شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

غ: باب غ : باب الغین

604 - غم الموت کفارة الذنوب.
- غم و اندوه مرگ (موجب) آمرزش گناهان است.
605 - غم العیال، ستر من النار.
- غم و اندوه (در امور) زن و فرزند، پوششی است از آتش جهنم.(567)
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله): ان من الذنوب ذنوبا، لا یکفرها صلاة و لا صدقة. قیل: یا رسول الله؛ فما یکفرها؟ قال: الهموم فی طلب المعیشة.(568)
از سخنان نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) است که فرمود: از جمله گناهان گناهانی است که نه نماز و نه صدقه آن را از بین نمی برد، پرسیدند ای رسول خدا پس چه چیز آن را می پوشاند. فرمود: غم و اندوه ها در راه کسب معیشت.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): انه لیأتی علی الرجل منکم زمان، لا یکتب علیه سیئة، و ذلک أنه مبتلی بالمعاش.(569)
فرمود: برای مردی از شما زمانی پیش می آید که گناهی برای او نوشته نمی شود و آن وقتی است که او گرفتار معاش باشد.
606 - غسل یوم الجمعة طهور.
- غسل کردن روز جمعه پاک کننده (جسم و روح) است.
607 - غیرة الرجل ایمان (و) غیرة المرأة کفر.(570)
- غیرت مرد ایمان و غیرت زن کفر است.

ف: باب ف: باب الفاء

608 - فاتحة الکتاب شفاء من کل داء.
- (سوره) فاتحة الکتاب شفای همه دردها و بیماریها است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): فاتحة الکتاب شفاء من کل سم.(571)
فاتحة الکتاب شفا دهنده از همه سم ها است.
عن الصادق (علیه السلام): من نالته علة، فلیقرأ فی جیبه الحمد، سبع مرات، فان ذهبت العلة، و الا فلیقرءها سبعین مرة، و انا الضامن له العافیة.(572)
از امام صادق (علیه السلام) روایت است: هر کس بیمار شود هفت بار (سوره) حمد را به سینه و گریبان پیراهن خود بخواند، پس اگر بیماری برطرف شد (که شد)، وگرنه آن را هفتاد بار بخواند، و من عافیت و بهبودی او را ضمانت می کنم.
روی عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) أنه قال: علمنی جبرئیل دواء لایحتاج معه الی دواء... الخ.(573)
پیامبر گرامی فرمود: جبرئیل بر من داروئی آموخت، که با آن به داروئی دیگر احتیاج نیست.
پرسیدند که یا رسول الله؛ آن دوا چیست؟ فرمود: (آب باران را قبل از اینکه به زمین برسد گرفته، سپس آن را در ظرف پاکیزه ای قرار داده، سوره حمد را تا آخر آن هفتاد مرتبه بر آن خوانده، آنگاه یک پیمانه (قدح) از آن صبح و پیمانه دیگر شب بخورند.)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: قسم به کسی که مرا بحق مبعوث کرده، خداوند بوسیله آن درد و مرض را از تن و استخوان و مغز و رگها و ریشه های او بیرون می کشد.(574)
در بحار این حدیث از مکارم الاخلاق نقل شده، ولی در خود مکارم الاخلاق چاپ آخوندی در صفحه 446 قل هو الله احد و معوذتین نیز هفتاد مرتبه به آن اضافه است که در بحار آن را نیافتم.
609 - فاطمة بضعة منی، یؤذینی ما یؤذیها.
- فاطمه پاره ای از تن من است هر آنچه او را آزار دهد، مرا آزار می دهد.
610 - فضل العالم علی العابد، کفضل القمر علی سائر النجوم.
- برتری و فضیلت عالم بر عابد، مانند برتری ماه است بر سایر ستارگان.
611 - فوق کل ذی بر، بر، حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.
- بالای هر نیکوکاری، نیکوکاری دیگری است، تا اینکه مرد در راه خدا کشته می شود، که از آن بالاتر نیکوکاری نیست.
612 - فر من الأجذام، کفرارک من السبع.
- از کسی که بیماری جذام گرفته فرار کن مانند فرار کردنت از حیوان درنده.
613 - فوق کل عقوق، عقوقا،(575) یقتل الرجل أحد والدیه.
- بالاتر از هر عاق شدن، عاق شدن دیگر است اینکه مرد، یکی از والدین خود را به قتل رساند.
614 - فطرک أخاک الصائم، خیر من صومک سبعین ضعفا.
- (ثواب) افطار دادن تو، به برادر روزه دارت بهتر از هفتاد روز روزه گرفتن تو است.
615 - فرض المسافر رکعتان غیر قصر.
- (نماز یومیه) واجب مسافر دو رکعتی است غیر از نماز مغرب (که سه رکعتی است.)
616 - فی آخر سورة البقرة آیات، هن قرآن، هن دعاء و انهن یرضین الرحمن.
- در آخر سوره البقرة آیاتی هست که آنها قرآن است و دعاء نیز هست و (خواندن) آنها موجب رضای خدای رحمن است.
617 - فی کل أمر مشکل، القرعة.
- در هر امر مشکلی (که تردید و دو دلی پیش آید) قرعه (بیاندازید.)
618 - فاعل الخیر، خیر منه، و فاعل الشر شر منه.
- شخص نیکوکار، نیکوتر از آن (عمل نیک) و شخص بدکار بدتر از آن (عمل بد) است.
619 - فانها لهم فی الدنیا و لکم فی الاخرة یعنی اوانی الذهب والفضة.(576)
- براستی که آن در دنیا برای آنان (برای کافران) و در آخرت مخصوص شما است یعنی ظرفهای طلا و نقره.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله): لا تشربوا فی آنیة الذهب والفضة، و لا تأکلوا فی صحافها فانها لهم فی الدنیا، ولکم فی الاخرة.(577)
در ظرف طلا و نقره نیاشامید و در کاسه و بشقابهای طلا و نقره (غذا) نخورید، زیرا آنها در دنیا برای آنها (یعنی: کافران) و در آخرت مخصوص شما است.
620 - فضلت خدیجة علی نساء أمتی، کما فضلت مریم علی نساء العالمین.
- خدیجه بر زنان امت من برتری یافت، چنانکه مریم از زنا جهانیان برتر شد.
621 - فضل الشعیر علی البر، کفضلنا علی سائر الناس.
- برتری، جو، بر گندم، همانند برتری ما بر سایر مردم است.
622 - فضل البنفسج علی الأدهان، کفضل الاسلام علی سائر الأدیان.
- برتری (روغن) بنفشه به روغنها، همانند برتری اسلام است بر سایر ادیان.
623 - فی کل من الأربعین من الغنم سائمة، زکوة.(578)
- در هر چهل راس گوسفندی که (در چراگاه ها) می چرند زکاتی هست.
624 - فرب حامل فقة، لیس بفقیه.
- بسا ناقل و راوی فقه و دانش که خود دانا و فقیه نیست.
تعلیق :
وقام (صلی الله علیه و آله) فی مسجد الخیف، فقال: نضرالله عبدا، سمع مقالتی، فوعاها، و بلغها من لم یسمعها، فرب حامل فقه الی من هو أفقه منه، و رب حامل فقه غیر فقیه.(579)
خداوند به نعمت می پروراند بنده ای را که سخنان مرا بشنود و آن را حفظ کند، و به کسانی که آن را نشنیده اند برساند. چه بسا کسانی که فقه و دانش را حمل و نقل می کنند به کسی که از خود آنها داناتر است.
ای بسا حمل کننده فقه و دانش که خودش فقیه و دانا نیست. (ولی در اثر حمل کردن آن به دیگران نعمت پرورده خدا می شود.)

