شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

ح: باب ح : باب الحآء

386 - حبب الی من دنیاکم ثلث: النساء و الطیب و جعلت قرة عینی الصلوة.
- از دنیای شما سه چیز خوش آیند من است: زنان، و بوی خوش، و روشنی چشم من در نماز است.
تعلیق :
شیخ صدوق (ره) مصنف کتاب خصال گوید: مخالفان به این چسبیده اند و می گویند: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده: از دنیای شما سه چیز محبوب من است، زن ها، و عطر را نام برده و از سومی پشیمان شده و گفته: روشنی چشم من در نماز قرار گرفته، این گفتار دروغ محض است. زیرا مقصود پیامبر اسلام از این خبر، همان بیان محبوبیت و فضیلت نماز است، برای آنکه فرموده: رکعتین یصلیهما المتزوج، أفضل عندالله من سبعین رکعة یصلیهما غیر متزوج یعنی: دو رکعت نمازی که شخص متزوج بخواند، افضل است نزد خدا از هفتاد رکعت نمازی که شخص عزب (بی همسر) بخواند، و همچنین فرموده: رکعتین یصلیهما متعطر، أفضل من سبعین رکعة یصلیهما غیر متعطر یعنی: دو رکعت نماز شخص متعطر بهتر است از هفتاد رکعت نماز شخص بدون عطر زده (همانا عطر برای خاطر نماز محبوب پیغمبر شده.)
سپس فرمود: روشنی چشم من در نماز است، برای اینکه اگر شخصی عطر بزند و ازدواج کرده باشد، و نماز نخواند، ازدواج و عطر زدن او هیچ فضیلتی و ثوابی در نزد خدا ندارد.(383)
قال النبی (صلی الله علیه و آله): ما بنی بناء فی الاسلام أحب الی الله من التزویج.(384)
یعنی: هیچ پایه ای در اسلام پایه گذاری نشده که در پیشگاه خدا محبوبتر از ازدواج باشد.
قال (صلی الله علیه و آله): ما أفاد عبد خیرا من زوجة صالحة اذا رآها سرته، و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها و ماله.(385)
یعنی: هیچ بنده ای سودی نبرده که بهتر از همسر صالح باشد، هرگاه او را ببیند شاد و مسرور شود، و در غیبت او نفس خویشتن را و مال شوهرش را محافظت و نگهداری کند.
در همین کتاب احادیثی در مذمت بی همسر بودن و فضیلت همسر داشتن در صفحات گذشته و آینده آمده است.
اکثر مردم به عمل ازدواج فقط از نظر شهوانی، و ارضای غریزه جنسی می نگرند، این با نظر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) منافات دارد، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بموجب دو آیه زیر همه اعمال او در زندگی اعم از عبادات او خوردن و خوابیدن او، و ازدواج او خالص برای خدا بوده.
قال الله تعالی: قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین لا شریک له، و بذلک أمرت و انا اول المسلمین.(386)
بگو بدرستی که نماز من و عبادتم و زندگی و مرگ من مر خدایراست که پروردگار جهانیانست. وی را شریک نیست، چنین مامور شده ام و من اولین مسلمانم.
369 - حق علی الله ان لا یرفع شیئا من الدنیا الا وضعه.(387)
- بر خدایتعالی حق است که چیزی از دنیا بالا نبرد مگر آن را فرو آورد.
370 - حرمت النار علی عین سهرت فی سبیل الله.
- آتش دوزخ بر آن چشمی که در راه خدا شب بیدار مانده باشد، حرام گشته است.
371 - حرمت النار علی عین غضت عن محارم الله.
- آتش دوزخ بر آن چشمی که از محارم خدا پوشیده باشد حرام گشته است.
372 - حرمت النار علی عین دمعت من خشیة الله.
- آتش جهنم بر چشمی که از بیم خدا اشک ریخته باشد حرام گشته است.
373 - حربک یا علی حربی، و سلمک سلمی.
- ای علی؛ جنگ تو جنگ من، و آشتی تو آشتی من است.
374 - حیاتی خیر لکم و مماتی خیر لکم.
- زنده بودن من برای شما خیر و خوبی است و مرگ من نیز، برای شما خیر و خوبی خواهد بود.
تعلیق :
عن ابی جعفر (علیه السلام)، قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): مقامی بین اظهرکم خیر لکم، فان الله یقول: و ما کان الله لیعذبهم و أنت فیهم(388) و مفارقتی ایاکم خیر لکم فقالوا: یا رسول الله: مقامک بین أظهرنا خیر لنا، فکیف تکون مفارقتک خیرا لنا؟ قال: انما مفارقتی ایاکم خیر لکم، فان أعمالکم تعرض علی کل خمیس و اثنین، فما کان من حسنة حمدت الله علیها، و ما کان من سیئة، استغفرت الله لکم.(389)
فرمود: اقامت من میان شما برایتان خیر و خوبی است، خدایتعالی می فرماید: (خداوند آنها را عذاب نمی کند (در حالیکه) تو در میان آنها هستی) و مفارقت و جدا شدن من از شما (نیز) خیر و خوبی است.
گفتند: یا رسول الله؛ اقامت (حضور) شما بین ما برای ما خیر و خوبی است، پس چگونه مفارقت و جدایی شما برای ما خیر می باشد؟
فرمود: مفارقت من از شما بدان جهت خیر است که اعمال شما در هر پنج شنبه و دوشنبه به من عرضه می شود، آنچه از اعمال خوب باشد برای آن برای خدا ستایش می کنم، و آنچه بد باشد برای شما از خدا مغفرت می خواهم.
