شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

ک: باب ک: باب الکاف

637 - کل یابس ذکی.(586)
- هر خشک پاک است.
638 - کرامة المیت تعجیله فی التجهیز.(587)
- عزت و احترام میت در آنست که زودتر تشییع و دفن کنند.
639 - کل مسکر خمر.
- هر مست کننده خمر است.
640 - کل مفت ضامن.
- هر فتوی دهنده و حکم کننده مسئول و ضامن است.
641 - کن عالما، أو متعلما، أو مستمعا، أو محبا لهم و لا تکن الخامس، فتهلک.
- دانشمند باش، یا دانشجو یا شنونده و گوش فرا دهنده دانش و یا دوست دارنده آنها. و پنجمی مباش که آنگاه هلاک می شوی.
642 - کل ما أدیت زکوته، فلیس بکنز، و ان کان مدفونا و کل مال لم تؤد زکواته، فهو کنز، و ان کان ظاهرا.(588)
- هر چیزی که زکات او داده شود، گنج شمرده نمی شود، اگر چه دفن شده باشد، و هر مالی که زکاتش داده نشود، آن گنج شمرده می شود، و اگر چه ظاهر باشد.
643 - کان الزبیر أعیب.(589)
- زبیر پر از عیب است.
644 - کل کلام لم یبدء فیه بالبسملة فهو أبتر، و کل کلام لم یبدء فیه بالحمد له فهو أجذم.(590)
- هر سخنی که با بسم الله شروع نشود ناقص می ماند. و هر کلامی که با حمد و ستایش خداوند آغاز نگردد، پاینده نیست.
645 - کره لکم ثلاث: قیل و قال، و کثرة السوال و اضاعة المال.(591)
- سه چیز برای شما، بد و ناپسند است: قیل و قال کردن (جدل و گفتگوی بیهوده) زیادی درخواست و پرسش و تباه کردن مال.
646 - کن فی الفتنة کابن اللبون، لا در یشرب، و لا ظهر یرکب.
- هنگام پیش آمدن فتنه و آشوب، مانند بچه شتر دو ساله باش که خودش می چرد، دوشیده نمی شود، زیرا شیر ندارد که بنوشند و پشت آنچنانی ندارند که سوار شوند.
تعلیق :
قال امیرالمومنین (علیه السلام): کن فی الفتنة کابن اللبون، لا ظهر فیرکب، و لا ضرع فیحلب.(592)
هنگام پیش آمدن فتنه، (اختلاف کردن مردم در رأی و تدبیر)، مانند بچه شتر دو ساله باش، پشتی ندارد که بتوان سوار شد و پستانی که شیر آن دوشیده شود.
فی نهج البلاغه: ألفتنة اذا أقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت.(593)
یعنی: هرگاه فتنه و حیرت پیش آید، مردم را به شبهه و اشتباه می اندازد و آنگاه که پشت کرد و فتنه خوابید، آگاه و بیدار می کند.
647 - کل بدعة ضلالة، و کل ضلالة سبیلها الی النار.
- هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی (پایانش) بسوی دوزخ است.
648 - کثرة الاستغفار للتائبین حصن حصین.
- بسیار استغفار کردن برای توبه کنندگان پناهگاه محکمی است.
649 - کان أبی، غیورا، و انا أغیر منه، و ارغم الله أنف من لایغار من المومنین.
- پدرم مرد غیرتمندی بود، و من از او غیرتمندترم، خوار و ذلیل گرداند، خدا کسی را که غیرت مومنان را نکشد.
650 - کثرة النوم، یذیب القلب، و یذهب بنور الوجه.
- خواب زیاد، دل را می گدازد و نور چهره را زایل می کند.
تعلیق :
عن جابر بن عبدالله، قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): قال ام سلیمان بن داود لسلیمان (علیه السلام): ایاک و کثرة النوم باللیل، فان کثرة النوم تدع الرجل فقیرا یوم القیمة.(594)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: مادر سلیمان بن داود به سلیمان گفت: از زیاد خوابیدن در شب خودداری کن، زیرا خواب زیاد انسان را در روز قیامت فقیر و محتاج می کند.
عن الصادق (علیه السلام): ان الله یبغض کثرة النوم و کثرة الفراغ. و قال ایضا: کثرة النوم مذهبة للدین و الدنیا.(595)
خدایتعالی، زیادی خواب و کثرت بیکاری را دوست ندارد. و نیز فرمود: خواب زیاد دین و دنیای انسان را تباه می کند.
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: ایاک و کثرة الضحک، فانه یمیت القلب و یذهب بنور الوجه.(596)
درباره خنده زیاد نیز پیامبر گرامی فرمود: از خنده زیاد خودداری کن، زیرا آن دل را می میراند و نور سیما را از بین می برد.
651 - کن بشاشا، فان الله یحب البشاشین و یبغض العبوس کریه الوجه.
- گشاده رو و شاداب باش که خدایتعالی مرد شاد و گشاده رو را دوست دارد، و اخم و عبوس و ترش رو را دوست ندارد.
652 - کیف بکم، اذا نزل بکم عیسی بن مریم، و امامکم منکم.
- چه حالی پیدا می کنید، آنگاه که عیسی بن مریم بر شما فرود آید و امام و حجة شما از خودتان باشد؟
653 - کذب النسابون.
- نسب شناسان دروغگویان هستند.
654 - کیلوا طعامکم، فان البرکة فی المکیل.
- غذای خود را اندازه گیری کنید، زیرا در اندازه گیری برکت است.
655 - کل قریة لایکون فیها کتاب الله، أخاف أن ینزل علیها صاعقة من السماء.
- هر آبادی که در آن کتاب خدا نباشد، بیم آن دارم که صاعقه ای از آسمان بدانجا فرود آید.
656 - کل حسب و نسب منقطع الا حسبی و نسبی.(597)
- همه حسب ها و نسب ها بجز حسب و نسب من قطع می شود.
657 - کیف تکون مومنا، والناس لا یأمنون شرک.
- چگونه ممکن است مومن باشی، در حالی که مردم از شر تو در امان نیستند.
658 - کیف تکون مسلما، والناس لا یسلمون من شرک.
- چگونه ممکن است مسلمان باشی، و مردم از شر تو در سلامتی نباشند.
659 - کیف تکون متقیا، والناس یتقون اذاک.
- چگونه تو متقی و پرهیزکاری در حالی که مردم از آزار تو می ترسند.
660 - کل الیقطین فانه یذهب بالجنون والجذام، و البرص، و یزید فی الذهن، والحفظ، و یحسن الخلق، و ینور الوجه، و هو طعامی، و طعام الأنبیاء من قبلی خصوصا یونس.(598)
- کدو بخورید که مرض جنون و جذام و پیسی را می برد، و فهم و هوش و حافظه را تقویت می کند، و خلق و خوی انسان را خوش و زیبا، و سیما را نورانی می سازد، و آن غذا و خوراک من، و طعام پیامبران پیش از من است بویژه یونس (علیه السلام).
661 - کذب من زعم أنه یحبنی و یبغض علیا.
- دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد، در حالی که علی را دشمن بدارد.
662 - کنت انا و علی نورا بین یدی الله تعالی، قبل أن یخلق الله آدم، بأربعة عشر ألف عام، فلما خلق الله آدم، رکب ذلک النور فی صلب عبدالمطلب، فجزء انا و جزء علی.
- من و علی نوری بودیم در پیشگاه خدای تعالی چهارده هزار سال پیش از آنکه خدایتعالی آدم را بیافریند. هنگامی که خداوند متعال آدم را آفرید، آن نور را در صلب عبدالمطلب قرار داد که یک قسمت آن من و قسمت دیگر علی است.
663 - کلما ازاداد الرجل ایمانا، ازداد حبا للنساء.
- هر چه مرد بر ایمان خود بیافزاید محبتش را برای زنان بیشتر می کند.
664 - کن حلس بیتک.
- در خانه ات بنشین، چون پلاسی ملازم خانه خود باش.
665 - کل مسکر حرام و ما أسکر کثیره فالجرعة منه حرام.
- هر مست کننده ای حرام است، و آنچه بیشتر آن مست می کند، یک جرعه آن نیز حرام است.
666 - کفر بالله العظیم من هذه الأمة عشرة: القتال(599) و الساحر والدیوث و ناکح البهیمة و ناکح المرأة فی دبرها و من نکح ذات محرم والساعی فی الفتنة و بایع السلاح من أهل الحرب و مانع الزکاة و من وجد سعة فمات و لم یحج.
- از این امت ده گروه به خدای بزرگ ناسپاسی کرده و ایمان نیاورند، آدم کش و جادوگر و دیوث و ناکح حیوانات و ناکح زن از پشت او و کسی که با محرم خود ازدواج کند و سخن چینی در فتنه و اختلاف بین مردم و فروشنده سلاح به (دشمن) اهل جنگ و جلوگیری کننده از پرداخت زکات و آن که با داشتن امکان بمیرد و حج نرفته باشد.
667 - کلوا من العنب، حبة حبة. فانه أهلنأ و امرء.(600)
- انگور را دانه، دانه، بخورید که آن خوشتر و گواراتر است.
668 - کلوا الزیت و ادهنوا به، فانه شجرة مبارکة.
- روغن زیتون بخورید و به تن خود بمالید زیرا آن (از) درخت مبارکی است.
669 - کل معروف صدقة و کل محدثة بدعة.
- هر کار نیک صدقه است و هر نو آوری (در دین) بدعت است.
تعلیق :
و قال النبی (صلی الله علیه و آله): کل معروف صدقة، و ما وقی به المرؤ عرضه، کتب له به صدقة.(601)
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کار نیک صدقه است، و آنچه را که انسان با آن آبرو و ناموس خود را حفظ کند، برای او صدقه نوشته می شود.
سئل الصادق (علیه السلام): أی الصدقة أفضل؟ قال: أن تتصدق و أنت صحیح شحیح، تأمل البقاء و تخاف الفقر و لا تمهل حتی اذا بلغت الحلقوم، قلت لفلان کذا و لفلان کذا، ألا و ق کان لفلان.(602)
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: کدامین صدقه بهتر و ارزنده تر است؟ فرمود: صدقه دهی در حالیکه هم سالمی و هم بخیل و حریص، امید ماندن و بیم فقر داری، درنگ مکن (و فرصت از دست مده) تا وقتی که جان به گلو رسد بگوئی آن یکی مال فلانی باشد، این یکی مال فلانی. بدان که آنها متعلق به فلانی شده است.
مطرف روایت می کند از پدرش که گفت: پیش رسول خدا رفته بودم، سوره (ألهیکم التکاثر) را خواند، و آنگاه این خبر را فرمود: یقول ابن آدم مالی، مالی، و هل لک من مالک الا ما تصدقت فأبقیت، او أکلت فأفنیت، اولبست فأبلیت؟(603)
فرزند آدم می گوید: مال من، مال من! آیا از مال تو به جز آنکه صدقه دادی و (برای خود) باقی گذاشتی، و آنچه خوردی و فانی کردی، و آنچه پوشیدی و فرسوده نمودی، مال دیگری داری؟
ان امیرالمومنین (علیه السلام) وضع درهما علی کفه، ثم قال: أما انک ان لم تخرج عنی لا تنفعنی.(604)
امیرالمومنین (علیه السلام) یک درهم پول در کف دست خود گذاشت، آنگاه گفت: اما تو (ای درهم) اگر از (دست) من خارج نشدی سودی و نفعی برای من نداری (وقتی از دست من در راه خیر بیرون رفتی برای من فایده خواهی داشت.)
عن بعض نساء النبی (صلی الله علیه و آله) قالت: ذبحنا شاة، فتصدقنابها الا الکتف، فقلت النبی (صلی الله علیه و آله): ما بقی الا الکتف، فقال (صلی الله علیه و آله): کلها بقی الا الکتف.(605)
یکی از همسران پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفت: گوسفندی قربانی کردیم و آن را تصدق دادیم، و پیش ما باقی نماند بجز یک شانه، به آن حضرت گفتم: از (همه گوسفند) جز یک شانه باقی نماند.
آنگاه فرمود: همه آنها باقی ماند جز آن شانه.
کلام خدا: ما عندکم ینفد و ما عندالله باق.(606)
یعنی: آنچه پیش شما است فانی می شود و آنچه پیش خداست باقی می ماند.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): أیها الناس لیبلغ الشاهد منکم الغائب، ألا، و من انظر معسرا کان له علی الله عزوجل فی کل یوم صدقة بمثل ماله، حتی یستوفیه.
ثم قال ابو عبدالله (علیه السلام): و ان کان ذو عسرة، فنظرة الی میسرة، و ان تصدقوا خیر لکم ان کنتم تعلمون.(607)
ابی عبدالله (علیه السلام) فرمود که رسول خدا فرمود: ای مردم؛ حاضران بغایبان برسانند: آگاه باشید، هر کس (بدهکار) تنگدستی را مهلت دهد، در هر روز (آن) نزد خداوند، (ثواب) صدقه ای بمیزان همان مبلغ طلب خود را دارد، تا روزی که بدهکار گشایش پیدا کند و پرداخت کند.
سپس ابو عبدالله (علیه السلام) این آیه را تلاوت کرد: (اگر تنگدست است او را مهلت دهد تا گشایش یابد و اگر تصدق کنید (و ببخشید) برای شما بهتر (از مهلت دادن) است اگر خواب بدانید.)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ما نقص مال من صدقة قط، فأعطوا و لا تجبنوا.(608)
هرگز مالی از صدقه دادن کم نمی شود، پس صدقه بدهید و نترسید (از کم شدن.)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من منع ماله من الأخیار اختیارا، صرف الله ماله الی الأشرار اضطرارا.(609)
هر کس از خرج کردن مال خود به اشخاص نیکوکار از روی اختیار خودداری کند، خدای تعالی مال او را اجبارا به اشخاص بدکار برمی گرداند.
670 - کل مولود یولد علی الفطرة، الا أن أبواه یهودانه و ینصرانه و یمجسانه.
- هر مولودی بر فطرت پاک متولد می شود، مگر آنکه پدر و مادرش او را به آئین یهودیان و نصرانیان و مجوسان وادارند.
671 - کل امرء تدبره امرأة فهو ملعون.
- هر مردی که تدبیر امورش در دست زنی باشد ملعون است.
672 - کما تدین تدان.
- هرگونه (با دیگران) رفتار کنی، همانگونه با تو رفتار خواهد شد.
673 - کل ذی نعمة محسود.
- هر صاحب نعمتی مورد حسد است.
674 - کل من السمک ما له قشور.
- از ماهی (ها) آن را که فلس دارد بخور (که حلال است و غیر آن حرام است.)

ل: باب ل : باب اللاّم

675 - لیس منی من شرب مسکرا، لایرد علی الحوض، لا والله.
- از من نیست کسی که مست کننده ای بنوشد در حوض بر من وارد نمی شود نه، قسم بخدا.
676 - لیس منی من استخف بصلوته، لا یرد علی الحوض، لا والله.
- از من نیست کسی که نماز را سبک شمارد، در حوض بر من وارد نمی شود نه، بخدا قسم.
677 - لکل بیت باب و باب القبر من قبل الرجلین.(610)
- هر خانه ای دری دارد و در قبر از طرف پاها است.
678 - لیس الخائف الذی یبکی و یمسح عینیه، انما الخائف الذی یترک ما یعذبه الله علیه.
- خائف و ترسان کسی نیست که (فقط) گریه کند و چشمانش را بمالد، بلکه خائف کسی است که کاری را که خدایتعالی او را وعده عذاب داده ترک گوید.
679 - لیس لأحدکم، الا ما طابت به نفس أهله.(611)
- برای هیچ یک از شما (حقی بمال زنش) نیست مگر آنچه با رضایت قلبی او باشد.
تعلیق :
و عنه (علیه السلام) قال: تعتق المرأة، و تفعل فی مالها، ما شائت دون زوجها و غیره، و لیس لزوجها من مالها الا ما طابت به نفسها.(612)
زن آزاد است تا در مال خودش هرگونه خواست عمل کند بدون دخالت شوهرش و یا کس دیگر و برای شوهرش حقی نیست در مال او مگر با رضایت قلبی او.
680 - لتسلکن سنن من قبلکم حذو النعل بالنعل، والقذة بالقذة، حتی لو دخل أحدهم حجر ضب لدخلتموه.(613)
- یقینا شما به راه و رسم گذشتگان خود خواهید رفت قدم بقدم و گوش بگوش، تا جایی که اگر یکی از آنان به داخل لانه سوسماری رفته باشد شما نیز داخل خواهید شد.
681 - لعن الله المضلل عن الطریق.
- خدایتعالی لعنت کند کسی را که (مردم را) از مسیر (راست) گمراه و منحرف می سازد.
682 - لعن الله الواشمة والمستوشمة والواشرة والمستوشرة والواصلة والمستوصلة والنامصة والمتنمصة.
- خدا لعنت کند زن خالکوب را و زنی را که خواهان آن باشد و زنی را که دندان تیز کند و کسی را که خواستار آن باشد و زنی را که موی کسی را به موی دیگری پیوند کند. و زنی را که خواستار این کار باشد و زنی را که موهای زنان را بکند و زنی که طالب آن باشد.
683 - لعن الله السلتاء من النساء والمرهاء و المغسلة و المسوفة.
- خدا لعنت کند زنی را که (برای شوهرش) خضاب نکند و چشمان خود را سرمه نکشد، و هنگامی که شوهرش او را بخود بخواند (به دروغ) بگوید که احتیاج به غسل دارم. یا به بعد موکول کند.
684 - لو سرقت ابنتی فاطمة، لقطعت یمینها.
- اگر دخترم فاطمه (هم) سرقت می کرد دستش را می بریدم.
تعلیق :
... ولأن الشارع یضرب المثل بما لا یکاد یقع، کقوله: ولو سرقت فاطمة بنت محمد. و هی علیها السلام، لا یتوهم علیها السرقة.(614)
شارع (بعضی اوقات برای تاکید) به چیزی مثل می زند که به واقعیت نمی رسد، مانند فرمایش آنحضرت (صلی الله علیه و آله) (و اگر فاطمه دختر محمد (صلی الله علیه و آله) هم سرقت می کرد) در حالی که به آنحضرت هرگز چنین گمانی نمی رود.
685 - لعن الله الیهود، حرمت علیهم الشحوم، فباعواها.
- خدایتعالی (قوم) یهود را لعنت کند، پیه ها برای ایشان حرام گشت (ولی) آن را فروختند.
686 - لعن الله الکاذب، ولو کان مازحا.
- خدایتعالی بر دروغگو لعنت کند، اگر چه به مزاح و شوخی باشد.
