ترجمه ارشادالقلوب دیلمی

ابی محمد حسن دیلمی‏ مترجم:سید عباس طباطبائی‏

باب اول: در ثواب موعظه و نصیحت پذیری

قال النبی صلی الله علیه و آله: ما اهدی المسلم لاخیه هدیة افضل من کلمة حکمة تزیده هدی او ترده عن ردی.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هدیه و پیشکش نبرد مسلمانی برای برادر مؤمنش که بهتر باشد از کلام حکمت آمیز که سبب شود هدایت او زیاد گردد یا او را از کار بدی باز دارد.
و قال صلی الله علیه و آله: نعم العطیة و نعم الهدیه الموعظة و اوحی الله الی موسی تعلم الخیر و علمه من لا یعلمه فأنی منور لمعلمی الخیر و متعلمیه قبورهم حتی لا یستوحش بمکانهم.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: موعظه نیکو عطا و بخششی است و نیکو هدیه و پیشکشی است. خدای متعال جلت عظمته به موسی علیه السلام وحی فرمود که: خیر و خوبی را یاد گیر و آن را به کسی که نمی داند یاد بده، پس به درستی که من نورانی می کنم قبر آن کس را که خیر را یاد دهد و آن کس را که یاد بگیرد تا این که در آن مکان یعنی قبر وحشت و ترسی برای آنها نباشد.
و روی انه ذکر عند النبی صلی الله علیه و آله رجلان کان احدهما یصلی المکتوبة و یجلس فیعلم الناس الخیر و کان الآخر یصوم النهار و یقوم اللیل فقال صلی الله علیه و آله: فضل الاول علی الثانی کفضلی علی الانام.
روایت شده که در نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله ذکر شد که دو مرد هستند که یکی از آن دو نماز واجب خود را به جا می آورد و می نشیند و آنچه خیر مردم در آن است به آنها یاد می دهد از قبیل مسائل فقهی یا اخلاقی یا اعتقادی یا آداب معاشرت و حقوق و امثال اینها، و آن دیگری روزها روزه است و شبها به عبادت قیام می کند و به این حال اوقات این دو نفر طی می گردد آیا کدام یک افضل است؟ رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: آن اول که به واجباب اکتفا می کند و مشغول تعلیم مردم است فضیلتش بر دوم مانند فضیلت من است بر مردم دیگر.
و قد اثنی الله علی اسماعیل بقوله: انه کان صادق الوعد و کان رسولاً نبیا و کان یأمر اهله بالصلوة والزکوة و کان عند ربه مرضیاً.
به تحقیق خداوند حضرت اسماعیل صادق الوعد را در قرآن کریم مدح کرده که: او صادق الوعد بود و رسول و نبی بود و اهل و عشیره اش را امر به نماز و زکات می نمود و در نزد خدای خود مرضی بود، یعنی خدا از او راضی بود.
و قال صلی الله علیه و آله: ما تصدق مؤمن بصدقه احب الی الله من موعظة یعظ بها قوماً یتفرقون و قد نفعهم الله بها و هی افضل من عبادة سنة.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: مؤمنی در راه رضای خدا هیچ صدقه ای نداد که دوست داشتنی تر باشد به سوی خدا از موعظه ای که با آن افراد پراکنده و متفرق را نفع رساند و از پراکندگی به اجتماع برگردند و موعظه در این مورد فضیلت و ثواب آن از یک سال عبادت بیشتر است.
فاستمع ایها العاقل الی الموعظه و لا تضرب عن الذکر صفحا و غالب هواک و جاهد نفسک و فرغ قلبک فانما جعل لک السمع لتعی به الحکمه و البصر لتعتبر ماتری من خلق السموات و الارض و ما بینهما من الخلق و اللسان لتشکر به نعم الله و قدیم ذکره به و حمده و تلاوه کتابه و القلب لتفکر به فاجعل شغلک فی آخرتک و ما تصیر الیه و اصرف همتک فان نصیبک من الدنیا یاتی من غیر فکر و حرکه.
پس ای عاقل بشنو موعظه را و از موعظه رو بر نگردان. و بر هوای نفس خود غلبه کن و با نفس خود جهاد کن، و آن را از کارهای خلاف بازدار. و قلب خود را از افکار باطل فارغ ساز؛ برای این که اعضاء و جوارح ظاهری و باطنی تو هر کدام برای منظور صحیح خلق شده. گوش تو باید ظرفیت داشته باشد برای شنیدن حکمت. و چشم تو برای عبرت گرفتن است از آن چه می بیند از خلقت آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست. و زبان برای شکر نعمتهای الهی است. و ذکر و حمد و ثنای خدا گفتن و تلاوت قرآن کریم نمودن. و قلب برای فکر در عظمت خدا و مزید معرفت است. پس شغل خود را در اموری قرار ده که مربوط به آخرت است و آنچه که بازگشت تو به سوی آن است. و همت خود را صرف عمران آخرت بنما، به درستی که آنچه نصیب و بهره تو از دنیاست به تو خواهد رسید بدون این که در اطراف او فکر کنی یا برای به دست آوردن آن حرکتی انجام دهی.
فقد قال امیرالمؤمنین علیه السلام: و قد سبق الی جنات عدن اقوام کانوا اکثر الناس صلوة و صیاماً فاذا وصلوا الی الباب ردوهم عن الدخول فقیل بماذا ردوا الم یکونوا فی دار الدنیا صلوا و صاموا و حجوا فاذا بالنداء من قبل الملک الاعلی جل و علا بلی قد کانوا لیس لاحد اکثر صیاما و لا صلوة و لا حجاً و لا اعتمادا و لکنهم غفلوا عن الله مواعظه.
به تحقیق امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: در قیامت به سوی بهشت عدن کسانی سبقت گیرند که از همه مردم نماز و روزه آنها بیشتر بود چون به در بهشت برسند آنها را برگردانند و مانع از دخول آنها شوند. گفته شود به چه جهت رد می شوند آیا در دنیا نماز و روزه و حج انجام ندادند؟ پس در این هنگام جواب از جانب خدای عالم جل و علا آید بلی چنین است که آنها نماز و روزه و حج و اعتماد به خدا از همه بیشتر داشتند و لیکن از موعظه های خدا غافل بودند.
و عن سالم عن ابیه قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: احب المؤمنین الی الله تعالی من نصب نفسه فی طاعة الله و نصح لامة نبیه و تفکر فی عیوبه و اصلحها و علم فعمل و علم.
سالم از پدرش نقل کرد که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آن کس از مؤمنین بیشتر از همه مورد محبت و دوستی خدا واقع است که در اطاعت و بندگی خدا جدیت کامل داشته باشد، و امت پیغمبرش را نصیحت کند، و در عیوب و زشتیهای اعمال خود فکر کند و آن را اصلاح کند، علم دین را فرا گیرد و به آن عمل کند و به دیگران یاد دهد و بیاموزد.
و عن انس قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الا اخبرکم بأجود الاجواد قالوا بلی یا رسول الله. فقال اجود الا جواد الله و انا اجود بنی آدم و اجودهم بعدی رجل علم علماً فنشره و یبعث یوم القیمة امة واحدة و رجل جاد بنفسه فی سبیل الله حتی قتل.
از انس نقل شده که گفت پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا خبر ندهم به بخشنده ترین بخشنده ها؟ گفتند: بلی یا رسول الله. پس فرمود بخشنده ترین بخشنده ها خدای متعال جلت عظمته می باشد. و من بخشنده ترین اولاد آدم هستم و بخشنده ترین اولاد آدم بعد از من مردی است که علمی را بیاموزد پس آن را منتشر کند و چنین کس در روز قیامت مبعوث شود در حالی که امت واحده است، یعنی کسی است که جامع خیرات است و به او اقتدا می شود. و نیز بخشنده ترین مردم بعد از من مردی است که جان خود را راه خدا بخشش کند تا کشته شود.
و عنه علیه السلام: من علم علماً فله اجر من عمل به الی یوم القیمة.
کسی که علمی را به دیگری بیاموزد برای اوست اجر هر کس به آن علم عمل کنند تا روز قیامت.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اذا مات الرجل انقطع عمله الا من ثلاثه صدقه جاریه و علم ینتفع به و ولد صالح یدعو له:
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: گاهی که شخص از این عالم رحلت کند کارهای او که در این دنیا انجام می داده همه قطع و بریده می شود مگر سه چیز که بعد از فوت او از آن بهره می برد و بر حسناتش افزوده می گردد: اول صدقه جاریه، یعنی آن کارهایی که انجام داده و آثارش باقی است و مردم از آن بهره مند می گردند، مانند: مسجد و سایر بناهای خیر یا حفر قنوات و غرس اشجار یا احداث طریق و راه برای عبور مردم و امثال اینها که مادام که آثارش باقی است و مردم از آن بهره مند می شوند ثواب در نامه عمل آن کس ثبت می گردد. دوم علمی که از او باقی بماند که تا وقتی هست و اهلش از آن فایده می برند برای او ثواب می نویسند. سوم فرزند صالحی که دعای خیر برای پدر و مادر خود نماید یا که والدین از صلاحیت آن فرزند و دعای خیر او مادام که وجود دارد بهره مند می گردند. گر چه خود آنها نیستند که در دار عمل کار کنند ولی چون اینها از آثار آنهاست از آنها بهره مند می گردند.
قال عیسی بن مریم علیه السلام: من علم و عمل عد فی الملکوت عظیماً.
آن کس که بداند و عمل کند در عالم ملکوت و در بین ملائکه باعظمت و بزرگواری یاد شود.
و روی انه یؤتی بالرجل فیوضع عمله فی المیزان ثم بشی ء مثل الغمام فیوضع فیه ثم یقال اتدری ما هذا فیقول لا فیقال هذا العلم الذی علمته الناس فعملوا به من بعدک.
در قیامت مردی را به پای میزان سنجش اعمال آوردند. پس اعمال او را در میزان گذارند. بعد از آن چیزی مانند ابر بیاورند و به اعمال او اضافه کنند که باعث رجحان حسنات او گردد. به او گفته شود آیا می دانی که این چیست؟ می گوید: نه. گفته می شود این آن علمی است که در دنیا به مردم آموختی و آنها بعد از تو به آن عمل کردند.
