شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

د: باب د: باب الدال

434 - داووا مرضاکم بالصدقة.
- بیماران خود را با صدقه دادن درمان کنید.
435 - درهم ربوا عندالله أعظم من سبعین زنیة بذات محرم.(438)
- (گناه) یک درهم ربا خوردن در پیشگاه خدایتعالی بزرگتر از هفتاد بار زنا کردن است با محرم خود (با کسی که ازدواج با او حرام گشته.)
تعلیق :
علی بن ابراهیم عن ابیه... عن ابی عبدالله (علیه السلام)، قال: الربا رباء ان ربا یؤکل و ربا لا یؤکل فاما الذی یوکل فهدیتک الی الرجل تطلب منه الثواب أفضل مها...
و اما الذی لا یؤکل (فهو أن یدفع الرجل عشرة دراهم علی أن یرد علیه أکثر منها) فهو الربا الذی نهی الله عنه و اوعد علیه النار.(439)
فرمود: ربا دو قسم است. ربایی که خوردن آن جایز است، و ربایی که حرام است و جایز نیست.
و آنکه جایز و حلال است. آنست که (از کسی پولی گرفتی و هنگام بازپس دادن آن به میل خودت بعنوان استحباب) هدیه ای به کسی می دهی و از آن ثوابی می خواهی که بهتر از آن است.
و اما آنکه حرام است، کسی ده درهم به دیگری بدهد و شرط نماید که بیشتر از آن بر او برگرداند، پس آن ربایی است که خداوند از آن نهی و منع فرموده، و بر آن وعده عذاب جهنم داده است.
عن زراره عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: لیس بین الرجل و ولده و بینه و بین عبده، و لا بینه و بین أهله ربا...(440)
فرمود: بین پدر و فرزندش و بین او و بنده اش، (و هکذا) بین زن و شوهر ربا نیست (یعنی: جایز است.)
436 - دباغ الأدیم ذکاته.(441)
- دباغی چرم و پوست میتة، آن را پاک می کند.
تعلیق :
(مسئله اختلافی است: بعضی از فقها پوست میته حیوان حلال گوشت را پس از دباغی کردن پاک می دانند ولی نماز خواندن با آن را جایز نمی دانند) به فقیه مراجعه شود.
437 - دماؤکم و أموالکم علیکم حرام.
- خون و اموال شما بر همدیگر حرام است.
438 - دعوة الصائم لاترد.
- دعای شخص روزه دار رد نمی شود.
439 - درهم الصدقة بعشرة، درهم القرض بثمانیة عشر.
- یک درهم صدقه دادن ده برابر، و یک درهم قرض دادن هجده برابر ثواب دارد.
440 - دعی الصلوة أیام أقرائک.
- (ای زن) روزهای حیض خود، نماز را ترک کن.
441 - درهم (فی)(442) الخضاب أفضل من ألف درهم فی غیره فی سبیل الله.
- یک درهم در خضاب خرج کردن بهتر است از هزار درهم در غیر آن که در راه خدا خرج شود.
442 - دع ما یریبک الی ما لا یریبک.
- در هر چه شک داری آن را رها کن و پیروی کن آنچه را که یقین داری.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): دع ما یریبک الی ما لا یریبک فانک لن تجد فقد شیی ء ترکته لله عزوجل.(443)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: رها کن و واگذار آنچه تو را به شک و تردید می اندازد، با انتخاب آنچه در آن شک و تردید نداری، زیرا، تو با ترک کردن امری برای خاطر خدا، چیزی را از دست نمی دهی و زیان نمی بینی.
و منه الحدیث: دع ما یریبک الی ما لا یریبک، فان الکذب ریبة، والصدق طمأنینة.
ای: ما یشکک و یحصل فیک الریبة، و هی فی الاصل قلق النفس و اضطرابها، الاتری کیف قابلها بالطمأنینة، و هی السکون، و ذلک ان النفس لا تستقر متی شکت فی امر، و اذا ایقنته سکنت و اطمأنت.(444)
رها کن آنچه را که تو را به شک و شبهه می اندازد با انتخاب آنچه تو را دچار شک و شبهه نمی کند زیرا از دروغ شک و شبهه آید، و راستی آرامش خاطر آورد.
یعنی: آنچه شبهه ناک است و تو را به شک و ریب وامی دارد، آن در اصل ناآرامی و پریشانی و اضطراب دل است.
