ترجمه ارشادالقلوب دیلمی

ابی محمد حسن دیلمی‏ مترجم:سید عباس طباطبائی‏

مقدمه مؤلف

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد خاتم النبیین و علی آله الطاهرین، اما بعد فانه لما استولی سلطان الشهوة و الغضب علی الادمیین و مجلبه کل منهم لنفسه و اشتغاله عن آخرته و رمسه عملت هذا الکتاب و سمیته بارشاد القلوب الی الصواب المنجی من عمل به من الیم العقاب.
بعد از استمداد از خدای رحمن و رحیم و حمد و ثنای پروردگار عالمیان و فرستادن رحمت بر محمد خاتم پیامبران و آل پاک آن بزرگوار - صلوات الله علیهم اجمعین - چنین می فرماید: چون که دیدم قوه غضبیه و شهویه بر اولاد آدم تسلط پیدا کرده و هر کدام از آنها جلب نفع برای خود می کنند و قبر و آخرت را فراموش کرده اند این کتاب را نوشتم و آن را به نام ارشاد القلوب الی الصواب نام گذاری کردم، که هر کس به آن عمل کند او را از عذاب دردناک نجات دهد.

موعظه های قرآنی

اعلموا رحمکم الله تعالی ان الله لم یخلق الدنیا عبثا فترکه سدی، بل جعل لهم عقولا دلهم بها علی معرفته، و ابان لهم بها شواهد قدرته و دلائل وحدانیته، و اعطاهم قوی مکنهم بها من طاعته و الانتهاء عن معصیته، لئلا تجب لهم الحجه علیه، فارسل الیهم انبیاء و ختمهم بسید المرسلین محمد بن عبدالله الصادق الامین صلوات الله و سلامه علیه و علی آله اجمعین. و انزل علیهم کتبه باالوعد و الوعید و الترهیب و انذر و زجر فاعذر. فقال جل من قائل: رسلاً مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجة بعد الرسل...(1) و قال سبحانه: و لو انا اهلکناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لولا ارسلت الینا رسولاً فنتبع آیاتک من قبل ان نذل و نخزی.(2) و قال سبحانه: و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولاً.(3) و قال: یا ایها الناس قد جاءتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمة للمؤمنین.(4) و قال سبحانه: و یحذرکم الله نفسه(5) و قال: و اعلموا ان الله یعلم ما فی انفسکم فاحذروه.(6) و قال سبحانه: و اتقوا الله و اعلموا انکم ملاقوه.(7) و قال: و اتقون یا اولی الالباب.(8) و قال تعالی: و اتقوا یوماً ترجعون فیه الی الله ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون.(9) و قال تعالی: و اتقوا یوماً لا تجزی نفس عن نفس شیئاً و لا یقبل منها عدل و لا تنفعها شفاعة.(10) و قال سبحانه: یا ایها الناس اتقوا ربکم و اخشوا یوماً لا یجزی والد عن ولده و لا مولود هو جاز عن والده شیئاً ان وعد الله حق فلا تغرنکم الحیوة الدنیا و لا یغرنکم بالله الغرور.(11)
بدانید خدا شما را رحمت کند - که خدای متعال جلت عظمته دنیا و اهل آن را بیهوده خلق نفرمود که آن را مهمل واگذارد، بلکه آن را خلق فرموده و بشر را در آن اسکان داد و به آنها عقل مرحمت فرمود که به سبب آن خدای خود را بشناسند، و آثار قدرت خود و دلیلهای یگانگی خود را برای آنها ظاهر فرماید. و قوایی به آنها داد که بتوانند اطاعت و بندگی او را انجام دهند و از گناهان باز ایستند، تا اینکه آنها بر خدا حجت نداشته باشند. و انبیاء را به سوی آنها فرستاد و آخرین آنها را محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله قرار داد، که به راستی و امانت در ما بین مردم آخر زمان مبعوث گردید و و بر آن پیغمبران کتابها نازل فرمود، که در آنها مردم را به رحمت خود امیدوار و از عذاب ترسانید و به این وسیله راه عذر آوردن را بر آنها بسته است. و در قرآن کریم، که کتاب پیغمبر آخر زمان است، آیاتی درباره این موضوع موجود است که بعضی از آنها ذکر می شود:
پیغمبران را فرستادیم که بشارت به نعمتها دهند و از عذابها بترسانند تا این که بعد از فرستادن آنها مردم بر خدا حجت نداشته باشند و اگر قبل از فرستادن پیغمبر ما مردم را به هلاکت می رساندیم و معذب می کردیم، آنها می گفتند ای خدا، چرا برای ما پیغمبر نفرستادی تا پیروی از آیات تو بکنیم پیش از آنکه به خواری و ذلت گرفتار شویم. و مشیت ما چنین قرار گرفته که پیش از فرستادن پیغمبر بندگان را عذاب نکنیم. ای مردم به تحقیق کتابی به وسیله پیغمبر آخر زمان از جانب خدا برای هدایت شما آمد که شما را نصیحت می کند، و دردهای سینه های شما را شفا می دهد، و برای مؤمنین رحمت و هدایت است. و خدا شما را از عذاب خود می ترساند. و بدانید که خدا آنچه در باطن دارید می داند پس از او بترسید. و از خدا بترسید و بدانید که در محضر عدل او حاضر خواهید گردید. ای صاحبان عقل از من بترسید. و بترسید از روزی که در آن به سوی خدا بازگشت خواهید نمود پس هر کس هر چه کرده نتیجه آن را کاملاً دریافت خواهد نمود و هیچگونه کم و کسری برای آنها نیست. بترسید از روزی که کسی به عوض دیگری مجازات نخواهند شد. و در آن روز عدلی از آنها قبول نخواهد شد و شفاعتی هم به آنها نفع نخواهد رسانید. ای مردم از خدای خود بترسید و از روزی که پدران و فرزندان هیچ کدام به عوض دیگری مجازات نخواهند شد وعده خدا حق است پس دنیا شما را گول نزند و شیطان شما را بازی ندهد که بدون شایستگی امید رحمت خدا را داشته باشید.
و قال سبحانه: یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزلة الساعة شی ء عظیم.(12) و قال سبحانه تعالی: یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء.(13) و قال عزوجل: یا عباد فاتقون.(14) و قال سبحانه: فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة(15) و قال جل من قائل: اقترب للناس حسابهم و هم فی غفلة معرضون ما یأتیهم من ذکر من ربهم محدث الا استمعوه و هم یلعبون(16) و قال سبحانه: یا ایها الذین آمنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یأمر بالفحشاء و المنکر(17) و قال جل و عز من قائل: یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجارة علیها ملائکة غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون(18) و قال: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون. و قال: و اتقوا الله و اعلموا ان الله شدید العقاب.(19) و قال: یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم.(20) و قال: الم یأن للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق(21) و قال: افحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لا ترجعون(22) و قال: ایحسب الانسان ان یترک سدی الم یک نطفة من منی یمنی(23) فقال: افأمن اهل القری ان یأتیهم بأسنا بیاتاً و هم نائمون او امن اهل القری ان یأتیهم بأسنا ضحی و هم یلعبون.(24) و قال: فاما من طغی و اثرالحیوة الدنیا فان الجحیم هی الماوای و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة هی الماوی.(25) و قال: اولم نعمرکم ما یتذکر فیه من تذکر و جائکم النذیر.(26) و قال: و انیبوا الی ربکم و اسلموا له من قبل ان یأتیکم العذاب ثم لا تنصرون.(27) و قال: و توبوا الی الله جمیعاً ایه المومنون لعلکم تفلحون(28) و قال: یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة نصوحاً(29) و قال: افلا یتوبون الی الله و یستغفرونه و الله غفور رحیم.(30)
ای مردم از خدا بترسید بدرستی که زلزله و لرزش زمین در هنگام به پا شدن قیامت چیز با عظمت و مهمی است. ای مردم از خدا بترسید آن خدای که همه شما را از آدم خلق کرد و از او زنش را خلق فرمود و از او و زنش در اطراف عالم مردان و زنان بسیار پراکنده کرد. ای بندگان من از من بترسید. بترسید از آتشی که آتش افروزش مردم و سنگها می باشند. نزدیک شد روز حساب مردم و آنها در حال غفلت و اعراض از حق می باشند هر چه یادآوریهای تازه از جانب خدا برای آنها آمد شنیدند و به بازی و سرگرمی از آن رد شدند. ای اهل ایمان دنبال گامهای شیطان نروید و کسی که پیرو گامهای شیطان باشد او را به کارهای زشت و منکر وامی دارد و پیرو خود را به هلاکت می رساند. ای کسانی که ایمان آورده اید نگاه دارید خود و اهل خود را از آتشی که آتش افروز آن مردم و سنگها می باشند و بر آن آتش ملائکه هایی که با اهل عذاب با درشتی و شدت رفتار می کنند موکلند که هرگز نافرمانی خدا را نخواهند کرد و آنچه به آنها امر شود انجام دهند. ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و باید هر کسی به فکر فردای قیامت باشد و ببیند چه پیش فرستاده است و از خدا بترسید که خدا به آنچه شما انجام می دهید آگاه است. و از خدا بترسید و بدانید که عذاب خدا سخت است. ای انسان چه چیز تو را به خداوند کریمت مغرور کرد و نافرمانی او کردی. آیا وقت آن نشده که قلبهای مؤمنان برای یاد خدا متواضع و خاشع گردد و در مقابل آیات حقه الهی که نازل شده خشوع کنند. آیا گمان می کنید که شما بیهوده و بازیچه خلق شدید و به سوی ما بازگشت نخواهید کرد. آیا انسان گمان می کند که او را مهمل واگذاریم و تکلیفی از او نخواستیم و از او سئوالی نخواهیم کرد آیا او از نطفه نازل شده خلق نشده. آیا ساکنین شهرها خود را ایمن می دانند از این که بلای مادر شب در حالی که به خواب هستند بر آنها فرود آید یا اینکه ایمنند از این که در روز در حالی که به بازی مشغولند عذاب شوند اما کسانی که طغیان کردند و دنیا را بر آخرت اختیار نمودند جایگاه آنان جهنم است و کسانی که از خدای خود ترسیدند و از خواسته های بر خلاف رضای خدا چشم پوشیدند منزلگاه آنان بهشت است. آیا به شما این قدر زندگانی ندادیم که به یاد خدا و اصلاح کار خود بیفتید و آیا بیم دهندگان از عذاب، یعنی پیغمبران به سوی شما نیامدند و شما را از عذاب الهی نترساندند و به سوی پروردگار خود باز گردید و تسلیم امر و نهی او گردید پیش از آن که عذاب بر شما نازل گردد سپس یاری نشوید و نجات نیابید. ای مؤمنین همگی به سوی خدا باز گردید تا رستگار گردید. ای اهل ایمان به سوی خدا باز گردید و تصمیم بگیرید که دیگر به گناه برنگردید. آیا به سوی خدا باز نمی گردند و طلب آمرزش نمی نمایند و حال آن که خدا آمرزنده و مهربان است.
