ترجمه ارشادالقلوب دیلمی

ابی محمد حسن دیلمی‏ مترجم:سید عباس طباطبائی‏

باب پنجم: در ترسانیدن بندگان به وسیله کتاب خدا

و قال تعالی: و نخوفهم فما یزیدهم الا طغیاناً کبیراً.(138)
آنها را می ترسانیم پس زیاد نمی کند آنها را مگر سرکشی بزرگ.
و قال تعالی: بل الساعة موعدهم و الساعة ادهی و امر.(139)
قیامت وعده گاه آنهاست و آن اشد و تلخ تر است یعنی شدت هول قیامت چیزی است که سبب وحشت است.
و قال تعالی: ءامنتم من فی السماء ان یخسف بکم الارض فاذا هی تمور ام امنتم من فی السماء ان یرسل علیکم حاصباً فستعلمون کیف نذیر.(140)
آیا ایمنید از این که ملائکه آسمانها شما را به زمین فرو برند پس آنگاه زمین موج زده می باشد. آیا ایمنید کسانی که در آسمانها هستند بر شما تند بادی فرستند پس به زودی خواهید دانست چگونه است ترساندن من.
و قال تعالی: و ما نرسل بالایات الا تخویفاً.(141)
نفرستادیم آیات را مگر برای ترساندن.
و قال او امن اهل القری ان یأتیهم باسنا ضحی و هم یلعبون افامنوا مکر الله فلا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون.(142)
آیا مردم بلاد خود را ایمن می دانند از آمدن عذاب ما بر آنها در روز در حالی که به بازی مشغول هستند. آیا از مکر خدا ایمنند پس ایمن از مکر خدا نیست مگر مردم زیانکار.
و قال تعالی: ویل لکل آفاک اثیم یسمع ایات الله تتلی علیه ثم یصر مستکبراً کان لم یسمعها فبشره بعذاب الیم.(143)
وای بر هر دروغگوی گنه کار که آیات خدا را می شنود که بر او تلاوت می گردد پس اصرار می ورزد در حالی که تکبر دارد گویا آیات خدا را نشنیده است پس بشارت بده او را به عذاب دردناک.
و قال تعالی: و لو یؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترک علیها من دابة.(144)
اگر خدا تعالی مردم را به ظلمهایی که از آنها سر می زند مؤاخذه کند جنبده ای را به روی زمین نگذارد، یعنی همه را هلاک فرماید. ولی عفو و بزرگواری او اقتضا می کند که آنها را رها کند و مؤاخذه نفرماید.
و قال تعالی: طهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون.(145)
فساد در زمین و دریا ظاهر شد به سبب آنچه مردم به دست خود کسب کردند تا به آنها بچشاند بعض آنچه عمل کرده اند شاید آنها برگردند به سوی خدا و توبه کنند.
و قال: و تلک القری اهلکناهم لما ظلموا.(146)
این مردم بلاد را هلاک کردیم چون که ظلم کردند.
و قال تعالی: فبظلم من الذین هادوا حرمنا علیهم طیبات احلت لهم.(147)
به سبب ظلمی که از جماعت یهود سر زد حرام کردیم بر آنها چیزهای طیبی که بر آنها حلال کرده بودیم، یعنی در نتیجه، ظلم به محرومیت از رزقهای طیب و طاهر گرفتار شدند.
و قال تعالی: و لولا کلمة سبقت من ربک لکان لزاماً و اجل مسمی.(148)
و اگر نبود کلمه ای که سبقت گرفته است از پروردگار تو هر آینه هلاکت ملازم آنها بود در وقت گناه و معصیت. پس سبب تأخیر عذاب دو چیز است: یکی کلمه خدا که سبقت گرفته و دیگر اجل مسمی که وقتی معین است.
بعضی فرموده اند: مراد از کلمه ای که از جانب خدا سبقت گرفته این آیه کریمه است:
و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله بهم و هم یستغفرون.(149)
تا وقتی که تو ای پیغمبر در میان امت هستی خدا آنها را عذاب نمی فرماید. و نیز خدا آنها را عذاب نمی فرماید و حال آن که آنها استغفار می کنند.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: کان فی الناس امانان من عذاب الله رسول الله و الاستغفار فرفع احدهما و هو رسول الله و بقی علیهم امان و هو الاستغفار.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده: در میان مردم دو چیز امان از عذاب خدا بود: یکی رسول خدا، و دیگری استغفار. پس یکی از آن دو برداشته شد و آن رسول الله صلی الله علیه و آله است و برای آنها امان دیگری باقی مانده و آن استغفار است.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: مهلاً عباد الله عن معصیة الله فان الله شدید العقاب.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان الله لم یعط لیأخذو و لو انعم علی قوم ما انعام و بقوا ما بقی اللیل و النهار ماسلبهم تلک النعم و هم شاکرون الا ان یتحولوا من شکر الی کفرو من طاعة الی معصیة و ذلک قوله تعالی: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.(150)
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:ای بندگان خدا باز ایستید از گناه و معصیت خدا پس بدرستی که عذاب خدا سخت است. و نیز پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: خدای متعال به بندگان نعمت عطا نکرد که باز گیرد. و اگر به مردمی انعام فرمود و آنها باقی بمانند تا وقتی که شب و روز باقی است آن نعمت ها را از آنها نخواهد گرفت و حال آن که آنها شکر آن نعمتها را به جا آورند مگر این که عوض شکرگزاری کفران نعمت کنند و عوض اطاعت و بندگی خدا مرتکب گناه و معصیت شوند. و این است مضمون آیه کریمه که خدای متعال می فرماید: به درستی که خدا تغییر نمی دهد آنچه برای قوم و مردمی هست تا این که تغییر دهند آنچه در نفسهای آنهاست یعنی حالاتشان تغییر کند.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: ان الله تعالی یبتلی عباده عند طول السیئات بنقص الثمرات و حبس البرکات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یقلع مقلع و یتذکر متذکر و ینزجر و قد جعل الله الا ستغفار سبباً للرزق و رحمة للخلق فقال سبحانه: فقلت استغفروا ربکم انه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مداراً و یمدد کم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهاراً.(151)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: خدای متعال هنگامی که بندگانش گناه را ادامه می دهند آنها را مبتلا می فرماید به کمی میوه هایشان و برکات را از آنها باز می دارد و معادن خیر را از آنها منع می کند برای این که توبه کنندگان توبه کنند و گناه کاران از گناه باز ایستند و آنها که خدا را از یاد برده اند متذکر گردند و اهل هوا و هوس خود را منع کنند و باز ایستند. و به تحقیق خدای متعال استغفار را سبب رزق و موجب رحمت خلق قرار داده پس خدای سبحان می فرماید: پس گفتم از خدای خود طلب آمرزش و مغفرت کنید به درستی که او آمرزنده است. و استغفار سبب می شود که خدای تعالی از آسمان بر شما باران می بارد و مال و فرزندان شما از زیاد می کند و برای شما باغستانها و نهرهای جاری قرار می دهد.
فرحم الله من قدم توبته و اخر شهوته و استقال عثرته فان امله خادع له و اجله مستور عنه و الشیطان یتوکل به یمنیه التوبه لیسوفها و یزهی له المعصیه لیرتکبها حتی تأتی علیه منیه و هو اغفل ما یکون فیالها حسره علی ذی غفله ان یکون عمره حسره علیه و ان تؤدیه ایامه الی شقوه فنسئل الله ان یجعلنا و ایاکم ممن لا یتطره نعمه و لا یقتصر به عن طاعه ربه غایه و لا تجعل به بعد الموت ندامه و لا کائبه.