375 - حبک للشی ء یعمی و یصم.
- اگر چیزی را دوست داشته باشی، چشم و گوش تو (از دیدن و شنیدن عیب آن چیز)، کور و کر می شود.
376 - حفوا الشوارب و أعفوا اللحی، و لا تتشبهوا بالمجوس.
- شارب ها (موهای بالای لب و دو طرف آن) را کوتاه کنید و ریش خود را واگذارید، و خو را شبیه به مجوس مکنید.
377 - حرمة المومن میتا، کحرمته حیا.
- حرمت و احترام مومنی که مرده، مانند حرمت او است در حال زندگی او.
378 - حکمی علی الواحد، کحکمی علی الجماعة.
- حکم من به یک نفر، مانند حکم من است به همهی مردم.
379 - حرم لباس الذهب و الحریرعلی ذکور أمتی، و حل لاناثهم.
- لباس ابریشم و طلا، برای مردان أمت من حرام، و برای زنان آنها حلال است.
380 - حجکم یوم تحجون.
- حج شما وقتی شروع می شود که به قصد حج از خانه بیرون می آیید.
تعلیق :
علی بن ابراهیم عن أبیه، عن زیاد القندی، قال: قلت لأبی الحسن (علیه السلام): جعلت فداک انی أکون فی المسجد الحرام و أنظر الی الناس یطوفون بالبیت و أنا قاعد، فاغتم لذلک، فقال: یا زیاد لا علیک، فان المومن اذا خرج من بیته یوم الحج لایزال فی طواف و سعی حتی یرجع.(390)
زیاد القندی (که ظاهرا معلول بوده و قادر به طواف نبوده) گفت به ابی الحسن (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم من در مسجدالحرام بودم و به مردم نگاه می کردم، آنها به دور بیت طواف می کردند و من نشسته بودم بدین جهت اندوه می خوردم. فرمود: ای زیاد برای تو باکی نیست چرا که مومن وقتی که به قصد حج از خانه اش بیرون آمد پیوسته در طواف و سعی است تا وقتی که به منزلش برگردد.
381 - حب الوطن من الایمان.
- وطندوستی از ایمان است.
تعلیق :
قال امیرالمومنین (علیه السلام): الغنی فی الغربة وطن، والفقر فی الوطن غربة.(391)
فرمود: ثروت و بی نیازی در غربت به منزله وطن است، و فقر و مستمندی در وطن، غربت است.
لیس فی الغربة عار، انما العار، فی الوطن الافتقار.(392)
در غربت بودن ننگ و عار نیست، بلکه فقیر و محتاج بودن در وطن عار شمرده می شود.
سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است شریف - نتوان مرد بسختی که من اینجا زادم
382 - حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا.
- قبل از آنکه به حساب شما رسیدگی شود، خودتان به حساب خود رسیدگی کنید.
383 - حق الله علی العباد، أن یعبدوه، و لا یشرکوا به شیئا.
- حق خدا بر بندگان آنست که فقط به او بندگی کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند.
تعلیق :
عن علی بن الحسین (علیه السلام):... فأما حق الله الأکبر علیک، فأن تعبده لا تشرک به شیئا، فاذا فعلت ذلک باخلاص، جعل لک علی نفسه أن یکفیک أمر الدنیا والاخرة.(393)
یعنی: حق بزرگ خدایتعالی بر تو آنست که فقط برای او بندگی کنی و چیزی را بر او شریک قرار ندهی، وقتی که آن را باخلاص (و بدون ریا و سمعه) انجام دادی بر عهده خود گرفته که امر دنیا و آخرت تو را کفایت کند.
عن علی بن ابراهیم عن ابیه عن... عن هشام بن سالم، قال: قلت لأبی عبدالله (علیه السلام): ما حق الله علی خلقه؟ قال: أن یقولوا ما یعلمون و یکفوا عما لا یعلمون، فاذا فعلوا ذلک فقد والله أدوا الی الله حقه.(394)
راوی گفت: از ابی عبدالله (علیه السلام) پرسیدم که حق خداوند بر خلقش چیست؟ فرمود: آنست که بگویند آنچه را که می دانند و باز ایستند از (گفتن) آنچه نمی دانند، پس اگر اینچنین کردند سوگند بخدا، حق خداوند را اداء نموده اند.
و عنه (صلی الله علیه و آله) انه قال: لا تؤدی المرأة حق الله عزوجل، حتی تؤدی حق زوجها.(395)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: زن حق خدای عزوجل را ادا نمی کند مگر اینکه حق شوهرش را ادا کند.
384 - حب الدنیا رأس کل خطیئة.(396)
- محبت و دوستی دنیا سرچشمه همه خطاها (و گناهان) است.
385 - حمل العصا، ینفی الفقر، و لا یجاوره شیطان.
- عصا بدست گرفتن فقر را از انسان دور می کند، و شیطان به او نزدیک نمی شود.
386 - حجرالغصب رهن علی خراب الدار.
- سنگ (یا مصالح ساختمان) غصبی گروی است بر خرابی خانه.
387 - حصیر ملفوف فی البیت خیر من امرأة لا تلد.
- بوریای پیچیده در گوشه خانه، بهتر است از زن نازا.
388 - حدثوا عن بنی اسرائیل و لا حرج.
- از (اخبار) بنی اسرائیل بازگو کنید، حرجی نیست.
تعلیق :
در معانی الاخبار شیخ صدوق (ره) با ذکر سند چنین آمده: (به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: قربانت گردم، مردم حدیثی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) روایت می کنند که فرمود: از اخبار بنی اسرائیل بازگو کن و نگران مباش.)
