بمیرانند و بدعتها را زنده کنند تا بمیرد همه سنتها و زنده شود همه بدعتها. و بعد از آن به خدا قسم مردم را هلاک نمی کنند و آنها را از حجتها و دلیلهای دینی قدیماً و جدیداً جدا نمی کنند مگر علمای بد پس در راه آخرت می ایستند و مردم را منع می کنند از پیمودن و رسیدن به آن و آنها را به شک می اندازند. مثال این مطلب مانند مردی است که تشنه باشد پس ظرف آبی را ببیند که مملو از آب باشد پس قصد آشامیدن از آن آب کند. مردی گوید: دست خود را در آن مکن که افعی در آن می باشد و تو را نیش می زند و این ظرف را پر از سم کرده است. پس آن تشنه کنار می رود. ولی آن مردی که او را منع می کرد شروع می کند دست خود را در آن آب فرو بردن و خوردن. آن مرد تشنه می گوید. اگر در این آب سم بود او دستش را داخل آن نمی کرد. همچنین است حال مردم با علمای بد، آنها را از دنیا بر حذر می دارند و خود آنها در آن رغبت و میل می کنند و مردم را منع می کنند از داخل شدن بر حکام جور و احترام گذاشتن به آنها و خود داخل می شوند و آنها را تعظیم و احترام می کنند و آنها را مدح می کنند و کارهای آنها را می ستایند و به آنها وعده سلامتی می دهند. بلکه بالاتر به آنها می گویند برای شما خوابهای خوب دیده ایم که دارای منزلهای نیکو هستید و مورد قبول می باشید. پس با این حرفها آنها را به فتنه می اندازند و مغرور می کنند. و فرمایش حق تعالی را فراموش کرده اند که می فرماید: به درستی که نیکان در نعمت ها هستند و بدان در عذاب. و این فرمایش حق تعالی را که: نیست برای ظالمان دوستی و نه شفیع که اطاعت شود. و نیز می فرماید: روزی که ظالم پشت دست خود را به دندان می گزد. و همچنین این فرمایش را که می فرماید: روزی که دوستی دوستی را از چیزی بی نیاز نمی کند.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: الجنة محرمة علی جسد غذی بالحرام.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام. لیس من شیعتی من اکل من مال امرء حراماً.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بهشت حرام است بر جسدی که از حرام غذا خورده و نمو کرده باشد.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: از شیعه من نیست آن کس که مال کسی را به حرام بخورد.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: لا یشم ریح الجنتة جسد نبت علی الحرام.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: بوی بهشت را نمی شنود بدنی که گوشت آن از حرام روییده باشد.
و قال علیه السلام: ان احدکم لیرفع یدیه الی السماء فیقول یا رب و مطعمه حرام و ملبسه حرام فای دعاء یستجاب لهذا و ای عمل یقبل منه و هو ینفق من غیر حل ان حج حج حراماً و ان تصدق تصدق حراماً و ان تزوج تزوج بحرام و ان صام افطر علی حرامم فیاویحه اما علم ان الله طیب لا یقبل الا الطیب. و قد قال فی کتابه: انما یتقبل الله من المتقین.(216)
فرمود: یکی از شما دست به طرف آسمان بر می دارد و می گوید ای خدا ای خدا و حال آنکه طعام او و لباس او حرام است. پس برای چنین شخص چه دعایی مستجاب شود و چه عملی از او قبول گردد. و حال آنکه از غیر حلال خرج می کند. اگر حج کند حج حرام کرده و اگر صدقه دهد صدقه حرام داده و اگر زن بگیرد به حرام گرفته. و اگر روزه دارد بر حرام افطار کرده. پس وای بر او آیا نمی داند که خدا پاک است و قبول نمی فرماید مگر پاک را. و به تحقیق در قرآن کریم فرمود: این است و جز این نیست که خدا از متقین و اهل تقوی قبول می فرماید:
و قال النبی صلی الله علیه و آله: لیکون علیکم امراء سوء فمن صدق فی قولهم و اعانهم علی ظلمهم و غشی ابوابهم فلیس منی و لست منه و لن یرد علی الحوض.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر آینه حاکمان بد بر شما مسلط می گردند پس هر کس گفتار آنها را تصدیق کرد و آنها را کمک کرد بر ظلم کردنشان و پوشید درهای آنها را، یعنی بر در منازل آنها اجتماع کنند که سبب اهمیت آنها گردد پس چنین کس از من نیست و من از او نیستم و بر حوض من وارد نخواهد شد.
فقال صلی الله علیه و آله لحذیفة: کیف انت یا حذیفة اذا کانت امراء ان اطعمتوهم کفروکم عصیتموهم قتلوکم فقال حذیفة کیف اصنع یا رسول الله قال جاهدهم ان قویت و اهرب عنهم ان ضعفت.
حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ای حذیفه چگونه ای تو آن هنگام که حاکمان ظالم بوده باشند که اگر فرمان آنها را ببرید شما را کافر می کنند و از دین بیرون می برند و اگر مخالفت آنها کنید شما را می کشند حذیفه عرض کرد: چه کنم یا رسول الله؟ فرمود: اگر قوتی داری با آنها جهاد کن و اگر ضعیف هستی از آنها فرار کن.
و قال صلی الله علیه و آله: صنفان من امتی اذا صلحا صلح الناس و اذا فسدا فسد الناس الامراء و العلماء.
حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: از امت من دو دسته اند که اگر صالح شدند امت من صالحند و اگر فاسد شدند امت من فاسد گردند: یکی حکام و دیگری علماء.
قال الله تعالی: و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار.(217)
خداوند می فرماید: به ظالمان اتکاء نکنید که آتش شما را فرو می گیرد.
و قال: و لا تطغوا فیه فیحل علیکم غضبی.(218)
در آن طغیان نکنید که به غضب من گرفتار خواهید شد.
و الله ما فسدت امور الناس الا بفساد هذین الصنفین و خصوصا الجائر فی الحکم القابل الرشا فی الحکم.
قسم به خدا امور و کارهای مردم تباه نشد مگر برای تباهی این دو دسته و مخصوصاً جور و ظلم کنندگان در حکم که در حکم قبول رشوه نمایند.
و لقد احسن ابو نواس فی شعره:
اذا خان الامیر و کاتباه - و قاضی الامر داهن فی القضاء
فویل ثم ویل ثم ویل - لقاضی الامر من قاضی السماء
ابونواس گفته: وقتی که حاکم و نویسندگانش خیانت کنند و قاضی بر خلاف حکم کند پس وای وای بر آن قاضی از حاکم بر حق خدای متعال.
و جاء فی تفسیر قوله تعالی: لا تجد قوماً یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حادالله و رسوله(219) الآیه، نزلت فیمن یخالط السلاطین و الظلمة.
و در تفسیر گفته باری تعالی: نمی یابی قومی را که ایمان به خدا و روز دیگر یعنی قیامت آورده باشند با کسانی دوستی کنند که دشمن خدا و رسول است...، آمده است که: درباره کسانی نازل شده است که با سلاطین و ظالمان آمیزش داشته باشند.
و قال علیه السلام: الاسلام علانیة باللسان و الأیمان سر بالقلب و التقوی عمل بالجوارح کیف تکون مسلماً و لا یسلم الناس منک و کیف تکون مؤمناً لا تأمنک الناس و کیف تکون تقیاً و الناس یتقون من شرک و اذاک.
فرمود: اسلام چیزی است آشکار به زبان و ایمان سری است در قلب، یعنی پوشیده و پنهان است و خدا می داند و خود شخص. و تقوی عمل به اعضاء و جوارح است. چگونه تو مسلمانی و مردم از تو سالم نیستند؟ و چگونه مؤمنی که مردم از تو در امان نیستند؟ و چگونه دارای تقوی هستی و حال آنکه مردم از شر و اذیت تو اجتناب می کنند؟
و قال ان من ادعی حبنا و هو لا یعمل بقولنا فلیس منا و لا نحن منه اما سمعوا قول الله تعالی یقول مخبراً عن نبیه: قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله.(220)
و فرمود: به درستی که کسی که ادعا کند دوستی ما را و او به گفتار ما عمل نکند پس از ما نیست و ما از او نیستیم. آیا گفته حق تعالی را نشنیده اند که می فرماید: در حالیکه از پیغمبرش خبر می دهد: بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد.