پس خدا رحمت کند کسی را که توبه خود را پیش اندازد و شهوت خود را عقب اندازد، و برای لغزشهای خود طلب بخشش کند، برای اینکه آرزوهای او با او خدعه و مکر می کند و اجل و وقت مرگ او بر او پوشیده است. و شیطان بر او موکل است به آرزوها او را از توبه باز می دارد تا آن را به عقب اندازد و انتظار فرصت ببرد. و شیزان گناهان را در نظر او زینت می دهد تا به جا آورد. تا این که ناگهان مرگ او در رسد و او در حال غفلت باشد. پس چه بسیار حسرت هست بر غافلی که عمر او سبب حسرت او گردد و زندگی او باعث شقاوت او گردد. پس از خدای خود سؤال می کنیم که ما و شما را از کسانی قرار دهد که نعمتها او را مغرور و سرمست نکند و سرگرم نعمت نشود به قدری که از طاعت خدا باز ایستد و از کسانی قرار دهد که بعد از مرگ به پشیمانی مبتلا گردد و به حزن و اندوه گرفتار شود.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: و لوانهم حین تزول عنهم النعم و تحل بهم النقم فزوعوا الی الله توبه من نفوسهم و صدقا من نیاتهم و خالص طویاتهم لرد علیهم کل شارد و لا صلح لهم کل فاسد.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: و اگر مردم هنگامی که نعمتها از آنها زائل و برداشته می شد و بر آنها نقمتها حلول می کرد در پیشگاه عالم جهت توبه خالص و واقعی و از روی صدق نیات و قلوب خالص از هر شایبه اظهار جزع و فزع می کردند هر آینه بر آنها رد می کرد هر پراکنده ای را و هر آینه برای آنها اصلاح می فرمود: هر فاسدی را.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: ان لله تعالی ملکاً ینزل فی کل لیلة فینادی یا ابناء العشرین جدوا و اجتهدوا یا ابناء الثلاثین لا تغرنکم الحیوة الدنیا و یا ابناء الاربعین ماذا اعددتم للقاء ربکم و یا ابنأالخمسین اتتکم النذیر و یا ابناء الستین زرع عن حصاده و یا ابناء السبعین نودی لکم فاجیبوا یا ابناء الثمانین اتتکم الساعة و انتم غافلون ثم یقول لولا عباد رکع و رجال خشع و صبیان رضع و انعام رتع لصبت علیکم العذاب صباً.
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که خدا را ملکی است که در هر شب به زمین نزول می کند. پس در میان مردم دنیا فریاد می زند و آنها را ندا می کند ای کسانی که بیست سال از عمر شما می رود جدیت و کوشش کنید. وای کسانی که سی سال از عمر شما گذشته زندگانی دنیا شما را مغرور نکند. وای چهل ساله ها چه چیز تهیه دیده اید برای ملاقات حق تعالی و پروردگار خودتان. وای پنجاه ساله ها شما را نذیر و ترساننده از عذاب آمد و به شما اعلان خطر شد. وای شصت ساله ها شما به منزله زرعی هستید که وقت درو کردن آن رسیده باشد. وای هفتاد ساله ها برای رفتن شما را صدا زده اند و ندا کرده اند پس اجابت کنید داعی حق را وای هشتاد ساله ها قیامت آمد و شما به آن رسیدید و هنوز غافلید. پس می گوید: اگر نبودند بندگان کمر خمیده و مردان خاضع و خاشع و اطفال شیرخوار و حیوانات چرنده بیابان هر آینه عذابی شدید بر شما می ریخت.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اکرموا ضعفائکم فانما ترزقون و تنصرون بضعفائکم.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: گرامی دارید ضعیفان خودتان را پس جز این نیست که به خاطر ضعفایتان روزی داده می شوید و یاری می گردید:
و قال صلی الله علیه و آله: یا بنی هاشم و یا بنی عبدالمطلب و یا بنی عبد مناف و یا بنی قصی اشتروا انفسکم من الله و اعلموا انی انا النذیر و الموت المغیر والساعة الموعد.
آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: ای فرزندان هاشم و ای فرزندان عبدالمطلب و ای فرزندان عبد مناف و ای فرزندان قصی، با این الفاظ تمام خویشان و بستگان را ندا در داد. بعد از آن فرمود: نفسها و جانهای خود را از خدا خریداری کنید. و بدانید من از جانب خدا آمده ام که شما را از عذاب دردناک الهی بترسانم، پس مغرور نسبت داشتن با پیغمبر اکرم نشوید. و بدانید مرگ تغییر دهنده است، یعنی حیات را به موت تغییر می دهد و قیامت وعده گاه است.
و لما نزل علیه: و انذر عشیرتک الاقربین(152)، صعد علی الصفا و جمع عشیرته و قال: یا بنی عبدالمطلب یا بنی عبد مناف یا بنی قصی اشتروا انفسکم من الله فانی لا اغنی عنکم من الله شیئاً یا عباس عم محمد صلی الله علیه و آله یا صفیه عمته یا فاطمه ابنته ثم نادای کل رجل باسمه و کل امرئة باسمها الا یجی الناس یوم القیمة یحملون الاوزار و یقولون بان محمداً صلی الله علیه و آله منا و ینادون یا محمد یا محمد و اعرض بوجهه هکذا و هکذا و اعرض عن یمینه و شما له فو الله ما اولیائی منکم الا المتقون ان اکرمکم عندالله اتقیکم.(153)
چون که این آیه نازل شد: و خویشان نزدیکت را از عذاب بترسان، حضرت بر کوه صفا بالا رفت و طایفه و عشیره خود را جمع کرد و فرمود:ای پسران عبدالمطلب ای پسران قصی خریداری کنید جانهایتان را از خدا؛ پس به درستی که من شما را از چیزی بی نیاز نمی کنم.ای عباس عموی پیغمبر! ای صفیه عمه او! ای فاطمه دختر او! پس هر مرد و زن را به اسم او صدا زد و فرمود: آگاه باشید مردم روز قیامت می آیند در حالی که وزر و وبال خود را به دوش گرفته اند و می گویند محمد صلی الله علیه و آله از ماست و صدا بلند می کنند یا محمد یا محمد، پس حضرت صورت مبارک خود را به این طرف و آن طرف گرداند و از راست و چپ رو برگرداند و فرمود: به خدا قسم دوستان من نیستند مگر اهل تقوا. و گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شما هستند.
و روی انه صلی الله علیه و آله لما مرض مرضه الذی مات فیه خرج متعصباً متعمداً علی ید امیرالمؤمنین علیه السلام و الفضل بن عباس فتبعه الناس. فقال: یا ایها الناس انه قد آن منی حقوق یعنی رحیلاً و قد امرت ان استغفر لاهل البقیع ثم جاء حتی دخل البقیع. قال: السلام علیکم یا اهل التربة السلام علیکم یا اهل الغربة لیهنئکم ما اصبح الناس فیه اتت الفتن کقطع اللیل المظلم یتبع اولها آخرها ثم استغفر لهم و اطال الاستغفار و رجع فصعد المنبر و اجتمع الناس حوله فحمدالله و اثنی علیه ثم قال ایها الناس انه قد آن منی حقوقی فأن جبرئیل کان یأتینی یعارضنی بالقرآن فی کل سنة مرة و انه قد عارضنی به فی هذاالسنة مرتین و لا اقوال ذلک الالحضورا جلی فمن کان له علی دین فلیذکره لا عطیه و من کان له عندی عدة فلیذکرها اعطه ایها الناس لا یتمنی متمنی و لا یدعی مدع فانه و الله لاینجی الا العمل و رحمة الله ولو عصیت لهویت ثم رفع طرفه الی السماء و قال اللهم هل بلغت.
