شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

ض: باب ض : باب الضّاد

544 - ضموا مواشیکم، حتی تذهب فحمة العشاء.
- چهارپایان خود را تا زایل شدن سیاهی شب مجتمع نگهدارید.
545 - ضعفت عن الصلوة والجماع، فنزل علی قدر من السماء، فأکلت منها، فزاد فی قوتی، قوة أربعین رجلا فی البطش والجماع.
- از نماز خواندن و آمیزش ضعیف و ناتوان شدم، آنگاه دیگی از (غذای پخته) از آسمان برای من نازل شد که از آن خوردم، توانائی و قدرت من در دلیری و زورمندی و آمیزش به اندازه چهل مرد افزایش یافت.

ط: باب ط : باب الطّاء

546 - طاعة المرأة ندامة.
- فرمان بردن از زن پشیمانی در پی دارد.
547 - طلاق المرأة تطلیقتان، و عدتها حیضتان.
- طلاق زن دو طلاق است و عده اش دو حیض است.
548 - طلب العلم فریضة علی کل مسلم.
- تحصیل علم بر هر مسلمانی مقرر شده است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة، و هو علم الأنفس... قال الله عزوجل: انما یخشی الله من عباده العلماء.(521)
یعنی: تحصیل علم بر هر زن و مرد مسلمان مقرر شده است و آن علم خودشناسی است، خدای عزوجل فرمود: (از بندگان خدا آنها از خدا می ترسند که عالم و دانا باشند.)
549 - طوبی لمن أنفق فضلات ماله، و أمسک فضلات لسانه.
- خوشا به حال کسی که زایدات دارائی خود را که نیازی به آن ندارد انفاق و احسان کند و از حرفهای زاید، زبان خود را ببندد.
550 - طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس.
- خوشا به حال کسی که (رسیدگی و اصلاح) عیوبش، او را از (جستجوی) عیوب دیگران باز دارد.
551 - طوبی لمن أسلم و کان عیشه کفافا، و قواه شدادا.
- خوشا به حال کسی که به اسلام گرویده و معاش زندگی او تامین و کافی و نیروی تن و حواس او محکم و استوار باشد.
552 - طوبی لمن طال عمره و حسن عمله.
- خوشا به حال کسی که عمر او طولانی و عملش نیکو باشد.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): طوبی لمن طال عمره، و حسن عمله، فحسن منقلبه اذ رضی عنه ربه. و ویل لمن طال عمره، و ساء عمله، و ساء منقلبه، اذ سخط علیه ربه.(522)
خوشا به حال کسی که عمرش دراز، و عملش نیکو باشد که به جایگاه شایسته ای برگردد در حالی که پروردگارش از او راضی است. و وای بر حال کسی که عمر او دراز و عملش بد باشد که به جایگاه پستی برگردد، در حالی که پروردگارش از او ناخشنود است.
553 - طالب العلم حبیب الله.
- جوینده دانش دوست و حبیب خدا است.
554 - طوبی، ثم طوبی، عشرا، لمن آمن بی ولم یرنی.
- خوشا، باز هم ده بار خوشا، به حال کسی که به من ایمان آورد (در حالی که) مرا ندیده است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): طوب لمن رآنی و آمن بی، ثم طوبی (یقول سبع مرات) لمن لم یرنی و آمن بی.(523)
فرمود: خوشا به حال کسی که مرا دیده و ایمان آورده و خوشا باز هم خوشا (هفت بار تکرار کرد) بحال کسی که مرا ندیده و به من ایمان آورده.
لیس فی حرف الظاء شیی
در حرف ظاء چیزی نیست

ع: باب ع : باب العین

555 - عورة المومن علی المومن حرام.
- (نگاه کردن به) عورت و (جستجوی عیوب او) بر مومن دیگر حرام است.
