شهابُ الحکمة در آداب و اخلاق و حکمت عملی

نویسنده : شیخ شرف الدین یحیی المفتی البحرانی

مقدمه مولف

هذا کتاب المسمی بالشهاب فی الحکم و الاداب
المشتمل علی الف حدیث شریف النبویة
علیه و علی آله افضل الصلوة و التحیة
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله جامع الشتات لیوم النشور، و باعث الاموات من الاجداث و القبور، و صلی الله علی المصطفی المحبور، و علی آله الطاهرین من الخناء و الفجور.
و بعد، فقد استخرت الله تعالی، و از معت علی ان أجمع من کلام سید البشر، محمد المصطفی الشافع فی المحشر، الف حدیث مما اعتقد صحته و نقلته عن مشایخی رضوان الله علیهم، فقد روینا عنه (صلی الله علیه و آله)، انه قال: من حفظ من أمتی اربعین حدیثا من امر دینه عنی، سماه الله فی السماء ولیا، و فی الارض فقیها و کنت له شفیعا، و قیل له: ادخل الجنة من ای باب(9) شئت فهو الصادق اذا وعد، والموفی(10) اذا عاهد.
و سمیته بکتاب الشهاب فی الحکم و الاداب، و رتبته علی ثلثین من الابواب، (و)(11) سالکا فیه اسلوب حروف المعجم، تذکرة لأولی الألباب، راجیا بجمعه من الله تعالی جزیل الثواب و شفاعته فی یوم المآب، و ما توفیقی الا بالله، علیه توکلت و الیه أنیب.

ترجمه مقدمه مولف

به نام خداوند بخشنده مهربان
سپاس خدای را سزاست که گردآورنده پراکندگان است در روز نشور(12) و برانگیزاننده مردگان از قبور.
و درود خدا بر مصطفای محبور(13) و خاندان پاک او از خنا(14) و فجور.
و بعد، از خدایتعالی طلب خیر کردم و خواستم از سخنان سید و سرور بشر، محمد مصطفی، شافع در محشر، هزار حدیث گرد آورم که به درستی آن (حدیث ها) اعتقاد دارم و از مشایخ خودم رضوان الله علیهم نقل کردم.
از آن حضرت نقل شده است که فرمود: (از امت من هر کس چهل حدیث مرا در امر دین خود حفظ کند، خدایتعالی او را در آسمان ولی، و در زمین فقیه می نامد، و من برای او شفاعت می کنم، و به او گفته می شود که از هر دری که می خواهد وارد بهشت شود.)
وعده او راست است و به عهد خود وفادار است.
و آن را به کتاب (الشهاب فی الحکم و الاداب) نام نهادم و بطریق حروف الفباء برسی باب ترتیب دادم، یادآوری باشد به صاحبدلان. و با گردآوری آن امید ثواب جزی از خدایتعالی و شفاعت (پیامبرش) را در روز جزا دارم.
و نیست توفیق من مگر با خدا، بر او توکل کردم و بسوی او باز می گردم.

