شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

نیت باید خالص برای خدا باشد

حدیث ثلاثه زیر را بخوانید:
و روی عنه (صلی الله علیه و آله): بحدیث الثلاثه: المقتول فی سبیل الله، والمتصدق بماله، والقاری لکتابه. و ان الله یقول لکل واحد منهم: کذبت، بل اردت أن یقال: فلان جواد، کذبت، بل اردت أن یقال: فلان شجاع، کذبت، بل اردت أن یقال: فلان قاری. فاخبر رسول الله: انهم لایثابوا علی ذلک.(206)
(سه گروه پاداش و ثواب ندارند): کشته شده در راه خدا، تصدق دهنده از مال خود، قاری قرآن، خدایتعالی به هر یک از آنها می فرماید: دروغ گفتی، بلکه خواستی که بگویند، فلانی بخشنده است، دروغ گفتی، بلکه خواستی که بگویند، فلانی شجاع است، دورغ گفتی، بلکه خواستی که بگویند، فلانی قرآن خوان است، رسول خدا خبر داد که آنها بر کار خود ثواب ندارند.
161 - احثوا فی وجوه المداحین التراب.
- به صورت کسانی که (شما را) ستایش می کنند خاک بپاشید.
تعلیق :
(خاک پاشیدن بصورت، ضرب المثلی در میان عرب و نشان عدم پذیرش و ناخوشایندی است.)
در مواعظ النبی (صلی الله علیه و آله) آمده: یا علی؛ اذا أثنی علیک فی وجهک، فقل: اللهم اجعلنی خیرا مما یظنون، واغفرلی ما لا یعلمون، و لا یؤاخذنی بما یقولون.(207)
یا علی؛ اگر کسی رو در روی، تو را ستایش کرد، بگو: خدایا مرا بهتر از آن کن که مردم گمان می کنند و آنچه را که آنها نمی دانند بر من ببخشا، و مرا درباره آنچه می گویند بازخواست مکن.
162 - أوثق عری الایمان، ألحب فی الله، والبغض فی الله.
- مطمئن ترین و محکم ترین تکیه گاه ایمان، دوست داشتن برای خدا و دشمن داشتن برای خدا است.
تعلیق :
قال ابو عبدالله (علیه السلام): ای عری الایمان أوثق؟...
امام صادق (علیه السلام)، از اصحابش سوال کردند که کدامین تکیه گاه ایمان استوارتر است؟ هر کسی چیزی گفت، یکی گفت: نماز، یکی گفت: زکات، یکی گفت: روزه، و حج، و عمره، و یکی گفت: جهاد، در پاسخ آنها فرمود: همه آنها فضیلت است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ان أوثق عری الایمان، الحب فی الله، والبغض فی الله، و توالی ولی الله، و تعادی عدوالله.(208)
یعنی: استوارترین و مطمئن ترین تکیه گاه ایمان آن است که دوستی تو برای خدا و دشمنی تو برای خدا باشد، و با دوست خدا دوست، و با دشمن خدا دشمن باشی.
163 - ان عبدالمطلب (کان) لا یستقسم بالازلام، و لا یعبد الأصنام، و لا یأکل ما ذبح علی النصب، و کان یقول: انا علی دین أبی ابراهیم الخلیل.
- عبدالمطلب با ازلام(209) تقسیم نتمی کرد، و بت ها را عبادت نمی کرد، و گوشت حیوانی را که برای بت ها سر می بریدند، نمی خورد، و می گفت: من بر دین پدرم ابراهیم خلیل هستم.
164 - اربعة من قواصم (المنی)(210) الظهر: امام یعصی الله و یطاع أمره، و زوجة یحفظها زوجها، و هی تخونه، و فقر لایجد صاحبه مداویا، و جار سوء فی دار مقام.
- چهار چیز کمر شکنند، پیشوایی که نافرمانی خدا کند، و (مردم) از او اطاعت کنند. زنی که شوهرش از او نگهداری کند، و او به وی خیانت کند، و فقری که صاحب آن چاره ای نداشته باشد، و همسایه بدرفتاری که (در همسایگی خود) مقیم و ماندگار باشد.
165 - اعجب الناس ایمانا، واعظمهم یقینا، قوم، یکونون آخر الزمان، لم یلحقوا النبی، و حجب عنهم الوصی، و آمنوا بسواد علی بیاض.
- شگفت ترین مردم از لحاظ ایمان و بزرگترین آنان از لحاظ یقین، گروهی هستند در آخرالزمان که به پیامبر ملحق نشدند، و وصی و جانشین پیامبر از آنها غائب بود، به نوشته هایی سیاه روی برگهای سفید ایمان آوردند.
166 - افتتح بالملح، وأختم به فهو شفاء من سبعین داء.
- (غذا را) با نمک شروع کن و با آن ختم کن که آن شفای هفتاد مرض است.
167 - انا دعوة ابراهیم، و بشارة (اخی)(211) عیسی.
- من درخواست ابراهیم (از خدا) و بشارت برادرم عیسی هستم.
168 - ان الجنة لیوجد ریحها من خمسة مائة عام و لا یجد ریحها عاق و لا دیوث.
- عطر و بوی بهشت از پانصد سال راه استشمام می شود، و عاق پدر و مادر، و دیوث بوی آن را استشمام نمی کنند.
169 - ان لله تسعة و تسعین اسما من احصاها دخل الجنة.
- خداوند نود و نه نام دارد، هر کس آنها را بشمارد (و حفظ کند) داخل بهشت می شود.
170 - ان اول ما خلق الله العقل.
- نخستین چیزی که خدایتعالی آفرید عقل بود.
تعلیق :
مجلسی (ره) در بحارالانوار می گوید:
لکن خبر اول ما خلق الله العقل را، من در اخبار معتبر نیافتم، و آن از اخبار عامه گرفته شده است، و ظاهر اکثر اخبار ما اینطور است: ان اول المخلوقات، الماء اول مخلوقات آب است. که در کتاب السماء و العالم خواهد آمد.
بلی، در اخبار ما چنین آمده: ان العقل اول خلق من الروحانیین یعنی: عقل نخستین مخلوق از امور روحانی است و آن تقدم خلقت بعضی اجسام را نفی نمی کنند.(212)
171 - امان لأمتی من السرق: قل ادعوا الله،...الآیة.
- برای امت من خواندن آیه: قل ادعوالله... موجب امنیت از دزد و سارق است.
تعلیق :
یا علی أمان لأمتی من السرق: قل أدعواالله اوادعوا الرحمن أیا ما تدعوا فله الأسماء الحسنی... الی آخر السورة.(213)
ای علی برای امت من أمان است از دست دزد (که این آیه را بخوانند).(214)
172 - امان لأمتی من الهدم: ان الله یمسک السماوات...
- برای امت من خواندن آیه: ان الله یمسک السماوات... موجب امنیت از ویرانی و خرابی است.
تعلیق :
قال (صلی الله علیه و آله): یا علی؛ امان لأمتی من الهدم:
ان الله یمسک السماوات والارض ان تزولا و لئن زالتا ان أمسکهما من أحد من بعده انه کان حلیما غفورا(215)(216)
173 - امان لأمتی من الهم: لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم، لا ملجأو لا منجا من الله الا الیه.
- برای امت من خواندن آیه: لا حول و لا قوة... موجب امنیت از غم و انده است.
174 - امان لأمتی من الغرق اذا هم رکبوا السفینة و ما قدروا الله حق قدره (الایة) بسم الله مجریها و مرسیها (الایه).
- أمان است برای امت من از غرق شدن هنگامی که آنها بر کشتی سوار می شوند (خواندن این دو آیه.)
تعلیق :
یا علی؛ امان لأمتی من الغرق اذا هم رکبوا السفن فقرؤا:
بسم الله الرحمن الرحیم، و ما قدروا الله حق قدره والأرض جمیعا قبضته یوم القیمة و السموات مطویات بیمینه سبحانه و تعالی عما یشرکون.(217)
بسم الله مجریها و مرسیها ان ربی لغفور رحیم.(218)(219)
175 - آفة الحدیث، ألکذب.
- دروغ، آفت سخن است.
176 - آفة العلم، ألنسیان.
- فراموشی، آفت دانش است.
177 - آفة العبادة، ألفتره.
- سستی، آفت عبادت است.
178 - آفة الجمال، ألخیلاء.
- خودپسندی، آفت جمال است.
179 - آفة هذا الدین، بنو أمیة.
- بنی امیه، آفت دین (اسلام) است.
180 - انفق، ینفق علیک.
- تو انفاق کن، تا بر تو انفاق کنند.
تعلیق :
روی... ابا عبدالله (علیه السلام) یقول: انفق و ایقن بالخلف و اعلم انه من لم ینفق فی طاعة الله، ابتلی بأن ینفق فی معصیة الله عزوجل، و من لم یمشی فی حاجة ولی الله ابتلی بأن یمشی فی حاجة عدوالله عزوجل.(220)
می فرمود: انفاق کن و یقین بدان که جای آن پر می شود، و بدان که هر کس در راه اطاعت خدا خرج و انفاق نکند، مبتلا و گرفتار می شود به آنکه در معصیت و گناه خدا خرج کند، و هر کس رفع نیاز دوست خدا را روش خود نسازد، گرفتار رفع نیاز دشمن خدا می شود.
عن ابی عبدالله (علیه السلام): لو أن أحدکم اکتسب المال من حله، و أنفق فی حقه، لم ینفق درهما، الا أخلف الله علیه، و (ما انفقتم من شی ء فهو یخلفه.)(221)
یعنی: اگر یکی از شماها مالی از راه حلال بدست آورد، و آن را بحق و راستی خرج کند، درهمی را خرج نمی کند مگر اینکه خدایتعالی عوض آن را می رساند، در قرآن است: (و آنچه انفاق می کنید خداوند جایگزین می نماید).
و ما انفق الرجل من نفقة، فعلی الله خلفها ضمانا، الا ما کان من نفقة فی بنیان، او معصیة الله.(222)
فرمود: هر آنچه مرد انفاق و (در راه صحیح) خرج کند خدایتعالی عوض آن را ضمانت کرده، مگر آنچه در بناء و ساختمان (اضافه بر احتیاج) و یا در راه معصیت خدا باشد.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: کل بناء فوق الکفایة یکون و بالا علی صاحبه یوم القیامة.(223)
هر بنا و اقامتگجاهی که بیشتر از احتیاج باشد، در روز قیامت برای صاحبش وبال (عقوبت و عذاب) خواهد شد.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): کل بناء یبنی، وبال علی صاحبه یوم القیمة الا ما لابد منه.(224)
هر بنا و ساختمان خانه ای که ساخته می شود، در روز قیامت برای صاحبش وبال (عذاب) است بجز اندازه ای که به آن احتیاج باشد.
181 - اکرموا اولادی الصالحون لله (و) الطالحون لی.
- فرزندان مرا گرامی بدارید، صالحشان را برای خدا، و ناصالحشان را بخاطر من.
182 - ایاکم و تزویج الحمقاء.
- از ازدواج با احمق های بی خرد پرهیز کنید.
183 - اذا اردتم النوم فخمروا اوانیکم.
- هرگاه خواستید بخوابید ظرفهایتان را بپوشانید.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): أغلقوا ابوابکم، و خمروا آنیتکم و اوکئو أسقیتکم، فان الشیطان لا یکشف غطاء، و لا یحل وکاء.(225)
درهای خود را قفل کنید. و ظرفهای (غذای) خود را بپوشانید، و دهنه ظرفهای آبتان را ببندید، زیرا شیطان پوشش را کنار نمی زند و بندها را باز نمی کند.
184 - أمضوا فی أحکامهم.
- احکام آنان را مراعات کنید.