تعلیق :
در معانی الاخبار با سند آمده: به ابی عبدالله (علیه السلام) عرض کردم که مردم می گویند: (نگاه کردن مومن بر عورت مومن دیگر حرام است.) فرمود: آن نیست که تو گمان می کنی، بلکه عورت مومن آن است که او را زیر نظر بگیرد، تا اگر سخنی که بتوان عیب بر آن گرفت، در خاطر نگهدارد، تا هرگاه خشمگین شود او را به آن تقبیح کند و طعنه زند و عیب گیری نماید.(524)
556 - عجلوا بهم الی مضاجعهم.
- (تشییع جنازه مردگان را به تاخیر نیاندازید) هر چه زودتر آنها را دفن کنید.
557 - علیک بالجماعة، فان الذئب یأخذ القاصیة.(525)
- با جماعت باش چرا که گرگ دور مانده را می رباید.
558 - علی الید ما أخذت حتی تؤدی.
- بر عهده دست است آنچه گرفته به محل (مستحقش) برساند.
559 - علی مثلها فاشهد، و الا فدع.
- بر آنچه مثل (آفتاب روشن است) شهادت بده و الا (شهادت را) ترک کن.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله): و قد سئل عن الشهادة، قال: هل تری الشمس؟ فقال: نعم، قال: علی مثلها فاشهد اودع.(526)
به کسی که درباره شهادت سوال کرد، فرمود: آیا خورشید را می بینی؟ عرض کرد: بلی، آنگاه فرمود: به اینگونه امور شهادت بده، و الا ترک کن.
560 - علیکم بالدعة.
- آرامش و تأنی داشته باشید (شتابزده نباشید.)
تعلیق :
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسیر حرکت به حجاجی که مرکب داشتند فرمود: علیکم بالدعة یعنی: مرکب خود را آهسته و بدون شتاب برانید.(527)
فان رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال: أیها الناس ان الحج لیس بوجیف الخیل و لا ایضاع الا بل ولکن اتقواالله و سیروا سیرا جمیلا لا توطئوا ضعیفا و لا توطئوا مسلما و توأدوا واقتصدوا فی السیر. فان رسول الله (صلی الله علیه و آله) کان یکف ناقته حتی یصیب رأسها مقدم الرحل و یقول: أیها الناس علیکم بالدعة.
- فسنت رسول الله تتبع.(528)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای مردم بدرستی که (بجا آوردن حج) با تاختن اسب و تیز راندن شتر نیست. ولیکن از خدا بترسید و نیکو برانید، ناتوان و ضعیفی را زیر پا نگذارید و مسلمانی را لگدکوب نکنید، آهسته و آرام و سنجیده راه بروید و در راه رفتن میانه رو باشید.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شتر خود را (از سرعت) باز می داشت تا حدی که سر شتر به جلوی پالان او اصابت می کرد و می فرمود: ای مردم شما را به نرمی و ملایمت سفارش می کنم.
- شایسته است که سنت روش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیروی شود.
561 - علی کل ذی کبد حری أجر.(529)
- برای هر کبد گرم و تشنه اجر و پاداشی است.
تعلیق :
عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: ان الله تبارک و تعالی یحب ابراد الکبد الحری و من سقی کبدا حری من بهیمة او غیرها اظله الله فی ظل عرشه یوم لا ضل الا ظله.(530)
خای تبارک و تعالی دوست دارد خنک کردن جگر سوخته را و هر کس جگر سوخته ای را چه از چهارپا و غیر آن سیراب کند، خدایتعالی او را در زیر سایه عرش خود قرار می دهد در روزی که سایه ای بجز سایه او نیست.
562 - عفاالله عن أمتی ما حدثت به نفسها، ما لم تعمل به.(531)
- خدایتعالی بر امت من آنچه را که در دلش می گذرد آن را که عمل نکرده (یا به زبان نیاورده) بخشیده است.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: ان آدم شکا الی ربه حدیث النفس فقال: أکثر من قول لا حول و لا قوة الا بالله.(532)
آدم (علیه السلام) به پروردگارش از حدیث نفس شکایت کرد. فرمود: کلمه لا حول و لا قوة الا بالله را زیاد بگو.
