ابراهیم و لوط (علیهما السلام)

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
برای بصیرت بیشتر به مطالب کتاب، و برای اینکه چراغ بدست، وارد موضوعات کتاب شویم و آن را با توجه بیشتر بخوانیم، لازم است در این مقدمه به امور ذیل توجه فرمائید:

1 - بسیج هزاران پیامبر برای راهنمائی بشر

از آنجا که بشر نه فرشته است که محکوم به اطاعت و عبادت باشد و نه حیوان است که محکوم غرائز حیوانی باشد، بلکه دارای گوهرهای گرانمایه عقل و درک و اختیار است، و به اصطلاح نیمی فرشته و نیمی حیوان محکوم به غرائز نفسانی، طبعاً در دو راهی قرار گرفته، که اگر به راه راست برود، به راه فرشتگان خدا رفته و اگر به راه کج برود، به راه حیوانات رفته، در صورت اول از فرشتگان بالاتر است، زیرا با داشتن غرائز نفسانی جهاد اکبر و مبارزه با این غرائز کرده و به راه آنها رفته است، و در صورت دوم از حیوانات پست تر است(1) زیرا با داشتن چراغ پرفروغ عقل (که در حیوانات نیست) به راه حیوانات رفته است، و از راهنمائیهای عقل (که حجت باطن است) غافل مانده است.
بر این اساس علاوه بر عقل (حجت باطن) نیاز به حجتهای ظاهر (پیامبران و امامان معصوم) دارد که این دو حجت، قلب او را قوی و اراده او را خلل ناپذیر کنند تا در برابر شیطان و وسوسه های او ایستادگی نماید.
بفرموده علی (علیه السلام) به شریح قاضی (که خانه 80 دیناری خریده بود) قباله خانه ای برایت بنویسم که چهار حد دارد، یک سوی آن بلاها است، سوی دیگرش حوادث تلخ روزگار است، سوی سومش هوا و هوس است، و سوی چهارمش اغوا و گمراه کردن شیطان، و در این خانه از همین سو (اغوای شیطان) گشوده می شود.(2)
با توجه به سخن عمیق علی (علیه /) می بینیم هوا و هوس و اغوای شیطان در دو طرف انسان قرار گرفته اند، اینک بشر باید براستی جهاد اکبر (که در روایات به عنوان مبارزه با نفس تعبیر شده) نماید، و از راهنمائیهای عقل و پیامبران و امامان کمک بگیرد، تا راه تکامل در تمام ابعادش را که هدف از آفرینش او است، بدون دست انداز بپیماید.
بر همین اساس خداوند هزاران پیامبر، و اوصیاء آنها را برای رهبری بشر در طول تاریخ فرستاد.
معروف در روایات این است که: خداوند 124 هزار پیامبر برای راهنمایی بشر فرستاده است، و در بعضی از روایات تعداد پیامبران، هشت هزار نفر ذکر شده است که چهار هزار نفرشان از بنی اسرائیل و بقیه از دیگران بوده اند.(3)
و از ابوذر غفاری نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند 124 هزار پیامبر که 313 نفر از آنها رسول (دارای مکتب و حکومت مستقل) و بقیه پیامبر بودند(4).
بعضی از این پیامبران دارای کتاب نیز بوده اند مانند زبور داود، صحف ابراهیم، تورات موسی، انجیل عیسی، و قرآن محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)...
و در قرآن آیه 78 سوره مؤمن می خوانیم: ای پیامبر اسلام ما به یقین قبل از تو پیامبرانی فرستادیم که سرگذشت بعضی از آنها را برای تو بازگو کردیم، و سرگذشت بعضی را بازگو نکردیم و هیچ پیامبری نبود که آیه و معجزه ای بدون اذن خدا بیاورد، و هنگامی که فرمان خدا آمده براستی و حق، حکم شد، (در نتیجه) باطل گویان و باطل گرایان زیانکار شدند(5).
طبق این آیه، داستان بعضی از پیامبران برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ذکر شده است و در قرآن غیر از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نام 25 پیامبر آمده است مانند:
1- آدم 2- ادریس 3- نوح 4- ابراهیم 5- لوط 6- هود 7- صالح 8- اسماعیل 9- اسحاق 10- یعقوب 11- یوسف 12- شعیب 13- موسی 14- طالوت 15- داوود 16- سلیمان 17- زکریا 18- یحیی 19- یونس 20- ایوب 21- عزیز (یاارمیا) 22- ذوالکفل 23- یسع 24- الیاس 25- عیسی(6).
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) به هشام بن حکم فرمود:
ان الله علی الناس حجتین حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبیاء و الائمة (علیهم السلام) و اما الباطنة فالعقول.
برای خدا بر مردم دو حجت است: 1- حجت آشکار 2- حجت پنهان، اما حجت آشکار همان رسولان و پیامبران و امامان (علیهم السلام) هستند و اما حجت پنهان، عقلها است(7).
نتیجه اینکه اگر بشر در دو راهی قرار دارد خداوند با حجتهای ظاهر و حجت باطن او را راهنمائی کرده و هرگونه راه بهانه و عذر را به روی او بسته است و به اصطلاح اتمام حجت نموده است.