تعلیق :
عن علی بن الحسین عن ابی عبدالله (علیهما السلام): اذا کنتم فی أئمة الجور، فأمضوا فی احکامهم و لا تشهروا أنفسکم، فتقتلوا، و ان تعاملتم باحکامهم کان خیرا لکم.(226)
اگر در دوره حکومت ستمکاران قرار گرفتید، در احکام آنها بگذرانید، و خود را مشهور نسازید که کشته می شوید.
و اگر در ظاهر به احکام آنها عمل کنید برای شما بهتر است.
ظاهرا مربوط به دوره تقیه است.
185 - اکثر أهل النار، العزاب.
- بیشتر اهل جهنم عزب ها هستند (که ازدواج نکردند.)
186 - ان أغم الغم، غم العیال.
- سخت ترین غم و اندوه، غم خانواده است.
تعلیق :
قال (صلی الله علیه و آله): یا علی؛ غم العیال ستر من النار، و غم الموت کفارة الذنوب... اعلم یا علی ان ارزاق العباد علی الله سبحانه، و غمک لهم لایضرک و لاینفع، غیر انک توجر علیه، و ان أغم الغم، غم العیال.(227)
فرمود: ای علی؛ غم و اندوه اهل و عیال سپری است در برابر آتش دوزخ، و غم مرگ کفاره گناهان است. و بدان که یا علی؛ روزی بندگان به عهده خدای سبحان است، و اندوه تو از این بابت برای تو نه ضرری دارد، و نه سودی، جز اینکه موجب اجر و پاداش تو می شود، بدرستی که بالاترین غم ها، غم و اندوه اهل و عیال است.
عن النبی (صلی الله علیه و آله): ان من الذنوب ذنوبا، لا یکفرها صلاة و لا صدقة. قیل: یا رسول الله؛ فما یکفرها؟ قال: الهموم فی طلب المعیشة.(228)
فرمود: عده ای از گناهان هستند که آنها را نه نماز خواندن می پوشاند و نه صدقه دادن، پرسیدند که ای رسول خدا؛ پس چه چیز آنها را می پوشاند؟ فرمود: اندوه و غم هایی که در راه کسب معاش عارض شود.
و قال النبی (صلی الله علیه و آله): اذا کثرت ذنوب المومن و لم یکن له من العمل ما یکفرها ابتلاه الله بالحزن لیکفرها به عنه.(229)
فرمود: هرگاه گناهان مومن زیاد شد و عملی که آنها را پاک کند نداشت، خدایتعالی آن (مومن) را به غم و اندوه مبتلا سازد تا بدان وسیله آنها را پاک سازد و ببخشد.
187 - ان الله یبغض البیت اللحم(230) و اللحم السمین.
- بدرستی که خدای تعالی دشمن می دارد خانه گوشتی و گوشت فربه را.
یعنی: خانه ای که در آن بسیار غیبت مردم کنند، و شخص متکبر و خودخواهی را که با نخوت و گردنکشی راه می رود.(231)
تعلیق :
شیخ صدوق (ره) در ادامه حدیث بالا این روایت را می آورد.
که یکی از اصحاب گفت: ای فرزند رسول خدا؛ ما گوشت را دوست داریم و خانه های ما از گوشت خالی نمی شود، پس چگونه است آن؟
فرمود: آنچنان نیست که خیال می کنی، بیت اللحم (با کسره حاء) خانه ای است که در آن گوشت مردم با غیبت کردن آنها خورده شود، و اما اللحم السمین. شخص خودخواهی است که با تبختر و گردنکشی راه می رود.(232)
در مکارم الاخلاق طبرسی (ره) مانند این حدیث آمده و ضمنا امام صادق (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا گوشت می خورد و آن را دوست داشت، و هر کس چهل روز گوشت نخورد، بدخوی می شود، و هر کس بدخوی شد به او گوشت بخورانید.
به او عرض شد که مردم می گویند، هر کس سه روز گوشت نخورد، بدخوی می شود، فرمود، دروغ گفته اند، هر کس چهل روز گوشت نخورد خلقش بد می شود.(233)
مجلسی (ره) در بحار آورده که امیرالمومنین (علیه السلام) گوشت کم می خورد و می فرمود: لا تجعلوا قلوبکم مقابر الحیوان.(234)
یعنی: درون خود را قبرهای حیوانات نکنید. (آنقدر نخورید که گوشت و استخوان شما از گوشت حیوانات تشکیل شود.)
188 - ان عمود الدین الصلوة.
- بدرستی که ستون و پایه دین نماز است.
189 - اقرار العقلاء علی انفسهم جائز.
- بر خردمندان روا است که بر علیه خود اقرار و اعتراف کنند.
190 - ان عمود الدین تکرار الصلوة.
- بدرستی که ستون دین تکرار (مداومت) نماز است.
191 - اذا التقی الختانان(235) فقد وجب الغسل.
- وقتی که دو آلت بهم رسید، غسل (جنابت) واجب می شود.
192 - ان الله فرض علیکم الزکوة، کما فرض الصلوة.
خدای تعالی زکات را بر شما واجب نموده است همانگونه که نماز را واجب نموده.
193 - ان النفس اذا أحرزت رزقها استقرت.
- هنگامی که نفس انسان روزی خود را به دست آورد آرام می گیرد.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت.(236)
عن جعفر بن محمد (علیهما السلام) فی حدیث طویل، قال:... فأما سلمان، فکان اذا أخذ عطاه، رفع منه قوته لسنة، حتی یحضر عطاؤه من قابل، فقیل له: یا ابا عبدالله أنت فی زهدک تصنع هذا؟ و أنت لا تدری، لعلک تموت الیوم، أوغدا، فکان جوابه أن قال: ما لکم، لا ترجون لی البقاء، کما خفتم علی الفناء؟ أما علمتم یا جهلة، أن النفس قد تلتات علی صاحبها، اذا لم یکن لها من العیش، ما یعتمد علیه، فاذا هی أحرزت معیشتها اطمانت.(237)
فرمود: هرگاه چیزی به دست سلمان می رسید، از آن بمقدار احتیاج و هزینه یک سال زندگی ذخیره می کرد تا سال آینده.
به او گفتند: ای سلمان، تو با این زهدی که داری، چگونه این کار را می کنی، در حالی که نمی دانی، شاید امروز یا فردا مرگ به سراغ تو آید؟
سلمان در پاسخ گفت: چه شده که شما از مرگ و فنای من می ترسید، ولی از زنده ماندن من نا امید هستید؟ ای نادانان آیا نمی دانید که نفس انسان قوی و استوار نمی شود هرگاه که از وسایل زندگی به مقدار قابل اعتماد نداشته باشد. هرگاه معاش زندگی خود را احراز کرد (و بدست آورد) دل او آرام می گیرد.
194 -اتبعوا الجنازة و لا تتبعکم.
- پشت سر جنازه حرکت کنید، جلوتر از آن نروید.
195 - ان الله احتج علی الناس بما آتیهم من النعم.
- خدای تعالی از نعمت هایی که بر مردم داده بازخواست خواهد کرد.
196 - أترکوا ما، لابأس به حذرا مما به بأس.
- چیزی را که (ضرورت ندارد) و نبودنش به شما ضرر نمی رساند رها کنید از ترس اینکه مبادا در آن ضرری نهفته باشد.
197 - أشراف أمتی، حملة القرآن.
- بزرگان و محترمین امت من حافظین و عاملین قرآن اند.
198 - اذا اتاکم عنی حدیث، فأعرضوه علی کتاب الله، فما وافقه فاقبلوه، و ما خالفه فاضربوه به الحائط.
- اگر از من حدیثی به شما رسید، آن را بر کتاب خدایتعالی (قرآن) عرضه کنید، پس آنچه با آن موافق بود بپذیرید، و آنچه مخالف قرآن بود، آن را به دیوار بزنید.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی حجة الوداع: قد کثرت علی الکذابة، و ستکثر، فمن کذب علی متعمدا، فلیتبوء مقعده من النار، فاذا أتاکم الحدیث، فاعرضوه علی کتاب الله و سنتی، فما وافق کتاب الله و سنتی، فخذوا به، و ما خالف کتاب الله و سنتی، فلا تأخذوا به.(238)
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در حجةالوداع فرمود: بر من زیاد دروغ بسته اند، و در آینده (نیز) زیادتر خواهند بست، پس هر کس عمدا، و دانسته، بر من دروغ ببندد، در آتش دوزخ نشانده خواهد شد.
پس هرگاه برای شما حدیثی نقل شد، آن را بر کتاب خدایتعالی و سنت و روش من عرضه و مقابله کنید، آنچه با کتاب خدا و سنت من مطالق بود آن را بپذیرید، و آنچه مخالف قرآن و سنت بود آن را رها کنید.(239)
199 - أقضاکم علی.(240)
- بهترین قاضی و داور شما (بهترین حاکم شما، یعنی: داناترین شما) علی است.
200 - انما سمی المتقون لترکهم ما لا بأس به حذرا من الوقوع مما به بأس.
- پرهیزکاران بدان جهت به این اسم نامیده شدند که واگذاشتند و ترک کردند آنچه را که نبودن آن ضرری نداشت به احتیاط و ترس آنکه، مبادا در آن به ضرر و زیان بیافتند.
201 - اذا وصلت علیکم أطراف النعم، فلا تنفروا أقصاها بالنکر.(241)
- هرگاه انواع نعمت ها به شما رو آورد، آن را با ناشکری و قدرنشناسی از خود دور نسازید.
202 - ادخرت(242) شفاعتی لأهل الکبائر من أمتی.
- من شفاعت خود را برای اهل کبائر (صاحبان گناه کبیره) امتم نگهداشته ام.
203 - احرام الرجل فی رأسه، و احرام المرأة فی وجهها.
- احرام مرد (در مراسم حج) در سَرِ او، و احرام زن در صورت اوست.
تعلیق :
جعفر عن ابیه (علیهما السلام)، قال: المحرمة لا تتنقب لأن احرام المرأة فی وجهها، و احرام الرجل فی رأسه.(243)
فرمود: زن در حال احرام نباید (به صورت خود) نقاب بیاندازد، زیرا احرام زن در صورت اوست. و مرد (نیز نباید سرش را بپوشاند) احرام مرد در سرش می باشد.
204 - اثنان(244) منهومان، لا یشبعان، طالب علم، و طالب دنیا.
- دو گروه حریصند و سیر نمی شوند: طالب علم و طالب دنیا.
تعلیق :
قال (صلی الله علیه و آله): منهومان لا یشبعان، طالب دنیا، و طالب علم، فمن اقتصر من الدنیا علی ما أحل الله له سلم، و من تناولها من غیر حلها هلک الا أن یتوب او یراجع، و من أخذ العلم من أهله و عمل بعلمه نجا، و من أراد به الدنیا فهی حظه.(245)
دو گروه سیر نمی شوند، طالب دنیا و طالب علم، پس هر کس از دنیا به مقدار کمی از آنچه خداوند حلال کرده کفایت کند، سالم می ماند، و هر کس از غیر حلال آن فرا گیرد به هلاکت می افتد. مگر اینکه توبه کند، یا باز گردد. و هر کس علم و دانش را از اهل آن فرا گیرد و آن را بکار برد و عمل کند رستگار می گردد. و هر کس با آن علم دنیا طلبد، همان دنیا نسیب و بهره اوست (از آخرت نسیبی ندارد.)
قال النبی (صلی الله علیه و آله): منهومان لا یشبعان، طالب علم و طالب دنیا. فأما طالب العلم فیزداد رضا الرحمن. و أما طالب الدنیا فیتمادی فی الطغیان.(246)
دو گروه سیر نمی شوند، طالب علم و طالب دنیا. اما طالب علم خشنودی خدای رحمان را زیاد می کند، و اما طالب دنیا به طغیان و نافرمانی کشیده می شود.