563 - عمار جلده بین عینی.(533)
- عمار را جلوی چشم من تازیانه می زد.
564 - علماء أمتی کانبیاء بنی اسرائیل.
- علمای امت من همانند انبیای بنی اسرائیل اند.
565 - علیک بالاخرة تأتیک الدنیا صاغرة.
- ملازم آخرت باش دنیا خودش به خواری و زاری پیش تو خواهد آمد.
566 - عفوت لکم عن صدقة الخیل.
- صدقه (زکات) اسبهای سواری را از شما برداشتم.
567 - علی مع الحق، والحق مع علی، یدور معه حیثما دار.
- علی با حق و حق با علی همراه است، به هر جهت بگر آنهم بهمراه او می گردد.
568 - علی خیر من أخلف بعدی.
علی بهترین کسی است که من بعد از خود باقی می گذارم.
569 - علی خیر البشر، من أبی فقد کفر.
- علی بهترین انسانها است هر کس از او سر باز زند محققا کفر ورزیده است.
570 - علی منی مثل رأس من بدنی.
- علی نسبت به من مانند سر است نسبت به تن من.
571 - علی أخی و وارثی من بعدی.
- علی برادر من و وارث من است بعد از من.
572 - علیکم بقصار الخدم، فانه أقوی لکم فیما تریدون.
- خدمتکار کوتاه قد بگیرید، زیرا، او برای انجام خواسته های شما نیرومندتر است.
573 - علموا اولادکم السباحة و الرمی.
- به فرزندانتان شناگری و تیراندازی بیاموزید.
574 - علم الایمان الصلوة.
- نشانه و علامت ایمان نماز است.
575 - عدل ساعة خیر من عبادة سبعین سنة.
- اندک زمانی عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): عدل ساعة خیر من عبادة سبعین سنة قیام لیلها و صیام نهارها.
و جور ساعة فی حکم أشد و أعظم عندالله من معاصی ستین سنة و قال (صلی الله علیه و آله): ان أهون الخلق علی الله من ولی أمر المسلمین فلم یعدل لهم.(534)
فرمود: اندک زمانی عدالت بهتر از هفتاد سال عبادتی است که شبهایش به نماز و روزهایش به روزه گذرد.
و اندک زمانی ستم نمودن در قضاوت و داوری نزد خداوند سنگین تر و بزرگتر از گناها شصت سال است.
و فرمود: خوارترین مردم در پیش خدا کسی است که متولی امر مسلمانان شود، و درباره آنها عدالت نکند.
سلطانی از سلاطین، روزی در شکارگاهی به سوی شکار تیراندازی می کرد، ناگهان تیر او به یک کودک شیرخوار اصابت کرد، و او ر کشت. مادر بیچاره، خود را به روی کودک انداخت و ناله و زاریش بلند شد، سلطان شمشیر خود را از غلامش گرفت و لباس از تن خود کند و پیش مادر آمد، شمشیر را جلوی آن زن گذاشت و گردنش را خم کرد و گفت: ای زن این شمشیر را بردار و گردن مرا بزن این قصاص حق تست، زن حیران شد و ساکت ماند ندانست که چه کند، آنگاه سلطان به غلام خود دستور داد یک طبق پر از سکه طلا آورد، گفت: ای زن؛ یا با این شمشیر گردن مرا بزن و یا این یک طبق سکه طلا را بابت دیه کودک خود از من بپذیر. زن تا این جوانمردی و عدالت خواهی را دید، گفت: نه قصاص و نه دیه، من تو را بخشیدم و در برابر تقدیر الهی صبر و شکیبائی می کنم و شکر می کنم که مانند تو حاکمی دارم.
از حافظ:
شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد - قدر یک ساعت عمری که در او داد کند
576 - علیکم لانجاح الحوائج بکتمانها، فان کل ذی نعمة محسود.