فرمود: بلی (درست است.) گفتم: پس هر چه که از بنی اسرائیل شنیدیم بازگو کنیم اشکالی ندارد؟ فرمود: مگر نشنیده ای که فرمود: کفی بالمرة کذبا، أن یحدث بکل ما سمع یعنی: دلیل دروغگو بودن مرد همین بس که هر چه را بشنود بازگو کند. عرض کردم: پس چگونه است آن؟ فرمود: منظور آنست که هر چه در قرآن از ماجرای بنی اسرائیل آمده، تو بازگو کن که در این امت خواهد آمد و باکی بر آن نیست.(397)
389 - حق الوالد علی ولده، أن لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس امامه، و لا یدخل معه الحمام.
- حق پدر بر فرزندش آنست که او را بنام صدا نکند، و جلوتر از او راه نرو، و در نشستن به او پشت نکند، و همراه او به گرما داخل نشود.
390 - حق الولد علی والده، أن یحسن اسمه، و أدبه، و یضعه موضعا صالحا.(398)
- حق فرزند بر پدر آنست که او را نام نیکو نهد، و خوب تربیتش کند، و در محل سالم و خوب قرارش دهد. (از کسب و شغل و تحصیلات.)
391 - حبس الأصل و سبل الثمرة.
- اصل و ریشه را نگهدار، میوه و محصول آن را خیرات کن.
392 - حفت الجنة بالمکاره و حفت النار بالشهوات.
- بهشت با ناملایمات و ناخوشایندها پوشیده شده است و دوزخ با شهوت ها و لذت جویی ها.
393 - حب علی حسنة، لا یضر معها سیئة.
- محبت و دوستی علی (علیه السلام) حسنة است، خطا و سیئه ای با آن ضرر نمی رساند.
394 - حزب علی، حزب الله، و حزب أعدائه حزب الشیطان.
- حزب علی حزب خداست، و حزب دشمنانش حزب شیطان است.
395 - حق علی علی المسلمین کحق الوالد علی ولده.
- حق علی بر مسلمانان، مانند حق پدر است بر فرزندش.
396 - حقت شفاعتی لمن اعان ذریتی بیده و لسانه و ماله.
- شفاعت من کسی را که با دست و زبان و مالش فرزندان مرا یاری کند فرا می گیرد.
397 - حصنوا أموالکم بالزکوة.
- اموال خود را با دادن زکات در امان بدارید.
398 - حصنوا نسائکم بقرائة سورة النور.
- زنان خود را با قرائت سوره نور محفوظ بدارید.
399 - حرمت الجنة علی من ظلم أهل بیتی.
- بهشت بر کسی که به اهل بیت من ستم کند حرام گشته است.
400 - حمزة و قاتله فی الجنة.
- حمزه (عموی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)) و قاتل او، هر دو در بهشت هستند. (قاتل او، وحشی بنده زن ابو سفیان بود که بعدا توبه کرد و مسلمان شد.)
401 - حرم من المسلم میتا، ما حرم منه حیا.
- آنچه در زمان حیات مسلمان درباره او حرام بود، پس از مرگش نیز حرام است.
402 - حسنوا أخلاقکم، وألطفوا بجیرانکم، و أکرموا نسائکم، تدخلوا الجنة بغیر حساب.
- خلق و خوی خود را نیکو گردانید و با همسایگان خود به نیکی رفتار کنید، و زنان خود را گرامی بدارید (تا) بدون حساب داخل بهشت شوید.

خ: باب خ : باب الخآء

403 - خذواالعلم من أفواه الرجل.
- دانش را از زبان مردان دانشمند فرا گیرید.
تعلیق :
قال النبی (صلی الله علیه و آله): العلم أکثر من أن تحصی، فخذوا من کل شیی ء أحسنه.(399)
علم و دانش بیشتر از آن است که قابل شمارش باشد، پس، از هر چیزی بهترینش را فرا گیرید.
ألحکمة ضالة المومن، فخذ الحکمة و لو من أهل النفاق.(400)
حکمت گمشده مومن است، پس آن را فراگیر اگر چه از مردم ریاکار و دورو باشد.
یکی از حکماء به فرزندش گفت: پسرم، دانش را از زبان مردان دانش فراگیر، چون آنان هر چه بشنوند، بهترینش را می نویسند، و آنچه می نویسند، بهترینش را حفظ می کنند، و آنچه حفظ می کنند، بهترینش را بازگو می کنند.(401)
یحیی بن خالد، به فرزندان خود وصیت کرد که: بنویسید بهترین چیزی را که می شنوید، و حفظ کنید بهترین چیزی را که می نویسید، و بگویید بهترین چیزی را که حفظ کرده اید.(402)
404 - خضروا موتاکم، فما أقل المخضرین یوم القیمة.
- مردگان خود را تخضیر کنید، چه سبک بارند تخضیر شدگان در روز قیامت (تخضیر کردن: شاخه بی برگ سبز و تازه که از دست تا ترقوه (استخوان میان گردن و دوش) مُرده می گذارند، که مستحب است.)
405 - خمس صلوات افترضهن الله علی عباده.
- خدای تعالی بر بندگان خود پنج نماز را واجب کرده است.
406 - خذوا عنی (مناسککم.)(403)
- عبادات (یا مراسم حج) خود را از من فراگیرید.
407 - خفه حذاؤه، و کرشه سقاؤه، فلا تهجه.
- کف پای (شتر) سم و نعل اوست، شکنبه او مشک آب اوست، پس او را (به رفتن جای دیگر) تحریک مکن.