روایت شده که: آن بزرگوار چون مریض شد در مرضی که در آن به رحمت الهی واصل گردید از منزل خارج شد در حالتی که سر مبارک را به عصابه بسته بود و بر شانه امیرالمؤمنین علیه السلام و فضل بن عباس تکیه داده بود. پس مردم به همراه آن حضرت حرکت کردند. پس فرمود: ای مردم رفتن من از میان شما نزدیک شده و من مأمور شده ام که برای اهل بقیع استغفار کنم. پس تشریف آورد تا این که وارد بقیع شد. پس فرمود: سلام بر شما ای کسانی که در این تربت پاک آرمیده اید. و سلام بر شما ای کسانی که در این بلاد و دیار غربت به سر می برید. هر آینه گوارا باد شما را دوری از فتنه هایی که مردم صبح کرده اند در آن فتنه ها مانند پاره های شب تاریک یکی پس از دیگری ظاهر می گردد. پس استغفار فرمود و طول داد استغفار را برای آنها. پس به مسجد بازگشت فرمود و بالای منبر تشریف برد و مردم در اطراف او جمع شدند. و حمد و ثنای خدا را گفت پس فرمود: ایها الناس به درستی که رفتن من از میان شما نزدیک شده، برای این که جبرئیل در هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می داشت اما در این سال دو مرتبه عرضه داشته. و این نیست مگر برای نزدیک شدن اجل من. پس هر کس از من طلبی دارد به یاد بیاورد تا به او بپردازم. و هر کس را وعده داده ام بگوید تا به او عطا کنم. ای مردم کسی آرزوی بیجا نداشته باشد و ادعای بی مورد نکند. قسم به خدا که سبب نجات نیست مگر دو چیز عمل و رحمت خدای متعال. و اگر من معصیت کنم سرنگون خواهم شد. (شاید مراد عذاب جهنم باشد نعوذ بالله) پس چشم مبارک خود را به طرف آسمان انداخت و گفت: خدایا من رساندم به مردم آنچه باید برسانم.
و قال صلی الله علیه و آله: ایاکم و محقرات الذنوب فان لها من الله طالباً و انها لتجمع علی المرء حتی تهلکه.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: بپرهیزید و دوری کنید از گناهان کوچک که آنها مورد موأخذه قرار می گیرد و در نامه عمل هر کس جمع می شود تا این که او را به هلاکت اندازد.
و قال علیه السلام: لو تعلمون ما اعلم لضحکتم قلیلاً ولبکیتم کثیراً علی انفسکم و لخرجتم علی الصعدات تبکون علی اعمالکم. ولو تعلم البهائم من الموت ما تعلمون ما اکلتم سمینا.
می فرماید: اگر شما آنچه را که من می دانم می دانستید هر آینه کم خنده می کردید و بسیار به حال خودتان گریه می کردید و هر آینه خارج می شدید بر کوهها و بر اعمال خود گریه می کردید. و اگر حیوانات از مردن می دانستند آنچه را شما می دانید هیچ گاه گوشت سمین و فربه نمی خوردید.
و قال صلی الله علیه و آله: اما و الله لو تعلمون ما اعلم لبکیتم علی انفسکم و لخرجتم علی الصعدات تندمون علی اعمالکم و لترکتم اموالکم لا حارس لها و لا خائف علیها و لکنکم نسیتم ما ذکرتم و امنتم ما حذرتم فیأتکم ما ربکم و تشتت علیکم امرکم اما و الله لوعدت ان الله الحقنی بمن هو خیرلی منکم قوم و الله میامین الرأی مراجیح الحکمة مقاویل الصدق منادیک البغی مضوا قدماً علی الطریق و اخضوا علی الحجة ظفروا بالعقبی الدائمة و الکرامة الباقیة اما و الله لیظهر علیکم غلام ثقیف الدیال المال یأکل خضرتکم ویذیب شحمتکم انه ابا درجة یعنی بذلک الحجاج بن یوسف لهمة یهتم به.
فرمود: آگاه باشید به خدا قسم اگر می دانستید آنچه را من می دانم هر آینه به خود می گریستید و به کوهها می رفتید و از گناهان خود پشیمان می شدید و هر آینه رها می کردید اموال خود را بدون حافظ و خوفی هم بر آن یاد شما آورده اند و ایمن شده اید از آنچه که شما را از آن ترسانیده اند و به شک و شبهه گرفتار شدید و کارهای شما پراکنده شده آگاه باشید به خدا قسم به من وعده داده شده که خدای متعال مرا ملحق فرماید به کسانی که برای من از شما بهتر باشند مردمی که دارای رأیهای متین و محکم هستند و کارهای آنها حکمیانه و گفتار آنها صدق، از بغی و سرکشی دوری می کنند. و آنها از گذشته بر طریق حق بوده اند و پنهان شده اند با این که حجت بر حقانیت خود دارند آنها بر عالم بقا و دائمی ظفر پیدا کرده اند و به بزرگواری دائمی و همیشگی رسیده اند. آگاه باشید به خدا قسم پسر ثقیف بر شما مسلط می شود که مالها را جمع می کند و نعمت های خوب شما را می خورد و در اثر ظلم و ستم پیه شما را آب می کند و او در نهایت درجه ظلم و ستم نسبت به شما خواهد بود. مقصود حضرت حجاج بن یوسف بوده برای اهمیت او در ظلم و ستم.
و قال صلی الله علیه و آله: ان الزاهدین فی الدنیا تبکی قلوبهم و ان ضحکوا و یشتد حزنهم و ان فرحوا و یکثر مقتهم انفسهم و ان اغتبطوا بما رزقوا.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: زاهدین در دنیا قلبهایشان گریان است گرچه می خندند، و حزن آنها بسیار است گرچه در ظاهر خوشحال به نظر می رسند. و خود را بر کارهای خلاف خود بسیار ملامت می کنند گرچه مورد غبطه باشند به واسطه نعمت هایی که به آنها روزی داده شده است.
و قال صلی الله علیه و آله فی خطبة: اما بعد فان الدنیا قد ادبرت و اذنت بوداع و ان الآخرة قد اقبلت و اشرفت باطلاع الا و ان الیوم مضمار و غدا السباق و السبعة الجنة و الغایة النار افلا تائب من خطیئته قبل منیته الاعامل لنفسه قبل یوم بؤسه و حسرته الا و انکم فی ایام عمل من ورائه اجل فمن عمل فی ایام عمله قبل حضورا جله نفعه و لم یضره اجله و من قصر فی ایام عمله فقد خسر عمله و ضره اجله الا فاعموا فی الرغبة کما تعملون فی الرهبة الا و انی لم ارکالجنة نام طالبها و لا کالنار نام هاربها و انه من لم ینفعه الحق یضره الباطل و من لم یستقم به الهدی یرده الضلال الاوانکم قد امرتم بالضعن و دللتم علی الزاد و ان اخوف ما اتخوف علیکم اتباع الهوی و طول الامل فتزودوا من الدنیا فی الدنیا مما تنجون به انفسکم.
آن حضرت در خطبه خود فرمود: بعد از حمد و ثنای پروردگار عالم جلت عظمته پس به درستی که دنیا پشت کرده است و اعلان وداع نموده و آخرت رو کرده است و می آید و مشرف است یعنی به همین زودی ظاهر خواهد شد. آگاه باشید امروز روز عمل است و فردا در قیامت روز سبقت است و سبقت به جانب بهشت است برای مؤمنین و متقین و پایان کار کفار جهنم است. پس آیا توبه کننده ای نیست که قبل از رسیدن وقت موتش توبه کند. آیا کسی نیست که برای نجات خود عملی انجام دهد پیش از روزی که مأیوس و ناامید باشد و دست او به کاری نرسد و سرانجام به حسرت مبتلا گردد. آگاه باشید شما در روزهای عمل هستید که دنبال او تمام شدن فرصت است، پس کسی که عمل کند و روز مهلت پیش از رسیدن روز مرگش عمل او به او نفع می دهد و تمام شدن مدت و رسیدن روز موعود به حال او ضرری ندارد. و کسی که کوتاهی در عمل کند در مدتی که مهلت دارد و عملش و رسیدن آن روز آخر به حال او ضرر دارد چون اول عذاب و سختی اوست و آن روز به خسران و ضرر خود پی می برد. پس آگاه باشید عمل کنید در روز ایمنی مانند روزی که می ترسید. آگاه باشید من ندیدم مثل بهشت را که طالب آن به خواب رود و ندیدم مثل آتش را که فرار کننده از آن به خواب رود. و به تحقیق هر کس از حق بهره نبرد باطل به او ضرر می زند و هر کس هدایت او را به راه راست راهنمایی نکرد ضلالت او را گمراه می کند. آگاه باشید شما در این دنیا امر شده اید به بهره برداشتن و راهنمایی شده اید به آنچه که برای زاد و توشه سفر پرخطر طولانی آخرت باید بردارید. و به درستی که آنچه بیشتر از هر چیز بر شما می ترسم دو چیز است یکی پیروی از هواها و تمایلات نفسانی و دیگر آرزوی بسیار ماندن در دنیا و تهیه لوازم آن خرجی راه بردارید در حالی که در دنیا هستید و چیزهای آن در اختیار شماست از آن چیزها که به سبب آن می توانید خود را نجات دهید.