205 - ان أخوف ما أخاف علی أمتی، اتباع الهوی و طول الامل.
- بیشترین بیمی که بر امت خود دارم، پیروی کردن از هوای نفس و درازی آرزو است.
206 - اذا ظهرت البدعة(247) فی امتی، فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعله، فعلیه لعنة الله.
- هرگاه بدعت: (نوآوری و احداث رسم جدید خلاف کتاب و سنت) در میان امت من رواج یافت، عالم باید علم خود را اظهار کند، کسی که این کار را نکند لعنت خدا بر اوست.
207 - انما الماء من الماء.
- آب فقط از آب است.
تعلیق :
درباره این حدیث، فقهای فرق مختلف آن را به طهارت و غسل و جنابت مربوط دانسته و بحث متفاوت و مفصل نموده اند که شرح آن طولانی است و نیازی هم به آن نیست.(248)
208 - ان ابراهیم حرم مکة، و انی حرمت المدینة.
- ابراهیم، مکه را حرام قرار داد، و من مدینه را حرم قرار دادم.
209 - ان أحب الادیان الی الله الحنیفیة(249) السمحة.
- محبوبترین دین ها پیش خدای متعالی دین صحیح و آسان (اسلام) است.
210 - اذا بلغ الماء کرا، لم یحمل خبثا.
- وقتی که آب به اندازه کُرّ رسید، پلیدی (و نجاست) نمی پذیرد.
211 - ان أفضل الصیام، صیام أخی داود.(250)
- بهترین روزه ها، روزه برادرم داود است.
تعلیق :
و کان رسول الله (صلی الله علیه و آله): ربما صام یوما، و افطر یوما، و یقول: هو أشد الصیام، و هو صیام داود.(251)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله)ای بسا (در غیر ماه رمضان) یک روز روزه می گرفت و روز دیگر افطار می کرد، و می فرمود: آن سخت ترین روزه ها است، و آن روزه برادرم داود است.
212 - أکثروا، من ذکر هادم اللذات.
- بسیار به یاد آورید از بین برنده خوشی و لذت ها یعنی مرگ را.
تعلیق :
قال النبی (صلی الله علیه و آله): افضل الزهد فی الدنیا ذکر الموت، و افضل العبادة ذکر الموت، و افضل التفکر ذکر الموت.
فمن أثقله ذکر الموت وجد قبره من ریاض الجنة.(252)
بهترین زهد در دنیا یاد مرگ است، و بهترین عبادت یاد مرگ است، و بهترین تفکر و اندیشه یاد کردن مرگ است. پس هر کس یاد مرگ او را گرانبار کند، قبر خود را از باغهای بهشت می یابد.
و لما قیل لرسول (صلی الله علیه و آله): من اکرم الناس؟ من أکیس الناس؟ قال: أکثرهم للموت ذکرا و أشدهم له استعدادا.(253)
پرسیدند: چه کسی گرامی ترین مردم و چه کسی زیرک و خردمندترین مردم است فرمود: آنهایی که زیاد یاد مرگ می کند، و بیشترین آمادگی را برای مرگ دارند.
قال النبی (صلی الله علیه و آله): الکیس من دان نفسه و عمل لما بعدالموت و العاجز من اتبع نفسه و هواها، و تمنی علی الله عزوجل الأمانی.(254)
هوشیار کسی است که بر نفس خویش مسلط باشد و برای پس از مرگ عمل کند، و ناتوان آنست که دنبال هوای نفس برود، و از خدا آرزوهای بسیار دارد.
و قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):... والذی نفسی بیده، ما طرفت عینای الا ظننت أن شفرای لا یلتقیان حتی یقبض الله روحی و لا رفعت طرفی فظننت انی واضعه حتی أقبض و لا لقمت الا ظننت انی لا اسیغها حتی اغص بها.
ثم قال: یا بنی آدم؛ ان کنتم تعقلون فعدوا أنفسکم من الموتی، فوالذی نفسی بیده انما توعدون لات و ما أنتم بمعجزین.(255)
و فرمود: سوگند به کسی که جانم بدست اوست چشمانم را بر هم ننهادم مگر اینکه گمان کردم که قبل از گشودن روحم را خداوند قبض خواهد کرد و چشمانم را نگشودم در حالی که گمان داشتم که قبل از برهم گذاشتن آن قبض روح می شوم و لقمه ای به دهان نگذاشتم مگر گمان بردم آن را فرو نمی برم تا اینکه آن گلوگیرم شده و خفه ام می سازد.
سپس فرمود: ای فرزند آدم؛ اگر عقل دارید، خودتان را در شمار مردگان به حساب آرید سوگند به آنکه جانم بدست اوست، آنچه وعده داده شده اید (مرگ) خواهد آمد و شما نمی توانید از آن جلوگیری کنید.
قال رجل: یا رسول الله؛ مالی لا احب الموت؟ فقال: هل معک مال؟ فقال: نعم، قال: فقدم مالک بأن قلب المرء مع ماله، فان قدمه احب ان یلحقه، و ان خلفه احب أن یتخلف معه.(256)
مردی گفت: یا رسول الله؛ چرا من مرگ را دوست ندارم؟ فرمود: آیا مالی در پیش تو است؟ گفت: بلی، فرمود: مال خود را پیش از خود بفرست زیرا دل مرد همراه مال اوست پس اگر آن را پیش از خود بفرستد دوست دارد که به مالش برسد و اگر باقی گذارد دوست دارد که پیش مالش بماند.
عن النبی (صلی الله علیه و آله) قال: کن کانک عابر سبیل، وعد نفسک فی اصحاب القبور، عش ما شئت فانک میت، و احبب من احببت فانک مفارقه، عجبت لمؤمل دنیا و الموت یطلبه.(257)
فرمود: چنان باش که گویی رهگذری، و خودت را در شمار اهل قبول به حساب آور، هر طور که خواستی زندگی کن که (در آخرت) خواهی مرد، هر کس را که بخواهی دوست بدار که سرانجام از او جدا خواهی شد در شگفتم از آرزومند دنیا (در حالیکه) مرگ او را دنبال می کند.
قال (صلی الله علیه و آله): اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا، و اعمل لاخرتک کانک تموت غدا.(258)
برای دنیای خود چنان کار کن که گویا همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرت خود چنان کار کن که گویا فردا خواهی مرد.
عن علی (علیه السلام) فی قول الله: و لا تنس نصیبک من الدنیا قال: لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الاخرة.(259)
علی (علیه السلام) درباره کلام خدا که به رسول خود می فرماید: نصیب خود را از دنیا فراموش مکن، چنین گوید: صحت و سلامتی، قوت و معاش و فراغت (استراحت) خود را، و جوانی و سر زندگی خود را فراوش مکن، تا بوسیله آنها (نیرو و توانایی پیدا کنی و) آخرت طلب کنی.
213 - أعط الأجیر أجره قبل أن یجف عرقه.
- مزد و اجرت کارگر مزد بگیر را قبل از خشک شدن عرق او بپرداز.
214 - أیما امرأة سئلت الطلاق، فعلیها حرام رائحة الجنة.
- هر زنی که درخواست طلاق کند، بوی بهشت برای او حرام است.
215 - انما بعثت لأتمم(260) مکارم الأخلاق.
- من برای کامل کردن ارزشهای اخلاقی مبعوث شده ام.
216 - أحبکم الی الله، أحسنکم أخلاقا.
- محبوبترین شما پیش خدایتعالی، خوش خلق ترین شما است.
217 - ابغضکم الی الله، المشاؤن بالنمیمة.
- منفورترین و مبغوض ترین شما پیش خدایتعالی سخن چینانند.
218 - افضل الاعمال احمزها.
- بهترین و ارزشمندترین کارها سخت ترین و دشوارترین آنها است.
تعلیق :
من أحب دنیاه أضر بآخرته، و من أحب آخرته أضر بدنیاه، فآثروا ما یبقی علی یفنی.(261)
هر که دنیای خویش را دوست دارد آخرت خود را ضرر می رساند، و هر که آخرت خویش را دوست دارد به دنیای خویش زیان زند. پس آنچه را که باقی است بر آنچه فانی است ترجیح دهید.
و قال (علیه السلام): افضل الاعمال ما اکرهت علیه نفسک.(262)
بهترین کارها آنست که خود را به انجام آن وادار کنی.
219 - اطفئوا سرجکم عند نومکم.
- هنگام خواب، چراغهایتان را خاموش کنید.
تعلیق :
در آن زمان که اثری از چراغ برق و امثال آن نبود، معمولا چراغ آنها عبارت بود از ظرفی پر از روغن زیتون و غیره که نخی داخل آن قرار داده و سر آن نخ را روشن می کردند، و خانه ها بدون حفاظ و بدون وسایل ایمنی بود، موش ها در شب هنگام سبب افتادن چراغها می شدند که موجب آتش سوزی می شد، چنانکه حدیث دیگری در عیون الاخبار الرضا آمده:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): اطفئوا المصابیح باللیل، لاتجرها الفو یسقة فتحرق البیت و ما فیه.(263)
فرمود: چراغها را هنگام شب خاموش کنید، تا موشها آنها را نیندازند که موجب آتش سوزی خانه و اثاث آنها می شود.
220 - أحرث لدنیاک کانک تعیش أبدا، و اعمل لاخرتک کأنک تموت غدا.
- چنان به کسب و کار دنیای خود بپرداز که گویا همیشه زنده خواهی بود، و چنان برای امر آخرت خود کار کن گویا فرد خواهی مرد.(264)
221 - اتقوا السبع الموبقات.
- از هفت محل هلاکت پرهیز کنید.
تعلیق :
و فی الخصال... ان رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال: اجتنبوا السبع الموبقات قیل: و ما هن؟ قال: الشرک بالله، و السحر، و قتل النفس التی حرم الله الا بالحق، و أکل الرباء و أکل ما الیتیم، یوم الرجف، و قذف المحصنات الغافلات المومنات.(265)
در خصال صدوق از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمود: از هفت محل هلاکت دوری کنید، گفتند: آنها کدامند؟ فرمود: شرک به خدا، و سحر و جادو کردن و کشتن کسی را که خدا حرام کرده، مگر در جایی که حق باشد، و رباخواری، و خوردن مال یتیم و گریختن از جبهه جهاد، و تهمت زدن به زنان با عفت و پاکدامن مومن، کاری که آنها خبر ندارند.
222 - أکثروا الصلوة علی یوم الجمعة.
- روزهای جمعه به من بیشتر صلوات بفرستید.
223 - اشربوا بأیدیکم، فانها من خیر آنیتکم.(266)
- با دستهای خودتان آب بنوشید که آن از بهترین ظرفهای شما است.
224 - اذا کان فی بلد رجل صالح، او امرأة صالحة، رفع البلاء بدعائهم.
- اگر در شهری مردی صالح، یا زنی صالحه باشد، با دعای آنها، بلاء رفع می شود.
225 - اذا عمل احدکم عملا، فلیتقن.
- وقتی که یکی از شما کاری انجام می دهد، در انجام آن محکم کاری و دقت و مهارت بکار برد.
226 - اذا اراد احدکم الحاجة، فلیبکر الیها، و لیسرع المشی الیها، ولیکتمها.
- هرگاه یکی از شما قصد کار و حاجتی کرد، اول صبح اقدام کرده بسرعت و با جدیت دنبال آن حاجت برود، و قصد خود را به کسی ابراز نکند.
227 - اذا استنصحتم، فانصحوا.
- اگر کسی از شما پند و نصیحتی خواست، از نصیحت گویی و راهنمایی او دریغ نکنید.
228 - اوصانی جبرئیل بالمرأة، حتی ظننت أنه لا ینبغی طلاقها، الا من فاحشة بینة.(267)
- جبرئیل درباره زن طوری سفارش کرد که گمان بردم طلاق دادن او سزاوار نیست، مگر اینکه نابکاری او ثابت و علنی شده باشد.
