شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی‏

ف: باب ف: باب الفاء

608 - فاتحة الکتاب شفاء من کل داء.
- (سوره) فاتحة الکتاب شفای همه دردها و بیماریها است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): فاتحة الکتاب شفاء من کل سم.(571)
فاتحة الکتاب شفا دهنده از همه سم ها است.
عن الصادق (علیه السلام): من نالته علة، فلیقرأ فی جیبه الحمد، سبع مرات، فان ذهبت العلة، و الا فلیقرءها سبعین مرة، و انا الضامن له العافیة.(572)
از امام صادق (علیه السلام) روایت است: هر کس بیمار شود هفت بار (سوره) حمد را به سینه و گریبان پیراهن خود بخواند، پس اگر بیماری برطرف شد (که شد)، وگرنه آن را هفتاد بار بخواند، و من عافیت و بهبودی او را ضمانت می کنم.
روی عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) أنه قال: علمنی جبرئیل دواء لایحتاج معه الی دواء... الخ.(573)
پیامبر گرامی فرمود: جبرئیل بر من داروئی آموخت، که با آن به داروئی دیگر احتیاج نیست.
پرسیدند که یا رسول الله؛ آن دوا چیست؟ فرمود: (آب باران را قبل از اینکه به زمین برسد گرفته، سپس آن را در ظرف پاکیزه ای قرار داده، سوره حمد را تا آخر آن هفتاد مرتبه بر آن خوانده، آنگاه یک پیمانه (قدح) از آن صبح و پیمانه دیگر شب بخورند.)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: قسم به کسی که مرا بحق مبعوث کرده، خداوند بوسیله آن درد و مرض را از تن و استخوان و مغز و رگها و ریشه های او بیرون می کشد.(574)
در بحار این حدیث از مکارم الاخلاق نقل شده، ولی در خود مکارم الاخلاق چاپ آخوندی در صفحه 446 قل هو الله احد و معوذتین نیز هفتاد مرتبه به آن اضافه است که در بحار آن را نیافتم.
609 - فاطمة بضعة منی، یؤذینی ما یؤذیها.
- فاطمه پاره ای از تن من است هر آنچه او را آزار دهد، مرا آزار می دهد.
610 - فضل العالم علی العابد، کفضل القمر علی سائر النجوم.
- برتری و فضیلت عالم بر عابد، مانند برتری ماه است بر سایر ستارگان.
611 - فوق کل ذی بر، بر، حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.
- بالای هر نیکوکاری، نیکوکاری دیگری است، تا اینکه مرد در راه خدا کشته می شود، که از آن بالاتر نیکوکاری نیست.
612 - فر من الأجذام، کفرارک من السبع.
- از کسی که بیماری جذام گرفته فرار کن مانند فرار کردنت از حیوان درنده.
613 - فوق کل عقوق، عقوقا،(575) یقتل الرجل أحد والدیه.
- بالاتر از هر عاق شدن، عاق شدن دیگر است اینکه مرد، یکی از والدین خود را به قتل رساند.
614 - فطرک أخاک الصائم، خیر من صومک سبعین ضعفا.
- (ثواب) افطار دادن تو، به برادر روزه دارت بهتر از هفتاد روز روزه گرفتن تو است.
615 - فرض المسافر رکعتان غیر قصر.
- (نماز یومیه) واجب مسافر دو رکعتی است غیر از نماز مغرب (که سه رکعتی است.)
616 - فی آخر سورة البقرة آیات، هن قرآن، هن دعاء و انهن یرضین الرحمن.
- در آخر سوره البقرة آیاتی هست که آنها قرآن است و دعاء نیز هست و (خواندن) آنها موجب رضای خدای رحمن است.
617 - فی کل أمر مشکل، القرعة.
- در هر امر مشکلی (که تردید و دو دلی پیش آید) قرعه (بیاندازید.)
618 - فاعل الخیر، خیر منه، و فاعل الشر شر منه.
- شخص نیکوکار، نیکوتر از آن (عمل نیک) و شخص بدکار بدتر از آن (عمل بد) است.