و لما بایع اصحابه اخذ علیهم العهد و المیثاق بالسمع لله تعالی و له بالطاعه فی العسر و الیسر و علی ان یقولوا الحق اینما کانوا و ان لا یاخذهم فی الله لومه لائم.
و چون اصحابش با او (امام علی علیه السلام) بیعت کردند از آنها عهد و میثاق گرفت که شنوای فرمان حق باشند و اطاعت او نمایند در حالت سختی و آسانی و بر اینکه حق بگویند هر کجا باشند و از ملامت ملامت کنندگان نترسند.
قال: ان الله لیحصی علی العبد کل شی ء حتی انینه فی مرضه و الشاهد علی ذلک قوله الله تعالی: ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید.(221) و قوله تعالی: و ان علیکم لحافظین کراماً کاتبین یعلمون ما تفعلون(222) و قوله تعالی: و ان تبدوا ما فی انفسکم او تخفوه یحاسبکم به الله.(223)
فرمود: به درستی که خدا شماره می فرماید و به حساب می آورد هر چه از بنده سر زند حتی ناله کردن در حال مرض را. و شاهد بر آین آیات کریمه قرآن است که می فرماید هیچ گفتاری را به زبان نیاورد مگر اینکه نزد او حاضرند دو ملک رقیب و عتید و آن را می نویسند. و به تحقیق که بر شما نگهبانان هستند که نویسندگان با کرامت و بزرگواری هستند می دانند چه می کنید. و اگر ظاهر کنید آنچه در باطن خود دارید یا بپوشانید خدا شما را بر آن محاسبه فرماید.

باب هفدهم: در عقاب زنا و ربا

قال النبی صلی الله علیه و آله: ان لاهل النار صرخة من نتن فروج الزناة فایاکم و النرنا فیه ست خصال ثلاث فی الدنیا و ثلاث فی الآخرة فاما التی فی الدنیا فانه یذهب بهاء الوجه و یورث الفقر و ینقص العمر و اما التی فی الآخرة یوجب سخط الله وسوء الحساب و عظم العذاب ان الزناة یاتون یوم القیمة تشعل فروجهم ناراً یعرفون بنتن فروجهم.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که برای اهل آتش ناله و فریادی هست از بوی گند فرجهای زناکاران، پس حذر کنید و دوری نمایید از زنا. پس به درستی که در آن شش خصلت است که عقوبت این گناه است سه چیز در دنیا و سه چیز در آخرت. اما آنچه در دنیا است اول اینکه: نور صورت را می برد. دوم اینکه: سبب فقر می شود. سوم آنکه: عمر زانی کوتاه می شود. و اما آنچه در آخرت است اول اینکه: سبب غضب حق تعالی می گردد. دوم اینکه: سبب سختی محاسبه قیامت می گردد. سوم اینکه: عذاب سخت برای آن هست. به درستی که روز قیامت زانیان می آیند در حالی که آتش از فرجهای آنها شعله می کشد. و به بوی بد و گند فرجهایشان شناخته می شوند.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: ان الله مستخلفکم فی الدنیا فانظروا کیف تعملون فاتقوا الزنا و الربا.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به تحقیق خدا شما را در دنیا خلیفه قرار داد پس دقت کنید چگونه عمل می کنید. پس از عمل زنا و گرفتن و دادن ربا حذر کنید و احتراز نمایید.
قیل قالت المعتزلة فی مجلس الرضا علیه السلام ان اعظم الکبائر القتل لقوله تعالی: و من یقتل مومناً متعمداً فجزاؤه جهنم خالداً(224) الآیه و قال الرضا علیه السلام: اعظم من القتل عندی اثماً و اقبح منه بلاء الزنا لان القاتل لم یفسد بضرب المقتول غیره و لا بعده فساداً و الزانی قد اقسد النسل الی یوم القیمة و احل المحارم. فلم یبق فقیه الا قبل یدیه و اقربما قاله.
گفته شده که: جماعت معتزله که یکی از فرق اسلام هستند در مجلسی که حضرت علیه السلام تشریف داشتند راجع به بزرگترین گناهان در اسلام مذاکره نمودند. پس همگی اتفاق کردند که قتل و کشتن شخص مؤمن بزرگترین گناه است، چون خدا می فرماید: کسی که مؤمنی را عمداً بکشد جزای او جهنم است همیشه...
حضرت رضا علیه السلام فرمود آنچه گناهش از قتل نزد من بیشتر است و بلای آن قبیح تر است زناست؛ برای اینکه قاتل با کشتن مقتول فسادی به غیر کشتن او انجام نمی دهد و بعد از کشتن او دیگر فسادی بر آن نیست. و زانی نسل را تا روز قیامت فاسد و تباه می کند و حرامهایی را حلال می کند پس فقیهی در مجلس نماند مگر اینکه دست مبارک آن حضرت را بوسید و به درستی فرمایش آن حضرت اقرار کرد.
و قال صلی الله علیه و آله: اذا کانت فیکم خمس رمیتم بخمس اذا اکلتم الربا رمیتم بالخسف و اذا ظهر فیکم الزنا اخذتم بالموت و اذا جارت الحکام ماتت البهائم و اذا اظلم اهل الملة ذهبت الدولة و اذا ترکتم السنة ظهرت البدعة.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: زمانی که در شما پنج خصلت ظاهر شود به پنج بلا گرفتار خواهید شد: وقتی ربا خواری را پیشه خود ساختید به نقص اموال مبتلا می شوید وقتی در میان شما زنا ظاهر شد به مرگ ناگهانی مبتلا می شوید وقتی حاکمان ظلم کردند به مردن حیوانات مبتلا می شوید وقتی ملتی ظلم کردند دولت و قدرت آنها از دست می رود و دشمن بر آنها مسلط می شود. وقتی سنتهای دینی را ترک کردید بدعتها ظاهر می گردد.
و قال صلی الله علیه و آله: ما نقض قوم عهدهم الا سلط علیهم عدوهم و ما جارقوم الا کثر القتل بینهم و ما منع قوم الزکوة الا حبس القطر عنهم و لا ظهرت فیهم الفاحشة الا فشافیهم الموت و ما یخسر قوم المکیال و المیزان الا اخذوا بالسنین.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ مردمی عهد شکن نشدند مگر اینکه دشمن آنها بر آنها مسلط گردید و هیچ قومی ظلم نکردند مگر اینکه کشتار در بین آنها زیاد شد. و هیچ قومی از پرداخت زکات امتناع نکردند مگر اینکه از آمدن باران ممنوع شدند.
و در ما بین آنها عمل عفت و فحشاء ظاهر نشد مگر اینکه در میان آنها مرگ مفاجات شیوع پیدا کرد. و هیچ قومی کم فروشی نکردند مگر اینکه به خشکسالی مبتلا شدند.