تعلیق :
در بحارالانوار، درباره پیدا کردن چیزی که صاحبش معلوم نیست، شرح مفصلی از فقه الرضا آورده که در ضمن آن درباره پیدا کردن گوسفند و شتر بشرح زیر آمده: فان وجدت شاة فی فلاة من الأرض فخذها، فانما هی لک، أو لاخیک، أو للذئب یعنی: اگر گوسفندی را در بیابان بی صاحب یافتی آن را بگیر، زیرا آن مال تو، و یا مال برادرت و یا مال گرگ است. (اگر رها کنی، گرگ آن را خواهد خورد، و اگر بگیری، صاحبش را پیدا می کنی و به او رد می کنی و اگر صاحبش پیدا نشد، خودت استفاده کن که تلف نشود.)
و درباره شتر مسئله غیر از اینست، می فرماید: فان وجدت بعیرا فی فلاة فدعه فلا تأخذه، فان بطنه وعاؤه و کرشه سقاؤه و خفه حذاؤه... حتی یجی ء ربها فیأخذها.(404)
اگر در بیابان شتری پیدا کردی، او را نگیر و بحال خود رها کن، زیرا شکم او ظرف غذای اوست، و شکنبه او مشک آب اوست، و کف پای او بجای سم و نعل اوست. تا اینکه صاحبش آمده او را بگیرد. (شتر می تواند راه زیاد برود و آب چند روز در شکم او ذخیره است برای او خطر تلف شدن نیست.)
408 - خیرالامور عوارمها.
- بهترین کارها، عمل کردن به واجبات آن است.
تعلیق :
و خیرالامور عزائمها، و شرالامور محدثاتها.(405)
بهترین کارها واجبات و بدترین کارها، کارهای نو پدید است.
و قال فی النهایة فیه: خیرالامور عوازمها، ای: فرائضها التی عزم الله تعالی علیک بفعلها.(406)
عوازمها: یعنی: تکالیفی که خدایتعالی بر تو عمل به آن را واجب کرده است.
409 - خیرالمال سکة مابورة.(407)
- بهترین مال و دارایی نخل (درختان خرماء) تلقیح شده است.
410 - خیر صفوف الرجال اولها، و شرها أواخرها.
- بهترین صفهای مردان (در نماز جماعت) صف اول و بدترین آن صفهای آخر است.
411 - خیر صفوف النساء آخرها و شرها أولها.
- نیکوترین صفهای زنان در نماز جماعت صف آخر و بدترین آن صف اول آن است.
412 - خیر عبادالله التقی الخفی.
- بهترین بندگان خدا کسی است که پرهیزگار و ناشناخته باشد.
413 - خیر الدعاء الخفی.
- بهترین دعاها آن است که در خلوت و خفا خوانده شود.
414 - خیر خلکم خل خمرکم.
- بهترین سرکه های شما، سرکه ای است که از شیره انگور بعمل آید.
415 - خیر نسائکم، الولود الودود، العزیزة عند أهلها، الذلیلة عند بعلها.
- نیکوترین زنان شما آن است که زیاد بچه آورد و بسیار با محبت باشد و پیش اهل خانه عزیز و ارجمند و بر آنها فرمانروا و توانا باشد، و در پیش شوهرش فروتن و فرمان بردار باشد.
416 - خیر نسائکم العفیفة الغلمة.
- نیکوترین زنان شما زنی است که پاکدامن و با عفت بوده و به شوهر خود تیز شهوت باشد.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): خیر نسائکم العفیفة الغلمة: العفیفة فی فرجها، الغلمة علی زوجها.(408)
بهترین زنان شما، پاکدامن و تیزشهوت است: از شهوت حرام احتراز نموده و بر شوهر خود تیز شهوت است.
فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ان خیر نسائکم الولود الودود الستیرة العفیفة العزیزة فی أهلها، الذلیلة مع بعلها، المتبرجة مع ذوجها، الحصان عن غیره، ألتی تسمع قوله و تطیع أمره، و اذا خلابها بذلت له ما یرید منها، و لم تبذل کتبذل الرجل.(409)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: نیکوترین زنان شما آن است که زاینده باشد (عقیم نباشد) با محبت و با پوشش و پاکدامن و با عفت بوده و در میان اهل خانه اش ارجمند و توانا و با نفوذ باشد، و با شوهرش فروتن و نرم و رام باشد، پیش شوهرش خود را آرایش دهد، از دیگران پرهیزگار و پارسا باشد، زنی که به سخنان شوهرش گوش فرا دارد، و دستور او را اطاعت کند و هرگاه با او خلوت کرد، آنچه او خواهد با طیب نفس در اختیارش گذارد و مانند مرد با لباس مبتذل و بدون زینت نباشد.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): من صبر علی سوء خلق امراته، اعطاه (الله) من الأجر ما اعطاه داود (علیه السلام) علی بلائه. و من صبر علی سوء خلق زوجها، اعطاها مثل (ثواب) آسیة بنت مزاحم.(410)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس بر بدخلقی زن خود صبر و شکیبایی کند خدای تعالی او را پاداش عطا فرماید همانند پاداشی که به داود (علیه السلام) بخاطر بلای او داد. و هر کس بر بدخلقی شوهرش صبر کند، به او مانند ثواب آسیه (زن فرعون) پاداش می دهد.
قال (صلی الله علیه و آله): أیما امرأة أعانت زوجها علی الحج و الجهاد، أو طلب العلم، اعطاها الله من الثواب ما یعطی امراة أیوب (علیه السلام).(411)
هر زنی که شوهرش را بر حج و جهاد و یا برای تحصیل دانش کمک و یاری کند، خداوند ثوابی به او بدهد که به زن ایوب (علیه السلام) عطا فرماید.