آیا نمی بینی که در مقابل آن آرامش خاطر موجب سکون می شود، و این بدان جهت است که نفس انسان هرگاه در امری شک می کند آرامش و استقرار نمی یابد، و آنگاه که یقین پیدا کرد تسکین یابد و آرام می گیرد.
عن ابی جعفر، او عن ابی عبدالله (علیهما السلام) قال: ألوقوف عند الشبهة خیر من الاقتحام فی التهلکة، و ترکک حدیثا لم تروه، خیر من روایتک حدیث لم تحصیه.(445)
می فرماید: توقف و خودداری کردن در امر شبهه ناک (و مبهم که در آن، حکم به صواب و خطا نمی شود کرد) بهتر است از آنکه انسان خود را به خطر و هلاکت اندازد.
اگر از روایت کردن حدیثی خودداری کنی بهتر از آن است که حدیثی را روایت کنی که حقیقت آن برای تو مکشوف و روشن نیست.
قال امیرالمومنین (علیه السلام) فی نهج البلاغه: لا ورع کالوقوف عندالشبهة.(446)
یعنی: هیچ ورع و پرهیزگاری مانند توقف کردن در هنگام شبهه نیست.
از حکیمی پرسیدند علم از که آموختی؟ گفت: از نابینایان، گفتند چگونه؟ گفت: تا یقین نکنند و علم نرسانند قدم از قدم بر نمی دارند و دست بکاری نمی زنند.
حکمت:
کوری که به دید چشم باطن - عمری به سر آورد سلامت
بهتر ز دو چشم مرد نادان - بر چاه بیفتد از جهالت
443 - دعاء الرجل لأخیه بظهر الغیب مستجاب.
- دعای مرد درباره برادرش در غیاب او پذیرفته می شود.
444 - دعواالناس فی غفلاتهم یرزق الله بعضهم من بعض.
- مردم بی خبر را بحال خود واگذارید، خدایتعالی روزی آنها را بدست همدیگر می رساند.
445 - درهم یرده(447) العبد الی الخصماء خیر من عبادة ألف سنة.
- یک درهم که بنده برای (اصلاح ما بین) خصومت کنندگان هزینه کند بهتر است از هزار سال عبادت.
446 - داؤکم الذنوب و دوائکم الاستغفار.
- گناهان مرض شما است و داروی شما استغفار است.
447 - دم الحیض أسود محتدم.
- خون حیض به رنگ سرخ تند است که به سیاهی می زند.
448 - دعاء أطفال أمتی مستجاب، ما لم یقارفوا الذنوب.
- دعای کودکان امت من مستجاب است، اگر با گناهان آلوده نشوند.
449 - دعوا عبادالله یأکل(448) بعضهم من بعض.
- بندگان خدا را آزاد بگذارید، آنها از یکدیگر روزی می خورند.
تعلیق :
قیل للنبی (صلی الله علیه و آله): لو سعرت لنا سعرا، فان الأسعار تزید و تفقص، فقال (صلی الله علیه و آله): ما کنت لألقی الله ببدعة لم یحدث الی فیها شیئا، فدعوا عبادالله یأکل بعضهم من بعض، و اذا استنصحتم فانصحوا.(449)
به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر برای ما نرخ و قیمت گذاری می کردید (بهتر بود) زیرا قیمت ها، کم و زیاد می شود.
فرمود: من حاضر نیستم خدا را با بدعتی ملاقات کنم که درباره آن چیزی برای من دستور نیامده است، مردم را آزاد بگذارید تا از همدیگر روزی بخورند، و اگر پندپذیر باشند آنها را نصیحت کنید.
عن جابر قال، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): لا یبیع حاضر لباد، دعواالناس یرزق الله بعضهم من بعض.(450)
یعنی: شهری برای روستایی فروشندگی نکند، مردم را آزاد بگذارید از همدیگر روزی بخورند.
در تفسیر این حدیث آمده: میوه جات و سایر آذوقه ها وقتی که از روستا و دهات اطراف نزدیک شهر به بازار حمل می شود جایز نیست که اهل بازار به جای آنها آن را به مردم بفروشند، سزاوار است آورنده آن خودش بفروش برساند (از تولید بمصرف که هم نفع مصرف کننده است و هم نفع فروشنده.)
