شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی‏

و: باب و : باب الواو

935 - ویل لتجار من لا والله، بلی والله.
- وای بر بازرگانان و کاسبان امت من از (قسم خوردن بی جا و گفتن): نه بخدا، آری بخدا.
954 - ویل لصناع أمتی من غد، أو بعد غد.
- وای و بدا، بحال صنعتگران امت من از (بدقولی) فردا پس فردا کردن.
955 - ویل لعیون، تظلم عینا.
- وای بحال چشم زخم زننده، که بمردم چشم زخم می زند.
956 - والذی نفسی بیده، علی و شیعته هم الفائزون.
- قسم به کسی که جانم بدست اوست، علی و پیروانش پیروزند.
957 - والله فی عون العبد، ما کان فی عون أخیه.
- خدا یار و مددکار بنده است مادامی که او در یاری و کمک برادرش می باشد.
958 - والذی نفسی بیده، ان الرجل منهم، له مثل قوة مأة رجل فی الأکل و الشرب، والجماع، یعنی أهل الجنة.
- قسم به کسی که جانم بدست اوست، براستی مردی از (اهل بهشت) در خوردن و نوشیدن و آمیزش نیروی صد مرد را دارد.
تعلیق :
قال رجل (من اهل کتاب): یا أبالقاسم، أتزعم أن أهل الجنة یأکلون و یشربون؟ قال: نعم، والذی نفسی بیده، ان أحدهم لیعطی قوة مأة رجل فی الأکل والشرب، قال: فان الذی یأکل، یکون له الحاجة، والجنة طیبة، لا خبث فیها، قال: عرق یفیض من أحدهم کرشح المشک فیضمر بطنه.(800)
مردی از (اهل کتاب) پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای ابالقاسم؛ آیا به گمان شما اهل بهشت می خورند و می آشامند؟ فرمود: بلی، قسم به کسی که جان من در دست اوست، بدرستی که بمردی از آنان در خوردن و آشامیدن قدرت و نیروی صد مرد داده می شود. عرض کرد: کسی که می خورد نیاز به قضای حاجت پیدا می کند، و بهشت پاکیزه است و در آن آلودگی نیست. فرمود: از هر کدامشان عرقی مانند ترشح مشک روان می شود آنگاه شکم آنها باریک و لاغر می شود.
959 - وددت ان تبارک الله فی قلب کل مومن.(801)
- دوست دارم که خداوند در دل هر مومنی منزه و بزرگ و برتر باشد.
960 - ویل لقاضی الأرض من قاضی السماء.
- وای به حال قاضی (حاکم روی) زمین از قاضی آسمان.
961 - ورثوه من أول ما یبول منه، یعنی الخنثی.
- به خنثی (براساس) اول جائی که از آن بول می کند، سهم ارث بدهید.
وللمتکلف ثلاث علامات: یتملق اذا حضر، و یغتاب اذا غاب، و یشمت بالمصیبة.
- متکلف را سه علامت است: هنگامی که حاضر باشد تملق و چاپلوسی می کند، وقتی که غائب شد، غیبت و بدگوئی کند، و در مصیبت سرزنش و شماتت نماید.
963 - و للظالم ثلاث علامات: یقهر من دونه بالغلبة، و من فوقه بالمعصیة، و یظاهر الظلمة.
- ستمکار سه علامت دارد: پائین تر از خود را با زور غلبه کند، و بالاتر از خود را با نافرمانی و عصیان. و ستمکاران را یاری و پشتیبانی کند.
964 - و للمنافق ثلاث علامات: اذا حدث کذب و اذا وعد أخلف، و اذا اؤتمن خان.
- منافق را سه نشانه است: هرگاه سخن گوید دروغ بافد، و اگر وعده دهد خلاف کند، وقتی که امانتی به او بسپارند خیانت نماید.
965 - والله لو ازداد یقینا لمشی علی الهواء (کما علی البحر) یعنی: ألخضر.(802)
- قسم بخدا اگر یقینش بشتر از آن بود در هوا راه می رفت همانگونه که روی دریا راه می رود. یعنی: خضر (علیه السلام).
966 - وسطوا الامام، و سددوا الخلل.
- امام جماعت را در وسط (جلو) قرار دهید و جاهای خالی صف ها را فشرده تر کنید.

ه: باب ه: باب الهاء

967 - هذا وضوء، لا یقبل الله الصلوة الا به.
- این وضوئی است که خدای تعالی نماز را بدون آن نمی پذیرد.
968 - هلاک المرء فی ثلاث: فی قبقبة، و ذبذبة، و لقلقة.(803)
- هلاک انسان در سه چیز است: در شکم، فرج و زبان.
969 - هلک امرؤ، لم یعرف قدره، و تعدی طوره.
- به هلاکت افتاد مردی که حد و مرز خود را نشناخته و از حد و اندازه خود تجاوز کند.