- موفقیت و برآورده شدن حاجات خود را مخفی بدارید، زیرا هر صاحب نعمتی مورد حسد قرار می گیرد.
577 - عذاب القبر من النمیمة و الغیبة، والکذب.
- عذاب قبر از سخن چینی و غیبت کردن و دروغگوئی است.
تعلیق :
درباره غیبت روایتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل شده که آنحضرت از اصحابش پرسید: آیا می دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و رسولش بهتر می دانند. فرمود: درباره برادرت سخنی بگوئی که خوشایند او نباشد. یکی عرض کرد: آیا چیزی بگویم که با چشمان خود دیده ام (آن هم غیبت است؟) فرمود: آنچه می گوئی اگر راست باشد غیبت، و اگر راست نباشد که بر او تهمت و افترا بستی.(535)
عن باقر (علیه السلام)، قال: اذا کان یوم القیمة، أقبل قوم علی الله عزوجل، فلا یجدون لأنفسهم حسنات، فیقولون: الهنا و سیدنا، ما فعلت حسناتنا؟ فیقول الله عزوجل: أکلتها الغیبة، فان الغیبة لتأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب.(536)
یعنی: در روز قیامت گروهی در پیشگاه خدای تعالی قرار می گیرند، ثواب و حسناتی را (که عمل کرده بودند، در نامه اعمال) برای خودشان مشاهده نمی کنند، آنگاه می گویند: معبود و سید ما حسنات و اعمال ما را چه کرده ای؟
خدای تعالی می فرماید: غیبت کردن شما آنها را از بین برد، زیرا غیبت حسنه ها را از بین می برد همانگونه که آتش هیزم را از بین می برد.
ففی الخبر: ان العبد لیحاسب فیبطل أعماله لدخول الافة فیها، حتی یستوجب النار، ثم ینشر له من الأعمال الحسنة ما یستوجب به الجنة، فیتعجب و یقول: یا رب، هذه أعمال ما عملتها، فیقال: هی أعمال الذی أغتابوک، و آذوک و ظلموک.(537)
در خبر است: به حساب بنده رسیدگی می کنند، و اعمال نیک او بواسطه آفتی که به آن داخل شده، باطل و تباه می گردد، تا جائیکه مستوجب و سزاوار آتش می شود، سپس صورت اعمال حسنه ای برای او گشوده شود که بواسطه آن سزاوار بهشت می شود، آنگاه او شگفت زده شده و می گوید: پروردگارا؛ این اعمال نیک را من انجام نداده ام. به او می گویند: آنها اعمال نیک کسانی است که غیبت تو را کرده اند، و تو را آزار و اذیت کرده اند، و بتو ستم نموده ام.
روایت است که حضرت موسی (علیه السلام) عرض کرد: خدایا؛ زبان مردم را که از من بدگوئی می کنند ببند، خدای بزرگ به او وحی فرستاد که: ای موسی این کاری است که من درباره خودم (که مردم بد می گویند) انجام ندادم، آیا تو می خواهی درباره تو بکنم؟ عرض کرد: راضی شدم که به تو اقتدا کنم.(538)
عن الرسول (صلی الله علیه و آله) قال: من اغتاب رجلا، ثم استغفر له غفرت له غیبته.(539)
فرمود: هر کس غیبت کسی را کرد، و سپس برای آن کس استغفار و طلب مغفرت نمود، (گناه) غیبت کردنش بخشوده می شود.
قال الصادق (علیه السلام) انه: فان اغتبت فبلغ المغتاب فاستحل منه و ان لم تبلغه و لم تلحقه فاستغفر الله له.(540)
اگر کسی را غیبت کردی و آن به گوش غیبت شونده رسید، از او طلب بخشش کن و اگر به گوش او نرسیده، برای او از خدا طلب آمرزش کن.