687 - لم یعمل ابن آدم عملا، أعظم عندالله من رجل قتل نبیا، أوهدم الکعبة التی جعلها الله قبلة لعباده، او أفرغ ماؤه فی فرج امرأة حراما.
- فرزند آدم هیچ عمل (زشتی) مرتکب نمی شود که در پیشگاه خداوند بزرگتر (از عمل) کسی باشد که او پیامبری را بکشد، یا کعبه را که خدایتعالی آن را برای بندگان خود قبله قرار داده ویران کند، یا آب (منی) خود را در فرج زنی بحرام بریزد.
688 - لو أحب المرء حجرا لحشره الله معه یوم القیمة.
- اگر انسان سنگی را دوست داشته باشد، خدایتعالی او را در روز قیامت با همان (سنگ) برانگیخته می کند.
تعلیق :
قال الرضا (علیه السلام): یابن شبیب، ان سرک أن تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان، فأخزن لحزننا، و افرح لفرحنا، و علیک بولایتنا، فلو أن رجلا تولی حجرا، لحشره الله معه یوم القیامة.(615)
ای فرزند شبیب، اگر دوست داری که در درجات بالای بهشت، با ما باشی، پس به اندوه ما اندوهگین و به شادی ما شادمان باش و بر تو باد (محبت) و ولایت ما، که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خدایتعالی او را در روز قیامت با همان سنگ محشور و برانگیخته می کند.
قال (صلی الله علیه و آله):... یا علی؛ لو ان رجلا، أحب فی الله حجرا، لحشره الله معه و ان محبک و شیعتک و محبی أولادک الأئمة بعدک، یحشرون معک و أنت معی فی الدرجات العلی...(616)
فرمود: ای علی؛ اگر کسی سنگی را، برای خدا دوست داشته باشد، خدایتعالی او را، با همان (سنگ) برانگیخته می کند. بدرستی که دوستدار تو و شیعه تو و دوستداران فرزندانت امامان بعد از تو، با تو محشور و برانگیخته می شوند و تو بهمراه من در درجه های بالا هستی.
689 - لیتزین أحدکم یوم الجمعة و یغتسل و یتطیب.
- هر یک از شما باید در روز جمعه خود را آراسته نموده و غسل کند و خود را خوشبو و معطر سازد.
690 - لن یغلب عسر یسرین.
هرگز یک سختی به دو آسانی غلبه نمی کند.
کلام خدایتعالی: فان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا.(617)
روایت کرده اند که هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) بیرون آمد در حالیکه می خندید و می فرمود: لن یغلب عسر یسرین یعنی: یک سختی بر دو آسانی غلبه نمی کند.
گفته اند که عرب وقتی که کلمه نکره ای را بگوید و آن را تکرار کند می شود دو تا، مثل اینکه بگوئید: درهمی کاسبی کردم و درهمی انفاق نمودم. در این حالت دومی غیر اولی است. و اگر آن را با کلمه معرفه تکرار کند، آن همان یکی است، مانند: یک درهم کاسبی کردم و یک درهم انفاق نمودم که در این حالت درهم دوم همان درهم اول است.
چون (العسر) با (ال) بصورت معرفه آمده و تکرار شده، ولی (یسرا) بدون (ال) بصورت نکره آمده و تکرار شده است، می شود: ان مع العسر یسرین یعنی: با هر سختی دو آسانی است.(618)
691 - لو تعلمون ما أعلم، لضحکتم قلیلا و لبکیتم کثیرا.
- اگر آنچه را که من می دانم، شما هم می دانستید، کمتر می خندیدید و بسیار می گریستید.
692 - لو ان هذا الدین فی الثریا،(619) لنالته رجال من فارس.
- اگر این دین در (ستاره) ثریا بود، مردانی از فارس آن را بدست می آوردند.
693 - لقاری ء القرآن بکل حرف یقرؤه فی الصلوة مأة حسنة و متطهرا فی غیر صلوة خمسا و عشرین و غیر متطهرا عشر حسنات.
- برای قاری قرآن به ازاء هر حرفی که در حال نماز قرائت کند صد حسنه. و در غیر نماز، اگر با وضو و طهارت بخواند، بیست و پنج حسنه، و اگر بدون وضو بخواند ده حسنه (پاداش داده می شود.)
694 - لو اهدی الی کراع لقبلت.
- اگر پاچه گوسفندی یا پاچه گاوی بمن هدیه کنند می پذیرم.
695 - لو دعیت الی ذراع لأجبت.(620)
- اگر برای بازوی (گوسفندی یا گاوی به مهمانی) دعوتم کنند اجابت می کنم.
تعلیق :
دو حدیث بالا در بحار آمده و دنباله آن چنین است.
و کان ذلک من الدین:... و ان کان کافرا، أو منافقا، أهدی الی وسقا، ما قبلت و کان ذلک من الدین، أبی الله تعالی لی زبد المشرکین والمنافقین و طعامهم.(621)
و این (قبول کردن هدیه و مهمانی) از اهل دین است و اگر کافری یا منافقی برای من بار شتری را هم هدیه کند، نمی پذیرم و آن از اهل دین است، خدای تعالی طعام مشرکان و منافقان را برای من منع فرموده است.
عن ابی عبدالله (علیه السلام): قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اجیبوا الداعی و عودوا المریض و اقبلوا الهدیة...(622)
دعوت کننده را پاسخ (مثبت) گوئید، مریض را عیادت کنید، هدیه را بپذیرید.
696 - لو یعلم الناس ما فی الحلبة من المنافع، لا شتروها بوزنها ذهبا.(623)
- اگر مردم بدانند که چه منافعی در حلبه (نهفته است)، هم وزن آن طلا داده و آن را می خرند.
تعلیق :
ان النبی (صلی الله علیه و آله) قال:... و تداووا بالحلبة، فلو علم أمتی، مالها فی الحلبة، لتداووابها، ولو بوزنها ذهبا.(624)
فرمود (صلی الله علیه و آله): با حُلبه مداوا کنید، که اگر امت من می دانستند که چه منافعی در حلبه (نهفته) است، با آن مداوا می کردند، اگر چه به وزن آن طلا می دادند.
697 - لو کان الشیی ء یسبق القدر، لسبقته العین.
- اگر چیزی (ممکن) بود که از قَدَر پیشی بگیرد، چشم زخم از آن سبقت می گرفت.
698 - لعن الله الزائد فی کتاب الله.(625)
- خدا لعنت کند به کسی که چیزی در قرآن بیافزاید.
699 - لعن الله المصورین.
- خدا تصویر کنندگان را لعنت کند.
700 - لیأتی الرجل العظیم السمین یوم القیمة، لایزن عندالله جناح بعوضة.
- مرد عظیم الجثه و فربه در روز قیامت حاضر می شود، در حالیکه به اندازه بال پشه ای نزد خداوند وزن و ارزش ندارد.
701 - لی الواجد ظلم.
- سستی و دیر کردن (در اداء دین) از طرف کسی که (امکان پرداخت) دارد ظلم و ستمگری است.
702 - لیس منا، من سلق، أو حلق.
- از ما نیست کسی که (در مصیبت) صدا بلند کند، چنگ بر چهره زند و موی خود را برکند.
703 - لو بغی جبل علی جبل، لهدالله الباغی.
- اگر کوهی بر کوهی ستم روا دارد، خداوند متعال ستمکار را درهم می شکند.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: دعا رجل بعض بنی هاشم الی البراز، فابی أن یبارزه، فقال له امیرالمومنین (علیه السلام): ما منعک أن تبارزه؟ قال: کان فارس العرب و خشیت أن یغلبنی. فقال امیرالمومنین (علیه السلام): فانه بغی علیک و لو بارزته لغلبته و لو بغی جبل علی جبل لهد الباغی.(626)
یکی از مردان بنی هاشم را کسی بمبارزه طلبید، او از مبارزه خودداری کرد، امیرالمومنین (علیه السلام) از او پرسید که: چه چیز تو را از مبارزه با او بازداشت؟ گفت: او قهرمان عرب است و من ترسیدم که او بر من چیره شود.
امیرالمومنین (علیه السلام) به او فرمود: او بر تو ظلم کرده، اگر چنانکه با او جنگ و مبارزه می کردی بر او پیروز می شدی (زیرا) اگر کهی بر کوه دیگر ظلم کند، ستمکار درهم می شکند.
704 - لیس الشدید بالصرعة ولکن الشدید الذی یملک نفسه عند الغضب.
- نیرومند آن نیست که در کشتی گیری دیگران را زمین بزند بلکه نیرومند آن است که هنگام خشم و غضب مالک نفس خود باشد.
تعلیق :
با ذکر سند از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) قال: أوحی الله عزوجل الی نبی من أنبیائه...الخ.(627)
خداوند عزوجل به یکی از پیغمبران خود وحی فرمود: که بامداد، اول چیزی نزد تو آمد آن را بخور و دومی را بپوشان و سومی را بپذیر و چهارمی را نومید مکن و از پنجمی بگریز.
فرمود: چون صبح کرد و رفت، کوه سیاه بزرگی در برابرش نمایان شد، ایستاد و با خود گفت: پروردگارم فرمان داده که این را بخورم، در حیرت ماند، سپس به خویش آمد و گفت: براستی پروردگار والامقام من فرمان ندهد مگر به چیزی که تاب آن را دارم، بسوی کوه رفت که آن را بخورد، هر چه نزدیک تر می شد کوه کوچک تر می گشت تا اینکه به آن رسید دید یک لقمه ایست، آن را خورد و دریافت که خوشمزه ترین چیزی بوده که (تا کنون) خورده، سپس رفت و طشتی پر از طلا یافت، با خود گفت: پروردگارم فرمان داده که این را پنهان کنم، یک گودالی کند و طشت را در آن گودال نهاد و خاک روی آن ریخت و گذاشت و رفت، وقتی برگشت دید که آن طشت پدیدار شده با خود گفت: همانگونه که پروردگارم بمن فرمان داده بود انجام دادم و گذشت، ناگهان پرنده ای دید که بازی دنبال اوست، پرنده گرد او چرخید، با خود گفت پروردگارم فرمان داده که این را بپذیرم، آستین خود را گشود و پرنده درون آن رفت، آن باز، گفت: شکار مرا از من گرفتی، من چند روز است که دنبال آنم، گفت: پروردگارم بمن فرموده، این را نومید نکنم، از ران خود تکه ای برید و پیش او انداخت و رفت، ناگاه گوشت مردار، بدبوی کرم افتاده ای را دید، با خود گفت: پروردگارم بمن دستور داده که از این بگریزم، از آن گریخت و برگشت و در (همان) خواب دید که گویا به او گفته شد: به آنچه فرمان داده شدی و انجام دادی، آیا می دانی چه بود؟ گفت: نه، به او گفت شد: اما کوه که دیدی آن خشم و غضب است، بنده چون خشمناک شد خود را در برابر بزرگی خشم گم کند، و چون خودداری کند و اندازه خود را بشناسد و خشم خود را فرو نشاند سرانجامش همان لقمه خوشمزه ایست که خوردی، اما طشت، کار نیک است که چون بنده آن را پنهان کند و بپوشاند، خدا نخواهد جز آنکه آشکار کند آن را تا، بنده خود را بدان آرایش نماید، علاوه بر آنچه از مزد آخرت برای او پس انداز کرده، و اما پرنده مردی است که اندرزی برای تو می آورد، او را بپذیر.
و اما باز، مردیست که برای حاجتی پیش تو می آید، او را نومید مکن. و اما گوشت مردار گندیده، آن غیبت و بدگوئی است از آن بگریز.(628)
در بحار آمده: و قال له رجل: أوصنی، فقال (صلی الله علیه و آله): لا تغضب، ثم أعاد علیه، فقال: لا تغضب، ثم قال: لیس الشدید بالصرعة، انما الشدید الذی یملک نفسه عندالغضب.(629)
مردی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: مرا نصیحت کن، فرمود: خشمناک نشو، سپس باز هم تکرار کرد، فرمود: خشم مکن، آنگاه فرمود: نیرومند و پر زور آن نیست که دیگران را به زمین بزند، نیرومند (واقعی) کسی است که لحظه خشم و غضب، خود را نگه دارد و مالک نفس خود باشد.
705 - لأن یهدی الله رجلا علی یدیک خیر لک مما طلعت علیه الشمس، أو غربت و لک ولاؤه.(630)
- اگر خدایتعالی بدست تو مردی را هدایت کند، برای تو بهتر است از تمام آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند در حالی که مالکیت و حکومت همه آن بدست تو باشد.
706 - لیمنعن أحدکم مساجدکم، یهودکم و نصاراکم و مجانینکم، او لیمسخنکم الله قردة و خنازیر.(631)
- باید هر یک یک شما حتما (از داخل شدن) یهود و نصارا و دیوانگان خود به مسجدهایتان جلوگیری کند، یا اینکه خداوند شما را به شکل میمونها و خوک ها در خواهد آورد.
707 - لو کان جریح فقیها، لعلم أن اجابة أمه أفضل من صلوته.
- اگر جریح فقیه و دانا (به مسئله) بود، می دانست که جواب دادن به مادرش بهتر از (ادامه) نمازش بود.
تعلیق :
و قال (صلی الله علیه و آله): تحت أقدام الأمهات روضة من ریاض الجنة.
و قال (صلی الله علیه و آله): اذا کنت فی صلاة التطوع، فان دعاک والدک فلا تقطعها، و ان دعتک والدتک فاقطعها.(632)
فرمود: زیر قدمهای مادران باغی از باغهای بهشت است. و نیز فرمود: به هنگام نماز مستحبی، اگر پدرت تو را صدا زد، نمازت را قطع مکن و (اما) اگر مادرت تو را صدا کرد (در پاسخ به او) نمازت را قطع کن.
از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که: زنی از بنی اسرائیل، پسرش جریح را صدا کرد جریح که در حال نماز بود، چون صدای مادر را شنید با خود گفت: خدایا؛ مادرم یا نمازم؟ (نمی دانست که به کدامشان توجه کند) این کار سه بار تکرار شد (در نهایت جواب مادر را نداد) آنگاه مادرش او را نفرین کرد... الخ.(633)
708 - للمسلم علی المسلم ثلثون حقا، یرد غیبته و یسمت عطسته، و یجیب دعوته، و یشیع جنازته، و یرد جواب کتابه.
- هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر سی (مورد) حق دارد: غیبتش را باور نکند. به هنگام عطسه اش (دعا کرده) رحمت خدا بخواهد، دعوتش را بپذیرد، جنازه اش را تشییع کند، نامه اش را جواب دهد.
تعلیق :
در نسخه (ط) بجای ثلثون (ثنتون) آورده. ولی در متن هر دو نسخه فقط پنج مورد ذکر کرده است.
در بحار 71/236 حدیث مفصلی آمده بدین مضمون: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): للمسلم علی اخیه ثلاثون حقا لا برائة له منها الا بالأداء... الخ. و سی حق را بیان کرده، بجهت طولانی بودنش در اینجا نیاوردیم.(634)
709 - لیبالغ أحدکم فی المضمضة و الاستنشاق، فانه غفران لما تکلم (به) العبد، و منفرة للشیطان.(635)
- هر یک از شما زیاد مضمضة و استنشاق کند که این کار (سبب) بخشایش بیهوده گوئی های بنده و موجب فرار شیطان است.
710 - لو کنت آمر أحدا یسجد لأحد، لأمرت المرأة تسجد لزوجها.
- اگر (بنا بود) که دستور می دادم کسی به کسی سجده کند، زن را امر می کردم که به شوهرش سجده نماید.
711 - لله عزوجل فی کل یوم جمعة ستمأة ألف عتیق، کلهم قد استوجبوا النار.
- خداوند متعال در هر روز جمعه ششصد هزار آزاد شده (از جهنم) دارد که همه آنان سزاوار آتش دوزخ اند.
تعلیق :
حدیثی در حاشیه نسخه خطی آمده که در متن نسخه ها موجود نیست فلذا آن را وارد متن نکردیم و در اینجا جزو تعلیق آوردیم:
لولا عفوالله و تجاوزه، ما هنأ أحد العیش، و لولا و عیدالله، لاتکل (ای: اعتمد) کل أحد (ای علی عفوالله.)
اگر بخشش و گذشت خداوند نبود، برای هیچ احدی زندگانی گوارا نمی شد، و اگر ترسانیدن خداوند (از عذاب معصیت) نبود، همه مردم (به بخشش خداوند) اعتماد و اتکال می کردند (و مراقب اعمال خود نمی شدند.)(636)
712 - لیس منا، من یتطیر و لا من یتطیر به.
- از ما نیست کسی که فال بد بزند و کسی که برای او فال بد زده می شود ترتیب اثر بدهد.
تعلیق :
قال ابو عبدالله (علیه السلام): الطیرة علی ما تجعلها، ان هونتها، تهونت و ان شددتها، تشددت و ان لم تجعلها شیئا لم تکن شیئا.(637)
فال بد، به گونه ای است که تو خود قرار می دهی، اگر سست بگیری، سست (و کم اثر) می شود و اگر جدی و سخت بگیری، سخت و جدی می شود و اگر هیچ بشماری، هیچ چیزی رخ نمی دهد.
ریشه تاریخی تطیّر (و نحس شمردن) پرنده بود (و بدان جهت به طیره و تطیّر نامیده شده)، بعدها، وسعت پیدا کرده و چیزهای دیگری نیز به آن افزوده و نحس و شوم شمرده شد تا جائی که فال و شومی را بمعنی مکروه بودن در شرع و یا در طبیعت تصور کردند.(638)
و در حدیث آمده: ثلاث لایسلم منها أحد: الطیرة والحسد والظن. قیل: فما نصنع؟ قال: اذا تطیرت فامض و اذا حسدت فلا تبغ و اذا ظننت فلا تحقق.(639)
سه چیز است که احدی از آن در امان نیست، فال بد، حسد و بدگمانی.
پرسیدند که چه باید بکنیم؟ فرمود: اگر فال بد زدی (پشت کار خود را بگیر و) برو (و به آن اعتنا مکن) و اگر حسد بردی تجاوز نکن (به عمل مبادرت مکن چه با زبان و چه با عمل) و اگر بدگمان شدی، حقیقت مشمار (بگو حقیقت ندارد.)
و کان النبی (صلی الله علیه و آله): یأمر من رأی شیئا یکره و یتطیر منه أن یقول: أللهم لایؤتی الخیر الا أنت و لا یدفع السیئات الا أنت و لا حول و لا قوة الا بک.(640)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به کسی که چیزی را می دید و ناخوشایند او بود و به آن فال بد می زد، دستور می داد که این دعا را بخواند: (خداوندا به جز تو کسی خیر نمی رساند و بجز تو کسی شر و بدی را دفع نمی کند و حول و قوه ای نیست مگر از تو.)
713 - لیس منا من غش مسلما.