و قال صلی الله علیه و آله: اذا عملت امتی خمس عشر خصلة حل بهم البلاء اذا کان الفی ء دولاً و الامانة مغنماً و الصدقة مغرماً و اطاع الرجل امرأته و عصی امه و بر صدیقه و جفا أباه و ارتفعت الا صوات فی المساجد و اکرم الرجل مخافة شره و کان زعیم القوم ارذلهم ولبسوا الحریر و اتخذوا المغنیات و شربوا المخمور و اکثروا الزنا فارتقبوا عند ذلک ریحاً حمراء و خسفاً اومسخاً او ظهر العدو علیکم ثم لا تنصرون.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر گاه امت من دارای پانزده خصلت شدند و به آن عمل کردند بلا بر آنها نازل خواهد شد: 1- وقتی که غنیمت جنگی را دولت شخصی خود کردند. 2- امانت را غنیمت شمرده و تصرف کردند. 3- صدقه دادن را برای خود ضرر حساب کردند. 4- از زنان اطاعت و مادران را نافرمانی و اذیت کردند. 5- به رفیقان نیکی و پدران را اذیت کردند 6- صداها را در مسجد در غیر از اذان بلند کردند 7- از ترس شر اشخاص آنها را گرامی و محترم داشتند. 8- افراد رذل و پست در میان مردم رئیس و زعیم باشند. 9- لباس حریر و ابرایشم پوشیدند 10- زنهای خواننده در مجالس عمومی و خصوصی آوردند. 11- شرب خمر کردند 12- عمل منافی عفت در میان آنها شایع گردید. پس در این حال انتظار داشته باشند باد سرخ یا زمین شکافته شدن و آنها را فرو بردن یا مسخ شدن و از صورت آدمی خارج شدن یا دشمن بر آنها غلبه کردن و از هیچ جانب یاری نشدن.
مخفی نماند که در این روایت دوازده چیز بیشتر ذکر نشده و اول روایت که فرموده پانزده خصلت سه صفت آن ذکر نشده است. (مترجم).

باب هجدهم: در وصیت لقمان به فرزندش

قال یا بنی لا یکن الدیک اکیس منک و اکثر محافظه علی الصلواه الا تراه عند کل صلوة یوذن لها و بالاسحار یعلن بصوته و انت نائم.
لقمان فرمود: ای پسرم خروس از تو زیرک تر نباشد و بیشتر از تو حفظ اوقات نماز را نکند! آیا او را نمی بینی هنگام هر نماز برای نماز اعلان می کند و در سحرها با صدای بلند اعلان می کند و تو در خوابی.
ای پسرم کسی که مالک زبانش نباشد پشیمان می شود. و کسی که زیاد مجادله کند دشنام داده می شود. و کسی که در جاهای بد و نا مناسب داخل شود مورد تهمت قرار می گیرد. و کسی که با رفیق بد و ناصالح رفاقت و دوستی کند از آفات سالم نمی ماند. و کسی که با علماء مجالست و همنشینی کند نفع می برد.
یا بنی لا توخر التوبه فان الموت یأتی بغته.
ای پسرم توبه را به عقب نینداز که مرگ ناگهان می رسد.
یا بنی اجعل غناک فی قلبک و اذا افتقرت فلا تحدث الناس بفقرک فتهون علیهم و لکن اسئل الله من فضله.
ای پسرم بی نیازی و غنای خود را در قلب خود قرار ده و اگر زمانی فقیر شدی برای مردم از فقر خود چیزی نگو که سبب می شود در نظر آنها بی اعتبار و سبک شوی ولیکن از فضل بی پایان الهی سؤال کن و بخواه تا به تو مرحمت فرماید.
یا بنی کذب من یقول الشر یقطع بالشر الاتری ان النار لا تطفی بالنار و لکن بالماء و کذلک الشر لا یقطع الا بالخیر.
ای پسرم دروغ گفته آن کس که می گوید شر را با شر می توان قطع کرد. آیا نمی بینی آتش را آتش خاموش نمی کند ولیکن آب است که آتش را خاموش می کند. و همچنین شر قطع نمی شود مگر با خیر و خوبی.
یا بنی لا تشمت بالمصائب و لا تعیر المبتلی و لا تمنع المعروف فانه ذخیره لک فی الدنیا و الاخره.
ای پسرم به شخص مصیبت زده شماتت مکن! و شخص مبتلا را سرزنش و ملامت مکن. و از معروف و خوبی ها جلوگیری نکن و آن را انجام بده که آن ذخیره است برای تو در دنیا و آخرت.
یا بنی ثلثه تجب مداراتهم المریض و السلطان و المراة و کن قنعا تعیش غنیا و کن متقیا تکن عزیزا.
ای پسرم مدارای با سه کس واجب است: مریض، سلطان و زن. و قناعت کن تا بی نیاز زندگی کنی و احتیاج به کسی پیدا نکنی. و تقوی داشته باش تا عزیز باشی.
یا بنی انک من حین سقطت من بطن امک استدبرت الدنیا و استقبلت الاخره و انت فی کل یوم الی ما استقبلت اقرب منک الی ما استدبرت فتزود لدار انت مستقبلها و علیک بالتقوی فانه اربح التجارات.
ای پسرم به درستی که تو از وقتی که از شکم مادر افتادی پشت به دنیا و رو به آخرت نموده ای و تو در هر روز به سوی آنکه رو کرده ای پس توشه بردار برای خانه ای که تو به سوی آن می روی. و بر تو باد به تقوی که آن پر نفع ترین تجارت است.
و اذا احدثت ذنبا فاتبعه بالاستغفار و الندم و العزم علی ترک العود لمثله.
و هنگامی که گناهی از تو سر زد دنبال آن از خدای متعال طلب مغفرت بنما و از انجام آن گناه پشیمان شو و تصمیم بگیر که هرگز به آن گناه عود و بازگشت نکنی.
و اجعل الموت نصب عینیک و الوقوف بین یدی خالقک و تمثل شهاده جوارحک علیک بعملک و الملائکه الموکلین بک تستحیی منهم و من ربک الذی هو مشاهدک و علیک بالموعظه فاعمل بها فانها عند العاقل احلی من العسل الشهد و هی علی السفیه اشق من صعود الدرجه علی الشیخ الکبیر و لا تسمع الملاهی فانها تنسیک الاخره و لکن احضر الجنائز و زر المقابر و تذکر الموت و ما بعده من الاهوال فتأخذ حذرک.
و مرگ را در مقابل چشم خود قرار بده و ایستادن در مقابل مقام عدل الهی را همیشه در نظر داشته باش و شهادت اعضاء و جوارح خود را به اعمال و کارهایت در مقابل خود ممثل و نمایان نما و از شهادت ملائکه موکل بر تو که اعمال تو را ثبت و ضبط می نمایند غفلت نداشته باش پس از آنها حیا کن و از خدای خود که اعمال تو را می بیند شرم کن. و بر تو باد به شنیدن موعظه و نصیحت پس عمل به آن؛ چون که شنیدن موعظه و عمل به آن در نزد شخص عاقل از عسل صاف شده شیرین تر است. و آن برای سفیه و نادان مشکل تر است از بالا رفتن پیر فرتوت از نردبان و پله های سخت. و گوش به چیزهای بیهوده و گفتار لغو مده؛ چون که آن سبب می شود که آخرت را فراموش کنی و از نظر ببری. لیکن بر جنازه ها حاضر شو و به زیارت قبور مؤمنین برو. به یاد بیاور مردن و هول و وحشت های بعد از آن را پس پند و نصیحت خود را بگیر و از آن بهره مند شو!
یا بنی استعذ بالله من شرار النساء و کن من خیارهن علی حذر.
ای پسرم پناه به خدا ببر از زنهای بد و از خوبان آنها حذر کن و احتراز نما و از شر آنها ایمن مباش.
یا بنی لا تفرح بظلم احد بل احزن علی ظلم من ظلمته یا بنی الظلم ظلمات و یوم القیمه حسرات و اذا ادعتک القدره علی ظلم من هو دونک فاذکر قدره الله علیک.
ای پسرم به ظلم هیچ ظالمی خوشنود مباش بلکه اگر به کسی ظلم کردی برای آن عمل قبیح محزون و غمگین باش. ای پسرم ظلم سبب تاریکی دل می شود و روز قیامت باعث حسرت و اندوه است. و هرگاه قدرت تو، تو را واداشت که به کسی ظلم کنی که از تو ضعیف تر است پس به یاد بیاور قدرت و تسلط خدا را بر خودت.
یا بنی تعلم من العلماء ما جهلت و علم الناس ما علمت تذکر بذلک فی الملکوت.