فاما کسی که از یک شهر به شهر دیگر حمل می کند، او می تواند، و بر او جایز است، زیرا آن در مسیر تجارت قرار می گیرد.(451)
عن علی (علیه السلام) قال مر رسول الله (صلی الله علیه و آله): بالمحتکرین فأمر بحکرتهم أن تخرج الی بطون الأسواق و حیث تنظر الابصار الیها. فقیل لرسول الله (صلی الله علیه و آله) لو قومت علیهم، فغضب (صلی الله علیه و آله) حتی عرف الغضب فی وجهه، فقال أنا أقوم علیهم؟ انما السعر الی الله یرفعه اذا شاء و یخفضه اذا شاء.(452)
گفت: رسول خدا بر احتکار کنندگان گذشت، دستور داد که آنچه را که احتکار کرده اند بیرون آورده و در وسط بازارها قرار دهند به گونه ای که چشم ها آن را ببینند. آنگاه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر قیمت گذاری می کردی (بهتر بود) آنحضرت خشمگین شد بطوری که خشم از چهره حضرت پیدا بود فرمود: من بر آنها قیمت گذاری کنم! همانا قیمت به عهده خدایتعالی است، هرگاه خواست بالا می برد و هرگاه خواست پایین می آورد.

ذ: باب ذ : باب الذال

450 - ذلاقة اللسان رأس المال.
- فصاحت و بلاغت زبان، سرمایه است.
451 - ذکوة الجنین ذکوة امه.
- با ذبح شرعی و سر بریدن (گوسفند ماده و امثال آن) بچه جنین که در داخل شکم مادر است تزکیه می شود.
452 - ذهبت الیمین بدعوی المدعی.
- قسم خوردن (منکر) ادعای مدعی را پایان می بخشد.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله)، انه قال: البینة علی المدعی والیمین علی من أنکر.(453)
فرمود: مدرک و بینه بر عهده ادعا کننده است، و قسم خوردن بر کسی است که انکار ادعای او را می کند.
فقه الرضا: البینة فی جمیع الحقوق علی المدعی فقط، والیمین علی من أنکر، الا فی الدم.(454)
یعنی: بینه و دلیل در تمام حقوق فقط بر عهده ادعا کننده است، و قسم خوردن به منکر می رسد، مگر درباره خون و قتل (که حکم دیگر دارد.)
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): من خلف لکم علی حق، فصدقوه، و من سألکم بالله، فأعطوه، ذهبت الیمین بدعوی المدعی و لا دعوی له.(455)
یعنی: هر کس درباره حقی برای شما قسم خورد، او را تصدیق کنید و راست پندارید. و هر کس از شما با سوگند چیزی خواست به او بدهید. ادعای مدعی (در صورتیکه بینه قاطع نداشته باشد) با قسم خوردن منکر از بین می رود و دیگر باره نمی شود ادعا را تجدید کرد.
(قسم خوردن منکر، شرایطی دارد، به فتاوی فقها و مراجع رجوع شود.)
453 - ذروا المسلمین، یرزق الله بعضهم من بعض.(456)
- مسلمانان را به حال خود بگذارید خدایتعالی آنها را از همدیگر روزی می رساند.
تعلیق :
همانند این حدیث در حدیث 444 و 449 و تعلیق آن در صفحات پیش گذشت.
در اینجا دو حدیث درباره احتکار می آوریم:
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: نفد الطعام علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و آله)، فاتاه المسلمون، فقالوا: یا رسول الله؛ قد نفد الطعام و لم یبق منه شیی ء الا عند فلان، فمره یبیعه الناس. قال: فحمدالله و أثنی علیه، ثم قال: یا فلان؛ ان المسلمین ذکروا أن الطعام قد نفد، الا شیئا عندک، فاخرجه و بعه کیف شئت و لا تحبسه.(457)
در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مواد غذایی نایاب شد، مردم پیش آنحضرت آمدند و عرض کردند که ای رسول خدا مواد غذایی تمام شده و چیزی از آن نمانده مگر پیش فلانی، دستور فرمایید در معرض فوش قرار دهد، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) خدایتعالی را حمد و ثنا گفت آنگاه فرمود: ای فلانی مسلمانان می گویند مواد غذایی نایاب شده، مگر مقداری که پیش تو است، پس آن را بیرون بیاور و به هرگونه که خواستی بفروش (ولی) آن را حبس و احتکار مکن.