ثم خوفهم الله سبحانه و تعالی احوال القیمة و زلزالها و عظیم اخطارها و سمی لهم بعظیم الاسماء و کبیر البلاء و طول العناء لیحذروها و یعتدوا لها و بعظیم الزاد و حسن الازدیاد سماها الواقعه، و الراجفه، و الطامه، و الصاخه، و الحاقه، و الساعه، و یوم النشور، و یوم الحسره، و یوم الندامه، و یوم المسأله، و یوم الندم، و یوم الفصل، و یوم الحق، و یوم الحساب، و یوم المحاسبه، و یوم التلاق، و یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم.
پس خداوند سبحان برای این که اولاد آدم بترسند و ترک گناه کنند آنها را از حالات قیامت و زلزله آن و خطر بزرگ آن ترساند و برای آنان نامهای قیامت را، که دلالت بر عظمت آن و بلای بزرگ آن و رنج های طولانی آن دارد، ذکر فرمود تا این که بترسند و برای آن روز توشه بسیار و نیکو مهیا کنند.
خداوند قیامت را به این اسمها نامیده است: واقعه، راجفه، طامه، صاخه، حاقه، ساعه، یوم النشور، یوم الحسره، یوم الندامه، یوم المسأله، یوم الندم، یوم الفصل، یوم الحق، یوم الحساب، یوم المحاسبه، یوم التلاق، و یوم لا ینفع مال و لابنون الا من اتی الله بقلب سلیم.(31)
و قال تعالی: و یوم ینفخ فی الصور ففزع من فی السموات و من فی الارض الا من شاء الله و کل اتوه داخرین و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمر مر السحاب صنع الله الذی اتقن کل شی ء انه خبیر بما تفعلون.(32) و قال: کانهم یوم یرون ما یوعدون لم یلبثوا الا ساعة من نهار بلاغ فهل یهلک الا القوم الفاسقون.(33)
و روزی که در صور دمیده شود پس هر کس در آسمانها و زمین است به فزع آید مگر آن کس که خدا خواهد، و همگی ذلیل به محشر آیند و می بینی کوه ها را که ثابت و برقرار است و حال آن که مانند ابر می روند، و این از کارهای حکیمانه پروردگار عالم است که محکم و استوار فرموده است هر چیزی را و او آگاه به کارهای شماست. گویا آنها روزی که آنچه را وعده داده شدند ببینند می پندارند که مکث نکرده اند مگر ساعتی از روز که به آن رسیده اند پس آیا هلاک می شوند مگر مردم گنه کار.
و قال: و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج.(34) و قال: یوم تمور السماء موراً و تسیر الجبال سیراً فویل یؤمئذ للمکذبین.(35) و قال: یوم یکشف عن ساق و یدعون الی السجود فلا یستطیعون خاشعة ابصارهم ترهقهم ذلة(36) و قال: یوم تکون السماء کالمهل و تکون الجبال کالعهن و لا یسئل حمیم حمیماً یبصرونهم یود المجرم لو یفتدی من عذاب یؤمئذ ببنیه و صاحبته و اخیه و فضیلته التی تؤویه و من فی الارض جمیعاً ثم ینجیه(37) و قال: یوم ترجف الارض و الجبال و کانت الجبال کثیباً مهیلاً.(38)
بشنو و گوش بده ندای روزی را که منادی حق از جای نزدیک ندا می کند (اشاره به مقدمه قیامت است) روزی که می شنوند مردمان آن صیحه ای که محقق و واقع خواهد شد و آن روز هنگام خروج از قبور است. روزی که آسمان موج می زند موج زدنی و کوهها به راه می افتد به راه افتادنی پس وای در این روز بر کسانی که تکذیب خدا و پیامبران او را نمودند و گفته آنها را دروغ پنداشتند. روزی که سختیها و مشکلات ظاهر شود (پس مؤمنان برای عظمت حق به سجده روند کما این که در دنیا برای خدا سجده می کردند) و به منافقان امر می شود سجده کنند و آنها از وحشتی که دارند نتوانند چشمهای آن منافقین از ترس به هم آمده و ذلت آنها را فرا می گیرد. روزی که در آن روز آسمان چون مس گداخته و ذوب شده است و کوهها مانند پشم زده شده باشد و در آن روز هیچ دوستی از دوستیش سؤال نمی کند. چون حقیقت حالشان به آنان بنمایند گنه کار دوست دارد که کاش می توانست برای دفع عذاب و سختیهای آن روز فرزندان و همسر و برادر و خویشانی که او را در دنیا پناه می دادند و جمیع آنچه در زمین است (هر گاه متعلق به او بوده باشد) همه اینها را ببخشد و فدا دهد تا از عذاب آن روز نجات پیدا کند. روزی که زمین و کوهها به لرزه آید و کوهها مانند رمل متلاشی گردد و پراکنده شود.
و قال: فکیف تتقون ان کفرتم یوماً یجعل الولدان شیباً السماء منفطر به کان وعده مفعولاً.(39)
اگر کفر را بر ایمان اختیار کردید پس چگونه احتراز می کنید از هول و وحشت روزی که کودکان از هول آن پیر می شوند آسمان در آن روز شکافته می گردد و وعده خداوند متعال واقع می شود.
و قال: الی ربک یومئذ المساق.(40)
راندن و سوق دادن بنی آدم به وسیله ملک در آن روز به سوی پروردگار تو باشد.
و قال: الی ربک یومئذ المستقر ینبؤ الانسان یومئذ بما قدم و اخر.(41)
قرارگاه و مرجع در این روز به سوی خداست و انسان در آن روز به کارها و اعمالی که پیش از مرگ فرستاده و آنچه از خود باقی گذاشته آگاهی داده می شود.
و قال: هذا یوم لا ینطقون و لا یؤذن لهم فیعتذرون.(42)
آن روز روزی است که حرف نمی زنند و اجازه عذر خواهی به آنها داده نمی شود.
و قال: هذا یوم الفصل جمعناکم و الاولین فان کان لکم کید فکیدون.(43)
امروز روزی است که خوب و بد جدا می شوند شما و کسانی را که در اول عالم خلق کردیم جمع خواهیم کرد پس اگر برای شما حیله ای هست پس آن را برای نجات خود به کار برید.
و قال: ان یوم الفصل کان میقاتاً یوم ینفخ فی الصور فتأتون افواجاً و فتحت السماء فکانت ابواباً و سیرت الجبال فکانت سراباً ان جهنم کانت مرصاداً للطاغین ماباً لابثین فیها احقاباً لا یذوقون فیها برداً و لا شراباً الا حمیماً و غساقاً... یوم یقوم الروح و الملائکة صفاً لا یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صواباً ذلک الیوم الحق فمن شاء اتخذ الی ربه مآباً انا انذرناکم عذاباً قریباً یوم ینظر المرء ما قدمت یداه و یقول الکافر یا لیتنی کنت تراباً.(44)
بدرستی که قیامت که یکی از نامهای آن یوم الفصل است، وعده گاه و وقت جزای اعمال و حساب و ثواب و عقاب است. روزی که در صور دمیده شود پس خلایق و جماعت مردم محشور شوند. و فوج فوج به جانب حشر روان گردند و باز می شود آسمان و به صورت دربهایی ظاهر می گردد که عالم انسان به عالم ملک متصل می گردد و کوهها پراکنده شود و به صورت سراب و آب نما درآید بدرستی که گذرگاه و منزلگاه اهل طغیان جهنم است که در آن سالهای متمادی مکث خواهند نمود و در آنجا چیز خنک و آب خوشگوار نخواهند چشید مگر آبهای داغ و آبهای گندیده بدبو...
قیامت روزی است که روح (مراد از روح روحی است که در شب قدر با ملائکه نزول می کند) و ملائکه در صف قرار گرفته باشند و کسی را قدرت تکلم و حرف زدن نباشد مگر آن کس که خدا به او اذن دهد و کلام نیکو بگوید که حق محض باشد. چنین روزی حق است و لامحاله واقع خواهد شد. پس هر کس می خواهد برای آن روز مهیا شود و در جوار رحمت خدای خود منزلگاهی برای خود تهیه نماید که ثواب متقین را دریابد و از عذاب اهل طغیان نجات پیدا نماید. به درستی که ما می رسانیم شما را از عذاب نزدیکتر (مراد عذاب قیامت است چون حق است نزدیک است). و در آن روز هر کس آنچه از اعمال انجام داده و پیش فرستاده خواهد دید و به آن نظر می کند. و کافر می گوید ای کاش من خاک بی شعور بودم تا از احوال و عذابهای امروز نجات پیدا می کردم. (در آن روز نجات تنها برای شیعیان است، چون کفار مقام آنها را می بینند آرزو می کنند که ای کاش ما از شیعیان بودیم). و تراب اشاره است به کنیه ابوتراب که حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مرحمت فرمود.
و قال تعالی: یوم ترجف الراجفه تتبعها الرادفة قلوب یؤمئذ واجفة ابصارها خاشعة.(45)
یعنی روزی که در نفخه اول در صور دمیده شود و زمین را بلرزاند و دنبال آن نفخه دوم باشد در آن روز قلبها ترسناک و مضطرب گردند و از شدت و هول آن چشمها به زیر باشد.
و قال: یوم یتذکر الانسان ما سعی و برزت الجحیم لمن یری.(46)
روزی که انسان سعی و کوشش خود را به یاد آورد و جهنم برای بینندگان ظاهر شود.
و قال: یوم یکون الناس کالفراش المبثوث و تکون الجبال کالعهن المنفوش فاما من ثقلت موازینه فهو فی عیشة راضیة و اما من خفت موازینه فامه هاویة و ما ادریک ماهیة نار حامیة.(47)
روزی که مردم مانند ملخهای پراکنده از قبور خود خارج و متفرق می گردند و کوهها مانند پشم زده شده متلاشی شوند پس آن کس که اعمال او سنگین و با قیمت باشد (وقتی که با اعمال پیغمبر و امامان موازنه و سنجیده شود) او (در بهشت) و در عیش مورد رضایت خود می باشد و آن کس که پس از موازنه اعمال او بی ارزش و خفیف باشد پس هاویه جایگاه اوست و چه چیز تو را دانا کرده که هاویه چیست آن آتش پر حرارت و بسیار گرم و سوزاننده است:
و قال تعالی: یوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزید.(48)
روزی که به جهنم خطاب کنیم و گوییم آیا از کفار و اهل معاصی پر شدی و او می گوید آیا بیش از این هست و می شود زیادتر باشد.
و قال: و وضع الکتاب فتری المجرمین مشفقین مما فیه و یقولون یا ویلتنا ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیرة و لا کبیرة الا احصیها.(49)
در قیامت وقتی نامه عمل خلایق به دست آنها داده می شود پس می بینی گنهکاران را که ترسناک می باشند از آنچه در آن نامه هاست و می گویند وای بر ما این چگونه کتابی است که واگذار نمی کند گناه کوچک و بزرگی را مگر این که آن را به شمار آورده.