ای پسرم آنچه را نمی دانی از علماء یاد بگیر. و آنچه را می دانی به مردم بیاموز. چون چنین کردی و این دو صفت نیکوی یاد گرفتن و یاد دادن در تو پیدا شد در عالم ملکوت به این دو صفت یاد می شوی.
یا بنی اغنی الناس من قنع بما فی یدیه و افقرهم من مدعینیه الی ما فی ایدی الناس و علیک بالیأس عما فی ایدی الناس و الوثوق بوعد الله واسع فیما فرض علیک ودع السعی فیما ضمن لک و توکل علی الله فی کل امورک یکفیک.
ای پسرم بی نیازترین مردم کسی است که به آنچه در دست اوست قناعت کند و فقیرترین آنها کسی است که به آنچه در دست مردم است چشم داشته باشد و بر تو باد که مأیوس باشی از آنچه در دست مردم است. و اعتماد تو به وعده خدا باشد. و کوشش کن در آنچه بر تو واجب شده. و رزقی که برای تو ضمانت شده و به تو خواهد رسید لازم نیست سعی بسیار در طلب آن داشته باشی. و توکل بر خدا کن در تمام امور و کارهای خود تا تو را کفایت کند.
و اذا صلیت فصل صلوة مودع تظن ان لا تبقی بعدها ابدا و ایاک و ما تعتذر منه فانه لا یعتذر من خیر.
و هر وقت نماز خواندی نماز تو مانند نماز کسی باشد که با نماز وداع کند و گمان بری که بعد از آن نماز هرگز باقی نمانی. و دوری کن از آنچه که بخواهی از آن عذر خواهی کنی، چون که از کار خوب هیچگاه عذرخواهی نمی شود، یعنی کار بدی نکن که بخواهی بعداً از آن عذر خواهی کنی.
و احب للناس ما تحب لنفسک و اکره لهم ما تکره لنفسک و لا تقل ما لا تعلم و اجهد ان یکون الیوم خیرا لک من امس و غدا خیرا لک من الیوم فانه من استوی یوماه فهو مغبون و من کان یومه شرا من امسه فهو ملعون.
و برای مردم دوست دار و بخواه آنچه را که برای خود می خواهی و آنچه را برای خود مکروه و ناپسند می داری برای دیگران نیز مکروه و ناپسند بدار و آنچه را نمی دانی اظهار نکن و نگو. و کوشش کن تا اینکه امروز تو بهتر از دیروزت باشد، و فردای تو بهتر از امروز تو باشد، برای اینکه هر کس دو روزش مساوی و یکسان باشد چنین کسی به غبن و ضرر گرفتار شده؛ چون یک روز از سرمایه عمر او گذشته و در مقابل آن چیزی به دست نیاورده. و هر کس امروزش بدتر از دیروزش باشد او ملعون است؛ چون کاری که او را به رحمت خدا نزدیک کند انجام نداده، بلکه موجبات دوری از رحمت خدا را برای خود فراهم ساخته و ملعون و مطرود و دور افتاده از رحمت است.
و ارض بما قسم الله لک فانه سبحانه یقول: اعظم عبادی ذنبا من لم یرض بقضائی و لم یشکر نعمائی و لم یصبر علی بلائی.
و راضی باش به آنچه خدا قسمت تو فرموده پس به درستی که خدای سبحان جلت عظمته می فرماید: آن بنده گناهش از همه عظیم تر و بزرگتر است که راضی به قضای من نباشد و شکر نعمتهای مرا نکند و بر بلای من صبر نکند.
و اوصی رسول الله صلی الله علیه و آله معاذ بن جبل فقال له: اوصیک باتقاء الله و صدق الحدیث و اداء الأمانة و خفض الجناح و الوفاء بالعهد و ترک الخیانة و حسن الجوار و صلة الارحام و رحمة الیتیم و لین الکلام و بذل السلام و حسن العمل و قصر الامل و توکید الایمان و التفقه فی الدین و تدبر القرآن و ذکر الآخرة و الجزع من الحساب و کثرة ذکر الموت و لا تسب مسلماً و لا تطع آثماً و لا تقطع رحماً و لا ترض بقبیح تکن کفاعله و اذکر الله عند کل شجر و مدر و بالأسحار و علی کل حال یذکرک فان الله تعالی ذاکر من ذکره و شاکر من شکره و جدد لکل ذنب توبة السر بالسر و العلانیة بالعلانیة.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله معاذ بن جبل را وصیت نمود پس چنین فرمود: به تو وصیت می کنم که از خدا بترسی و گفتارت راست باشد. و امانت را به صاحبش رد کنی. و تواضع و فروتنی داشته باشی. و با هر کس عهد کردی به آن وفا نمایی و خیانت را ترک کن. و با همسایه به نیکی رفتار کن. و با خویشان پیوند نما و از آنها نبر به یتیمان رحم کن. در گفتار ملایم و نرم گو باش و درشت گو و خشن کلام نباش، در سلام بین مسلمین فرق نگذار و به همه سلام کن. و عملت را نیکو کن. و امیدت را در دنیا کوتاه کن. ایمانت را محکم کن. در امور دینت دانا باش. و در قرآن دقت کن تا به معانی آن پی ببری. و به یاد آخرت باش و از حساب در روز جزا ترسناک باش. و بسیار به یاد مرگ باش. و به مسلمانی دشنام نگو. و از گناهکاران پیروی ننما و از رحم خویش نبر و قطع نکن. و به عمل زشت و قبیح راضی مشو که در این صورت گناه عمل کننده آن بر تو است. و به یاد خدا باش نزد هر درخت و سنگ و کلوخ، یعنی هر چه را دیدی به یاد خالق آن باش و در سحرها و سایر اوقات و حالات به یاد خدا باش، چون چنین بودی خدای متعال جلت عظمته تو را یاد فرماید که خدا یاد می کند کسی را که به یاد او باشد و کسی که شکرگزار او باشد شکر او را قبول فرماید. و برای هر گناهی تجدید توبه بنما اگر گناه سری و پنهانی است توبه آن را هم پنهانی انجام ده و اگر آشکارا و علنی است توبه آن را هم علنی انجام بده.
و اعلم ان الصدق الحدیث کتاب الله و اوثق العز التقوی و اشرف الذکر ذکر الله تعالی و احسن القصص القرآن و شر الامور محدثاتها و احسن الهدی هدی الانبیاء و اشرف الموت الشهادة و اعمی الاعمی الضلالة بعد الهدی و خیر العلم ما نفع و شر العمی عمی القلب و الید العلیا خیر من الید السفلی و ما قل و کفی خیر مما کثرو الهی و شر المعذرة عند الموت و شر الندامة یوم القیمة و من اعظم خطایا اللسان الکذب.
بدان به درستی که راست ترین گفتار کتاب است، یعنی آنچه در کتاب نوشته شده راست تر است از آنچه به زبان بگویند. و محکم ترین عزتها تقوی است. و شریف ترین ذکرها یاد خدای تعالی است. و نیکوترین قصه ها قرآن کریم است و بدترین چیزها تازه ها است. و نیکوترین راهنمایی ها راهنمایی پیغمبران است و بهترین مردنها شهادت در راه خداست. و کورترین کوریها گمراهی بعد از راه یابی است. و بهترین علم آن علمی است که به انسان نفع بدهد. و بدترین کوریها کوری قلب است. و دست بالا بهتر از دست پایین است، یعنی دست عطا کننده بهتر از دست سؤال کننده است و رزق کم که به حال شخص کفایت کند بهتر است از توسعه و زیادی که سبب سرگرمی و باز ماندن از آخرت باشد. و بدترین عذر خواهی هنگام مرگ است؛ چون فائده ندارد. و بدترین پشیمانی پشیمانی روز قیامت است. و بزرگترین خطاهای زبان دروغ گفتن است.