- از ما نیست کسی که مسلمانی را غش کند و فریب دهد.
714 - لئن یهدی الله علی یدیک نسمة، خیر مما طلعت علیه الشمس.(641)
- اگر خدای تعالی، کسی را بدست تو هدایت کند، بهتر است از همه آنچه (نور) آفتاب بر آن بتابد.
715 - لمولود، یولد فی أمتی خیر مما طلعت علیه الشمس.
- مولودی که در امت من متولد شود بهتر است از هر آنچه خورشید بر آن بتابد.
716 - لو وزن ایمان علی بایمان أهل الأرض، لرجح ایمان علی.(642)
- اگر ایمان علی با ایمان همه ساکنان زمین سنجیده شود، ایمان علی برتری می یابد.
717 - لمبارزة علی لعمر و بن عبدود یوم الخندق أفضل من عبادة أمتی الی یوم القیامة.
- پیکار علی با عمروبن عبدود، در روز (جنگ) خندق بهتر از عبادت امت من تا روز قیامت است.
718 - لو کان هذا المومن فی حجر فارة، لقیض الله له فیه من یؤذیه.
- اگر مومن در سوراخ موشی باشد، خدای تعالی کسی را در آنجا مقدر می کند که او را آزار دهد.
تعلیق :
قال النبی (صلی الله علیه و آله): الدنیا سجن المومن و جنة الکافر.
و قال: لو کان المومن فی حجر فارة، لقیض الله فیه من یوذیه.
یعنی: دنیا زندان مومن و بهشت کافر است. و فرمود: اگر مومن در لانه موش (هم پنهان) شود، خداوند کسی را در آنجا مقدر می کند که او را اذیت و آزار می دهد.
و روی عن النبی (صلی الله علیه و آله) انه قال: لا یکون فی الدنیا مومن الا، و له جار یؤذیه.
یعنی: مومنی در دنیا نباشد، مگر اینکه او همسایه ای دارد که او را می آزارد.
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ما کان و لا یکون و لا هو کائن، نبی، و لا مؤمن، الا و له قرابة یؤذیه، أو جار یؤذیه.(643)
یعنی: نبوده و نباشد و شدنی نیست، پیامبری و نه مومنی جز اینکه خویش و نزدیکی و یا همسایه و قرینی دارد که او را رنج و آزار می دهد.
719 - لکل شیی ء زینة و زینة الاسلام، الصلوات الخمس.
- هر چیزی زینت و آرایشی دارد و زینت اسلام نمازهای پنجگانه است.
720 - لکل شیی ء دواء و دواء الذنب الاستغفار.
- هر چیزی دارو و درمانی دارد و داروی گناه استغفار است.
721 - لو أن المومن خرج من الدنیا و علیه ذنوب أهل الأرض، لکان الموت کفارة لتلک الذنوب.
- اگر مومن از دنیا برود، در حالیکه گناهان اهل زمین در او باشد، جان کندن او در موقع مرگ، کفاره همه آن گناهان می شود.
722 - لیس للومن من عمله الا مانواه.
- مومن از عمل خود به جز نیتی که برای آن عمل در دل کرده بهره ای ندارد.
تعلیق :
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ان الله لا ینظر الی صورکم و أعمالکم و انما ینظر الی قلوبکم.(644)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: بدرستی که خدای تبارک و تعالی به صورتهای (ظاهر) شما و عمل های شما نمی نگرد ولکن به دلهای شما می نگرد.
و عنه (علیه السلام): بحسب نیاتکم تؤجرون علی أعمالکم، بقدر أعمالکم یرفع ثوابکم.(645)
به اندازه نیت های قلبیتان بر اعمالتان پاداش می یابید و به قدر عملهاتان اجر و مزدتان بالا می رود.
قال علی (علیه السلام): ألأعمال ثمار النیات.(646)
فرمود: عملها ثمره و (نتیجه) نیت ها است.
روایت است که: حضرت موسی (علیه السلام) مردی را دید که دست به دعا برداشته و تضرع و استغاثه می کند، حضرت موسی (علیه السلام) عرض کرد: الهی؛ اگر حاجت و درخواست او بدست من بودی حاجت او را برآورده می کردم، وحی آمد: ای موسی؛ این مرد مالک گوسفندان زیادی است و دل او همواره در خیال گوسفندانش می باشد، من مستجاب نمی کنم دعای کسی را که چشم و زبان او به درگاه من است و قلب او با من نیست، موسی (علیه السلام) قضیه را به آن مرد حالی نمود، فورا قلب خود را متوجه درگاه عالم پناه خدا نمود، و درخواست خود را نایل شد.(647)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): القصد الی الله بالقلوب، أبلغ من اتعاب الجوارح بالأعمال.(648)
یعنی: رو کردن به خدایتعالی با دلها، رساتر و کاملتر است از به رنج انداختن اعضای (بدن) با اعمال.
قال الصادق (علیه السلام): ما ضعف بدن عما قویت علیه النیة.(649)
هیچ بدنی از (عمل به) آنچه که نیت در آن قوی باشد ناتوان نیست.
بیت:
آدمی را قوت دست از دل است - هر که او را دل قوی بازو قویست
عن ابی عبدالله (علیه السلام)، قال: انما قدرالله عون العباد علی قدر نیاتهم، فمن صحت نیته، تم عون الله له و من قصرت نیته، قصر عنه العون بقدر الذی قصر.(650)
یعنی خدایتعالی یاری و کمک بندگان را بقدر نیتهایشان مقدر می سازد، پس هر کس نیت او صحیح و کامل باشد، یاری خدا بر او تمام و کمال می شود، و کسی که نیت او کوتاه و ناقص باشد یاری و کمک بر او بقدر ضعف و کوتاهی نیت خواهد بود.
723 - لیس لله شریک.
- برای خدا شریکی نیست.
724 - لو رأی العبد أجله و سرعته، لأبغض الأمل و طلب الدنیا.
- اگر بنده اجل (و مرگ) خود و سرعت و شتاب آن را می دید آرزومندی و دنیاطلبی را دشمن می داشت.
تعلیق :
حکمت:
سیل ما را می برد برگشت نیست - جای ما دریاست کوه و دشت نیست
در حدیث آمده: طول الأمل ینسی الاخرة.(651)
آرزوی دراز، موجب فراموشی آخرت است.
علی (علیه السلام) فرمود: و لولا الأمل، علم الانسان حساب ما هو فیه ولو علم حساب ما هو فیه مات خفاتا من الهول و الوجل.(652)
اگر آرزو نبود، انسان متوجه حساب امور خود می شد، و اگر حساب امورش را می فهمید از ترس و وحشت به ناگهان قالب تهی می کرد و می مرد.
قال (صلی الله علیه و آله): الأمل رحمة لأمتی و لولا الأمل، ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرا.(653)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: امید و آرزو برای امت من رحمت است و اگر امید نباشد، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی دهد، و هیچ باغبانی درختی نمی کارد.
گفته اند: حضرت عیسی (علیه السلام)، پیرمرد سالخورده ای را دید که در مزرعه خود بیل می زند، گفت: خدایا امید و آرزو را از دل این مرد بگیر، ناگاه دید که آن پیر مرد، بیل را به زمین انداخت روی زمین دراز کشید، عرض کرد: خدایا آرزو را بر دل او برگردان، آنگاه دید که پیر مرد بلند شد و بار دیگر بیل بدست گرفت و مشغول کار شد. از او پرسید: ای مرد چرا اینکار را کردی؟ گفت: یکدفعه به فکرم رسید که من در این سن و سال پیری، برای چه کار می کنم، بزودی که خواهم مرد. وقتی که دراز کشیدم، دفعتا به فکرم رسید که شاید بیشتر عمر کردم، آنگاه محتاج دیگران می شوم، دوباره برخاستم و کار خود را از سر گرفتم.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): اعمل لدنیاک کانک تعیش أبدا، و اعمل لاخرتک کانک تموت غدا.(654)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: برای دنیای خود چنان کار کن که گویا همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرت خود چنان تلاش کن که گویا فردا خواهی مرد.
عن علی (علیه السلام) فی قول الله: و لا تنس نصیبک من الدنیا. قال: لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک و غناک و أن تطلب به الاخرة.(655)
درباره کلام خدا (در قرآن) که می فرماید: نصیب خود را از دنیا فراموش مکن علی (علیه السلام) فرمود: تندرستی، نیرومندی، استراحت، جوانی، نشاط و توانگری خودت را فراموش نکن تا اینکه با (استفاده از) آنها کسب آخرت کنی.
سئل امیرالمومنین (علیه السلام) عن العلم، فقال أربع کلمات أن تعبد الله بقدر حاجتک الیه و أن تعصیه بقدر صبرک علی النار و أن تعمل لدنیاک بقدر عمرک فیها و أن تعمل لاخرتک بقدر بقائک فیها.(656)
از امیرالمومنین (علیه السلام) درباره علم پرسیدند. فرمود چهار کلمه است: اینکه، خدا را به مقدار نیازت عبادت کنی و به قدر صبر و تحملت بر آتش (جهنم) او را عصیان و نافرمانی نمائی و اینکه برای دنیایت به اندازه عمرت در آن تلاش کنی و برای آخرت به میزان بقاء و ماندگاریت در آن کوشش نمائی.
725 - لولا النساء، لعبد الله حقا حقا.
- اگر زن نبود خدایتعالی به درستی و حقیقت عبادت می شد.
726 - لولا أن الله تعالی خلق لفاطمة علیا، ما کان لها کفو علی وجه الأرض، کفو آدم فمن دونه.(657)
- اگر خدایتعالی برای فاطمه علی را نمی آفرید، برای او همتا و مانندی در روی زمین نبود. (همتای آدمی و جز آن.)
727 - لو علم الرجل، ما له فی حسن الخلق، یعلم أنه محتاج الی خلق حسن.(658)
- اگر مرد می دانست که در خوش خلقی چه چیزی برای او (نهفته) است می فهمید که (تا چه اندازه) به اخلاق نیکو احتیاج دارد.
728 - لقتل المومن عندالله، أعظم من زوال الدنیا.
- کشتن مومن، در نزد خدای تعالی از نابودی دنیا بزرگتر است.
729 - لو لا أن السوال یکذبون، ما افلح من ردهم.
- اگر نه بود که سائلان (و گدایان) دروغ (هم) می گویند، کسی که آنان را رد می کرد، رستگار نمی شد.
730 - لیودن أهل العافیة أن جلودهم قرضت بالمقاریض، لما یرون من ثواب أهل البلاء.(659)
اهل عافیت و آسایش آنگاه که (در روز قیامت) پاداش و ثواب اهل بلا و سختی را می بینند، دوست دارند که (در دنیا) پوستشان با قیچی بریده می شد.
تعلیق :
عن ابی یعفور، قال: شکوت الی ابی عبدالله (علیه السلام) ما ألقی من الأوجاع، و کان مسقاما، فقال لی: یا عبدالله؛ لو علم المومن ماله من الأجر فی المصائب، لتمنی أنه لو قرض بالمقاریض.(660)
راوی می گوید: در حال بیماری، از دردهای سختم به ابی عبدالله (علیه السلام) شکایت کردم. امام فرمود: ای بنده خدا؛ اگر مومن بداند که چه اجر و پاداشی در مصیبت و بلاها برای او مقرر شده است، آرزو، و تمنا می کند که ای کاش با قیچی (بدنش) بریده می شد.
و عنه (صلی الله علیه و آله) انه قال: ان الله تعالی یقول: اذا وجهت الی عبد من عبیدی مصیبة فی بدنه، أو ماله، أو ولده، ثم استقبل ذلک بصبر جمیل، استحییت منه أن أنصب له میزانا، أو أنشر له دیوانا.(661)
خدای تعالی می فرماید: هرگاه بنده ای از بندگانم را با مصیبتی در جسمش یا مالش یا فرزندش روبرو ساختم و او با صبر و بردباری نیکو (و بی عتاب) با آن مصیبت برخورد کرد من حیا می کنم از اینکه برایش میزان (برای سنجش اعمالش) نصب کنم و پرونده ای برایش باز نمایم.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): لا تکون مومنا، حتی تعدالبلاء نعمة، و الرخاء محنة، لأن بلاء الدنیا، نعمة فی الاخرة، و رخاء الدنیا محنة فی الاخرة.(662)
فرمود: مومن نیستی مگر اینکه بلا و گرفتاری را نعمت، و فراخ و آسایش را محنت (و آزمایش) بشماری زیرا که بلای دنیا (موجب) نعمت آخرت و فراخ و عیش دنیا (سبب) محنت و اندوه آخرت است.
قال امیرالمومنین (علیه السلام): ألجزع عندالبلاء، تمام المحنة.(663)
یعنی: ناشکیبائی و بی تابی به هنگام بلا، نهایت و کمال درد و رنج است.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): من زهد فی الدنیا، استهان بالمصائب.(664)
هر کس زهد پیشه سازد و دل بدنیا نبندد، مصیبتها را آسان شمارد.
و قال الباقر (علیه السلام): یا بنی؛ من کتم بلاء ابتلی به من الناس، و شکا ذلک الی الله عزوجل، کان حقا علی الله أن یعافیه من ذلک البلاء.(665)
امام باقر (علیه السلام) به فرزندش فرمود: پسرم؛ هر کس بلائی را که مبتلاء شده از مردم مخفی بدارد و از آن بلا (فقط) به خدایتعالی شکایت کند، سزاوار است که خدایتعالی او را از آن گرفتاری عافیت عطا فرماید.
و قال النبی (صلی الله علیه و آله): ان البلاء للظالم أدب، و للمومن امتحان، و للانبیاء درجة، و للأولیاء کرامة.(666)
بلا، برای ستمکار تنبیه و برای مومن آزمایش و تجربه و برای پیامبران درجه و مرتبه و برای اولیاء عزت و شرافت است.
و قیل: اوحی الله تعالی الی موسی (علیه السلام): انی، اذا أحببت عبدا ابتلیته ببلاء لا تقوم لها الجبال، لأنظر کیف صدقة، فان وجدته صابرا، اتخذته ولیا و حبیبا، و ان وجدته جزوعا یشکونی الی خلقی خذلته، و لم أبال.(667)
گفته اند: خداوند به موسی (علیه السلام) وحی نمود که من وقتی بنده ای را دوست بدارم او را به بلائی مبتلا می کنم که کوه ها با آن در جا نمی ایستند تا ببینم صدق و راستی او (در بندگی) چگونه است. پس اگر صبور و شکیبا یافتم، او را ولی و دوست خود قرار می دهم. و اگر ناشکیبا و بی تاب یافتم که از من به مردم شکایت می کند، او را تنها و خوار می کنم و برای من اهمیتی ندارد.
چه خوش گفته حین لاهیجی:
نالیدن بلبل ز نوآموزی عشق است - هرگز نشنیدیم ز پروانه صدائی
731 - لعن الله ثلاثة:(668) ألاکل زاده وحده، والنائم فی بیت وحده، والراکب الفلاة وحده.
سه کس را خدایتعالی لعنت کند: آنکه توشه و طعام خود را به تنهائی بخورد، و آنکه در خانه ای تنها بخوابد، آنکه سواره بتنهائی راه صحرا را پیش گیرد.
732 - لیس الخبر کالمعاینة.
- (شنیدن) خبر مانند دیدن نیست.
733 - لکل ساقطة لاقطة.
- هر افتاده ای را بردارنده ای است.
734 - لئن أدخل یدی فی فم التنین أحب الی من أن أسأل ممن لم یکن ثم کان.
- اگر دست خود را به کام اژدها فرو برم، برای من خوشتر است از آنکه، چیزی بخواهم از کسی که از نداری به دارائی رسیده باشد.
735 - لعن الله والدین حملا ولدهما علی عقوقهما.
- خدایتعالی لعنت کند پدر و مادری را که فرزندشان را بر نافرمانی و عاق شدن خودشان بکشانند.
تعلیق :
یا علی؛ لعن الله والدین، حملا ولدهما علی عقوقهما، یا علی؛ یلزم الوالدین من ولدهما، ما یلزم لهما من عقوقهما، یا علی رحم الله والدین، حملا ولدهما علی برهما، یا علی؛ من أحزن والدیه فقد عقهما...(669)
فرمود (صلی الله علیه و آله): یا علی؛ خدایتعالی پدر و مادری را لعنت کند که فرزندشان را بر عاق شدن و نافرمانی وادارند. یا علی همانگونه که عقوق فرزندان متوجه والدین است (رعایت حقوق) آنان (نیز) بر عهده پدر و مادر می باشد.
یا علی؛ خداوند رحمت کند و ببخشد پدر و مادری را که فرزندشان را بر نیکی کردن به خود وادارند.
یا علی؛ هر کس پدر و مادرش را اندوهگین سازد به آنها عاق شده است.
736 - لیس علی النساء جمعة و لا جماعة و لا أذان و لا اقامة، و لا عیادة مریض و لا هرولة بین الصفا و المروة و لا جهاد و لا استلام الحجر و لا تولی القضاء و لا حلق.(670)
- (انجام این امور) بر زنان (لازم و واجب) نیست: نماز جمعه و نماز جماعت و اذان و اقامه و عیادت مریض و هروله بین صفا و مروة (در مراسم حج) و جهاد و دست مالیدن به حجر (در کنار کعبه) و تولیت قضاوت و سر تراشیدن (در منی.)
737 - لو أن أهل السموات والأرض أشترکوا فی دم مومن، لا کبهم الله فی النار.
- اگر اهل آسمانها و زمین در خون مومنی شرکت کنند، خدایتعالی همه آنان را به آتش دوزخ افکند.
738 - لیس شیی ء أبغض الی الله من بطن ملان.
- در پیشگاه خدایتعالی چیزی مبغوض تر از شکم پر از طعام نیست.
تعلیق :
در حدیث 279 کتاب حاضر گذشت: أکثر الناس شبعا فی الدنیا، أطولهم جوعا یوم القیامة.
سیرترین مردم در دنیا، گرسنه ترینشان در آخرتند.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): من أکل ما یشتهی و لبس ما یشتهی و رکب ما یشتهی لم ینظر الله الیه، حتی ینزع أو یترک.(671)
کسی که هر چه دلش خواست بخورد و هر چه دلش خواست بپوشد و هر (مرکبی) که دلش خواست سوار شود، خدایتعالی به او (بنظر رحمت) نگاه نمی کند، تا اینکه دست بکشد، یا (آنها را) ترک گوید.
عنه (علیه السلام): جاهدوا أنفسکم بقلة الطعام و الشراب، تظلکم الملائکة، و بفر عنکم الشیطان.(672)
یعنی: با نفس خود مجاهده کنید با کم خوردن و کم نوشیدن (تا اینکه) فرشتگان بر شما سایه افکنند، و شیطان از شما فرار کند.