قال (صلی الله علیه و آله): أیما امرأة أدخلت علی زوجها فی أمر النفقة و کلفته ما لا یطیق، لا یقبل الله منها صرفا و لا عدلا، الا أن تتوب و ترجع و تطلب منه طاقته.(412)
هر زنی که در امر نفقه بر شوهرش عیب بگیرد و او را بیش از توانایی به زحمت اندازد، خداوند از او نه عمل مستحبی و نه فدیه و عوضی قبول می کند، مگر اینکه توبه کرده برگردد و از او به قدر توانایی او بخواهد.
عن الصادق (علیه السلام) قال: اذا تزوج الرجل المرأة لمالها، أو جمالها، لم یرزق ذلک، فان تزوجها لدینها رزقه الله عزوجل مالها و جمالها.(413)
هرگاه مرد زنی را بخاطر مالش یا جمالش به همسری انتخاب کند، به آن دست نمی یابد، اما اگر بخاطر دیانتش با او ازدواج کند خدای تعالی هم مال و هم جمال زنش را به او روزی می کند.
عن امیرالمومنین (علیه السلام) یقول: یظهر فی آخر الزمان و اقتراب الساعة و هو شر الأزمنة نسوة کاشفات عاریات متبرجات من الدین خارجات، فی الفتن داخلات، مائلات الی الشهوات، مسرعات الی اللذات، مستحلات المحرمات فی جهنم خالدات.(414)
می فرمود: در آخر زمان و نزدیکی قیامت که بدترین زمانها است زنانی بیرون می آیند در حالی که پرده و حجاب ندارند و فسادکارند و خود را آرایش می دهند، از دین خارج شده و در فتنه و آزمایش و فساد وارد گشته، به شهوت رانی ها رغبت و گرایش دارند. و به طرف لذتهای نفسانی می شتابند، حرامها را حلال می شمارند (و آنها) در آتش جهنم جاویدانند.(415)
417 - خلتان لا أحب ان یشارکنی فیهما أحد: وضوئی، فانه من صلوتی، و صدقتی فانها تقع فی ید الرب سبحانه.
- دو خصلت است که من دوست ندارم کسی در آنها با من شرکت کند، (یکی) وضوی من است، زیرا آن جزیی از نماز من است، (دیگری) صدقه من است، که آن در دست بپروردگار سبحان قرار می گیرد.
418 - خیر الرزق ما یکفی.
- بهترین روزی آن است که بقدر کفایت باشد.
419 - خالفوا أهل الکتاب.
- با اهل کتاب مخالفت کنید.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اتبعوا الجنازة و لا تتبعکم، خالفوا أهل الکتاب...(416)
(در تشییع) پشت سر جنازه حرکت کنید و آن پشت سر شما قرار نگیرد، پیرو یهود و نصاری نباشید.
420 - خیرکم، خیرکم لأهله، و انا خیرکم لأهلی.
- نیکوترین شما کسی است که به خانواده اش نیکی کند، و من نسبت به خانواده خود بیش از شما نیکی روا می دارم.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): أقربکم منی مجلسا یوم القیامة، أحسنکم خلقا، و خیرکم لأهله.(417)
در روز قیامت نزدیکترین همنشین من از شماها کسی است که خلق و خوی او بهتر باشد و برای اهل خانه خود سودمندتر باشد.
خیارکم، خیارکم لنسائهم.(418)
بهترین شما کسانی هستند که برای زنان خود بهتر باشند.
... ما أکرم النساء الا کریم، و لا أهانهن الا لئیم.(419)
زنان را گرامی نمی دارد مگر جوانمرد، و آنها را خوار نمی شمرد مگر فرومایه.
خیرکم خیرکم لنسائه و لبناته.(420)
بهترین شما کسی است که برای زنان و دختران خود بهتر باشد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): أحسن الناس ایمانا أحسنهم خلقا و الطفهم بأهله، و انا الطفکم بأهلی.(421)
نیکوترین مردم از لحاظ ایمان کسانی هستند که خلق و خوی آنها نیکوتر و به اهل خانه خود نرمتر و مهربانتر باشند. و من مهربانترین شما نسبت به اهل خانه خود هستم.
421 - خیرکم قرنی، ثم الذین یلونه.(422)
- بهترین شما نزدیکان منند، سپس کسانی که از آنان پیروی کنند.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله) انه قال: خیر القرون الذی أنا فیه، ثم الذین یلونه.(423)
بهترین زمان دوره ای است که من در آن هستم، سپس دوره آنهایی که پیرو آن باشند.
422 - خلقت أنا و علی من نور واحد.
- من و علی از یک نور آفریده شده ایم.
423 - خلف الوعد، ثلث النفاق.
- بدقولی (خلف وعده نمودن) یک سوم دورویی و نفاق است.
424 - خمس فواسق یقتلن فی الحل و الحرم.(424)
- پنج (حیوان) موذی و فاسق در حال احرام و غیره کشتن آنها جایز است.
تعلیق :
و روی عنه (صلی الله علیه و آله) قال: خمس فواسق تقتل فی الحل و الحرم: الغراب و الحدأة والکلب و الحیة و الفارة.(425)
پنج (حیوان) فاسق در حال احرام و خارج از احرام کشتن آنها جایز است: کلاغ سیاه، زغن، سگ گزنده، مار و کژدم، و موش.
425 - خلق الله الماء طهورا، لا ینجسه(426) الا ما غیر لونه، أو طعمه، أو ریحه.