و آن در حالی است که او مرده و یا غایب باشد. و این بدان جهت است که اگر به او نرسیده، طلب بخشش کردن فتنه انگیزد و موجب کینه شود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): یا أباذر؛ من ذب عن أخیه المسلم الغیبة کان حقا علی الله عزوجل أن یعتقه من النار.(541)
ای اباذر هر کس باز دارد از غیبت برادر مسلمانش و از او دفاعکند بر خداوند حق است که او را از عذاب آتش جهنم آزاد سازد.
این شعر را به حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) نسبت داده اند:
قد قیل ان الا له ذو ولد - و قیل ان الرسول قد کهنا
ما نجاالله والرسول معا - من لسان الوری فکیف أنا
گفتند خدا فرزند دارد، و گفتند پیامبر (صلی الله علیه و آله) فال گو است خدا و رسول خدا از زبان مردم دور نماندند من چگونه می توانم.
578 - علیکم بحسن الخلق، فان حسن الخلق فی الجنة لامحالة و ایاکم و سوء الخلق فان سیی ء الخلق فی النار لا محالة.
- خوش خلق باشید که آدم خوش اخلاق در هر حال داخل بهشت خواهد شد. و از بدخلقی بپرهیزید که آدم بداخلاق بهر حال داخل دوزخ خواهد شد.
579 - عجبت لمن یتکبر، و قد خرج من مخرج البول مرتین.
- در شگفتم درباره کسی که خودپسند و متکبر است در حالی که دو بار از مخرج بول بیرون آمده.
580 - علیک بقرائة القرآن، فان قرائته کفارة الذنوب.
- تو را به خواندن قرآن سفارش می کنم که قرائت آن کفاره گناهانست.
581 - عجبت لمن أیقن بالموت کیف یفرح؟
- تعجب می کنم از کسی که به مرگ یقین دارد چگونه شادمانی می کند.
582 - عجبت لمن أیقن بالنار کیف یضحک؟
- در شگفتم از کسی که به آتش دوزخ یقین دارد چگونه می خندد؟
583 - عجبت لمن أیقن بالجنة کیف لا یعمل الحسنات؟
- در عجبم بر کسی که به بهشت یقین دارد، چگونه اعمال خیر انجام نمی دهد؟
584 - عجبت لمن أیقن بالحساب کیف یعمل السیئات؟
در شگفتم درباره کسی که به حسابرسی یقین دارد، چگونه اعمال ناپسند انجام می دهد؟
585 - عجبت لمن یری الدنیا و تقلبها(542) بأهلها کیف یطمئن الیها.
- تعجب می کنم از کسی که دنیا و دگرگونیهای آن را نسبت به اهلش می بیند چگونه به دنیا اعتماد و اطمینان پیدا می کند.
586 - عجبت لمن أیقن بالقدر کیف یحزن؟
- در شگفتم از کسی که به تقدیر (الهی) یقین دارد، چگونه اندوهگین می شود؟
587 - عجبت لمن یحتمی من الطعام مخافة الداء، کیف لا یحتمی من الذنوب مخافة النار.
- تعجب می کنم از کسی که از ترس بیماری، از خوردن غذائی پرهیز می کند، چگونه از گناه پرهیز نمی کند؟
588 - علیکم بالدعاء بین الأذان و الاقامة، فانه لا یرد.(543)
- بین اذان و اقامه دعا کنید، زیرا آن رد نمی شود.
589 - علیکم بالعدس، فانه مبارک مقدس، و انه یرق القلب و یکثر الدمعة، فانه قد(544) بارک فیه سبعون نبیا، آخرهم عیسی بن مریم.
- عدس بخورید که آن برکت یافته و مقدس است، (خوردن) آن دل را نازک و نرم، و اشک چشم را زیاد می کند، در آن هفتاد پیامبر برکت داده اند که آخرین آنها عیسی بن مریم است.
590 - علیکم بالبرنی، فانه خیر تمورکم، یقرب من الله عزوجل و یباعد من النار.
- (خرمای) برنی بخورید که بهترین نوع خرمای شما است، بخدا نزدیک کرده و از آتش دوزخ دور می کند.