739 - لشبر من الجنة خیر من الدنیا و ما فیها.(673)
- یک وجب از بهشت بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

م: باب م : باب المیم

740 - من المروءة اصلاح المال.
- از (شرایط) جوانمردی، اصلاح مال و نیکو ساختن آن است (با پرداخت زکات و حقوق واجبه و نیالودن آن به حرام.)
741 - من مات فی أحد الحرمین، مکة، او المدینة، لم یعرض و لم یحاسب و مات مهاجرا الی الله و حشر یوم القیمة مع أصحاب بدر.
- هر کس در یکی از دو حرم، مکه و یا مدینه بمیرد، بازداشت و محاسبه نمی شود، مهاجر بسور خدا مرده و در روز قیامت با اصحاب بدر محشور می گردد.
742 - من قال فی القرآن، من غیر علم، فلیتبوء مقعده من النار.
- هر کس درباره قرآن بدون علم و آگاهی چیزی بگوید، نشیمنگاه او در آتش خواهد بود.
743 - من عمل عملا لله، فأجره علی الله و من عمل بأجرة فأجره علی من استأجره.
- هر کس کاری را برای خدا انجام دهد، پاداش آن به عهده خدا است و هر کس کاری را برای اجرت انجام دهد پاداش آن بر عهده کسی است که او را اجیر کرده.
744 - من کان فی حاجة أخیه کان الله فی حاجته.(674)
- هر کس به رفع احتیاج برادرش بپردازد، خدایتعالی نیاز خود او را برآورده می سازد.
745 - من فرج عن مسلم کربة، فرج الله عنه بها کربة من کرب یوم القیامة.(675)
746 - مطل الموسر المسلم ظلم للمسلم.
- سهل انگاری و دیر کردن مسلمان متمکن در ادای حق مسلمان دیگر، ظلم و ستم کردن است بر مسلمان.
تعلیق :
از رسالة الحقوق امام علی بن الحسین (علیه السلام): و اما حق الغریم الطالب لک، فان کنت موسرا أو فیته و کفیته و أغنیته، و لم تردده و تمطله. فان الرسول (صلی الله علیه و آله) قال: مطل الغنی ظلم و ان کنت معسرا، أرضیته بحسن القول، و طلبت الیه طلبا جمیلا، ورددته عن نفسک ردا لطیفا و لم تجمع علیه ذهاب ماله و سوء معاملته، فان ذلک لوم و لا قوة الا بالله.(676)
و اما حق طلبکاری که از تو مطالبه می کند. پس اگر دارا هستی بپرداز و کفایت کن و بی نیازش ساز و رد نکن که در ادای آن تاخیر کنی، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: (تاخیر کردن شخص توانگر و متمکن در ادای دین خود ظلم است) و اگر دست تنگ باشی با زبان خوش او را راضی و خشنود گردان و به نیکوئی از او درخواست مهلت کن و او را به نرمی از خودت بازگردان و از دست رفتن مالش را با رفتار زشت یکجا جمع نکن، زیرا اینکار، ناکسی و فرومایگی است. (حول و قوه ای نیست مگر خدایراست.)
عن رسول الله (صلی الله علیه و آله): مطل المسلم الموسر ظلم للمسلمین و من لم یکن له عقار و لا دار و لا مال، فلا سبیل علیه.(677)
از سخنان رسول خدا است که: درنگ و دیر کردن شخص مسلمان متمکن (در ادای حقوق دیگران) ستمکاری است بر مسلمانان، و کسی که ملک و خانه و مالی ندارد بر او راهی نیست.
747 - من ترک زیارة علی، لم ینظر الله الیه.
- هر کس زیارت علی را ترک گوید، خداوند بر او (با نظر رحمت) نگاه نمی کند.
748 - من حفظ القرآن فرأای أح دا اعطی أفضل مما اعطی، فقد عظم حقیرا و حقر عظیما.
- هر کس قرآن را حفظ کند، و پندارد که احدی را عطائی بهتر از آن عطا داد، شده، کوچک را بزرگ و بزرگ را کوچک شمرده است.
749 - من قرء القرآن طایعا و حفظ القرآن ظاهرا، فله فی کل سنة مئتا(678) دینار، ان منع فی الدنیا أخذها یوم القیامة و افیة أحوج ما یکون الیها.(679)
- هر کس قرآن را با میل و رغبت بخواند و ظاهر آن را حفظ کند، برای اوست در هر سال دویست سکه طلا، اگر در دنیا از او دریغ شود، در روز قیامت (عوض) آن را تمام دریافت می کند که بیشتر از همه وقت به آن احتیاج دارد.
تعلیق :
همانند این حدیث در خصال شیخ صدوق از قول علی (علیه السلام) چنین آمده: من دخل فی الاسلام طائعا و قرء القرآن ظاهرا، فله فی کل سنة مأتا دینار فی بیت المسلمین، ان منع فی الدنیا، أخذها یوم القیامة و افیة أحوج ما یکون الیها.(680)
علی (علیه السلام) فرمود هر کس داوطلبانه مسلمان شد و قرآن را حفظ کرده و از بر بخواند، هر سال دویست اشرفی در بیت المال مسلمین دارد، اگر در دنیا از او دریغ شود، در روز قیامت تمام دریافت می کند و بدان محتاج تر است از همه وقت در آن روز.
در مستدرک الوسائل: من دخل فی الاسلام طائعا و قرأ القرآن ظاهرا، فله کل سنة فی بیت المال مائتا دینار.(681)
هر کس به میل خود (داوطلبانه) مسلمان شود و ظاهر قرآن را حفظ بخواند، هر سال دو هزار دینار در بیت المال دارد.
750 - من قتل غیر قاتله، أو ضرب غیر ضاربه، فعلیه لعنة الله.
- هر کس بکشد کسی را که کسی از او نکشته، یا بزند کسی را که او را نزده لعنت خدا بر اوست.
751 - من آذی فاطمة، فقد آذانی و من آذانی فقد آذالله.
- هر کس فاطمه را آزارده کند، در حقیقت مرا آزرده است و هر کس مرا آزرده سازد در واقع خدا را آزرده است.
752 - من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة.
- هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ دوره جاهلیت مرده است.
753 - من قرء القرآن، فکانما ادرجت النبوة بین جنبیه، الا أنه لا یوحی الیه.
- هر کس قرآن بخواند (و حفظ کند) مانند آن است که نبوت در سینه او درج و ثبت می شود، جز اینکه به او وحی نمی شود.
754 - من سافر، فغروه علی دینه.
- هر کس مسافرت کند، او را به مراقبت دینش توصیه و تحریک کنید.
755 - من اشتاق الی الجنة، سلا عن الشهوات.
- هر کس مشتاق بهشت باشد، شهوات (نفس) را فراموش می کند.
756 - من أشفق من النار، اجتنب المحرمات.(682)
- هر کس از آتش جهنم بترسد، از اعمال حرام دوری می کند.
757 - من زهد فی الدنیا، استهان بالمصائب.(683)
- کسی که در دنیا زاهد باشد (دل به دنیا نبندد) سختی و مصیبت ها را سهل و آسان می شمارد.
758 - من سره أن یکون أقوی الناس، فلیتوکل علی الله.(684)
- هر کس دوست دارد که تواناترین مردم باشد، پس به خدا توکل کند.
تعلیق :
جبرئیل پیش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: یا رسول الله، بدرستیکه خدای تبارک و تعالی، با من هدیه و تحفه ای برای تو فرستاده که قبل از تو به احدی چنین عطائی نکرده، رسول خدا فرمود که گفتم: آن چیست؟
گفت: صبر و شکیبائی و بهتر از آن.
گفتم: آن چیست؟ گفت: رضا و خشنودی و بهتر از آن.
گفتم: آن چیست؟ گفت: زهد (دل نبستن دنیا) و بهتر از آن.
گفتم: آن چیست؟ گفت: اخلاص و بهتر از آن.
گفتم: آن چیست؟ گفت: یقین و بهتر از آن.
گفتم: ای جبرئیل؛ بهتر از آن چیست؟ گفت: راه (بالا رفتن) آن توکل کردن به خدای عزوجل است.
آنگاه گفتم: توکل کردن به خدای عزوجل چگونه است؟
گفت: العلم بأن المخلوق لا یضر و لا ینفع و لا یعطی و لا یمنع، و استعمال الیأس من الخلق فاذا کان العبد کذلک لا یعمل لأحد سوی الله، و لم یرج و لم یخف سوی الله، و لم یطمع فی أحد سوی الله، فهذا هو التوکل. دانستن آنکه مخلوق نه می تواند (به انسان) ضرری برساند، و نه می تواند سودی برساند، نه عطا و بخشش کردن تواند و نه ممانعت و جلوگیری کردن. نومیدی از مردم را شیوه خود سازد.
هرگاه بنده این صفت را دارا شد به جز خدا برای کسی کار نمی کند و بجز خدایتعالی به کسی امید نمی بندد و بجز خدا از کسی نمی ترسد و غیر از خدا در کسی طمع نمی کند. این همان توکل است.(685)
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: لیس شیی ء الا و له حد. قال: قلت: جعلت فداک، فما حد التوکل؟ قال: الیقین، قلت فما حد الیقین؟ قال: الا تخاف مع الله شیئا.(686)
فرمود: هر چیزی حد و اندازه ای دارد. راوی گوید که گفتم حد و اندازه توکل چگونه است؟ فرمود: یقین است، گفتم: حد یقین کدامست؟ فرمود: اینکه با خدا (باشی) از هیچ چیز نترسی.
حافظ
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافیست - راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
759 - من ارتعب الموت، سارع فی الخیرات.(687)
- هر کس از مرگ، رعب و وحشت دارد، در نیکوکاری و انجام خیرات سرعت و شتاب می گیرد.
760 - من أحب قوما حشر معهم.
- هر کس گروهی را دوست دارد، با همان گروه در قیامت محشور می شود.
761 - من أحب عمل قوم، شرک فی عملهم.(688)
- هر کس عمل گروهی را دوست دارد در عمل آنان (خوب یا بد) شریک است.
762 - من قال لا اله الا الله غرست له شجرة فی الجنة من یاقوتهة حمراء منبتها فی مشک أبیض فیها ثمار کثدی الأبکار تفلق عن سبعین حلمة.
- هر کس لا اله الا الله بگوید، برای او درختی از یاقوت سرخ در بهشت کاشته می شود که رستنگاه آن در مشک سفید است و آن درخت میوه هائی دارد بشکل پستانهای دوشیزگان که از هفتاد سر پستان شکفته می شود.
763 - من عمل بما علم، ورثه الله (علم) ما لم یعلم.(689)
- هر کس به دانسته های خود عمل کند، خدایتعالی ندانسته های او را (بدون رنج تحصیل) به او می آموزد.
تعلیق :
و بالصالحات تعمر الفقه.
با اعمال نیکو، دانائی زیاد و ثابت و ماندگار می گردد.
زیرا عمل کردن و بکار بردن علم موجب افزایش علم و دانش می شود، مانند کسی که در دستش چراغی دارد، هرگاه ایستاده باشد، بجز اطراف نزدیک خود را نمی بیند، و هر چه قدم جلو بگذارد و پیش رود، بیشتر سود می برد، و می بیند آنچه را که در موقع ایستادن نمی دید.(690)
وارد شده که: من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لم یعلم. و ان العلم یهتف بالعمل، فان أجاب، و الا ارتحل عنه.(691)
هر کس به آنچه می داند عمل کند، خداوند تعالی، علمی را که نمی داند به او می آموزد (بدون زحمت و بدون معلم) علم عمل را صدا می زند و می خواند اگر پاسخ داد (می ماند) وگرنه کوچ کرده می رود.
از عیسی (علیه السلام) نقل شده که می گفت: (خدایا یکقدم جلوی مرا روشن کن) زیرا هر چه انسان قدم بردارد و پیش برود، قدم دیگری برای او روشن و نمایان می شود، ولی اگر درجا ایستد، نه.
764 - من أعان ظالما علی ظلمه، سلطه الله علیه.
- هر کس ظالمی را در ستمکاریش یاری کند، خدا همان ستمکار را بر او مسلط گرداند.
765 - من أصبح و همه الاخرة، کفاه الله هم الدنیا و الاخرة.
- هر کس صبح کند در حالیکه قصد و همت او آخرت باشد، خدایتعالی خواسته های دنیا و آخرت او را کفایت می کند.
تعلیق :
قوله تعالی: من کان یرید ثواب الدنیا فعند الله ثواب الدنیا و الاخرة.(692)
خدایتعالی در قرآن مجید می فرماید: هر کس نصیب و بهره دنیا را می خواهد. پس (بداند که هم) بهره دنیا و (هم) بهره آخرت نزد خداوند (و در دست قدرت او) است.
و قال النبی (صلی الله علیه و آله): ان الله یعطی الدنیا بعمل الاخرة و لا یعطی الاخرة بعمل الدنیا.(693)
نبی (صلی الله علیه و آله) فرمود: بدرستی که خدای تعالی دنیا را به عمل (با نیت) آخرت می دهد ولی آخرت را به عمل (با نیت) دنیا نمی دهد.
(پس هرگاه تو نیت خود را خالص نموده (در هر کسب و کاری که مشغول هستی با مراقبت حلال و حرام) همت و قصد خود را فقط برای آخرت قرار دادی، هم دنیا و هم آخرت جمعا نصیب تو گردید و اگر کارهای تو فقط بقصد دنیا بوده باشد، آخرت تو از دست رفت، ای بسا دنیائی را هم که می خواستی به آن نایل نشوی و اگر هم نایل شدی برای تو نخواهد ماند، بلکه بزودی از دست تو خواهد رفت، آنگاه هم در دنیا و هم در آخرت ضرر دیده ای ذلک هو خسران مبین که آن زیان واضح و آشکار است.)
766 - من ختم له بقیام الیل، فله الجنة.
- هر کس پایان کار (روزانه اش) نماز شب باشد، بهشت جای اوست.
767 - من عرض نفسه للتهمة، فلا یلومن من أساء الظن به.
- هر کس خود را در معرض تهمت قرار دهد کسی را که به او بدگمان شد سرزنش نکند.
768 - من لم یفرق شعره، فرقه الله بمنشار من النار.
- هر کس موهای (سر و صورت) خود را جدا نکند خداوند با شانه ای از آتش آن را جدا می سازد.
769 - من اتخذ شعرا، فلیحسن ولایته، أو یجزه.
- هر کس موی خود را نگهدارد، باید در مراقبت (و نظافت) آن به نیکی بکوشد و یا آن را بتراشد.
770 - من زعم أنه آمن بی و بما جئت و هو یبغض علیا، فهو کاذب و لیس بمؤمن.
- هر کس گمان کند که به من و به آنچه من آورده ام ایمان دارد در حالیکه علی را دشمن بدارد، پس او دروغگو است و مومن نیست.
771 - من حفظ الرأس و ما حوی، والبطن و ما وعی فقد استحیا من الله حق الحیاء.
- هر که محافظت کند سرش را و آنچه در اطراف سر اوست (چشم و گوش و زبان) و حفظ کند شکم خود را و آنچه در آن جا می دهد (از خوراکی ها) حقیقتا از خدای متعال حیا کرده است.
772 - من جاء الی الجمعة فلیغتسل.
- هر کس به (نماز) جمعه بیاید باید غسل کند.
773 - من سر مسلما، سره الله یوم القیمة.(694)
- هر کس مسلمانی را مسرور کند، خدای تعالی در روز قیامت او را شاد و مسرور سازد.
774 - من ترک الصلوة متعمدا، فقد برئت منه الذمة.
- هر کس نماز (فرضیه و واجب) را از روی عمد ترک کند، محققا از او عهد و پیمان (اسلام) برداشته می شود.
775 - من بدء بالملح، أذهب الله عنه سبعین داء، اولها الجذام.
- هر کس (غذای خود را) با نمک شروع کند، خدای تعالی از او هفتاد مرض را دور کند که اول آنها جذام است.
776 - من سن منکم سنة حسنة، کان له أجرها، و أجر العامل بها الی یوم القیمة، و من سن سنة سیئة کان علیه وزرها، و وزر العامل بها، الی یوم القیمة.
- هر کس از شما، راه و رسم نیکوئی را پایه گذاری کند، اجر و پاداش آن و اجر و پاداش عمل کننده به آن تا روز قیامت به او (نیز) می رسد (بدون اینکه از پاداش عمل کننده کم شود) و هر کس راه و رسم زشتی را پایه گذاری کند، گناه آن و گناه عمل کننده به آن تا قیامت متوجه او (نیز) خواهد بود.
تعلیق :
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من أدی الی أمتی حدیثا یقام به سنة، أو یثلم به بدعة، فله الجنة.(695)
هر کس به امت من حدیثی برساند (که بوسیله آن) سنتی بپا داشته شود، یا بدعتی از میان برود، او اهل بهشت است.
777 - من أکرم فقیها مسلما، لقی الله یوم القیامة و هو عنه راض.
- هر کس فقیه مسلمانی را گرامی بدارد، روز قیامت خدا را ملاقات کند در حالیکه خدایتعالی از او راضی است.
778 - من استرجع عندالمصیبة، جبر الله مصیبته.
- هر کس هنگام رسیدن مصیبت استرجاع کند، با گفتن انا لله و انا الیه راجعون خدایتعالی مصیبت او را جبران می کند.
779 - من تسمع سمع الله به.(696)
- هر کس کاری را برای آوازه و شهرت و افشا کردن به گوش مردم رساندن انجام دهد، خداوند عیب او را برملا و رسوایش می کند.
تعلیق :
و من الأخبار النبویة قوله (صلی الله علیه و آله): و قد سأله رجل: یا رسول الله فیم النجاة؟ فقال: أن لا تعمل بطاعة الله و ترید بها الناس.
و فی الحدیث: من راءی الله به و من سمع سمع الله به.
مردی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سئوال کرد که نجات در چیست؟ حضرت فرمود: اینکه فرمانبرداری و طاعت خدا را بجا نیاوری در حالیه (رضایت و خشنودی) مردم را می خواهی.
و در حدیث آمده است: هر کس کاری را از روی ریا برای جلب توجه مردم انجام دهد، خداوند او را مورد شماتت مردم قرار می دهد و هر کس کاری را برای آوازه و شهرت و به دید مردم رساندن انجام دهد خداوند عیب او را آشکار و رسوایش می سازد.(697)
780 - من سئل عن علم فکتمه ألجمه الله بلجام من نار.
- کسی که از او علم و دانشی را سئوال کنند ولی او (از پاسخ خودداری کرده) و آن را پنهان کند خدایتعالی (در روز قیامت) لگامی از آتش بر او می بندد.
781 - من یصلح ما بینه و بین الله، یصلح الله ما بینه و بین الناس.
