رساله لقاء الله

نویسنده : میرزا جواد ملکی تبریزی

زمینه سازی برای توبه

و بالجمله؛ یلزم أن یکون الندم و التضرع و الابتهال و البکاء فی التوبه کماً و کیفاً مناسباً لعظمه الذنب و کثرته و الأولی أن یدعوا الله عند استغفاره بأسمائه و صفاته التی تناسب مقام التوبه بل یناسب ذنبه الذی منه التوبه ان کانت من الذنب المخصوص و ان یکون من الحال و الهیئه و اللباس و الحرکات علی ما هو أجلب للرحمه و العطوفه من اظهار الملق و الاستکانه و المخافه و یدخل من الأبواب التی یلیق بحاله أن یدخل منها.
به هر حال، لازم است که پشیمانی و تضرع و ناله و گریه از نظر کمی و کیفی با بزرگی و زیادی گناهش تناسب داشته باشد و بهتر آن است که هنگام استغفارش، خدا را با نام ها و صفات مناسب مورد توبه بخواند بلکه اگر توبه اش از گناه ویژه ای است خدا را با اسماء و صفات مخصوص که با آن گناه مناسب باشد بخواند و باید حال و شکل و لباس و حرکات اعضا طوری باشد که هرچه بیشتر و بهتر رحمت و عطوفت الهی را به خودش متوجه سازد و جلب نماید؛ از جمله آنهاست: چاپلوسی و اظهار بیچارگی و ترس از عذاب الهی. (خلاصه اینکه) از درهایی که لایق و مناسب حال اوست وارد شود (و با خدا مناجات نماید).
پس هر طور است که از یک دری از درهای رحمت الهی که مناسب حالش است داخل بشود، اگر از هیچیک از درها نتواند داخل بشود لامحاله از در عدم یأس - که در ابلیس است - داخل بشود و عرض بکند:
یا من أجاب لأبغض خلقه ابلیس حیث استنظره لا تحرمنی من اجابتک.
ای کسی که مبغوض ترین خلقش - که ابلیس است - هنگامی که از او مهلت خواست (خواسته او برآورده شد و تا روز قیامت به او مهلت دادی) اینک مرا از اجابت خود محروم مفرما!
و بالجمله؛ این را بداند که در توبه - مادامی که مرگ را معاینه نبیند - باز است اگرچه گناهش در وصف نیاید.
و این را هم بداند که یأس از رحمت الهی، بدترین گناهان است و از آن، بالاتر گناهی را سراغ نداریم؛ جسارت می کنم و عرض می کنم: به یک جهت، یأس از رحمت الهی، از کشتن انبیاء (علیهم السلام) بدتر است!
خلاصه؛ این هم از اهمیات است که باید سالک بداند که شیطان همه همتش این است که انسان را در هر حال که هست از راه خدا منع نماید و اگر از راه های معمولی هوای نفس نتوانست برگرداند آن وقت از طرق مموهه(62) شرع و عقل می آید و اگر از اینها هم نتوانست غلبه نماید، می گوید: امر تو گذشته است، تو نمی توانی توبه حقیقی بکنی، توبه حقیقی شرایط دارد، تو کجا عمل به شرایط توبه حقیقی کجا؟! و اگر به شرایطش عمل نکنی، توبه نکردن بهتر از توبه دروغی است؛ علاوه بر این، می گوید که تو آنقدر گناه کرده ای که از قابلیت و سعادت قبولی توبه و توفیق توبه افتاده ای!
و اگر سالک این حرف های او را قبول بکند، مادامی که قبول کرده است مغلوب شده، آن شیطان ملعون مقصودش را به دست آورده؛ و اگر این حرف های او را جواب داد و رد کرد و گفت: که اولاً: رحمت الهی را که می تواند تخیل بکند، رحمت او، رحمتی است که تو را مأیوس نکرد و دعایت را مستجاب نمود؛ ثانیاً: من اگر توبه حقیقی کامل نتوانم بکنم آن مقداری که توانستم بکنم، می کنم؛ لعل(63) خداوند مهربان به جهت همین مقدار توبه که کردم، توفیق بالاتر آن را بدهد، یک مقدار کامل تر توبه بکنم، و آن را که کردم، باز توفیق بالاتر را می دهد تا مرا به توبه کاملمی رساند؛ چنانکه عاده الله به همین جاری شده است و اگر قول تو را قبول بکنم که هلاک قطعی است و ابداً نجات نیست و همین مأیوسی، خودش از گناهان کبیره موبقه است که لعل سبب بشود به تعجیل عذاب و سبب زیادتی عذاب و خسران دنیا و آخرت بشود.