عن علی (علیه السلام)، انه قال: رفع الحدیث الی رسول الله (صلی الله علیه و آله) أنه مر بالمحتکرین، فأمر بحکرتهم أن تخرج الی بطون الأسواق و حیث تنظر الأبصار الیها.(458)
علی (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر احتکار کنندگان گذشت و آنگاه دستور داد که آنچه احتکار کرده اند بیرون آورد در وسط بازارها در معرض انظار مردم قرار دهند به گونه ای که مردم آن را ببینند.
454 - ذهب حسن الخلق بخیر الدنیا و الاخرة.
- خوش خلقی، خیر دنیا و آخرت را همراه دارد.
تعلیق :
عن علی بن الحسین (علیهما السلام) قال، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ما من عمل یوضع فی میزان امرء یوم القیامة، أفضل من حسن الخلق.(459)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: در روز قیامت عملی در ترازوی انسان گذاشته نمی شود که بهتر از حسن خلق باشد.
قال الصادق (علیه السلام): لا عیش أهنأ من حسن الخلق.(460)
فرمود: زندگانی خوشتر و گواراتر از خوش خلقی وجود ندارد.
قال، قلت لأبی عبدالله (علیه السلام): ما حد حسن الخلق؟ قال: تلین جانبک، تطیب کلامک، و تلقی أخاک ببشر حسن.(461)
راوی گوید: پرسیدم که: حد و اندازه خوش خلقی چگونه است؟ فرمود: (با مردم) نرم خو و خوشرفتار باشی، و شیرین کلام و خوش زبان باشی، و با خوشرویی و خوش برخوردی دیدار و ملاقات کنی.
و قال (صلی الله علیه و آله): حسن الخلق، و صلة الأرحام، و بر القرابة، تزید فی الأعمار، و تعمر الدیار، ولو کان القوم فجارا.(462)
فرمود: خوش خلقی و صله ارحام، و نیکی کردن به خویشاوندان، عمرها را زیاد، و شهرها را آباد می کند، اگر چه آنهان مردمانی بدکار باشند.

ر: باب ر : باب الرآء

455 - رأیت علی باب الجنة مکتوبا: أنت محرمة علی کل بخیل و عاق.
- بر در بهشت دیدم که نوشته بودند: تو (یعنی بهشت) بر هر بخیل و عاق پدر و مادر حرام هستی.
456 - رفع عن أمتی الخطأ، والنسیان، و ما استکرهوا علیه.
- از امت من برداشته شد (حساب و عقل) اعمالی که از روی اشتباه، یا در اثر فراموشی و یا آنچه ناخواسته مجبور به انجام آن باشند.
457 - رفع القلم عن ثلثة، الصبی والمجنون و النائم.
- اعمال سه کس را نمی نویسند: کودک نابالغ و دیوانه و کسی که در حال خواب کاری از او سر زده باشد.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (علیه السلام)، قال: سمعته یقول: وضع عن هذه الأمة ستة: الخطاء والنسیان، و ما استکرهوا، و ما لا یعلمون، و ما لا یطیقون، و ما اضطروا علیه.(463)
می فرمود: شش کار را بر این امت نمی گیرند: خطا و اشتباه، و فراموشی، و آنچه مجبور به آن کار شوند، و آنچه نمی دانند، و آنچه تاب و توان آن را ندارند، و آنچه ناچار از عمل آن باشند.
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: یوحی الله عزوجل الی الکرام لاتکتبوا علی عبدی المومن عند ضجره شیئا.(464)
فرمود: خدای عزوجل وحی نمود به فرشتگان (نویسنده اعمال) که برای بنده مومن من کاری را که در اثر بی تابی و دلتنگی انجام می دهد چیزی ننویسید.
458 - رحم الله المحلقین قالها ثلثا.
- سه بار فرمود: خدا بیامرزد کسانی را که (در مراسم حج) سر خود را بتراشند.
459 - رحم الله المقصرین. قالها مرة.
- یک بار فرمود: خدا بیامرزد کسانی را که (در مراسم حج) موسی سر خود را کوتاه کنند.
460 - رجعنا من الجهاد الاصغر، الی جهاد الاکبر.
- از جهاد کوچکتر برگشتیم بسوی جهاد بزرگتر (یعنی: جهاد با نفس.)
461 - راحة الانسان فی حبس اللسان.