و خیر الغنی غنی النفس و خیر الزاد التقوی و رأس الحکمة مخافة الله فی السر و العلانیة و خیر ما القی فی القلب الیقین و ان جماع الاثم الکذب و الارتیاب و النساء حبائل الشیطان و الشباب شعبة من الجنون و شر الکسب کسب الربا و شر المآثم اکل مال الیتیم و السعید من وعظ بغیره و لیس لجسم نبت علی الحرام الا النار و من تغذی بالحرام فالنار اولی به و لا یستجاب له دعاء و الصلوة نور و الصدقة حرز و الصوم جنة حصینة و السکینة مغنم و ترکها مغرم.
و بهترین بی نیازی غنای نفس است. و بهترین توشه برای سفر آخرت تقوی و خودداری از گناهان است. و بالاترین حکمت و دانش ترس از خداست در پنهان و آشکار. و بهترین چیزی که در قلب انسان القاء می شود یقین است. و به درستی که دروغ سبب جمیع گناهان است. و زنها ریسمانهای شیطانند که به واسطه آنها بندگان را به گناهان می کشد. و جوانی قسمتی از دیوانگی است. بدترین کسب ها رباخواری است. و بدترین گناهان خوردن مال یتیم است. آدم با سعادت کسی است که از غیر موعظه گیرد. و بدنی که از حرام بزرگ شده و رشد و نمو نموده غیر از آتش و عذاب چیزی برای او نیست. و کسی که از حرام بخورد آتش از هر چیزی برای او سزاوارتر است. و دعایی برای او مستجاب نخواهد شد. و نماز نور است و صدقه حافظ از بلیات است و روزه سپری است محکم برای حفظ از آتش و وقار سبب بهره مندی است و ترک آن موجب ضرر است.
و علی العاقل ان یکون له ساعة یناجی فیها ربه و ساعة یتفکر فیها صنع الله و ساعة یحاسب فیها نفسه و ساعة یتخلی فیها لحاجته من حلال و علی العاقل ان لا یکون ساعیاً الا فی ثلاث تزود لمعاد و مرمة لمعاش او لذة غیر محرم و علی العاقل ان یکون بصیراً بزمانه مقبلاً علی شأنه حفظاً للسانه.
و بر شخص عاقل است که بوده باشد برای او ساعتی که در آن با خدای خود مناجات کند، و ساعتی که در آن در مصنوعات خدا فکر کند و ساعتی که در آن به حساب خود برسد، و ساعتی که در آن خلوت کند و به حاجتهای خود از راه حلال برسد. و بر عاقل است که کوشش او نباشد مگر در سه چیز یا بهره برداری برای معاد خود، یعنی انجام عبادات و خدمت به خلق یا اصلاح کردن امر معاش و لوازم زندگی خود و کسانی که تحت سرپرستی او می باشند یا لذتی که حرام نباشد. و بر عاقل است که به زمان خود بینا باشد و شؤون و شخصیت خود را حفظ کند و زبان خود را نگهداری کند.
و فی توریة موسی (ع) عجبت لمن ایقن بالموت کیف یفرح و لمن ایقن بالحساب کیف یذنب و لمن ایقن بالقدر کیف یحزن و لمن ایقن بالنار کیف یضحک و لمن رآی تقلب الدنیا بأهلها کیف یطمئن الیها و لمن ایقن بالجزاء کیف لا یعمل و لا عقل کالدین و لا ورع کالکف و لا حسب کحسن الخلق.
و در تورات موسی نوشته شده: عجب دارم از کسی که یقین به مرگ دارد چگونه خوشنود است. و کسی که یقین به حساب دارد چگونه گناه می کند. و کسی که یقین به قدر دارد چگونه محزون و غمگین است. و کسی که یقین به آتش دارد چگونه می خندد. و کسی که دید دنیا با اهل خود چگونه بی وفایی می کند چگونه به او مطمئن می شود. و کسی که یقین به جزا دارد چگونه عمل نمی کند. و نیست عقلی مانند دین. و نیست ورعی مانند خودداری از گناه. و نیست حسب و نسبی مانند حسن خلق و گشاده رویی.
و قال ابوذر: اوصانی رسول الله صلی الله علیه و آله بسبع خصال حب المساکین و الدنو منهم و هجران الاغنیاء و ان اصل رحمی و ان لا اتکلم بغیر الحق و ان لا اخاف فی الله لومة لائم و ان انظر الی من هو دونی و لا انظر الی من هو فوقی و ان اکثر من سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم فانهن الباقیات الصالحات.
ابوذر گفت: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مرا به هفت خصلت وصیت فرمود: 1- دوستی با فقرا و نزدیک شدن به آنها و دوری کردن از اغنیاء 2- به رحم و خویشان خود بپیوندم 3- نگویم مگر حق 4- و در راه خدا از ملامت کننده نترسم 5- و در امور دنیا به پایین تر از خودم نظر نمایم و به بالاتر از خود نظر ننمایم 6- و بسیار بگویم: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، که اینها باقیات الصالحات می باشند.
و قال: من سلک الجد دامن من العثار و الصبر مطیة السلامة و الجزع مطیة الندامة و مرارة الحلم اعذب من حلاوة الانتقام و ثمرة الحقد الندامة و من صبر علی ما یکره ادرک ما یحب و الصبر علی المصیبة مصیبة للشامت بها و الجزع علیها مصیبة ثانیة بفوات الثواب و هی اعظم المصائب.
فرمود: هر کس در راه برود از لغزش ایمن است. و صبر مرکب سلامت است. و جزع مرکب پشیمانی است. و تلخی حلم گواراتر از شیرینی انتقام است. و میوه حسد پشیمانی است. و کسی که صبر کند بر آنچه مکروه طبع اوست می رسد به آنچه دوست می دارد. و صبر کردن بر مصیبت مصیبتی است بر شماتت کننده در آن مصیبت. و جزع و ناله و فریاد در مصیبت مصیبت دیگر است، چون که ثواب آن از دست می رود. و این بزرگترین مصیبت است.
و قال رسول الله علیه و آله: خیر الرزق ما یکفی و خیر الذکر ما یخفی و انی اوصیکم بتقوی الله و حسن النظر و لانفسکم و قلة الغفلة عن معادکم و ابتیاع ما یبقی بما یفنی و اعلموا انها ایام معدودة و الارزاق مقسومة و الآجال معلومة و الآخرة ابد لا امد له و اجل لا منتهی له و نعیم لا زوال له فاعرفوا ما تریدون و ما یراد بکم و اترکوا من الدنیا ما یشغلکم عن الآخرة و احذروا حسرة المفرطین و ندامة المعترین.
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین رزق آن است که به قدر کفایت باشد. و بهترین ذکر آن است که پنهان باشد. و من به شما وصیت می کنم به تقوی و ترس از خدای متعال. و نسبت به خودتان نظر خوب داشته باشید، یعنی خیر خود را بخواهید و موجبات گرفتاری دنیا و آخرت را به خاطر هوای نفس و خواهشهای حیوانی برای خود ایجاد نکنید. و از معاد و جای بازگشت خود کم غافل باشید. و با چیزهای فانی دنیا که در دست شماست چیزهای باقی آخرت را خریداری نمایید. و بدانید که زندگی دنیا روزهای مختصر و معدودی است. و روزی ها قسمت شده است. و پایان این زندگی در نزد خدای متعال جلت عظمته معلوم است. و زندگی آخرت ابدی است که فانی نمی گردد و آخری برای آن تصور نمی گردد و پایانی ندارد، و نعمتی است که نابود نخواهد شد و بدانید که چه اراده می کنید و از شما چه خواسته شده است و آنچه از این دنیا که شما را از آخرت باز می دارد ترک کنید. و دوری کنید از حسرتی که برای افراط کنندگان است، یعنی کسانی که در این عالم زیاده روی می کنند در بهره مند شدن از دنیا در قیامت حسرت می برند که می توانستیم به عوض اینها کارهایی انجام دهیم که امروز از آن بهره مند شویم و دنیا ما را سرگرم کرد تا دست ما از انجام این کارها کوتاه شد و همچنین دوری کنید از پشیمانی اهل غرور، یعنی آنها که گول شیطان و دنیا خورده اند و اوقات عمر عزیز خود را ضایع و باطل نموده اند روزی پشیمان خواهند شد.