619 - فانها لهم فی الدنیا و لکم فی الاخرة یعنی اوانی الذهب والفضة.(576)
- براستی که آن در دنیا برای آنان (برای کافران) و در آخرت مخصوص شما است یعنی ظرفهای طلا و نقره.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله): لا تشربوا فی آنیة الذهب والفضة، و لا تأکلوا فی صحافها فانها لهم فی الدنیا، ولکم فی الاخرة.(577)
در ظرف طلا و نقره نیاشامید و در کاسه و بشقابهای طلا و نقره (غذا) نخورید، زیرا آنها در دنیا برای آنها (یعنی: کافران) و در آخرت مخصوص شما است.
620 - فضلت خدیجة علی نساء أمتی، کما فضلت مریم علی نساء العالمین.
- خدیجه بر زنان امت من برتری یافت، چنانکه مریم از زنا جهانیان برتر شد.
621 - فضل الشعیر علی البر، کفضلنا علی سائر الناس.
- برتری، جو، بر گندم، همانند برتری ما بر سایر مردم است.
622 - فضل البنفسج علی الأدهان، کفضل الاسلام علی سائر الأدیان.
- برتری (روغن) بنفشه به روغنها، همانند برتری اسلام است بر سایر ادیان.
623 - فی کل من الأربعین من الغنم سائمة، زکوة.(578)
- در هر چهل راس گوسفندی که (در چراگاه ها) می چرند زکاتی هست.
624 - فرب حامل فقة، لیس بفقیه.
- بسا ناقل و راوی فقه و دانش که خود دانا و فقیه نیست.
تعلیق :
وقام (صلی الله علیه و آله) فی مسجد الخیف، فقال: نضرالله عبدا، سمع مقالتی، فوعاها، و بلغها من لم یسمعها، فرب حامل فقه الی من هو أفقه منه، و رب حامل فقه غیر فقیه.(579)
خداوند به نعمت می پروراند بنده ای را که سخنان مرا بشنود و آن را حفظ کند، و به کسانی که آن را نشنیده اند برساند. چه بسا کسانی که فقه و دانش را حمل و نقل می کنند به کسی که از خود آنها داناتر است.
ای بسا حمل کننده فقه و دانش که خودش فقیه و دانا نیست. (ولی در اثر حمل کردن آن به دیگران نعمت پرورده خدا می شود.)

ق: باب ق : باب القاف

625 - قولوا الحق و لو کان علی أنفسکم.
- راست و حق بگوئید، اگر چه بر ضرر خودتان باشد.
626 - قلموا أظفارکم یوم الثلثاء، واستحموا یوم الأربعاء و اطلبوا حوائجکم یوم الخمیس، و تطیبوا بأطیب طیبکم یوم الجمعة.
- روزهای سه شنبه ناخن های خود را کوتاه کنید، و در روز چهارشنبه استحمام کنید، و پنجشنبه ها احتیاجات خود را تهیه و خریداری کنید، و روزهای جمعه با بهترین عطرها خود را معطر و خوشبو سازید.
627 - قدموا قریشا، و لا تتقدموها.(580)
- قریش را مقدم شمارید و از آنها پیشی نگیرید.
628 - قاطع الرحم ملعون فی کتاب الله فی ثلثة مواضع.
- قطع کننده رحم را در سه جای قرآن لعنت شده است.
629 - قرائة القرآن أفضل من الذکر، والذکر أفضل من الصدقة و الصدقة أفضل من الصوم، و الصوم جنة من النار.
- قرائت قرآن بهتر از ذکر است، و ذکر بهتر از صدقه و صدقه بهتر از روزه، و روزه سپر و حایلی است از آتش.
630 - قلیل تؤدی(581) شکره، خیر من کثیر لا تطیقه.
- (نعمت) اندکی که شکرش را بجا آوری، بهتر از (نعمت) زیادی است که شکرش را نتوانی.
631 - قولوا فی الفاسق بما فیه یعرفه الناس، فانه لاغیبة لفاسق (بقصد المنع و الزجر و التأدیب.(582))
- درباره فاسق و بدکار آنچه را که مردم در او می شناسند بگوئید زیرا غیبت فاسق (متجاهر) جایز است. (البته بقصد جلوگیری از فسق و بازداشتن و ادب کردن.)