قال النبی صلی الله علیه و آله: الدنیا ملعونه و ملعون من فیها الا عالماً او متعلما او ذاکراً لله تعالی.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: دنیا معلون است و آن کس که در آن است نیز چنین است مگر سه طایفه: یکی عالم و دیگر کسی که طالب علم است و سوم آن کس که به یاد خدا باشد و در هر حال و در هر جا خدا را فراموش نکند.
و روی فی قوله تعالی: ان ابراهیم کان امة قانتاً لله حنیفاً و لم یک من المشرکین،(109) انه کان یعلم الخیر.
چنین نقل شده در تفسیر این آیه کریمه که معنی آن این است: به درستی که ابراهیم فرد جامعی بود که خدا را عبادت می کرد و راه راست و مستقیم می پیمود و او مشرک نبود، منظور از اینکه حضرت ابراهیم به این خصال نیکو ستوده شده این است که او امور خیر را به مردم می آموخت لذا شایسته این اوصاف گردید.
و قیل: الموعظة حرز من الخطا و امان من الاذی و جلاء للقلوب من الصدی.
چنین گفته شد که: موعظه سه اثر نیکو در اوست: یکی اینکه: امان از خطا است، یعنی سبب می شود که اشخاصی که آن را می شنوند از خطاها خود را نگهداری کنند، پس در نتیجه آنها از عذابی که برای خطاکاران می باشد در امانند و دیگر این که؛ مانع اذیت است، یعنی به سبب موعظه از آنها جلوگیری کرده است. و سوم این که: موعظه قلب را روشن و نورانی می کند و چرک و کثافت قلب را برطرف می کند.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: الزاهدون فی الدنیا قوم وعظوا فاتعظوا و خوفوا فحذروا و علموا فعملوا ان اصابهم یسر شکروا و ان اصابهم عسر صبروا قالوا یا وصی رسول الله لا نأمر بالمعروف حتی نعمل به کله و لا ننهی عن المنکر حتی ننتهی عنه کله فقال لا بل آمروا بالمعروف و ان لم تعملوا به کله و انهوا عن المنکر و ان لم تنتهوا عنه کله.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: افراد زاهد را در دنیا به این علامات بشناسید آنها کسانی هستند که وقتی موعظه شود پند می گیرند. و هنگامی که از عذاب خدا ترسانده شوند می ترسند. از آنچه سبب عذاب می گردد دوری می کنند. و هرگاه علم را آموخته به آن عمل می کنند. اگر آسانی و گشایشی به آنها برسد شکر می کنند و اگر سختی به آنها برسد صبر می کنند. عرض کردند ای وصی پیغمبر آخر زمان آیا امر به معروف نکنیم مگر این که خود به همه آنها عمل کنیم؟ و نهی از منکر نکنیم مگر وقتی که همه منکرات را ترک کنیم؟ حضرت در جواب آنها فرمود: نه چنین نباشید بلکه امر به معروف بکنید و گرچه به همه کارهای خوب عمل نکنید و نهی از منکر بکنید گرچه همه منکرات را ترک نکنید.
و قال: اشد الناس عذاباً یوم القیمة من علم علماً فلم ینتفع به.
در قیامت عذاب کسی از همه بیشتر است که علمی را به دیگران بیاموزد و خود عمل نکند و از آن بهره نبرد.
و قال علیه السلام: تعلموا ما شئتم ان تعلموا فانکم لن تنفعوا حتی تعملوا به و ان العلماء همتهم الرعایة و ان السفهاء همتهم الروایة.
فرمود: آنچه را می خواهید یاد بگیرید به تحقیق شما نفع نخواهید برد تا آنچه می دانید به آن عمل کنید. و به درستی که علما کسانی هستند که تمام همت آنها مراعات و عمل نمودن به علم کسانی هستند که تمام همت آنها مراعات و عمل نمودن به علم خودشان می باشد، لیکن سفهاء و نادانان همه کوشش آنها نقل روایات است و از عمل در آنها اثری نیست.
و قال صلی الله علیه و آله: ان الله اوحی الی بعض انبیائه فی بعض وحیه قل للذین یتفقهون لغیر الدین و یتعلمون لغیرالعمل و یطلبون الدنیا بعمل الاخرة یلبسون للناس جلد الضأن و قلوبهم قلوب الذئاب و السنتهم احلی من العسل و اعمالهم امر من الصبر ایای یخادعون و بی یغترون و بدینی یستهزئون.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که خدای متعال بسوی بعضی از پیغمبرانش وحی فرمود که: بگو به کسانی که فقه می خوانند و فقیه و دانشمند می شوند برای غیر دین، و عالم می شوند برای غیر عمل، و دنیا را طلب می کنند به عمل آخرت، پوست گوسفند می پوشند و قلبهای آنها قلب گرگ است، و زبان آنها شیرین تر از عسل است و اعمال آنها تلخ تر از صبر است، به آنها بگو با من مکر و خدعه می کنید و به من مغرور شده اید و دین مرا مسخره و استهزاء کرده اید.
قال علیه السلام: مثل من یعلم و لا یعمل کمثل السراج یضیی ء لغیره و یحرق نفسه و العالم هوالهارب من الدنیا لا الراغب فیها لأن علمه دل علی انه سم قاتل فحمله عن الهرب من الهلکة فاذا التقم السم عرف الناس انه کاذب فیما یقول.
فرمود: مثل آن کس که یاد می دهد و خود عمل نمی کند مثل چراغی است که به دیگران نور می دهد و خود را می سوزاند. و عالم آن کس است که از دنیا فرار می کند نه اینکه رغبت و میل به آن داشته باشد؛ برای این که علم او دلالت دارد که دنیا سم است و استعمال سم سبب هلاکت او می گردد. پس علم او او را وادار به فرار می کند از هلاک شدن. و اگر میل به دنیا کرد چنان است که سم را خورده باشد و مردم می فهمند که او دروغ می گفته و آنچه برای مردم نقل می کرده خود عقیده به آنان نداشته است.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: ان لله خواصاً من خلقه لیسکنهم الرفیع الأعلی من جنانه لانهم کانوا اعقل اهل الدنیا قیل یا رسول الله کیف یکونوا اعقل اهل الدنیا قال کانت همتهم المسارعة الی ربهم فیما یرضیه فهانت الدنیا علیهم و لم یرغبوا فی فضولها صبروا قلیلاً فاسترا حوا طویلا.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به تحقیق که برای خدای متعال خاصانی است از خلق او که آنها را در درجات اعلی و مقامات بالای بهشت ساکن می فرماید به جهت این که آنها عاقل ترین اهل دنیا بودند. عرض کردند: یا رسول الله چگونه آنها عاقل ترین اهل دنیا بودند؟ فرمود: آنها تمام همت خود را مصروف داشته برای سرعت به سوی خدای خود در انجام اعمالی که رضایت او در اوست. پس دنیا در نظر آنها خار و پست آمده و رغبت و میل در زیادی آن نمودند. مدت کمی صبر کردند و در پی آن به راحت طولانی رسیدند.
و قال صلی الله علیه و آله: لکل شی ء معدن و معدن التقوی قلوب العارفین.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر چیز را معدنی است و معدن تقوی قلوب عارفین (خدا شناسان) است نتیجه این که هر چه معرفت بیشتر باشد تقوی خواهد بود و آیه کریمه شاهد آن است:
انما یخشی الله من عباده العلماء(110)
این است و جز این نیست که از میان بندگان خدا، علماء از خدا می ترسند. چون خشیت و خوف را فرع علم دانسته و بیان فرموده، چنانچه در فرمایش پیغمبر تقوی را فرع معرفت شمرده.
و قال لا تزل قدم عبد یوم القیمة حتی یسئل عن خمس خصال عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه و عن ماله من این اکتسبه و فیما انفقه و عن عمله ماذا عمل فیما علم.
در روز قیامت برداشته نمی شود قدم بنده تا این که از پنج چیز از او سؤال شود: 1- سؤال می شود عمر و زندگی خود را در چه چیز فانی و نابود کردی 2- سؤال می شود ایام جوانی را در چه چیز کهنه کردی 3- سؤال می شود مال از کجا آوردی 4- سؤال می شود مال را در چه راه مصرف و خرج کردی 5- سؤال می شود علمی که به تو داده شد تا چه اندازه به آن عمل کردی.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: انما زهد الناس فی طلب العلم لما یرون من قله انتفاع من علم بلا عمل.
حضرت امیرالمؤمنین - علیه السلام فرمود: علت این که مردم رغبت در طلب علم ندارند این است که می بینند علمای بدون عمل از علم خود نفع و بهره نمی برند.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: علم لا ینتفع به ککنز لا ینفق به.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: علمی که صاحب آن به آن منتفع نشود همچون گنج است که از آن چیزی برداشته نشود و در احتیاجات خرج نکند.
و قال علیه السلام: العلم علمان علم باللسان و هو الحجة علی صاحبه و علم بالقلب و هو النافع لمن عمل به و لیس الایمان بالتمنی و لکنه ما ثبت فی القلب و عملت به الجوارح.
و کان نقش خاتم الحسین بن علی علیهما السلام علمت فاعمل.
فرمود: علم دو علم است: یکی به زبان است پس آن فایده ندارد جز این که سبب اتمام حجت است و گفته می شود تو که می دانستی چرا عمل نکردی. و دیگری علمی است که در قلب است و آن سبب نفع است برای صاحبش در وقتی که به آن عمل کند. و ایمان به آرزو نیست که کسی بگوید کاش من مؤمن بودم و لیکن ایمان چیزی است که در قلب ثابت باشد و اعضاء و جوارح به آن عمل کند.
نقش خاتم امام حسین علیه السلام چنین بود: دانستم پس عمل می کنم.
و قال بعضهم: اول العلم الانصات ثم الاستماع ثم الحفظ ثم العمل ثم النشر.
بعضی از علماء فرموده است: اول علم سکوت است، پس گوش دادن، پس حفظ کردن، پس عمل کردن، پس رساندن به دیگران و پخش نمودن است.
و قیل فی قوله تعالی: فنبذوه وراء ظهورهم،(111) قال ترکوا العمل به والنشرله.
در تفسیر این آیه کریمه که می فرماید: پس انداختند آن را به پشت سر خود، فرمود: مراد این است که عمل به آن و نشر و پخش آن را ترک کردند.