و کرر سبحانه ذکرها فی مواضع کثیره و لم یخل سوره من القرآن الا و ذکرها فیها لیکون ذلک ابلغ فی تخویف الناس و اوکد فی وجوب الحجه علیهم و تبصره لهم و شفقه علیهم و انذارا و اعذارا الیهم و موعظه لهم فتدبروها و فرغوا قلوبکم لها و لا تکونوا من الغافلین.
خدای متعال جلت عظمته در جاهای بسیاری از قرآن کریم قیامت را ذکر فرموده و سوره ای از قرآن خالی از ذکر آن نگذاشته. این از آن جهت است که بیشتر سبب ترس مردمان گردد، و حجت بر آنها بیشتر تمام شود، و سبب بینایی آنها باشد. و چون محبت و مهربانی او به بندگانش زیاد است و می خواهد آنها را از عذاب بترساند و راه عذر را بر آنها ببندد و آنها را موعظه کند لذا قیامت را زیاد ذکر می فرماید. پس قرآن را با تدبر بخوانید و قلبهای خود را برای فهم حقایق آن فارغ سازید و از اهل غفلت نباشید. پس به درستی که خدای متعال چنین می فرماید:
افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها فانتبه بالتدبر و التفکر و التبصر و الاعتبار.(50)
آیا در قرآن تدبر نمی کنند تا به راه سعادت خود پی ببرند یا این که قفل بر قلبهای آنها زده شده که حقایق قرآن و ذکر خدا در قلوب آنها اثری نخواهد کرد.
حاصل این که اگر گوش قلب باز باشد و با تدبر قرآن را بخواند از خواب غفلت بیدار می گردد. پس به سبب تدبر در قرآن و فکر نمودن در اطراف حقایق آن، مخصوصاً آنچه مربوط به وقایع قیامت است، بیدار شو و پس از فکر کردن بینایی به دست آور و راه نجات خود را پیدا کن و از گذشته ها عبرت بگیر.
فان النبی صلی الله علیه و آله قال: آتیکم الفتن کقطع اللیل المظلم. قالوا یا رسول الله فبم النجاة قال: علیکم بالقرآن فانه من جعله امامه قاده الی الجنة و من جعله خلفه ساقه الی النار و هوا وضح دلیل الی خیر سبیل من قال به صدق و من حکم به عدل و من اخذ به أجر و من عمل به وفق.
پس به درستی که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: فتنه هایی که مانند قطعه های شب ظلمانی و تار است متوجه شما گردیده است. اصحاب عرض کردند: یا رسول الله الحال که این فتنه به ما رو آورده و برای ما خطرناک است نجات ما در چیست؟ فرمود: بر شما باد که در خدمت قرآن باشید، چون کسی که قرآن را پیشوای خود قرار دهد و به دنبال راهنمایی آن برود او را به سوی بهشت رهبری می کند. و هر که از آن پیشی گرفت و او را پشت سر خود قرار داد و به احکام آن پای بند نباشد قرآن او را به سوی جهنم سوق می دهد. و قرآن کریم دلیل واضحی است برای پیمودن بهترین راهها که راه بهشت باشد. کسی که گفتار او از طریق قرآن باشد چنین کس راستگو است. و کسی که در قضا یا قرآن را حکم قرار دهد از روی عدالت حکم کرده است و کسی که به قرآن متمسک شود و او را دست آویز خود قرار دهد اجر و مزد و پاداش خوب به او می دهند. و کسی که در کارهایش پیرو قرآن باشد موفق می شود و به هدف خود نائل می گردد.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام مادحاً للمؤمن العامل به: و قد الزم الکتاب زمامه امامه و هو قائده و دلیله یحل حیث حل ثقله و ینزل حیث کان منزله و لا یدع للخیر غایة الا امها و لا منزلة الا قصدها.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در مدح مؤمنی که به قرآن عمل می کند چنین فرموده: همیشه ملازم قرآن است قرآن را امام و پیشوای خود قرار داده و اختیار خود را به او داده و قرآن قائد و دلیل اوست که از هر طرف او می رود آن مؤمن نیز به دنبال او حرکت می کند در جایی که قرآن به او دستور دهد بار خود را فرود می آورد و جایی را که او معین کند و منزل و مسکن می سازد و هیچ خیری را وانمی گذارد مگر این که آن را قصد می کند و هیچ منزلت و مقامی نیست مگر این که قصد آن می کند.
و قال علیه السلام: القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه و لا تکشف الظلمات الا به فتفکروا و انزجروا بقوله تعالی: و انذرهم یوم الازفة اذ القلوب لدی الحناجر کاظمین ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع.(51)
قرآن ظاهرش سبب تعجب عقلاست؛ چون معجزه ای است که از اتیان به مثلش عاجزند و باطن او عمیق است، یعنی کسی به باطن و حقایق او پی نبرده مگر آنهایی که قرآن در خانواده آنها نازل شد، که وجود مقدس محمد و آل او صلوات الله علیهم اجمعین بوده باشند. امور عجیب و محیر العقول آن تمام نشدنی نیست، یعنی در هر عصر و زمانی مردم به هر مقام علمی و ادراک برسند در مقابل قرآن عاجزند. و چیزهای عجیب و غریب او گذشتنی نیست، یعنی به مرور زمان قصه ها و نقلهای عجیب آن از بین نخواهد رفت. هر کس در هر ظلمت و تاریکی گرفتار شود فقط قرآن سبب نجاتش از آن بلا و ظلمت است، یعنی راه نجاتی به غیر آن نخواهد یافت. پس فکر کنید در قرآن و خود را با این آیات کریمه از گناهان و معاصی باز دارید.
خدا به پیغمبرش می فرماید: بترسان آنها را از روزی که آمدن آن نزدیک است هنگامی که قلبها و جانها از خوف و دهشت بالا آمده و به حنجره و حلق برسد. در حالی که غیظ و غضب خود را فرو برند؛ چون از اعمال آن عاجزند. در آن روز برای ظالمان دوستی که از آنان حمایت کند نیست و شفیعی که بتواند شفاعت کند یافت نشود.
و قال تعالی: و انذرهم یوم الحسرة اذ قضی الأمروهم فی غفلة و هم لا یؤمنون.(52)
بترسان آنها را از روزی که حسرت و اندوه آن روز بسیار است؛ زیرا که وقت گذشته و امر به پایان رسیده و دیگر قادر بر جبران تقصیرات نیستند پس حسرت او بی اندازه است. و با این که چنین روزی را در پیش دارند هنوز در غفلت به سر می برند و ایمان نمی آورند.
و قال تعالی: ازفت الازفة لیس لها من دون الله کاشفة(53)
نزدیک شد قیامت و غیر از حق تعالی کسی وقت وقوع آن را نمی داند.
و قال: و انذر الناس یوم یأتیهم العذاب فیقول الذین ظلموا ربنا اخرنا الی اجل قریب نجب دعوتک و نتبع الرسل (فاجابهم): اولم تکونوا اقسمتم من قبل ما لکم من زوال و سکنتم فی مساکن الذین ظلموا انفسهم و تبین لکم کیف فعلنا بهم و ضربنا لکم الامثال.(54)
بترسان مردم از روزی که عذاب استیصال گریبان آنها را بگیرد پس ظالمان می گویند ای خدای ما عذاب ما را تا مدت کوتاهی عقب بینداز تا این که دعوت تو را اجابت کنیم و از پیغمبران پیروی بنماییم. در جواب آنها فرماید: آیا شما نبودید که قبل از عذاب و بیچاره شدن قسم یاد می کردید و می گفتید: برای ما زوال و نیستی وجود ندارد و ما در دنیا همیشه مخلد می باشیم و در خانه های ظالمان گذشته ساکن شدید حال آن که برای شما ظاهر و آشکار شد که چون آنها به ظلم کردند ما چگونه از آنها انتقام گرفتیم. و جریان آنها را برای شما بازگو کردیم و آنها را برای شما ضرب المثل قرار دادیم که شاید عبرت بگیرید.
و قال تعالی: الا یظن اولئک انهم مبعوثون لیوم عظیم یوم یقوم الناس لرب العالمین.(55)
آیا اینها نمی دانند که بعد از مردن برای حضور پیدا کردن در روز با عظمت قیامت برانگیخته می شوند آن روز که همه خلق اولین و آخرین برای اجابت پروردگار عالمیان از جای خود از قبور برمی خیزند.
و قال: یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضراً و ما عملت من سوء تود لو ان بینها و بینه امداً بعیداً و یحذرکم الله نفسه و الله روف بالعباد.(56)
روزی هست که هر کس عمل خیری در دنیا انجام داده آن را در نزد خود حاضر می بیند و آنچه از اعمال بد و ناپسند از او سرزده از نهایت نفرت و ناراحتی آرزو می کند که ای کاش بین او و این عمل مسافت بسیار بعید بود که جمع بین او و آن عمل نمی شد. و پروردگار عالم با این بیانات شما را امر می فرماید که از او بترسید و کاری نکنید که آن روز از عمل خود برائت بجویید و بیزار باشید و بدانید که خداوند عالم به بندگانش بسی مهربان است.
و قال: یوم ترونها تذهل کل مرضعة عما ارضعت و تضع کل ذات حمل حملها و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری ولکن عذاب الله شدید.(57)
قیامت روزی است که می بینی از دهشت و وحشت آن هر زن شیردهنده از طفل شیرخوار خود غفلت می کند و هر زن باردار و حامله از وحشت حمل خود را سقط می کند و می اندازد و می بینی مردمان را که مانند مستان حرکت می کنند و حال آن که آنها مست نیستند لیکن عذاب خدا شدید است و آنها از شدت عذاب و هول و وحشت آن چنینند.
و قال: یوماً یجعل الولدان شیباً السماء منفطر به کان وعده مفعولاً.(58)
قیامت روزی است که از هول و وحشت آن اطفال پیر می شوند و آسمان شکافته می شود این وعده خدا واقع خواهد شد پس بترسید.
فاحذروا عبادالله یوم تشب فیه رؤوس الصغار و تسکر الکبار و تضع الجبال.
پس بترسید بندگان خدا از روزی که در آن روز سرهای اطفال از دهشت سفید شود و بزرگان مانند مستان باشند و کوههای پهن شوند.
و قال سبحانه: یوم تبیض وجوه و تسود وجوه.(59)
قیامت روزی است که صورتهایی سفید است و صورتهایی سیاه است.
و قال: یؤمئذ یصدر الناس اشتاتاً لیرو اعمالهم فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره.(60)
آن روز مردم پراکنده از قبور خود به سوی قیامت روانند برای این که اعمالشان به آنها نشان داده شود پس کسی که به قدر ذره ای عمل خوب و نیک داشته باشد می بیند و هر کس به قدر ذره ای عمل بد داشته باشد آن را خواهد دید.
و قال: یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئاً و لا هم ینصرون.(61)
روزی که رفع نیاز و گرفتاری نمی کند دوستی از دوستی و آنها یاری نمی شوند.
و قال: یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امری ء منهم یؤمئذ شأن یغنیه.(62)
روزی که شخص از برادرش، و مادر و پدرش و همسر و فرزندانش فرار می کند برای هر کدام از آنها در آن روز گرفتاری است که او را فرصت رسیدن به دیگری نمی دهد.