970 - هذه الأمة من بنی آدم تسعة و تسعون فی النار، و واحد فی الجنة. و فی روایة آخری: من کل ألف واحد، و سائرهم للنار و ابلیس.(804)
- این امت از اولاد آدم نود و نه نفر در آتش و یکی در بهشت است و در روایت دیگر: از هر هزار یکی (برای بهشت) و دیگران سزاوار آتش و ابلیس اند.
971 - هدیة الله للمومن، السائل علی بابه.
- تحفه خدایتعالی برای مومن سائل بر در (منزل) اوست.
تعلیق :
عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: الفقیر هدیة الله الی الغنی فان قضی حاجته فقد قبل هدیة الله و ان لم یقض حاجته فقد رد هدیة الله عزوجل علیه.(805)
فرمود: فقیر هدیه خدایتعالی است به توانگر، پس اگر حاجت او را بر آورده کند در واقع هدیه خدایتعالی را پذیرفته است، و اگر حاجت او را برآورده نکند در حقیقت هدیه خدا را برگردانده است.
972 - هو الطهور ماؤه الحل میتته، یعنی: به البحر.
- دریا، آبش پاک کننده و میته اش حلال است.
تعلیق :
بحار در بیان این حدیث آورده: لعل المراد بالمیتة، ما لم ینحر و لم یذبح فان السمک یحل بخروجه عن الماء من غیر ذبح و نحر.(806)
شاید منظور این است که: ماهی های حلال گوشت وقتی که از آب بیرون آمده و مرده باشند احتیاج به نحر کردن و سر بریدن و ذبح کردن ندارند و خوردن آن حلال است.

لا: باب لا : باب اللا

973 - لا انا من دد، و لا الدد منی.
- من اهل لهو و لعب نیستم و لهو و لعب از (خصلت) من نیست.
974 - لا تشبهوا بالیهود.
- خودتان را شبیه یهود نسازید.
975 - لا یخلون رجل بامرأة، فان الشیطان ثالثهما.
- مردی با زنی خلوت نکند، زیرا شیطان سومی آنها خواهد بود.
976 - لا یعذب بالنار الا رب النار.
- جز پروردگار آتش، کسی (دیگری را) با آتش عذاب نمی کند.
977 - لا یقیم الرجل الرجل من مجلسه، ثم یجلس فیه، ولکن یقول: تفسحوا، او توسعوا.(807)
- کسی دیگری را از جای خود بلند نکند تا خودش در آنجا بنشیند ولی بگوید: جا باز کنید و فاصله بگیرید.
تعلیق :
نهی النبی (صلی الله علیه و آله) عن أن یقام الرجل عن مجلسه و یجلس فیه آخر. قال (صلی الله علیه و آله): ولکن تفسحوا، و توسعوا.
و روی: ان النبی (صلی الله علیه و آله): لعن من جلس وسط الحلقة، و نهی أن یجلس الرجل بین الرجلین، الا باذنهما.(808)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نهی کرد از اینکه کسی را از جای خود بلند کرده و دیگری را در آنجا بنشانند، فرمود: ولکن صاله بگیرید و جا باز کنید.
و روایت شده که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) لعن کرد کسی را که در میان حلقه بنشیند، و نهی نمود که مردی دو کس را از هم جدا کرده و در میان آنها بنشیند، مگر به اجازه هر دوی آنها.
978 - لا تلتفتوا فی صلوتکم، فانه لا صلوة لملتفت.
- در سر نماز روی خود را به اطراف برنگردانید، و نماز کسی که به چپ و راست برگردد باطل است.
979 - لا یلسع المومن من حجر مرتین.
- مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
980 - لا یحل لرجل، یومن بالله و الیوم الاخر، أن یدع عانته أکثر من أربعین یوما.
- برای مردی که بر خدا و روز قیامت باور دارد، جایز نیست که بیش از چهل روز موی زهار (پائین ناف) خود را نزداید.
981 - لا یحل لامرأة تؤمن بالله و الیوم الاخر، أن تدع ذلک منها (ای: شعر عانیتها) اکثر من عشرین یوما.(809)
- برای زنی که بخدا و قیامت ایمان دارد جایز نیست که بیش از بیست روز موی زهار خود را نزداید.
982 - لا خیر فی دین، لیس فیه رکوع و لا سجود.
- دینی که در آن رکوع و سجود نباشد در آن خیری نیست.
983 - لا فقر أشد من الجهل.
- هیچ فقری سخت تر و شدیدتر از نادانی نیست.
984 - لا اغلال و لا اسلال.
- نه خیانت و نه دزدی نهانی (روا نیست.)
985 - لا یدخل أحد منکم الجنة الا بجواز: بسم الله الرحمن الرحیم، هذا کتاب من الله بفلان بن فلان، ادخلوه جنة عالیة.
- کسی از شماها به بهشت وارد نمی شود، مگر بجواز بسم الله الرحمن الرحیم این نوشته ای از سوی خدا برای فلانی فرزند فلانی است او را به بهشت عالیه وارد کنید.