قال صلی الله علیه و آله: مثل ما بعثت من الهدی و الرحمة به کمثل غیث اصاب الارض فمنها ما انبت العشب و الکلاء و کانت منها اخادید حقنت الماء فانتفع به الناس فشربوا و سقوا زروعهم و ارض اخری سبخة لم تمسک الماء و لم تنبت الزرع کذلک قلوب العالمین العالمین و قلوب العالمین التارکین.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا یکون الرجل مسلماً حتی یسلم الناس من یده و لسانه و لا یکون مؤمنا حتی یأمن اخوه بوائقه و جاره بوادره و لا یکون عالماً حتی یکون عاملاً بما علم و لا یکون عابداً حتی یکون و رعاً و لا یکون و رعاً حتی یکون زاهداً فیما فی ایدی الناس.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آنچه را که من به آن مبعوث شده ام، یعنی احکام اسلام مانند بارانی است که به زمین می رسد. پس از بعضی زمینها در اثر باریدن باران بر آن گیاه و علف می روید. و بعضی دیگر از زمینها گودال است که آب باران را در خود نگاه می دارد و مردم از آن نفع می برند به اینکه از آن می آشامند و زراعت های خود را با آن آبیاری می نمایند. و بعضی دیگر زمین شوره و نمکزار است که نه آب را در خود نگاه می دارد و نه گیاه در آن می رود همچنین است قلوب مردم عالم که علم دین در آنها قرار می گیرد. بعضی عمل می کنند و آثارش در آنها ظاهر است و دیگران از وجود آنها بهره مند می گردند. و بعضی قلبها ظرف آن علوم هستند که با آن تشنگی روح خود و دیگران را بر طرف و جان خود و دیگران را سیراب می کنند. و بعضی دیگر هستند قلبهای آنها به شوره زار ماند که آن آب علم دین در آنها اثری نمی بخشد نه نور علمی در آن ایجاد می شود و نه ظرفی است که آن علوم را در خود نگاه دارد تا دیگران بیایند و از آن بهره مند شوند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مسلمانی هر مسلمان محقق نخواهد شد تا وقتی که مردم مسلمان از دست و زبان او سالم بمانند. و ایمان هر مؤمن به کمال نرسد تا این که برادران ایمانی او از شرش ایمن باشند و همسایگانش از شدت غضب و ناراحتیهای او امان داشته باشند. و اطلاق عالم بر او نمی شود تا وقتی که به آنچه می داند عمل کند. و او را عابد نتوان گفت تا وقتی که به مقام ورع و اجتناب از گناهان برسد. و ورع برای او حاصل نشود تا وقتی که از آنچه در دست مردم است زهد ورزد، یعنی چشم طمع از اموال مردم بردارد.
قال المصنف: یا اخی اطل الصمت و اکثر الفکر و اعمل بالموعظه و اقل الضحک و اندم علی خطیئتک تکن عند الله وجیها مقبولا.
صاحب کتاب گوید: ای برادر من سکوت و خاموشی طولانی داشته باش! و فکر زیاد و اندیشه بسیار در آثار قدرت حق تعالی و آیات الهی و فنا و زوال و تغییرات دنیا و اعمال گذشته خود بنما به مواعظ و نصایح قرآنی و کلمات پیغمبر و اهل بیت طاهرینش و سایر بزرگان دین از علماء و حکما و دانشمندان عمل کن! و خنده مخصوصاً با صدا و قهقهه کم داشته باش! و ندامت و پشیمانی از گناهان و خطاهای خود را شیوه خود قرار بده! هرگاه این اوصاف با این بیان در تو یافت شد در نزد خدا آبرومند و مورد قبول خواهی بود.
و قال صلی الله علیه و آله: رأیت لیلة اسری بی الی السماء قوماً یقرض شفاههم بالمقاریض من نارثم یرمی فقلت یا جبرئیل من هولاء فقال خطباء امتک یأمرون الناس بالبر و ینسون انفسهم و هم یتلون الکتاب افلا یعقلون.
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: شبی که مرا به معراج بردند و در آسمانها سیر دادند عده ای را دیدم که لبهای آنها را با مقراض آتشین می چیدند و می ریختند، پس گفتم ای جبرئیل اینها کیانند؟ گفت: اینها خطیبانی از امت تو هستند که مردم را به کارهای نیک امر می کردند و خود را فراموش می کردند، و حال آن که آنها قرآن کریم را قرائت می کردند. آیا خداوند نعمت عقل به آنها نداده بود تا تعقل کنند و به گفته های خود عمل کنند اکنون سزای آنها این است که به این عذاب مبتلا گردند.
و قال بعضهم: العالم طبیب الامة و الدنیا الداء فاذا رایت الطبیب یجرالداء الی نفسه فاتهمة فی علمه و اعلم انه الذی لا یوثق به فیما یقول.
بعضی از علماء فرموده اند: عالم طبیب امت است و دنیا درد است. هرگاه دیدی طبیب درد را به سوی خود می کشد، یعنی طالب دنیا است پس او را در ادعا و روش و سیره اش متهم کنید، و به علم او اهمیت ندهید. و بدانید که او عالمی است که اعتماد و وثوق به گفتار او نیست و آنچه می گوید اعتباری به آن نیست، چون خود به گفته خود ایمان ندارد و الا بر خلاف آن عمل نمی کرد.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا تطلبوا العلم لتباهوا به العلماء و لا لتماروا به السفهاء و لا لتراؤا به فی المجالس و لا لتصرفوا به وجه الناس الیکم للتراؤس فمن فعل ذلک کان فی النار و کان علمه حجة علیه یوم القیمة و لکن تعلموه و علموه.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: طلب نکنید علم را برای مباهات و فخر بر علماء و نه برای مجادله و مراء با نادانان، و نه برای این که به مردم نشان دهید و ریا کنید و در مجالس، و نه برای این که توجه مردم را به خود جلب کنید و کسب شرافت و مقام در میان آنها بنمایید پس کسی که بخواهد به خاطر این مقاصد موهومه کثیف علم به دست بیاورد آتش جهنم را برای خود تهیه دیده است، و همان علم حجت بر اوست، یعنی دلیل محکومیت او در روز قیامت می گردد. و لیکن علم را یاد بگیرید و عمل کنید و به دیگران یاد دهید و سبب نجات خود و دیگران گردید.

باب دوم: در زهد در دنیا

قال الله تعالی: یا ایها الناس اتقوا ربکم واخشوا یوماً لا یجزی والد عن ولده و لا مولود هو جاز عن والده شیئاً ان وعد الله حق فلا تغرنکم الحیوة الدنیا و لا یغرنکم بالله الغرور.(112) و قال سبحانه: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.(113)
ای مردم از خدای خود بترسید و بترسید از روزی که هیچ پدری به عوض پسرش مجازات نخواهد شد، و نه فرزند به جای پدر به چیزی جزا داده خواهد شد. به تحقیق وعده خدا حق است پس زندگی دنیا شما را مغرور نکند و شیطان شما را به خدا مغرور نکند. و خدای سبحان جلت عظمته فرمود. ای اهل ایمان از خدا بترسید و باید هر کس دقت نظر داشته باشد در آنچه از این دنیای فانی برای زندگانی باقی می فرستد که فردا بر آن وارد خواهد شد. و از خدا بترسید به درستی که خدا به آنچه شما عمل می کنید، آگاه است.
و قال تعالی: و فرحوا بالحیوة الدنیا و ما الحیوة الدنیا فی الاخرة الا متاع،(114) یعنی جیفه.
و خوشنود شدند به زندگی دنیا و نیست زندگانی دنیا در قبال آخرت مگر مانند مردار متعفن بدبو.
و قال تعالی: ان الذین لا یرجون لقائناً و رضوا بالحیوة الدنیا و اطمانوابها و الذین هم عن ایاتنا عافلون اولئک ماویهم النار بما کانوا یکسبون.(115)
به تحقیق کسانی که امید لقای رحمت ما را ندارند و به زندگی دنیا راضی شدند و به آن اطمینان پیدا کردند و کسانی که آنها از آیات ما که مراد آیات آفاقی و انفسی است که دلالت بر یگانگی حق تعالی دارد غافلند اینانند که منزلگاه آنها به سبب کارهایی که در این عالم انجام دادند جهنم است.
و قال تعالی: انما مثل الحیوة الدنیا کماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما یاکل الناس و الانعام حتی اذا اخذت الارض زخرفها و ازینت و ظن اهلها انهم قادرون علیها اتاها امرنا لیلاً او نهاراً فجعلناها حصیداً کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الایات لقوم یتفکرون(116)
جز این نیست که مثل زندگانی دنیا مانند آبی است که فرو فرستادیم آن را از آسمان پس گیاهان زمین به آن مخلوط شد از آنچه که خوراک مردم است مانند دانه ها و آنچه که خوراک حیوانات است مانند علف ها تا وقتی که زمین به سبب آن زینت گرفت و به آن مزین شد و اهل زمین گمان بردند که قادر بر آنند امر ما در شب آمد یا روز پس آن را درو شده قرار دادیم که گویا قبلاً چیزی روئیده نشده بود. همچنین آیات و علامات خداشناسی را بیان می کنیم برای مردمی که فکر می کنند.
و قال تعالی: من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها ما نشاء لمن نرید ثم جعلنا له جهنم یصلیها مذموماً مدحوراً و من اراد الاخرة و سعی لها سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم مشکوراً.(117)
هر کس در کارهایش تنها منظور و اراده اش دنیا باشد به او می دهیم در دنیا آنچه خواستیم برای هر کس اراده کردیم، پس قرار دادیم برای او جهنم را در حالی که در آنجا معذب باشد و مورد مذمت و دور از رحمت حق تعالی باشد. و کسی که اراده کند آخرت را و برای آن سعی و کار کند و او مؤمن باشد پس این کسان سعی و کوشش آنها مورد قبول خدا متعال خواهد بود.
و قال تعالی: من کان یرید الحیوة الدنیا و زینتها نوف الیهم اعمالهم فیها و هم فیها لا یبخسون اولئک الذین لیس لهم فی الاخرة الا النار و حبط ما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعملون.(118)
کسی که اراده کند زندگی دنیا و زینت آن را اجر اعمالشان را تمام و کامل به آنها می رسانیم و از راه در دنیا کمبودی برای آنها نیست اینانند کسانی که در آخرت برای آنها غیر آتش و عذاب چیز دیگری نیست و ثوابی برای کارهای آنها در آخرت نیست و آنچه عمل کردند باطل است.
و قال سبحانه: من کان یرید حرث الاخرة نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نوبه منها فما له فی الاخرة من نصیب.(119)
آن کس که اراده کند کشت و زرع آخرت را زیاد می کنیم ما در کشت و زرع او و آن کس که اراده کند کشت و زرع دنیا را به او بعضی از آنچه که اراده کرده می دهیم و برای او در آخرت نصیب و بهره ای نیست.