229 - أدنی الشرک، أن یحدث الرجل رأیا، فیحب علیه و یبغض.
- کمترین شرک آن است که انسان عقیده نوظهوری احداث و ابداع کند و مبنای دوستی و دشمنی خود را با آن رأی و عقیده قرار دهد.
تعلیق :
راوی می گوید از ابی عبدالله (علیه السلام) پرسیدم که چه چیز بنده را به کفر نزدیک می کند؟ فرمود: أن یبتدع به شیئا فیتولی علیه و یتبرء ممن خالفه.(268)
کسی چیزی را ابداع کند و (پذیرنده آن را) دوست داشته و از کسی که با آن مخالف باشد بیزاری جوید.
230 - اذکروا محاسن موتاکم.
- خوبی های مردگان خود را (با دل و زبان) یاد کنید.
231 - ألا، من اراد شفاعتی، فلا یزوج کریمته بفاسق.
- آگاه باشید، هر کس شفاعت مرا می خواهد، دختر خوب خود را به مرد فاسق به همسری ندهد.
232 - أیما امرأة رضیت بتزویج فاسق، فهی فاسقة.
- هر زنی که راضی باشد با فاسقی ازدواج کند آن زن فاسق است.
233 - ان الله یحب اغاثة اللهفان.
- خدای تبارک، پناه دادن بیچارگان را دوست دارد.
234 - انا أفضل من جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و من جمیع الملائکة المقربین، و انا خیر البریة، و سید ولد آدم.
- مقام و مرتبه من از مقام جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، و از مقام همه فرشتگان مقرب بلندتر است، و من بهترین آفریدگانم و سید و سرور اولاد آدم هستم.
235 - أسماء بنت عمیس، و أم ایمن امرأتان من أهل الجنة.
- اسماء دختر عمیس (همسر جعفر طیار فرزند ابیطالب) و أم ایمن (دایه پیامبر) هر دو از زنان اهل بهشت اند.(269)
236 - أحسن الناس ایمانا (و) أکرمهم خلقا، ألطفهم باهله، و انا ألطفکم باهلی.
- بهترین مردم از لحاظ ایمان، و نیکوترین آنها از جهت خلق و خوی کسی است که با اهل و عیال خود خوش رفتارتر و مهربان تر باشد، و من خوش رفتارترین شما نسبت به خانواده خود هستم.
237 - أراذل موتاکم العزاب.
- زبون ترین و پست ترین مردگان شما کسانی هستند که (با داشتن امکان) از ازدواج خودداری کرده اند.
238 - انما انا رجل منکم، أتزوج فیکم، و أزوجکم، الا فاطمة، فان تزویجها نزل من السماء.
- من مردی از خودتان هستم، از شما زن می گیرم، و به شما زن می دهم، مگر فاطمه، که (دستور) تزویج او از آسمان نازل شده.
239 - اذا اجتهد الحاکم (المجتهد) فأخطأ فله أجر، و ان اصاب فله أجران.(270)
- اگر حاکم (شرع) اجتهاد کرد، و در اجتهاد خود خطاء رفت یک اجر دارد، و اگر حکم او مطابق با واقع بود دو اجر دارد.
240 - اذا أتیکم کریم قوم، فاکرموه.
- اگر بزرگ و محترم قومی پیش شما آمد، او را احترام کنید.
241 - ان هذا الدین بدأ غریبا و سیعود کما بدأ.
- براستی این دین در ابتدا غریب بود، و در آینده نیز چون آغازش (غریب) خواهد بود.
تعلیق :
خرج ذات یوم النبی (صلی الله علیه و آله)، فاذا قوم یتحدثون و یضحکون، فسلم علیهم ثم قال: ان الاسلام بدأ غریبا و سیعود غریبا، فطوبا للغرباء یوم القیمة. قیل: و ما الغرباء یا رسول الله؟ فقال: الذین اذا فسد الزمان، صلحوا.(271)
روزی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بیرون آمد، گروهی را دید که با همدیگر سخن می گویند و می خندند، به آنها سلام کرد و سپس فرمود: به درستی که اسلام غریب و بی کس آغاز شد، و در آینده نیز غریب خواهد گردید، خوشا به حال غریب ها در روز قیامت. پرسیدند: منظور از غربا چیست؟ فرمود: کسانی که نیکوکار باشند در حالی که (اهل) زمان فاسد شده اند.
در محجة البیضاء چنین آمده: قد صح قول رسول الله (صلی الله علیه و آله): بدء الاسلام غریبا، و سیعود غریبا کما بدء، فطوبا للغرباء فقیل: و من الغرباء یا رسول الله؟ قال: الذین یصلحون ما افسده الناس من سنتی، و الذین یحیون ما أماتوه من سنتی.(272)
صاحب محجة می گوید: فرمایش آنحضرت صحت یافت که فرمود: اسلام به غربت و بی کسی شروع شده، و در آینده نیز چون آغازش غریب و بی کس خواهد شد، پس خوشا بر غریبان، پرسیدند: غریبان چه کسانی هستند؟ فرمود: کسانی که اصلاح می کنند آنچه را که مردم از سنت من فاسد کرده اند، و کسانی که زنده می کنند آنچه را که آنها از سنت من میرانده اند.
و در حدیث دیگر آمده: هم المتمسکون بما أنتم علیه الیوم.(273)
آنها چنگ می زنند به آنچه امروز شما بر آنید.
و الحدیث آخر: الغرباء ناس قلیل صالحون بین ناس کثیر، من یبغضهم اکثر ممن یحبهم.(274)
غریبان، گروه اقلیت صالحی هستند در میان اکثریت مردم که دشمنانشان از دوستانشان بیشتراند.
242 - افضل العبادة، قرائة القرآن.
- بهترین عبادت، خواندن و قرائت قرآن است.
243 - افضل الصدقة، صدقة اللسان.
- بهترین صدقه، صدقه زبان است.
244 - افضل الصدقة جهدة المقل.
- بهترین صدقه، بذل و بخشش کردن به نیازمندی است که از مال دنیا دستش خالی بوده و در غایت شدت و سختی باشد.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (صلی الله علیه و آله)، قال:... من أغاث أخاه المومن اللهفان اللهثان عند جهده... الی آخر الخبر.(275)
فرمود: هر کس برادر مومن خود را که بیچاره و پریشان حال و مضطر باشد، (یا) از تشنگی جگرش می سوزد، (یا) از شدت مشقت طاقتش به غایت رسیده، پناه داده، و از غم و غصه نجاتش دهد و به او یاری کرده حاجتش را روا سازد. خداوند برای او هفتاد و دو رحمت الهی مقدر سازد که با یکی از آن رحمتها امور معیشت زندگی او را در دنیا بهبود می بخشد، و هفتاد و یک رحمت دیگر را برای فریادرسی روز قیامت و هول و وحشت آن روز ذخیره نموده و نگه می دارد.
245 - ان المدینة لتنفی خبثها، کما ینفی الکیر خبث الحدید.
- مدینه پلیدی خود را از بین می برد چنانکه دَمِ آهنگری پلیدی (و زنگ زدگی) آهن را می زداید.
246 - اذا رأیتم معاویة علی منبری فاقتلوه.
- هرگاه معاویه را بالای منبر من دیدید، او را بکشید.
247 - ان من أمتی سیدخل الجنة بشفاعته أکثر من ربیعة و مضر.
- راستی در میان امت من (کسانی هستند) که بشفاعت هر یک از آنها بیشتر از (نفرات قبیله) ربیعه و مضر وارد بهشت می شوند.
تعلیق :
... قال کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول: لا تستخفوا بفقراء شیعة علی (علیه السلام) و عترته من بعده، فان الرجل منهم لیشفع لمثل ربیعة و مضر.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمود: فقیران شیعه علی (علیه السلام) و فرزندان بعد از او را کوچک نشمارید، زیرا مردی از آنان به مانند (نفرات) ربیعه و مضر شفاعت می کند.
بیان: ربیعة و مضر قبیلتان عظیمتان یضرب المثل بهما فی الکثرة.(276)
ربیعه و مضر دو قبیله بزرگند که کثرت نفوس آنان ضرب المثل شده است.
248 - ان الله حرم علی الأرض أن تأکل أجساد الأنبیاء.
- خدای تعالی، خوردن (پوسیده کردن) اجساد پیامبران را بر زمین حرام کرده.
249 - اذا أتاک سائل علی فرس، فقد وجب له الحق و لو بشق تمرة.
- اگر سایلی سوار بر اسب (هم) به شما رجوع کرد، برای او حقی واجب است، اگر چه با بخشش نیمه خرما باشد.
250 - استعینوا علی الصیام بالسحور.
- برای روزه گرفتن با خوردن سحری کمک بگیرید.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): تسحروا فان السحور برکة.(277)
رسول گرامی فرمود: سحری بخورید، زیرا سحری برکت و فزونی است.
قال الصادق (علیه السلام): تسحروا، ولو بشربة من مآء.(278)
فرمود: سحری بخورید، اگر چه با نوشیدن یک جرعه آب باشد.
و قال: ان الله و ملائکته یصلون علی المتسحرین والمستغفرین بالأسحار.(279)
بدرستی که خدای تعالی و فرشتگانش بر سحری خوردندگان، و بر کسانی که هنگام سحر استغفار می کنند صلوات می فرستند.
251 - أقیلوا، فان الشیطان لا یقیل.
- در نیمه روز بخوابید که شیطان در نیمه روز نمی خوابد.
تعلیق :
در هر دو نسخه (اقیلوا) با همزه اول شروع شده که بمعنای فسخ کردن و در گذشتن از گناه است. و (قیلوا) بدون همزه بمعنای (خواب قیلوله) خوابیدن وسط روز است. ظاهرا تصحیف شده است، همان (قیلو) صحیح است، چنانکه در (الفقیه 1/53: قیلوا فان الشیطان لا یقیل) و در (وسائل 6/501): قیلوا فان الشیاطین لا تقیل آمده است.
عربی صحرانشین به محضر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا؛ من حفظ و یادگیری خوبی داشتم، و حالا فراموشکار شده ام. فرمود: آیا تو قبلا وسط روز می خوابیدی و آن را ترک نمودی؟ عرض کرد: بلی، فرمود: پس به همان حال برگرد، و (وسط روز بخواب) او این کار را کرد و حافظه و یادگیری او به (حال اول) برگشت.(280)
252 - اکفتوا صبیانکم اول اللیل، فان للشیطان خطفة و انتشارا.(281)
- کودکان خود را اول شب بسوی خود فراخوانید (و دور خود جمع کنید) زیرا شیطان، ربایندگی و تردستی دارد، و پراکننده است.
253 - ان کان الشؤم فی شیی ء، ففی لسان المرأة.
- اگر شوم بدون (نحوست و بدیمنی) در چیزی باشد، آن در زبان زن است.
254 - اسکتوا عما سکت الله عنه.
- خاموش باشید و سکوت کنید درباره آنچه خدایتعالی آن را مسکوت گذاشته است.
255 - ایاکم و خضراء الدمن، (قیل یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) و ما خضراء الدمن؟ فقال: المرأة الحسناء فی منبت السوء.(282))
- از سبزه مزبله بپرهیزید. گفتند: سبزه مزبله چیست، فرمود: زن زیبا پرورش یافته در خانواده بد و بی بند و بار.
256 - افضل الاعمال، انتظار الفرج.
- بهترین کارها انتظار فرج و گشایش است.
257 - ایاکم والمثلة ولو بالکلب العقور.
- از مُثله کردن (بریدن گوش و بینی) خودداری کنید اگر چه سگ گزنده باشد.
258 - احفظ ما بین لحییک و رجلیک.
- دهان و فرج خود را نگهدار.