632 - قتال المومن کفر، و أکل لحمه معصیة.
- جنگ و کشتار با مومن، کفر و خوردن گوشت او (با غیبت کردنش) معصیت است.(583)
633 - قصوا أظافیرکم.
- ناخن های خود را کوتاه کنید.
تعلیق :
و قال الباقر (علیه السلام): انما قصوا الأظفار، لأنها مقیل الشیطان، و منه یکون النسیان.(584)
کوتاه کردن ناخن ها برای آنست که آن آسایشگاه شیطان است و موجب فراموشکاری است.
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): یا معشر الرجل؛ قصوا أظافیرکم. و قال للنساء: طولن أظافیر کن، فانه أزین لکن.(585)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای گروه مردان؛ ناخنهای خود را کوتاه کنید.
و برای زنان فرمود: ناخنهایتان را بلند کنید، زیرا آن برای زینت و آرایش شما بهتر است.
634 - قطع الاسلام أرحام الجاهلیة.
- اسلام آوردن، خویشاوندی دوره جاهلیت (قبل از اسلام) را قطع می کند.
435 - قذف محصنة، یحبط عمل مأة سنة.
- نسبت ناروا دادن به زنان با عفت، اعمال صد سال انسان را باطل می کند.
636 - قلیل من سنة خیر من کثیر، فی بدعة.
- (عمل کردن) اندکی از سنت بهتر است از (عمل زیاد در بدعت.)

ک: باب ک: باب الکاف

637 - کل یابس ذکی.(586)
- هر خشک پاک است.
638 - کرامة المیت تعجیله فی التجهیز.(587)
- عزت و احترام میت در آنست که زودتر تشییع و دفن کنند.
639 - کل مسکر خمر.
- هر مست کننده خمر است.
640 - کل مفت ضامن.
- هر فتوی دهنده و حکم کننده مسئول و ضامن است.
641 - کن عالما، أو متعلما، أو مستمعا، أو محبا لهم و لا تکن الخامس، فتهلک.
- دانشمند باش، یا دانشجو یا شنونده و گوش فرا دهنده دانش و یا دوست دارنده آنها. و پنجمی مباش که آنگاه هلاک می شوی.
642 - کل ما أدیت زکوته، فلیس بکنز، و ان کان مدفونا و کل مال لم تؤد زکواته، فهو کنز، و ان کان ظاهرا.(588)
- هر چیزی که زکات او داده شود، گنج شمرده نمی شود، اگر چه دفن شده باشد، و هر مالی که زکاتش داده نشود، آن گنج شمرده می شود، و اگر چه ظاهر باشد.
643 - کان الزبیر أعیب.(589)
- زبیر پر از عیب است.
644 - کل کلام لم یبدء فیه بالبسملة فهو أبتر، و کل کلام لم یبدء فیه بالحمد له فهو أجذم.(590)
- هر سخنی که با بسم الله شروع نشود ناقص می ماند. و هر کلامی که با حمد و ستایش خداوند آغاز نگردد، پاینده نیست.
645 - کره لکم ثلاث: قیل و قال، و کثرة السوال و اضاعة المال.(591)
- سه چیز برای شما، بد و ناپسند است: قیل و قال کردن (جدل و گفتگوی بیهوده) زیادی درخواست و پرسش و تباه کردن مال.
646 - کن فی الفتنة کابن اللبون، لا در یشرب، و لا ظهر یرکب.
- هنگام پیش آمدن فتنه و آشوب، مانند بچه شتر دو ساله باش که خودش می چرد، دوشیده نمی شود، زیرا شیر ندارد که بنوشند و پشت آنچنانی ندارند که سوار شوند.
تعلیق :
قال امیرالمومنین (علیه السلام): کن فی الفتنة کابن اللبون، لا ظهر فیرکب، و لا ضرع فیحلب.(592)
هنگام پیش آمدن فتنه، (اختلاف کردن مردم در رأی و تدبیر)، مانند بچه شتر دو ساله باش، پشتی ندارد که بتوان سوار شد و پستانی که شیر آن دوشیده شود.