و قال تعالی ذاماً لقوم: کلا بل تحبون العاجلة و نذرون الاخرة.(120)
و از جهت مذمت قومی فرمود: نه چنین است بلکه اینها دنیا را دوست دارند و آخرت را واگذاشته اند.
و قال تعالی: ان هولاء یحبون العاجلة و یذرون ورائهم یوماً یقیلاً.(121)
خدای متعالی فرمود: به درستی که اینها دنیا را دوست دارند و در پشت سر خود واگذاشته اند روز سنگین و سختی را.
و قال سبحانه: و ما اوتیتم من شی ء فمتاع الحیوة الدنیا و زینتها و ما عندالله خیر و ابقی.(122)
در این عالم هر چه به شما داده شده اساس و زینتهای فانی این دنیا است. و آنچه نزد حق تعالی موجود است (در عالم بقا و نعمتهای دائمی) آنها بهتر و باقی تر است.
و قال تعالی: و ما هذه الحیوة الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الاخرة لهی الحیوان لو کانوا یعلمون.(123)
این زندگانی دنیا که در اختیار شماست جز موهومات و اسباب بازی چیز دیگری نیست و آنچه باقی و دائم است حیات و زندگانی خانه آخرت است و ای کاش می دانستند پی به این معنی می بردند.
بیان: در تفسیر گفته شده که لو شرطیه است بنابراین، معنی چنین می شود: اگر فرق و تفاوت بین دنیا و آخرت را می دانستند سرگرم دنیا نمی شدند تا از آخرت باز مانند.
و قال تعالی: اعلموا انما الحیوة الدنیا لعب و لهو و زینة و تفاخر بینکم و تکاثر فی الأموال و الاولاد کمثل غیث اعجب الکفار نباته ثم یهیج فتریه مصفراً ثم یکون حطاماً و فی الاخرة عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان و ما الحیوة الدنیا الا متاع الغرور.(124)
بدانید به درستی که زندگی دنیا بازیچه و موهوم است و در نظر شما زینت داده شده و سبب شده است که با آن به یکدیگر فخر و مباهات می کنید و می کوشید تا در کثرت مال و اولاد از یکدیگر پیشی بگیرید. و فنا و زوال آن مانند گیاهان صحرا است که در اثر باران ظاهر می گردد و چند صباحی سبز و خرم است و به اندک زمانی خشک می شود و زنگ سبز آن به زردی تبدیل می گردد، پس پراکنده و متفرق می گردد لیکن در آخرت دو موضوع متقابل می باشد یکی از عذاب سخت که در اثر علاقه مند شدن به این موهومات از اصلاح آنجا باز مانده و در نتیجه بعد از مردن چون تحصیل ایمان و اعمال صالحه نکرده و عذاب سخت مبتلاست. و در مقابل آن آمرزش و رضای حق تعالی است برای کسانی که آخرت را بر دنیا کردند. و نیست زندگی دنیا مگر چیز مردار متعفن بد بو که به ظاهر خود مردم را فریب می دهد.
و قال تعالی: لا بغرنک تقلب الذین کفروا فی البلاد متاع قلیل ثم مأویهم جهنم و بئس المهاد لکن الذین اتقوا ربهم لهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها نزلاً من عندالله و ما عندالله خیر للابرار.(125)
این که می بینی کفار در دنیا تصرفات می کنند و از این طرف به آن طرف می روند و تجارت و بهره ها می برند این سبب نشود که مؤمنین به اشتباه بیفتند و امر بر آنها مشتبه گردد و احیاناً موجب فریب و گول خوردن آنها گردد و میل به دنیا کنند و تصور کنند برای اشیای دنیا حقیقی هست، بلکه آنها در دست کفار کثافات و مرداری است که در مدت کمی در اختیار آنها قرار گرفته و در اثر علاقه مند شدن به آن و غفلت از خدا و تحصیل رضای او به جهنم کشیده می شوند و منزلگاه آنها آنجا می شود و حال آن که بد محلی است و آسایش و راحتی در آن نیست. و در مقابل اهل تقوی و ایمان که در دنیا از خدا ترسیدند و از کفر و گناهان دوری جستند برای آنهاست باغها که در کف آن نهرها جاری است و سکونت آنها در آنجا همیشگی و مدام است و آنجا محل نزول آنها است از طرف خدا برای ضیافت و میهمانی و مهمانخانه خداست که در آن وارد شده اند و آنچه از جانب خدا باشد برای نیکوکاران بهتر است از کثافات این دنیا.
و قال سبحانه: و لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجاً منهم زهرة الحیوة الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربک خیر و ابقی.(126)
چشم خیره نکنید که با دقت و حسرت بنگرید به سوی آنچه از کثافات دنیا به افرادی از کفار داده ایم. این زینت های بی حقیقت دنیاست که برای امتحان در اختیار آنها قرار گرفته. و روزی پروردگارت که مؤمنین به قدر کفاف از راه تحصیل حلال به دست می آورند بهتر و باقی تر است.
و قال تعالی: قل متاع الدنیا قلیل و الاخرة خیر لمن اتقی و لا تظلمون فتیلاً.(127)
ای پیغمبر گرامی به مؤمنین بگو اشیای دنیا در مقابل نعمتهای آخرت کم و بی ارزش و آخرت و نعمتهای آن بهتر است برای اهل تقوا و آنجا به شما حتی اندکی ظلم نمی شود.
بیان: فتیل چیزی است که در شکاف هسته خرماست و آن کنایه از نهایت کمی است.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: لابی ذر کن فی الدنیا کانک غریب واعدد نفسک من الموتی فاذا اصبحت لا تحدث نفسک بالمساء و اذا امسیت لا تحدث نفسک بالصباح وخذ من صحتک لسقمک و من شبابک لهرمک و من حیوتک لوفاتک فانک لا تدری ما اسمک غداً.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به جناب اباذر، که از صحابه خاص آن بزرگوار بود، فرمود: در دنیا مانند شخص غریب باش و خود را در شما مردگان در آور. پس هرگاه وارد صبح شدی با خود حدیث شب مگو، یعنی امید زندگی شب نداشته باش که بگویی شب چنین خواهم کرد. و هرگاه به شب رسیدی با خود حدیث صبح مکن، یعنی به زنده بودن صبح امیدوار مباش! در نتیجه در انجام وظایف عبودیت و بندگی خدا عجله کن و آن را تأخیر نینداز؛ که در تأخیر، آفات بسیار است که یکی فوت وقت و رسیدن اجل است. و در حال صحت بدن بهره و استفاده نما پیش از مریض شدن. و از جوانی خود بهره بردار پیش از آن که پیر شوی، و از زندگی خود بهره مند شو؛ برای بعد از مرگ خود؛ برای این که تو نمی دانی فردا در شما زندگان هستی یا مردگان.
و قال صلی الله علیه و آله: اکثروا من ذکر هادم اللذات فانکم ان کنتم فی ضیق و سعه غلیکم فرضیتم به فاثبتم و ان کنتم فی غنی بغضه الیکم فجدتم به فاجرتم فان احدکم اذا مات فقد قامت قیامته یری ماله من خیر او شر ان اللیالی قاطعات الاجال و الایام مدنیة الاجال و ان المر عند خروج نفسه و حلول رمسه یری جزاء ما اسلف و قلة غناء ما خلف و لعله من باطل جمعه او من حق منعه.
بسیار یاد کنید آن چیزی را که همه لذات دنیا را خراب و ویران می کند، یعنی مرگ را. پس هرگاه در مضیقه و تنگی معیشت باشید این یادآوری سبب می شود که شما در وسعت قرار گیرید و همان مضیقه برای شما وسیع شود؛ چون توجه به کوتاهی عمر و به هم خوردن زندگی پیدا می کنید و همان چیز کم در نظر شما زیاد می آید زیرا می دانید به زودی آن را خواهید گذاشت و رفت. پس به همان چیز کم راضی می شوید و به شما ثواب داده می شود. و اگر در غنی و بی نیازی بوده باشید یاد مرگ آن را در نظر شما بی اعتبار قرار می دهد و با نظر علاقه مندی به آن نگاه نخواهید کرد، پس در نتیجه آن را بذل و بخشش می کنید و سبب اجر شما در آخرت می شود. پس به درستی که یکی از شما وقتی بمیرد و از این عالم برود قیامت او بر پا می شود. بنابراین، بین ما و قیامت مرگ فاصله است. می بیند آنچه برای او هست از خیر یا شر، یعنی بعد از مردن انسان می داند که اهل عذاب است یا رحمت. به درستی که گذشتن شب و روز مدت زندگی را تمام می کند و رسیدن به مرگ و وارد شدن آن عالم را نزدیک می کند. و هر کس بعد از خارج شدن جان از بدنش و فرو رفتن در قبرش آنچه از مال خود را پیش فرستاد نتیجه آن را خواهد دید و می فهمد که آنچه باقی گذارده برای او نفعی ندارد، و شاید آن را از راه باطل جمع کرده و یا حقوق الهی را که به آن تعلق گرفته منع کرده.
و قال سعد لسلمان رضی الله عنه فی مرضه کیف تجد نفسک فبکی فقال ما یبکیک فقال و الله ما ابکی حزنا علی الدنیا و لکن بکائی لأن رسول الله صلی الله علیه و آله قال لیکن بلاغ احدکم من الدنیا کزاد الراکب فاخاف ان اکون قد تجاوزت ذلک و لیس حوله فی بیته غیر مطهرة و اجابة و قصعة.
سعد در هنگام مرگ جناب سلمان به او گفت ای صحابه رسول خدا در این حال خود را چگونه می یابی؟ سلمان گریه کرد. گفت سبب گریه تو چیست؟ فرمود به خدا گریه من برای حزن و اندوه این نیست که از دنیا می روم، بلکه می گریم برای اینکه پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: باید حظ و بهره شما از دنیا به حدی برسد که به قدر توشه مسافری بیشتر نداشته باشید. و من می ترسم از این فرمایش پیغمبر تجاوز کرده باشم و زیاده روی نموده باشم. جناب سلمان این مطلب را در حالی می گفت که در خانه ای که منزل او بود در اطراف آن به غیر از آفتابه و قدح و کاسه چیز دیگر دیده نمی شد.