259 - اقرب ما یکون العبد من الله اذا کان ساجدا.
- نزدیکترین حالی که بنده به خدا نزدیک می شود هنگامی است که در حال سجده باشد.
260 - انا مدینة العلم، و علی بابها.
- من شهر علم هستم و علی درِ آن شهر است.
261 - ان الله یستحیی من ذی الشیبة المسلم أن یعذبه.
خدایتعالی حیا می کند (خوش ندارد) که مسلمان سالخورده را عذاب کند.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (علیه السلام): ان الله لیکرم أبناء السبعین و یستحیی من ابناء الثمانین، أن یعذبهم.(283)
بدرستی که خدای تعالی هفتاد سالگان را گرامی می دارد، و حیا می کند از هشتاد سالگان که آنها را عذاب کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): ان الله ینظر فی وجه الشیخ المومن صباحا و مساء، فیقول: یا عبدی؛ کبر سنک، و رق عظمک، ورق جلدک، و قرب اجلک، وحان قدومک علی، فاستح منی، فانا استحی من شیبک، أن أعذبک بالنار.(284)
فرمود: بدرستی که خدایتعالی، هنگام صبح و شام، به روی شخص مومن سالخورده نگاه می کند و می فرماید: ای بنده من سن و سال تو زیاد شده، و استخوانت پوک گشته، و پوست تو شل و نازک شده، و اجل و مرگ تو نزدیک شده، و بزودی پیش من وارد می شوی، پس حسا کن از من، من از پیری تو حیا می کنم که با آتش دوزخ عذابت نمایم.
کرم بین و لطف خداوندگار - گنه بنده کرده است او شرمسار
262 - ان الله یحاسب الخلائق کلهم کمقدار، لمح البصر.
- خداوند، در یک چشم بهم زدن، به حساب تمام مخلوقات رسیدگی می کند.
263 - اذا صمت، فلیصم سمعک و بصرک و لسانک.(285)
- هرگاه روزه گرفتی، از شنیدن و نگاه کردن و گفتن (حرام) نیز امساک کن.
264 - ان لکل نبی ذریة، ینسبون الی أبیهم، الا اولاد فاطمة، فانی انا ابوهم.
- هر پیامبری اولاد و ذریه ای دارد (که) به پدرشان نسبت داده می شوند به جز اولاد فاطمه که من پدرشان هستم.
تعلیق :
قال النبی (صلی الله علیه و آله): ان الله عزوجل، جعل ذریة کل نبی من صلبه خاصة، و جعل ذریتی من صلب علی بن أبیطالب، ان کل بنی بنت ینسبون الی أبیهم، الا اولاد فاطمة، فانی انا أبوهم.(286)
بدرستی که خدای عزوجل نسل هر پیامبری را فقط در صلب خودش قرار داد، و نسل مرا در صلب علی بن ابیطالب قرار داد.
بدرستی که فرزند هر دختری را به پدر آن فرزند نسبت می دهند به جز فرزندان فاطمه، که من پدر ایشان هستم.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):... و کل بنی انثی عصبتم لأبیهم ما خلا بنی فاطمة، فانی انا أبوهم، و انا عصبتهم.(287)
رسول اکرم فرمود: همه فرزندان زن، خویشان و عصبه پدرشان هستند، به جز فرزندان فاطمه که من پدرشان و عَصَبَة آنها هستم.
قال (صلی الله علیه و آله): من فصل بینی و بین آلی بعلی، لم یشم رایحة الجنة، و ان ریحها لیوجد من خمسمائة عام.(288)
هر کس بین من و آل و خاندانم با علی فاصله بیاندازد، عطر و بوی بهشت را استشمام نمی کند، در حالی که بوی آن از پانصد سال راه احساس می شود.
عن النبی (صلی الله علیه و آله) اته قال: لا تفرقوا بینی و بین آلی بعلی.(289)
بین من و آل من با علی جدایی نیاندازید.
آیه مباهله نیز بر اولاد پیامبر بودن حسن و حسین (علیهما السلام) گواهی می دهد: ... فقل تعالوا ندع أبنائنا و أبنائکم و نسائنا و نسائکم و أنفسنا و أنفسکم، ثم نبتهل، فنجعل لعنت الله علی الکاذبین.(290)
بگو بیایید تا فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما و نفس های خود ما و نفس های شما را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم (در حق یکدیگر نفرین نماییم) تا لعنت خدا را بر هر طرف که دروغگو باشد وارد سازیم.
مورخین و مفسرین و محدثین اتفاق نظر دارند که: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) برای مباهله با نصری جز علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام کس دیگری را حاضر نفرمودند، یعنی برای مباهله تنها به علی که مصداق انفسنا بود، و به حسن و حسین که مصداق ابنائنا محسوب می شدند، و به فاطمه که مصداق نسائنا بود اکتفا فرمودند و امتثال امر الهی را هم به آن وسیله انجام دادند.
265 - اذا عملت سیئة، فاعمل تحتها حسنة تمحوها.(291)
- هرگاه کردار زشتی از تو سر زد، به دنبال آن کار نیکی انجام بده، تا آن را محو و پاک کند.
تعلیق :
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال لی: یا ابا النعمان لا یغرنک الناس من نفسک، فان الأمر یصل الیک دونهم، و لا تفطع نهارک بکذا و کذا، فان معک من یحصی علیک، و أحسن، فانی لم أر، أشد طلبا، و لا أسرع درکا، من حسنة، محدثة لذنب قدیم. ان الله عزوجل یقول: ان الحسنات یذهبن السیئات، ذلک ذکری للذاکرین.(292)
راوی گوید که امام صادق (علیه السلام) به من فرمود، ای ابا نعمان مردم تو را به خودت مغرور نکنند (یعنی: فریب ستایش و مدح دیگران را مخور، سود و زیان) کار بخودت خواهد پیوست، نه به مردم دیگر.
لحظات روز خود را به چنین و چنان (بیهوده) سپری و تلف مکن، زیرا کسی که حساب کار تو را دارد همراه تو است، و نیکی کن، زیرا که من برای (جبران) گناه گذشته چیزی بهتر و سریعتر از انجام کار نیک جدید سراغ ندارم.
خدای متعال می فرماید: (براستی که کردار نیک گناهان را از بین می برد. این پند و یادآوری است بر یادآوران و پند گیرندگان.)
266 - ان للقلوب صداء کصداء النحاس، فاجلوها بالاستغفار.
- دلها زنگ می زنند مانند زنگ زدن مس، پس آن را با استغفار کردن پاک کنید.
267 - ان سین بلال عندالله شین.(293)
- بدرستی که سین بلال در پیشگاه خدای تعالی شین بحساب آید.(294)
268 - أفضل الصلوات عندالله صلوة المغرب، لم یحطها عن مقیم و لا مسافر، فتح الله بها صلوة اللیل و ختم بها صلوة النهار.
- بهترین نمازها پیش خدای تعالی نماز مغرب است که (تعداد رکعات آن را) نه از مقیم و نه از مسافر، قصر و کم نکرده است، خدایتعالی، با آن، نماز شب را آغاز، و نماز روز را پایان می دهد.
269 - ان لایة الکرسی لسانا و شفتین، تقدس الملک عند ساق
العرش.
- بدرستی که آیة الکرسی یک زبان و دو لب دارد، که نزد ساق عرش، خداوند را تقدیس و تسبیح گوید.
270 - أطیب ما أکل الرجل من کسبه، و ان ولده من کسبه.
- پاکیزه ترین روزی که مرد می خورد آنست که از کسب و (دسترنج) خود باشد و فرزند او از جمله کسب اوست.
تعلیق :
و عنه (صلی الله علیه و آله) انه قال: أطیب ما یأکل المومن من کسبه، و ان ولده من کسبه.(295)
پاکترین و گواراترین روزی مومن آنست که از کسب (و دسترنج) خود بدست آورد، و فرزند او از جمله کسب اوست.
عن النبی (صلی الله علیه و آله): ولد الرجل من کسبه، من أطیب کسبه، فکلوا من أموالهم.(296)
فرزند مرد از جمله کسب او، و از نیکوترین و گواراترین کسب او است. از اموال فرزندانتان بخورید.
در عیون اخبار الرضا، در پاسخ حضرت رضا (علیه السلام) به پرسشهای محمد بن سنان در علل بعضی از احکام آمده: و علة تحلیل مال الولد لوالده بغیر اذنه...(297)
مال فرزند بر پدر حلال است بدون اجازه او، ولی بر فرزند بدون اجازه از مال پدر حلال نیست، زیرا فرزند برای پدر است بموجب کلام خدای تعالی: یهب لمن یشاء اناثا، و یهب لمن یشاء الذکور(298)
به هر که خواهد فرزند دختر و به هر که خواهد فرزند پسر می بخشد. و او عهده دار هزینه زندگی فرزندش است، چه صغیر باشد، چه بالغ، و به پدر نسبت داده می شود، بنا به کلام خدای تعالی: ادعوهم لابائهم هو أقسط عند الله(299) ایشان را بپدرشان بخوانید که آن بهتر است نزد خدا و فرمایش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): أنت و مالک لأبیک تو و مال تو برای پدرت می باشید. و مادر نمی تواند از مال فرزندش بردارد، مگر با اجازه فرزندش و یا با اجازه پدرش، زیرا نفقه فرزند به عهده پدر است و به عهده مادر نیست.
... قلت لأبی عبدالله (صلی الله علیه و آله): ما یحل للرجل من مال ولده؟ فقال: قوته بغیر سرف اذا اضطر الیه.(300)
راوی می گوید: به ابی عبدالله (علیه السلام) گفتم: برای مرد چه چیز از مال پسرش حلال است؟ فرمود: هزینه معاشش بدون زیاده روی، هرگاه محتاج بر او باشد.
... عن ابی جعفر (علیه السلام)، سألته عن الرجل یحتاج الی مال ابنه؟ قال: یأکل منه ما شاء من غیر سرف، و قال فی کتاب علی (علیه السلام): ان الولد لا یأخذ من مال والده شیئا الا باذنه والوالد یأخذ من مال ابنه ما شاء...(301)
راوی می گوید: از ابی جعفر (علیه السلام) درباره مردی که محتاج به مال پسرش باشد پرسیدم؟ فرمود: هر چه از آن بخواهد می خورد بدون زیاده روی و اسراف، و فرمود: در کتاب علی (علیه السلام) است که: فرزند از مال پدرش چیزی برنمی دارد مگر با اجازه او، و پدر از مال پسر هر چه خواست بر می دارد.
271 - اذا رأیت الله یعطی علی المعاصی، فذاک استدراج.
- هرگاه دیدی که علی رغم گناهان خداوند عطا می کند (بدانکه) آن استدراج است (یعنی: مرحله به مرحله به بدبختی نزدیک گردانیدن.)
تعلیق :
کلام خدای تعالی: والذین کذبوا بایاتنا سنستدرجهم من حیث لایعلمون و أملی لهم ان کیدی متین.(302)
یعنی: و آنانکه آیات ما را دورغ پنداشتند، بزودی و بتدریج ایشان را به هلاکت نزدیک سازیم بطوریکه نمی فهمند. و مهلت می دهیم ایشان را، بدرستیکه مجازات من سخت و استوار است.
قال علی (علیه السلام): یابن آدم اذا رأیت ربک سبحانه یتابع علیک نعمه و أنت تعصیه فأحذره.(303)
ای فرزند آدم هرگاه دیدی که پروردگار سبحان، پی در پی بر تو نعمت می رساند، در حالیکه تو بخدا معصیت و نافرمانی میکنی، پس آنکه از او بیمناک باش.