(ا): باب الف: باب الف موصول و مقطوع

1 - الید العلیا خیر من السفلی.
- دست بالاتر (بخشنده) از دست پایین تر (گیرنده) بهتر است.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): الأیدی ثلاث: فید الله عزوجل العلیا، و یدالمعطی التی تلیها، و یدالمعطی أسفل الأیدی، فاستعفوا عن السؤال ما استطعتم.(15)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: دستها سه گونه اند: دست خدای عزوجل بالاترین دست ها است، و (پس از آن) دست بخشنده ای که کسانی را تحت سرپرستی دارد، و دست گیرنده که پایین ترین و پست ترین دستها است. پس هر چه می توانید از سوال کردن پرهیز کنید.
و قال (صلی الله علیه و آله): لئن یحتطب الرجل علی ظهره فیبیعه و یستغنی به و یتصدق بفضله، خیر من أن یسأل رجلا، أتاه الله من فضله، فیعطیه او یمنعه، ان الید العلیا خیر من الید السفلی.(16)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر مرد، هیزم بکَنَد و در پشت خود حمل کند و آن را بفروشد و بی نیاز شود، و مازاد آن را تصدق کند، بهتر است از آن که از کسی که خداوند او را زیادت داده، چیزی بخواهد، آنگاه او بدهد، یا ندهد. بدرستیکه دست بالاتر بهتر از دست پایین تر است.
و قال الصادق (علیه السلام): اشتدت حال رجل من اصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله)، فقالت له امرأته: لو أتیت النبی (صلی الله علیه و آله)... الی آخر الخیر(17)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: یکی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تنگدستی شدت یافت، همسرش به او گفت: اگر پیامبر از حال ما باخبر باشد به ما کمک می کند. او به محضر آن حضرت آمد، تا وارد شد، شنید که می فرمود: هر کس از شماها چیزی از ما بخواهد، می دهیم، و هر کس احتیاج خود را ظاهر نسازد، خداوند او را بی نیاز می کند.
پیش خود گفت: منظور پیامبر غیر از من کسی نیست. فلذا برگشت و جریان را به همسرش گفت ته همسرش گفت: (از کجا معلو منظورش تو باشی) برو آن حضرت را از حال ما باخبر کن. مجددا آمد، تا به محضر پیامبر رسید، حضرت فرمود: هر کس از ما چیزی بخواهد به او می دهیم، و اگر استغنا کند و اظهار نکند، خداوند او را مستغنی و بی نیاز می سازد، تا اینکه او بار سوم آمد، باز هم حضرت همان کلمات را تکرار فرمود.
آنگاه آن مرد رفت از کسی تبری به امانت گرفت و بالای کوه رفت یک دسته هیزم کند و آورد و آن را فروخت و گندم خرید. فردا رفت هیزم بیشتری آورد و فروخت و این کار را ادامه داد، تا پولی جمع کرد و یک تبر خرید، و این کار را مدتی ادامه داد، و بتدریج سرمایه ای اندوخت و طی یک مدت وضعش خوب شد، و دو شتر و یک غلام خریداری کرد، و حالش بهتر شد.
آنگاه پیش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آمد و جریان حال خود را که چگونه آمده و چگونه شنیده بود به آن حضرت عرض کرد. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: من به تو گفتم که اگر کسی از ما چیزی بخواهد می دهیم و اگر فقر خود را ظاهر نکند خداوند بی نیازش گرداند.
2 - المومنون هینون و لینون.
- مومنان آسانگیر و نرمخو هستند.
3 - المومنون ید علی من سواهم.
- مومنان در برابر دیگران دستیار همدیگرند.
4 - الایمان بضع و سبعون، اعلاها شهادة ان لا اله الا الله، و ادناها اماطة الأذی من الطریق.
- ایمان بیشتر از هفتاد درجه است بالاترین درجه آن گواهی دادن به یگانگی خداوند است و پایین ترینش دور کردن مزاحم و موانع از سر راه مردم است.
5 - المومنون لایزالون فی الدنیا منغصون.
- مومنان تا در دنیا هستند دل گرفتگی دارند.
6 - المومن(18) من امن الناس من یده و لسانه.
- مومن کسی است که مردم از (گزند) دست و زبانش در امان باشند.
7 - المومنون اخوة تکافا دماؤهم یسعی بذمتهم أدناهم و هم ید علی من سواهم.(19)
- مومنان برادر همدیگرند، و خونشان برابر است (یعنی همه برابر و هم ارزش می باشند) و اگر کوچکترین آنها به کسی امان داد، همگی آن را مراعات می کنند، و آنها در برابر دیگران همدست و کمک یکدیگرند.
تعلیق :
راوی می گوید از ابی عبدالله (علیه السلام) معنی قول پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را پرسیدم که فرموده اند: یسعی بذمتهم ادناهم چیست؟ فرمود: لو أن جیشا من المسلمین حاصروا قوما من المشرکین، فأشرف رجل فقال أعطونی الأمان حتی ألقی صاحبکم، و أناظره، فأعطاه أدناهم الأمان، وجب علی أفضلهم الوفاء به.(20)