و قال ثوبان: یا رسول الله ما یکفینی من الدنیا فقال: ما سد جوعتک و واری عورتک وان کانت لک بیت فبخ بخ و انت مسؤول عما بعد ذلک.
شخصی به نام ثوبان خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله عرض می کند: یا رسول الله تا چه حد از دنیا از نظر دین برای من کافی است که در تحصیل آن مجاز باشم؟ حضرت فرمود: به قدری که غذایی برای رفع گرسنگی و لباسی برای پوشانیدن بدن و عورت خود داشته باشی. و هرگاه بعد از این دو، خانه و محل سکونت هم داشته باشی. و هرگاه بعد از این دو، خانه و محل سکونت هم داشته باشی پس چه نیکوست. و از این زیادتر هر چه داشته باشی تو در قیامت مسؤول آن خواهی بود.
و قال: تفرغوا من هموم الدنیا ما استطعتم فانه من کانت الدنیا همته قسی قلبه و کان فقره بین عینیه و لم یعط من الدنیا غیر نصیبه المکتوب له و من کانت الاخرة همته جمع الله امره و جعل غناء فی قلبه و اتته الدنیا راغمة.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: تا می توانید خود را از کارها و مهمات دنیایی فارغ کنید؛ برای این که هر کس کوشش خود را برای دنیا قرار دهد به چند عقوبت گرفتار می شود: یکی اینکه: قلب او قساوت پیدا می کند و سخت می شود. دوم این که، فقر او مقابل چشمش قرار داده می شود، یعنی همیشه خود را فقیر می داند و به نظر احتیاج و تنگ دستی در خود می نگرد. سوم این که: هر چه سعی کند بیشتر از آنچه برایش مقرر شده نصیب او نخواهد شد، اما کسی که همت و کوشش او برای اصلاح امر آخرتش باشد خداوند متعال پراکندگی های امور او را جمع خواهد فرمود و غنا و بی نیازی او را در قلبش قرار می دهد، که همیشه و در هر حال خود را غنی می پندارد و محتاج خلق نمی بیند. تنها خود را محتاج خدای عظیم غنی بالذات می داند. و دیگر این که دنیا به سوی او می آید در حالی که او به نظر حقارت و پستی به دنیا می نگرد و در نزد او قدر و قیمتی ندارد.
و قال موسی بن جعفر علیهماالسلام: اهینوا الدنیا فانه اهنی ما یکون لکم اهون ما یکون علیکم فانه ما اهان قوم الدنیا الا هناهم الله العیش و ما اعزها قوم الا ذلوا و تعبوا و کانت عاقبتهم الندامه.
حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود: دنیا را در نظر خود خوار و پست و بی مقدار قرار دهید زیرا از دنیا برای شما از همه چیز گواراتر همان پست ترین چیزهاست برای شما. پس به درستی که شأن چنین است هیچ قومی به نظر حقارت و پستی در دنیا نظر نکردند مگر این که خدای متعالی عیش گوارا به آنها مرحمت فرمود، و هیچ مردمی به نظر عزت در دنیا نظر نکردند مگر این که ذلیل شدند و به زحمت افتادند و عاقبت کار آنها ندامت و پشیمانی گردید.
و قال صلی الله علیه و آله لأبی ذر: یا اباذر ان الدنیا سجن المؤمن و القبر امنه و الجنة مأواه الدنیا جنة الکافر و القبر عذابه و النار مثواه.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله جناب ابی ذر غفاری فرمود: ای اباذر دنیا زندان مؤمن است، و قبر محل امن و امان اوست، و بهشت منزلگاه او می باشد. و دنیا برای کفار بهشت است. و قبر محل عذاب او و آتش جایگاه او می باشد.
و قال: الزاهد فی الدنیا یریح قلبه و بدنه
و فرمود: کسی که در دنیا زاهد باشد و به نظر بی ارزشی و بی اعتباری در دنیا بنگرد چنین کسی قلب و بدن او در آسایش است.
و قال: المؤمن یتزودو الکافر یتمتع یا بن آدم عف عن محارم الله تکن عابداً و ارض بما قسم الله لک تکن غنیاً و احسن لمن جاورک تکن مسلماً و صاحب الناس بما تحب ان یصحبوک تکن منصفاً انه کان قبلکم قوم جمعوا کثیراً و بنوا مشیداً و املوا بعیداً فاصبح جمعهم بوراً و مساکنهم قبوراً یا بن آدم انک مرتهن بعملک متعرض علی ربک فجد فی یدیک وطاء الارض بما فی قدمک فانها عن قلیل مسکنک لم تنزل فی هدم عمرک منذ سقطت علی الارض من بطن امک.
فرمود: مؤمن در دنیا به فرک آخرت است و پیوسته توشه آنجا را تهیه می کند، و کافر همیشه به فکر بهره بردن از لذائذ این دنیاست و به یاد آخرت نمی باشد، ای فرزند آدم از آنچه خدا حرام کرده اجتناب کن و عفت داشته باش تا از اهل عبادت خدا محسوب گردی، و به آنچه خدا روزی و قسمت تو فرموده است راضی باش تا غنی و بی نیاز باشی. و با همسایگان نیکی کن تا مسلمان باشی. و با مردم چنان رفتار کن که انتظار داری با تو رفتار کنند. هرگاه چنین کنی تو از اهل انصاف محسوب گردی به تحقیق که پیش از شما گروهی بودند که از اموال دنیا بسیار جمع کردند، و عمارات و بناهای محکم ساختند و آرزوهای دور و دراز داشتند، پس با چنین حال به یک مرتبه جمعیت آنها متفرق و پراکنده شده و در گورستان ساکن شدند و در قبرها منزل نمودند.
ای فرزند آدم به درستی که تو در گرو اعمال خود می باشی و در پیشگاه خدا در قیامت برای رسیدگی به اعمالت حضور پیدا خواهی کرد. پس آن چه در دست داری و در اختیار تو است انفاق کن و در راه خدا بذل و بخشش نما. و در وقتی که گام بر زمین می گذاری خود را مهیا کن برای روزی که در دل آن جا خواهی گرفت: برای این که به همین زودی محل سکونت تو آنجا خواهد بود. و بدان که تو از روزی که متولد شده ای پیوسته در راه تمام کردن عمر خویش می باشی.
و قال: من استغنی بالله احوج الله الناس الیه.
آن کس که خود را محتاج خدا دانست و بی نیازی و رفع حاجت خود را از خدا خواست خدای متعال دیگران را به او محتاج می گرداند.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: الدنیا منتهی بصر الاعمی لا یبصر بما و رائها بشی ء و البصیر ینفذها بصره ویعلم ان الدار و رائها فالبصیر منها شاخص و الاعمی الیها شاخص و البصیر منها یتزود و الا عمی لها یتزود.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: نابینایان جز دنیا نمی بینند و نهایت بینایی آنها دنیاست و بیناها با چشم خود دنیا را سوراخ کرده و بیرون آن را نگاه می کنند و فنا و زوال و عدم بقای آن برای آنها محرز است و می دانند که دنیا دردی را دوا نمی کند. پس بینا از دنیا عبور می کند و نابینا به سوی دنیا حرکت می کند. بینا از آن بهره برداری می کند و آن را وسیله اصلاح آخرت می داند و نابینا هر کاری می کند برای دنیا می کند و دنیا را برای دنیا می خواهد.
و قال علیه السلام: الزهد قصر الأمل و الشکر علی النعم و الورع عن المحارم فان عرف ذلک عنکم فلا یغلب الحرام صبرکم و لا تنسوا عند النعم شکرکم، فان الله تعالی قد اعذر علیکم بحجج ظاهرة مستقره و کتب بارزة ظاهرة.
فرمود: زهد کوتاه کردن آرزو است و شکر بر نعمتها و دوری و اجتناب از گناهان و محرمات می باشد. و اگر دارای زهد می باشید پس باید در مقابل کارهای حرام صبر خود را از دست ندهید و در هنگام نعمتها شکر را فراموش نکنید. به درستی که خداوند متعال عذری برای شما نگذاشته و فرستاده است به سوی شما حجتهای ظاهر و برقرار، مانند، قرآن کریم و کتابهای بارز و ظاهر و انبیاء و اوصیاء و علماء.
و قال علیه السلام: ایها الناس انما الدنیا دار ممرکم و الاخرة دارالمستقر فخذوا من ممرکم لمستقرکم و اخرجوا من الدنیا قلوبکم قبل ان یخرج منها ابدانکم فللآخرة خلقتم و فی الدنیا حبستم و ان المر اذا مات قالت الملائکة ما قدم و قالت الناس ما خلف فلله ایابکم قدموا کیلا یکون لکم و لا تقدموا کیلاً یکون علیکم فانما مثل الدنیا کمثل السم یا کله من لا یعرفه.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ای مردم دنیا خانه ای است که باید از آن عبور کنید و آخرت خانه ای است که در آن برقرار خواهید شد. پس از جای عبورتان برای جای قرارتان بهره بردارید. و خارج کنید از دنیا قلبهای خود را پیش از آن که خودتان از آن خارج شوید؛ پس برای آخرت خلق شده اید و در دنیا حبس شده اید. و کسی که از دنیا برود ملائکه می گویند این بنده چه چیز از پیش فرستاده و مردم می گویند چه از او باقیمانده. پس به سوی خداست وارد شدن شما. پیش فرستید تا آنجا برای شما نفع داشته باشد نه اینکه جلوتر روید تا برای شما ضرر داشته باشد. و بدانید که مثل دنیا مثل سم و زهر کشنده است آن را کسی می خورد که ندانم سم است و الا عاقل به دست خود خود را به هلاکت نمی رساند.
و قال علیه السلام: ان السعداء فی الدنیا لها ربون منها الیوم.
اهل سعادت در دنیا کسانی هستند که از دنیا فرار می کنند.
و قال: ما یصنع بالمال و الولد من یخرج منها و یحاسب علیها عراة دخلتم الدنیا و عراة تخرجون منها و انما هی قنطرة فاعبروا علیها و لا تنظروها.
فرمود: چه می کند با مال و اولاد آن کس که از میان آنها خارج می شود و حساب می شود بر آن، یعنی مال و اولادی که انسان از میان آنها می رود و آنها هیچ کمکی به او نمی توانند بکنند و در عالم آخرت از او سؤال می شود که این مال را از کجا آوردی و کجا مصرف نمودی، و در تربیت اولاد خود و آشنا ساختن آنها به احکام دین تا چه اقدام کردی. با این حال مال و اولاد چه نفعی به حال انسان دارد؟ برهنه به دنیا آمده اید و برهنه بیرون خواهید رفت. و این است و جز این نیست که دنیا به منزله پلی است که از آن عبور می کنید، پس از آن بگذرید و انتظار بازگشت آن را نداشته باشید.