591 - علیکم بالفرخ فانه یزید فی الدماغ.
- جوجه مرغ و (گوشت) بره بخورید که مغز را تقویت می کند.
تعلیق :
و قال (صلی الله علیه و آله): علیکم بالقرع، فانه یزید فی الدماغ.(545)
کدو بخورید، زیرا آن مغز را تقویت می کند.
ضمن وصایای امیرالمومنین به امام حسن (علیهما السلام) آمده: کلوا الدباء، فانه یزید فی الدماغ.(546)
قرع و دباء نوعی از کدو است که بیشتر به کدو حلوائی گویند.
592 - علیک بالزیت، کله، و أدهن به، فان من أکله و أدهن به، لم یقربه الشیطان أربعین یوما.
- تو را به روغن زیتون سفارش می کنم، از آن بخور و (تن خود) را با آن روغن مالی کن، زیرا هر کس آن را بخورد، و به تنش بمالد، شیطان چهل روز به او نزدیک نمی شود.
593 - علیکم بالملح، فانه شفاء من سبعین داء، منه الجذام، و البرص، و الجنون.
- نمک مصرف کنید، زیرا آن شفای هفتاد مرض از جمله جذام و برص و دیوانگی است.
594 - علیکم برجل مات أبوه و أبوکم حی.
- سفارش می کنم شما را درباره کسی که پدر او مرده، در حالی که پدر شما زنده است.
595 - علیکم بالکرفس، فانه طعام الیاس، و الیسع بن الهمیسع و یوشع بن نون.(547)
- کرفس بخورید که آن غذای الیاس و یسع بن الهمیسع و یوشع بن نون است.
596 - علیکم بالاقتصاد، فما افتقر قوم قط اقتصدوا.
- شما را به میانه روی (و صرفه جوئی و اصراف نکردن در خرج) سفارش می کنم که هر ملت و قومی که (در معیشت زندگی) میانه رو باشد هرگز فقیر و محتاج نمی شود.
تعلیق :
کسانی که از درآمد کم خود نمی توانند پس انداز کنند، از درآمد زیاد نیز قادر به پس انداز نخواهند بود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ما أخاف علی أمتی الفقر ولکن أخاف علیها بسوء التدبیر.(548)
فرمود: من برای امت خودم از فقر نمی ترسم ولکن از سوء تدبیر آنها نگرانم.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): و من اقتصد فی معیشته رزقه الله، و من بذر حرمه الله.(549)
هر کس در (خرج و هزینه) معیشت خود میانه روی کند، خداوند او را روزی می دهد، و هر کس اسراف و پر خرجی کند خداوند محرومش سازد. قال ابو عبدالله (علیه السلام): أربعة لا یستجاب لهم، أحدهم کان له مال، فأفسده، فیقول: یا رب ارزقنی، فیقول الله عزوجل: ألم آمرک بالاقتصاد؟(550)
فرمود: دعای چهار کس پذیرفته نمی شود، یکی از آنها کسی است که مالی داشته و آن را (در غیر محل ضروری هزینه کرده) و از بین برده، آنگاه می گوید: پروردگارا مرا روزی بده، خدای تعالی می فرماید: آیا تو را امر نکرده بودم (که اسراف نکنی) و در هزینه میانه روی بکنی؟
من اقتصد فی الغنی و الفقر استعد لنوائب الدهر.(551)
هر کس در توانگری و در نیازمندی در (هزینه) میانه روی کند در برابر بلاها و حوادث روزگار آماده و توانا می شود.
597 - عفو الملک أبقی للملک.
- عفو و گذشت سلطان موجب بقاء کشور و حکومت است.
598 - عزالمومن استغناؤه عن الناس.
عزت و سرفرازی مومن در بی نیازی و بی توقعی او از مردم است.