تعلیق :
و روی عنه (صلی الله علیه و آله): من حم ثلاث ساعات، فصبر فیها، باهی الله به ملائکته، فقال: ملائکتی، أنظروا الی عبدی و صبره علی بلائی، أکتبوا لعبدی براءة من النار. قال: فیکتب: بسم الله الرحمن الرحیم، هذا کتاب من الله العزیز الحکیم، براءة من الله لعبده فلان بن فلان، انی قد آمنتک عن عذابی، و اوجبت لک جنتی فادخلها بسلام.(810)
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده: (هر کس سه ساعت تب کرد آنگاه در آن حال تب صبر نمود، خدایتعالی با او به فرشته هایش مباهات می کند، سپس می فرماید: ای ملائکه من؛ به بنده من و صبر کردن او بر بلای من نگاه کنید، برای بنده ام برائتی از آتش بنویسید، فرمود: پس نوشته می شود: بسم الله الرحمن الرحیم، این نوشته ای است از سوی خداوند عزیز و حکیم برائتی است از خدایتعالی به بنده اش فلانی فرزند فلانی، بدرستی که من تو را از عذاب خود پناه دادم، و بهشتم را برای تو واجب کردم، آنگاه بسلامتی به بهشت وارد شو.)
986 - لا تسخطوا نعم الله، و لا تقتر حوا علی الله.
- از نعمت های خدایتعالی ناراضی نباشید، و به خدا تحکم نکنید و دستور ندهید.
987 - لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی، امن من عذابی.
- (کلمه) لا اله الا الله قلعه و پناهگاه من است، پس هر کس به پناهگاه من وارد شود، از عذاب و مجازات من در امان است.
988 - لا یدخل الجنة دیبوب و لا قلاع.(811)
- دیوث و سخن چین دروغگو پیش سلطان وارد بهشت نمی شود.
989 - لا خیر فی النوافل، اذا أضرت بالفرائض.
- در نوافل و مستحباتی که به واجبات ضرر رساند خیری نیست.
990 - لا یسمع بی یهودی و لا نصرانی، ثم لم یومن بی، الا کان من أصحاب النار.
- هیچ یهودی و نصرانی نیست که (سخنان) مرا بشنود و به من ایمان نیاورد مگر اینکه از اصحاب آتش دوزخ است.
991 - لا تجسسوا، ولکن تحسسوا.
- عیب جوی مردم نباشید، ولی خیر و خوبی مردم را جستجو کنید (یا دلجوئی کنید.)
992 - لا یؤآخذ الرجل بجریرة ابنه، و لا ابن بجریرة أبیه.
- مردی به خیانت و گناه فرزندش، و نه فرزندی به گناه پدرش بازخواست نمی شود.
993 - لا صلوة لمن لم یطع الصلوة، و طاعة الصلوة أن ینتهی عن الفحشاء و المنکر.(812)
- کسی که از نماز اطاعت نکند، نمازخوان (واقعی) نیست و اطاعت نماز آنست که از اعمال فحشا و منکر باز ایستد.
994 - لا یجتمع المال، الا بخصال خمس: بخل شدید، و أمل طویل، و قطیعة الرحم، و کد عظیم، و ایثار الدنیا علی الاخرة.(813)
- مال (دنیا) رویهم جمع نمی شود، مگر با پنج خصلت: بخل و امساک شدید (مصرف نکردن به خود و دیگران)، آرزوی طولانی، قطع رحم (عدم یاری به خویشاوندان)، و تن دادن به مشقت و سخت کوشی در طلب مال، و گزینش دنیا بر آخرت.
995 - لا صغیرة مع اصرار، و لا کبیرة مع استغفار.
- هیچ گناه صغیره و کوچکی با ادامه دادن و اصرار در آن کوچک و صغیره نیست و هیچ گناهی با استغفار و طلب آمرزش از خدا گناه کبیره نیست.
996 - لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق.
- اطاعت کردن از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست.
997 - لا یقولن أحد زرعت ولکن یقول حرثت.
- هرگز احدی نگوید که زراعت کردم (رویانیدم) ولکن بگوید: کاشتم و بذر افشاندم.
998 - لا رهبانیة فی الاسلام.
- رهبانیت و ترک کردن دنیا در اسلام (جایز) نیست.
999 - لا یتناج اثنان دون الثالث.
- دو نفر (در حضور سومی) در گوشی و محرمانه با هم حرف نزنند.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: اذا کنتم ثلاثة، فلا یتناجی اثنان دون الثالث، فان ذلک یحزنه.(814)
یعنی: هرگاه سه نفر بودید، دو نفر محرمانه و در گوشی با هم بدون سومی نجوا نکنند، زیرا اینکار آن سومی را اندوهناک می کند.
1000 - لا یحل لمؤمن أن یهجر أخاه فوق ثلاث، والسابق أسبقهما الی الجنة.
- جایز نیست که مومن بیش از سه روز از برادر خود (بقهر) جدا شود. و هر یک از آن دو، زودتر (در وصل و آشتی) سبقت جوید او زودتر از دیگری به بهشت وارد می شود.