و قال علیه السلام فی دعائة: اللهم توفنی فقیراً و لا تتوفنی غنیاً و احشرنی فی زمرة المساکین.
آن حضرت در دعای خود از خدای خود چنین تقاضا نمود که: خدایا مرا در حال فقر بمیران و مرا در حال غنا و داشتن ثروت و مال نمیران، و در قیامت مرا در جمعیت فقرا و مساکین محشور فرما؟.
و قال: اشقی الاشقیا من اجتمع اجتمع علیه فقر الدنیا و عذاب الاخرة.
آن بزرگوار فرمود: بد عاقبت تر از همه بد عاقبتان آن کس است که برای او جمع شود فقر دنیا و عذاب آخرت، یعنی در دنیا به فقر و فلاکت و بدبختی به سر برد و در اثر نداشتن ایمان و اعمال نیک در آخرت هم معذب به عذاب شود.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: الرغبة فیما عندالله تورث الروح و الراحة و الرغبة فی الدنیا تورث الهم و الحزن.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: رغبت و میل کردن به سوی آنچه در نزد حق تعالی است، یعنی نعمتهای آخرتی سبب رسیدن به رحمت خدا و راحتی بدن است، و میل کردن به دنیا سبب حزن و اندوه است؛ چون اشیای دنیا بقا ندارد. هرگاه کسی دل بستگی به آن پیدا کند هنگام جدا شدن و از دست رفتن آن مبتلا به حزن و اندوه می شود و آن کس که دل به دنیا نبسته است در مقابل حوادث روزگار آرام و مطمئن است و غم و اندوهی ندارد.
و قال: ان من صفات اولیاء الله الثقة به فی کل شی ء و الغنی به عن کل شی و الافتقار به فی کل شی ء.
فرمود: سه علامت و نشانه از جمله صفات دوستان خداست:
اول این که: اعتماد و اطمینانش در همه امور به خداست دوم این که: عنا و بی نیازی خود را از طرف خدا می داند و بس و انتظار نفع و فایده از غیر خدا ندارد. سوم این که: خود را به خدا محتاج می داند و بس و می داند که تنها خدا قدرت دارد احتیاجات او را برآورد.
و قال: ادفع الدنیا بما یحضرک من الزاد و تبلغ به.
فرمود: به آنچه از زاد و توشه و امر معیشت که به آن رسیده ای و برای تو موجود است اکتفا کن و با همان دنیا را رد کن و خود را مقید به قیود بسیار مکن، که سبب شود به تکلف و زحمت دچار گردی.
و کان علیه السلام ینشد و یقول:
ادفع الدنیا بما اندفعت - و اقطع الدنیا بما انقطعت
یطلب المرء الغنی عبثاً - والغنی فی النفس لوقنعت
آن بزرگوار ایندو شعر را در اینمورد می خواند که معنی آن چنین است: دنیا را به هر چه ممکن است از خود دفع کن و از آن گذر کن. و این مسافتی که بعد از طی شدن آن به آخرت می رسی، به هر نوع که می شود طی کن و قطع طریق بنما. شخص بیهوده از این طرف و آن طرف طلب بی نیازی می کند و حال آن که بی نیازی و غنای او در نفس اوست هرگاه قناعت کند.
و قال علیه السلام و الله لقد رقعت مدرعتی هذه حتی استحییت من راقعها و قال لی قائل الا تنبذها فقلت اعزب عنی عند الصباح یحمد القوم السری.
آن بزرگوار فرمود: به خدا قسم این پیراهن خود را این قدر وصله زدم تا این که از وصال خجالت کشیدم و شرم نمودم. و گوینده ای به من گفت چرا این را به دور نمی اندازی؟ به او گفتم از من دور شو و این جمله اخیر را که ضرب المثلی است فرمود: هنگام صبح مردمی که در شب سیر کرده اند و راه و مسافت را پیموده اند مورد ستایش قرار می گیرند. کنایه از این که دنیا مانند شب است و هنگام مردن مانند صبح است پس هر کس این شب ظلمانی را بدون تکلف و زحمت طی کند و در هنگام مرگ که صبح او طالع می شود مورد مدح و ستایش قرار می گیرد، چون خود را برای زرق و برق دنیا معطل نکرده است که از قافله دین عقب افتاده باشد.
و قال: الزاهدون فی الدنیا ملوک الدنیا و الاخرة و من لم یزهد فی الدنیا و رغب فیها فهو فقیر الدنیا و الاخرة و من زهد ملکها و من رغب فیها ملکته.
و فرمود: کسانی که در دنیا زاهد باشند سلاطین دنیا و آخرت خواهند بود. و هر کس زهد نداشته باشد و رغبت و میل به جانب دنیا نماید پس او فقیر دنیا و آخرت است چون آنچه را در دنیا خواسته به دست او نیامده و آخرت خود را نیز از دست داده، چون توجه به غیر خدا داشته است. و کسی که زاهد باشد دنیا را مالک شده است. و کسی که میل و رغبت به دنیا نموده دنیا او را در اختیار خود آورد و مالک او گردد.
و قال نوف البکالی: کنت عند امیرالمؤمنین ذات لیلة فقام من فراشه و نظر الی النجون ثم قرأ آیات آل عمران: ان فی خلق السموات و الارض الخ. ثم قال یانوف اراقد انت ام رامق فقلت بل رامق یا امیرالمؤمنین فقال یانوف طوبی للزاهدین فی الدنیا الراغبین فی لاخرة اولئک قوم اتخذوا الارض بساطاً و ترابها فراشا و مائها طیباً و القرآن شعاراً و الدعاء دثاراً ثم قرضوا الدنیا قرضاً الی منهاج المسیح.
نوف بکالی می گوید: شبی در خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بودم. پس آن بزرگوار از بستر خواب خود بر خاستند و نگاهی به ستارگان آسمان نمودند و آیاتی که در سوره مبارکه آل عمران است قرائت کردند.پس فرمود:ای نوف آیا در خوابی یا بیداری؟ عرض کردم بلکه بیدارم یا امیرالمؤمنین. فرمود:ای نوف خوشا به حال کسانی که در دنیا زاهدند و رغبت و میل آنها به آخرت است. آنها مردمی هستند که به روی زمین و خاک آن می نشینند و از آب به جای بوی خوش استفاده می کنند، یعنی با آب خود را نظیف می کنند و همیشه ملازم قرآنند. و دعا را دثار برای خود قرار می دهند. و خود را از دنیا جدا می کنند و آن را از خود دور می کنند، همانند حضرت مسیح و در راه آن حضرت می روند.
یانوف ان الله تعالی اوحی الی المسیح ان قل لبنی اسرائیل لا تدخلوا بیوتاً من بیوتی الا بقلوب طاهرة و ثیاب نقیه و السنة ناطقه صادقه و اعملهم انی لا استجیب لا حد منهم دعاء و لا حد من خلقی قبله مظلمة.
ای نوف به درستی که خدای متعال جلت عظمته به حضرت مسیح عیسی بن مریم علیه السلام وحی فرمود که: به بنی اسرائیل بگو در مساجد و خانه های من داخل نشوید مگر با قلب های پاک از شرک و ریا و با لباسهای نظیف و غیرآلوده و زبانهای گوینده که از روی راستی و صداقت به ذکر من مشغول باشند. و آگاه کن آنها را که من مستجاب نمی کنم دعای هیچ یک از آنها را در حالی که حقی از یکی از خلق من به عهده آنها باشد.
یا نوف ان رسول الله صلی الله علیه و آله قام فی مثل هذه الساعة فقال ان هذه الساعة لا ترد لا حد فیها دعوة الا ان یکون عریفاً او عشاراً او شرطیاً او شاعراً او صاحب عرطبة و کوبة العرطبة الطبل الکبیر و الکوب الصغیر و
روی بالعکس.
ای نوف به درستی که پیغمبر صلی الله علیه و آله در مثل چنین ساعتی از خواب برخاست پس فرمود: این ساعتی است که دعا در آن مستجاب است ورد نمی شود مگر این که دعا کننده یکی از این شش نفر باشد: 1- عریف، یعنی آن کسی که مردم را به ستمکاران بشناساند و اسرارشان را نزد آنها فاش کند. 2- عشار، یعنی ده یک گیر (باجگیر و گمرکچی و راه دار) 3- شرطی، یعنی گزمه و همکار داروغه. 4- شاعر و مراد شعر غیر حکمت و نصیحت است. 5 - صاحب عربطه، یعنی نوازنده ساز یا نقاره چی و دهل زن. 6 صاحب کوبه و آن نیز نوازنده یکی از آلات مذکور است. این شش طایفه گناهشان مانع است از این که درخواستشان روا گردد.
و قال: ما عاقبت احداً عصی الله فیک بمثل ان تطیع الله فیه وضع امر اخیک الی احسنه و لا تظنن بکلمة خرجت منه شراً و انت تجد لها فی الخیر محملاً و من کتم سره ملک امره و کانت الخیرة بیده و من عرض نفسه للتهمة فلاد یلومن الا نفسه و لا یلومن من اساء به الظن و علیکم باخوان الصدق تعیشوا فی اکنافهم و لا تها ونوا بالحلف فیهینکم الله و لا تتعرضوا لما لا یعنیکم و علیکم بالصدق فهو النجاة و النمجاة و احذروا عدوکم من الجن والانس و لا تصحبوا الفجار و استشیروا ذی الدین و النصیحة ترشدوا و واخلو لاخوان فی الله و لا تعیبون شیئاً تأتون بمثله.
در مقام عقاب و انتقال از متجاوز بهترین راه این است که خدا را درباره او اطاعت کنی.
(شاید مراد این باشد که از حدود الهی در انتقام از او تجاوز نکن و اکتفا کن به آنچه خدای متعال درباره او حکم تعیین فرموده) و قرار ده امر برادر دینی خود را در بهترین مورد آن. و هر گاه کلمه ای از دهان او خارج گردید گمان بد و شر درباره او مبر و تا جایی که ممکن است آن را حمل به خیر کن، و کسی که راز خود را پنهان دارد اختیار کار خود را دارد و مالک امر خود می باشد، و هر کس خود را در معرض تهمت در آورد پس ملامت نکند مگر خود را و ملامت و سرزنش نکند کسی را که به او گمان بد ببرد. و بر شما باد که اختیار کنید برادران ایمانی که اهل صداقت و حقیقت هستند تا در کنار آنها و حمایت آنها بتوانید زندگی کنید.