هرگاه لشکری از مسلمانان، گروهی از مشرکان را محاصره کردند، آنگاه مردی بلند شد و گفت: بر من أمان بدهید تا فرمانده شما را ملاقات کنم و با او گفتگو نمایم، اگر پایین درجه ای از مسلمانان به او امان داد، بر بلند پایه آنها واجب است که آن امان را محترم شمارد و وفا کند.
8 - المسلمون عند شروطهم.
- مسلمانان به تعهدات و پیمان های خود وفا دارند.
تعلیق :
ان علیا (علیه السلام) کان یقول: من شرط لامرأته شرطا فلیف بها. فان المسلمین عند شروطهم، الا شرطا حرم حلالا أو احل حراما.(21)
علی (علیه السلام) می فرمود: هر کس برای زن خود شرطی را قرار دهد، پس باید به آن شرط وفا کند، زیرا مسلمانان به شرطهای خود وفا دارند، مگر شرطی که حلالی را حرام، یا حرامی را حلال کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): عدة المومن أخذ بالید، یحث علی الوفاء بالمواعید، والصدق فیها.(22)
رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) فرمودند: وعده مومن (در حکم) دست (به دست) گرفتن (و نقد) است بسرعت بوعده های خود عمل می کند. و در قول خود راستگو است.
سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول: عدة المومن نذر، لا کفارة له.(23)
راوی گوید: از رسول خدا شنیدم که می فرمود: وعده مومن نذر است ولی در صورت تخلف کفاره بر او واجب نیست.
9 - الاسلام قید الفتک.
- اسلام آدم کشی ناگهانی را منع کرده است.
10 - الاسلام یعلو و لا یعلی علیه.
- اسلام برتر (از همه ادیان) است و (هیچ دینی) بر او برتری نمی یابد.
11 - الاسلام یزید و لا ینقص.
- اسلام (بر انسان) می افزاید و (از او) نمی کاهد.
12 - الاسلام علانیة و الایمان سر. (و اشار الی صدره)
- اسلام ظاهری و علنی است و ایمان قلبی و نهانی است.
13 - ألمداراة رأس العقل.
- مدارا و ملاطفت کردن با مردم سرمایه عقل است.
تعلیق :
و قال (صلی الله علیه و آله): راس العقل بعد الایمان بالله، مداراة الناس فی غیر ترک الحق.(24)
سرمایه خرد، بعد از ایمان به خدای تعالی، مدارا کردن با مردم است در اموری که حق و واجبی ترک نشود.
و قال (صلی الله علیه و آله): مداراة الناس نصف الایمان، و الرفق بهم نصف العیش.(25)
مدارا و نرمی کردن با مردم نیمی از ایمان است. و همراهی و رفاقت با آنها نیمی از گذراندن زندگی است.
و قال (صلی الله علیه و آله): أمرت بمداراة الناس، کما أمرت بتبلیغ الرسالة.(26)
همانگونه که به تبلیغ رسالت مامور شده ام به مدارا کردن با مردم ماموریت یافته ام.
من عدم المداراة عدم التوفیق.(27)
از مدارا نکردن (با مردم) است که انسان (در کارها ناکام) و نا موفق می ماند.
و قال (صلی الله علیه و آله): أعقل الناس أشدهم مداراة للناس، و أذل الناس من أهان الناس.(28)
خردمندترین مردم کسی است که با مردم هر چه بیشتر مدارا و ملاطفت کند و فرومایه ترین مردم کسی است که مردم را خوار و سبک شمارد.
حافظ:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است - با دوستان مروت با دشمنان مدارا
14 - المسلم من سلم الناس من أذاه.
- مسلمان کسی است که مردم از آزار و اذیت او بسلامت بسر برند.
15 - النیاح عمل الجاهلیة.
- گریه و زاری کردن با صدای بلند و با داد و فریاد و ناشکیبایی از عادات دوره جاهلیت (قبل از اسلام) است.
تعلیق :
عن الصادق (علیه السلام) عن آبائه، قال: نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله) عن الرنة عند المصیبة و نهی عن النیاحة و الاستماع الیها و نهی عن تصفیق الوجه.(29)
یعنی: رسول خدا نهی کرد از گریستن با صدای بلند و فریاد در مصیبت و نهی فرمود از گریه با شیون و ناشکیبایی و گوش کردن به آن و منع نمود از ضربه زدن با دست و صورت.
عن علی (علیه السلام): بکی رسول الله عند موت بعض ولده فقیل له: یا رسول الله؛ تبکی و أنت تنهانا عن البکاء؟ فقال: لم أنهکم عن البکاء، و انما نهیتکم عن النوح و العویل، و انما هی رقة و رحمة یجعلها الله فی قلب من یشاء من خلقه و یرحم الله من یشاء، و انما یرحم من عباده الرحماء.(30)
علی (علیه السلام) فرمود: رول خدا در مرگ یکی از فرزندانش گریه کرد. به آن حضرت عرض کردند: ای رسول خدا آیا گریه می کنی در حالیکه ما را از گریه کردن منع نموده ای؟
فرمود: من شما را از گریه کردن نهی ننموده ام، از شیون و فغان و با صدای بلند گریستن و فریاد کردن نهی نموده ام، گریه کردن از رقت قلب (و نرم دلی) و از عطوفت و مهربانی است که خداوند آن را در دل هر که از مخلوقات خود بخواهد قرار می دهد، و به هر که بخواهد رحم و مهربانی می کند.
و بدرستی که خداوند از بین بندگانش رحم کنندگان را مورد رحم خود قرار می دهد.
قال جعفر بن محمد (علیهما السلام): کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین (علیه السلام).(31)