- خدای تعالی آب را پاک و پاک کننده آفرید نجاست نمی گیرد، مگر رنگ، یا طعم، و یا بوی آن تغییر یابد.
426 - خیر القول، لا اله الا الله.
- نیکوترین گفتار و کلام، کلمه لا اله الا الله است.
427 - خرجت من نکاح، و لم اخرج من سفاح لم ینجسنی الجاهلیة بانجاسها.(427)
- من از حلال، زاده شده ام و از حرام، زاده نشده ام (از زمان آدم) و دوره جاهلیت (قبل از اسلام) مرا به نجاستهای خود آلوده نکرده است.
تعلیق :
عن النبی (صلی الله علیه و آله) أنه قال: لم یزل ینقلنی الله من أصلاب الطاهرین الی أرحام المطهرات حتی أخرجنی فی عالمکم هذا، لم یدنسنی بدنس الجاهلیة.(428)
خدای تعالی مرا از صلب های پاک به رحم های پاکیزه منتقل می ساخت تا اینکه در این جهان شما مرا بیرون آورد. هرگز با دنس و ناپاکی جاهلیة مرا آلوده نساخت.
در تفسیر المیزان با ذکر سند از قول امام جعفر صادق و از ابی عبدالله (علیهما السلام)، در تفسیر: و تقلبک فی الساجدین آورده که فرمودند: او را (پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)) را که از صلب این پیامبر به صلب آن پیامبر منتقل می شد (خدا) می دید، تا اینکه او را از زمان آدم تا زمان پدرش از صلب پدرش از راه نکاح نه زنا بیرون آورد.(429)
428 - خیر العبادة الأستغفار.
- بهترین عبادتها، استغفار و طلب آمرزش از خدا است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ألا أخبرکم بدائکم من دوائکم؟ قلنا: بلی یا رسول الله، قال: داؤکم الذنوب و دوائکم الاستغفار و قال: توبوا الی الله، فانی أتوب فی الیوم ماة مره.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: آیا شما را از درمانتان برای مرضتان خبر ندهم؟ گفتیم: بلی ای رسول خدا، فرمود: مرض شما گناهان است، و داروی شما استغفار و آمرزش طلبیدن. و فرمود: به سوی خدا برگردید و توبه کنید، من در هر روز صد بار توبه می کنم.
و قال: انه لیغان علی قلبی، حتی أستغفر فی الیوم ماة مرة.(430)
و فرمود: دلم گرفته و پریشان می شود تا اینکه هر روز صد بار استغفار می کنم.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): عودوا ألسنتکم الاستغفار، فان الله تعالی لم یعلمکم الاستغفار الا و هو یرید أن یغفرلکم.(431)
فرمود: زبانهای خود را به استغفار عادت دهید، زیرا خدایتعالی استغفار را بشما نیاموخت مگر اینکه می خواهد شما را بیامرزد.
و قال النبی (صلی الله علیه و آله): من لزم الاستغفار، جعل الله له من کل هم فرجا، و من کل ضیق مخرجا، و یرزقه من حیث لا یحتسب.(432)
یعنی: هر کس پیوسته استغفار کند خداوند برای او از هر غم و اندوه گشایش و از هر تنگی و فشار، راه خروجی قرار می دهد، و او را از جاییکه گمان نمی برد روزی عطا فرماید.
429 - خیر صلوة المرء فی بیته، الا مکتوبة.
- بهترین نماز مرد، نمازی است که در خانه خود بخواند، بجز نمازهای فریضه.
تعلیق :
قال (صلی الله علیه و آله): یا أباذر؛ صلوة فی مسجدی هذا، تعدل مأة ألف صلوة فی غیره من المساجد، الا المسجد الحرام، و صلوة فی المسجد الحرام تعدل مأة ألف صلوة فی غیره، و أفضل من هذا کله صلوة یصلیها الرجل فی بیته، حیث لا یراه الا الله عزوجل یطلب بها وجه الله تعالی.
یا أباذر؛ لا تجعل بیتک قبرا، واجعل فیه صلوتک، تضی ء بها قبرک.(433)
ای اباذر نمازی در این مسجد من معادل هزار نماز در مساجد دیگر است به جز مسجدالحرام. و یک نماز در مسجدالحرام معادل با هزار نماز است در غیر آن، و بهتر از همه اینها نمازی است که مرد در خانه اش بخواند، به گونه ای که جز خدای تعالی آن را نبیند، و بدینوسیله وجه خدا را طلب کند.
ای اباذر خانه خود را گور قرار نده، و نمازت را در آن بجا آر که با آن قبرت را روشن می کنی.
430 - خیر عبادالله من اذا سافر قصر.
- بهترین بندگان خدا کسی است که هرگاه مسافرت کرد (نمازش را) قصر بخواند.
تعلیق :
در بحار چنین آمده: خیار أمتی الذین اذا سافروا قصروا و أفطروا.(434)
یعنی: نیکان امت من کسانی هستند که اگر سفر کردند، نماز را قصر می خوانند و روزه نمی گیرند.
431 - خیار أمتی حدادها، ألذین اذا غضبوا رجعوا.(435)
- نیکان امت من دلاوران زود خشمی اند که هرگاه خشمناک شوند (زود بحال اول) برمی گردند و آرام می گیرند.