1001 - لا شفاء فیما محرم.
- در چیزی که حرام شده است شفا و بهبودی نیست.
1002 - لا یأخذ أحدکم متاع أخیه، لا جادا(815) و لا هازلا.
- هیچ احدی از شما، متاع برادرش را از دستش نگیرد، چه جدی و چه بشوخی.
1003 - لا یحل مال أمرء مسلم، الا عن طیب نفس منه.
- مال شخص مسلمان (برای کسی) حلال نمی شود، مگر با رضایت خاطر او.
1004 - لا شفیع أنجح من التوبة.
- هیچ شفیعی بهتر از توبه نیست.
1005 - لا یجتمع الشح والایمان فی قلب رجل.
- حرص و بخل، و ایمان، در دل مرد با هم جمع نمی شود.
تعلیق :
البخیل یبخل بما فی یدیه، والشحیح یشح بما فی أیدی الناس، و علی ما فی یدیه، حتی لا یری فی أیدی الناس شیئا، الا تمنی أن یکون له بالحل و الحرام و لا یشبع و لا یقنع بما رزقه الله.(816)
بخیل به آنچه در دست اوست بخل می ورزد، و شحیح، حرص می کند به آن چیزی که در دست مردم است، و هم به آنچه در دست خود اوست، تا جائی که چیزی در دست مردم نمی بیند، مگر اینکه می خواهد مال او باشد، چه از راه حرام و چه از راه حلال و بر آنچه خدایتعالی او را ارزانی داشته قانع و بسنده نیست.
1006 - لا یجتمع غبار فی سبیل الله و دخان جهنم فی جوف
مومن.
- گرد و غباری (که انسان) در راه خدا (می خورد)، با دود جهنم در داخل مومن جمع نمی شود.
1007 - لا تجمعوا بین اسمی و کنیتی أبو القاسم الله یعطی و انا اقسم.
- میان من و کنیه مرا جمع نکنید، خدایتعالی عطا می کند و من تقسیم می کنم.
1008 - لا تدخل الملائکة بیتا، فیه کلب، و لا امرأة ناشرة شعرها، و لا اناء یبال فیه.
- ملائکه به خانه ای وارد نمی شود که در آن خانه سگ و یا زن ژولیده مو، و یا ظرفی که در آن بول کنند باشد.
1009 - لا یزال هذا الدین عزیزا منیعا الی اثنی عشر خلیفة، کلهم من قریش.
- این دین (اسلام) همیشه توانا و استوار است به (وجود) دوازده جانشین که همه آنان از قریش اند.
1010 - لا یغرنکم الصحفیون.(817)
- تصحیف کنندگان شما را فریب ندهند.
تعلیق :
و عنه (صلی الله علیه و آله): ایاکم و أهل الدفاتر، و لا یغرنکم الصحفیون.(818)
مراقب نویسندگان باشید، مبادا فریب نوشته های مغلوط غلط نویسان را بخورید.
والتصحیف: تغییر اللفظ، حتی یتغیر المعنی، واصله خطایا، یقال: صحفه فتصحف، ای غیره فتغیر، حتی التبس.(819)
تصحیف، تغییر دادن کلمه بگونه ای که معنی کلمه تغییر یابد، و اصل و ریشه آن خطا و اشتباه باشد.
گفته اند: تغییر و دگرگون کرد، آن هم تغییر پیدا کرد، تا اینکه اصل مطلب پوشیده شد.
1011 - لا ایمان لمن لا أمانة له.
- کسی که امانتدار نیست ایمان ندارد.
1012 - لا دین لمن لا عهد له.
- کسی که عهد و پیمان خود را وفا نکند دین ندارد.
1013 - لا تخن من خانک، فتکون مثله.
- به کسی که به تو خیانت کرد، خیانت مکن که آنگاه تو نیز مانند او می شوی.
1014 - لا تشریق، الا فی مصر او مسجد جامع.
- نماز جمعه و نماز عید نیست، مگر در شهر، یا مسجد جامع.
1015 - لا یلی أحد منکم یتیما، فیحسن ولایته، و یضع یده رأسه، الا کتب الله له بکل شعرة حسنة، و محی عنه بکل شعرة سیئة، و رفع له بکل شعرة درجة.(820)
- هیچ یک از شماها سرپرستی یتیمی را بعهده نمی گیرد و ولایت او را بخوبی انجام نمی دهد، و دست به سر او نمی نهد مگر اینکه خداوند به ازاء هر موی او حسنه ای بنویسد، و یک گناه او را می بخشد، و به هر موی او یک درجه او را بالا می برد.
1016 - لا ینتفع من المیتة باهاب و لا عصب.
- از پوست و پی میته استفاده نمی شود.
1017 - لا ترفعوا قبلی و لا تضعوا قبلی فانی أراکم من خلفی کما أراکم بین یدی.(821)
- (در نماز جماعت سر خود را) قبل از من بلند نکنید، و قبل از من به زمین نگذارید براستی که من شما را از پشت سر خود می بینم چنانکه از پیش رو می بینم.