تعلیق :
أطلبوا الحوائج بعزة الأنفس، فان الامور تجری بالمقادیر.(552)
حاجت های خود را با عزت نفس بجوئید، زیرا کارهای جریان مقدار دارد. (خود را کوچک و خوار کردن کمکی به انسان نمی کند، کارها به مقدرات مربوط است.)
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: لیس بین الایمان والکفر الا قلة العقل قیل: و کیف ذاک یا ابن رسول اله؟ قال: ان العبد یرفع رغبته الی مخلوق، فلو أخلص نیته لله، لأتاه الذی یرید فی أسرع من ذلک.(553)
فرمود: بین ایمان و کفر جز کمی عقل چیزی نیست، پرسیدند که: آن چگونه است؟ فرمود: بنده خواهش خود را پیش مخلوق می برد، در حالی که اگر نیت خود را برای خدایتعالی خالص گرداند خواسته او را سریع تر و زودتر از آن عطا فرماید:
اعلم أن الخلائق لو اجتمعوا علی أن یعطوک شیئا، و لم یردالله أن یعطیک، لم یقدروا علیه أو یصرفوا عنک شیئا أراد الله أن یصیبک به لم یقدروا علی ذلک فاذا سئلت، فاسئل الله، و اذا استعنت فاستعن بالله.(554)
فرمود: بدان که اگر جهانیان جمع شده و بخواهند چیزی به تو بدهند و خداوند متعال نخواهد، نمی تواند. و اگر بخواهند چیزی را که خدایتعالی برای تو خواسته از تو منع کنند نمی توانند، وقتی چیزی می خواهی از خدا بخواه، و وقتی کمک می خواهی از خدا طلب یاری کن.
حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: ما أحسن تواضع الأغنیاء للفقراء طلبا لما عندالله، و أحسن منه تیه الفقراء علی الأغنیاء اتکالا علی الله.(555)
چه نیکو است فروتنی توانگران بر مستمندان، با خواستن آنچه پیش خداست و نیکوتر از آن بزرگ منشی فقر است نسبت به توانگران، با توکل و اعتماد به خداوند.
599 - عد لمن لا یعودک، و أهد لمن لم یهد الیک.(556)
- عیادت و دیدار کن کسی را که از تو عیادت نمی کند، هدیه و تحفه بده به کسی که به تو هدیه نمی دهد.
600 - عجلوا برد ظروف الهدایا، فانه أسرع لتواترها.(557)
- ظرفهای هدیه ها را هر چه زودتر (به صاحبش) برگردانید، که آن به تکرار هدایا سرعت می بخشد.
601 - علامة رضی الله فی خلقه، عدل سلطانهم، و رخص أسعارهم.(558)
- نشانه خشنودی خداوند از مردم، عدالت حکومتشان و ارزانی قیمتهاشان است.
602 - علامة غضب الله علی خلقه، جور سلطانهم، و غلاء أسعارهم.
- نشانه غضب خدا بر مردم، جور و ستم زمامدارشان و گرانی قیمت هاشان است.
تعلیق :
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله): عمالکم أعمالکم، کما تکونون یولی علیکم.(559)
کارگزاران شما، اعمال شما هستند، همانگونه که هستید برای شما حکومت کنند (اگر مطیع خدا بوده منصف باشید، خدایتعالی زمامداران کشورتان را منصف قرار می دهد، و اگر سرکش و ستمکار باشید، حکومت بر شما مسلط بوده و ستمکار خواهد بود.)
از حضرت علی (علیه السلام): هر قوم، حکومتی را دارا است که شایسته آن است.(560)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اذا کان أمراؤکم خیارکم، و أغنیاؤکم سمحاءکم، و أمرکم شوری بینکم، فظهر الأرض خیر لکم من بطنها، و اذا کان أمراؤکم شرارکم و أغنیاؤکم بخلاءکم و أمورکم الی نسائکم، فبطن الأرض خیر لکم من ظهرها.(561)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرگاه فرمانروایان شما برگزیدگان و نیکانتان و ثروتمندان شما، جوانمردان و سخاوتمندان و امورتان با شور و مشورت باشد، پس روی زمین برای شما بهتر از زیر خاک است. و هرگاه زمامداران شما، بدکارانتان و توانگران شما بخیلانتان و امور شما بر عهده زنانتان باشد، پس شکم زمین برای شما بهتر از روی زمین است.