فی نهج البلاغه: ألفتنة اذا أقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت.(593)
یعنی: هرگاه فتنه و حیرت پیش آید، مردم را به شبهه و اشتباه می اندازد و آنگاه که پشت کرد و فتنه خوابید، آگاه و بیدار می کند.
647 - کل بدعة ضلالة، و کل ضلالة سبیلها الی النار.
- هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی (پایانش) بسوی دوزخ است.
648 - کثرة الاستغفار للتائبین حصن حصین.
- بسیار استغفار کردن برای توبه کنندگان پناهگاه محکمی است.
649 - کان أبی، غیورا، و انا أغیر منه، و ارغم الله أنف من لایغار من المومنین.
- پدرم مرد غیرتمندی بود، و من از او غیرتمندترم، خوار و ذلیل گرداند، خدا کسی را که غیرت مومنان را نکشد.
650 - کثرة النوم، یذیب القلب، و یذهب بنور الوجه.
- خواب زیاد، دل را می گدازد و نور چهره را زایل می کند.
تعلیق :
عن جابر بن عبدالله، قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): قال ام سلیمان بن داود لسلیمان (علیه السلام): ایاک و کثرة النوم باللیل، فان کثرة النوم تدع الرجل فقیرا یوم القیمة.(594)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: مادر سلیمان بن داود به سلیمان گفت: از زیاد خوابیدن در شب خودداری کن، زیرا خواب زیاد انسان را در روز قیامت فقیر و محتاج می کند.
عن الصادق (علیه السلام): ان الله یبغض کثرة النوم و کثرة الفراغ. و قال ایضا: کثرة النوم مذهبة للدین و الدنیا.(595)
خدایتعالی، زیادی خواب و کثرت بیکاری را دوست ندارد. و نیز فرمود: خواب زیاد دین و دنیای انسان را تباه می کند.
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: ایاک و کثرة الضحک، فانه یمیت القلب و یذهب بنور الوجه.(596)
درباره خنده زیاد نیز پیامبر گرامی فرمود: از خنده زیاد خودداری کن، زیرا آن دل را می میراند و نور سیما را از بین می برد.
651 - کن بشاشا، فان الله یحب البشاشین و یبغض العبوس کریه الوجه.
- گشاده رو و شاداب باش که خدایتعالی مرد شاد و گشاده رو را دوست دارد، و اخم و عبوس و ترش رو را دوست ندارد.
652 - کیف بکم، اذا نزل بکم عیسی بن مریم، و امامکم منکم.
- چه حالی پیدا می کنید، آنگاه که عیسی بن مریم بر شما فرود آید و امام و حجة شما از خودتان باشد؟
653 - کذب النسابون.
- نسب شناسان دروغگویان هستند.
654 - کیلوا طعامکم، فان البرکة فی المکیل.
- غذای خود را اندازه گیری کنید، زیرا در اندازه گیری برکت است.
655 - کل قریة لایکون فیها کتاب الله، أخاف أن ینزل علیها صاعقة من السماء.
- هر آبادی که در آن کتاب خدا نباشد، بیم آن دارم که صاعقه ای از آسمان بدانجا فرود آید.
656 - کل حسب و نسب منقطع الا حسبی و نسبی.(597)
- همه حسب ها و نسب ها بجز حسب و نسب من قطع می شود.
657 - کیف تکون مومنا، والناس لا یأمنون شرک.
- چگونه ممکن است مومن باشی، در حالی که مردم از شر تو در امان نیستند.
658 - کیف تکون مسلما، والناس لا یسلمون من شرک.
- چگونه ممکن است مسلمان باشی، و مردم از شر تو در سلامتی نباشند.
659 - کیف تکون متقیا، والناس یتقون اذاک.
- چگونه تو متقی و پرهیزکاری در حالی که مردم از آزار تو می ترسند.