یقول العبد الفقیر الی رحمه الله و رضوانه الحسن بن محمد الدیلمی تغمده الله برحمته و رضوانه ان هذا الکلام منه لعظیم الموعظه و جلیل الفائده بلیغ المقاله لو کان کلام یأخذ بالازدجار و الموعظه لکان هذا یکفی به قاطعا لعلائق الامال و قادحا لزناد الا تعاظ و الا یقاظ یأتخد الله با عناق المتفکرین فیه و المتبصرین الی الزهد و یضطرهم الی عمل الاخره فاعتبروا و تفکروا و تبصروا الی معانیه یا اولی الالباب.
این بنده فقیر به سوی رحمت خدا و رضایت او حست فرزند محمد الدیلمی، که خدا او را به رحمت و رضایت خود فرو گیرد، می گوید: به درستی که این کلام از آن بزرگوار بسیار موعظه بزرگی است و فایده مهم دارد و گفتار رسایی است که اگر کلامی برای موعظه و بازداشتن از معاصی خواسته باشیم هر آینه همین ما را کافی است که قطع علایق دنیا کنیم و آرزوها را کوتاه کنیم و بهترین ریسمان است بر گردن اهل فکر که آنها را موعظه کند و از خواب غفلت بیدار نماید و سبب بینایی آنها گردد که ناچار به اعمال و کارهای نافع برای آخرت بپردازند. پس ای صاحبان عقل عبرت بگیرید و فکر کنید و به معانی آن بینایی پیدا کنید.
و قال صلی الله علیه و آله فی خطبة اخری تجری هذا المجری: انظروا الی الدنیا نظر الزاهدین فیها الصارفین عنها فانها و الله عن قلیل تزیل الثاوی الساکن و تفجع المترف الامن لا یرجع ما تولی منها فادبر و لا یدری ماهوات منها فینتظر سرورها مشوب بالحزن و جلد الرجال منها الی الضعف و الوهن فلا تغرنکم کثرة ما یعجبکم فیها لقلة ما یصحبکم منها فرحم الله امرء تفکر فاعتبر فابصر و کانما هو کائن من الدنیا عن قلیل لم یکن و ما هو کائن من الآخرة عما قلیل لم یزل و کل معدود منقص و کل متوقع ات و کل ات قریب دان و العالم الی الله لعبد و کله الله بنفسه جائر عن قصد السبیل سائر بغیر دلیل ان دعی الی حرث الدنیا عمل و ان دعی الی حرث الآخرة کسل کان ما عمل له واجب علیه و مادنی عنه ساقط عنه و ذلک زمان لا یسلم فیه الا کل مؤمن ان شهد لم یعرف و ان غاب لم یتفقد اولئک مصابیح الهدی و اعلام السری لیسوا بالمصابیح و لا المذابیع البذر اولئک یفتح الله علیهم ابواب رحمة و یکشف عنهم ضرنقمته. یا ایها الناس انه سیأتی علیکم زمان یکفی فیه الاسلام کما یکفی الاناء بما فیه یا ایها الناس ان الله تعالی قد اعاذکم من ان یحم علیکم و لم یعذبکم من ان یبتلیکم لقوله تعالی: ان فی ذلک لایات و ان کنا لمبتلین.(154)
در خطبه دیگر که در همین مورد و به همین مضمون است فرمود: به دنیا از روی زهد و بی رغبتی نگاه کنید و توجه خود را از آن بردارید. به خدا قسم به همین زودی ها ساکنین آن از آن کوچ خواهند کرد و مترفین و اهل طغیان ناگهان نیست و نابود می گردند. آگاه باشید کسی که از راه اشتباهش برنگردد به زودی به بدبختی گرفتار خواهد شد و از آینده خود نیز خبر خوش ندارد که انتظار آن را ببرد سرور دنیا با حزن و اندوه آمیخته شده و مردان قوی رو به ضعف و سستی می روند. پس بسیاری چیزها که از آنها خوشتان می آید شما را مغرور نکند، برای این که زود از دست شما می رود. پس خدا رحمت کند کسی را که فکر کند و عبرت بگیرد پس بینا شود. و گویا آنچه از دنیا می باشد به همین زودی ها نابود است و آنچه از آخرت می باشد به این کیفیت است که هرگز زایل نخواهد شد. و هر چه به شمار آید ناقص است و هر چه توقع آن هست آینده است. و عالم کسی است که قدر خود را بداند. و همین جهالت برای شخص بس است که قدر خود را نداند و به تحقیق دشمن ترین بندگان در پیشگاه قدرت حق آن کس است که خدا او را به خود واگذارد و از راه راست منحرف گردد و بدون راهنما راه بپیماید. اگر او را به سوی منافع دنیا بخوانند به سرعت می رود. و اگر به سوی کارهای آخرت دعوت کنند و حال کسالت رو می آورد. گویا آنچه از کار دنیا انجام می دهد بر او واجب است و آنچه از امور آخرت که در آن سستی می ورزد از او ساقط است. و این در زمانی است که سالم نمی ماند در آن مگر هر مؤمن گمنام که اگر حضور پیدا کند شناخته نشود و اگر غائب و پنهان باشد کسی از او جستجو نکند. اینان چراغهای هدایت اند و راهنمای بندگان. آنها اهل فساد و شایعه ساز نیستند، بلکه اینانند که خدا درهای رحمتش را به سوی آنها گشوده و به سبب آنها بلاها را دفع می فرماید.ای مردم زود باشد بیاید بر شما زمانی که اسلام برای شما کافی باشد چنانچه آنچه در ظرف است او را کافی است یعنی حقایق اسلام به نحوی ظاهر شود که دیگر احتیاج به غیر آن نباشد.ای مردم خدای متعال شما را از عذاب حمیم جهنم پناه داد و غذاب را سبب امتحان شما قرار نداده. چنانچه فرموده: به تحقیق که در این علاماتی است گرچه ما آنها را مبتلا کنیم.
مخفی نماند که الفاظ این خطبه های شریف در متن کتاب خیلی مغلوط بود لذا این خطبه آخر را از کتاب نهج البلاغه نقل می کنم و خطبه های گذشته را تا حدی اصلاح کردم چنانچه غلطی ملاحظه شد به اصل آن مراجعه بشود (مترجم).