و استدرکوا فیما بقی مافات و تأهبوا للرحیل من دارالبوار الی دارالقرار و احذروا الموت یفجأکم علی غرة و یعجلکم عن التأهب و الاستعداد و ان الله تعالی قال: فلا یستطیعون توصیة و لا الی اهلهم یرجعون.(225)
و با آنچه از عمر باقی مانده تلافی کنید و جبران نمایید آنچه را که از دست رفت و فوت شد. و مهیای کوچ کردن از منزل هلاکت و موقت دنیا به سوی خانه ای که جای همیشگی است باشید. و بترسید از اینکه مرگ شما دفعة برسد و شما در حال غرور به دنیا باشید و دیگر نتوانید مهیا و مستعد برای زندگی دائمی خود گردید، و خدای متعال می فرماید: وقتی مرگ آنها رسید استطاعت و قدرت ندارند که وصیت کنند یا به سوی اهلشان برگردند.
فرب ذی عقل اشغله هواه عما خلق له حتی صار کمن لا عقل له و لا تعذروا انفسکم فی خطائها و لا تجادلوا بالباطل فیما یوافق هواکم و اجعلوا همکم نصر الحق من جهتکم او من جهة من یجادلکم فان الله تعالی یقول: یا ایها الذین امنوا کونوا انصار الله،(226) فلا تکونوا انصارا لهوائکم و الشیطان.
پس چه بسیار صاحب عقلی که هواهای نفسانی او را از آنچه که برای آن خلق شده باز داشته تا جایی که مانند کسانی که عقل ندارند عمل می کنند. و هیچگاه برای نفسهای خود عذرتراشی نکنید که او را در خطاهایش معذور بدانید، بلکه او را مقصر و متجاوز بدانید و با او به خطاب و عتاب رفتار کنید که چرا چنین و چنان کردی تا سبب شود طمع او قطع گردد و دیگر میل بازگشت به گناه و معصیت ننماید. و مطابق خواهش نفس خود مجادله در باطل نکنید. و همت خود را در یاری کردن حق قرار دهید چه اینکه از طرف شما حاصل گردد یا از طرف آن کس که با شما مجادله می کند، چون خداوند تعالی می فرماید: ای اهل ایمان یاران خدا بوده باشید پس یاران میل خود یا شیطان نباشید.
و اعلموا ما هدم الدین مثل امام ضلاله ضل و اضل و جدال منافق بالباطل و الدنیا قطعت رقاب طالبیها و الراغبین الیها. و بدانید به درستی که هیچ کس دین را مثل دو نفر خراب نکرد: یکی پیشوا و رهبر گمراه که خود گمراه و دیگران را هم گمراه می کند. و دیگری منافقی که از راه باطل جدال می کند. و دنیا گردن طالبین خود را قطع کرد و آنان که رغبت و میل به آن داشتند نیز به همین سرنوشت گرفتار شدند.
و اعلموا ان القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النیران فمهدوه بالعمل الصالح.
و بدانید به درستی که قبر باغی است از باغهای بهشت یا گودالی است از گودالهای آتش. پس او را با اعمال صالح خوابگاه و آرامگاه خود قرار دهید.
فمثل احدکم یعمل الخیر کمثل الرجل ینفذ کلامه یمهد له قال الله تعالی: فلانفسهم یمهدون.(227)
پس کسی از شما عمل خیر می کند مثل او مثل کسی است که نفوذ کلام داشته باشد دستور دهد تا لوازم آسایش او را تهیه کنند که وقتی وارد شد هر چیز به جای خود آماده باشد. خدای متعال جلت عظمته می فرماید: آنها به واسطه اعمال صالح برای خود آسایشگاه تهیه می کنند.
و اذا رأیتهم الله یعطی العبد ما یحب و هو مقیم علی معصیته فاعلموا ان ذلک استدراج له قال الله تعالی: سنستدرجهم من حیث لا یعلمون.(228)
و هر گاه دیدید خدای متعال آنچه بنده دوست دارد به او می دهد و حال آنکه آن بنده به گناه و معصیت خود ادامه می دهد پس بدانید این استدراج است برای آن بنده. خدا می فرماید: به زودی آنها را به عذاب می افکنیم از جایی که فهم آن نکنند.
معنی استدراج این است که: خدای متعال بنده را در اثر اعمال زشتش تدریجاً جزا می دهد به نحوی که خود بنده نمی داند و مغرور می شود به نعمت های الهی تا اینکه به یکبار نعمت ها از او سلب می شود و به حسرت مبتلا می گردد.
پس کسی که در نعمت الهی واقع است اولاً باید در شکرگزاری کوشش کند و ثانیاً خائف از سلب نعمت باشد و از خدا بخواهد که او را موفق بدارد به شکر نعمت و همیشه خود را مقصر بداند و به درگاه خدا اظهار شرمساری و تضرع و زاری نماید.
سئل ابن عباس عن صفه الذین صدقوا الله للمخافه فقال هم قوم قلوبهم من الخوف قرحه محزونه و اعینهم باکیه و دموعهم علی خدودهم جاریه یقولون کیف نفرح و الموت من و رائنا و القبر موردنا و القیمه موعدنا و علی الله عرضنا و شهودنا جوارحنا و الصراط علی جهنم طریقنا و علی الله حسابنا فسبحان الله و تعالی فانا نعوذ به من السن و اصفه و اعمال مخالفه مع قلوب عارفه فان العمل ثمره العلم و الخوف ثمره العمل و الرجاء ثمره الیقین.
از عبدالله بن عباس سؤال شد کسانی که از خدا می ترسند صفات و علامات آنها چیست؟ فرمود: آنها کسانی هستند که قلبهای آنها از ترس خدا مجروح و محزون است. و چشمان آنها گریان است و اشک آنها بر صورتهایشان جاری است. می گویند: چگونه فرحناک و خوشنود باشیم و حال آنکه مرگ دنبال ماست، و محل ورود ما قبر است و قیامت وعدگاه ماست، و بر محضر عدل الهی عرضه داشته می شویم، و اعضا و جوارح ما بر ما شهادت می دهند. و راه عبور ما بر صراط است که از بالای جهنم است و حساب ما بر خدای متعال است. که منزه از هر عیب است و بلند مرتبه است از اینکه به غیر او مقایسه شود. و ما پناه می بریم به او از زبانی که به توصیف او گویا باشد و اعمالی که با امر و فرمان او مخالف است با اینکه قلوب عارف و آشنای به او هستند. پس به درستی که عمل نتیجه علم است و ترس از خدا نتیجه عمل است و امید به رحمت حق نتیجه یقین است.
و من اشتاق الی الجنه اجتهد فی اسباب الوصول الیها و من حذر النار تباعد مما یدنی الیها و من احب لقاء الله استعد للقائه.
و هر کس مشتاق بهشت باشد کوشش در چیزهایی است که سبب رسیدن به آن است. و کسی که از آتش می ترسد از آنچه او را به آتش نزدیک می کند دور می شود و کسی که خدا را دوست دارد و لقای رحمت او را می خواهد برای لقای او مهیا می شود.
و روی ان الله تعالی یقول فی بعض کتبه یابن آدم انا حی لا اموت اطعنی فیما امرتک اجعلک حیاً لا تموت. یابن آدم انا اقول للشی کن فیکون اطعنی فیما امرتک اجعلک تقول للشی کن فیکون.
روایت شده که خدای متعال در بعض از کتابهای خود می فرماید: ای فرزند آدم من زنده ای هستم که نمی میرم تو مرا اطاعت کن در آنچه به تو امر می کنم تا تو را زنده ای قرار دهم که نمیری. ای فرزند آدم من در ایجاد هر چیز می گویم بوده باش پس موجود می شود. اطاعت من کن در آنچه تو را امر کردم تا تو را چنان قرار دهم که به چیزی بگویی بوده باش پس موجود شود.