و قال: یوم تأتی کل نفس تجادل عن نفسها و توفی کل نفس ما عملت و هم لا یظلمون.(63)
روزی که هر کسی تنها برای خود مجادله و دفاع کند و کسی به فکر کسی دیگر نباشد (و گوید: خدایا مرا نجات بده خدایا مرا نجات بده) و هر کس هر عملی انجام داده مزد آن کاملاً به او داده می شود و ظلمی به او نخواهد شد.
و قال: یوم ینظر المرء ما قدمت یداه و یقول الکافر یا لیتنی کنت تراباً.(64)
روزی که هر کس هر چه کرده در پیش روی خود حاضر بیند و کافران (از فرط عذاب) آرزو کنند که ای کاش خاک بودیم.
و قال: یوم لا ینفع الظالمین معذرتهم و لهم اللعنه و لهم سوء الدار.(65)
روزی که برای ظالمان عذر خواهی نفعی نمی بخشد و برای آنها است لعنت و برای آنهاست خانه بد (جهنم).
و قال: وجی ء یومئذ بجهنم یومئذ یتذکر الانسان و انی له الذکری یقول یا لیتنی قدمت لحیوتی فیومئذ لا یعذب عذابه احد و لا یوثق وثاقه احد.(66)
در این روز جهنم را بیاورند در این روز انسان متذکر کار خود می گردد آن تذکر چه فایده ای به حال او دارد در آن روز می گوید: ای کاش برای این زندگی دائمی خودم از آن دار فانی چیزی فرستاده بودم پس در این روز هیچ کس مانند عذاب او عذاب نمی شود و هیچ کس در شدت و سختی مانند او نیست.
و قال تعالی: یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات و برزوا لله الواحد القهار.(67)
قیامت روزی است که زمین بدل و عوض شود به غیر این زمین و نیز آسمان و خلایق در محضر ربوبی خدای یگانه قهار که تسلط و قدرت بر هر چه دارد ظاهر شوند و این ظهور برای محاسبه اعمال است.
و قال: و یوم نسیر الجبال و تری الارض بارزة و حشرناهم نغادر منهم احداً و عرضوا علی ربک صفا لقد جئتمونا کما خلقناکم اول مرة بل زعمتم ان لن نجعل لکم موعداً.(68) و ترکتم ما خولناکم وراء ظهورکم و ما نری معکم شفعائکم الذین زعمتم انهم فیکم شرکاء لقد تقطع بینکم و ضل عنکم ما کنتم تزعمون.(69)
روزی که کوهها را متلاشی و پراکنده می کنیم و زمین را مشاهده می کنی در حالی که ظاهر است، (یعنی هیچ پست و بلندی درخت و گیاهی نیست که با سایه خود آن را بپوشاند) و خلق را محشور کنیم و یکی از آنها را وانگذاریم و در مقام حکومت عدل الهی عرضه شوند و حضور پیدا کنند در حالی که به صفوف مرتب ایستاده باشند. به آنها گفته شود به تحقیق به سوی ما آمدید چنانچه در اول بار شما را خلق نمودیم بر خلاف آنچه شما تصور می کردید که برای شما وعدگاهی قرار نداده ایم و آنچه را که در دنیا در اختیار شما قرار دادیم و ما به سبب آنها به شما تفضل نمودیم واگذاشتید و نمی بینم با شما شفیعان شما را که گمان می کردید آنها با ما در شما شرکت دارند. به تحقیق میان شما و آنها جدایی افتاد و پنهان شد از شما آنچه را گمان می کردید.
و قال: یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب.(70)
روزی که آسمانها را به هم می پیچیم مانند پیچیدن کاغذ برای کتاب.
و قال: یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون.
روزی که زبانهایشان و دستهایشان و پاهایشان بر آنان به آنچه در دنیا انجام داده اند، شهادت و گواهی دهد.
و قال: و یخافون یوما کان شره مستطیرا.
از روزی می ترسند که شر آن فاش و ظاهر است.
و قال: و نضع الموازین القسط لیوم القیمة فلا تظلم نفس شیئاً و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بنا حاسبین.(71)
میزانهای عدل برای روز قیامت قرار دهیم پس هیچ گونه ظلمی به کسی نخواهد شد. و اگر اعمال آنها کم یا زیاد باشد به معرض سنجش آوریم. گرچه در کمی و کوچکی به مقدار سنگینی دانه خشخاش باشد آن را حاضر و بسنجیم، و ما کافی هستیم برای حساب، چون چیزی از کارهای بندگان بر ما پوشیده نیست و علم به جزئی و کلی آن داریم.
و قال: یا بنی انها ان تک مثقال حبة من خردل فتکن فی صخرة او فی السموات او فی الارض یأت بها ان الله لطیف خبیر.(72)
خداوند متعال از زبان لقمان حکیم نقل می فرماید که گفت: ای پسرم کارها و اعمال بندگان اگر به سنگینی دانه خردلی بوده باشد پس در میان کوهی یا در آسمانها یا در زمین باشد خداوند متعال آن را برای سنجش و حساب ظاهر و حاضر فرماید. بدرستی که خدا لطیف است، یعنی از امور دقیقه مطلع و خبیر است و به هر چیز آگاه است.
و اکده بالقسم بنفسه) فقال: فوربک لنسئلنهم اجمعین عما کانوا یعملون.(73)
خدای متعال جریان قیامت را با قسم بذات مقدس خود تأکید فرموده پس چنین می فرماید: قسم به پروردگارت هر آینه از همه آنها از آنچه عمل کرده اند سؤال خواهیم نمود.
و قال: فلنسئلن الذین ارسل الیهم و لنسئلن المرسلین فلنقصن علیهم بعلم و ما کنا غائبین.(74)
پس هر آینه از امتهایی که پیغمبران به سوی آنها فرستاده شد سؤال می کنیم و هر آینه از پیغمبران سؤال می کنیم. سؤال از دسته اول راجع به رسیدن احکام الهی است به آنها. و سؤال از دسته دوم از انجام مأموریت و رسانیدن احکام به بندگان خداست و بر هر دو دسته از روی علم قصه می کنیم، یعنی حقیقت را می دانیم و ما از آنها غایب و پنهان نیستیم.
و قال: و نکتب ما قدموا و آثارهم و کل شی احصیناه فی امام مبین.(75)
و ما آنچه را پیش فرستادند از اعمال و آثاری که از آنها سرزده می نویسیم؛ مانند: علمی که به دیگران تعلیم نمودند و قدمهایی که به سوی مساجد بر داشتند. و مانند شایع ساختن چیزهای باطل و زشت و تأسیس پایه های ظلم و ستم. و هر چیز را در لوح محفوظ احصاء و شماره نمودیم یا در قلب مبارک امام علیه السلام چنانچه در روایات است.
و قال: یوم یبعثهم الله جمیعا فینبئهم بما عملوا احصاه الله و نسوه و الله علی کل شی ء شهید.(76)
روزی که خدای متعال همه آنها را برانگیزاند و مبعوث فرماید، پس آگاه فرماید آنها را به اعمال آنها. خدای متعال آن را شماره فرموده و آنها فراموش کرده اند و از یاد برده اند. و خدا بر هر چیز قادر است، پس قدرت دارد که آنها را زنده کند و اعمالی را که فراموش کرده اند به خاطر آنها بیاورد.
و قال: و یوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلاً.(77)
روزی که ظالم از ندامت و حسرت پشت دست خود را به دندان می گزد و می گوید ای کاش راه پیغمبر را پیش گرفته بودم که امروز سرافراز بودم و از رحمت خدا بهره مند می شدم.
قال المصنف: ثم ان الله سبحانه لم یؤیس من اساء الله الی نفسه و ظلمها من رحمته و وعده قبول التوبة و المحبة علیها اذا تاب و اناب.
مصنف گوید: پس به درستی که خداوند سبحان جلت عظمته کسی را که به نفس خود بد کرده و به خود ظلم نموده از رحمت خود مأیوس نفرموده و به او وعده قبول توبه داده و فرموده توبه کننده را دوست دارم وقتی بازگشت کند و به درگاه رحمت من عذر خواه باشد.
فقال سبحانه: و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله غفوراً رحیماً.(78)
خدای سبحان فرمود: هر کس عمل بد کند یا به نفس خود ظلم کند پس از خدا طلب مغفرت و آمرزش کند خدا را بخشنده و مهربان می یابد.
و قال: ان الله یحب التوابین.(79)
به تحقیق خدای متعال توبه کنندگان را دوست می دارد.
و قال: کتب ربکم علی نفسه الرحمة انه من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فأنه غفور رحیم.(80)
خدای متعال رحمت به بندگان خود را بر خود واجب کرده به این که هر کس عمل بدی از روی جهالت و نادانی از او سر زند پس چون متوجه کار زشت خود گردید به سوی خدا بازگشت کند و خود را اصلاح کند؛ پس خدا آمرزنده و مهربان است.
و قال: والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون.(81)
و کسانی که وقتی عمل بد و فحشایی از آنها سر زد یا به نفس خود ظلم نمودند به یاد خدا می افتند پس برای گناه خود طلب آمرزش می کنند و کیست که بیامرزد گناهان را مگر خدای عزوجل. و اصرار بر آن گناهان ندارند، یعنی وقتی متوجه بدی اعمال خود شدند دیگر ترک می کنند و چون قبح آن را می دانند اصرار ندارند.
و قال: و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً.(82)
ای پیغمبرم اگر امت تو وقتی که به سبب گناهان به نفسهای خود ظلم می کردند به خدمت تو می آمدند و از خدا و رسول طلب آمرزش می کردند و پیغمبر هم برای آنها طلب آمرزش نماید هر آینه خدای متعال را بسیار قبول کننده توبه و مهربان می یافتند.
و دعاهم سبحانه بلطف الکلام و ارجاه و اقربه الی قلوبهم تلطفا منه و رحمة و ترغیبا.
بندگان را با کلام نیکو و لطیف خود دعوت فرموده و آنها را امیدوار فرموده و از روی لطف و رحمت و برای رغبت دادن و متمایل ساختن آنها آن کلام زیبا و جاذب را در دسترس آنها قرار داده که با قلبهای خود درک کنند.
فقال سبحانه: قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً انه هو الغفور الرحیم.(83)
پس آن خدای منزه از عیوب و احتیاجات فرمود: ای پیغمبر گرامی بگو ای بندگان من، که به سبب انجام گناهان اسراف و زیاده روی کردید و به نفسهای خود ظلم و ستم روا داشتید، با چنین حال از رحمت حق تعالی مأیوس نباشید؛ به تحقیق خدا جمیع گناهان را می آمرزد. به درستی که آن خدا آمرزنده و مهربان است.
و قال: ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء.(84)
به تحقیق خدای متعال آنچه به او شرک آورده شود و مشرک به حال شرک بمیرد آن را نمی آمرزد و از این پایین تر را برای هر کس که بخواهد می آمرزد.
و قال: و سارعوا الی مغفرة من ربکم و جنة.(85)
و بشتابید به سوی آمرزش از جانب خدای خود و بهشت.