1018 - لا تقبل الصلوة الا بالزکاة.
- نماز پذیرفته نمی شود، مگر با (دادن) زکات.
1019 - لا مال أعود من العقل.
- هیچ مال و دارائی سودمندتر از عقل نیست.
1020 - لا عبادة کالتفکر.
- هیچ عبادتی مانند اندیشیدن (پر ارزش) نیست.
1021 - لا تقطع رحمک و ان قطعک.
- (ارتباط خود را) از خویشاوند خود قطع مکن اگر چه او از تو قطع کند.
1022 - لا تسموا شهابا، فان الشهاب من أسماء النار.(822)
- کسی را شهاب نامگذاری نکنید، زیرا شهاب از نامهای آتش است.
1023 - لا احب المتکلفین.
- من مردم متکلف را دوست ندارم.
1024 - لا خیل أبقی من الدهم.
- هیچ گله و اسبی ماندگارتر از اسبان سیاه نیست.
1025 - لا یفلح قوم، ولت علیهم امرأة.
- رستگار نمی شود قومی که زنی سرپرستی و ولایت آنان را بدست بگیرد.
1026 - لا یحب امیرالمومنین، الا طاهر الولادة دون خبیثها.
- امیرالمومنین (علیه السلام) را دوست ندارد مگر پاک زاده، نه بدسرشت.
1027 - لا امرأة خیر من ابنة العم.
- زنی بهتر از دختر عمو نیست.
1028 - لا سهر الا فی ثلاث: تهجد(823) بالقرآن، او طلب علم، او عروس تهدی الی زوجها.
- شب بیداری (خوب) نیست مگر در سه صورت: تهجد (نماز نافله شب) با قرائت قرآن، و یا آموزش علم و دانش، یا عروسی به (خانه) شوهر فرستادن.
1029 - لا تتخذوا ظهور الدواب کرأسی، فرب دابة خیر من راکبها، و أطوع لله تعالی، و أکثر ذکرا.
- پشت چهارپایان را صندلی (و نشیمنگاه خود) قرار ندهید، چه بسا چهارپائی که از سوارش بهتر، و به خدای تعالی فرمانبردارتر و بسیار ذکر کننده باشد.
1030 - لا تقوم الساعة، حتی یشرف الفاجر، و یعجز المنصف، و یقرب الماجن، و یکون للعباد استطالة علی الناس و تکون الصدقة مغرما، والأمانة مغنما، و الصلوة منا.
قیامت برپا نمی شود تا وقتی که، بدکار، زیرک، و شخص با انصاف و عادل، آید، و امانت غنیمت شمرده شود، و نماز خواندن منت گذاری (بر خدا) باشد.
1031 - لا خیر فی العیش، الا لمستمع واع و عالم ناطق.
- در زندگانی خیری نیست، مگر برای کسی که به سخنان سودمند گوش فرا دارد و حفظ کند، و دانشمندی که سخن گوید.
1032 - لا یجتمع الزنا و الخیر فی بیت.
- خیر و خوبی با (عمل شنیع) زنا در یک خانه جمع نمی شود.
1033 - لا یقبل الا ایمان رجل، الا بولایة علی، و البرائة من أعدائه.
- خدای تعالی ایمان کسی را نمی پذیرد، مگر به ولایت علی، و بیزاری از دشمنانش.
1034 - لا تستخفوا بفقراء شیعة علی و عترته من بعده، فان الرجل منهم یشفع فی مثل ربیعة و مضر.
- فقرای شیعه علی و عترت بعد از او را کوچک نشمارید که شفاعت هر یک از آنها برای (عده فراوانی) مانند (قبیله) ربیعه و مضر پذیرفته می شود.
1035 - لا تخالطن أحدا من العلویین، فانک ان خالطتهم، مقت الجمیع، ولکن أحبهم بقلبک.
- هرگز با هیچیک از علویان رفت و آمد و معاشرت نکن زیرا اگر با آنان مخالطت و رفت و آمد کردی (و از یکی بدی دیدی) همه شان را دشمن می داری، ولکن آنها را با قلب خود دوست بدار.
1036 - لا یکون فی الدنیا مومن، الا و له جار یؤذیه.
- در دنیا مومنی نیست مگر آنکه همسایه و نزدیکی دارد که او را آزار می دهد.
تعلیق :
و قال (صلی الله علیه و آله): لو کان المومن فی حجر فارة، لقیض الله فیه من یؤذیه.(824)
فرمود: اگر مومن در سوراخ موشی (هم) باشد، خدایتعالی در آنجا کسی را مقدر می کند که او را رنج و آزار دهد.
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ما کان و لا یکون و لا هو کائن، نبی، و لا مومن، الا و له قرابة یؤذیه او جار یؤذیه.(825)
و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: نبوده و نخواهد بود، و آن شدنی نیست، نه پیامبری و نه مومنی، مگر اینکه خویشی و نزدیکی، و یا همسایه ای دار که او را آزار و اذیت می کند.