و قال علی علیه السلام فی خطبة اخری تجری هذالمجری: الا و ان الدنیا قد تصرمت و آذنت بانقضاء و تنکر معروفها و ادبرت حذا فهی تحفز بالفناء سکانها و تحدو بالموت جیرانها و قد امر منها ما کان حلواً و کدرمنها ما کان صفواً یبق منها الا سملة کسملة الا داوة او جرعة کجرعة المقلة لو تمررها الصدیان لم ینقع فازمعوا عبادالله الرحیل عن هذه الدار المقدور علی اهلها الزوال و لا یغلبنکم فیها الامل و لا یطولن علیکم فیها الامل فو الله لو حننتم حنین الؤله العجال و دعوتم بهدیل الحمال و جارتم جوار متبتل الرهبان و خرجتم الی الله من الاموال و الاولاد التماس القربة الیه فی ارتفاع درجة عنده او غفران سیئة احصتها کتبه و حفظها رسله لکان قلیلاً فیما ارجو لکم من ثوابة و اخاف علیکم من عقابه و الله لو انماثت قلوبکم انمیاثاً و سالت عیونکم من رغبة الیه اورهبة من دماً ثم عمرتم فی الدنیا مالدینا باقیه ماخرت اعمالکم ولو لم تبقو شیئاً من جهدکم انعمه علیکم العظام و هداه ایاکم للأیمان.
آگاه باشید دنیا رو به فنا و نیستی نهاده و گذشتش را اعلام کرده و خوشی آن باقی نمی ماند. و به زودی رو برمی گرداند و ساکنین خود را به فنا و نیستی می کشاند و همسایگان را به سوی مرگ میراند. سیرنی های آن به تخلی مبدل شده و صافی های آن تیره گردیده. پس از این دنیا باقی نمانده مگر ته مانده ای مانند ته مانده آب در مشک کوچکی یا باقی نمانده از آن مگر جرعه ای پس تشنه تشنگی او بر طرف نشود. پس ای بندگان خدا برای کوچ کردن از این سرا که برای اهلش زوال و نیستی مقدر شده آماده شوید. و آرزو بر شما غالب نشود و مدت زندگانی در آن به نظر شما طولانی نیاید. پس سوگند به خدا اگر بنالید مانند ناله شتران غمزده فرزند مرده و بخوانید مانند خواندن کبوتر و فریاد و زاری نمایید مانند فریاد و زاری راهبی که دنیا را ترک کرده و از مالها و فرزندان در راه خدا بگذرید برای درخواست تقرب از جهت بلندی مقام و منزلت نزد او یا آمرزش گناهی که نوشته شده و فرشتگان او آن گناه را ثبت نموده اند هر آینه کم است در مقابل ثوابی که از جانب خداوند متعال من برای شما امیدوارم و کم است در مقابل عذاب او که من بر شما می ترسم. و به خدا قسم اگر برای شوق به حق تعالی یا برای ترس از او دلهای شما گداخته شود یا از چشمهایتان خون جاری گردد و به این حال در دنیا زندگی کنید مادامی که باقی است این اعمال و منتهی درجه کوشش شما برابری با نعمتهای بزرگ خداوند که به شما عطا فرموده نمی نماید و مساوی راهنمایی نمودن او شما را به سوی ایمان نمی گردد.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: انه لیظهر النفاق وترفع الامانة و تقیض الرحمة و یتهم الأمین و یؤتمن الخائن اتتکم الفتن کامثال اللیل المظلم.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به تحقیق که نفاق ظاهر می گردد و امانت برطرف می شود و رحمت تمام می شود و امین متهم می شود و خائن امین می گردد و فتنه ها مانند شبهای تاریک به سوی شما می آید.
و جاء فی قوله تعالی: و نادوا یا مالک لیقض علینا ربک(155)، قال ینادون اربعین عاماً فلا یجیبهم ثم یقول انکم ما کثون فیقولون ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون فیدعون اربعین عاماً فیقال لهم اخسئوا فیها و لا تکلمون فیئس القوم بعدها فلم یبق الا الزفیرو الشهیق کما تتناهق الحمیر.
در تفسیر این آیه کریمه: ندا می کنند ای مالک از خدا بخواه که عذاب ما تخفیف داده شود یا این که کار ما تمام شود و خدای متعال ما را بمیراند، فرمود: چهل سال این ندا را می کنند و کسی به آنها جواب نمی دهد پس از چهل سال به آنها جواب داده می شود که شما اینجا باید باشید و مرگی برای شما نیست و عذاب شما دائمی است پس می گویند: ای خدای ما را از این عذاب خارج فرما اگر باز عود و بازگشت به گناه کردیم ما ظلم کننده و مستحق عذاب می باشیم. پس چهل سال می گذرد و به آنها و گفته آنها اعتنایی نمی شود تا اینکه به آنها چنین جواب داده می شود دور شوید و حرف نزنید. پس آنها بعد از این جریان مأیوس می شوند و دیگر امیدی برای آنها باقی نماند مگر صدای زفیر و شهیق در جهنم همچنان که خر صدا می کند.
زفیر و شهیق به یک معنی است و فرق بین آنها این است که زفیر اول صدای خر است و شهیق آخر آن.
و قال صلی الله علیه و آله یشتد باهل النار الجوع علی ما هم فیه من العذاب فیستغیثون بالطعام فیغاثون بطعام ذی غصة و عذاب الیم و شراب من حمیم فیقطع امعائهم فیقولون لخزنة جهنم ادعوا ربکم یخفف عنا یوماً من العذاب فیقال لهم الم تک تأتیکم رسلکم بالبینات قالوا بلی قالوا فادعوا و ما دعاء الکافرین الا فی ضلال.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اهل جهنم در شدت گرسنگی واقع می شوند با آن عذابها که برای آنهاست، پس طلب طعام می کنند. و در مقابل خواسته آنها طعامی به آنها داده می شود که آن را ذی غصه می نامند به جهت این که در گلوی آنها می ماند و فرو بردنش برای آنها سخت است و عذابی دردناک است، و آبی به آنها می دهند که از گرمی و داغی احشاء و امعاء آنها را قطعه قطعه می کند. پس به خازنین جهنم می گویند که از خدای خود بخواهید که یک روز عذاب ما را تخفیف دهد. به آنها گفته می شود: آیا پیغمبران خدا بر شما وارد نشدند و در میان شما مبعوث نگردیدند و احکام الهی را برای شما بیان نکردند؟ عرض می کنند، بلی پیغمبران آمدند. گفته می شود: دعا کنید و هر چه می خواهید بخواهید و نیست خواسته های کافران مگر در هلاکت.
و قال الحسن علیه السلام: ان الله تعالی لم یجعل الاغلال فی اعناق اهل النار لأنهم اعجزوه و لکن اذا اطفی بهم اللهب ارسلهم فی قعرها ثم غشی علیه فلما افاق من غشوته قال یا بن آدم نفسک نفسک فانما هی نفس واحدة ان نجوت و ان هلکت لم ینفعک نجاة من نجی.
ترجمه:
حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: این که خدای متعال جلت عظمته اهل آتش را غل به گردن آنها قرار می دهد نه برای این است که آنها خدا را عاجز کنند، یعنی بتوانند فرار کنند و لیکن وقتی شعله آتش آنها را گرفت آن غل سنگین آنها را به قعر جهنم می کشد. چون حضرت این را فرمود حالت غش به او عارض شد چون به حال اول برگشت فرمود: ای فرزند آدم در نجات خود بکوش در نجات خود بکوش که آن یک نفس است اگر نجات پیدا کردی نجات پیدا کردی و اگر هلاک شدی به تو نفعی نمی دهد نجات آن کس که نجات یافت.
و قال رسول صلی الله علیه و آله: ویل للاغنیاء من الفقراء یوم القیمة یقولون ربنا ظلمونا حقوقنا التی فرضت علیهم فی اموالهم.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: وای بر اغنیاء از فقراء در روز قیامت می گویند: خدایا اغنیاء به ما ظلم کردند و حقوق ما را ندادند آن حقوقی که تو بر آنها در مالهایشان واجب فرمودی.
و قال علیه السلام: بئس العبد عبد سهی و لهی و غفل و نسی القبر و البلاء و بئس العبد عبد طغی و بغی و نسی المبدء و المنتهی و بئس العبد عبد یقوده الطمع و یطغیه الغنی ویردیه الهوی الحدیث رواه الخلیفة بن الحصین.