و قال: ادعونی استجب لکم.(86)
بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
فوعدهم بالاجابة و مدحهم سبحانه فی کتابه العاملین بالطاعات المسارعین الی الخیرات لیرغب العباد فی عملها کما رهب فی السیئات یتناهی الناس عنها.
پس خدای متعال جلت عظمته به آنها وعده اجابت دعا مرحمت فرموده و در کتاب کریمش از آنها مدح نموده که اینها به طاعات و عبادات عمل می کنند و به کارها و امور خیر سرعت می نمایند. و این وعده اجابت و مدح از آنها برای این است که بندگان در انجام کارهای خیر رغبت کنند چنانچه با تخویف و ترساندن آنها از گناهان اراده فرموده که آنها از آن کارهای قبیح باز ایستند.
فقال سبحانه: و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدراً.(87)
آن کس که از خدا بترسد و ترک گناه کند خدا برای او راه خارج شدن از مهالک را قرار می دهد و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد. و کسی که امور خود را به خدا واگذارد پس خدا او را بس است. به تحقیق که خدای متعال آنچه اراده فرماید به آن می رسد. خدا برای هر چیز حدی و اندازه ای قرار داده است.
و قال: و من یتق الله یجعل له من امره یسراً.(88)
آن کس که از خدا بترسد و گناه نکند خداوند امور او را به آسانی اصلاح فرماید.
و قال: و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجراً.(89)
آن کس که از خدا بترسد و ترک گناه کند خدا گناهان گذشته او را می آمرزد و اجر عظیم به او مرحمت می فرماید.
و قال: الذین امنوا و کانوا یتقون لهم البشری فی الحیوة الدنیا و فی الاخرة لا تبدیل لکلمات الله ذلک هو الفوز العظیم.(90)
کسانی که ایمان آوردند و تقوی و پرهیز و اجتناب از گناه را پیشه خود قرار دادند برای آنها دو بشارت هست یکی در دنیا و یکی در آخرت. و آنچه خدا وعده فرموده خلافی در آن نیست، این است رستگاری عظیم. و مراد از بشارت دنیا رؤیا و خواب خوبی است که در آن بشارت به نعمتها است. و مراد از بشارت آخرت بهشت است یا بشارت به رحمت و آمرزش هنگام مردن.
قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا هو خیر مما یجمعون.(91)
بگو به فضل و رحمت خدا پس باید به این خوشنود باشید. او بهتر است از آنچه جمع آوری می کنید از اموال دنیا.
و قال: یا عباد لا خوف علیکم الیوم و لا انتم تحزنون الذین امنوا بایاتنا و کانوا مسلمین ادخلوا الجنة انتم و ازواجکم تجبرون.(92)
ای بندگان من، امروز ترسی بر شما نیست و هیچ اندوه و حزنی ندارید. آن بندگان کسانی هستند که ایمان به آیات ما آورده و تسلیم خدای خود هستند. به آنها گفته می شود با همسرانتان داخل بهشت شوید و به نعمتهای بهشتی در حال سرور و خشنودی متنعم باشید.
و قال: و ازلفت الجنة للمتقین غیر بعید هذا ما توعدون لکل اواب حفیظ من خشی الرحمن بالغیب و جاء بقلب منیب.(93)
بهشت به سرعت برای اهل تقوا زینت داده شود. و به آنها گفته شود این است آنچه در دنیا وعده داده شدید. این نعمتها برای هر کسی است که بسیار رجوع به خدا می کند و حافظ حدود خدا می باشد، آن کسی که در پنهان و تنهایی از خدا بترسد و با قلب تائب و نادم از گذشته به سوی خدا رود.
قال المصنف: فلم یقنط احدا من فضله و رحمته و بسط العفو و الرحمه و وعد و توعد لیکون العبد مترجحا بین الخوف و الرجاء کما روی انه لووزن خوف العبد و رجائه لم یرجح احدهما علی الاخر و اذا اعظم الخوف کان ادعی الی السلامه فانه روی ان الله انزل فی بعض کتبه و عزتی و جلالی لا اجمع لعبد المؤمن خوفین و لا امنین اذا خافنی فی الدنیا امنته فی الاخره و اذا امننی اخفته یوم القیمه.
خدا احدی را از فضل و رحمت خودش مأیوس نکرده و عفو و رحمت خود را توسعه داده و وعده رحمت و وعید عذاب داده است تا این که بنده در حال رجحان خوف و رجا باشد. گاهی ترس را برای خود صلاح بداند و گاهی امیدواری را، چنانچه در روایت وارد شده که: اگر خوف و رجای بنده وزن و سنجیده شود هیچ کدام بر دیگری زیادتی ندارد. و اگر خوف او زیادتر باشد به سلامت نزدیکتر است؛ چون در روایت است که خدا در بعض کتب منزله خود فرموده؛ به عزت و جلال خودم جمع نخواهم کرد برای بنده مؤمن خود دو ترس و دو امان را. اگر در دنیا از من ترسید او را در آخرت ایمن قرار می دهم. و اگر در دنیا از عذاب من ایمن شد در آخرت و روز قیامت او را می ترسانم.
و الدلیل علی ذلک من القرآن کثیر منه قوله تعالی: لمن خاف مقامی و خاف وعید(94) و قوله: و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فأن الجنة هی المأوی(95) و قوله: و لمن خاف مقام ربه جنتان(96) و قوله: انما یخشی الله من عباده العلماء.(97)
آن برای کسی است که از عظمت و وعید من بترسد. و اما کسی که از عظمت خدای خود ترسید و نفس خود را از تمایلات نفسانی که بر خلاف رضای خدا است باز داشت پس به تحقیق منزل و مأوای او در بهشت است. و برای کسی که از عظمت خدای خود ترسید دو باغستان در بهشت برای او هست. و این است و جز این نیست که از بین بندگان علما و دانشمندان هستند که از خدا می ترسند.
و قوله تعالی: و اقبل بعضهم علی بعض یتسائلون، یعنی عن وجه السلامة. قالوا انا کنا قبل فی اهلنا مشفقین، یعنی خائفین. فمن الله علینا و وقینا عذاب السموم.(98)
اهل بهشت از یکدیگر سؤال می کنند که سبب ورود شما به بهشت در حال سلامت چه بود. گویند ما در دنیا در میان اهل و عشیره خود بودیم ولی همیشه در حال خوف و ترس از خدا به سر می بردیم. پس خدا بر ما منت گذارد و عذاب نفوذ کننده را از ما دور کرد و ما را از آن عذاب نگاه داشت.
و قوله تعالی: و یدعوننا رغباً و رهباً.(99)
ما را از روی رغبت و ترس می خوانند.
و قوله تعالی: قال رجلان من الذین یخافون انعم الله علیهما ادخلوا علیهم الباب فاذا دخلتموه فانکم غالبون و علی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین،(100) یعنی مدحهم بذلک.
دو مرد از کسانی که از خدا می ترسیدند گفتند: خدا بر آن دو انعام فرمود. داخل شوید بردایشان از آن در. پس چون داخل شدید شما غالبانید و بر خدا توکل کنید اگر از مؤمنین می باشید. (شاهد در این آیه جمله یخافون است که می فرماید: خدا بر آن دو انعام فرمود برای این که از خدا می ترسیدند. و به نظر حقیر این آیه کریمه با منظور مؤلف تناسب ندارد، ولی چون بنابر ترجمه کتاب است نخواستم از قلم بیفتد. مترجم).
و قال سبحانه، عن هابیل یروی قوله: انی اخاف الله رب العالمین.(101)
خداوند از زبان هابیل فرزند آدم نقل می فرماید که در جواب برادرش قابیل، که او را تهدید به قتل کرد، گفت: اگر تو دست به سوی من دراز کنی که مرا بکشی من دست به سوی تو دراز نمی کنم؛ برای این که من از خدای رب العالمین می ترسم.
و قال: و اتقون یا اولی الالباب.(102)
ای صاحبان عقل از من بترسید.
و الایات فی ذلک کثیره یعتبر بها و یتفکر فیها من اسعده الله تعالی بالتذکره و أیقظه بالتبصره و لم یخلد الی الامانی و الکلام به فان قوما غرتهم امانی المغفره و العفو و خرجوا من الدنیا بغیر زاد مبلغ و لا عمل نافع فخسرت تجارتهم و بارت صفقتهم و بدالهم من الله ما لم یکونوا یحسبون فنسال الله توفیقا و تسدیدا یوفقنا به من الغفله و یرشدنا الی طریق الهدی و الرشاد.
آیات در این مورد بسیار است که هر کس خدا به او سعادت داد از آنها عبرت می گیرد و در آنها فکر می کند و یاد آور می شود آن کس که خدا او را از خواب غفلت بیدار کرد و به او بینایی داد و در آرزوهای دائمی باقی نماند و به آرزو کلام نگفت. پس به درستی که دسته ای به آرزوی مغفرت و عفو مغرور شده اند و از دنیا خارج می گردند بدون توشه ای که آنها را به منزل برساند و بدون عملی که برای آنها نفعی داشته باشد. پس تجارت آنها با ضرر توام و معامله آنها بدون بهره است. و ظاهر شود برای آنها از خدا آنچه که گمان نمی بردند. پس از خدا توفیق می خواهم که ما را از غفلت خارج فرماید و ما را به راه هدایت ارشاد فرماید.
یقول العبد الفقیر الی رحمه ربه و رضوانه ابو محمد الحسن بن الی الحسن بن محمد الدیلمی جامع هذه الایات من الذکر الحکیم انما بدئت بالموعظه من کتاب الله تعالی لانه احسن الذکر و ابلغ الموعظه و تابعته انشاء الله بکلام عن سیدنا و مولینا رسول الله صلی الله علیه و آله المؤید بالوحی المسدد بالعصمة الجامع من الایجاز و البلاغه ما لم یبلغه احد من العالمین.
بنده فقیر به سوی رحمت و رضوان خدایش ابو محمد حسن بن ابی الحسن ابن محمد دیلمی جمع کننده این آیات از قرآن کریم چنین گوید: علت و جهت این که به مواعظ کتاب خدای تعالی ابتداء کردم این است که آن نیکوترین ذکر است و رساترین موعظه است. و دنبال آن انشاءالله کلام سید و مولای خود رسول خدا صلی الله علیه و آله را ذکر می کنم، که آن بزرگوار را وحی الهی تأیید نموده و عصمت پشتیبان اوست و دارای مقام جامعیت مختصر گویی و بلاغت است به حدی که احدی از خلق اولین و آخرین به آن درجه نرسیده است.
فقد قال صلی الله علیه و آله: اوتیت جوامع الکلم. و لقد صدق رسول الله صلی الله علیه و آله فانه اذا فکر العبد فی قوله صلی الله علیه و آله اکثروا من ذکر هادم اللذات علم انه قد اتی بهذه اللفظة علی جوامع العظه و بلاغه التذکره دل علی ذلک قول الله تعالی فی امتنانه علی ابراهیم و ذریته علیه و علیهم السلام: انا اخلصناهم بخالصه ذکری الدار.(103) و فی قوله صلی الله علیه و آله ایاک و ما تعتذر منه. فقد دخل فی هذه اللفظه جمیع آداب الدنیا.