عن المفضل، قال الصادق (علیه السلام): اذا أرادالله عزوجل برعیة خیرا جعل لها سلطانا رحیما، و قیض له وزیرا عادلا.(562)
فرمودند: هرگاه خدای عزوجل به قوی خیری بخواهد برای او سلطانی مهربان قرار می دهد، و برای او وزیری دادگستر مقدر می کند.
فی روایة أبی حمزة عن ابی جعفر (علیه السلام)، قال الله عزوجل: أی قوم عصونی جعلت الملوک علیهم نقمة، ألا لا تولعوا بسب الملوک، توبوا الی الله عزوجل، یعطف بقلوبهم علیکم.(563)
خدای عزوجل فرمود: هر گروهی که مرا نافرمانی کرد، زمامداران را برای آنها (مایه) مواخذه و عقوبت قرار دادم، آگاه باشید و به دشنام دادن حکومت حرص نورزید بسوی خدا باز گردید و توبه کنید، (تا) دل آنها را بر شما برگرداند و مهربان سازد.
... عن الصادق جعفر بن محمد عن ابیه عن آبائه عن علی بن ابیطالب علیهم السلام قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): قال الله جل جلاله: انا الله لا اله الا انا خلقت الملوک و قلوبهم بیدی فأیما قوم أطاعونی جعلت قلوب الملوک علیهم رحمة، و أیما قوم عصونی جعلت قلوب الملوک علیهم سخطة، ألا لا تشغلوا أنفسکم بسب الملوک، توبوا الی أعطف قلوبهم علیکم.(564)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: خدای عزوجل فرمود: من خدا هستم، بجز من معبودی نیست، فرمانروایان را من آفریدم و دلهای آنها در دست من است پس هر گروه و ملتی که مطیع من شد و از من فرمانبرداری کرد دل حکمرانان را بر آنها مهربان ساختم، و هر قوم و ملتی که عصیان نمود و بمن نافرمانی کرد دلهای حکمرانان را بر آنها خشمناک کردم، آگاه باشید خودتان را به دشنام دادن فرمانروایان مشغول نسازید، بسوی من باز گردید و توبه کنید دلهای آنها را بر شما معطوف دارم.
603 - عیال الرجل أسراؤه، و أحب العباد الی الله أحسنهم صنعا الی اسرائه.
- عیال و افراد خانواده مرد (که تحت تکفل اویند بمنزله) اسیران او هستند و محبوبترین بندگان پیش خدا نیکوکارترینشان نسبت به آنان است.
تعلیق :
... عن موسی بن جعفر (علیهما السلام) قال: ان عیال الرجل اسراؤه، فمن أنعم الله علیه نعمة، فلیوسع علی أسرائه، فان لم یفعل، اوشک أن تزول النعمة.(565)
اهل و عیال مرد (بمنزله) اسیران او هستند، پس کسی که خدایتعالی برای او نعمتی (از امکانات) عطا فرموده، باید بر زن و بچه خود وسعت و گشایش بدهد، پس اگر این کار نکرد، ممکن است که نعمت از دستش برود.
قال النبی (صلی الله علیه و آله):... والخلق کلهم عیال الله، و ان أحبهم الیه، أنفغهم لخلقه، و أحسنهم صنیعا الی عیاله، و ان الخیر کثیر، و قلیل فاعله.(566)
فرمود: مردم همگی عیال خدا هستند، و محبوبترین کس پیش خدایتعالی سودمندترینشان نسبت به مخلوق خدا و نیکوکارترینشان نسبت به عیال خدا است.
براستی کارهای نیک بسیارند و نیکوکاران کم اند.