هر جزع و گریه مکروه و ناپسند است به جز گریه و جزع بر حسین (علیه السلام).
فقال النبی (صلی الله علیه و آله):... یا فاطمة؛ ان نساء امتی یبکون علی نساء أهل بیتی و رجالهم یبکن علی رجال اهل بیتی و یجددون العزاء جیلا بعد جیل فی کل سنة فاذا کان القیامة تشفعین أنت للنساء و أنا أشفع للرجال و کل من بکی منهم علی مصاب الحسین أخذنا بیده و أدخلناه الجنة.
یا فاطمة: کل عین باکیة یوم القیامة، الا عین بکت علی مصاب الحسین، فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.(32)
نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای فاطمه بدرستی که زنان امت من گریه می کنند بر زنان اهل بیت من، و مردانشان گریه می کنند بر مردان اهل بیت من، نسلی پس از نسلی در هر سال عزاداری را تجدید می کنند. پس آنگاه که قیامت برپا می شود، تو بر زنان، و من بر مردان شفاعت می کنیم، و هر یک از آنها که بر مصیبت حسین (علیه السلام) گریه کند دستش را می گیریم و وارد بهشت می کنیم.
ای فاطمه؛ همه چشم ها در روز قیامت گریان است به جز چشم کسی که بر مصیبت حسین (علیه السلام) گریه کرده باشد. پس آنها به نعمتهای بهشتی خندان و شادمانند.
گریه بر هر درد بی درمان دواست - چشم گریان چشمه فیض خداست
قال (صلی الله علیه و آله): من بکی من ذنب غفرالله له، و من بکی خوف النار أعاذه الله منها، و من بکی شوقا الی الجنة أسکنه الله فیها، و کتب له أمانا من الفزع الأکبر، و من بکی من خشیة الله حشره الله مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین، و حسن اولئک رفیقا.(33)
هر کس بر گناهی گریه کند، خداوند بر او می بخشد، و هر کس از بیم آتش جهنم گریه کند، خداوند از جهنم پناهش دهد، و هر کس در اشتیاق بهشت گریه کند، خداوند او را در بهشت جای دهد و برای او از فزع بزرگتر (قیامت) روز قیامت با پیامبران و راستگویان (صدیقان) و با شهیدان و با نیکان (صالحان) برانگیخته و در یک جا جمع می کند، و آنها همراهان خوبی هستند.
16 - السکر جمع النار (جمر النار.(34))
- مستی، گردآوردن آتش است. (یا گرد آمدن آتش است.)
17 - الشعر من ابلیس.
- شعر از ابلیس است.
تعلیق :
شعر دو گونه است. وقتیکه آیه والشعراء یتبعهم الغاوون(35)
در مذمت شاعران نازل شد با نزول آیه بعدی الا الذین آمنوا(36)
شاعران مومن و صالح، دائم الذکر را استثناء نمود. چنانکه در جای دیگر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمودند:
الشعر بمنزلة الکلام فحسنه حسن الکلام و قبیحه قبیح الکلام.(37)
یعنی: شعر مانند سخن است، زیبای آن سخن نیکو، و زشت و قبیح آن، سخن زشت است.
الحدیث: ان لله کنوزا تحت عرشه و مفاتیحه فی السنة الشعراء.(38)
یعنی: خدای تعالی در زیر عرش خود گنجینه ها دارد، و کلیدهای آنها در زبانهای شاعران (با ایمان و حق گو) است.
مانند اشعاری که فرزدق در حق امام سجاد (علیه السلام) سروده است و یا اشعار مشهور و حکمت آمیز حسان بن ثابت.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به حسان بن ثابت دستور دادند کافران را رسوا کن، روح القدس با تست اهجهم، (اوهاجهم) و روح القدس معک.(39)
در جای دیگر فرمودند: ان من الشعر حکما و روی حکمة بعضی از شعرها حکمت (و آموزنده) است.(40)
18 - الخمر جماع الاثام.
- شراب مجموعه گناهان است.
19 - النساء حبالة ابلیس.
- زنان دام شیطانند (که بوسیله آنها مومن را به گناه می اندازد)
20 - الشباب شعبة من الجنون.
- جوانی پاره ای از کم عقلی است.
21 - السعید من وعظ بغیره.
- خوشبخت کسی است که از دیگران پند و عبرت بگیرد.
22 - الشقی من شقی فی بطن امه.
- تیره بخت کسی است که در شکم مادرش تیره بخت باشد.
تعلیق :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه.(41)
فرمودند: تیره بخت کسی است که در شکم مادرش تیره بخت باشد و نیکبخت کسی است که در شکم مادرش نیکبخته باشد.
یکی از عوامل سازنده شخصیت آدمی، وراثت است، مخصوصا رحم مادر که در خوشبختی و بدبختی انسان نقش موثری دارد که فرمود: فی بطن أمه.
اما این تاثیر چنانکه در روایات دیگر آمده، چنین نیست که اراده را از انسان سلب کند و نتواند اقدام به کار دیگری کند، بلکه چه بسا ممکن است که در اثر تعلیم و تربیت و تزکیه نفس چنان پرورش یابد که به تمام معنی در جهت مخالف قرار گیرد.
رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: السعید قد شقی و الشقی قد سعد.(42)
یعنی: گاهی نیکبخت شقی و بدبخت می شود و گاهی تیره بخت به راه سعادت و خوشبختی می رود.