توبه قاتل هفتاد پیامبر!

باری؛ العیاذ بالله اگر هفتاد پیغمبر را هم کشته باشد(64) نباید مأیوس بشود و ترک توبه نماید که یأس و ترک توبه هلاک قطعی و سبب زیادتی عقوبت است؛ ولیکن در توبه، احتمال نجات کلی و در همین عقاب یأس و ترک توبه(65)، خلاص قطعی موجود است.
وانگهی، جواب دیگر محکم شافی برای این وسوسه خبیث این است که تو، به من می گویی که تو، توبه صحیح نمی توانی به جا بیاوری!
بلی، مرا اگر عنایت الله دستگیری ننماید، توبه صحیح که سهل است توبه ناقص هم نمی توانم؛ ولیکن عنایت او - جل جلاله - اگر برسد به هر درجه و مقام عالی که به خیال نگنجد ممکن است که برسم، اگر بگوید از کجا که عنایت او به تو خواهد رسید؟ بگو: از کجا معلوم که نخواهد رسید! اگر بگوید عنایت او هم اهلیت می خواهد، بگو: اهلیت را بزرگان از کجا آورده اند؟ نه این است که او داده، من هم از او می گیرم؛ اگر بگوید: آخر تو چه قابلیت کرم او داری در قبال چه عملت این تمنا را می کنی؟ نمی بینی این قابلیت را به هر کس نمی دهند؟!
جوابش بگو: به گدایی می خواهم، گدا مجانی طلب است!
اگر بگوید: به گدایان هم همه چیز را نمی دهند، بگو: لعل جد در گدایی ندارد؟ و اگر بگوید: تو نافرمانی کرده ای، حکم سلطنت خداوند جلیل رد تو است؛ بگو: در حکم سلطنت و قهاریت واجب نیست که هر نافرمانی را غضب نماید و ردش کند؛ اگر بگوید که قهاریت خدا پس کجا ظاهر خواهد شد؟ بگو: به امثال تو که معانده با خداوند جلیل نموده و بر ضد دعوت او، بندگانش را از درگاه او منع و مأیوس نماید؛ و اگر بگوید که استحقاق عقاب تو که قطعی است و وعده عذاب معاصی قطعی است؛ اما اجابت و عطای گدایی تو، محتمل است؛ بگو: تو اشتباه داری و غفلت از وعده اجابت و قبول او داری، بلکه اگر سلطان خلاف وعید خود را نماید قبیح نیست، ولی خلاف وعده را کسی بر خداوند احتمال نمی دهد؛ و اگر بگوید: آخر روی تو از گناه، سیاه و حال تو تباه است به چه روی به آستان قدس او می روی؟ بگو: اگر روی من سیاه است به وسیله انوار وجوه مشرقات اولیا او می روم! اگر بگوید: تو قابلیت توسل به آنها را هم نداری؛ بگو: به ایشان هم به توسط دوستان ایشان، توسل می نمایم!
خلاصه؛ الحذر، الحذر! که گول او را بخوری و از رحمت واسعه خداوند مأیوس بشوی؛ همچنین در جواب او بگو: اگر هزار مرتبه از این در برانندم، باز برنمی گردم! و حال آنکه این در، دری است که تا به حال شنیده نشده که کسی به امید رحمت ونوال آن در، به روش اهل مسألت و ضراعت و گدایی آنجا برود و مأیوس شود!(66)
چنانکه فرعون کذایی یک شب گدایی نمود، مأیوس نگردید؛ توی شیطان خبیث را اجابت نمود. خلاصه؛ برانی ام گر از این در، بیایم از در دیگر!