660 - کل الیقطین فانه یذهب بالجنون والجذام، و البرص، و یزید فی الذهن، والحفظ، و یحسن الخلق، و ینور الوجه، و هو طعامی، و طعام الأنبیاء من قبلی خصوصا یونس.(598)
- کدو بخورید که مرض جنون و جذام و پیسی را می برد، و فهم و هوش و حافظه را تقویت می کند، و خلق و خوی انسان را خوش و زیبا، و سیما را نورانی می سازد، و آن غذا و خوراک من، و طعام پیامبران پیش از من است بویژه یونس (علیه السلام).
661 - کذب من زعم أنه یحبنی و یبغض علیا.
- دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد، در حالی که علی را دشمن بدارد.
662 - کنت انا و علی نورا بین یدی الله تعالی، قبل أن یخلق الله آدم، بأربعة عشر ألف عام، فلما خلق الله آدم، رکب ذلک النور فی صلب عبدالمطلب، فجزء انا و جزء علی.
- من و علی نوری بودیم در پیشگاه خدای تعالی چهارده هزار سال پیش از آنکه خدایتعالی آدم را بیافریند. هنگامی که خداوند متعال آدم را آفرید، آن نور را در صلب عبدالمطلب قرار داد که یک قسمت آن من و قسمت دیگر علی است.
663 - کلما ازاداد الرجل ایمانا، ازداد حبا للنساء.
- هر چه مرد بر ایمان خود بیافزاید محبتش را برای زنان بیشتر می کند.
664 - کن حلس بیتک.
- در خانه ات بنشین، چون پلاسی ملازم خانه خود باش.
665 - کل مسکر حرام و ما أسکر کثیره فالجرعة منه حرام.
- هر مست کننده ای حرام است، و آنچه بیشتر آن مست می کند، یک جرعه آن نیز حرام است.
666 - کفر بالله العظیم من هذه الأمة عشرة: القتال(599) و الساحر والدیوث و ناکح البهیمة و ناکح المرأة فی دبرها و من نکح ذات محرم والساعی فی الفتنة و بایع السلاح من أهل الحرب و مانع الزکاة و من وجد سعة فمات و لم یحج.
- از این امت ده گروه به خدای بزرگ ناسپاسی کرده و ایمان نیاورند، آدم کش و جادوگر و دیوث و ناکح حیوانات و ناکح زن از پشت او و کسی که با محرم خود ازدواج کند و سخن چینی در فتنه و اختلاف بین مردم و فروشنده سلاح به (دشمن) اهل جنگ و جلوگیری کننده از پرداخت زکات و آن که با داشتن امکان بمیرد و حج نرفته باشد.
667 - کلوا من العنب، حبة حبة. فانه أهلنأ و امرء.(600)
- انگور را دانه، دانه، بخورید که آن خوشتر و گواراتر است.
668 - کلوا الزیت و ادهنوا به، فانه شجرة مبارکة.
- روغن زیتون بخورید و به تن خود بمالید زیرا آن (از) درخت مبارکی است.
669 - کل معروف صدقة و کل محدثة بدعة.
- هر کار نیک صدقه است و هر نو آوری (در دین) بدعت است.
تعلیق :
و قال النبی (صلی الله علیه و آله): کل معروف صدقة، و ما وقی به المرؤ عرضه، کتب له به صدقة.(601)
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کار نیک صدقه است، و آنچه را که انسان با آن آبرو و ناموس خود را حفظ کند، برای او صدقه نوشته می شود.
سئل الصادق (علیه السلام): أی الصدقة أفضل؟ قال: أن تتصدق و أنت صحیح شحیح، تأمل البقاء و تخاف الفقر و لا تمهل حتی اذا بلغت الحلقوم، قلت لفلان کذا و لفلان کذا، ألا و ق کان لفلان.(602)
از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: کدامین صدقه بهتر و ارزنده تر است؟ فرمود: صدقه دهی در حالیکه هم سالمی و هم بخیل و حریص، امید ماندن و بیم فقر داری، درنگ مکن (و فرصت از دست مده) تا وقتی که جان به گلو رسد بگوئی آن یکی مال فلانی باشد، این یکی مال فلانی. بدان که آنها متعلق به فلانی شده است.