- آسایش و راحتی انسان در حبس کردن زبان است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): نجاة المؤمن حفظ لسانه.(465)
نگهداری زبان مومن سبب نجات او (از گرفتاریها) است.
عن امیرالمومنین (علیه السلام): من حفظ لسانه سترالله عورته.(466)
هر کس زبان خود را حفظ و نگهداری کند خدایتعالی عیبهای او را می پوشاند.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): من حفظ لسانه فکأنما عمل بالقرآن.(467)
هر کس زبانش را نگهدارد، مانند این است که قرآن را عمل کرده.
عن ابی عبدالله (علیه السلام): یا سفیان؛ ان عز المومن فی حفظ لسانه، و من لم یملک لسانه ندم.(468)
فرمود: ای سفیان؛ بدرستی که عزت مومن در نگهداری زبانش است هر کس مالک زبانش نباشد، نادم و پشیمان می شود.
عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: لو أن العباد اذا جهلوا، وقفوا و لم یجحدوا، لم یکفروا.(469)
اگر بندگان وقتی که نمی دانند، از ستیز کردن باز ایستند و انکار نکنند، کافر نمی شوند.
قال علی (علیه السلام) فی کلام له: لا یستحیی العالم اذا سئل عما لا یعلم أن یقول لا علم لی به.(470)
فرمود: هرگاه از عالم چیزی که نمی داند پرسش شود، شرم و حیا نکند از اینکه بگوید من نمی دانم.
عن ابی عبدالله (علیه السلام)، قال: ان الله تبارک و تعالی عیر عباده بآیتین من کتابه: أن لا یقولوا حتی یعلموا و لا یردوا ما لم یعلموا. قال الله عزوجل: الم یؤخذ علیهم میثاق الکتاب أن لا یقولوا علی الله الا الحق و قال: بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یأتهم تأویله.(471)
فرمود: خدای تبارک و تعالی نکوهش کرده بندگانش را با دو آیه در کتاب خود که نگویند مگر پس از دانستن، و رد نکنند آنچه را که نمی دانند. خدای عزوجل فرمود: (آیا برایشان پیمان کتاب گرفته نشد که بر خدا بجز حق نگویند. بلکه تکذیب کردند آنچه را که به علم آن احاطه نداشتند، و هنوز تأویلش به ایشان نیامده.(472))
462 - رحم الله امرء، أعان ولده علی بره.
- خدا بیامرزد مردی را که فرزندان خود را در نیکی کردن به او (یعنی پدر خودش) تشویق و یاری کند.
463 - رد الأمانة الی من ائتمنک، و لا تخن من خانک.
- امانت کسی را که تو را امین قرار داده به خودش برگردان، و اگر کسی بر تو خیانت کرد، تو بر او خیانت مکن.
464 - رحم الله علیا، أللهم، ادر الحق معه حیث ما دار.
- رحمت خدا شامل حال علی (علیه السلام) باد، خداوندا؛ حق را به همراه علی (علیه السلام) بگردان به هر جهتی که می گردد.
465 - رهبانیة أمتی الصوم والجهاد.(473)
- رهبانیت امت من روزه گرفتن و جهاد کردن است.
466 - رزقک یطلبک أشد من طلب أجلک.
- روزی تو، تو را دنبال می کند، سخت تر از دنبال کردن اجل تو.
تعلیق :
قال الله عزوجل: نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوة الدنیا.(474)
ماییم که معاش آنها را در زندگی دنیا در میانشان تقسیم می کنیم.
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، ما أرید منهم من رزق و ما أرید أن یطعمون ان الله هو الرزاق ذوالقوة المتین.(475)
و نیافریدم جن و انس را مگر برای آنکه بپرستند و بندگی کنند مرا، نمی خواهم از آنها هیچ روزی و نمی خواهم اطعام کنند مرا، بدرستی که خدا اوست روزی دهنده صاحب قوت و قوی.
ابراهیم بن البلاد از پدرش از حضرت ابو جعفر (علیه السلام) روایت می کند: هیچکس نیست مگر خداوند متعال رزق حلالی برای او واجب کرده که با عافیت به وی می رسد، و آن را بصورت حرام نیز به معرض گذاشته، اگر کسی بحرام آن دست ببرد، خداوند از حلال او قصاص می نماید و بر می دارد، و نزد خدا بیش از اینها است و بسیار.