پس به تحقیق پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به من گفتار و کلام جامع داده شد. و البته راست فرموده است؛ برای این که وقتی شخص در این فرمایش آن حضرت فکر کند که فرمود: بسیار یاد کنید خراب کننده لذتها را. می داند که این کلام حضرت جامع موعظه و بلاغت و تذکر است. و بر آن دلالت دارد. این فرمایش خدای متعال در مورد منت نهادن بر ابراهیم و ذریه او علیه السلام: به درستی که ما قرار دادیم ابراهیم و ذریه او را خالص برای خود یک نوع خالص بودنی که با هیچ چیز مخلوط نیست. و آن عبارت است از یادآوری آنها خانه آخرت را در هر حال. و آنها هر عملی و هر عبادتی انجام می دادند نظرشان جوار خداوند متعال بود و فائز شدن به لقای حق. و تعبیر دار و خانه برای این است که خانه حقیقی خانه آخرت است و دنیا محل عبور است. و باز دلالت دارد بر صدق گفتار رسول الله صلی الله علیه و آله اوتیت جوامع الکلم، این فرمایش حضرت: بپرهیز از چیزی که بعد بخواهی از آن عذر خواهی کنی. این جمله جمیع آداب معاشرت و برخورد با نوع و هر گونه صحبت و عمل را فرا می گیرد، که اگر انسان همین را در نظر داشته باشد که نحوی رفتار کند که نخواهد از کسی عذر خواهی کند چه مقدار دامنه این مطلب وسیع است.
و فی قوله صلی الله علیه و آله: دع ما یریبک الی مالا یریبک.
جمله دیگر که شاهد است این است که می فرماید: واگذار آنچه تو را به شک می اندازد و عمل کن به چیزی که در آن شک نداری. با این جمله از جمیع شبهات جلوگیری می کند.
و قوله صلی الله علیه و آله: الامر ثلاثه امر استبان رشده فاتبعوه و امر استبان غیه فاجتنبوه و امر اشتبه علیکم فردوه الی الله. و فی قوله: ایاک و ما یسوء الادب. فقد استوفی بذلک کل مکروه و مذموم.
شاهد دیگر برای صدق فرمایش حضرت که: به من قوه گفتن کلام جامع داده شده است، این دو فرمایش آن بزرگوار است: همه امور در برخورد با وظایف دینی از سه حال خارج نیست: یکی امری که رشد و صلاح و حلیت و مباح بودن آن ظاهر است پس آن را پیروی کنید. دیگر امری است که ظلالت و گمراهی در آن عمل ظاهر است. پس از آن دوری و اجتناب نمایید. و سوم امری است مشتبه که حقیقت آن را نمی دانید، پس آن را به خدا واگذار کنید، یعنی اعتقاد شما در امور مشتبه امر واقعی آن باشد که آنچه هست همان است و خدا می داند و ما را با آن کاری نیست؛ چون نمی دانیم. و اما جمله دیگر: بر تو باد به دوری کردن از آنچه سبب بی ادبی و سوء اخلاق است، که در این جمله جامع دوری کردن از همه کارهای مکروه و مورد مذمت یادآور شده است.
و فی احادیثه من المواعظ و الزواجر ما هو ابلغ من کل کلام مخلوق.
در احادیث آن حضرت از موعظه ها و منع ها چیزی هست که از کلام جمیع خلایق رساتر است.
و انا اذکر انشاء الله ما تیسر ایراده بحذف الاسانید لشهرتها فی کتب اسانیدها و اتبع ذلک بکلام اهل بیته و من تابعهم من الصالحین.
و من انشاء الله آنچه که ذکر آن مقدور باشد بدون سند ذکر می کنم؛ چون سند آن در کتابها مشهور است. و دنبال آن کلام خاندان آن بزرگوار و کسانی که از صالحین متابعت آن بزرگواران نمودند ذکر می کنم.
قال انس بن مالک: جاء رجل الی رسول الله صلی الله علیه و آله فقال یا رسول الله اشکو الیک قسوة قلبی فقال صلی الله علیه و آله: اطلع علی القبور و اعتبر بیوم النشور.
انس بن مالک گفت: مردی خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد عرض کرد یا رسول الله به شما شکایت می کنم قساوت قلب خود را. حضرت دو چیز برای رفع قساوت قلب او بیان کرد. فرمود: در قبرستان حضور پیدا کن و از اهل قبور اطلاع حاصل کن. و عبرت بگیر از روز قیامت و نشر مردم و نامه های اعمال آنان.
و قال صلی الله علیه و آله: عودوا المرضی و اتبعوا الجنائز یذکرکم الاخرة.
به عیادت مریضان بروید و دنبال جنازه ها حرکت کنید تا به یاد آخرت بیفتید. و قد حث الله تعالی فی الموعظه و ندب الیها رسول الله صلی الله علیه و آله بها فقال: ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه.(104)
به تحقیق خدای متعال در موعظه مبالغه فرمود و پیغمبر را دعوت فرمود که از همان راه مردم را به حق دعوت کند، پس فرمود: مردم را با گفتار حکیمانه و موعظه نیکو به راه حق بخوان و قال تعالی: و عظهم و قل لهم فی انفسهم قولا بلیغا.(105)
آنان را موعظه کن و در میان آنها با گفتار رسا تکلم کن.
و قال: و ذکر فأن الذکری تنفع المومنین.(106)
و یادآوری کن که یاد آوردن به مؤمنین نفع می رساند.
و قال: و ذکرهم بایام الله،(107) یعنی یوم القیمه و یوم الموت و یوم المسائله القبر و یوم النشور. و مسأله سلامه هذه الایام سئل الله تعالی عیسی بن مریم بقوله: و السلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیا.(108) و ان کان قوله یوم ولدت فیه فقد سئل انواع الشکر علی سلامته منه یدل علی شده المشقة.
و فرمود: روزهای خدا را به آنان یادآوری کن که مراد روز قیامت و روز مرگ و روز سؤال قبر و روز محشور شدن خلائق از قبور می باشد.
حضرت عیسی بن مریم سلامتی این روزها را از خدا سؤال نمود به این که گفت: سلام بر من روز ولادت و روز مرگ و روز زنده شدن بعد از مرگ، و گر چه سلامتی روز ولادت متضمن درخواست انواع شکر بر سلامتی او در آن روز می باشد که دلالت بر شدت مشقت و سختی آن حال دارد.
مصنف این کتاب خدا او را رحمت کند گوید: این کتاب را به پنجاه و چهار باب مرتب کردم.

باب اول: در ثواب موعظه و نصیحت پذیری

قال النبی صلی الله علیه و آله: ما اهدی المسلم لاخیه هدیة افضل من کلمة حکمة تزیده هدی او ترده عن ردی.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هدیه و پیشکش نبرد مسلمانی برای برادر مؤمنش که بهتر باشد از کلام حکمت آمیز که سبب شود هدایت او زیاد گردد یا او را از کار بدی باز دارد.
و قال صلی الله علیه و آله: نعم العطیة و نعم الهدیه الموعظة و اوحی الله الی موسی تعلم الخیر و علمه من لا یعلمه فأنی منور لمعلمی الخیر و متعلمیه قبورهم حتی لا یستوحش بمکانهم.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: موعظه نیکو عطا و بخششی است و نیکو هدیه و پیشکشی است. خدای متعال جلت عظمته به موسی علیه السلام وحی فرمود که: خیر و خوبی را یاد گیر و آن را به کسی که نمی داند یاد بده، پس به درستی که من نورانی می کنم قبر آن کس را که خیر را یاد دهد و آن کس را که یاد بگیرد تا این که در آن مکان یعنی قبر وحشت و ترسی برای آنها نباشد.
و روی انه ذکر عند النبی صلی الله علیه و آله رجلان کان احدهما یصلی المکتوبة و یجلس فیعلم الناس الخیر و کان الآخر یصوم النهار و یقوم اللیل فقال صلی الله علیه و آله: فضل الاول علی الثانی کفضلی علی الانام.
روایت شده که در نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله ذکر شد که دو مرد هستند که یکی از آن دو نماز واجب خود را به جا می آورد و می نشیند و آنچه خیر مردم در آن است به آنها یاد می دهد از قبیل مسائل فقهی یا اخلاقی یا اعتقادی یا آداب معاشرت و حقوق و امثال اینها، و آن دیگری روزها روزه است و شبها به عبادت قیام می کند و به این حال اوقات این دو نفر طی می گردد آیا کدام یک افضل است؟ رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: آن اول که به واجباب اکتفا می کند و مشغول تعلیم مردم است فضیلتش بر دوم مانند فضیلت من است بر مردم دیگر.
و قد اثنی الله علی اسماعیل بقوله: انه کان صادق الوعد و کان رسولاً نبیا و کان یأمر اهله بالصلوة والزکوة و کان عند ربه مرضیاً.
به تحقیق خداوند حضرت اسماعیل صادق الوعد را در قرآن کریم مدح کرده که: او صادق الوعد بود و رسول و نبی بود و اهل و عشیره اش را امر به نماز و زکات می نمود و در نزد خدای خود مرضی بود، یعنی خدا از او راضی بود.
و قال صلی الله علیه و آله: ما تصدق مؤمن بصدقه احب الی الله من موعظة یعظ بها قوماً یتفرقون و قد نفعهم الله بها و هی افضل من عبادة سنة.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: مؤمنی در راه رضای خدا هیچ صدقه ای نداد که دوست داشتنی تر باشد به سوی خدا از موعظه ای که با آن افراد پراکنده و متفرق را نفع رساند و از پراکندگی به اجتماع برگردند و موعظه در این مورد فضیلت و ثواب آن از یک سال عبادت بیشتر است.
فاستمع ایها العاقل الی الموعظه و لا تضرب عن الذکر صفحا و غالب هواک و جاهد نفسک و فرغ قلبک فانما جعل لک السمع لتعی به الحکمه و البصر لتعتبر ماتری من خلق السموات و الارض و ما بینهما من الخلق و اللسان لتشکر به نعم الله و قدیم ذکره به و حمده و تلاوه کتابه و القلب لتفکر به فاجعل شغلک فی آخرتک و ما تصیر الیه و اصرف همتک فان نصیبک من الدنیا یاتی من غیر فکر و حرکه.
پس ای عاقل بشنو موعظه را و از موعظه رو بر نگردان. و بر هوای نفس خود غلبه کن و با نفس خود جهاد کن، و آن را از کارهای خلاف بازدار. و قلب خود را از افکار باطل فارغ ساز؛ برای این که اعضاء و جوارح ظاهری و باطنی تو هر کدام برای منظور صحیح خلق شده. گوش تو باید ظرفیت داشته باشد برای شنیدن حکمت. و چشم تو برای عبرت گرفتن است از آن چه می بیند از خلقت آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست. و زبان برای شکر نعمتهای الهی است. و ذکر و حمد و ثنای خدا گفتن و تلاوت قرآن کریم نمودن. و قلب برای فکر در عظمت خدا و مزید معرفت است. پس شغل خود را در اموری قرار ده که مربوط به آخرت است و آنچه که بازگشت تو به سوی آن است. و همت خود را صرف عمران آخرت بنما، به درستی که آنچه نصیب و بهره تو از دنیاست به تو خواهد رسید بدون این که در اطراف او فکر کنی یا برای به دست آوردن آن حرکتی انجام دهی.