1037 - لا یجتمع دینان فی جزیرة العرب.
- دو دین در جزیرة العرب (باهم) جمع نمی شوند.
1038 - لا تدعوا قیام اللیل، فان المغبون من حرم قیام اللیل.
شب خیزی (و عبادت شبانه) را ترک نکنید، زیرا مغبون و زیانکار است آنکه از شب خیزی محروم گردد.
1039 - لا یحل للمومن أن یهجر أخاه المومن أکثر من ثلاثة أیام.
- برای مومن جایز نیست که بیش از سه روز از برادر مومنش بقهر جدا شود.
1040 - لا ینفک المومن من أربع خصال: جار یؤذیه و شیطان یغویه، و منافق یقفوا أثره، و مومن یحسده.
- مومن از چهار خصلت جدائی ندارد: همسایه ای که او را اذیت کند و شیطانی که او را فریب دهد، و منافقی دو رو که چون سایه او را دنبال کند و زیر نظر گیرد، و مومنی که بر او رشک و حسد برد.
1041 - لا اله الا الله، أنس المومن فی حیاته و بعد موته و حین یبعث.
- کلمه لا اله الا الله انس مومن است، در حال حیات او، و پس از مرگ او، و هنگامی که (در روز قیامت) برانگیخته شود.
1042 - لا دین لمن لا تقیة له.
- کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.
1043 - لا یستقیم عبد حتی یستقیم قلبه.
- بنده ای راست و مستقیم نمی شود، مگر اینکه دل و قلب او راست و مستقیم شود.
1044 - لا تسبوا الأموات، فتؤذو الاحیاء.
- به مردگان دشنام ندهید که (در نتیجه) زندگان را آزرده می کنید.
1045 - لا یزال البلاء بمومن، فی جسده و ماله، و ولده حتی یلقی الله، و ما علیه خطیئة.
- بلا و گرفتاری در جسم و مال و فرزند مومن پیوسته همراه اوست تا اینکه به دیدار خداوند رود در حالی که هیچ گناهی ندارد.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (صلی الله علیه و آله): ان أهل الحق لم یزالوا منذ کانوا فی شدة، أما ان ذلک الی مدة قلیلة و عافیة طویلة.(826)
- اهل حق همیشه و در هر زمان در شدت و سختی هستند. آگاه باش این تا مدتی کوتاه است و عافیتی بلند و طولانی در پی دارد.
عن محمد بن بهلول، قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: لم یومن الله المومن من هزاهز الدنیا، ولکن آمنه من العمی فیها و الشقاء فی الاخرة.(827)
خداوند مومن را از لرزش ها و فتنه های دنیا ایمن نکرده ولی او را از کوردلی و نادانی در دنیا و از شقاوت و بدبختی در آخرت در امان داشته.
و قال (صلی الله علیه و آله): ان الله لیغذی عبده المومن بالبلاء، کما یغذی الوالدة ولدها باللبن...(828)
بدرستی که خدایتعالی بنده مومنش را با بلا تغذیه می کند همانگونه که مادر فرزندش را با شیر تغذیه می کند.
قال الصادق (علیه السلام): لا تعدن مصیبة أعطیت علیها الصبرو استوجبت علیها من الله ثوابا بمصیبة، انما المصیبة أن یحرم صاحبها اجرها و ثوابها اذا لم یصبر عند نزولها.(829)
فرمود: مصیبتی را که در آن به تو صبر عطا شده و مستوجب ثواب از طرف خداوند باشی مصیبت مشمار، مصیبت آن است که صاحب مصیبت از اجر و ثواب آن محروم شود، اگر بر نزول آن صبر نکند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اذا کثرت ذنوب المومن، ولم یکن له من العمل ما یکفرها، ابتلاه الله بالحزن لیکفرها به عنه.(830)
هرگاه گناهان مومن زیاد شد، و عملی که آنها را پاک کند نداشت، خدایتعالی او را به غم و اندوه مبتلا می سازد تا بدانوسیله آنها را پاک نماید و بیامرزد.
قال (صلی الله علیه و آله) یقول الله عزوجل: من لم یرض بقضائی و لم یشکر علی نعمائی، و لم یصبر علی بلائی، فلیطلب ربا سوائی.(831)
هر کس به قضای من راضی نشود و بر نعمت های من شکرگزار نباشد و بر بلای من صبر و بردباری نکند، پس پروردگاری به جز من طلب کند.