- هر کس آنچه را میان خود و خداست اصلاح کند، خدایتعالی آنچه را میان او و مردم است اصلاح می کند.
782 - من أکثر الاستغفار، جعل الله له من کل هم فرجا، و من کل ضیق مخرجا.
- هر کس بسیار استغفار کند، خدایتعالی برای او در هر همت و قصدی گشایشی، و از هر تنگنائی راه خروجی قرار می دهد.
783 - من وعده الله ثوابا علی عمله، فهو منجزه، و من وعده عقابا علی عمله بالخیار.
- کسی که خدایتعالی در برابر عمل نیک او وعده ثواب و پاداشی داده به وعده خود وفا می کند.
و کسی را که در برابر عمل (بد) او وعده عقاب داده باختیار خدا است (که ببخشد یا مجازات کند.)
784 - من مات غریبا مات شهیدا.
- هر کس غریب بمیرد، شهید مرده است.
785 - من عال ثلاث بنات، أو ثلاث أخوات، حتی یمتن، أو یأتین الی أزواجهن، کنت انا و هو فی الجنة کهاتین (و أشار الی السبابة والوسطی.)
- هر کس سه دختر، و یا سه خواهر را تا زمان مرگشان یا تا هنگامی که ازدواج کنند تکفل و سرپرستی نماید، من و او در بهشت مانند این دو (انگشت سبابه و وسطی، در کنار هم) هستیم.
786 - من أتی بمعروف فلیکاف، و من لم یقدر فلیثن.(698)
- هر کس (از کسی) نیکی ببیند باید تلافی کند و اگر نمی تواند باید سپاسگذاری نماید.
787 - من أصبح صحیحا فی بدنه، آمنا فی سربه، معه قوت یومه و لیلته، فکأنما حیزت له الدنیا بحذا فیرها.
- هر صبح کند در حالیکه بدنش سالم و راهش أمن بوده و غذای یک شبانه روزش بهمراهش باشد. مانند این است که دنیا با تمام جوانبش برای او فراهم آمده است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من أصبح معافا فی جسده، آمنا فی سربه عنده قوت یومه و لیلته، فکأنما حیزت له الدنیا.
یا ابن جعشم یکفیک منها ما سد جوعتک، و واری عورتک، فان یکن بیت یکنک فذاک، و ان یکن دابة ترکبها، فبخ بخ، و الا فالخبز و الملح. و ما بعد ذلک حساب علیک أو عذاب.(699)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی صبح کند در حالیکه تن او سالم و راه او أمن بوده، و غذای یک شبانه روزش را داشته باشد، مانند آن است که دنیا برای او فراهم آمده است.
ای پسر جعشم؛ از دنیا آنچه گرسنگی تو را برطرف کند و (تن و) عوت تو را بپوشاند، برای تو کافی است و اگر خانه ای باشد که تو را محافظت کند پس آن (خوب) است، و اگر چهارپائی باشد که سوار شوی به، به، و در غیر اینصورت به نام و نمک (قناعت کن) و از این بیشتر (اگر حلال باشد) بر تو حساب دارد (اگر حرام باشد) عذاب.
788 - من صام فی یوم صائف، سقاه الله یوم الظماء من الرحیق المختوم.
- هر که در روز گرمای تابستان روزه بگیرد، خدایتعالی در روز تشنگی (قیامت) او را از خوشبوترین شراب خالص مهر خورده می نوشاند.
789 - من أحب دنیاه أضر بآخرته، و من أحب آخرته أضر بدنیاه.(700)
- هر کس دنیای خود را دوست بدارد، به آخرتش ضرر برساند و هر کس آخرت خود را دوست دارد به دنیای خود ضرر رساند.
790 - من و فی استوفی.
- هر کس پر و کامل دهد، پر و کامل (پس) می گیرد.
791 - من مسح علی رأس یتیم، کان له بکل شعرة تمر جسده، حورا الی یوم القیمة.
- هر کس بر سر یتیمی (دست نوازش) بکشد، به ازاء هر تار موئی که دست بر آن می کشد حورائی برای اوست تا روز قیامت.
792 - من عمره الله ستین سنة، فقد أعذر الیه.
- هر که را خدای تعالی شصت سال عمر داد، محققا عذاب گناهش بیشتر شود.
793 - من اشبع جائعا فی یوم سغب، ادخله الله یوم القیمة جنة، لا یدخلها الا من فعل مثل ما فعل.
- هر کس گرسنه ای را در روز گرسنگی او سیر کند، خدایتعالی او را در روز قیامت به بهشتی وارد کند که کسی به آن بهشت وارد نمی شود مگر کسی که همان کار را بکند.
794 - من موجبات المغفرة اطعام المسلم السغبان.
- از جمله کارهائی که موجب مغفرت و بخشودگی می شود، غذا دادن به مسلمان گرسنه است.
795 - من رأی شیئا یعجبه، فقال: ما شاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله لم یضر شیئا.
- هر کس چیزی را ببیند که او را بشگفتی و تعجب اندازد، آنگاه بگوید: ما شاء الله، لا حول و لا قوة الا بالله چیزی ضرر نمی رساند.
796 - من أحب أن یکتال بالمکیال الأوفی، فلیکن آخر قوله سبحان ربک رب العزه عما یصفون الایات.
- هر کس دوست دارد که پیمانه (و قسمت) او، پر و کامل باشد، آخرین کلام او این آیه باشد: (سبحان...الخ.)
تعلیق :
در هر دو نسخه کلمات (الایات) در آخر حدیث آمده: ظاهرا اشاره به بقیه تا آخر سوره باشد.
این حدیث با کمی اضافه در کتب احادیث آمده و در آنها دو آیه بعدی تا آخر سوره نیز آورده شده. برای تکمیل حدیث یکی از آنها وسایل الشیعه در اینجا نقل می شود:
من احب ان یکتال بالمکیال الاوفی فلیقل اذا اراد القیام من مجلسه: سبحان ربک رب العزة عما یصفون و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.(701)(702)
هر که دوست دارد که پیمانه (و قسمت) او پر و کامل باشد، هرگاه خواست که از مجلس خود برخیزد، بگوید: (سبحان ربک... الی آخر.)
797 - من قال: لا اله الا الله غرست له شجرة فی الجنة.
- هر کس بگوید لا اله الا الله درختی در بهشت برایش نشانده می شود.
798 - من لم یشکر القلیل، لم یشکر الکثیر.
- کسی که به (نعمت) اندک شکرگذار نباشد، (نعمت) فراوان را (نیز) شکرگذار نخواهد شد.
799 - من ختم القرآن لیلا، صلت علیه الملائکة، حتی یصبح، و من ختمه نهارا، صلت علیه الملائکة، حتی یمسی، و کان له دعوة مستجابة.(703)
- هر که قرآن را در شبی ختم کند، فرشتگان تا صبح بر او درود می فرستند، و هر که آن را در روزی ختم کند فرشتگان تا شام بر او درود می فرستند و دعائی از او اجابت می شود.
800 - من قرأ عشر آیات فی لیلة، لم یکتب من الغافلین.
- هر کس در شبی ده آیه (از قرآن) بخواند، از غافلین نوشته نمی شود.
801 - من مرت له جمعة، لم یقرأ فیها، قل هو الله أحد، ثم مات مات علی دین أبی لهب.(704)
- هر کس جمعه ای از او بگذرد، و (سوره) توحید را نخواند و سپس بمیرد، به دین و آئین ابو لهب مرده است.
802 - من قدم ثلثة من الولد، لم یبلغوا الحلم، لم تمسه النار.
- کسی که سه فرزند بلوغ نرسیده از فرزندانش (پیش از او به دیار آخرت) بشتابد آتش دوزخ به او نخواهد رسید.
803 - من قرء آیة الکرسی فی دبر کل صلوة، لم یمنعه دخول الجنة. الا الموت.(705)
- هر کس به دنبال هر نماز آیة الکرسی بخواند، جز اجل (نرسیدن) مرگ مانع ورودش به بهشت نمی شود.
804 - من نام فلیتو ضأ.
- هر کس خوابید (وضویش باطل شده) پس باید وضو بگیرد.
805 - من لحد قرینه، فقد قسی قلبه، و من قسی قلبه بعد من رحمة الله.
- هر کس دوست و همنشین و یا همسر خود را دفن کند قسی القلب می شود، و کسی که قسی القلب و سنگدل شد از رحمت الهی دور می افتد.
تعلیق :
فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله): أنها کم أن تطرحوا التراب علی ذوی أرحامکم، فان ذلک یورث القسوة فی القلب، و من قسا قلبه بعد من ربه.(706)
رسول خدا فرمود: شما را از خاک ریختن بر (روی قبر) خویشاوندانتان نهی می کنم چرا که این کار قساوت قلب می آورد و هر کس سنگدل و قسی القلب شد از پروردگارش دور می شود.
806 - من التمس رضاء(707) الله بسخط الناس، رضی الله عنه و ارضی عنه الناس.
- هر کس رضا و خشنودی خدا را با نارضایتی مردم بجوید خداوند از وی راضی می شود و مردم را نیز از او راضی می گرداند.
تعلیق :
عن جعفر بن محمد (علیه السلام)، قال: کتب رجل الی الحسین بن علی (علیه السلام): یا سیدی اخبرنی بخیر الدنیا و الاخرة.
فکتب الیه: بسم الله الرحمن الرحیم، اما بعد فان من طلب رضی الله بسخط الناس، کفاه الله أمور الناس و من طلب رضی الناس بسخط الله، و کله الله الی الناس والسلام.(708)
کسی به امام حسین (علیه السلام) نوشت که مولای من مرا از خیر دنیا و آخرت با خبر کن. آن حضرت به او نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم بدرستی که هر که رضای خدا را به خشم مردم جوید، خداوند او را از امور (و نیاز به) مردم کفایت می کند و هر که رضای مردم را به غضب خدا جوید، خداوند او را به مردم واگذار کند. والسلام.
807 - من اطلی و اختضب آمنه الله من الجذام والبرص.
- هر کس (قطران یا) حنا بمالد و موهای خود را با آن رنگ کند خدایتعالی او را از جذام و برص در امان دارد.
808 - من لم یأخذ من شاربه فلیس منا.
- هر کس شارب (موهای بالای لب و طرفین آن) خود را کوتاه نکند از ما نیست.
809 - من کان همته الاخرة، جمع الله أمره، و جعل غناه فی قلبه و أتته الدنیا، و هی راغمة.
- هر کس قصد و همت او (و تلاش) او آخرت باشد، خداوند متعال امور (پراکنده) او را جمع و جور کند و توانگری و بی نیازی او را در دل او قرار می دهد، و دنیا به او روی می آورد، در حالیکه (در نظر او) بی ارزش است.
810 - من کان همته الدنیا، فرق الله علیه أمره، و جعل الفقر بین عینیه، و لم یأته من الدنیا، الا ما کتب له.
- هر کس قصد و همت او (در کارها) دنیا باشد، خدای متعال کارهای او را پراکنده کند، و فقر را مقابل چشمانش قرار دهد و از دنیا نیز به او نمی رسد مگر آنچه مقدر شده و نوشته شده است.
تعلیق :
قال الله عزوجل: من کان یرید الحیوة الدنیا و زینتها، نوف الیهم أعمالهم فیها، و هم فیها لا یبخسون، اولئک الذین لیس لهم فی الاخرة الا النار، و حبط ما صنعوا فیها و باطل ما کانوا یعلمون.(709)
یعنی هر کس زندگی دنیا و زینت و آرایش آن را بخواهد، (بهره) اعمالشان را در دنیا کامل می دهیم (و عمل آنها در دنیا بی بهره نمی ماند) آنها کسانی هستند که در آخرت برایشان جز آتش دوزخ نصیبی نیست. و آنچه در دنیا ساخته بودند نابود شده و آنچه انجام داده بودند (ضایع) و باطل است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من انقطع الی الله کفاه کل مئونة و من انقطع الی الدنیا و کله الله الیها...(710)
فرمود: هر که از غیر خدا بریده و رو به خدا کند خداوند همه احتیاجات او را کفایت نماید و هر که به دنیا دل ببندد خداوند او را به دنیا واگذارد.
مکتوب فی بعض الکتب المنزلة: یقول الله عزوجل: یا ابن آدم؛ لو أن لک الدنیا کلها، لم یکن لک منها الا القوت، فاذا أعطیتک القوت منها و جعلت حسابها علی غیرک، فانا الیک محسن.(711)
خدای عزوجل می فرماید: ای فرزند آدم؛ اگر همه دنیا در ملکیت تو در آید، از آن همه به جز مصرف هزینه زندگی مال تو نخواهد بود. (همه آنها از تو پس گرفته می شود، یا در حال حیات تو، یا هنگام مرگ) اگر به اندازه هزینه زندگی به تو بدهم، و حساب آن (زیادی ها) را بعهده کس دیگر قرار دهم، آنگاه من بر تو نیکی و احسان کرده ام (نه در دنیا بار سنگین و گرفتاری های ثروت و نه در آخرت حسابت سنگین نمی شود.)
811 - من ظلم علیا مقعدی، بعد وفاتی، فکأنما جحد نبوتی و نبوة الأنبیاء من قبلی.
- هر کس علی را پس از وفات من در جانشینی من ستم کند مانند آن است که نبوت مرا، و نبوت پیامبران گذشته را انکار کرده است.
812 - من أکل الطین، فهو ملعون.
- هر کس خاک بخورد از رحمت خدا دور است.
813 - من عمل عملا، لیس علیه أمرنا، فهو مردود.
- هر کس عملی را انجام دهد که مطابق دستور ما نیست آن مردود است.
814 - من أنظر معسرا، کان له بکل یوم حسنة.
- هر کس بدهکار تنگدستی را مهلت دهد، به هر روزی (که مهلت داده) حسنه ای برایش منظور می شود.
تعلیق :
قال الله عزوجل: و ان کان ذوعسرة فنضرة الی میسرة، و أن تصدقوا خیر لکم، ان کنتم تعلمون.(712)
خدای تعالی در قرآن فرموده: و اگر کسی تنگدست بود، پس مهلت دادنی است، تا وقتی که وسعت مالی پیدا کند، و اگر صدقه کنید و به او ببخشید بهتر است برای شما، اگر دانا باشید.
و قال الصادق (علیه السلام): ان الله عزوجل یحب انظار المعسر، و من کان غریمه معسرا، فعلیه أن ینظره الی میسرة، و ان کان أنفق ذلک فی معصیة الله، فلیس علیه أن ینظره الی میسرة، و لیس هو من أهل الایة التی قال الله عزوجل: فنظره الی میسرة و أن تصدقوا خیر لکم ان کنتم تعلمون.(713)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: خدای عزوجل مهلت دادن به بدهکار را دوست دارد کسی که بدهکارش تنگدست باشد، باید تا زمان گشایش به او مهلت دهد.
و اگر چنانچه بدهکار، آن مال را در معصیت خدا مصرف کند، لازم نیست تا هنگام گشایش به او فرصت دهد، و آن کس مشمول آیه ای نیست که خدا در آن می فرماید: پس باید تا زمان گشایش مهلت داد...
قال (صلی الله علیه و آله): و من کان له علی رجل مال أخذه و لا ینفقه فی اسراف، أو فی معصیة، فعسر علیه أن یقضیه فعلی من له المال أن ینظره، حتی یرزقه الله، فیقضیه.(714)
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که بر گردن اوست مالی که از کسی گرفته و آن را در اسراف و یا در معصیت خرج نکرده، اگر به تنگدستی افتاده و نتواند دین خود را ادا کند، بر عهده صاحب مال است که او را مهلت بدهد تا اینکه خدایتعالی به او روزی رساند تا ادا کند.
من استدان دینا، و نوی قضائه، فهو فی أمان الله عزوجل، حتی یقضیه، فان لم ینو، فهو سارق.(715)
کسی که وامی بگیرد و قصد پرداخت آن را داشته باشد، چنین کسی در امان و پناه خدایتعالی است، تا زمانی که دین خود را ادا کند، هرگاه قصد پرداخت نداشته باشد، پس او دزد و سارق است.
815 - من ذکرت عنده و لم یصل علی، فأبعده الله.
- کسی که نام و یاد من پیش او برده شود و او بر من صلوات نفرستد خداوند متعال او را (از رحمت خود) دور سازد.
816 - من أدرک والدیه، و لم یغفر له، فأبعده الله.
- هر کس پدر و مادرش را (در حال حیاتشان) درک کند، و موجبات بخشش و رضایت آنان را فراهم نکند، خدا او را (از رحمت خود) دور نماید.
817 - من أدرک شهر رمضان، و لم یغفر له، فأبعده الله.
- هر کس ماه رمضان را دریابد، و (در آن ماه) بخشوده نشود، خدایتعالی او را (از رحمت خود) دور کند.
818 - من صام صوما، یرائی به، فقد أشرک.
- هر کس روزه ای بگیرد، با آن ریاء کند، بر خدا شرک آورده است.
819 - من احب أن یرتع فی ریاض الجنة، فلیکثر من ذکر الله.
- هر کس دوست دارد که در گلزار بهشت به ناز و نعمت بگذراند پس بسیار ذکر و یاد خدایتعالی کند.
820 - من آثر علی نفسه، آثره الله یوم القیمة.
- کسی که (خواسته خدا را) بر (خواسته) خود مقدم شمارد خدایتعالی در روز قیامت بر او ایثار کرده (و از حق خود می گذرد.)
تعلیق :
یا هشام؛ قال الله عزوجل: و عزتی و جلالی و عظمتی و قدرتی و بهائی، و علوی فی مکانی، لا یوثر عبد هوای علی هواه، الا جعلت الغنی فی نفسه، و همه فی آخرته، و کففت علیه (فی) ضیعته، و ضمنت السماوات والأرض رزقه، و کنت له من وراء تجارة کل تاجر.(716)
فرمود: ای هشام؛ خدای عزوجل فرمود: قسم به عزت و جلال و عظمت و قدرت و شکوه و بلندی مقامم، بنده ای خواسته مرا بر خواسته خویش برتر و مقدم نشمرد، مگر اینکه بی نیازی را در نفس او قرار دادم، و قصد و همت او را متوجه آخرت ساختم (در هر کار قصد و نیت خود را برای آخرت قرار دهد) و در کسب و حرفه او را کفایت نمودم، و آسمانها و زمین را ضامن روزی او کردم، و من خودم برای او بالاتر از تجارت هر تاجر هستم.
821 - من صلی علی ألفا لم یعذبه الله فی النار أبدا.
- هر کس هزار بار بر من صلوات بفرستد، خدایتعالی هرگز او را در آتش (دوزخ) عذاب نمی کند.
822 - من لا یرحم، لا یرحم.
- هر کس (به دیگران) رحم و بخشش نکند (از دیگران نیز) رحم نخواهد دید.