و قال ایضا فی خطبته: فما ینجو من الموت من یخافه، و لا یعطی البقاء من أحبه، و من جری فی عنان أمله عثر به أجله، و اذا کنت فی ادبار والموت فی اقبال، فما أسرع الملتقی، ألحذر ألحذر! فوالله لقد ستر حتی کانه غفر.(304)
فرمود: از مرگ ترسیدن کسی را از آن نجات نمی دهد، و با دوست داشتن زندگی جاوید، کسی آن را بدست نمی آورد، و هر کس دنبال آرزوی خود رفت، رسیدن مرگ و اجل او را ناکام ساخت. وقتی که تو داری دنیا را پشت سر می گذاری مرگ (نیز) دارد به سوی تو می آید، پس هر چه زود بهم می رسید، آماده باش و بیدار شو و بترس (از خدا و گناه کردن و استدراج) سوگند بخدا تا آن اندازه (گناهانتان را) پرده کشید (و از عقوبت آن در دنیا عجله نکرد) که گویا آنها را بخشیده است.
قال ابو عبدالله (علیه السلام): اذا أراد الله عزوجل بعبد خیرا، فأذنب ذنبا تبعه بنقمة و یذکره الاستغفار. و اذا أراد الله بعبد شرا، فأذنب ذنبا تبعه بنعمة لینسیه الاستغفار، و یتمادی به، و هو قول الله عزوجل: سنستدرجهم من حیث لا یعلمون(305) بالنعم عندالمغاصی.(306)
زمانی که خدای عزوجل بر بنده ای خوبی خواست، هرگاه مرتکب گناهی شد بدنبال آن، عقوبتی به او می رساند و استغفار و آمرزش خواهی را به یادش آورد. و اگر از بنده ای (ناراضی بود) و بدی او را خواست، هرگاه گناهی کرد به دنبال آن ناز و نعمتی به او می دهد، تا اینکه استغفار و توبه را فراموش می کند و به گناه ادامه می دهد.
چنانکه فرموده است: (بزودی آنها را به تدریج به عذاب نزدیک می کنیم از جایی که نمی دانند) با دادن نعمت هنگام معصیت.
272 - ابدء بمن تعول.
- از خانواده خود شروع کن.
تعلیق :
یعنی: اگر چیزی داری و خانواده تو به آن احتیاج دارند، نخست احتیاجات آنان را تامین کن.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی وصیته لعلی (علیه السلام):... یا علی؛ لا صدقة و ذو رحم محتاج.(307)
یعنی: اگر از ارحام تو محتاج باشند، صدقه دادن به دیگران جایز نیست.
273 - اذا وضع السیف فی أمتی، لم یرفع عنها الی یوم القیمة.
- هرگاه شمشیر در میان امت من قرار گرفت، تا روز قیامت از آنها دور نخواهد شد.
تعلیق :
... و انما أخاف علی أمتی الأئمة المضلین و اذا وقع علیهم السیف لم یرفع الی یوم القیامة...(308)
بر امتم از سران گمراه کننده می ترسم و هرگاه شمشیر در بین آنها قرار گیرد تا روز قیامت برداشته نمی شود...
274 - ان الشرک أخفی من دبیب النمل علی صفواة سوداء فی لیلة ظلماء.(309)
- بدرستی که شرک، پنهان تر است از نرم رفتن مورچه در روی سنگ سیاه و سخت و صاف در شب تاریک.
تعلیق :
قال ابو عبدالله (علیه السلام): ان الشرک أخفی من دبیب النمل، و قال: منه تحویل الخاتم لیذکر الحاجة و شبه هذا.(310)
فرمود: بدرستی که شرک پنهان تر از نرم رفتن مورچه است، و فرمود: از آن جمله است برگرداندن انگشتر برای یادآوردن حاجت و نیاز و امثال آن.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: انه سئل عن قول النبی (صلی الله علیه و آله): ان الشرک أخفی من دبیب النمل علی صفاة سوداء فی لیلة الظلماء؟ فقال: کان المومنون یسبون ما یعبد المشرکون من دون الله و کان المشرکون یسبون ما یعبد المومنون فنهی الله المومنین عن سب آلهتهم لکیلا یسب الکفار اله المومنون فیکون المومنون قد أشرکوا بالله من حیث لا یعلمون. فقال: و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم.(311)
از ابی عبدالله (علیه السلام) پرسیدند از قول پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) که فرمود: شرک پنهان تر است از نرم رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در شب تاریک؟ فرمود: (مومنان بت های مشرکان را دشنام می دادند و (در مقابل) مشرکان نیز معبود مومنان را دشنام می دادند. خدای عزوجل مومنان را از دشنام دادن بت های آنهان نهی فرمود. تا کافران خدای مومنان را دشنام ندهند و آنگاه مومنان ناخودآگاه با این کار خود (با دشنام دادن بتها) بخدا شرک آورده باشند در حالی که نمی دانند) فلذا فرمود: (و دشنام ندهید کسانی را که غیر خدا را می خوانند، تا آنان (نیز) خدا را با دشمنی و از روی نادانی دشنام دهند.)
عن شداد بن اوس، قال: دخلت علی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرأیت فی وجهه ما ساءنی، فقلت: ما الذی أری بک؟ فقال: أخاف علی أمتی الشرک، فقلت: أیشرکون من بعدک؟ فقال: أما انهم لا یعبدون شمسا و لا قمرا، و لا وثنا، و لا حجرا، ولکنهم یراؤن بأعمالهم والریاء هو الشرک فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه أحدا.(312)
شدادبن اوس گفت: محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد شدم، آنگاه در سیمای آنحضرت حالتی دیدم که مرا ناراحت کرد، عرض کردم این چه حالت است که در شما می بینم؟ فرمود: از شرک امتم بیمناکم. عرض کردم: آیا بعد از شما مشرک می شوند؟ فرمود: آنان خورشید و ماه و بتی و سنگی را عبادت نمی کنند، ولکن آنان با عملهای خود ریا و خودنمایی می کنند، و ریا کردن شرک است (هر کسی که لقای پروردگارش را آرزو می کند، پس باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد.)
هر که مشتاق رخ و دیدار اوست - بی گمان نیکو عمل، اخلاص روست
275 - ان الله قال: ألحسنة عشر، و أزید، والسیئة واحد اوأغفر.(313)
- خدای تعالی فرمود: عمل نیک را ده برابر پاداش و زیادتر هم می دهم، و عمل بد را یک برابر عقاب، و یا می بخشم.
276 - امرنا معاشر الأنبیاء أن نکلم الناس علی قدر عقولهم.
- ما گروه پیامبران دستور داریم که با مردم به تناسب عقلشان صحبت کنیم.
277 - ان عمار، ملی ایمانا من قرنه الی قدمه وأختلط الایمان بلحمه و دمه.
- عمار از سر تا قدم پُر از ایمان است، و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است.
278 - اذا أراد الله بعبد شرا أمسک عنه عقوبة ذنبه، حتی یوافی یوم القیمة، و اذا أراد الله بعبد خیرا عجل له عقوبة ذنبه فی الدنیا.
- هرگاه خدایتعالی (از بنده ای ناخشنود بود) و برای او شری اراده کرد. از عقوبت گناهش (در دنیا) خودداری کند تا در روز قیامت جزایش دهد و اگر (از بنده ای راضی بود) و برای او خبری خواست عقوبت گناهش را در دنیا جلو میاندازد.(314)
279 - أکثر الناس شبعا فی الدنیا، أطولهم جوعا یوم القیمة.
- سیرترین مردم در این جهان، طولانی ترین گرسنگان روز قیامت اند.
280 - أمرت بمداراة الناس (کما) أمرت بأداء الفرائض.
- ماموریت یافتم که با مردم بمدارا رفتار کنم، همانگونه که به اداء واجبات مامور گشتم.(315)
281 - انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به، لن تضلوا، کتاب الله، و عترتی اهل بیتی.
- من در میان شما چیزی را باقی می گذارم که اگر چنگ به آن بزنید، هرگز گمراه نمی شوید (و آن) کتاب خدای عزوجل و عترت و اهل بیت من است.
تعلیق :
حیث یقول (صلی الله علیه و آله) فی حجةالوداع: انی تارک فیکم الثقلین، ما، ان تمسکتم بهما، لن تضلوا بعدی، کتاب الله و عترتی أهل بیتی، و انهما، لن یفترقا، حتی یردا علی الحوض، فانظروا کیف تخلفونی فیهما.(316)
همانگونه که در حجةالوداع می فرمود: من در میان شما، دو گنجینه گرانبار باقی می گذارم، اگر به آن دو چنگ بزنید، بعد از من هرگز گمراه نمی شوید، (آن)، کتاب خدایتعالی و عترت و خاندان من است و آن دو هرگز از هم جدا نمی شوند، تا اینکه در حوض بر من وارد شوند، پس ببینید چگونه از آن دو ترکه من نگهداری خواهید کرد.
رساله جامعی درباره حدیث ثقلین مشهور بین سنی و شیعه با ده ها سند از طریق عامه نوشته شیخ قوام الدین الوشنوی در مصر از طرف دارالتقریب الاسلامیه قاهره چاپ گشته، که مورد تایید همه فرق اهل سنت نیز می باشد.
282 - أنین المریض تسبیح، و صیاحه تهلیل، و نومه علی الفراش عبادة.
- نالیدن مریض، ثواب تسبیح دارد و صیحه و زاری او، تهلیل (ذکر لا اله الا الله) و خفتن او در بستر بیماری عبادت است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): یا علی؛ أنین المومن المریض تسبیح، و صیاحه تهلیل، و نومه علی الفراش، عبادة، و تقلبه من جنب الی جنب جهاد فی سبیل الله، فان عوفی یمشی فی الناس و ما علیه من ذنب.(317)
فرمود: ای علی؛ ناله مومن مریض ثواب تسبیح دارد و فریاد زاری او ذکر لا اله الا الله، و خواب او در بستر (بیماری) عبادة است، و برگشتن او از طرفی به طرف دیگر جهادی در راه خدا است. هرگاه عافیت یافت بین مردم راه می رود، در حالیکه گناهی در گردن ندارد.
283 - اشفعوا، توجروا.(318)
شفاعت و وساطت کنید، تا اجر و پاداش یابید.

ب: باب ب: باب البآء

284 - بنی الاسلام علی خمس (علی) الصلوة، و الزکوة والصوم، والحج، و الولایة.
- اسلام روی پنج پایه قرار گرفته است: نماز، زکات، روزه، حج، و ولایت.
285 - بالبر یستعبد الحر.
- با نیکی و بخشش انسان آزاد را می شود بنده خود ساخت.
286 - بادروا بالأعمال ستا: طلوع الشمس من مغربها، والدجال، والدخان، و دابة الأرض، و حویصة أحدکم، یعنی: الموت، و أمر العامة، یعنی: القیامة.(319)
- بشتابید به اعمال (نیک قبل از آنکه) شش واقعه رخ دهد: طلوع آفتاب از محل غروبش، و (خروج) دجال، و (ظاهر شدن) دود، و جنبنده (در روی) زمین، و حریصه (مرگ) هر یک از شما و امر عموم، یعنی قیامت.
287 - بر الرجل بولده، بره بوالدیه.
- نیکی کردن مرد به فرزندانش بمنزله نیکی کردن او است به پدر و مادرش.
288 - بلو أرحامکم و لو بسلام.(320)
- به ارحام و خویشان خود نزدیکی جویید اگر چه با یک سلام باشد.
289 - بادر بأربع قبل أربع: شبابک قبل هرمک، و صحتک قبل سقمک، و غناک قبل فقرک، و حیوتک قبل موتک.(321)
- پیشی بگیر و غنیمت شمار چهار چیز را قبل از چهار چیز: جوانی خود را پیش از پیری، و سلامتی خود را پیش از بیماری، بی نیازی خود را پیش از نیازمندی، و زندگی خود را قبل از مرگ.