و کذلک قال الله تعالی فی کتابه العزیز: و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدعون نزلاً من غفور رحیم.(229)
و همچنین خدای متعال در کتاب عزیزش قرآن کریم فرموده است: و برای شماست در بهشت آنچه میل به آن داشته باشید و برای شماست آنچه طلب کنید در حالی که آنها از جانب خدای آمرزنده مهربان فرود می آید، یعنی هر چه هست از رحمت خداست.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ثلاث مهلکات و ثلاث منجیات فاما المهلکات فشح مطاع و هوی متبع و اعجاب المرء بنفسه و اما المنجیات فخشیة الله فی السر و العلانیة و القصد فی الغنی و الفقر و العدل فی الرضا و الغضب.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سه چیز هلاک کننده است و سه چیز نجات دهنده. اما هلاک کننده ها عبارتند از: 1- بخلی که در وجود شخص باشد و آن را اطاعت کند، یعنی ظاهر کند 2- میل و خواهش نفسانی که از آن پیروی شود. 3- و اینکه شخص خود پسند باشد و خود را بزرگ شمارد. و اما نجات دهنده ها عبارتند از: 1- ترس از خدا در پنهان و آشکار. 2- میانه روی در امر معاش در حال بی نیازی و فقر 3- رفتار و گفتار عادلانه در حالی که از طرف مقابل خود راضی باشد یا غضبناک.
و قال الحسن علیه السلام: لقد اصبحت اقوام کانوا ینظرون الی الجنة و نعیمها و النار و جحیمها یحسبهم الجاهل مرضی و ما بهم من مرض و قد خولطوا و انما خالطهم امر عظیم خوف الله و مهابته فی قلوبهم و کانوا یقولون لیس لنا فی الدنیا من حاجة و لیس لها خلقنا و لا بالسعی لها امرنا انفقوا اموالهم و بذلوا دمائهم و اشتروا بذلک رضا خالقهم علموا اشتری منهم اموالهم و انفسهم بالجنة فباعوه و ربحت تجارتهم و عظمت سعادتهم و افلحوا و انجحوا.
امام حسن علیه السلام فرمود: هر آینه به تحقیق در این عالم کسانی صبح کردند که نظر به بهشت و نعمت های آن می کردند و آتش و حرارت آن را می دیدند کسی که جاهل به حال آنها بود چون آنها را می دید گمان می کرد مریض هستند و حال آنکه در آنها مرضی نیست آنان از امر عظیمی مضطربند خوف و هیبت خدا در قلبهای آنها آنان را مضطرب کرده است. و چنین می گویند: ما را به دنیا حاجتی نیست و برای آن خلق نشده ایم و مأمور کوشش برای آن نیستیم. مالهایشان را در راه خدا انفاق و بخشش می کنند. و خونهای خود را برای حفظ دین مقدس اسلام بذل می کنند و به این وسیله رضایت خدای خود را تحصیل و خریداری می کنند. می دانند مالها و جانهای آنها از آنها خریداری شده و در مقابل بهشت به آنها داده شده. پس فروختند و تجارت با نفعی انجام دادند و سعادت بزرگی به دست آوردند و رستگار شدند و به مطلوب خود رسیدند.
فاقتفوا آثارهم رحمکم الله و اقتدوا بهم فان الله تعالی وصف لنبیه صلی الله علیه و آله صفة آبائه ابراهیم و اسماعیل و ذریتهما و قال فبهدیهم اقتده و اعلموا عبادالله انکم مأخوذون بالاقتداء بهم و الاتباع لهم فجدوا و اجتهدوا و احذروا ان تکونوا عواناً للظالم فان رسول الله صلی الله علیه و آله قال من مشی مع ظالم یعینه علی ظلمه فقد خرج من ربقة الاسلام و من حالت شفاعته دون حد من حدود الله فقد حاد الله و رسوله و من اعان ظالماً لیبطل حقاً لمسلم فقد برء من ذمة الاسلام و من ذمة الله و ذمة رسوله.
پس آثار آنها را پیروی کنید خدا شما را رحمت کند و به آنها اقتدا کنید. پس به درستی که خداوند متعال برای پیغمبرش وصف فرمود صفت پدرانش ابراهیم و اسماعیل و ذریه آنها را فرمود به هدایت آنها اقتداء کن و بدانید ای بندگان خدا شما در اقتدای به آنها مورد سؤال هستید و از پیروی از آنها مؤاخذه خواهید شد. پس جدیت و کوشش کنید و بپرهیزید از اینکه کمک ظالم باشید. به درستی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که با ظالمی برود که او را یاری کند پس به تحقیق از قید اسلام خارج شده است، و کسی که شفاعت در عدم اجرای حدی از حدود اسلام نماید و مانع اجرای آن شود با خدا و رسول او دشمنی کرده و کسی که ظالمی را برای باطل ساختن حق مسلمانی کمک نماید او از اسلام بیرون رفته و از ذمه خدا رسول خارج شده است.
و من دعا لظالم بالبقاء فقد احب ان یعصی الله. و من ظلم بحضرته مؤمن او اغتیب و کان قادراً علی نصره و لم ینصره فقد باء بغضب من الله و رسوله و من نصره فقد استوجب الجنة من الله.
و هر کس برای بقای ظالمی دعا کند همانا دوست دارد که معصیت خدا شود و کسی که در حضور او به مؤمنی ظلم شود یا غیبت مؤمنی گردد و او بر یاری کردن او قادر باشد و یاری نکند پس به تحقیق که مشمول غضب خدا و رسول شده است. و کسی که او را یاری کند پس به تحقیق که از جانب خداوند متعال بهشت بر او واجب شده.
و ان الله تعالی اوحی الی داود قل لفلان الجبار انی لم ابعثک لتجمع الدنیا علی الدنیا و لکن لترد عنی دعوة المظلوم و تنصره فانی الیت علی نفسی ان انصره و انتصر له ممن ظلم بحضرته و لم ینصره.
و به درستی که خدای متعال به داوود علیه السلام وحی فرمود که: به فلان سلطان جبار بگو من تو را در این مقام قرار ندادم که دنیا را جمع آوری کنی و اموال را بر روی یکدیگر انباشته نمایی، لیکن تو را فرستادم که ناله مظلومان را رد کنی و آنها را یاری کنی. به درستی که من قسم یاد کرده ام و بر خود لازم کرده ام که مظلوم را یاری کنم و انتقام بگیرم از آن کس که مظلوم در حضور او ظلم شده و او یاری اش نکرده است.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: من اذی مؤمناً و لو بشطر کلمة جاء یوم القیمة مکتوب بین عینیه آیساً من رحمة الله و کان کمن هدم الکعبة و البیت المقدس و قتل عشرة آلاف من الملائکة.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که مؤمنی را اذیت کند و لو به جزء کلمه روز قیامت بیاید در حالی که بین دو چشم او نوشته شده که او مأیوس از رحمت خدا است و مانند کسی است که خانه کعبه و بیت المقدس را خراب کرده است و ده هزار از ملائکه را کشته است.
و قال رفاعة بن اعین قال لی الصادق علیه السلام: الا اخبرک باشد الناس عذاباً یوم القیمة قلت بلی یا مولای. قال اشد الناس عذاباً یوم القیمة من اعان علی مؤمن بشطر کلمة ثم قال الا اخبرک باشد من ذلک فقلت بلی یا سیدی قال من اعاب علی شی ء من قوله او فعله ثم قال ادن منی ازدک احرفاً آخر ما آمن بالله و لا برسوله و لا بولایتنا اهل البیت من اتاه المؤمن فی حاجة لم یضحک فی وجهه فان کانت عنده قضاها و ان لم تکن عنده تکفلها له حتی یقضیها له و ان لم یکن کذلک فلا ولایة بیننا و بینه.