فقد قال امیرالمؤمنین علیه السلام: و قد سبق الی جنات عدن اقوام کانوا اکثر الناس صلوة و صیاماً فاذا وصلوا الی الباب ردوهم عن الدخول فقیل بماذا ردوا الم یکونوا فی دار الدنیا صلوا و صاموا و حجوا فاذا بالنداء من قبل الملک الاعلی جل و علا بلی قد کانوا لیس لاحد اکثر صیاما و لا صلوة و لا حجاً و لا اعتمادا و لکنهم غفلوا عن الله مواعظه.
به تحقیق امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: در قیامت به سوی بهشت عدن کسانی سبقت گیرند که از همه مردم نماز و روزه آنها بیشتر بود چون به در بهشت برسند آنها را برگردانند و مانع از دخول آنها شوند. گفته شود به چه جهت رد می شوند آیا در دنیا نماز و روزه و حج انجام ندادند؟ پس در این هنگام جواب از جانب خدای عالم جل و علا آید بلی چنین است که آنها نماز و روزه و حج و اعتماد به خدا از همه بیشتر داشتند و لیکن از موعظه های خدا غافل بودند.
و عن سالم عن ابیه قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: احب المؤمنین الی الله تعالی من نصب نفسه فی طاعة الله و نصح لامة نبیه و تفکر فی عیوبه و اصلحها و علم فعمل و علم.
سالم از پدرش نقل کرد که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آن کس از مؤمنین بیشتر از همه مورد محبت و دوستی خدا واقع است که در اطاعت و بندگی خدا جدیت کامل داشته باشد، و امت پیغمبرش را نصیحت کند، و در عیوب و زشتیهای اعمال خود فکر کند و آن را اصلاح کند، علم دین را فرا گیرد و به آن عمل کند و به دیگران یاد دهد و بیاموزد.
و عن انس قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الا اخبرکم بأجود الاجواد قالوا بلی یا رسول الله. فقال اجود الا جواد الله و انا اجود بنی آدم و اجودهم بعدی رجل علم علماً فنشره و یبعث یوم القیمة امة واحدة و رجل جاد بنفسه فی سبیل الله حتی قتل.
از انس نقل شده که گفت پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا خبر ندهم به بخشنده ترین بخشنده ها؟ گفتند: بلی یا رسول الله. پس فرمود بخشنده ترین بخشنده ها خدای متعال جلت عظمته می باشد. و من بخشنده ترین اولاد آدم هستم و بخشنده ترین اولاد آدم بعد از من مردی است که علمی را بیاموزد پس آن را منتشر کند و چنین کس در روز قیامت مبعوث شود در حالی که امت واحده است، یعنی کسی است که جامع خیرات است و به او اقتدا می شود. و نیز بخشنده ترین مردم بعد از من مردی است که جان خود را راه خدا بخشش کند تا کشته شود.
و عنه علیه السلام: من علم علماً فله اجر من عمل به الی یوم القیمة.
کسی که علمی را به دیگری بیاموزد برای اوست اجر هر کس به آن علم عمل کنند تا روز قیامت.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: اذا مات الرجل انقطع عمله الا من ثلاثه صدقه جاریه و علم ینتفع به و ولد صالح یدعو له:
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: گاهی که شخص از این عالم رحلت کند کارهای او که در این دنیا انجام می داده همه قطع و بریده می شود مگر سه چیز که بعد از فوت او از آن بهره می برد و بر حسناتش افزوده می گردد: اول صدقه جاریه، یعنی آن کارهایی که انجام داده و آثارش باقی است و مردم از آن بهره مند می گردند، مانند: مسجد و سایر بناهای خیر یا حفر قنوات و غرس اشجار یا احداث طریق و راه برای عبور مردم و امثال اینها که مادام که آثارش باقی است و مردم از آن بهره مند می شوند ثواب در نامه عمل آن کس ثبت می گردد. دوم علمی که از او باقی بماند که تا وقتی هست و اهلش از آن فایده می برند برای او ثواب می نویسند. سوم فرزند صالحی که دعای خیر برای پدر و مادر خود نماید یا که والدین از صلاحیت آن فرزند و دعای خیر او مادام که وجود دارد بهره مند می گردند. گر چه خود آنها نیستند که در دار عمل کار کنند ولی چون اینها از آثار آنهاست از آنها بهره مند می گردند.
قال عیسی بن مریم علیه السلام: من علم و عمل عد فی الملکوت عظیماً.
آن کس که بداند و عمل کند در عالم ملکوت و در بین ملائکه باعظمت و بزرگواری یاد شود.
و روی انه یؤتی بالرجل فیوضع عمله فی المیزان ثم بشی ء مثل الغمام فیوضع فیه ثم یقال اتدری ما هذا فیقول لا فیقال هذا العلم الذی علمته الناس فعملوا به من بعدک.
در قیامت مردی را به پای میزان سنجش اعمال آوردند. پس اعمال او را در میزان گذارند. بعد از آن چیزی مانند ابر بیاورند و به اعمال او اضافه کنند که باعث رجحان حسنات او گردد. به او گفته شود آیا می دانی که این چیست؟ می گوید: نه. گفته می شود این آن علمی است که در دنیا به مردم آموختی و آنها بعد از تو به آن عمل کردند.
قال النبی صلی الله علیه و آله: الدنیا ملعونه و ملعون من فیها الا عالماً او متعلما او ذاکراً لله تعالی.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: دنیا معلون است و آن کس که در آن است نیز چنین است مگر سه طایفه: یکی عالم و دیگر کسی که طالب علم است و سوم آن کس که به یاد خدا باشد و در هر حال و در هر جا خدا را فراموش نکند.
و روی فی قوله تعالی: ان ابراهیم کان امة قانتاً لله حنیفاً و لم یک من المشرکین،(109) انه کان یعلم الخیر.
چنین نقل شده در تفسیر این آیه کریمه که معنی آن این است: به درستی که ابراهیم فرد جامعی بود که خدا را عبادت می کرد و راه راست و مستقیم می پیمود و او مشرک نبود، منظور از اینکه حضرت ابراهیم به این خصال نیکو ستوده شده این است که او امور خیر را به مردم می آموخت لذا شایسته این اوصاف گردید.
و قیل: الموعظة حرز من الخطا و امان من الاذی و جلاء للقلوب من الصدی.
چنین گفته شد که: موعظه سه اثر نیکو در اوست: یکی اینکه: امان از خطا است، یعنی سبب می شود که اشخاصی که آن را می شنوند از خطاها خود را نگهداری کنند، پس در نتیجه آنها از عذابی که برای خطاکاران می باشد در امانند و دیگر این که؛ مانع اذیت است، یعنی به سبب موعظه از آنها جلوگیری کرده است. و سوم این که: موعظه قلب را روشن و نورانی می کند و چرک و کثافت قلب را برطرف می کند.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: الزاهدون فی الدنیا قوم وعظوا فاتعظوا و خوفوا فحذروا و علموا فعملوا ان اصابهم یسر شکروا و ان اصابهم عسر صبروا قالوا یا وصی رسول الله لا نأمر بالمعروف حتی نعمل به کله و لا ننهی عن المنکر حتی ننتهی عنه کله فقال لا بل آمروا بالمعروف و ان لم تعملوا به کله و انهوا عن المنکر و ان لم تنتهوا عنه کله.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: افراد زاهد را در دنیا به این علامات بشناسید آنها کسانی هستند که وقتی موعظه شود پند می گیرند. و هنگامی که از عذاب خدا ترسانده شوند می ترسند. از آنچه سبب عذاب می گردد دوری می کنند. و هرگاه علم را آموخته به آن عمل می کنند. اگر آسانی و گشایشی به آنها برسد شکر می کنند و اگر سختی به آنها برسد صبر می کنند. عرض کردند ای وصی پیغمبر آخر زمان آیا امر به معروف نکنیم مگر این که خود به همه آنها عمل کنیم؟ و نهی از منکر نکنیم مگر وقتی که همه منکرات را ترک کنیم؟ حضرت در جواب آنها فرمود: نه چنین نباشید بلکه امر به معروف بکنید و گرچه به همه کارهای خوب عمل نکنید و نهی از منکر بکنید گرچه همه منکرات را ترک نکنید.
و قال: اشد الناس عذاباً یوم القیمة من علم علماً فلم ینتفع به.
در قیامت عذاب کسی از همه بیشتر است که علمی را به دیگران بیاموزد و خود عمل نکند و از آن بهره نبرد.
و قال علیه السلام: تعلموا ما شئتم ان تعلموا فانکم لن تنفعوا حتی تعملوا به و ان العلماء همتهم الرعایة و ان السفهاء همتهم الروایة.
فرمود: آنچه را می خواهید یاد بگیرید به تحقیق شما نفع نخواهید برد تا آنچه می دانید به آن عمل کنید. و به درستی که علما کسانی هستند که تمام همت آنها مراعات و عمل نمودن به علم کسانی هستند که تمام همت آنها مراعات و عمل نمودن به علم خودشان می باشد، لیکن سفهاء و نادانان همه کوشش آنها نقل روایات است و از عمل در آنها اثری نیست.
و قال صلی الله علیه و آله: ان الله اوحی الی بعض انبیائه فی بعض وحیه قل للذین یتفقهون لغیر الدین و یتعلمون لغیرالعمل و یطلبون الدنیا بعمل الاخرة یلبسون للناس جلد الضأن و قلوبهم قلوب الذئاب و السنتهم احلی من العسل و اعمالهم امر من الصبر ایای یخادعون و بی یغترون و بدینی یستهزئون.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به درستی که خدای متعال بسوی بعضی از پیغمبرانش وحی فرمود که: بگو به کسانی که فقه می خوانند و فقیه و دانشمند می شوند برای غیر دین، و عالم می شوند برای غیر عمل، و دنیا را طلب می کنند به عمل آخرت، پوست گوسفند می پوشند و قلبهای آنها قلب گرگ است، و زبان آنها شیرین تر از عسل است و اعمال آنها تلخ تر از صبر است، به آنها بگو با من مکر و خدعه می کنید و به من مغرور شده اید و دین مرا مسخره و استهزاء کرده اید.
قال علیه السلام: مثل من یعلم و لا یعمل کمثل السراج یضیی ء لغیره و یحرق نفسه و العالم هوالهارب من الدنیا لا الراغب فیها لأن علمه دل علی انه سم قاتل فحمله عن الهرب من الهلکة فاذا التقم السم عرف الناس انه کاذب فیما یقول.