تعلیق :
سئل النبی (صلی الله علیه و آله) عن خیار العباد؟ فقال: ألذین اذا أحسنوا استبشروا، و اذا أساؤا، استغفروا، و اذا أعطوا شکروا، و اذا ابتلوا صبروا، و اذا غضبوا، غفروا.(436)
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره بندگان خوب و برگزیده سوال شد؟ فرمود: کسانی هستند که هرگاه کار نیک انجام دادند خوشحال می شوند، و اگر کار زشتی از آنها سر زد، طلب آمرزش و استغفار می کنند، و هرگاه نعمتی به آنها داده شود شکرگزار می شوند، و هرگاه به بلایی گرفتار آیند، صبر و شکیبایی می کنند، و هرگاه خشمناک شوند، عفو و گذشت می کنند.
432 - خذی ما یکفیک، و ولدک بالمعروف.
- ای زن، بقدری که در عرف، تو و فرزندانت را کفایت می کند بردار.
تعلیق :
روایت کرده اند که هند همسر ابو سفیان به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) عرض کرد که: ابو سفیان مرد حریص و بخیل است، بقدر کفایت من و فرزندانم خرجی نمی دهد، آیا بدون اطلاع وی چیزی از مال او برای کسر خرجی بردارم؟ فرمود: آن مقدار که برای تو و فرزندانت کفایت می کند بردار.(437)
433 - خصاء امتی الصوم.
- اخته کردن امت من روزه گرفتن است. (که شهوت را کم می کند)

د: باب د: باب الدال

434 - داووا مرضاکم بالصدقة.
- بیماران خود را با صدقه دادن درمان کنید.
435 - درهم ربوا عندالله أعظم من سبعین زنیة بذات محرم.(438)
- (گناه) یک درهم ربا خوردن در پیشگاه خدایتعالی بزرگتر از هفتاد بار زنا کردن است با محرم خود (با کسی که ازدواج با او حرام گشته.)
تعلیق :
علی بن ابراهیم عن ابیه... عن ابی عبدالله (علیه السلام)، قال: الربا رباء ان ربا یؤکل و ربا لا یؤکل فاما الذی یوکل فهدیتک الی الرجل تطلب منه الثواب أفضل مها...
و اما الذی لا یؤکل (فهو أن یدفع الرجل عشرة دراهم علی أن یرد علیه أکثر منها) فهو الربا الذی نهی الله عنه و اوعد علیه النار.(439)
فرمود: ربا دو قسم است. ربایی که خوردن آن جایز است، و ربایی که حرام است و جایز نیست.
و آنکه جایز و حلال است. آنست که (از کسی پولی گرفتی و هنگام بازپس دادن آن به میل خودت بعنوان استحباب) هدیه ای به کسی می دهی و از آن ثوابی می خواهی که بهتر از آن است.
و اما آنکه حرام است، کسی ده درهم به دیگری بدهد و شرط نماید که بیشتر از آن بر او برگرداند، پس آن ربایی است که خداوند از آن نهی و منع فرموده، و بر آن وعده عذاب جهنم داده است.
عن زراره عن ابی جعفر (علیه السلام) قال: لیس بین الرجل و ولده و بینه و بین عبده، و لا بینه و بین أهله ربا...(440)
فرمود: بین پدر و فرزندش و بین او و بنده اش، (و هکذا) بین زن و شوهر ربا نیست (یعنی: جایز است.)
436 - دباغ الأدیم ذکاته.(441)
- دباغی چرم و پوست میتة، آن را پاک می کند.
تعلیق :
(مسئله اختلافی است: بعضی از فقها پوست میته حیوان حلال گوشت را پس از دباغی کردن پاک می دانند ولی نماز خواندن با آن را جایز نمی دانند) به فقیه مراجعه شود.
437 - دماؤکم و أموالکم علیکم حرام.
- خون و اموال شما بر همدیگر حرام است.
438 - دعوة الصائم لاترد.
- دعای شخص روزه دار رد نمی شود.
439 - درهم الصدقة بعشرة، درهم القرض بثمانیة عشر.
- یک درهم صدقه دادن ده برابر، و یک درهم قرض دادن هجده برابر ثواب دارد.
440 - دعی الصلوة أیام أقرائک.
- (ای زن) روزهای حیض خود، نماز را ترک کن.
441 - درهم (فی)(442) الخضاب أفضل من ألف درهم فی غیره فی سبیل الله.
- یک درهم در خضاب خرج کردن بهتر است از هزار درهم در غیر آن که در راه خدا خرج شود.
442 - دع ما یریبک الی ما لا یریبک.
- در هر چه شک داری آن را رها کن و پیروی کن آنچه را که یقین داری.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): دع ما یریبک الی ما لا یریبک فانک لن تجد فقد شیی ء ترکته لله عزوجل.(443)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: رها کن و واگذار آنچه تو را به شک و تردید می اندازد، با انتخاب آنچه در آن شک و تردید نداری، زیرا، تو با ترک کردن امری برای خاطر خدا، چیزی را از دست نمی دهی و زیان نمی بینی.
و منه الحدیث: دع ما یریبک الی ما لا یریبک، فان الکذب ریبة، والصدق طمأنینة.
ای: ما یشکک و یحصل فیک الریبة، و هی فی الاصل قلق النفس و اضطرابها، الاتری کیف قابلها بالطمأنینة، و هی السکون، و ذلک ان النفس لا تستقر متی شکت فی امر، و اذا ایقنته سکنت و اطمأنت.(444)
رها کن آنچه را که تو را به شک و شبهه می اندازد با انتخاب آنچه تو را دچار شک و شبهه نمی کند زیرا از دروغ شک و شبهه آید، و راستی آرامش خاطر آورد.
یعنی: آنچه شبهه ناک است و تو را به شک و ریب وامی دارد، آن در اصل ناآرامی و پریشانی و اضطراب دل است.