و در قسم یاد کردن بی باک نباشید که آن را بی اهمیت بدانید که این سبب می شود که در نزد خدای متعال خوار و بی اعتبار گردید، و در آن دخالتی ننمایید و عمر عزیز خود را صرف کار بی فایده نکنید. و بر شما باد به راستی که نجات در راستی و درستی است. و از دشمن انس و جن که برای شما هست بترسید و متوجه باشید که شما را غافل گیر نکنند. و با بدکاران رفاقت و دوستی نکنید، و هرگاه خواستید مشورت کنید با کسی مشورت کنید که پای بند به احکام دین باشد و برای ادای حق برادری شما را نصیحت کند تا در اثر این مشورت راه رشد و صلاح برای شما ظاهر گردد. و برادری کنید با برادران دینی در راه خدا. و از افراد عیب جویی نکنید در اموری که خودتان مثل او آن را مرتکب می شوید.
و قال: سوید ابن غفلة دخلت علی امیرالمؤمنین علیه السلام داره فلم ارفی البیت شیئاً فقلت فاین الاثاث یا امیرالمؤمنین فقال یا بن غفلة نحن اهل بیت لا تتأثث فی الدنیا نقلنا اجل متاعنا الی الاخرة ان مثلنا فی الدنیا کراکب ظل تحت شجرة ثم راح و ترکها.
شخصی به نام سوید بن غفله که از راویان حدیث است و با علی علیه السلام در جنگ صفین همراه بود چنین نقل می کند که به خانه امیرالمؤمنین علیه السلام داخل شدم پس آنجا چیزی از اثاث و لوازم خانه ندیدم. پس عرض کردم یا امیرالمؤمنین اثاث خانه کجا است؟ فرمود:ای پسر غفله ما خانواده ای هستیم که در دنیا برای خانه خود اثاث تهیه نمی کنیم، بلکه چیزهای نفیس و پر قیمت خود را به خانه آخرت انتقال می دهیم. به درستی که مثل ما در دنیا مانند شخص سواری است که در زیر درختی بخوابد و استراحت کند پس از آن بیدار شود و آن درخت را واگذارد و برود.
و قال رسول صلی الله علیه و آله: ان اشد ما اتخوف علیکم منه اتباع الهوی و طول الأمل فان اتباع الهوی یصدعن الحق و طول الامل ینسی الاخرة و ان الله یعطی الدنیا لمن یحب و یبغض و لا یعطی الاخرة الا لمن یحب و ان للدنیا ابناء و للاخرة ابناء فکونوا من ابناء الاخرة و لا تکونوا من ابناء الدنیا فان کل ولد یتبع بامه و ان الدنیا قد ترحلت مد برة و الاخرة قد تجملت مقبلة و انکم فی یوم عمل لیس فیه حساب و یوشک ان تکونوا فی یوم حساب لیس فیه عمل.
پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که سخت ترین چیزها و خطرناک ترین آنها که از آن بر شما ترس و بیم دارم دو چیز است: یکی پیروی و متابعت از چیزهای دلخواه خود و دیگری آرزوی بی پایان و طولانی، و ترس این دو به خاطر این است که هر کدام از این دو تالی فاسدی و لازمه خطرناکی در پی دارد.
اما پیروی از چیزهای دلخواه و تمایلات نفسانی سبب می شود که از رفتن به راه حق بازمانید. و اما امید زیاد زنده بودن در این دنیا و آرزوی رسیدن به هواهای نفسانی سبب می شود که انسان آخرت را فراموش کند و در نتیجه از تهیه توشه برای آن سرا غافل ماند. و به درستی که حق تعالی جل شأنه دنیا را به دوست و غیر دوست می دهد به قول شاعر:
ادیم زمین سفره عام اوست - بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست
لیکن آخرت را و نعمتهای باقیه بهشت را تنها به دوستان می دهد و عطا نمی فرماید آن را مگر به دوستان خود. و به درستی که برای هر کدام از دنیا و آخرت فرزندانی است، پس شما اختیار کنید فرزندی آخرت را.
(شاید مراد از تعبیر به فرزند پیرو بودن باشد، چنانچه فرزند به هر طرف که ما در می رود دنباله رو اوست. می فرماید: هر طریقی که به سوی آخرت می رود شما آن طریق را بروید) پس به تحقیق که هر فرزند پیرو مادرش می باشد، و به درستی که دنیا کوچ کرده و می رود و آخرت زینت کرده به سوی شما می آید. و اکنون در این دنیا شما در روز عمل می باشید و حسابی در کار نیست و به همین زودی ها در روز حساب واقع می شوند که در او جای عمل نیست.
و قال صلی الله علیه و آله: ایها الناس لا تغروا فان الله لو اهمل سیئاً لاهمل الذرة و الخردلة و البعوضة.
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم مغرور نشوید، پس به درستی که حق تعالی شأنه اگر در اعمال بندگان مسامحه و اهمال می فرمود هر آینه ذره و خردل و بعوضه را صرف نظر و اهمال می فرمود.
این سه کلمه اشاره به سه آیه از قرآن کریم است: اول آیه -
فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره(128)
پس آن کس که به قدر سنگینی ذره خیر و خوبی کند آن را خواهد دید و کسی که به اندازه سنگینی ذره شر و بدی نماید آن را خواهد دید.
دوم آیه و نضع الموازین القسط لیوم القیمة فلا تظلم نفس شیئاً و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین(129)
در قیامت میزانهای عدل به پا می کنیم و به هیچ کس ظلمی نمی شود و اعمال اوکم یا زیاد خوب یابد سنجیده می شود. و گرچه در کمی و کوچکی به مقدار سنگینی دانه خشخاش بوده باشد آن را به معرض حساب می آوریم و ما کافی هستیم برای رسیدگی به حساب بندگان.
سوم - آیه ان الله لا یستحیی ان یضرب مثلاً ما بعوضة فما فوقها(130)
خدای متعال حیا نمی فرماید که برای توضیح حق، به اشیاء و چیزی های کوچک مانند پشه مثل بزند.
و قال ابن مسعود: انما اقسم فی الدنیا اجال منقوصة و اعمال محفوظة و الموت یأتی بغتة فمن یزرع خیراً یحصد زرعه رغبة و من یزرع شراً یحصد زرعه رهبة و من اعطی خیراً فالله اعطاه و من وقی شراً فالله وقاه المتقون سادة و الفقهاء قادة و مجالستهم زیادة و لو لم یکن فینا الا حبنا لما ابغض الله و هی الدنیا لکفی به ذنباً.
ابن مسعود گوید: این است و جز این نیست که خدای متعال جلت عظمته تقسیم فرمود در دنیا مدتهای کوتاه و کارهای محفوظ و ضبط شده و مرگ ناگهان می رسد. پس کسی در دنیا کشت خوب کرده آنچه را کشته از روی میل و رغبت و خوشنودی درو می کند. و آن کسی که در دنیا کشت او شر و فتنه و گناه و فساد باشد از روی ترس و بیم درو می کند و نمی داند چه سرنوشت شومی برای او هست، و به هر کس خیری داده شد بداند که از طرف خداست و او عطا فرموده. و هر کس از هر گونه شر و فتنه نگاه داشته شد خداست که او را نگاه داشته است. اهل تقوی بزرگان و بزرگوارانند. و فقهاء کسانی هستند که بندگان را به سوی رحمت خدا رهبری می کنند و هر کس با آنها نشست از آنها استفاده می کند و بر زیادتی علم و حکمت سرفراز می شود، و اگر در ما نبود مگر یک گناه هر آینه برای گناهکاری ما کافی بود و آن دوست داشتن ما است چیزی را که خدا دشمن می دارد، یعنی دنیا را.
و قد قال النبی صلی الله علیه و آله: حب الدنیا رأس کل خطیئة و مفتاح کل سیئة و سبب احباط کل حسنة و العجب ان الله تعالی یقول: انما اموالکم و اولادکم فتنة(131)، و الناس یجمعونها مع علمهم انهم مفارقوها و محاسون علیها. و لقد احسن من قال فیها شعرا:
هی الدنیا تقول لمن علیها - حذار حذار من بطشی و فتکی
فلا یغررکم حسن ابتسامی - فقولی مضحک و الفعل مبکی
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر گناه و خطایی از فرزند آدم سرزند چون دقت شود اصل آن دوستی و محبت دنیا است. و آن دوستی دنیا است که کلید هر گناه است و سبب آنچه موجب تعجب است این که خدای متعال جلت عظمته در قرآن کریم خبر می دهد که: مال و اولاد شما برای آزمایش و سبب امتحان شماست، و با این حال مردم آن را جمع می کنند. و با این که می دانند از آن جدا می شوند و آن را می گذارند و می روند و در آخرت هم در مقابل آن باید محاسبه شوند مع الوصف آن را دوست می دارند. و شاعر چه نیکو گفته است در وصف دنیا که شعر او ذکر شد و مضمونش این است: اوست دنیا می گوید برای کسانی که در آن ساکن و به آن علاقه مندند از هیبت و خونریزی من بترسید و مغرور نکند شما را تبسم نیکو و خوش منظری که از من مشاهده می کنید، این ظاهر و گفتار من است که شما را می خنداند و خوشحال می کند لیکن کاری که من نسبت به شما انجام می دهم سبب گریه است.