قال امیرالمومنین (علیه السلام): ان البلاء للظالم أدب و للمومن امتحان و للانبیاء درجة و للاولیاء کرامة.(832)
بلاء برای ستمکار مجازات و کیفر است و برای مومن آزمایش، و برای پیامبران درجه و مقام و برای اولیاء کرامت و عزت است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ان البلاء یتعلق بین السماء والارض مثل القنادیل، فاذا سأل العبد ربه العافیة، صرف الله تعالی البلاء عنه و قد ابرم له ابراما.(833)
بدرستی که بلاء بین آسمان و زمین آویخته می شود، مانند چراغ و قندیل، هرگاه بنده از خدای خود عافیت بخواهد، خداوند متعال آن بلاء را از سر او برگرداند، در حالی که محکم و استوار گشته.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: ان فی کتاب علی (علیه السلام): ان اشد الناس بلاء النبیون، ثم الوصیون، ثم الأمثل فالأمثل انما یبتلی المومن علی قدر أعماله الحسنة، فمن صح دینه و حسن عمله اشتد بلاؤه، و ذلک أن الله عزوجل لم یجعل الدنیا ثوابا لمومن، و لا عقوبة لکافر و من سخف دینه و ضعف عمله قل بلاؤه، و أن البلاء أسرع الی المومن التقی من المطر، الی قرار الأرض.(834)
در کتاب علی (علیه السلام) است: بدرستی که سختترین بلا بین مردم بر پیامبران است، سپس بر اوصیاء، پس از ایشان هر که به آنها بیشتر مانند است و مومن بقدر اعمال نیکوی خود بلا می بیند، پس هر کس دینش درست و عملش نیکو باشد بلای او سخت تر است، و آن برای این است که خدایتعالی دنیا را برای مومن جای ثواب و پاداش و برای کافر جای عقوبت قرار نداده است. و هر کس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلای او کمتر است. و بلاء برای مومن پرهیزکار سریعتر از رسیدن باران به زمین است.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): هل تعرفون طول البلاء من قصره؟ قلنا: لا، قال: اذا ألهم أحدکم الدعاء عند البلاء فاعلموا أن البلاء قصیر.(835)
فرمود: آیا بلای بلند مدت را از کوتاه مدت می شناسید؟ گفتیم: نه، فرمود: هرگاه یکی از شما را پیش از بلا به دعا کردن الهام شد پس بدانید که بلاء کوتاه خواهد بود.
و فی الخبر: اذا أحب الله عبدا ابتلاه، فان صبر اجتباه و ان رضی اصطفاه.(836)
هرگاه خداوند بنده ای را دوست داشته باشد او را مبتلا می کند، پس اگر (آن بنده) صبر و شکیبائی نماید او را بر می گزیند و اگر (به بلا) راضی باشد او را به اختیار و حکم خود قرار می دهد.
و قیل: اوحی الله الی موسی (علیه السلام): انی اذا أحببت عبدا ابتلیته ببلاء، لا تقوم لها الجبال، لأنظر کیف صدقه، فان وجدته صابرا، اتخذته ولیا و حبیبا، و ان وجدته جزوعا، یشکونی الی خلقی خذلته، و لم أبال.(837)
گفته اند که خدای عزوجل به موسی (علیه السلام) وحی کرد: هنگامی که من بنده ای را دوست داشتم او را به بلائی گرفتار می کنم که کوهها نمی توانند در برابر آن در جای خود قرار گیرند، تا ببینم صداقت او چگونه است. پس اگر او را شکیبا و بردبار یافتم، او را ولی و حبیب خود قرار می دهم. و اگر دیدم که ناشکیبائی می کند و از من به مردم شکایت می کند او را بحال خودش فرو می گذارم و به او توجه نمی کنم.
... مر علی بن الحسین (علیه السلام) برجل و هو یدعو الله أن یرزقه الصبر، فقال: ألا لا تقل هذا ولکن سل الله العافیة والشکر علی العافیة، فان الشکر علی العافیة خیر من الصبر علی البلاء. کان من دعاء النبی (صلی الله علیه و آله): أللهم انی أسئلک العافیة والشکر علی العافیة و تمام العافیة فی الدنیا و الاخرة.(838)
امام سجاد (علیه السلام) بر مردی گذشت که از خدا می خواست به او صبر روزی کند. فرمود: آگاه باش، اینطور مگو ولیکن از خدا عافیت بخواه و شکر بر عافیت، چرا که شکر بر عافیت بهتر است از صبر کردن بر بلا. (و فرمود:) از دعاهای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) این بود: (خدایا از تو عافیت می خواهم و شکر کردن به عافیت و عافیت کامل در دنیا و آخرت.)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اباذر فرمود: کدام دعا را می خوانی؟ جبرئیل به من خبر داد تو دعائی می خوانی که در آسمان معروف است.
عرض کرد: بلی ای رسول خدا چنین می خوانم: أللهم انی أسألک الایمان بک والتصدیق بنبیک والعافیة من جمیع البلایا والشکر علی العافیة والغنی عن شرار الناس.(839)
1046 - لا یطولن أحدکم شعر ابطه، فان الشیطان یتخذه مجنا یستتر به.(840)
- هیچ یک از شماها موی زیر بغلش را بلند نکند، زیرا شیطان آنجا را مخفیگاهش قرار داده و در آن پنهان می شود.
1047 - لا عدوی، و لا طیرة فی الاسلام.
- واگیری و سرایت و بدفالی در اسلام نیست.
1048 - لا نبی بعدی.
- بعد از من پیامبری نیست.