خود می فرماید: و اسألواالله من فضله یعنی: زیادی و بیش روزی را فقط از خدا بخواهد.(476)
... عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: من صحة یقین المرء أن لا یرضی الناس بسخط الله، و لا یلومهم علی ما لم یؤته الله، فان الرزق لا یسوقه حرص حریص... الخ.(477)
فرمود: از صحت یقین مرد مسلمان آنست که عملی برای رضایت مردم انجام نمی دهد که با آن عمل، خدا را ناراضی سازد.
و کسی را که خداوند به او نداده، سرزنش نمی کند، زیرا روزی با حرص و طمع حریص بدست نمی آید، و با ناخوش داشتن و ناخواستن بازگردانده نمی شود. و اگر یکی از شماها از روزی خود فرار کند بطوری که از مرگ فرار می کند، روزی او را دریابد، همانگونه که مرگ او را در می یابد.
سپس فرمود: بدرستی که خداوند با عدالت و داد خود، آسایش و راحتی را در یقین و رضا قرار داده. و همّ و اندوه را در شک و نارضایتی قرار داده است.
... قال: سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: ان الله تعالی وسع فی أرزاق الحمقی، لیعتبر العقلاء و یعلموا أن الدنیا لیس ینال ما فیها بعمل و لا حیلة.(478)
خدایتعالی در روزی نادانان وسعت می دهد تا خردمندان بدانند که مال دنیا به کاری و تدبیری بدست نمی آید.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ان روح القدس نفث فی روعی أنه لن یموت عبد منکم، حتی یستکمل رزقه، فاتقوالله و أجملوا فی الطلب.(479)
فرمود: روح القدس در دل من دمید که بنده ای از شما نمی میرد تا وقتی که روزی او تمام و کمال برسد. پس بپرهیزید از خدا و در طلب میانه روی کنید.
و عن امیرالمومنین (علیه السلام) أنه قال فیما وعظ به لقمان ابنه، أنه قال: یا بنی لیعتبر من قصر یقینه وضعف تعبه فی طلب الرزق ان الله خلقه فی ثلاثة أحوال من رزقه و آتاه رزقه و لم یکن فی واحدة منها کسب و لا حیلة... الخ.(480)
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: لقمان در ضمن موعظه به پسرش گفت: پسرم؛ هر کس یقین او کم باشد و از طلب روزی ضعیف و ناتوان شود، عبرت و تجربت بگیرد از اینکه خدای تعالی در سه حالت و مرحله از آفرینش او، روزی او را داده، و در هیچ یک از آن سه حالت نه او کسب کرده و نه تدبیری اندیشیده. بدرستی که خداوند در حالت چهارم نیز روزی او را خواهد داد.
اما نخستین مرحله، او در رحم مادرش بود، در آن جایگاه روزی او را داد بطوری که نه سرمایی بود که او را آزار دهد و نه گرمایی. سپس از آنجا بیرون آورد (روزی) او را از شیر مادر جاری ساخت و او را پرورید بدون اینکه او حول و قوه ای داشته باشد. پس از آن، او را از شیر باز گرفت (روزی) او را از کسب پدر و مادر او جاری ساخت با رأفت و رحمة و مهربانی که در دلهای آنها گذاشت. تا اینکه او بزرگ شد و عقل پیدا کرد و وارد کسب شد، پس امر بر او تنگ گردید، آنگاه او به پروردگار خود بدگمان شد، از اداء حق خدا از مالش خودداری کرد و بر خود و زن و بچه اش تنگ گرفت و ترسید که فقیر و محتاج شود.
467 - رکعتان یصلیهما المؤمن فی جوف اللیل، خیر له من الدنیا و ما فیها.
- دو رکعت نمازی که مومن در دل شب می خواند برای او بهتر است از دنیا و هر آنچه در دنیا است.
468 - رکعتان یصلیهما متزوج خیر من سبعین رکعة من أعزب.(481)
- دو رکعت نمازی که شخص ازدواج کرده می خواند، بهتر است از هفتاد رکعتی که شخص بی همسر می خواند.
469 - رضاهن فی فروجهن (یعنی: النساء.)
- خشنودی و رضایت زنان در فروجشان است.