290 - بالصدقة یرد القضاء المبرم الذی أبرم ابراما.(322)
- با صدقه دادن قضایی که محکم و استوار گشته رد و برگشت می شود.
291 - بشر الحاج بالغنی.
- زائر خانه خدا (حاجی) را به بی نیازی و توانگری بشارت بده.
292 - بشر قاتل ابن صفیة بالنار.
- قاتل فرزند صفیه را به آتش دوزخ خبردار کن.
293 - بعثت بالحنیفیة السمحة السهلة.(323)
- من به دین مستقیم حق و موافق با فطرت و آسان برگزیده شده ام.
294 - بکروا بالصلوة فی یوم الغیم.(324)
- روزی که هوا ابری است، نماز خود را زودتر بخوانید (که قضا نشود.)
295 - بر الوالدین، و صلة الرحم، یهونان الحساب.
- نیکی با پدر و مادر، و پیوند با خویشان حساب روز قیامت را آسان می کند.
296 - بعثت و الساعة کفرسی رهان، کاد أحدهما، أن یسبق الاخر، باذنه.
- من و قیامت برانگیخته شدیم مانند دو اسب مسابقه، نزدیک است که یکی از آن دو از دیگری سبقت گیرد، باذن خدا.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): بعثت و الساعة کهاتین، (و اشار باصبعیه السبابه و الوسطی) و ثم قال: والذی بعثنی بیده، انی لأجد الساعة بین کتفی.(325)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: من و روز قیامت برانگیخته شدیم همانند این دو تا (به دو انگشت سبابه و وسطی اشاره فرمود) آنگاه فرمود: قسم به کسی که مرا با دست قدرت خود مبعوث کرده، من قیامت را در میان دو شانه خود مشاهده می کنم.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): بعثت و الساعة کفرسی رهان یسبق أحدهما صاحبه باذنه، ان کانت الساعة لتسبقنی الیکم.(326)
من و روز قیامت برانگیخته شدیم همانند دو اسب مسابقه، یکی از آن دو باذن خدا به دیگری پیشی می گیرد، وقتی که قیامت شد از من به شما پیشی می گیرد.
297 - باب التوبة مفتوح (لمن أرادها.)
- در توبه همیشه باز است (برای کسی که بخواهد.)
298 - بشروا، و لا تنفروا.(327)
- (مردم را به فضل و بخشش خدایتعالی) بشارت دهید، و آنان را (از خدا مایوس) و فراری نکنید و تنگ و تنگ نگیرید.
تعلیق :
قال (صلی الله علیه و آله): یسروا و لا تعسروا، و بشروا و لا تنفروا.(328)
فرمود: آسان گیرید و سخت نگیرید، و مژده بدهید و نرمانید.
عن علی (علیه السلام): یسروا و لا تعسروا، و خففوا و لا تثقلوا.(329)
سهل و آسان گیرید و دشوار نگیرید، سبک بگیرید و سنگین نگیرید.
عمار بن ابی احوص گوید: به امام ششم گفتم: مردمانی پیش ما هستند که به امیرالمومنین (علیه السلام) عقیده دارند و او را از همه بهتر می دانند، ولی چنانچه ما آن حضرت را وصف می کنیم و می شناسیم وصف نمی کنند و معرفتشان درباره او کم است، آیا ما با آنها دوست و پیوسته باشیم؟
فرمود: آری اجمالا با آنها دوستی کنید، هر کس اندازه ای دارد، در پیش خدا چیزهاییست که پیش رسول خدا نیست، رسول خدا بدرگاه حق مقامی دارد که ما نداریم، ما چیزهایی داریم که شما ندارید، شما هم مقامی از معرفت دارید که دیگران ندارند، خداوند متعال اسلام را بر هفت سهم تقسیم بندی کرده: بر صبر، راستی، یقین، رضا، وفا، علم، حلم، سپس به پاره ای مردم یک سهم داده و بپاره ای دو سهم و بپاره ای سه سهم و بپاره ای چهار سهم و بپاره ای پنج سهم و بپاره ای شش سهم و بپاره ای هفت سهم. به آنکه یک سهم دارد، دو سهم تکلیف نکنید، به آنکه دو سهم دارد، سه سهم تکلیف نکنید، و به آنکه سه سهم دارد، چهار سهم تکلیف نکنید، و به آنکه چهار سهم دارد، پنج سهم تکلیف نکنید و به آنکه پنج سهم دارد، شش سهم تکلیف نکنید و به آنکه شش سهم دارد، هفت سهم تکلیف نکنید، تا (در نتیجه) آنها را سنگین بار کنید و از دین برمانید، با آنها نرمی کنید و کار را به آنها آسان گیرید و راه را برای آنها باز کنید، من اکنون برای تو مثالی می آورم تا از آن پندگیری:
مرد مسلمانی همسایه کافری داشت که با او رفیق بود، آن مومن دوست داشت که رفیقش مسلمان شود، همیشه اسلام را پیش او جلوه داد و تحبیب کرد تا مسلمان شد، فردای آن روز، مومن او را از خانه اش بیرون کشید و بمسجد برد برای آنکه نماز صبح را با جماعت بخواند، نماز را خواندند. گفت بنشینیم و ذکر خدا بکنیم، تا آفتاب طلوع کند، چون آفتاب زد، گفت: خوب است امروز را روزه بگیری و تا ظهر همین جا بنشینی و قرآن یاد بگیری، و او روزه گرفت و ماند نماز ظهر و عصر را خواند. گفت: مغرب نزدیک است خوبست صبر کنید و یکباره نماز مغرب و عشاء را بخوانیم و برویم با یک جان کندنی ماند تا نماز مغرب و عشاء را هم خواند و بخانه برگشت تا فردا شد، رفیق رفت دنبالش که مثل دیروز او را بکار عبادت بگیرد، او گفت: ببخشید از من دست بکش، این دین سخت است من طاقت آن را ندارم.
شما با مردم سختی نکنید. حکومت ما بنرمی و رفاقت و دلجویی و آرامش و خودنگهداری و خوش اخلاقی و ورع و کوشش است. مردم را به دین خود تشویق و راغب کنید و به مسلکی که دارید وارد کنید.(330)
299 - بئس العبد، عبد، له طمع یقوده الی طبع.(331)
- چه بنده بدی است بنده ای که حرص و طمعی دارد که لجام او را می کشد بسوی چنان طبیعت و زشتخویی که از کار زشت کردن شرمنده نمی شود.
300 - بئس العبد القاذورة.
- بنده بدی است کسی که زشتخویی و پلیدی پیشه می کند.
301 - بئس العبد، عبد، له وجهان، یقبل بوجه، و یدبر بوجه.
- چه بد بنده ای است کسی که دو رو دارد، در حضور بگونه ای رفتار می کند و در غیاب بگونه ای دیگر.
302 - بئس العبد، عبد، اوله نطفة، ثم یعود الی جیفة.
- بنده بدی است بنده ای که اولش نطفه ای بود، سپس به مردار بدبویی تبدیل می شود.
تعلیق :
قال امیرالمومنین (علیه السلام): عجبت لابن آدم اوله نطفة و آخره جیفةو هو قائم بینهما وعاء للغائط ثم یتکبر.(332)
علی (علیه السلام) فرمود: در شگفتم برای فرزند آدم، اولش نطفه و آخرش مردار بو گرفته ای است، و او در میان آن دو حالت حامل و برپا دارنده ظرف غائط و نجاست آدمی است، آنگاه خود را بزرگ دیده و تکبر می کند.
303 - بئس العبد، عبد، خلق للعباده، فالهته العاجلة.
- بنده بدی است کسی که برای عبادت آفریده شده ولی او دنیا را معبود خود قرار می دهد.
304 - بین العبد، و بین الکفر، ترک الصلوة.
- میان بنده و کفر، جز ترک نماز فاصله نیست.
305 - بیعوهما جمیعا أو أمسکو هما جمیعا.
- (به کسی که در اثر احتیاج، فرزند کنیزش را فروخته بود فرمود: کنیز و فرزندش را) یا هر دو را با هم بفروشید، یا هر دو را با هم نگهدارید.
306 - بناتنا لبنینا، و بنونا لبناتنا.
- دختران ما برای پسران ما و پسران ما برای دختران ما هستند.
تعلیق :
روایت است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دو فرزند امیرالمومنین حسن و حسین (علیهما السلام) و دختران جعفربن ابیطالب نگاه کردند، و فرمودند: پسران ما برای دختران ما و دختران ما برای پسران ما هستند.(333)

ت: باب ت: باب التآء

307 - تحت کل شعر جنابة. (علت وجوب الغسل الجنابة.)(334)
- زیر هر مویی جنابت است (بدن جهت غسل جنابت واجب گشته.)
308 - تناکحوا، تناسلوا، فانی أباهی بکم الأمم یوم القیامة.(335)
- ازواج کنید و تولید نسل کنید، زیرا من در روز قیامت با شما به امت های دیگر مباهات می کنم.
309 - تزوجها سوداء ولودا، ولا تزوجها حسناء جمیلة اذا کانت عاقرا.
- با زن سیاه پوست زاینده ازدواج کن، و با زن خوش سیمای زیبا که نازا باشد ازدواج نکن.
310 - تعرف الی الله فی الرخاء، یعرفک فی الشدة.
- در رفاه و آسایش خدا را بشناس (فراموش کن) تا خدا در روزهای سختی و گرفتاری تو را بشناسد.
311 - تهادوا، تحاببوا.
- به همدیگر تحفه و هدیه بدهید، تا دوستی و محبت بین شما بیشتر شود.
312 - تراصوا بین الصفوف.
- در صف های نماز جماعت به همدیگر بچسبید.
تعلیق :
در بحارالانوار چنین آمده: تراصوا فی الصفوف، ای: تلاصقوا، حتی لایکون بینکم فرج.(336)
در صف های نماز جماعت به همدیگر بچسبید، یعنی: چنان پهلو به پهلو بچسبید که در میان شما فاصله ای نباشد.
و عن ابی مسعود، قال: کان رسول الله (صلی الله علیه و آله) یمسح منا کبنا فی الصلوة و یقول: استووا، و لا تختلفوا، فتختلف قلوبکم...(337)
یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سر نماز، دست به شانه های ما می مالید و می فرمود: (صف های خود را) مساوی و برابر کنید و مختلف نباشید، وگرنه دلهای شما با هم اختلاف پیدا می کند.
نعمان گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صف های ما را چنان راست و مساوی می کرد که گویی تیرها را راست می کند، تا می دید ما از این کار غافلیم (و بی توجه هستیم.) روزی بیرون آمدند و برای نماز ایستادند، حتی نزدیک بود که تکبیر بگویند، مرد صحرانشینی را دیدند که جلوتر (از صف) ایستاده، فرمود: عبادالله، تسوون صفوفکم، او لیخالفن بین وجوهکم.(338)
یعنی: ای بندگان خدا، صف هایتان را راست و برابر کنید، وگرنه خداوند شما را روی در روی هم و مخالف همدیگر خواهد ساخت.
ابن مردویه از أنس روایت کرده که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین بود که هر وقت به نماز می ایستاد می فرمود: صف نماز را منظم کنید و بخط مستقیم بایستید، خدای تعالی شما را مانند ملائکه هدایت می کند، آنگاه این آیه را تلاوت می فرمود: و انا لنحن الصافون و انا لنحن المسبحون.(339)(340)
313 - تحفة المومن الموت، حیث یری مکانه من الجنة.
- مرگ، تحفه مومن است، آنگاه که جا و مکانش را در بهشت ببیند.
314 - تزوجوا، و لا تطلقوا، فان الطلاق یهتز منه عرش الرحمن.
- ازدواج کنید و طلاق ندهید، زیرا عرش خدای رحمان از طلاق می لرزد.
315 - تعاهدوا نعالکم عند ابواب مساجدکم.