فرمود: بد بنده ای است بنده فراموش کار و بازیگر و آن که غفلت کند از خدا و احکام خدا و قیامت و ثواب و عقاب و بهشت و جهنم و امثال اینها و فراموش کند قبر و پوسیده شدن و کهنه شدن در آن را. و بد بنده ای است بنده ای که سرکشی کند و ظلم نماید و اول و آخر را فراموش کند، یعنی اول خلقت خود را با اراده و قدرت الهی و بازگشت به سوی رحمت او. و بد بنده ای است بنده ای که طمع او را می کشاند و ثروت او را سرکش می کند و تمایلات او را پست و بی ارزش می کند. تا آخر حدیث که آن را خلیفه پسر حصین نقل کرده.
قال قیس بن عاصم: و فدت علی رسول الله صلی الله علیه و آله فی جماعة من بنی تمیم فقال لی اغتسل بماء و سدر فاغتسلت ثم رجعت الیه فقلت یا رسول الله صلی الله علیه و آله اعظنا موعظة ننتفع بها فقال یاقیس ان مع العز ذلاً و ان مع الحیوة موتاً و ان مع الدنیا آخرة و ان لکل شی ء حسیباً و علی کل شی ء رقیباً و ان لکل حسنة ثواباً و لکل سیئة عقاباً وانه لابد لک یا قیس من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت فان کان کریما اکرمک و ان کان لئیماً اسلمک ثم لا تدفن الا معه و لا یدفن الا معک فلا تجعله الا صالحاً لانه اذا کان صالحاً لایونسک الاهوون کان فاحشاً لا یوحشک الا هو فقال یا رسول الله لونظم شعراً فتخرنا علی من یلینا من العرب فاراد ان یدعو حساناً لینشد فیه فقال له رجل یقال له صلصال بن دلهمسن شعراً.
تخیر خلیطا من فعالک انما - قرین الفتی فی القبر ما کان یفعل
فلا بد الموت من ان تعده - لیوم ینادی المرفیه فیقبل
فان کنت مشغولا بشی فلا تکن - بغیر الذی یرضی به الله تشغل
فلن یصحب الانسان من بعد موته - و من قبله الا الذی کان یعمل
الا انما الانسان ضیف لا هله - یقیم قلیلا بینهم ثم یرحل
قیس بن عاصم می گوید: من با جماعتی از طایفه بنی تمیم بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدیم پس آن حضرت به من فرمود: با آب و سدر غسل کن! پس غسل کردم و به خدمت آن حضرت باز گشتم و عرض کردم یا رسول الله به ما موعظه ای فرما که به آن نفع ببریم. پس حضرت شروع به موعظه بلیغه ای فرمود که اکنون ذکر می شود. فرمود: ای قیس هر عزتی را ذلتی است. و با زندگی دنیا مرگ هست. و بر هر چیز حافظ و مراقبی هست. و برای هر خوبی ثوابی و برای هر بدی عذابی می باشد. و به تحقیق ای قیس تو ناچار باید رفیق و دوستی از اعمال و کردار داشته باشی. و او با تو در قبر تو دفن می شود در حالی که زنده است و تو با او دفن می شوی و حال آن که مرده ای. پس اگر آن رفیق تو با کرامت و بزرگوار باشد تو را گرامی می دارد و اگر لئیم و پست باشد تو را وامی گذارد و نفعی برای تو نخواهد داشت. پس تو با اویی و او نیز با تو و ملازم یکدیگر خواهید بود. پس او را قرار نده مگر صالح، زیرا اگر صالح باشد مونس تو غیر او نیست. و اگر از نظر شرع مقدس اسلام زشت و ناپسند باشد تو را به ترس و وحشت نمی اندازد مگر او. قیس عرض کرد یا رسول الله دوست داشتیم این موعظه شریف در قالب اشعاری در می آمد که بقای آن بیشتر و سبب افتخار ما بود بر عربها که در اطراف ما هستند. پس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله اراده فرمودند که حسان شاعر را دعوت کنند تا این کار را انجام دهد شاعر دیگر که او را صلصال بن دلهمس می گفتند حاضر بود و کلمات شریفه رسول الله صلی الله علیه و آله را به نظم آورده که اشعار او ذکر شد اکنون ترجمه آن تقدیم می گردد.
برای خود رفیق و دوستی از افعال و کارهای خود قرار ده و اختیار کن، چون که قرین و مونس انسان در قبرش آن کارهایی است که در دنیا انجام می داده. و ناچار باید هر کس بعد از مردن چیزی داشته باشد که در وقتی که او ندا می کنند که چه آورده ای و چه کرده ای آن عمل را ارائه دهد. پس آن عمل باید شایسته باشد که مورد قبول واقع گردد. پس هرگاه در دنیا مشغول به کاری هستی به غیر آنکه مورد رضای خداست مشغول نباش. و هرگز بعد از مردن و قبل از آن در همین دنیا با انسان مصاحبت و رفاقت نمی کند مگر عملش. آگاه باشید انسان در این دنیا در نزد اهل و کسانش به منزله مهمانی است که اندکی در میان آنها می ماند و بعد از آن کوچ می کند و به عالم دیگر می رود.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لکل انسان ثلاثه اخلا اما احدهم فیقول ان قدمتنی کنت لک و اما الآخر فیقول انا معک الی باب الملک ثم اودعک وامضی عنک و اما الثالث فیقول انا معک لا افارقک فاما الاول فما له و اما الثانی فاهله و ولده و اما الثالث فعمله فیقول و الله کنت عندی اهون الثلاثه فلیتنی لم اشتغل الا بک.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: برای هر انسان سه دوست است. اما یکی از آنها می گوید: اگر مرا پیش فرستادی برای تو نفع خواهم داشت و اما دیگری می گوید من با تو هستم تا آن در ورودی که بر خداوند وارد می شود. (مراد قبر است.) و اما سوم می گوید من با تو هستم و از تو جدا نخواهم شد. پس آن اول مال اوست و دوم اهل و اولاد او هستند و سوم عمل اوست. و چون آن سه دوست را می بیند و وفاداری سومی را مشاهده می کند می گوید: ای عمل به خدا قسم تو در نزد من از آن دو، بی اهمیت تر بودی و به تو کمتر اعتنا می کردم و ای کاش من در زندگانی خود مشغول نبودم مگر به تو.
و قال العریاص بن ساویه وعظنا رسول الله صلی الله علیه و آله موعظة زرفت العیون و وجلت منها القلوب فقلنا یا رسول الله ان هذه موعظة مودع فما تعهد الینا قال لقد ترکتکم علی الحجة البیضاء لیلها کنهارها لا یزیع بعدها الاهالک و من یعیش منکم یری اختلافاً کثیراً فعلیکم بما عرفتم من سنتی من بعدی و سنة الخلفاء الراشدین من اهل بیتی فعظلوا علیهم بالنواجد و اطیعوا الحق و لو کان صاحبه عبداً حبشیاً فأن المؤمن کالجبل الانوف حیث ما قید استقاد.
عریاص بن ساویه گفت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله موعظه فرمود ما را به موعظه ای که چشمها را گریاند و قلبها را ترساند. پس گفتیم: یا رسول الله این موعظه خداحافظی است پس چه عهد می فرمایی به سوی ما. فرمود شما را واگذاردم بر حجت های روشن که شب آن مانند روزش می باشد و بعد از آن گمراه نمی شود مگر هلاک شونده. و هر کس از شما زنده ماند و اختلافات بسیار مشاهده کرد پس بر شما باد به آنچه که می شناسید از سنت من بعد از من و سنت خلیفه های راستین و راهنما از اهل بیت من. پس با آنها با جدیت موعظه شوید و حق را اطاعت کنید از هر کس دیدید و شنیدید اگرچه صاحب آن غلام حبشی بوده باشد. پس به درستی که مؤمن مانند کوه بلند و سرکشیده است هر کجا هست ثابت است.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام فی قوله تعالی: ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم،(156) قال: الصحة و الامن و القوة و العافیة. و قیل الماء البارد فی ایام الحر.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در این آیه کریمه: هر آینه در آن روز از نعمتها سؤال می شوید، فرمود: مراد از نعمت صحت بدن و امنیت و قوت و عافیت است. و گفته شده که: مراد آب سرد است در روزهای گرم.