823 - من عف، عف.
- هر کس دامن (دیگران) آلوده نسازد، دامانش پاکیزه بماند.
824 - من غش، غش.
- هر کس فریب زند، فریب خورد.
825 - من عدم المداراة، عدم التوفیق.
- توفیق نیافتن در کارها، از مدارا نکردن با مردم است.
826 - من کظم غیظا، و هو یقدر علی امضائه، خیره الله من أی الحور شاء.
- هر کس خشم خود را فرو برد، در حالیکه می تواند آن را اعمال کند، خداوند به او اختیار دهد تا از هر حوری که خواست بر گزیند.
827 - من أحزن والدیه، فقد عقهما.
- هر کس پدر و مادرش را اندوهگین سازد، در واقع به آنها عاق شده است.
828 - من أحبنی، و أحب هذین (ای حسنین) و أباهما و أمهما، کان معی فی درجتی فی الجنة.(717)
- هر کس مرا دوست دارد و این دو (حسن و حسین) را و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در بهشت در درجه من و همراه من است.
829 - من نعمة الله علی الرجل أن یشبهه ولده.
- از نعمت خدای تعالی بر مرد است که پسرش شبیه او باشد.
830 - من وقر ذاشیبة لشیبته، آمنه الله من فزع یوم القیمة.
- هر کس سالمندی را بخاطر پیری او احترام کند، خدایتعالی او را از فزع و ترس و بیم روز قیامت ایمن دارد.
831 - من أغبرت قدماه فی سبیل الله، حر مهما الله علی النار.
- هر کس قدمهایش در راه خدا مجروح (یا غبار آلود) گردد، خدایتعالی آن قدمها را بر آتش (دوزخ) حرام می کند.
832 - من ضمن لأخیه المسلم فی حاجة له، لم ینظر الله فی حاجته، حتی یقضی حاجة أخیه المسلم.(718)
- هر کس برای حاجت برادر مسلمانش تعهد و ضمانت کند، خداوند به حاجت خود او توجهی نمی کند تا وقتی که او حاجت برادر مسلمانش را برآورده سازد.
833 - من حلف لکم بالله، فصدقوه.
- هر کس برای شما به خدای تعالی قسم خورد، تصدیقش کنید.
834 - من سألکم بالله، فأعطوه.
- هر کس چیزی با قسم بخدا از شما خواست به او بدهید.
835 - من بکی علی الدنیا، دخل النار.
- هر کس برای دنیا گریه کند، وارد آتش می شود.
836 - من بکی علی الجنة، دخل (الجنة.)(719)
- هر کس برای بهشت گریه کند، داخل بهشت می شود.
837 - من استفاد أخا فی الله، زوجه الله حورا.
- هر کس در راه خدا اخوت و برادری برقرار کند و بهره مند شود خداوند برای او یک حوری تزویج کند.
838 - من أحب ان یلقی الله طاهرا مطهرا، فالیلقاه بزوجة.
- هر کس دوست دارد که خدایتعالی را پاک و پاکیزه ملاقات کند پس باید با همسری او را ملاقات کند.
839 - من تظاهرت نعم الله علیه، فلیکثر الشکر.
- کسی که نعمت های الهی برای او ظاهر شد، باید خدا را زیاد شکر و سپاس گوید.
840 - من ألهم الشکر، لم یحرم المزید.
- هر کس توفیق شکر و سپاس یابد از افزایش (نعمت ها) بی نصیب نمی ماند.
841 - من ألح علیه الفقر، فلیکثر من(720) لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
- هر کس را فقر و تنگدستی به ستوه آورد لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم را زیاد بگوید.
842 - من صلی علی محمد و آل محمد مائة مرة، قضی الله له مائة حاجة.
- هر کس بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) صدبار صلوات بفرستد، خدایتعالی صد حاجت او را برآورده کند.
843 - من أصبح لا یهتم بأمر المسلمین، فلیس من الاسلام.
- هر کس صبح کند، در حالیکه به امر مسلمانان همت نگمارد، از اسلام (و مسلمین) شمرده نمی شود.
844 - من قلم أظافیره یوم الجمعة، لم یشعت أنامله.
- هر کس روز جمعه ناخن هایش را بگیرد آنها را پراکنده نکند.
845 - من أسلم علی شیی ء، فهو له.
- هر کس خود را تسلیم چیزی کند، بنده و مال آن چیز است.
846 - من سعادة الرجل المسلم، ألولد الصالح، و الزوجة الصالحة، و السکنی الواسع، والمرکب الهین.(721)
- از خوشبختی و سعادت مرد مسلمان است: فرزند صالح، و همسر صالحه، و مسکن وسیع، و مرکب راهوار.
847 - من أفتی بمالا یعلم، لعنته ملائکة السماء و الأرض.(722)
- هر کس به آنچه نمی داند فتوا و حکم دهد، ملائکه آسمان و زمین او را لعنت و نفرین می کنند.
848 - من یرد الله له خیرا یفقهه فی الدین.
- کسی را که خدایتعالی بخواهد برای او خیری عطا کند، او را دانا در مسائل دینی می کند.
849 - من حسن اسلام المرء ترکه ما لا یعنیه.(723)
- از حُسن اسلام مرد است که آنچه را که به او مربوط نیست ترک کند.
850 - من آذی جاره ورثه الله داره.
- هر کس همسایه خود را آزار دهد، خداوند خانه او را به آن همسایه ارث می گذارد.
851 - من تختم(724) بالعقیق الأحمر، ختم الله له بالحسنی.
- هر کس انگشتر عقیق سرخ بدست کند، خدایتعالی (امور) او را به خیر و نیکی ختم می کند.
825 - من رق ثوبه، رق دینه.
- هر کس جامه اش نازک (و بدن نما) باشد، دینش سست و ضعیف می شود.
تعلیق :
قال علی (علیه السلام): علیکم بالصفیق من الثیاب، فان من رق ثوبه، رق دینه، لا یقومن أحدکم بین یدی الرب جل جلاله و علیه ثوب یشف.(725)
فرمود: جامه و پیراهن سفت بافته بپوشید، زیرا، هر کس جامه نازک و تنگ بپوشد، دین او سست و ضعیف می شود، هیچیک از شماها در برابر پروردگار بزرگ با جامه تنگ و نازک بدن نما به عبادت نایستد.
و عنه (علیه السلام) انه قال: هلاک نساء أمتی، فی الأمرین، ألذهب، والثیاب الرقاق، و هلاک رجال أمتی فی ترک العلم، و جمع المال.(726)
هلاک زنان امتم در دو امر است: طلا، و لباس تنگ و نازک، و هلاک مردان امتم در ترک دانش و در ثروت اندوزی است.
853 - من توضأ قبل الطعام، عاش فی سعة و عوفی من بلوی جسده.
- هر کس قبل از غذا خوردن دستهایش را بشوید (یا وضو بگیرد) در رفاه و آسایش زندگی کرده و از ناراحتی جسمی سالم می ماند.
854 - من لم یؤمن بحوضی، فلا أورده الله حوضی.
- هر کس حوض مرا باور ندارد، خدایتعالی او را به حوض من وارد نمی کند.
855 - من لم یؤمن بشفاعتی، فلا أنا له الله شفاعتی.
- هر کس شفاعت مرا باور ندارد، خدایتعالی او را به شفاعت من نایل نمی کند.
856 - من سرته حسنة، و سائته سیئة فهو مومن.
- کسی که کار خیر او را شادمان، و کار زشت او را ناراحت کند مومن است.
857 - من لم تسؤه سیئة فلیس بمومن.
- هر کس عمل بد، و گناهش او را اندوهگین نکند، او مومن نیست.
تعلیق :
عن موسی بن جعفر (علیه السلام) فقال: یا ابا احمد ما من مومن یرتکب ذنبا، الا ساءه ذلک و ندم علیه و قد قال النبی (صلی الله علیه و آله): کفی بالندم توبة و قال: من سرته حسنته و ساءته سیئته، فهو مومن، فمن لم یندم علی ذنب یرتکبه، فلیس بمومن، و لم تجب له الشفاعة، و کان ظالما، و الله تعالی یقول: ما للظالمین من حمیم، و لا شفیع یطاع.(727)
فقلت له: یا ابن رسول الله، و کیف لا یکون مومنا من لم یندم علی ذنب یرتکبه؟
فقال: یا ابا احمد؛ ما من أحد یرتکب کبیرة من المعاصی و هو یعلم أنه سیعاقب علیها، الا ندم علی ما ارتکب، و متی ندم، کان تائبا مستحقا للشفاعة، و متی لم یندم علیها کان مصرا، و المصر لا یغفر له، لأنه غیر مومن بعقوبة ما ارتکب، و لو کان مومنا بالعقوبة لندم.(728)
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: ای ابا احمد؛ هیچ مومنی مرتکب گناهی نمی شود، مگر اینکه او را اندوهناک می کند و از آن کار نادم و پشیمان می شود.
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) فرمود: ندامت و پشیمانی برای توبه کفایت می کند، و فرمود: کسی که کار نیک او را مسرور و خوشحال کند، و کار زشت او را اندوهگین سازد، او مومن است. (به جزاء و عقاب باور دارد.)
پس اگر کسی بر گناهی که مرتکب شده پشیمان نشود، پس او مومن نیست (چرا که جزاء و عقاب را باور ندارد) و شفاعت در حق او پذیرفته نمی شود، و او ستمکار است. و خدایتعالی می فرماید:
ستمکاران را هیچ خویشی که حمایت کند و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود.
آنگاه گفتم: ای فرزند رسول خدا؛ چطور، و چرا کسی که از گناهی که مرتکب شده پشیمان نشود، مومن نیست؟ فرمود: ای ابا احمد؛ کسی نیست که مرتکب گناهی از گناهان کبیره شود و بداند که بر آن گناه عذاب و عقاب خواهد شد، مگر اینکه از گناهی که مرتکب شده نادم و پشیمان می شود، اگر پشیمان شد، آن توبه کننده است و سزاوار شفاعت است، و هرگاه از گناه خود پشیمان نشد، بر (گناه) خو اصرار ورزیده چنین کسی بخشیده نمی شود، زیرا، او به عذاب و جزای عمل خود باور ندارد اگر باور داشت حتما پشیمان می شد.
858 - من أحب علیا، و تولاه، أکرم الله و أدناه.
- هر کس علی (علیه السلام) را دوست داشته باشد و او را ولی خود بداند، خدایتعالی او را گرامی دارد و (به خود) نزدیک گرداند.
859 - من فارق علیا، فقد فارقنی.
- هر کس از علی جد شود، در واقع از من جدا شده است.
860 - من أحب علیا، کان طاهر الأصل، و من أبغضه ندم یوم الفصل.
- هر کس علی را دوست بدارد، ریشه و اصلش پاک است، و کسی که او را دشمن بدارد، روز قیامت پشیمان می شود.
861 - من أراد التوکل علی الله، فلیحب أهل بیتی.
- هر کس خواست توکل به خدا کند، باید اهل بیت مرا دوست بدارد.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من أراد التوکل علی الله، فلیحب أهل بیتی، و من أراد أن ینجوا من عذاب القبر، فلیحب أهل بیتی، و من أراد الحکمة، فلیحب أهل بیتی، و من أراد دخول الجنة بغیر حساب فلیحب أهل بیتی. فوالله ما أحبهم أحد، الا ربح فی الدنیا و الاخرة.(729)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس بخواهد بر خدا توکل کند، باید اهل بیت مرا دوست بدارد، و هر کس بخواهد از عذاب قبر نجات یابد، باید اهل بیت مرا دوست بدارد، و هر کس دانش و حکمت بخواهد باید اهل بیت مرا دوست بدارد.
و هر کس بخواهد بدون حساب وارد بهشت شود باید اهل بیت مرا دوست بدارد. قسم بخدا، کسی آنها را دوست نمی دارد مگر اینکه در دنیا و آخرت سود برد.
قال: یا أیها الناس اسمعوا، ألا، ان الرضی و الرضوان والجنة لمن أحب علیا و تولاه.(730)
فرمود: ای مردم گوش فرا دارید، آگاه باشید، خشنودی، و رضوان و بهشت، مخصوص کسی است که علی را دوست داشته و او را ولی خود قرار دهد.
قال (صلی الله علیه و آله): من فارقنی الله، و من فارق علیا فقد فارقنی.(731)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس از من جدا شود، از خدا جدا شده است. و هر کس از علی جدا شود از من جدا شده است.
جاء اعرابی الی النبی (صلی الله علیه و آله): فقال: یا رسول الله؛ هل للجنة من ثمن؟ قال: نعم، قال: ما ثمنها؟ قال: لا اله الا الله، یقولها العبد مخلصا بها، قال: و ما اخلاصها؟ قال: ألعمل بما بعثت به فی حقه و حب أهل بیتی قال: فداک أبی و أمی، و ان حب أهل البیت لمن حقها؟ قال: ان حبهم لأعظم حقها.(732)
اعرابی آمد خدمت پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله)، و گفت: ای رسول خدا، آیا بهشت بهایی دارد؟ فرمود: بلی، گفت: بهای آن چیست؟ فرمود: بنده از روی اخلاص بگوید: لا اله الا الله، گفت: اخلاص آن چگونه است؟ فرمود: عمل کردن به آنچه من بر آن مبعوث شده ام، در حق او و محبت خاندان من. گفت: پدر و مادرم فدای تو باد، آیا محبت اهل بیت و خاندان (شما) از آن حق است؟ فرمود: بدرستی که محبت آنها از بزرگترین حق آن است.
دوستداران اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه کسانی هستند و صفات آنها چیست؟
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من رزقه الله حب الأئمة من أهل بیتی، فقد أصاب خیر الدنیا و الاخرة، فلا یشکن أحد، انه فی الجنة، فان فی حب أهل بیتی عشرین خصلة. عشر منها فی الدنیا، و عشر فی الاخرة: أما فی الدنیا(733) فالزهد. والحرص علی العمل(734) وألورع فی الدین - والرغبة فی العبادة - و التوبة قبل الموت - والنشاط فی القیام اللیل - والیأس مما فی أیدی الناس - والحفظ لأمر الله و نهیه عزوجل - والتاسعة: بغض الدنیا، والعاشرة: السخاء.
و اما فی الاخرة(735) فلا ینشر له دیوان - و لا ینصب له میزان - و یعطی کتابه بیمینه - و یکتب له براءة من النار و یبیض وجهه - و یکسی من حلل الجنة - و یشفع فی مائة من أهل بیته و ینظر الله عزوجل الیه بالرحمة - و یتوج من تیجان الجنة - والعاشرة: یدخل الجنة بغیر حساب، فطوبی بمحبی أهل بیتی.(736)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کسی که خداوند متعال محبت امامان از اهل بیت مرا به او روزی کند، در واقع خیر دنیا و آخرت نصیب او گشته، هرگز احدی در بهشت رفتن او شک نکند براستی در محبت و دوستی اهل بیت من بیست خصلت است، ده خصلت در دنیا، و ده خصلت در آخرت: اما آنکه در دنیا است: زهد (بی رغبتی به دنیا) و حرص ورزیدن به عمل (یا به علم) - پرهیزکاری در دین - شوق و رغبت در عبادت و بندگی - توبه و برگشت (از گناه) قبل از مرگ، شوق و نشاط در شب خیزی (برای راز و نیاز با خدای خویش) - دل بریدن و نا امید شدن از آنچه در دست مردم است - مراقبت و محافظت از امر و نهی الهی - نهم: بغض و دشمنی دنیا، دهم: سخاوت و بخشش.
و اما در آخرت: برای او پرونده ای باز نمی شود. برای (بخشش اعمال) او میزانی برپا نمی شود - نامه (اعمال) او را به دست راستش می دهند - و در آن برائت از آتش می نویسند - صورت و سیمای او روشن و نورانی می شود - از جامه های بهشتی بر او می پوشانند، و شفاعت او در مورد صد کس از خاندانش پذیرفته می شود - خدای تعالی با نظر رحمت به او می نگرد - با تاج بهشتی تاجگذاری می شود - و دهم: بدون حساب وارد بهشت می شود. پس خوشا بحال دوستداران اهل بیت من.
862 - من کتب فضیلة من فضائل علی، یقرأها، غفرالله له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.(737)
- هر کس فضیلتی از فضائل علی (علیه السلام) را بنویسد و (برای دیگران) آن را بخواند، خدایتعالی گناهان گذشته و آینده او را می بخشد (و اصلاح می کند.)
863 - من قال: لا اله الا الله باخلاص، فقد بری ء من الشرک.(738)
- هر کس با اخلاص (لا اله الا الله) بگوید در واقع از شرک بیزاری جسته است.
864 - من وصل أهل بیتی فی الدنیا بقیراط کافیته یوم القیمة بقنطار.(739)
- هر کس بقیراطی در دنیا به یکی از اهل بیت من نیکی کند، در روز قیامت بقنطاری عوض داده شود.
865 - من أجاب المؤذن، أو أجاب العلماء، کان یوم القیمة تحت لوائی.
- هر کس (ندای) موذن را اجابت کند (دعوت او را به نماز بپذیرد)، یا (دعوت) دانشمندان را بپذیرد، در روز قیامت زیر پرچم من قرار می گیرد.
866 - من أجاب داعی الله، استغفرت له الملئکة، و یدخل الجنة بغیر حساب.
هر کس دعوت کننده (بسوی) خدا را بپذیرد، ملائکه برای او استغفار کنند، و بدون حسابرسی وارد بهشت شود.
867 - من أدی فریضة، فله عندالله دعوة مستجابة.
- هر کس یک فریضه واجبی را در وقت خود بجا آورد دعای پذیرفته شده ای پیش خدا دارد.
868 - من أقام الصلوات(740) الخمس و اجتنب الموبقات السبع نودی یوم القیامة، یدخل من أی أبواب الجنة شاء.(741)
- هر کس پنج نماز (یومیه) را برپا دارد، و از هفت مهلکه دوری گزیند، روز قیامت به او، ندا می رسد که از هر دری از درهای بهشت خواهد وارد شود.
869 - من دان بدین قوم، لزمه حکمهم.
- هر کس دین و آئین قومی را بپذیرد، حکم و قانون آنها برای او الزام آور است.
780 - من أعان علی قتل مسلم ولو بشطر کلمة، جاء یوم القیامة مکتوب بین عینیه، آیس من رحمة الله.
- هر کس بر قتل مسلمانی یاری کند، اگر چه با گفتن نیمی از کلمه باشد(742) روز قیامت می آید در حالی که به پیشانی او نوشته شده: نومید از رحمت الهی.
871 - من کسا أخاه من عری، کساه الله من سندس الجنة.