مطرف روایت می کند از پدرش که گفت: پیش رسول خدا رفته بودم، سوره (ألهیکم التکاثر) را خواند، و آنگاه این خبر را فرمود: یقول ابن آدم مالی، مالی، و هل لک من مالک الا ما تصدقت فأبقیت، او أکلت فأفنیت، اولبست فأبلیت؟(603)
فرزند آدم می گوید: مال من، مال من! آیا از مال تو به جز آنکه صدقه دادی و (برای خود) باقی گذاشتی، و آنچه خوردی و فانی کردی، و آنچه پوشیدی و فرسوده نمودی، مال دیگری داری؟
ان امیرالمومنین (علیه السلام) وضع درهما علی کفه، ثم قال: أما انک ان لم تخرج عنی لا تنفعنی.(604)
امیرالمومنین (علیه السلام) یک درهم پول در کف دست خود گذاشت، آنگاه گفت: اما تو (ای درهم) اگر از (دست) من خارج نشدی سودی و نفعی برای من نداری (وقتی از دست من در راه خیر بیرون رفتی برای من فایده خواهی داشت.)
عن بعض نساء النبی (صلی الله علیه و آله) قالت: ذبحنا شاة، فتصدقنابها الا الکتف، فقلت النبی (صلی الله علیه و آله): ما بقی الا الکتف، فقال (صلی الله علیه و آله): کلها بقی الا الکتف.(605)
یکی از همسران پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفت: گوسفندی قربانی کردیم و آن را تصدق دادیم، و پیش ما باقی نماند بجز یک شانه، به آن حضرت گفتم: از (همه گوسفند) جز یک شانه باقی نماند.
آنگاه فرمود: همه آنها باقی ماند جز آن شانه.
کلام خدا: ما عندکم ینفد و ما عندالله باق.(606)
یعنی: آنچه پیش شما است فانی می شود و آنچه پیش خداست باقی می ماند.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): أیها الناس لیبلغ الشاهد منکم الغائب، ألا، و من انظر معسرا کان له علی الله عزوجل فی کل یوم صدقة بمثل ماله، حتی یستوفیه.
ثم قال ابو عبدالله (علیه السلام): و ان کان ذو عسرة، فنظرة الی میسرة، و ان تصدقوا خیر لکم ان کنتم تعلمون.(607)
ابی عبدالله (علیه السلام) فرمود که رسول خدا فرمود: ای مردم؛ حاضران بغایبان برسانند: آگاه باشید، هر کس (بدهکار) تنگدستی را مهلت دهد، در هر روز (آن) نزد خداوند، (ثواب) صدقه ای بمیزان همان مبلغ طلب خود را دارد، تا روزی که بدهکار گشایش پیدا کند و پرداخت کند.
سپس ابو عبدالله (علیه السلام) این آیه را تلاوت کرد: (اگر تنگدست است او را مهلت دهد تا گشایش یابد و اگر تصدق کنید (و ببخشید) برای شما بهتر (از مهلت دادن) است اگر خواب بدانید.)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ما نقص مال من صدقة قط، فأعطوا و لا تجبنوا.(608)
هرگز مالی از صدقه دادن کم نمی شود، پس صدقه بدهید و نترسید (از کم شدن.)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من منع ماله من الأخیار اختیارا، صرف الله ماله الی الأشرار اضطرارا.(609)
هر کس از خرج کردن مال خود به اشخاص نیکوکار از روی اختیار خودداری کند، خدای تعالی مال او را اجبارا به اشخاص بدکار برمی گرداند.
670 - کل مولود یولد علی الفطرة، الا أن أبواه یهودانه و ینصرانه و یمجسانه.
- هر مولودی بر فطرت پاک متولد می شود، مگر آنکه پدر و مادرش او را به آئین یهودیان و نصرانیان و مجوسان وادارند.
671 - کل امرء تدبره امرأة فهو ملعون.
- هر مردی که تدبیر امورش در دست زنی باشد ملعون است.
672 - کما تدین تدان.
- هرگونه (با دیگران) رفتار کنی، همانگونه با تو رفتار خواهد شد.
673 - کل ذی نعمة محسود.
- هر صاحب نعمتی مورد حسد است.
674 - کل من السمک ما له قشور.
- از ماهی (ها) آن را که فلس دارد بخور (که حلال است و غیر آن حرام است.)