فرمود: مثل آن کس که یاد می دهد و خود عمل نمی کند مثل چراغی است که به دیگران نور می دهد و خود را می سوزاند. و عالم آن کس است که از دنیا فرار می کند نه اینکه رغبت و میل به آن داشته باشد؛ برای این که علم او دلالت دارد که دنیا سم است و استعمال سم سبب هلاکت او می گردد. پس علم او او را وادار به فرار می کند از هلاک شدن. و اگر میل به دنیا کرد چنان است که سم را خورده باشد و مردم می فهمند که او دروغ می گفته و آنچه برای مردم نقل می کرده خود عقیده به آنان نداشته است.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: ان لله خواصاً من خلقه لیسکنهم الرفیع الأعلی من جنانه لانهم کانوا اعقل اهل الدنیا قیل یا رسول الله کیف یکونوا اعقل اهل الدنیا قال کانت همتهم المسارعة الی ربهم فیما یرضیه فهانت الدنیا علیهم و لم یرغبوا فی فضولها صبروا قلیلاً فاسترا حوا طویلا.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: به تحقیق که برای خدای متعال خاصانی است از خلق او که آنها را در درجات اعلی و مقامات بالای بهشت ساکن می فرماید به جهت این که آنها عاقل ترین اهل دنیا بودند. عرض کردند: یا رسول الله چگونه آنها عاقل ترین اهل دنیا بودند؟ فرمود: آنها تمام همت خود را مصروف داشته برای سرعت به سوی خدای خود در انجام اعمالی که رضایت او در اوست. پس دنیا در نظر آنها خار و پست آمده و رغبت و میل در زیادی آن نمودند. مدت کمی صبر کردند و در پی آن به راحت طولانی رسیدند.
و قال صلی الله علیه و آله: لکل شی ء معدن و معدن التقوی قلوب العارفین.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر چیز را معدنی است و معدن تقوی قلوب عارفین (خدا شناسان) است نتیجه این که هر چه معرفت بیشتر باشد تقوی خواهد بود و آیه کریمه شاهد آن است:
انما یخشی الله من عباده العلماء(110)
این است و جز این نیست که از میان بندگان خدا، علماء از خدا می ترسند. چون خشیت و خوف را فرع علم دانسته و بیان فرموده، چنانچه در فرمایش پیغمبر تقوی را فرع معرفت شمرده.
و قال لا تزل قدم عبد یوم القیمة حتی یسئل عن خمس خصال عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه و عن ماله من این اکتسبه و فیما انفقه و عن عمله ماذا عمل فیما علم.
در روز قیامت برداشته نمی شود قدم بنده تا این که از پنج چیز از او سؤال شود: 1- سؤال می شود عمر و زندگی خود را در چه چیز فانی و نابود کردی 2- سؤال می شود ایام جوانی را در چه چیز کهنه کردی 3- سؤال می شود مال از کجا آوردی 4- سؤال می شود مال را در چه راه مصرف و خرج کردی 5- سؤال می شود علمی که به تو داده شد تا چه اندازه به آن عمل کردی.
و قال امیرالمؤمنین علیه السلام: انما زهد الناس فی طلب العلم لما یرون من قله انتفاع من علم بلا عمل.
حضرت امیرالمؤمنین - علیه السلام فرمود: علت این که مردم رغبت در طلب علم ندارند این است که می بینند علمای بدون عمل از علم خود نفع و بهره نمی برند.
و قال النبی صلی الله علیه و آله: علم لا ینتفع به ککنز لا ینفق به.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: علمی که صاحب آن به آن منتفع نشود همچون گنج است که از آن چیزی برداشته نشود و در احتیاجات خرج نکند.
و قال علیه السلام: العلم علمان علم باللسان و هو الحجة علی صاحبه و علم بالقلب و هو النافع لمن عمل به و لیس الایمان بالتمنی و لکنه ما ثبت فی القلب و عملت به الجوارح.
و کان نقش خاتم الحسین بن علی علیهما السلام علمت فاعمل.
فرمود: علم دو علم است: یکی به زبان است پس آن فایده ندارد جز این که سبب اتمام حجت است و گفته می شود تو که می دانستی چرا عمل نکردی. و دیگری علمی است که در قلب است و آن سبب نفع است برای صاحبش در وقتی که به آن عمل کند. و ایمان به آرزو نیست که کسی بگوید کاش من مؤمن بودم و لیکن ایمان چیزی است که در قلب ثابت باشد و اعضاء و جوارح به آن عمل کند.
نقش خاتم امام حسین علیه السلام چنین بود: دانستم پس عمل می کنم.
و قال بعضهم: اول العلم الانصات ثم الاستماع ثم الحفظ ثم العمل ثم النشر.
بعضی از علماء فرموده است: اول علم سکوت است، پس گوش دادن، پس حفظ کردن، پس عمل کردن، پس رساندن به دیگران و پخش نمودن است.
و قیل فی قوله تعالی: فنبذوه وراء ظهورهم،(111) قال ترکوا العمل به والنشرله.
در تفسیر این آیه کریمه که می فرماید: پس انداختند آن را به پشت سر خود، فرمود: مراد این است که عمل به آن و نشر و پخش آن را ترک کردند.
قال صلی الله علیه و آله: مثل ما بعثت من الهدی و الرحمة به کمثل غیث اصاب الارض فمنها ما انبت العشب و الکلاء و کانت منها اخادید حقنت الماء فانتفع به الناس فشربوا و سقوا زروعهم و ارض اخری سبخة لم تمسک الماء و لم تنبت الزرع کذلک قلوب العالمین العالمین و قلوب العالمین التارکین.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا یکون الرجل مسلماً حتی یسلم الناس من یده و لسانه و لا یکون مؤمنا حتی یأمن اخوه بوائقه و جاره بوادره و لا یکون عالماً حتی یکون عاملاً بما علم و لا یکون عابداً حتی یکون و رعاً و لا یکون و رعاً حتی یکون زاهداً فیما فی ایدی الناس.
پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: آنچه را که من به آن مبعوث شده ام، یعنی احکام اسلام مانند بارانی است که به زمین می رسد. پس از بعضی زمینها در اثر باریدن باران بر آن گیاه و علف می روید. و بعضی دیگر از زمینها گودال است که آب باران را در خود نگاه می دارد و مردم از آن نفع می برند به اینکه از آن می آشامند و زراعت های خود را با آن آبیاری می نمایند. و بعضی دیگر زمین شوره و نمکزار است که نه آب را در خود نگاه می دارد و نه گیاه در آن می رود همچنین است قلوب مردم عالم که علم دین در آنها قرار می گیرد. بعضی عمل می کنند و آثارش در آنها ظاهر است و دیگران از وجود آنها بهره مند می گردند. و بعضی قلبها ظرف آن علوم هستند که با آن تشنگی روح خود و دیگران را بر طرف و جان خود و دیگران را سیراب می کنند. و بعضی دیگر هستند قلبهای آنها به شوره زار ماند که آن آب علم دین در آنها اثری نمی بخشد نه نور علمی در آن ایجاد می شود و نه ظرفی است که آن علوم را در خود نگاه دارد تا دیگران بیایند و از آن بهره مند شوند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مسلمانی هر مسلمان محقق نخواهد شد تا وقتی که مردم مسلمان از دست و زبان او سالم بمانند. و ایمان هر مؤمن به کمال نرسد تا این که برادران ایمانی او از شرش ایمن باشند و همسایگانش از شدت غضب و ناراحتیهای او امان داشته باشند. و اطلاق عالم بر او نمی شود تا وقتی که به آنچه می داند عمل کند. و او را عابد نتوان گفت تا وقتی که به مقام ورع و اجتناب از گناهان برسد. و ورع برای او حاصل نشود تا وقتی که از آنچه در دست مردم است زهد ورزد، یعنی چشم طمع از اموال مردم بردارد.
قال المصنف: یا اخی اطل الصمت و اکثر الفکر و اعمل بالموعظه و اقل الضحک و اندم علی خطیئتک تکن عند الله وجیها مقبولا.
صاحب کتاب گوید: ای برادر من سکوت و خاموشی طولانی داشته باش! و فکر زیاد و اندیشه بسیار در آثار قدرت حق تعالی و آیات الهی و فنا و زوال و تغییرات دنیا و اعمال گذشته خود بنما به مواعظ و نصایح قرآنی و کلمات پیغمبر و اهل بیت طاهرینش و سایر بزرگان دین از علماء و حکما و دانشمندان عمل کن! و خنده مخصوصاً با صدا و قهقهه کم داشته باش! و ندامت و پشیمانی از گناهان و خطاهای خود را شیوه خود قرار بده! هرگاه این اوصاف با این بیان در تو یافت شد در نزد خدا آبرومند و مورد قبول خواهی بود.
و قال صلی الله علیه و آله: رأیت لیلة اسری بی الی السماء قوماً یقرض شفاههم بالمقاریض من نارثم یرمی فقلت یا جبرئیل من هولاء فقال خطباء امتک یأمرون الناس بالبر و ینسون انفسهم و هم یتلون الکتاب افلا یعقلون.
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: شبی که مرا به معراج بردند و در آسمانها سیر دادند عده ای را دیدم که لبهای آنها را با مقراض آتشین می چیدند و می ریختند، پس گفتم ای جبرئیل اینها کیانند؟ گفت: اینها خطیبانی از امت تو هستند که مردم را به کارهای نیک امر می کردند و خود را فراموش می کردند، و حال آن که آنها قرآن کریم را قرائت می کردند. آیا خداوند نعمت عقل به آنها نداده بود تا تعقل کنند و به گفته های خود عمل کنند اکنون سزای آنها این است که به این عذاب مبتلا گردند.
و قال بعضهم: العالم طبیب الامة و الدنیا الداء فاذا رایت الطبیب یجرالداء الی نفسه فاتهمة فی علمه و اعلم انه الذی لا یوثق به فیما یقول.
بعضی از علماء فرموده اند: عالم طبیب امت است و دنیا درد است. هرگاه دیدی طبیب درد را به سوی خود می کشد، یعنی طالب دنیا است پس او را در ادعا و روش و سیره اش متهم کنید، و به علم او اهمیت ندهید. و بدانید که او عالمی است که اعتماد و وثوق به گفتار او نیست و آنچه می گوید اعتباری به آن نیست، چون خود به گفته خود ایمان ندارد و الا بر خلاف آن عمل نمی کرد.
و قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لا تطلبوا العلم لتباهوا به العلماء و لا لتماروا به السفهاء و لا لتراؤا به فی المجالس و لا لتصرفوا به وجه الناس الیکم للتراؤس فمن فعل ذلک کان فی النار و کان علمه حجة علیه یوم القیمة و لکن تعلموه و علموه.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: طلب نکنید علم را برای مباهات و فخر بر علماء و نه برای مجادله و مراء با نادانان، و نه برای این که به مردم نشان دهید و ریا کنید و در مجالس، و نه برای این که توجه مردم را به خود جلب کنید و کسب شرافت و مقام در میان آنها بنمایید پس کسی که بخواهد به خاطر این مقاصد موهومه کثیف علم به دست بیاورد آتش جهنم را برای خود تهیه دیده است، و همان علم حجت بر اوست، یعنی دلیل محکومیت او در روز قیامت می گردد. و لیکن علم را یاد بگیرید و عمل کنید و به دیگران یاد دهید و سبب نجات خود و دیگران گردید.