470 - رأس العقل التودد الی الناس.(482)
- کمال عقل و خردمندی، دوستی کردن با مردم است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): رأس العقل بعدالدین، التودد الی الناس، و اصطناع الخیر الی کل أحد بر و فاجر.(483)
یعنی: اساس عقل بعد از دینداری، محبت و دوستی کردن با مردم است و خوبی رساندن بر هر کس، چه نیکوکار باشد، چه بدکار (زیرا آدم بدکار بیشتر به تو احتیاج دارد که او را با مهر و محبت به راه راست و عمل نیک راهنمایی کنی.)
471 - رحم الله من کسب طیبا و أنفق قصدا، و قدم فضلا.
- خدا بیامرزد کسی را که از راه حلال و پاکیزه کسب مال کند، و با میانه روی (بدون اسراف) آن را هزینه و انفاق کند، و با صدقات و نیکوکاری زیادی مالش را به آخرت بفرستد.
472 - رحم الله من قال خیرا فغنم، اوصمت فسلم.
- خدا بیامرزد کسی را که سخنان سودمند و نیکو گوید و بهره مند شود، یا سکوت اختیار کند و سالم بماند.
473 - رحم الله أخی موسی، قتل رجلا خطا، و هو ابن اثنتی عشرة سنة.
- خدا رحمت کند برادرم موسی را، در سنین دوازده سالگی مردی را به غیر عمد کشت.
474 - رحم الله أخی یوسف، لولا یقل: اجعلنی علی خزائن الأرض، لولاه من ساعته (و) لکن أخر ذلک سنة.(484)
- خدا رحمت کند برادرم یوسف را، اگر نمی گفت: مرا خزانه دار زمین قرار بده، از همان ساعت به آن کار گمارده می شد، ولی (گفتن او) آن را یک سال عقب انداخت.
475 - رحم الله أخی لوطا، کان یأوی الی رکن شدید.(485)
- خداوند، برادرم لوط را رحمت کند، او در جانب قوی و توانمند پناه داشت.
تعلیق :
قال ابو جعفر (علیه السلام): رحم الله لوطا، لو یدری من معه فی الحجرة، لعلم أنه منصور حیث یقول: (لو أن لی بکم قوة، او آوی الی رکن شدید) أی رکن أشد من جبرئیل معه فی الحجرة.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: خدا رحمت کند لوط را، اگر می دانست چه کسی با او در حجره همراه است، می دانست که او پیروز است، هنگامی که می گفت: (ای کاش در برابر شما قوت و توانی داشتم، یا به یک جا، و مقام محکم پناه می گرفتم) کدام رکن و مقام محکم تر از جبرئیل که در حجره همراه او بود.(486)
476 - رأس الحکمة مخافة الله.
- اساس حکمت ترس از خداست.
477 - رحم الله المتسرولات، قالها ثلاثا.(487)
- سه بار فرمود: خدا بیامرزد زنانی را که با شلوار (مخصوص زنان) پای خود را می پوشانند.
تعلیق :
امیرالمومنین (علیه السلام) قال: کنت قاعدا فی البقیع مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی یوم دجن و مطر، اذمرت امرأة علی حمار فهوت یدالحمار فی وهدة فسقطت المرأة فأعرض النبی (صلی الله علیه و آله) بوجهه، قالوا: یا رسول الله انها متسرولة قال: اللهم اغفر للمتسرولات، ثلاثا، یا أیها الناس اتخذوا السراویلات فانها من أستر ثیابکم و حصنوا بها نسائکم اذا خرجن.(488)
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: در بقیع با رسول خدا در روز ابری و بارانی نشسته بودیم که زنی سوار الاغ می گذشت پای الاغ به چاله ای فرو رفت و آن زن به زمین افتاد. آنگاه نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) روی خود را برگردانید. گفتند، یا رسول الله او شلوار زنان در پا دارد، آنگاه سه مرتبه گفت: خداوندا زنان شلوار پوش را بیامرز و فرمود: ای مردم شلوار بگیرید زیرا که آن از بهترین لباس پوشش شما است و بدینوسیله وقتی که زنان شما بیرون می روند عفت و پارسایی آنان را حفظ می کند.
478 - رحم الله الخلالین و المتخللین.
- خدا بیامرزد سرکه فروشان را و کسانی را که سرکه مصرف می کنند.
479 - رحم الله امرأ سمع مقالتی فوعاها، فأداها کما سمعها.(489)
- خدا بیامرزد کسی را که به سخنان من گوش فرا دهد و آن را خوب حفظ کند، سپس آن را همانگونه که شنیده بازگو کند.