- هر کس برادر خود را در برهنگی لباس و پوشاک دهد خدای تعالی او را از حریر (ابریشم) مخصوص بهشت می پوشاند.
872 - من کساء أخاه من غیر عری، کان یخوض فی رضوان الله، مادام علی المکسو، سلک.
- هر کس برادرش را در غیر برهنگی، لباس بدهد، مادامیکه پوشنده لباس راه می رود، در رضایت و خشنودی خدا غوطه ور است.
تعلیق :
قال ابو جعفر (صلی الله علیه و آله): ما من عبد مومن یکسو مومنا ثوبا من عری الا کساه الله عزوجل من الثیاب الخضر و ما من مومن یکسو مومنا و هو مستغن عنه الا کان فی حفظ الله ما بقیت منه خرقة.(743)
امام باقر (علیه السلام) فرمود: بنده مومنی نیست که مومنی را از سرما و برهنگی لباس بپوشاند، مگر اینکه خداوند او را از لباسهای سبز می پوشاند، و مومنی نیست که مومن بی نیازی را لباس بپوشاند مادامیکه پاره ای از آن لباس باقیست در حفظ خدا می باشد.
873 - من أطعم مومنا من جوع، أطعمه الله من ثمار الجنة.
- هر کس مومن گرسنه ای را غذا بدهد، خدای تعالی او را از میوه های بهشتی اطعام کند.
874 - من سقا أخاه، سقاه الله من الرحیق المختوم.
- هر کس برادرش را سیراب کند، خدایتعالی او را از شراب خالص و مهر خورده (بهشتی) سیراب کند.
875 - من حمل أخاه برحله، حمله الله علی ناقة من نوق الجنة، ویباهی به الخلائق والملائکة یوم القیمة.
- هر کس برادرش را بمرکب خود سوار کند، خدایتعالی او را بر ناقه ای از ناقه های بهشتی سوار می کند که در روز قیامت به مردم و به فرشتگان مباهات نماید.
876 - من زوج أخاه المومن، زوجة یأنس(744) الیها، و یستریح الیها، زوجه الله من الحور ألعین، و آنسه فی قبره.
- هر کس برادر مومن خود را با همسری تزویج کند که با آن انس یافته و آرام گیرد و بیاساید، خدایتعالی او را به حورالعین تزویج کند و در قبرش با او انس گرفته و آرامش دهد.
877 - من أعان أخاه علی سلطان جابر،(745) أعانه الله علی اجازة(746) الصراط، عند دحض الأقدام.
- هر کس برادرش را (در نجات) از (جور) سلطان ستمگر یاری دهد خدایتعالی او را در گذشتن از پل صراط، جائیکه قدمها در آن می لغزد یاری دهد.
878 - من اکرم غریبا فی غربته، أو نفس غمه، أو أطمعه، أو سقاه شربة، أو ضحک فی وجهه، فله الجنة.
- هر کس غریبی را در غربتش گرامی بدارد، یا غم و اندوه او را برطرف کند یا او را طعام بدهد، و یا با شربتی آب سیرابش کند، یا به روی او بخندد، بهشت جایگاه اوست.
879 - من آذی مومنا، فقد آذانی، و من آذانی فهو ملعون.
- هر کس مومنی را آزار و اذیت کند، مرا آزار داده است، و هر کس مرا بیازارد، او از رحمت خدایتعالی به دور است.
880 - من نظر الی مومن نظرة یخیفه بها، لا أظله الله یوم لا ظل الا ظله.
- هر کس بر مومنی چنان نگاه کند که او را بترساند، خدایتعالی او را زیر سایه خود قرار ندهد، آن روزی که جز سایه خدا سایه ای نیست (یعنی روز قیامت.)
تعلیق :
و قال (صلی الله علیه و آله): من نظر الی مومن نضرة یخیفه بها، أخافه الله تعالی یوم لاظل الا ظله و حشره فی صورة الذر بلحمه و جسمه و جمیع أعضائه، و روحه، حتی یورده مورده.(747)
یعنی: هر کس به مومنی طوری نگاه کند که با آن نگاه او را بترساند، خدایتعالی او را در روزی که سایه ای جز سایه خدایتعالی نیست می ترساند (یعنی روز قیامت)، و او را به گوشت و جسم و همه اعضاء و روحش بصورت مورچه ریزی محشور گرداند، تا اینکه به جایگاه او وارد کند.
881 - من قال فی مومن ما رأت عیناه، أو سمعته أذناه فهو من: الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم.(748)
- هر کس (در غیاب) مومنی، عیب او را که با چشمان خود دیده، یا با گوش خود شنیده، بازگو کند، او از کسانی است که در قرآن آمده: (کسانی که دوست دارند درباره مومنان بدی و زشتی را فاش و منتشر سازند، برای آنها عذاب دردناکی است.)
882 - من أحزن مومنا، ثم أعطاه الدنیا، لم یکن ذلک کفارة، و لم یؤجر.(749)
- هر کس مومنی را اندوهگین سازد، سپس دنیا را به او بدهد آن را جبران نمی کند و عوض آن نمی شود.
883 - من أتی بشیی ء من هذه القاذورات، فلیسترها، یسترالله علیه.
- هر کس کاری از این اعمال زشت و پلید مرتکب شد، حتما آن را بپوشاند (و پیش کسی آشکار نکند) خداوند (ستارالعیوب) آن را بر او می پوشاند.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من ارتکب شیئا من هذه القاذورات فلیستتره بسترالله، و ذلک لأن اظهار الفاحشة فاحشة أخری.(750)
هر کس کاری از این اعمال زشت مرتکب شود، باید آن را در زیر پوشش الهی بپوشاند و آشکار و اظهار نکند، چرا که ظاهر و آشکار کردن کار زشت، گناه و زشتی دیگر است.
قال الاصبغ بن نباته: سمعت امیرالمومنین (علیه السلام) یقول: أحدثکم بحدیث ینبغی لکل مسلم أن یعیه. ثم أقبل علینا، فقال: ما عاقب الله عبدا مومنا فی هذه الدنیا، الا کان أجود، و أمجد من أن یعود فی عقابه یوم القیمة. و لا سترالله علی عبد مومن فی هذه الدنیا و عفا عنه، الا کان أمجد و أجود، و أکرم من أن یعود فی عفوه یوم القیمة. ثم قال (علیه السلام): و قد یبتلی الله المومن بالبلیة فی بدنه، أو ماله، أو ولده، أو أهله. و تلا هذه الایة: ما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم و یعفو کثیر(751) و ضم یده ثلاث مرات و یقول: (و یعفو عن کثیر.)(752)
گفت: از امیرالمومنین (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: حدیثی بشما می گویم سزاوار است که هر مسلمانی آن را فرا گیرد.
آنگاه رو بما کرد و فرمود: خداوند، بنده مومنی را در این دنیا عقوبت نمی کند، مگر اینکه بخشنده تر و بزرگوارتر از آن است که در روز قیامت عقوبت او را تکرار کند.
خداوند متعال بر گناه هیچ بنده با ایمانی را در این دنیا پرده نمی کشد و عفو نمی کند، مگر اینکه بزرگوارتر و بخشنده و کریم تر از آن است که روز قیامت دوباره (گناه او را به میان آورده) و عفو او را تکرار نماید.
سپس فرمود: خدای تعالی مومن را به مصیبتی در بدنش، یا مالش یا فرزندش، یا خانواده اش گرفتار می کند و این آیه را تلاوت نمود: (هر مصیبت و (درد و رنجی) که بشما می رسد، در اثر عملی است که انجام داده اید، و خداوند بسیاری از آنها را می بخشد) و سه بار دستش را بهم زد و فرمود: (یعفوا عن کثیر.)
عن العباس مولی الرضا (علیه السلام) قال: سمعته یقول:
ألمستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة، والمذیع بالسیئة مخذول، وألمستتر بها مغفور له.(753)
می فرمود: کسی که کار نیکی در پنهانی انجام دهد، معادل هفتاد حسنه است، و کسی که کار زشت خود را نتواند پوشیده نگهدارد، ذلیل و خوار می شود. و کسی که کار زشت خود را بپوشاند مورد غفران (الهی) قرار می گیرد.
884 - من أرضی الخصماء من نفسه، وجبت له الجنة.
- هر کس، کسانی را که با او خصومت و دشمنی دارند، از خود راضی و خشنود سازد بهشت بر او واجب می شود.
885 - من روی عن أخیه المومن روایة، یرید بها هدم مروته و شینه، أو قفه الله فی طینة خبال.(754)
- هر کس از برادر مومن خود مطلبی نقل کند که منظورش از نقل آن از بین بردن حیثیت و آبرو، و اعتبار او، و زشت کردن او باشد، خدایتعالی او را در گل و زرداب چرک تن دوزخیان بازداشت می کند.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله) انه قال: أدنی الکفر، أن یسمع الرجل عن أخیه الکلمة، فیحفظها علیه، یرید أن یفضحه بها، اولئک لاخلاق لهم.(755)
یعنی: پست ترین درجه کفر آن است که کسی از برادرش سخنی و کلمه ای بشنود و آن را حفظ کند بقصد اینکه (روزی) او را با آن رسوا سازد چنین کسانی را بهره و نصیبی از خیر و خوبی نیست.
و قال (صلی الله علیه و آله): ما عمر مجلس بالغیبة، الا خرب من الدین فنزهوا أسماعکم من استماع الغیبة، فان القائل والمستمع لها شریکان فی الاثم.(756)
یعنی: هیچ مجلسی با عیب گوئی از دیگران آباد نماند، مگر اینکه از دین ویران گردید، پس گوشهای خود را از شنیدن غیبت پاک کنید، زیرا گوینده و شنونده آن در گناه شریکند.
و قال (علیه السلام): ایاکم و الغیبة، فان الغیبة أشد من الزنا. قالوا و کیف الغیبة أشد من الزنا؟ قال: لأن الرجل یزنی، ثم یتوب، فتاب الله علیه: و ان صاحب الغیبة لا یغفر حتی یغفر له صاحبه.(757)
از غیبت کردن پرهیز کنید، زیرا غیبت بدتر از زنا است. گفتند: چرا و چگونه غیبت بدتر از زنا است؟ فرمود: زیرا کسی زنا می کند سپس توبه می نماید خدایتعالی توبه او را می پذیرد، ولی غیبت کننده بخشوده نمی شود، مگر اینکه صاحب غیبت او را ببخشد.
و عن سعید بن جبیر، عن النبی (صلی الله علیه و آله)، انه قال: یؤتی بأحد یوم القیامة، یوقف بین یدی الله، و یدفع الیه کتابه، فلا یری حسناته، فیقول: الهی؛ لیس هذا کتابی، فانی لا أری فیها طاعتی، فیقال له: ان ربک لا یضل و لا ینسی، ذهب عملک باغتیاب الناس، ثم یؤتی بآخر، و یدفع الیه کتابه، فیری فیها طاعات کثیرة، فیقول: الهی؛ ما هذا کتابی، فانی ما عملت هذه الطاعات، فیقال: لأن فلانا اغتابک، فدفعت حسناته الیک.(758)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی را در روز قیامت آورده در پیشگاه خدایتعالی نگاه داشته و نامه (اعمالش) را به او می دهند، در آن نامه، اعمال نیک خود را مشاهده نمی کند، آنگاه می گوید: خداوندا؛ این نامه اعمال من نیست، زیرا من طاعت های خود را در آن نمی بینم، به او می گویند: پروردگار تو چیزی را گم نمی کند و فراموش نمی کند. عمل (خیر) تو را غیبت کردن تو از بین برد.
آنگاه دیگری را می آورند، و نامه (اعمالش) را به او می دهند، او در آن نامه طاعات زیادی می بیند، می گوید: الهی؛ این نامه من نیست، زیرا من این طاعتها را انجام نداده ام، به او گفته می شود، فلان کس غیبت تو را کرد، حسنات او به تو داده شد.
و قال (صلی الله علیه و آله): من اغتاب مسلما فی شهر رمضان لم یؤجر علی صیامه.(759)
هر کس در ماه رمضان مسلمانی را غیبت کند روزه او ثواب و پاداش ندارد.
886 - من مشی مع ظالم لیعینه علی ظلمه، و هو یعلم أنه ظالم فقد خرج عن الاسلام.(760)
- هر کس بهمراه ظالمی بقصد کمک کردن در ظلم او راه بیافتد در حالی که می داند او ستمکار است محققا از اسلام خارج شده است.
887 - من رد درهما الی الخصماء أعتق الله رقبته من النار.(761)
- هر کس برای رفع خصومت درهمی بپردازد، خداوند او را از آتش (دوزخ) آزاد سازد.
888 - من لم یأنف من خدمة العیال، کان کفارة الذنوب و یطفی ء غضب الرب.
- هر کس از خدمت خانواده شانه خالی نکند، کفاره گناهان می شود و خشم پروردگار را فرو نشاند.
889 - من ألح فی وطی الرجال، لم یمت، حتی یدعو(762) الرجال الی نفسه.
- هر کس بر وطی مردان الحاح و مطالبه کند، نمی میرد تا اینکه مردان را به خود خواند.
890 - من رآنی فی المنام، فقد رآنی، فان الشیطان لا یتمثل بی فی صورتی، و لا فی صورة أحد من أوصیائی و لا فی أحد من شیعتهم.
- هر کس مرا در خواب دید، بحقیقت مرا دیده است، زیرا شیطان بصورت و سیمای من و بصورت احدی از اوصیای من و بصورت احدی از شیعیان آنان در نمی آید.
891 - من أکل من کد یده حلالا، فتح الله له أبواب الجنة، یدخل من أیها شاء.
- هر کس از دسترنج خود (روزی) حلال بخورد، خدایتعالی درهای بهشت را به روی او بگشاید، تا از هر کدام بخواهد وارد شود.
892 - من أراد أن ینجیه الله من الزبانیة التسعة عشر، فالیقرء: بسم الله الرحمن الرحیم فانها تسعة عشر حرفا، فیجعل کل حرف منها جنة من واحد.
- هر کس بخواهد که خدایتعالی او را از دوزخبانان نوزده گانه نجات بخشد (بسم الله الرحمن الرحیم) بخواند که آن نوزده حرف است و هر یک حرفی از آن سپری می شود از یکی از آنها.
893 - من ضرب أحد أبویه، فهو ولد الزنا.
- هر کس یکی از پدر و مادرش را بزند، او حرام زاده است.
894 - من آذی جاره فهو ملعون.
- هر کس همسایه اش را بیازارد، از رحمت خدا دور می شود.
895 - من أبغض عترتی، فهو ملعون و منافق خاسر.
- هر کس با عترت من دشمنی کند، ملعون و منافق و زیانکار است.
896 - من بنی بنیانا ریاء و سمعة، حمله الله یوم القیمة علی عنقه، و هو مشتعل، و یلقی فی النار.
- هر که خانه ای و بنیانی را از روی ریا و سمعه (خود نمائی) بنا کند، خداوند در روز قیامت آن (بنا) را بر گردن او آویزد، در حالی که شعله ور است، و (همانگونه) به آتش دوزخ می افکند.
تعلیق :
قال النبی (صلی الله علیه و آله): من بنی بنیانا ریاء و سمعة، حمله یوم القیمة من الأرض السابعة، و هو نار یشتعل، ثم یطوق فی عنقه، و یلقی فی النار، فلا یحبسه شیی ء منها دون قعرها الا أن یتوب. قیل: یا رسول الله؛ کیف یبنی ریاء و سمعة؟ قال: یبنی فضلا علی ما یکفیه استطالة منه علی جیرانه، و مباهاة الخوانه.(763)
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس بنا و خانه ای از روی ریا و سمعه (خودنمائی و شهرت طلبی بسازد) روز قیامت آن را از زمین هفتم حمل می کند، در حالی که آن آتش شعله ور است، آنگاه به گردن او می آویزند، و به دوزخ می افکنند، و به جز قعر دوزخ چیزی جلوی آن را نمی گیرد، مگر اینکه توبه کند. پرسیدند که یا رسول الله؛ چگونه از روی ریا و سمعه بنائی می سازد؟ فرمود: بنای بیشتر از احتیاج خود که با آن به همسایگان خود گردنکشی و بزرگی نماید و به برادران خود بنازد.
و فی حدیث آخر عنه قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من بنی بنیانا بغیر ظلم و لا اعتداء او غرس غرسا بغیر ظلم و لا اعتداء ظلم و لا اعتداء کان له أجرا جاریا ما انتفع به أحد من خلق الرحمان.(764)
هر کس بنائی بسازد بدون اینکه به کسی ظلمی برسد و بیش از اندازه نباشد و یا درختی بکارد بدون اینکه ظلمی واقع شود و از حد نگذرد، مادامیکه احدی از خلق خدا از آن بهره مند می شود، اجر و پاداش او جاری است.
897 - من خان جاره شبرا من الأرض، جعله الله طوقا فی عنقه.(765)
- هر کس به قدر وجبی از زمین به همسایه اش خیانت کند خدایتعالی آن را حلقه و طوقی در گردن او قرار می دهد.
898 - من کان عنده صبی، فلیتصاب له.
- هر کس پیش او کودکی باشد باید با او رفتار کودکانه داشته باشد.
899 - من تعلم القرآن، ثم نسیه لقی الله یوم القیمة مغلولا، یسلط علیه بکل آیة حیة، تکون قرینته فی النار.
- هر کس قرآن بیاموزد، سپس آن را (از روی عمد) فراموش کند روز قیامت خدا را دست بسته ملاقات نماید، برای هر آیه ای ماری را برای او چیره می سازد که در آتش دوزخ همراه او باشد.
900 - من أحب أن یتمثل له الناس قیاما، فلیتبوء مقعده من النار.
- هر کس دوست دارد که مردم به پای او برخیزند، (یا در حضورش سر پا بایستند) نشیمنگاه او از آتش خواهد بود.
901 - من عرضت له فاحشة، أو شهوة، فاجتنبها من مخافة الله حرم الله علیه النار، و آمنه یوم الفزع الاکبر و أنجز له ما وعده فی کتابه فی قوله تعالی: و لمن خاف مقام ربه جنتان(766)
- هر کس در معرض گناه و زشتی و شهوتی قرار گیرد و از ترس خدا از آن دوری کند، خداوند آتش (دوزخ) را بر او حرام کرده و (بهنگام قیامت) در روز وحشت بزرگ او را پناه داده و به وعده خود که در کتابش فرموده: (برای کسی که از مقام خدا بترسد دو بهشت است) وفا خواهد نمود.
تعلیق :
قال (صلی الله علیه و آله): من علم أن الله یراه، و یسمع ما یقول، و یعلم ما یعمله من خیر أو شر، فیحجزه ذلک عن القبیح من الأعمال، فذلک الذی (خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی(767)(768))
فرمود: هر کس بداند که خدایتعالی او را می بیند، و گفته هایش را می شنود، و اعمال نیک یا بدی که انجام می دهد می داند، پس این (آگاهی) او را از اعمال زشت دور کند، این همان کسی است که در قرآن می فرماید: (بترسد از حضور در پیشگاه خداوندی و نفس خود را از هوی باز دارد.)