- کفشهای خود را دم در مسجد با همدیگر جفت کنید.
316 - تعرض أعمال الناس کل جمعة مرتین، یوم الخمیس و یوم الاثنین.
- اعمال مردم هر هفته دو بار، روز پنجشنبه و دوشنبه عرضه می شود.
317 - تفتح أبواب الجنة یوم الاثنین و یوم الخمیس، فیغفر لکل عبد مومن لا یشرک بالله شیئا.
- درهای بهشت روزهای دوشنبه و پنجشنبه گشوده می شود، آنگاه هر بنده مومنی که چیزی را به خدا شرک قرار نداده باشد بخشوده می شود.
تعلیق :
عن رسول الله (صلی الله علیه و آله)، قال: تعرض أعمال الناس فی کل جمعة مرتین: یوم الاثنین و یوم الخمیس، فیغفر لکل عبد مومن الا ما کانت بینه و بین أخیه شحناء، فیقال: أترکوا هذین حتی یصطلحا.(341)
فرمود: اعمال مردم در هر هفته دو بار: دوشنبه و پنج شنبه عرضه می شود، آنگاه هر بنده مومن بخشیده می شود، بجز کسی که میان او و میان برادرش نزاع و دشمنی باشد، گفته می شود که آنها را به حال خود گذارید، تا وقتی که با هم صلح و آشتی کنند.
318 - تصدق بجلالها و خطامها، و لا تعط الجرار منها أجرا.
- قربانی را با پوشش و مهارش تصدق کن، و از اجزاء آن چیزی بابت اجرت به کشنده آن نده، مگر بابت تصدق و احسان باشد نه اجرت.
تعلیق :
در بحار اینچنین آمده: و لا تعط الجزار جلودها و لا قلائدها و لا جلالها، ولکن تصدق بها، و لا تعط السلاخ منها شیئا.(342)
یعنی: پوست و مهار، وجل (قربانی در منی) را به کشنده قربانی (بابت اجرت) مده ولکن آن را تصدق کن (از اجزاء قربانی) چیزی به سلاخ مده (مگر بعنوان تصدق.) (باید همه متعلقات قربانی تصدق شود نه بعنوان اجرت.)
319 - تجاوز الله علی أمتی ما حدثت به نفوسها.
- خداوند می گذرد و می بخشد بر أمت من آنچه را که در دل آنها می گذرد (خطورات ذهنی و حدیث نفس.)
320 - تعلموا الفرائض و علمواها الناس، فانها نصف العلم.
- فرائض و واجبات را فراگیرید، و آن را به مردم بیاموزید، زیرا این کار (یعنی آموختن به دیگران) نصف علم است.
321 - تزوج، و الا، فانت من اخوان الشیاطین.
- ازدواج کن، در غیر اینصورت تو از برادران شیطان هستی.
322 - تزوج، و الا، فانت من رهبان النصاری.
- ازدواج کن، وگرنه تو از جمله رهبانان نصاری هستی.
323 - تزوج، فان التزویج برکة، والتعفف مع عفتک.
- ازدواج کن، زیرا ازدواج کردن برکت است، و بر پاکی و پارسایی تو می افزاید.
تعلیق :
و قال (صلی الله علیه و آله) لرجل اسمه عکاف: الک زوجة؟ قال: لا، یا رسول الله، قال: الک جاریة؟ قال: لا، یا رسول الله قال: افانت موسر؟ قال: نعم، قال: تزوج، و الا فانت من المذنبین.(343)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به شخصی عکاف نام فرمود: آیا همسر داری؟ عرض کرد نه، فرمود: آیا کنیز داری؟ گفت: نه، پرسید: آیا امکان مالی داری؟ گفت: بلی، فرمود: ازدواج کن وگرنه تو از گناهکاران هستی.
324 - تخیروا لنطفکم.(344)
- برای نطفه های خود (همسر) اختیار کنید.
تعلیق :
تخیروا لنطفکم فانکحوا الاکفاء و انکحوا الیهم.(345)
برای نطفه های خود محل مناسب انتخاب کنید و از اشخاص همشأن خود زن بگیرید و به آنها زن بدهید.
تخیروا لنطفکم فان النساء یلدن أشباه اخوانهن و أخواتهن.(346)
برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید، زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند می آورند.
325 - تارک التقیة، کتارک الصلوة.
- کسی که تقیه را ترک کند مانند کسی است که نماز را ترک کرده.
تعلیق :
قال الصادق (علیه السلام): لا دین لمن لا تقیة له.(347)
فرمود: کسی که تقیه نکند، دین ندارد.
و قال (علیه السلام): من صلی خلف المنافقین بتقیة کان کمن صلی خلف الأئمة.(348)
یعنی: هر کس پشت سر منافقان از روی تقیه نماز بخواند، مانند کسی است که پشت سر ائمه علیهم السلام نماز خوانده باشد.
الهدایة: التقیة فریضة واجبة علینا، فی دولة الظالمین، فمن ترکها، فقد خالف دین الامامیة، و فارقه.
و قال الصادق (علیه السلام): لو قلت ان تارک التقیة، کتارک الصلوة، لکنت صادقا، و التقیة فی کل شیی ء، حتی یبلغ الدم فاذا بلغ الدم، فلا تقیة
و قد أطلق الله جل اسمه اظهار موالاة الکافرین فی حال التقیة، فقال جل من قائل: لا یتخذ المومنون الکافرین أولیاء من دون المومنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیی ء الا أن تتقوا منهم تقیة.(349)
یعنی: تقیه فریضه واجب است بر ما در دولت ستمکاران، هر کسی که آن را ترک نماید، دین امامیه را مخالفت کرده، و از آن جدا شده است.
و امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر من گفتم که ترک کننده تقیه، مانند ترک کننده نماز است، راست گفته ام.
در هر چیز تقیه است، تا جاییکه به خونریزی بکشد، هرگاه به خونریزی کشید، دیگر تقیه نیست.
خدای جل اسمه فرمود: (باید مومنان کافران را و غیر مومنان را دوست نگیرید، و هر کس چنین کند در پیش خداوند چیزی ندارد. مگر اینکه از روی پرهیز از آنها تقیه کند.)
326 - تاجروالله بالصدقة.
- با صدقه دادن (در راه خدا) با خدای تالی تجارت کنید.
327 - تسحروا، ولو علی جرع الماء، ألا، صلوات الله علی المتسحرین.(350)
- سحری بخورید، اگر چه با یک جرعه آب باشد آگاه باشید که خدای عزوجل بر سحری خورندگان صلوات می فرستد.
328 - تسعة أجزاء الرزق فی التجارة.
- نه قسمت روزی در کسب و تجارت است.
تعلیق :
و قال امیرالمومنین (علیه السلام): اتجروا، بارک الله لکم فانی سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول: الرزق عشرة أجزاء تسعة فی التجارة، و واحد فی غیرها.(351)
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: تجارت کنید، خدای تعالی برای شما برکت می دهد. من از رسول خدا شنیدم که می فرمود: روزی ده جزء است، نه قسمت آن در تجارت و یک قسمت آن در دیگر کارها است.
329 - تعصوا، فانها من سنن اخوانی المرسلین.
- عصا بدست گیرید که آن از روش های برادران پیامبرم می باشد.
330 - تبا للذهب (و) تبا للفضة، قالها ثلثا.(352)
- سه مرتبه فرمود: نابود باد طلا، نابود باد نقره.
331 - تبعث أمتی غرا محجلین(353) من آثار الوضوء.
- امت من در روز رستاخیز برانگیخته می شوند در حالیکه پیشانی و دست و پای آنها از آثار وضو، سفید و درخشان است.
تعلیق :
عن رسول (صلی الله علیه و آله) انه قال: یحشرالله أمتی یوم القیامة بین الأمم غرا محجلین من آثار الوضوء.(354)
از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) که فرمود: خدایتعالی امت مرا در روز قیامت در میان سایر امت ها محشور و برانگیخته می کند در حالیکه پیشانی و دست و پای آنها از آثار وضو به سفیدی و روشنی می درخشد.
قالوا: یا نبی الله تعرفنا؟ قال: نعم لکم سیماء لیست لأحد غیرکم، تردون علی غرا محجلین من آثار الوضوء، و یصدن عنی طائفة منکم، فلا یصلون، فاقول: یا رب هولاء من اصحابی فیجیئنی ملک، فیقول: و هل تدری ما أحدثوا بعدک؟(355)
پرسیدند: ای پیامبر خدا: (در آنجا) ما را می شناسی؟
فرمود: بلی شما نشانه و سیمایی دارید که احدی غیر از شما ندارد، بر من وارد می شوید در حالیکه پیشانی شما از آثار وضو بروشنی و سفیدی می درخشد.
و گروهی از شما را از من باز می دارند، آنگاه می گویم: پروردگارا آنها از اصحاب من هستند. فرشته ای می آید و می گوید، آیا می دانی که بعد از تو چه بدعت هایی احداث کردند؟
332 - تم علی صومک، فانما أطعمک الله و سقاک.
- روزه خود را به پایان ببر، که خدای تعالی تو را غذا و آب خورانید.
تعلیق :
در شرح بحار آمده: ... کما قال للصائم الذی افطر ناسیا: الله أطعمک و سقاک.(356)
همانگونه که به روزه داری که از روی فراموشی غذا خورده بود، فرمود: خدایتعالی تو را غذا و آب خورانید (یعنی: روزه خود را به پایان ببر که باطل نشده است.)
الدعائم: عن رسول الله (صلی الله علیه و آله)، انه قال: لا تکرهوا مرضاکم علی الطعام، فان الله یطعمهم و یسقیهم.(357)
فرمود: بیماران خود را به خوردن غذا وادار نکنید، خدایتعالی آنها را تغذیه می کند و سیراب می سازد.
333 - تختم بالیمین، فانها فضیلة من الله للمقربین.
- انگشتر به دست راست کن که آن فضیلتی است از طرف خدای تعالی به بندگان مقرب.
334 - تختم بالعقیق (الأحمر) فانه جبل، اقر لله بالوحدانیة، ولی بالنبوه، و لک بالوصیة، ولولدک بالامامة، و لشیعتک بالجنة، ولأعدائک بالنار.
- (به علی (علیه السلام) فرمود: یا علی:) انگشتر عقیق (سرخ) به دست کن، که آن کوهی است که به یگانگی خدا، و پیامبری من، و به وصایت تو، و امامت فرزندان تو، و بهشت رفتن شیعیان تو، و به جهنم رفتن دشمنان تو، اقرار و اعتراف کرده است.
335 - تارک الزکاة، و قد وجبت له، کمانعها، و قد وجبت علیه.
- کسی که گرفتن زکات بر او، واجب گشته، اگر از گرفتن آن خودداری ورزد، مانند کسی است که از دادن زکات واجب خودداری کرده باشد (نیازمند باید بگیرد، و خود و زن و بچه خود را سیر و بی نیاز کند.)
336 - تعلموا من الغراب ثلاث خصال: بکوره للرزق، واستتاره بالسفاد، و کثرة حذره.
- سه خصلت را از کلاغ فرا گیرید، صبح زود رفتن برای دنبال روزی، مخفی داشتن جفتگیری با ماده خود، هشیاری و احتیاط زیادش در محلهای خطر.
337 - تعلموا من الدیک خمس خصال: غیرته، و سخاؤه و کثرة ذکره لله، و کثرة طروقته، و مداومته علی الأوقات.(358)
- پنج خصلت را از خروس فرا گیرید: غیرت او را، و سخاوت او، و بسیار ذکر کردنش خدا را، و زیاد کشتی گرفتن با ماده خود، پیوستگی مراقبتش بر اوقات.
338 - تزوجوا الزرق، فان فیهن البرکة.
با زن کبود چشم ازدواج کنید که در آنها برکت است.