آیا نمی بینی که در مقابل آن آرامش خاطر موجب سکون می شود، و این بدان جهت است که نفس انسان هرگاه در امری شک می کند آرامش و استقرار نمی یابد، و آنگاه که یقین پیدا کرد تسکین یابد و آرام می گیرد.
عن ابی جعفر، او عن ابی عبدالله (علیهما السلام) قال: ألوقوف عند الشبهة خیر من الاقتحام فی التهلکة، و ترکک حدیثا لم تروه، خیر من روایتک حدیث لم تحصیه.(445)
می فرماید: توقف و خودداری کردن در امر شبهه ناک (و مبهم که در آن، حکم به صواب و خطا نمی شود کرد) بهتر است از آنکه انسان خود را به خطر و هلاکت اندازد.
اگر از روایت کردن حدیثی خودداری کنی بهتر از آن است که حدیثی را روایت کنی که حقیقت آن برای تو مکشوف و روشن نیست.
قال امیرالمومنین (علیه السلام) فی نهج البلاغه: لا ورع کالوقوف عندالشبهة.(446)
یعنی: هیچ ورع و پرهیزگاری مانند توقف کردن در هنگام شبهه نیست.
از حکیمی پرسیدند علم از که آموختی؟ گفت: از نابینایان، گفتند چگونه؟ گفت: تا یقین نکنند و علم نرسانند قدم از قدم بر نمی دارند و دست بکاری نمی زنند.
حکمت:
کوری که به دید چشم باطن - عمری به سر آورد سلامت
بهتر ز دو چشم مرد نادان - بر چاه بیفتد از جهالت
443 - دعاء الرجل لأخیه بظهر الغیب مستجاب.
- دعای مرد درباره برادرش در غیاب او پذیرفته می شود.
444 - دعواالناس فی غفلاتهم یرزق الله بعضهم من بعض.
- مردم بی خبر را بحال خود واگذارید، خدایتعالی روزی آنها را بدست همدیگر می رساند.
445 - درهم یرده(447) العبد الی الخصماء خیر من عبادة ألف سنة.
- یک درهم که بنده برای (اصلاح ما بین) خصومت کنندگان هزینه کند بهتر است از هزار سال عبادت.
446 - داؤکم الذنوب و دوائکم الاستغفار.
- گناهان مرض شما است و داروی شما استغفار است.
447 - دم الحیض أسود محتدم.
- خون حیض به رنگ سرخ تند است که به سیاهی می زند.
448 - دعاء أطفال أمتی مستجاب، ما لم یقارفوا الذنوب.
- دعای کودکان امت من مستجاب است، اگر با گناهان آلوده نشوند.
449 - دعوا عبادالله یأکل(448) بعضهم من بعض.
- بندگان خدا را آزاد بگذارید، آنها از یکدیگر روزی می خورند.
تعلیق :
قیل للنبی (صلی الله علیه و آله): لو سعرت لنا سعرا، فان الأسعار تزید و تفقص، فقال (صلی الله علیه و آله): ما کنت لألقی الله ببدعة لم یحدث الی فیها شیئا، فدعوا عبادالله یأکل بعضهم من بعض، و اذا استنصحتم فانصحوا.(449)
به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر برای ما نرخ و قیمت گذاری می کردید (بهتر بود) زیرا قیمت ها، کم و زیاد می شود.
فرمود: من حاضر نیستم خدا را با بدعتی ملاقات کنم که درباره آن چیزی برای من دستور نیامده است، مردم را آزاد بگذارید تا از همدیگر روزی بخورند، و اگر پندپذیر باشند آنها را نصیحت کنید.
عن جابر قال، قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): لا یبیع حاضر لباد، دعواالناس یرزق الله بعضهم من بعض.(450)
یعنی: شهری برای روستایی فروشندگی نکند، مردم را آزاد بگذارید از همدیگر روزی بخورند.
در تفسیر این حدیث آمده: میوه جات و سایر آذوقه ها وقتی که از روستا و دهات اطراف نزدیک شهر به بازار حمل می شود جایز نیست که اهل بازار به جای آنها آن را به مردم بفروشند، سزاوار است آورنده آن خودش بفروش برساند (از تولید بمصرف که هم نفع مصرف کننده است و هم نفع فروشنده.)
فاما کسی که از یک شهر به شهر دیگر حمل می کند، او می تواند، و بر او جایز است، زیرا آن در مسیر تجارت قرار می گیرد.(451)
عن علی (علیه السلام) قال مر رسول الله (صلی الله علیه و آله): بالمحتکرین فأمر بحکرتهم أن تخرج الی بطون الأسواق و حیث تنظر الابصار الیها. فقیل لرسول الله (صلی الله علیه و آله) لو قومت علیهم، فغضب (صلی الله علیه و آله) حتی عرف الغضب فی وجهه، فقال أنا أقوم علیهم؟ انما السعر الی الله یرفعه اذا شاء و یخفضه اذا شاء.(452)
گفت: رسول خدا بر احتکار کنندگان گذشت، دستور داد که آنچه را که احتکار کرده اند بیرون آورده و در وسط بازارها قرار دهند به گونه ای که چشم ها آن را ببینند. آنگاه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفتند: اگر قیمت گذاری می کردی (بهتر بود) آنحضرت خشمگین شد بطوری که خشم از چهره حضرت پیدا بود فرمود: من بر آنها قیمت گذاری کنم! همانا قیمت به عهده خدایتعالی است، هرگاه خواست بالا می برد و هرگاه خواست پایین می آورد.