مطابق روایات صحیح مراد از نعمت در این آیه کریمه ولایت اهل بیت پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد (مترجم).
و کان رسول الله صلی الله علیه و آله اذا شرب الماء قال: الحمد لله الذی لم یجعله اجاجاً بذنوبنا و جعله عذباً فراتاً بنعمته.
وجود مقدس پیغمبر صلی الله علیه و آله هرگاه آب می آشامیدند می فرمودند: تمام حمد مختص آن خدایی است که این آب را به سبب گناهان ما شور و تلخ قرار نداد و آن را به نعمت و رحمتش شیرین و گوارا نمود.
و قال سفیان بن عیینه ما من احد من عبادالله الا و لله الحجة علیه اما مهمل لطاعة الله او مرتکب لمعصیة او مقصر فی شکره.
سفیان بن عیینه گفته: هیچ کس از بندگان حق تعالی نیست مگر این که خدای متعال جلت عظمة بر او حجتی دارد، یعنی از راهی مقصر و محکوم پیشگاه الهی می باشد. یا این که مسامحه و کوتاهی در اطاعت و بندگی خدا نموده است، یا این که مرتکب معصیتی شده، و یا اینکه کوتاهی در شکرگزاری خلاق عالم جلت عظمته نموده است.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول الله تبارک و تعالی یا بن آدم ما تنصفنی اتحبب الیک بالنعم و تتبغض الی بالمعاصی خیری الیک نازل و شرک الی صاعد و لم یزل و لا یزال فی کل یوم ملک کریم یأتینی عنک بعمل قبیح یا بن آدم لو سمعت و صفک من غیرک و انت لا تدری من الموصوف لسارعت الی مقته.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند متعال می فرماید: ای فرزند آدم تو با من با انصاف رفتار نمی کنی من با تو دوستی می کنم و نعمتهایی به تو مرحمت می کنم و تو با من دشمنی می کنی و معصیت مرا انجام می دهی. خیر و رحمت من به سوی تو نازل است و شر تو به سوی من صاعد است. همیشه در هر روز ملک بزرگواری اعمال قبیحه ای را از تو به سوی من می آورد. ای پسر آدم اگر کسی آنچه در تو هست از اعمال شنیعه و اخلاق ردیه و رفتار قبیحه توصیف کند و تو زندانی این صفات چه کسی است، یعنی مراد او را ندانستی و نفهمیدی که تو را توصیف می کند فوراً شروع می کردی به ملامت و سرزنش صاحب این کارها.
و قال علیه السلام: لا یغرنک من ربکم طول النسیه و تمادی الامهال و حسن التقاضی فان اخذه الیم و عذابه شدید ان لله تعالی فی کل نعمة حقاً و هو شکره فمن اداه زاده و من قصر فیه سلبه منه فلیراکم الله من انقمة و جلین کما یریکم بالنعمة فرحین.
فرمود: مغرور نکند شما را طول فراموشی از پروردگارتان مهلت زیادی که خدا به شما مرحمت فرماید و نیکو حکم کردن، پس به تحقیق مؤاخذه الهی دردناک است و عذاب او سخت است. به درستی که برای خدا در هر نعمتی حقی هست و آن شکرگزاری اوست پس کسی که آن را اداء کرد نعمت را بر او زیاد خواهد فرمود و کسی که در شکرگزاری کوتاهی کرد نعمت را از او خواهد گرفت. پس در کفران نعمت برای شما از طرف حق تعالی دو ترس است: یکی سلب نعمت و دیگری عذاب کما اینکه در شکر نعمت دو فرح و شادی هست یکی برخورداری از نعمت و دیگری زیاد شدن و دوام پیدا کردن آن.
قال ابن عباس آخر آیة نزلت: واتقوا یوماً ترجعون فیه الی الله ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون.(157)
ابن عباس گفته آخر آیه ای که نازل شد آیه مذکور است که معنی آن به فارسی چنین است: بترسید از روزی که در آن به سوی خدا بازگشت خواهید کرد پس هر کس کاری انجام داده و کسب کرده و او خواهد رسید و ظلمی به او نخواهد شد.
و قال رسول الله علیه و آله: انی لاعرف آیة من کتاب الله لو اخذ بها جمیع الناس کفتهم. قالوا یا رسول الله صلی الله علیه و آله و ما هی فقال: و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب.(158)
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که من آیه ای از قرآن می شناسم که اگر تمام مردم پیرو آن باشند آنها را کافی است. عرض کردند: یا رسول الله کدام است؟ فرمود: این آیه است: کسی که از خدا بترسد و محرمات را ترک بنماید خداوند متعال برای او راه خروجی از مشکلات و بلیات قرار می دهد و او را از جایی روزی می دهد که گمان نمی برده.

باب ششم: در بر حذر داشتن از عقوبت گناهان در دنیا

قال الله تعال: فکلا اخذنا بذنبه فمنهم من ارسلنا علیه حاصباً و منهم من اخذته الصیحة و منهم من خسفنابه الارض و منهم من اغرقنا و ما کان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون.(159)
در حالات کسانی که عذاب بر آنها در این عالم نازل گردید خدای متعال می فرماید: پس تمامی آنها را به گناهانشان گرفتیم. بعضی از آنها با تندباد به هلاکت رسیدند. مانند قوم عاد. و بعضی از آنها در اثر صیحه آسمانی، که صدای جبرئیل بوده، هلاک شدند. و قومی دیگر را غرق دریا کردیم چون فرعون و اتباعش. و دسته ای را به زمین فرو بردیم، مانند: قارون. و چنین نیست که خداوند به آنها ظلم کرده باشد لیکن خود آنها بودند که به خود ظلم نمودند.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یظهر فی امتی الخسف و القذف قالوا متی یکون ذلک یا رسول الله قال اذ ظهرت المغارف و القینات و شرب الخمر و الله لیأتین اناس من امتی علی عشرو بطرولعب یصحبون قردة و خنازیر لاستحالهم الحرام و اتخاذهم القینات و شرب الخمور و اکلهم الربا و لبسهم الحریر.
پیغمبر صلی الله علیه و آله سلم فرمود: در امت من خسف و قذف ظاهر می شود، یعنی فرو رفتن به زمین و فرو ریختن بلا بر آنها از آسمان مانند بمبارانها که در این زمان معمول شده. گفتند: یا رسول الله چه زمان این بلاها ظاهر خواهد شد؟ فرمود: هنگامی که ظاهر شود استعمال آلات لهو و زنهای خواننده و نوشیدن مسکرات. به خدا قسم مردمی از امت من بر سرکشی و طغیان و بازی شب می کنند و صبح می کنند در حالی که به صورت میمون ها و خوک ها مسخ شده اند؛ برای اینکه چیزهای حرام و حلال می دانند و زنهای خواننده برای خود تهیه می کنند و شراب می خورند و ربا می گیرند و لباس حریر می پوشند.
قال علیه السلام: اذا جارالحاکم قل المطر و اذا غدر باهل الذمه ظهر علیهم عدوهم و اذا ظهرت الفواحش کانت الرجفة و اذا قلت الامر بالمعروف اسبیح الحریم و انما هو التبدیل ثم التدبیر ثم التدمیر.