رفاعة بن اعین گفت حضرت صادق علیه السلام فرمود: آیا خبر ندهم تو را از کسی که در قیامت عذابش از همه سخت تر است؟ عرض کردم: بلی یابن رسول الله ای مولای من. فرمود، آن کس عذابش بیشتر است که بر ضرر مؤمن چیزی بگوید گرچه به جزء کلمه. پس فرمود: آیا سخت تر از این را به تو خبر ندهم؟ گفتم: بلی یا سیدی، فرمود: کسی که عیب گیرد به گفتار یا کردارش. پس فرمود نزدیک بیا تا زیادتر به تو بگویم. ایمان به خدا و رسول و به ولایت ما اهل بیت نیاورده کسی که مؤمنی در نزد او آید برای حاجتی و در صورت او نخندد. پس اگر بر آوردن حاجت او ممکن است انجام دهد والا در نظر بگیرد و عهده دار شود که حاجت او را روا کند و هرگاه چنین نکرد هیچ دوستی بین ما و او وجود ندارد.
و لو علم الناس ما للمؤمن عندالله لخضعت له الرقاب فان الله تعالی اشتق للمؤمن اسماً من اسمائه فالله هو المؤمن سبحانه و سمی عبده مؤمنا تشریفاً له و تکریماً و انه یوم القیمة یومن علی الله فیجیر ایمانه.
و اگر مردم می دانستند که مؤمن را در نزد حق تعالی چه مقامی است هر آینه گردنها برای او خاضع می شد. پس به درستی که خدای تعالی برای مؤمن اسمی از اسمهای خود را جدا فرموده خدای متعال مؤمن است و بنده اش را مؤمن نام گذارده برای شرافت و کرامت و بزرگواری که برای او قائل است. و جهت دیگر که خدای متعال بنده خود را مؤمن نامیده اینکه در قیامت امان می دهد کسانی را بر خدا و امان دادن او مورد قبول واقع خواهد شد.
و قال الله تعالی: لیأذن بحرب منی من اذی مؤمناً او اخافه.
خدای متعال فرموده: باید اعلان جنگ با مرا بدهد کسی که مؤمنی را اذیت کند یا اینکه او را بترساند.
و کان عیسی علیه السلام یقول یا معشر الحواریین تحببوا الی الله ببغض اهل المعاصی و تقربوا الی الله بالبعد عنهم و التمسوا رضاه فی غضبهم و اذا جالستم فجالسوا من یزید فی عملکم منطقه و یذکرکم الله رویته و یرغبکم فی الآخرة عمله.
حضرت عیسی بن مریم - علی نبینا و آله و علیه السلام - فرمود: ای جماعت حواریین با خدا دوستی کنید به دشمن داشتن اهل گناه و معصیت. و به خدا تقرب بجویید به دور شدن از آنها. و رضای خدا را طلب کنید در به غضب آوردن آنها. و هرگاه خواستید هم نشینی برای خود داشته باشید پس با کسی مجالست و همنشینی کنید که گفتار او سبب زیاد شدن اعمال خیر شما باشد و دیدن او خدا را به یاد شما بیاورد و عمل او سبب رغبت شما به آخرت گردد.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام لابی ذر: الزم قلبک الفکر و لسانک الذکر و جسدک العبادة و عینیک البکاء من خشیة الله. و لا تهتم برزق غد. و الزم المساجد و ان عمارها هم اهل الله و خاصته قراء کتابه العاملون به.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به جناب ابوذر فرمود: قلب خود را از فکر جدا مکن و زبان خود را دائماً به ذکر بدار و بدن خود را به عبادت بدار و دو چشم خود را به گریه از خوف خدا عادت بده. و در غم روزی فردا مباش. و از مساجد جدا مشو، به درستی که تعمیر کنندگان مساجد اهل الله می باشند. و کسانی به مساجد اختصاص دارند که قرآن را می خوانند و به آن عمل می کنند.
و قال علیه السلام المروة ست ثلاث فی السفر و ثلاث فی الحضر فالتی فی الحضر تلاوة القرآن و عمارة المساجد و اتخاذ الاخوان فی الله. و اما التی فی السفر بذل الزاد و حسن الخلق و المعاشرة بالمعروف.
فرمود: مروت در شش چیز است سه چیز در سفر و سه چیز در حضر. پس آنچه در حضر است عبارتند از 1- تلاوت قرآن 2- مساجد را معمور کردن یعنی زیاد در مساجد رفتن و نماز خواندن 3- برادران دینی برای خود اختیار کردن که در امور دینی از آنها استمداد و کمک بگیرد و اما آنچه در سفر است عبارتند از: 1- آن توشه و خوراکی که همراه دارد در موقع خوردن به دیگران هم بدهد. 2- با همراهان و رفیقان با اخلاق نیکو رفتار کند. 3- معاشرت و مصاحبتش با آنها به خوبی باشد و رفیقان را از خود منزجر نکند.
و کان الحسن علیه السلام یقول: یابن آدم من مثلک و قد خلی ربک بینه و بینک متی شئت ان تدخل الیه توضأت و قمت بین یدیه و لم یجعل بینک حجاباً و لا بواباً تشکو الیه. همومتک و فاقتک و تطلب منه حوائجک و تستعینه علی امورک.
حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: ای پسر آدم کیست مثل تو که خدای تو بین خود و تو را خلوت قرار داده، هر زمان خواسته باشی تجدید وضو می کنی و در مقابل او می ایستی و هیچ حاجب و دربانی برای تو قرار نداده هم و غم خود را به او شکایت می کنی و فقر احتیاج خود را به او می گویی و حاجاتت را از او می خواهی و بر امور خود از او یاری می جویی.
و کان یقول اهل المسجد زوار الله و حق علی المزور التحفة لزائره.
و آن بزرگوار می فرمود: کسانی که در مسجد می روند زیارت کنندگان خدای متعال هستند. و سزاوار است کسی که به زیارت او می روند به زیارت کنندگان تحفه و هدیه مرحمت فرماید.
و روی ان المنتخم فی المسجد یجد بها خزیا فی وجهه یوم القیمة.
و روایت شده: کسی که نخامه و اخلاط سینه و آب دهن و بینی را در مسجد انداخت در روز قیامت برای اینکه آثار خزی و خواری در او ظاهر باشد آن آب دهن و نخامه را در پیشانی خود و صورت خود خواهد یافت.
و کان الناس فی المساجد ثلاثه اصناف صنف فی الصلوه و صنف فی تلاوه القرآن و صنف فی تعلم العلوم فاصبحوا صنف فی البیع و الشراء و صنف فی غیبة الناس و صنف فی الخصومات و الاقوال الباطل.
مردم در مسجد سه دسته بودند یک دسته به نماز مشغول بودند و یک دسته تلاوت قرآن کریم می نمودند و دسته سوم به درس گفتن و یاد گرفتن علوم دینی مشغول بودند. اما اکنون چنین شده که در مسجد یک دسته مشغول معامله و بیع و شراء هستند. دسته ای به غیبت مسلمین پرداخته و دسته دیگر مشغول گفت و شنود و مخاصمه و رد بدل گفتار باطل با یکدیگر می باشند.
و قال علیه السلام: لیعلم الذی یتنخم فی القبله انه یبعث و هی فی وجه.
فرمود: کسانی که نخامه و اخلاط سینه و آب دهان را به طرف قبله می اندازد باید بدانند که در قیامت مبعوث خواهند شد در حالی که در صورت آنها آن آب دهان دیده می شود.
و قال یقول الله تعالی: المصلی یناجینی و المنفق یقرضنی فی الغنا ثم یتقرب الی.
فرمود: خدای متعال می فرماید: نمازگزار با من راز می گوید و مناجات می کند و آن کس که در راه من مالش را بخشش می کند به من قرض می دهد در حال توانایی پس به سوی رحمت من نزدیک می شود.
و قال: ان الرجلین یکونان فی صلوة واحدة و بینهما مثل ما بین السماء و الارض من فضل الثواب.
فرمود: دو نفر مشغول یک نماز می باشند و تفاوت فضیلت و ثواب نماز آن دو مانند فاصله بین آسمان و زمین است.