902 - من منع الماعون جاره، منعه الله خیره یوم القیمة.
- هر کس از عاریت دادن وسایل خانه به همسایه اش خودداری کند، خداوند در روز قیامت او را از خیر خود بی نصیب سازد.
903 - من استولی علیه الضجر، رحلت عنه الراحة.
- هر که دلتنگی و بی قراری بر او غالب آید راحتی و آسودگی از او رخت بندد.
904 - من لا یوجب لک، لا توجب له، و لا کرامة.
- کسی که تو را رعایت نمی کند، تو هم او را مراعات نکن که (این کار) کرامت و بزرگواری نیست.
تعلیق :
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ضمن وصایای خود به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی من لا تنتفع بدینه و دنیاه، فلا خیر لک فی مجالسته، و من لم یوجب لک، لا توجب له و لا کرامة.(769)
یا علی کسی که از دین و دنیای او سودی نمی بری در مجالست و همنشینی با او خیری برای تو نیست، و کسی که مراعات حق تو را نمی کند، تو نیز مراعات او را مکن. مراعات تو در این حال بزرگواری حساب نیاید.
905 - من خاف الله، أخاف الله منه کل شیی ء.
- هر کس از خدا بترسد، خدایتعالی همه چیز را از او می ترساند.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من خاف الله، أخاف الله منه کل شیی ء. و من لم یخف الله، أخافه الله من کل شیی ء.(770)
هر که از خدا بترسد، خداوند همه چیز را از او می ترساند و هر کس از خدا نترسد، خدای تعالی او را از همه چیز می ترساند.
906 - من تعلم علما، لیماری به السفهاء أو لیجادل به العلماء أو لیدعو الناس الی نفسه فهو من أهل النار.(771)
- هر که علم بیاموزد تا با آن با بی خردان ستیز و منازعه کند یا با آن با دانشمندان به خصومت و مجادله برخیزد یا مردم را بسوی خود بخواند، او اهل جهنم است.
تعلیق :
در سفینة البحار آمده: قال الصادق (علیه السلام): من دعی الناس الی نفسه، و فیهم من هو أعلم منه، فهو مبتدع ضال.(772)
فرمود هر که مردم را بسوی خود بخواند در حالیکه در بین آنها کسی داناتر و اعلم از او باشد، پس او بدعت گذار گمراه است.
نقل کرده اند: مرد فاضل و دانشمندی در حوزه علمیه نجف اشرف، سالیان درازی به تحصیل علوم مشغول بوده، و در دوره تحصیل و مطالعات خود، خلاصه و فشرده اندوخته های علمی خود را در سه جلد جمع آوری کرده بود، تصمیم می گیرد که به شهر زادگاه خود برای تبلیغ و خدمت به دین اسلام برگردد.
برای تودیع و خداحافظی به محضر یک یک استادان خود می رسد، تا اینکه به محضر استاد اخلاق خود رسیده و از او نیز وصیت و سفارشی بعنوان ارمغان درخواست می کند.
استاد اخلاق به او می گوید: برو، انشاء الله کارت می گیرد، جای نگرانی نیست. عرض می کند که آقا؛ من برای کاسبی نمی روم که کار و بارم بگیرد، می خواهم با اندوخته دانش خود که در این مدت بدست آورده ام، دین خود را به پروردگار خود اداء کنم، و از شما نصیحتی و اندرزی می خواهم که بعنوان ارمغان با خود ببرم که در آینده رهنمون من باشد.
استاد می فرماید: اگر بگویم قبول نخواهی کرد! عرض می کند: که آقا؛ چطور ممکن است نپذیرم، هر چه بفرمائید حاضرم با جان و دل بپذیرم.
می فرماید: حالا که اینطور است، موقع رفتن، آن سه جلد کتاب اندوخته خود را به رود دجله بیانداز و برو!
او قدری بفکر فرو می رود و می بیند به هیچ وجه آمادگی اینکار را ندارد. بموجب ضرب المثل: (ثروت و اندوخته تاجر در کیسه او، و سرمایه و اندوخته عالم در دفترهای اوست) او چگونه می تواند اندوخته ده ها سال زحمت درس و مطالعه خود را که تنها سرمایه علمی اوست به رود دجله بیاندازد؟ عرض می کند: برای این کار سه روز مهلت می خواهم تا قدری فکر کنم، پس از سه روز بخدمت استاد می رسد و می گوید: آقا با کمال تاسف، هرچه فکر کردم دیدم نمی توانم این کار را بکنم. استاد محترم می گوید: می دانستم! خوب، حالا که می روی، برو، و حتما کارت هم خوب می گیرد، فقط سعی کن که مردم را بنام خدا بسوی خویش دعوت نکنی! عرض می کند: آقا؛ این چگونه ممکن است؟ من سالها عمر خود را صرف این کرده ام که دانشی اندوخته کنم، تا بتوانم مردم را بسوی خدا دعوت کنم، چطور می شود تصور کرد که مردم را بنام خدا بسوی خود دعوت کنم؟ استاد می گوید: آزمایش آن خیلی آسان است. می توانی همین العان خود را آزمایش کنی، تصور کن که رفتی، و در آن شهر کارت رونق گرفت و هزاران نفر دور تو را گرفتند و همه بدست تو راهنمائی شدند، روزی دانشمندی مانند تو وارد شهر شد و خواست او هم در این کار به تو کمک کند، متوجه شدی که او خیلی بهتر از تو می تواند مردم را هدایت کرده و بسوی حق دعوت نموده و بخدا نزدیک گرداند. آیا حاضر می شوی که دست از ریاست چند ساله خود برداری و جای خود را به او واگذار کرده و از مردم بخواهی که بعد از آن دور او جمع شوند و از او استفاده بیشتر بکنند، و تو هم به او یاری کنی؟ در اینصورت تو در ادعای خود صادق هستی. و اگر هدایت مردم را می خواهی بشرط آنکه با دست تو باشد، آنگاه مردم را بنام خدا بخود دعوت کرده ای.
907 - من صلی باللیل، حسن وجهه بالنهار.
- هر کس در شب، نماز (شب) بخواند، در روز سیمای او زیبا می شود.
908 - من تمنی موتهن، حرم أجرهن (یعنی البنات.(773))
- هر کس آرزوی مرگ (دخترانش را) بکند، از پاداش و اجر آن محروم می ماند.
909 - من کفل یتیما، ینفقه(774) من ماله، حتی یستغنی، وجبت له الجنة ألبتة.
- هر کس یتیمی را کفالت کند و از دارائی خود هزینه زندگی او را بپردازد تا وقتی که او بی نیاز شود، قطعا بهشت بر او واجب می شود.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): من کفل یتیما و کفل نفقته کنت انا و هو فی الجنة کهاتین. و قرن بین أصبعین المسبحة والوسطی.(775)
فرمود: هر کس یتیمی را سرپرستی کند و خرجی او را به عهده بگیرد. (دو انگشت نشانه و وسط را نزدیک هم کرد) و فرمود: من و او در بهشت مانند این دو در یکجا هستیم.(776)
910 - من أتی ذا بدعة، فوقره، فقد هدم الاسلام.
- هر کس بدعت گذاری را احترام کرده و بزرگ شمارد، در حقیقت بنیاد اسلام را ویران ساخته است.
911 - من فصل بینی و بین آلی بعلی، لم یشم رایحة، الجنة و ان ریحها لیوجد من خمسمأة عام.(777)
- هر که میان من و میان اولادم با علی جدائی اندازد، بوی بهشت را استشمام نمی کند. با اینکه بوی آن از پانصد سال (راه) به مشام می رسد.
912 - من تساوی یوماه فهو مغبون.
- هر که دو روز او مساوی باشد مغبون است.
913 - من صبر علی الرزیة، یعوضه الله.
- هر کس بر مصیبت صبر کند، خدایتعالی عوض او را می دهد.
914 - من ظلم، لا یظلم.
- کسی که ستم دیده، ستم نمی کند.
915 - ما من مومن یعزی أخاه لمصیبة الا کساه الله حلل الکرامة یوم القیامة.(778)
- هیچ مومنی برادرش را هنگام مصیبت او تسلیت نمی دهد مگر اینکه خداوند در روز قیامت جامه های بهشتی بر او می پوشاند.
916 - ما خلقتم للفناء، بل خلقتم للبقاء و انها فی الأرض غریبة، و فی الأبدان مسجونة.
- برای فانی شدن آفریده نشده اید، بلکه برای باقی ماندن آفریده شده اید.
(نفس ناطقه) شما در روی زمین غریب و در بدنها زندانی است.
917 - مثل المرأة مثل الضلع الأعرج، ان أقمته انکسر، و ان ترکته استمتعت به.
- مَثَل زن مَثَل شاخه کج است، اگر راستش کنی می شکند و اگر به حال خودگذاری از او بهره مند می شوی.
918 - ملعون ملعون من وضع رداؤه فی مصیبة غیره.(779)
ملعون ملعون است کسی که در مصیبت دیگری عبای خود را (مانند صاحب عزا) زمین گذارد.
تعلیق :
عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: ینبغی لصاحب المصیبة أن لا یلبس ردائه و أن یکون فی قمیص حتی یعرف.(780)
شایسته است بر صاحب عزا و مصیبت که عبای خود را نپوشد و با پیراهن باشد تا اینکه شناخته شود (و این کار برای غیر از صاحب عزا نهی شده است.)
(ظاهرا در بین عرب معمول بود که صاحب عزا عبای خود را زمین بگذارد که مردم او را بشناسند، به همین جهت برای غیر عزادار، آن را نهی می کند که تا با صاحب عزا اشتباه نشود.)
919 - ما من نفقة أحب الی الله من نفقة قصد، و یبغض الاسراف، الا فی الحج و العمرة.
- هیچ خرجی نزد خدا محبوبتر از خرج میانه رو نیست، و خداوند پرخرجی و زیاده روی را دوست ندارد، مگر در حج و عمره.
920 - ما عال من اقتصد.
- کسی که (در هزینه و خرج زندگی) میانه رو باشد، محتاج نمی شود.
921 - ما أنفق المومن، من نفقة، الا خلفها علی الله، الا فی بنیان، أو معصیة.
- مومن هیچ خرج و هزینه ای نمی کند مگر اینکه جایگزینی آن بر عهده خداوند است جز در ساختمان (و خانه بیش از نیاز) و در معصیت.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: کل بناء، لیس بکفاف، فهو وبال علی صاحبه یوم القیامة.(781)
هر بنائی که بیش از حد نیاز باشد، در روز قیامت وبال گردن صاحبش خواهد بود.
در روایت آمده: کل بناء وبال علی صاحبه الا ما لابد منه.(782)
هر بنا و خانه ای به ضرر صاحبش است مگر بمقدار ضرورت.
گفته اند: مراد، بنای زاید بر احتیاج آن است که برای فخرفروشی و به ناز و نعمت مسترق شدن باشد، نه بناهای نیکوکاری، مانند: مساجد، مدارس، بیمارستانها و پل سازی و امثال آن (و آنچه برای مردم جامعه مفید باشد.)
و فرمود: اتقوا البنیان فی الحرام، فانه أساس الخراب.(783)
از بنیان گذاری بنائی در (راه) حرام بپرهیزد، زیرا آن، پایه خرابی (دین و دنیا) است.
922 - ما من والد، علم ولده القرآن، الا توج الله والدیه یوم القیمة بتاج الملک، و کسیا حلتین.(784)
- پدری به فرزندش قرآن نمی آموزد، مگر اینکه خداوند در روز قیامت پدر و مادرش را با تاج پادشاهی، تاجدارش کند، و به هر دو لباس بهشتی می پوشاند.
923 - ما أخاف علی أمتی الفقر، ولکن أخاف علیها سوء التدبیر.
- من از فقیر شدن امتم نمی ترسم، ولی از سوء تدبیر آنان می ترسم.
تعلیق :
الامدی فی الغرر عن امیرالمومنین (علیه السلام) انه قال: التبذیر عنوان الفاقة.
و قال (علیه السلام): اذا أراد الله بعبد خیرا، ألهمه الاقتصاد، و حسن التدبیر، و جنبه سوء التدبیر، والاسراف.
و قال (علیه السلام): سبب الفقر الاسراف.
و قال (علیه السلام): من أشرف الشرف، الکف عن التبذیر والسرف.(785)
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: اسراف و زیاده روی در خرج سرآغاز فقر و تنگدستی است.
و فرمود: هرگاه خداوند (از بنده ای راضی بود) و خیر او را بخواهد میانه روی و حسن تدبیر را بر دل او میاندازد و او را از سوء تدبیر و اسراف باز دارد.
و نیز فرمود: علت تنگدستی و فقر، خرج کردن غیر ضروری و اسراف است.
و فرمود: خودداری از پرخرجی و اسراف از بالاترین مراتب شرف است.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): یا عبید؛ ان السرف یورث الفقر، و ان القصد، یورث الغنی.(786)
فرمود: ای عبید؛ زیاده روی و اسراف در خرج، فقر می آورد و میانه روی و اعتدال، انسان را غنی و بی نیاز می کند.
924 - ما من شیی ء أثقل فی المیزان من خلق حسن.
- چیزی سنگین تر از خوش خلقی در ترازوی (سنجش ارزشها) نیست.
925 - ما سترالله علی عبد فی الدنیا الا ستر علیه فی الاخرة.
- خدایتعالی هیچ عیب بنده ای را در دنیا پرده نکشید مگر اینکه در آخرت نیز آن عیب را پوشانید.(787)
926 - ما من أحد یشاور أحدا، الا هدی الی الرشد.
- احدی با احدی مشورت نمی کند مگر اینکه به راه صحیح راه می یابد.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): یا علی؛ لا تشاورن جبانا، فانه یضیق علیک المخرج، و لا تشاورن بخیلا، فانه یقصر بک عن غایتک، و لا تشاورن حریصا، فانه یزین لک شرها، و اعلم أن الجبن و البخل و الحرص، یجمعها سوء الظن.(788)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: یا علی؛ با شخص ترسو مشورت مکن، زیرا او راه خروج را بر تو تنگ می کند. و با بخیل مشورت مکن، زیرا، او تو را از مقصد و منظورت باز می دارد، و با حریص مشاوره مکن، زیرا او عیب کار را به تو زینت می دهد، و بدان که ترسوئی و بخل و حرص از بدبینی و بدگمانی گرد هم آید.
شاور ذوی العقول تأمن الزلل و الندم.(789)
با خردمندان مشورت کن. از لغزش ها و پشیمانی در امان باشی.
لقمان: یا بنی شاور من جرب الأمور، فانه یعطیک من رأیه ما قام علیه بالغلاء و تأخذه انت بالمجان.(790)
لقمان به پسرش گفت: پسرم با کسی که در کارها تجربه دیده است مشورت کن، زیرا او رأی و نظری را که به گرانی فراهم آورده در اختیارت می گذارد و تو آن را به رایگان بدست می آوری.
در مجمع البحرین آمده: و فیه: استخر ثم استشر و معناه انک تستخیر الله أولا، بأن تقول: أللهم انی أستخیرک خیرة فی العافیة و تکرر ذلک مرارا، ثم تشاور، بعد ذلک فیه، فانک اذا بدأت بالله أجری الله لک الخیرة علی لسان من شاء من خلقه.(791)
نخست از خدایتعالی طلب خیر کن و بگو: (خداوندا از تو خیری در صحت و عافیت می خواهم) و این دعا را بارها تکرار کن، بعد از آن درباره کار خود مشورت کن.
زیرا: وقتی که تو با خدا شروع کردی، خدایتعالی خیر و صلاح تو را بر زبان هر کس بخواهد جاری می سازد.
927 - ملعون، ملعون، من یضیع من یعول.
- ملعون ملعون است کسی که حقی از خانواده اش ضایع کند.
928 - ما اصطحب اثنان الا کان أعظمهما عندالله، و أحبهما الیه المرفق لصاحبه.
- دو نفر با همدیگر دوست و مصاحب نشدند، مگر اینکه، بزرگترین و محبوبترین بین آن دو نفر پیش خدایتعالی آن است که به دوستش سودمندتر و مهربانتر باشد.
929 - ما من عمل أحب الی الله و الی رسوله من الایمان بالله، و الرفق بالعیال.
- هیچ عملی پیش خدا و رسولش محبوبتر از آن نیست که انسان ایمان بخدا داشته و با اهل خانواده نرمخو و خوش رفتار باشد.
930 - مثل الدنیا کمثل ماء البحر کلما شربه العطشان از داد عطشا.(792)
- مثل دنیا مثل آب (شور) دریا است، هر چه آدم تشنه از آن بنوشد، بر تشنگی (او) افزوده شود.
931 - ما علا عال و هبط.
- هیچ بالا رونده ای بالا نرفت (مگر اینکه) فرو افتاد.
تعلیق :
مصراع: فواره چون بلند شود سرنگون شود.
مثنوی مولوی:
نردبان این جهان ما و منی است - عاقبت این نردبان افتادنی است
هر که او احمق شد و بالا نشست - استخوان او بتر خواهد شکست
932 - ما رفع الناس أبصارهم الی شیی ء، الا وضعه الله.
- مردم چشمهایشان را به چیزی خیره نساختند، مگر اینکه خدایتعالی آن را پست و بی ارزش نمود.
933 - ما رفع القلع علی رأس عاقل مرتین.
- بر سر (آدم) عاقل دو مرتبه سنگ نمی خورد.
934 - ما من نبی الا و قد دعا لأکل خبز الشعیر، و بارک به علیه، و ما دخل جوفا الا و أخرج کل داء فیه، و هو قوت الأنبیاء و طعام الأبرار.(793)
- هیچ پیامبری نبود مگر اینکه (مردم را) به خوردن نان جو خواند و به آن برکت داد، و آن به شکمی داخل نشد مگر اینکه همه مرض های آن را بیرون کرد، و آن خوراک پیامبران، و طعام نیکوکاران است.
935 - ما عجت الأرض الی الله کعجتها من دم یسفک علیها حراما.
- زمین هیچ ناله و فریادی به خدا نکرد مانند فریادش از خون به حرام (و ناحق) ریخته شده بر او.
936 - ما عمر مجلس بالغیبة الا خرب.
- هیچ مجلسی با غیبت کردن آباد نشد، مگر (از دین) ویران و خراب گشت.
937 - ما حلف رجل بالطلاق، و ما استحلف به الا منافق.
- هیچ مردی جز منافق به طلاق دادن قسم نخورد و قسم نخواست.