رحمت بیکران الهی

از حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: اگر کسی هفتاد پیغمبر را کشته باشد و توبه کند، توبه او قبول است!(67)
توبه وحشی - قاتل حضرت حمزه سیدالشهداء (علیه السلام) - را با اینکه آن همه به قلب مبارک حضرت - قلب الله الواعیه (صلی الله علیه و آله و سلم) - وارد آورد، قبول کردند!(68)
آیا نشنیده ای به موسی کلیم خود چه فرمود؟ فرمود: از همه کس می گذرم الا قاتل حسین (علیه السلام).(69)
خلاصه؛ اگر توبه صحیح، سهل است؛ توبه ناقص هم نباشد؛ یک ذره ای از خیر، یک کلمه خیر، یک تسبیح و یک حمد و یک تهلیل هم، البته فعلش مفید و ترکش ضرر است. هر خاطری که انسان را دلالت نماید بر ترک این خیر جزئی، قطعاً از شیطان است و قطعاً شیطان خیر انسان را نمی گوید. گاه است این یک کلمه خیر سبب بشود به نجات کلی انسان، به این میزان که در این خیر جزئیقطعاً اثری و نوری هست؛ گاه همین نور سبب می شود در یکی موردی، به توفیق خیر دیگر و آن هم نوری دارد و آن هم به توفیق دیگر منجر می شود - هلم جراً -(70) انسان را به عالم نور می رساند. این قاعده کلی - ابداً - جای انکار نیست و غالباً مؤمنین به تدریج به مقام عالی توبه نائل شده اند. این است که توبه هم مثل سایر مقامات دین، مراتب دارد.
باری؛ بنده طالب و سالک راه خدا را، در اول قدم، توبه لازم است. خوب است در مقام اقدام به توبه، عملی که سید بزرگوار در اقبال، در اعمال ماه ذی قعده روایت کرده به جا بیاورد. تفضیل آن، این است که حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) روز یکشنبه دوم ذی قعده، بیرون تشریف آورده فرمودند: ایها الناس! که از شما اراده توبه دارد؟ عرض کردیم که همه ما می خواهیم توبه نماییم. فرمودند: غسل بکنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد و سه مرتبه سوره توحید و یک مرتبه معوذتین(71) بخوانید و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار و ختم به لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم - و در بعضی از نسخ اقبال الأعمال آن هم هفت مرتبه - بعد از آن بگویید:
یا عزیز، یا غفار اغفر لی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فانه لا یغفر الذنوب الا انت.
و فرمود: نیست هیچ بنده ای از امت من که این عمل را بکند الا اینکه منادی از آسمان ندا کند: ای بنده خدا! عملت را از سر بگیر که توبه تو مقبول است و گناه تو آمرزیده؛ و ملک دیگر صدا کند از زیر عرش: ای بنده! مبارک باد بر تو و بر اهل تو و ذریه تو؛ و دیگری صدا کند: خصمان تو از تو راضی خواهند شد در روز قیامت؛ و دیگری صدا می کند که ای بنده! با ایمان می میری و دین از تو مسلوب نخواهد شد و قبر تو گشاده و منور خواهد شد؛ و دیگری صدا می کند که ای بنده! پدر و مادر تو از خود خشنود خواهند شد اگرچه بر تو غضبناک بوده باشند و پدر و مادر و ذریه تو بخشیده خواهند شد و خودت در دنیا و آخرت در وسعت روزی خواهی بود؛ و حضرت جبرئیل (علیه السلام) ندا می کند: من وقت مرگت با ملک الموت می آیم و مهربانی می کنم به تو و صدمه نمی زند به تو اثر مرگ و خارج می شود روح تو از بدنت به آسانی.
ما عرض کردیم: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)، اگر کسی این عمل را در غیر ذی عقده به جا آورد، چطور می شود؟ فرمودند: همان طور است که وصف کردم و فرمودند: این کلمات را جبرئیل در معراج به من یاد داد.(72)