1049 - لا ولیمة الا فی خمس، فی عرس أؤ خرس أو عذار أو رکاز أو وکاز.
- مهمانی و سور دادن (روا) نیست مگر در پنج مورد: در عروسی، یا در ولادت، یا در ختنه کردن، یا در مراجعت از مکه، یا در خریدن خانه.
1050 - لا ینبغی للعاقل، أن یکون ظاعنا، الا فی ثلاث: مرمة لمعاش،(841) أو تزدود لمعاد، أو لذة فی غیر ذات محرم.
- مسافرت برای عاقل سزاوار نیست مگر در سه مورد: برای تهیه هزینه معاش (زندگی) یا تهیه توشه آخرت، یا برای لذت و خوشی (بشرطی که) به گناه آلوده نشود.
1051 - لا تجامع امرأتک فی اول ساعة من اللیل.
- در اولین ساعت از شب با همسر خود نزدیکی نکن.
1052 - لا صلوة فی ذات الصلاصل و لا فی ضجنان.
- در (محل) ذات الصلاصل و ضجنان، نماز (جایز) نیست.
تعلیق :
دو حدیث بالا را از نسخه (خ) آوردیم. در نسخه (ط) بصورت یک حدیث و بدین صورت آمده: لا تجامع امراتک فی اول ساعة من اللیل و لا فی ذات الصلاصل و لا فی ضجنان ظاهرا تصحیف شده است. زیرا هر جمله را به (لا تجامع) مربوط ساخته.
در بحار 100/237 چنین آمده: یا علی لا تجامع أهلک فی اول ساعة من اللیل و در بحار 74/56: لا تصل فی ذات الجیش، و لا فی ذات الصلاصل و لا فی ضجنان.(842)(843)
1053 - لا عقل کالتدبیر.
- هیچ عقل و خردی مانند تدبیر کردن (آینده نگری) نیست.
1054 - لا ورع کالکف عن محارم الله.
- هیچ ورع و پرهیزکاری مانند خودداری از ارتکاب محارم خدا نیست.
1055 - لا حسب کحسب حسن الخلق.
- هیچ شرف و بزرگی مانند حسن خلق نیست.
1056 - لا تسافر بالقرآن الی أرض العدو.
- به همراه قرآن به سرزمین دشمن مسافرت نکن.
1057 - لا یوفق قاتنل المومن للتوبد أبدا.
- کسی که مومنی را کشته باشد هرگز به توبه موفق نمی شود.
1058 - لا تجالس شراب الخمر، فان اللعنة اذا نزلت عمت من فی المجلس.(844)
- با شرابخوار، همنشین مباش، زیرا وقتی که لعنت خدا نازل شد، همه حاضرین مجلس را در بر می گیرد.
1059 - لا یخطب أحدکم علی خطبة أخیه.
- هیچ یک از شما از کی که برادرش خواستکاری کرده، خواستگاری نکند.
1060 - لا یفضی الرجل الی الرجل فی ثوب.
- مردی به مرد دیگر زیر یک پوشش (و لحاف) جا ندهد.
1061 - لا یمین الا بالله.
- سوگند خوردن به غیر خدایتعالی صحیح نیست.
1062 - لا خصاء، و لا کنیسة فی الاسلام.
- أخته کردن و (پیروی از رهبانان) کلیسا در اسلام جائز نیست.
1063 - لا یغلب اثنا عشر ألفا من قلة.
- (سپاه) دوازده هزار نفری، به دلیل کمی (نفرات) دشمن شکست نمی خورد.
تعلیق :
این کلام در جنگ حنین وارد شده:
بنابر آنچه در کشاف و سایر کتب آمده، عده اصحاب پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دوازده هزار نفر بود، مسلمانان از کثرت عده خود، و کمی دشمن شگفت زده شدند، و یکی از آنها گفت: دشمن بجهت کمی عده خود شکست می خورند، و پیروزی و غلبه را از کثرت نفرات انگاشتند، و آنگاه شکست خوردند، چنانکه خدایتعالی فرمود: و یوم حنین اذا أعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا، و ضاقت علیکم الأرض بما رحبت، ثم ولیتم مدبرین.(845)
و روز حنین هنگامی که به شگفت آورد شما را زیادی نفرات شما، پس کفایت نکرد از شما چیزی، و تنگ شد بر شما زمین با فراخی خود، پس برگشتید پشت گردانندگان.(846)
1064 - لا تقبل شهادة النساء فی الهلال.(847)
- شهادت زنان در رؤیت هلال ماه پذیرفته نیست.
1065 - لا شغار فی الاسلام.
- در اسلام شغار حایز نیست.
تعلیق :
شغار در زمان جاهلیت (قبل از اسلام) بین اعراب مرسوم بود، که کسی از کسی دخترش، یا خواهرش را خواستگاری می کرد، بدین صورت که در عوض او نیز دختر، یا خواهرش را به ازدواج او در آورد و آنها بمنزله مهریه همدیگر محسوب می شوند و بیش از آن مهریه ای قرار نمی شد.(848)