باب سوم: در مذمت دنیا

قال:
عجبا عجبا لغفله الانسان - قطع الحیوه بذله و هوان
فکرت فی الدنیا فکانت منزلا - عندی کبعض منازل الرکبان
مجری جمیع الخلق فیها واحد - فکثیرها و قلیلها سیان
ابغی الکثیر الی الکثیر مضاعفا - و لوا قتصرت علی القلیل کفانی
لله درالوارثین کاننی - باخصهم متبرم بمکانی
قلقا تجهزنی الی دارالبلا - متحسرا لکرامتی بهوان
متبریا حتی اذا نشر الثری - فوقی طوی کشحا علی هجرانی
شاعر چنین می گوید: عجب است از غفلت انسان تا چه اندازه در غفلت است که زندگی را با ذلت و پستی طی می کند. من وقتی درباره دنیا فکر کردم آن را مانند بعضی از منزلهای سواران رهگذر یافتم. راه عبور تمام خلق در آن یکی بیش نیست، یعنی تولد و مردن. پس بسیار و کم آن یکسان است، یعنی چه بسیار لوازم دنیا را داشته باشد و چه مختصر همه از یک راه می روند و امتیازی در کار نیست. من در این دنیا طلب زیادتی می کنم و هر چه به دست می آورم باز دو برابر آن را می خواهم. و هرگاه به جزئی از ما یحتاج اکتفاء می کردم هر آینه مرا کفایت می کرد. گوارا باد وارثین را که گویا من مخصوص آنها جمع آوری می کنم. اضطرابی در من یافت شده که در این دار بلا مرا وادار به جمع آوری کرده در حالی که خود را از کرامت و بزرگواری به پستی انداخته ام. و در روز قیامت کسانی که برای آنها جمع آوری کرده ام از من بیزاری می جویند و دوری می کنند.
و قال:
نل ما بذلک ان تنال - فانما تعطی و تسلب
و اعلم بانک غافل - فی الغافلین و انت تطلب
و المشکلات کثیره - و الوقف عندالشک اصوب
یبغی المهذب فی الامور - جمیعها و من المهذب
آنچه می خواهی در دنیا به دست آور که آنچه به تو داده اند پس خواهند گرفت. و بدان به درستی که تو یکی از افراد غافل هستی که در میان غافلین گرفتار شده ای و مرگ در طلب تو است و مشکلات زمانه بسیار است. و در موردی که یقین در صلاح آن نداری توقف و صبر نیکوتر است؛ چون شخص می کوشد که نیکو را پیدا کند در میان همه و کیست که نیکو باشد.
و روی انه وجد علی باب مدینه یابن آدم غاقص الفرصه عند امکانها و کل الامور الی مدبرها و لا تحمل علی نفسک هم یوم لم یأتک فانه ان یکن من اجلک یأتی الله فیه برزقک و لا تکن عبره للناظرین و اسوه بالمغرورین فی جمع المال علی المال فکم من جامع لبعل حلیلته و تقتیر المرء علی نفسه توفیر لخزانه غیره.
نقل شده که بر دروازه شهری این کلمات یافته شد: ای پسر آدم هرگاه امکان پیدا کردی به قرص نانی به آن اکتفا کن. و امور را به مدبران واگذار. و امروز غم فردا را نداشته باش. اگر فردا از عمر تو باشد خداوند متعال روزی تو را خواهد رساند. و خود را عبرت دیگران قرارمده و روش مغرورین را در پیش نگیر که اموال را بالای یکدیگر جمع آوری کنی. پس چه بسیار کسانی که جمع می کنند برای شوهر زن خود که بعد از مرگ او به شوهر رود و آن اموال در اختیار آن شوهر قرار داده شود. و هر کس بر خود در امر معیشت سخت گیری کند او خزانه مال دیگری را پر کرده است.
و قال الخلیل. انما یجمع المرء المال لاحد ثلثه کلهم اعدائه اما زوج امرءته او زوجة ابنه او زوج بنته فمال المرء لهؤلاء ان ترکه فالعاقل الناصح لنفسه الذی یاخذه معه زاداً لآخرته و لا یؤثر هولاء علی نفسه.
شعر:
یا جاهلا لا هیا والد هر یومقه - مفکرا ای باب عنه یغلقه
جمعت ما لا فقل لی هل جمعت له - یا غافل القلب ایاما تفرقه
خلیل بن احمد که یکی از اوتاد خود بوده گفته: شخص مال را برای یکی از سه نفر جمع می کند که هر سه دشمن او هستند: یا برای شوهر زنش یا زن پسرش یا شوهر دخترش، که اگر شخص مالی بعد از خود بگذارد برای اینها است. پس آن کس که عاقل باشد و خیر خواه نفس خود باشد مال خود را توشه آخرت خود قرار می دهد و این دشمنان را بر خود مقدم نمی دارد. ای کسی که جمع می کنی در حال غفلت و روزگار در کمین تو است که از چه راهی در به روی تو بندد.ای غافل مالهایی که جمع کرده ای بگو ببینم آیا وقت خرج کردن آن را هم جمع کرده ای یعنی آیا می دانی که این قدر عمرداری که آن را به مصرف برسانی.
و لابی العتاهیه
اصبحت و الله فی مضیق - هل من دلیل الی الطریق
اف الدنیا تلاعبت بی - تلاعب الموج بالغریق
ابی العتاهیه گفته است: به خدا من در تنگنای دنیا گرفتار شده ام آیا راهنمایی هست که مرا برای نجات از کید و مکرهای دنیا راهنمایی نماید. اف باد بر دنیا که با من بازی می کند هم چنان که موج دریا با آدم غرق شده بازی می کند.
و قال ایضا:
نظرت الی الدنیا بعین مریضه - و فکره مغرقه و تدبیر جاهل
فقلت هی الدنیا التی لیس مثلها - و نافست منها فی غرور و باطل
وضعیت احقابا اما هی طویله - بلذات ایام قصار قلائل
باز می گوید به دنیا نظر کردم با چشم مریض و فکر کوتاه و تدبیر جاهلانه پس گفتم این دنیایی است که مثل آن نیست و از او در حال غرور و باطل عبور کردم و مدتهای طولانی عمر خود را بالذتهای روزهای کوتاه و کم ضایع کردم.
و قال:
و ان امرء دنیا اکبر همه - لمستمسک منها بحبل غرور
می گوید: کسی که دنیا را بزرگترین هم خود قرار دهد هر آینه چنگ زده و ریسمان سست بی اعتباری را گرفته که با کوچکترین حرکتی در پرتگاه نیستی خواهد رفت.
و قال آخر:
طلبتک یا دنیا فاعذرت الطلب - و ما نلت الا الهم و الغم و النصب
و اسرعت فی ذنبی و لم اقض حسرتی - و لم ارحظا کالقنوع لا هله
و ان یجمل الانسان ما عاش فی الطلب - هربت بذنبی منک ان تقع الهرب
ای دنیا تو را طلبیدم و نهایت کوشش خود را در این راه انجام دادم لیکن بجز هم و غم و زحمت چیز دیگری به من نرسیده در گناه خود سرعت و حسرت خود را به پایان نبردم پس از گناه خود فرار کردم بسوی تو اگر فرار واقع شود و ندیدم حظ و بهره مانند قناعت بر اهلش و این که انسان تا زنده است در طلب دنیا قانع باشد و حرص نداشته باشد.
و قال رسول صلی الله علیه و آله: لا تخالفوا علی الله فی امره فقالوا و ما ذاک یا رسول الله قال تسعون فی عمران دار قد قضی الله خرابها.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: در امر خدا مخالفت نکنید و بر خلاف رفتار ننمایید! عرض کردند: یا رسول الله مراد از این فرمایش چیست فرمود: شما سعی می کنید در آباد و معمور کردن خانه ای که خدای متعال حکم به خرابی آن نموده است.
و کان علی بن الحسین زین العابدین علیهما السلام یتمثل بهذه و یقول:
و من یصحب الدنیا یکن مثل قابض - علی الماء جاثیة فروج الاصابع
حضرت زین العابدین علیه السلام متمثل به این شعر می باشد و می فرمود: کسی که با دنیا رفاقت و دوستی کند و انتظار خیری از او داشته باشد مانند کسی است که به دو زانو بنشیند و انگشتان خود را باز کند و بخواهد مشتی از آب بردارد همان طوری که با این وصف آب در دست او نمی ماند همچنین رفاقت با دنیا هیچ خیری در او نیست.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: ان الله تعالی جعل الدنیا دار بلوی و الاخرة دار عقبی فجعل بلوی الدنیا لثواب الآخرة سبباً و ثواب الآخرة من بلوی الدنیا عوضاً فیأخذ لیعطی و یبتلی لیجزی و انها سریعة الزوال و شکبة الانتقال فاحذروا حلاوة رضاعها لمرارة فطامها و اهجروا لذیذ عاجلها لکرامة آجلها و لا تواصلوها و قد قضی الله اجتنابها و لا تسعوا فی عمرانها و قد قضی الله خرابها فتکونوا بسخطه متعرضین و لعقوبته مستحقین.
و قال الشاعر:
الدار دار نوائب و مصائب - و فجیعه باحبه و حیائب
ما ینقضی رزئی بفرقه صاحب - الا اصبت بفرقه من صاحب
فاذا مضی الالاف عنک تظنه - و المونسون فانت اول ذاهب
پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: به تحقیق خدای تعالی دنیا را دار محنت و بلا قرار داده و آخرت را دار عقوبت و جزا قرار داده. پس بلاهای دنیا را سبب جزای آخرت قرار داده و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا. پس چیزهایی که بنده در دنیا به آن دلبستگی دارد از او می گیرد تا در آخرت نعمت باقیه به او عطا فرماید. و در اینجا او را مبتلا می کند تا آنجا به او جزا دهد. و دنیا زود گذر و شبکه انتقال است، یعنی با بلاها و ناراحتیها. اینها در دام می افتند لیکن نتیجه اش این است که به آن عالم انتقال پیدا می کند. و دنیا به منزله مادر شیردهی است که به فرزندان خود شیر می دهد. و این شیر او گرچه شیرین است ولی به تلخی باز گرفتن نمی ارزد. لذا می فرماید دوری کنید از شیرینی شیر خوارگی به خاطر تلخی باز گرفتن آن و دوری کنید از این لذت موجود به خاطر آن سختی ها که در انتظار شماست. و خدا حکم فرموده است که از دنیا دوری کنید و اجتناب نمایید. پس شما خود را به او نچسبانید و مانند یار عزیز او را در آغوش نگیرید و سعی در عمران و آبادانی آن نکنید و حال آن که مشیت حق تعالی قرار گرفته در عاقبت کار به خرابی آن. پس هرگاه شما در عمران او کوشش کردید خود را متعرض غضب خدا نموده اید و مستحق عقوبت او گردیده اید. و مضمون شعر شاعر این است.
این خانه خانه بلاها و مصیبتهاست و جای مبتلا شدن به فراق دوستان است. هنوز ابتلای من به فراق دوستی تمام نشده که مبتلا به فراق دوست دیگر می گردم. و اگر هزارها سال با دوستان انس داشته باشی عاقبت جدایی است و تو اول کسی هستی که از آنها جدا می شوی.