فرمود: هنگامی که حاکم اسلام جور و ظلم کرد باران رحمت از آسمان کم می گردد. و هنگامی که با اهل ذمه و کسانی که در پناه اسلام هستند بی وفایی و شکستن عهد انجام شد دشمنان آنها به آنها مسلط می گردند و وقتی که فواحش و گناهان ظاهر شدن زمین می لرزد و اهلش را هلاک می کند. و در هنگامی که امر به معروف کم شد محرمات و کارهای حرام مباح می گردد. و برای امر به معروف سه مرتبه است اول تبدیل، یعنی کارهای خلاف به کارهای مشروع و دینی بدل شود. دوم تدبیر، یعنی با نفشه صحیح منحرفین را به راه دین برگرداندن. سوم تدمیر، یعنی اگر از اصلاح آنها مأیوس شدند آنها را به هلاکت رسانده و اعدام نمایند.

باب هفتم: در کوتاه کردن آرزوها

قال الله تعالی: فذرهم یاکلوا و یتمتعوا ویلههم الأمل فسوف یعلمون.(160)
واگذار آنها را بخورند و بهره مند شوند و آرزوهایشان آنها را از رسیدن به سعادت ابدی باز دارد پس زود باشد که بدانند چه فرصت خوبی در دنیا داشتند و چه کمالاتی در اثر علم و عمل می توانستند به دست آوردند.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: جاء الاجل دون رجاء الأمل.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: اجل اولاد آدم می رسد و امید و آرزوها به پایان نمی رسد.
و قال بعضهم: لو رأیت الأجل و مسیره لا بغضت الأمل و غروره.
بعضی فرموده اند: اگر اولاد آدم اجل و راه آن را می دیدند هر آینه آرزوها و مغرور شدن به آن را دشمن می داشتند.
و قال انس: کنا عند رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فوضع ثوبه تحت راسه و نام فهبت ریح عاصفة فقام فزعاً و ترک ردائه فقلنا یا رسول الله مالک فقال ظننت ان الساعة قد قامت.
انس گفت: خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله بودیم. آن حضرت جامه خود را زیر سر نهاد و به خواب رفت. پس باد شدید وزید. پیغمبر صلی الله علیه و آله ترسناک از خواب برخاست وردای خود را بر نداشت ما عرض کردیم: یا رسول الله صلی الله علیه و آله شما را چه روی داد؟ فرمود: گمان کردم قیامت بر پا شد.
و قال علیه السلام: یهرم ابن آدم و یبقی معه اثنان الحرص و طول الأمل.
فرمود: فرزند آدم پیر می شود و با او دو چیز باقی می ماند یکی حرص و دیگری آرزوی طولانی و دور و دراز.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام فی خطبة: اتقوا الله فکم من مؤمل مالا یبلغه و جامع مالا یأکله و لعله من باطل جمعه و من حق منعه اصابه حراماً و ورثه عدواً فاحتمل اصره و باء بوزره و رد علی ربه خاسراً اسفاً لا حقاً قد خسرالدنیا و الآخرة ذلک هوالخسران المبین.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه خود فرموده: از خدا بترسید چه بسیار کسی که آرزو دارد چیزی که به او نمی رسد و چه بسیار جمع کننده چیزی که آن را نمی خورد و شاید از راه باطل آن را جمع کرده و شاید حقوقی که به آن تعلق گرفته منع کرده و نداده یا حق شریکی در آن بوده و او را از دادنش خودداری کرده از راه حرام به دست آورده و از روی عدوان و تجاوز به ارث برده، گناهش را حمل کرده و وزر و وبالش را به عهده گرفته و به سوی خدای خود رفته در حالت زیان کاری و تأسف که به او عارض شده به تحقیق در دنیا و آخرت زیان و ضرر نموده و این است ضرر آشکار.
و قال اصمعی سمعت اعرابیاً یقول: ان الآمال قطعت اعناق الرجال کالسراب اخلف من رجاه و غر من رآه و من کان اللیل و النهار مطیتاه اسرعابه السیر و یلحقاه المحل.
اصمعی گفته: شنیدم که اعرابی می گفت به درستی که آرزوها گردن مردان را قطع کرد مانند آب نما که آن کس به امید آب به سوی او می رود خلافش بر او ظاهر گردد و گول می زند کسی را که آن را ببیند و آن کس که شب و روز دو مرکب تندرو او می باشند به سرعت او را می برند و به محل منظور و مورد نظرش ملحق می کنند.
و انشد بعضهم:
و یمشی المرء ذا اجل قریب - و فی الدنیا له امل طویل
و یعجل للرحیل و لیس یدری - الی ماذا یقربه الرحیل
شخص می رود در حالی که اجلش نزدیک است و در دنیا برای او آرزوی طولانی هست و تعجیل می کند برای رفتن و نمی داند که رفتن او به کجا منتهی می گردد و به چیز نزدیک می گردد.
و قال آخر:
یا ایها المطلق آماله - من دون آمالک آجال
کم ابلت الدنیا و کم جددت - فینا و کم تبلی و تغتال
ای کسی که جلو آرزوهای خود را رها کرده هنوز به آرزوها نرسیده اجلها هست. دنیا چه بسیار نو و کهنه دارد در ما و چه بسیار امتحان و غافل گیریها دارد.
و قال الحسین علیه السلام: یا بن آدم انما انت ایام کلما مضی یوم ذهب بعضک.
امام حسین علیه السلام فرمود: ای پسر آدم این است و جز این نیست که تو چند روزی بیش نیستی و هرگاه یک روز بگذرد بعضی از تو گذشته است.
و قال بعضهم لرجل کیف اصبحت فقال اصبحت و الله فی غفله من الموت مع ذنوب قد احاطت بی و اجل مسرع اقدم علی هول لا ادری علی ما اقتحم فمن اسوء حالا منی و اعظم خطرا ثم بکی.
بعضی از زهاد گفته: به مردی گفتم که چگونه صبح کردی؟ جواب داد به خدا قسم صبح کردم در حال غفلت از مرگ با گناهان بسیار که به من احاطه کرده و اجل و مرگی که با سرعت به جانب من می آید. وارد می شوم بر هول و وحشتی که نمی دانم بر چه جای هولناکی می افتم پس با چنین حال کیست که از من بدحال تر باشد و خطرش بزرگتر باشد این بگفت پس بگریست.
دخل ابوالعتاهیه علی ابی نواس فی مرضه الذی مات فیه فقال کیف تجد نفسک فقال ابو نواس شعرا:
رب فی الغنی سفلا و علوا - و ارانی اموت عضوا فعضوا
ذهبت جدتی بطاعه نفسی - فتذکرت طاعه الله نضوا
لیس من ساعه نضت بی الا - نقصتنی بمر هالی جزوا
قد اسائت کل الاسائه فاللهم - صفحا عنا و عفوا عفوا
ابولعتاهیة داخل شد بر ابونواس در مرضی که در آن مرد پس گفت چگونه خود را می یابی؟ ابونواس در جواب شعری گفت: که ترجمه اش این است:
چه بسا در حال بی نیازی به پستی و بلندی رسیدم. و می بینم اعضای من یکی پس از دیگری می میرد. همه کوشش من در اطاعت از نفس طی شد و در حال خستگی و سستی به یاد عبادت خدا افتادم. هیچ ساعتی از عمر من نمی رود مگر این که با تلخی های خود جزوی از من را ناقص می کند. به تحقیق بد کردم به نهایت بدی خدایا از من در گذر و ما را مشمول عفو خود بفرما.
و قال الاخر:
یمد المنی للمرء آمال نفسه - و سهم الردی من لحظ عینیه قد نزع
لمن یجمع المال البخیل و قد أری - مصارع من قد کان بالامس قد جمع
آرزوها شخص را به دنبال خواهشهای دل می کشاند. و حال آن که تیر پستی از مقابل چشم او گذر می کند. برای چه کسی بخیل مال جمع می کند و حال آن که قبرهای کسانی را می بیند که دیروز با او بودند و جمع کردند و گذاشتند و رفتند.