ق: باب ق : باب القاف

625 - قولوا الحق و لو کان علی أنفسکم.
- راست و حق بگوئید، اگر چه بر ضرر خودتان باشد.
626 - قلموا أظفارکم یوم الثلثاء، واستحموا یوم الأربعاء و اطلبوا حوائجکم یوم الخمیس، و تطیبوا بأطیب طیبکم یوم الجمعة.
- روزهای سه شنبه ناخن های خود را کوتاه کنید، و در روز چهارشنبه استحمام کنید، و پنجشنبه ها احتیاجات خود را تهیه و خریداری کنید، و روزهای جمعه با بهترین عطرها خود را معطر و خوشبو سازید.
627 - قدموا قریشا، و لا تتقدموها.(580)
- قریش را مقدم شمارید و از آنها پیشی نگیرید.
628 - قاطع الرحم ملعون فی کتاب الله فی ثلثة مواضع.
- قطع کننده رحم را در سه جای قرآن لعنت شده است.
629 - قرائة القرآن أفضل من الذکر، والذکر أفضل من الصدقة و الصدقة أفضل من الصوم، و الصوم جنة من النار.
- قرائت قرآن بهتر از ذکر است، و ذکر بهتر از صدقه و صدقه بهتر از روزه، و روزه سپر و حایلی است از آتش.
630 - قلیل تؤدی(581) شکره، خیر من کثیر لا تطیقه.
- (نعمت) اندکی که شکرش را بجا آوری، بهتر از (نعمت) زیادی است که شکرش را نتوانی.
631 - قولوا فی الفاسق بما فیه یعرفه الناس، فانه لاغیبة لفاسق (بقصد المنع و الزجر و التأدیب.(582))
- درباره فاسق و بدکار آنچه را که مردم در او می شناسند بگوئید زیرا غیبت فاسق (متجاهر) جایز است. (البته بقصد جلوگیری از فسق و بازداشتن و ادب کردن.)
632 - قتال المومن کفر، و أکل لحمه معصیة.
- جنگ و کشتار با مومن، کفر و خوردن گوشت او (با غیبت کردنش) معصیت است.(583)
633 - قصوا أظافیرکم.
- ناخن های خود را کوتاه کنید.
تعلیق :
و قال الباقر (علیه السلام): انما قصوا الأظفار، لأنها مقیل الشیطان، و منه یکون النسیان.(584)
کوتاه کردن ناخن ها برای آنست که آن آسایشگاه شیطان است و موجب فراموشکاری است.
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): یا معشر الرجل؛ قصوا أظافیرکم. و قال للنساء: طولن أظافیر کن، فانه أزین لکن.(585)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای گروه مردان؛ ناخنهای خود را کوتاه کنید.
و برای زنان فرمود: ناخنهایتان را بلند کنید، زیرا آن برای زینت و آرایش شما بهتر است.
634 - قطع الاسلام أرحام الجاهلیة.
- اسلام آوردن، خویشاوندی دوره جاهلیت (قبل از اسلام) را قطع می کند.
435 - قذف محصنة، یحبط عمل مأة سنة.
- نسبت ناروا دادن به زنان با عفت، اعمال صد سال انسان را باطل می کند.
636 - قلیل من سنة خیر من کثیر، فی بدعة.
- (عمل کردن) اندکی از سنت بهتر است از (عمل زیاد در بدعت.)