2- هدف از فرستادن پیامبران و امامان

ما وقتی که قرآن و روایات را بررسی می کنیم می بینیم هدف از بسیج پیامبران، و فرستادن کتابهای آسمانی از طرف خدا، در یک کلمه برای تکامل انسانها در همه ابعادش (که هدف از آفرینش آنها است) می باشد، نهایت اینکه این هدف در پنج موضوع زیر بیان شده (و به عبارت دیگر تکامل در تمام ابعادش در پرتو این پنج موضوع بدست می آید).
الف: هدف پیامبران و امامان، بالا بردن سطح معلومات و اندیشه های بشر و دانش و بینش آنها بوده است، چنانکه در روایتی امام موسی بن جعفر (علیه السلام) به هشام بن حکم فرمود:
یا هشام ما بعث الله انبیائه و رسله عباده الا لیعقلوا عن الله، فاحسنهم استجابه احسنهم معرفة و اعلمهم بامر الله احسنهم عقلاً.
ای هشام! خداوند پیامبران و رسولانش را بسوی بندگانش نفرستاد جز برای اینکه آنها درباره خدا (و عظمت قدرت خدا) بیندیشند، نیکوترین آنها در استجابت فرمان خدا آنانند که عقل و فکرشان نیکوتر است(8).
ب: هدف پیامبران (و سپس اوصیاء آنها) آزاد کردن مردم از چنگال طاغوتیان و خرافات و بت پرستی و هرگونه شرک و آلودگی و استعمار و استثمار، بوده است، چنانچه در قرآن آیه 157 سوره اعراف می خوانیم:
الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الانجیل یأمرهم بالمعروف و ینهیهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم...
آنها (رحمت شدگان) کسانی هستند که از فرستاده خدا پیامبر امی (درس نخوانده) پیروی می کنند، کسی که صفاتش را در تورات و انجیل که نزدشان است می یابند، آنها را امر به معروف و نهی از منکر می کند، پاکیزه ها را برای آنها حلال می شمرد، ناپاکیها را تحریم می کند، و بارهای سنگین و زنجیرهائی که بر آنها بود (مانند تحت سیطره ظالمان بودن، غرق در خرافات و بت پرستی بودن را) از آنها بر می دارد.
قرآن در داستان موسی (علیه السلام)، آزادی صحیح را در شمار نعمتهای بزرگی که بر بنی اسرائیل ارزانی داشته آورده و در آیه 49 سوره بقره می فرماید:
و اذ نجیناکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب یذبحون ابنائکم و یستحیون نسائکم و فی ذلکم بلاء من ربکم عظیم.
به خاطر بیاور زمان (موسی) را که شما (بنی اسرائیل) را از چنگال فرعونیان، آزاد ساختیم، که همواره شما را شکنجه می دادند، پسران شما را می کشتند، و زنهای شما را (برای کنیزی) نگه می داشتند، و در این، آزمایش سختی از طرف پروردگار برای شما بود.
ج: هدف پیامبران از پاکسازی و نوسازی (انقلاب اسلامی) در همه زمینه ها بود، در این مورد به این آیه توجه کنید:
هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.
او خدائی است که در میان درس نخواندگان، رسولی از خودشان برانگیخت که کتاب و حکمت (استدلالهای قوی) را بر آنها می خواند و آنها را پاک می سازد و آموزش کتاب و حکمت می دهد، که قبلاً در گمراهی آشکار بودند(9).
آیه 157 سوره اعراف که ذکر شد، نیز دلیل این مطلب است.
بر اساس این آیه هدف از فرستادن پیامبران، تزکیه و تعلیم (پاکسازی و نوسازی) ذکر شده است.
و در آیه اول سوره ابراهیم خداوند به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب کرده می فرماید:
کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور: قرآن را بر تو فرو فرستاد (تا در پرتو آن) مردم را از تاریکیها بسوی نور بیرون آوری.
و به همین مضمون در آیه 5 سوره ابراهیم در مورد ارسال حضرت موسی (علیه السلام) نیز خاطر نشان شده است.
این نور همان نور پاکی و هدایت و تکامل ابعاد است.
د: هدف پیامبران، اجرای عدالت و قسط و راهنمائی مردم برای بوجود آوردن اقتصاد سالم در تولید و توزیع که یکی از شاخه های عدالت اجتماعی است بوده است(10) چنانچه در آیه 25 سوره حدید می خوانیم:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس.
ما رسولان را با دلائل روشن فرستادیم، و به آنها کتاب و میزان (معیار سنجش) دادیم، تا مردم به عدالت و قسط، قیام نمایند، و آهن (شمشیر مجازات) را فرستادیم که در آن عذاب شدید (برای مجرمان و ظالمان و بازدارندگان از عدالت) و سعادت و منافع برای جامعه است.
ه: هدف پیامبران تکمیل نفوس و بالا بردن سطح اخلاق بوده است چنانکه پیامبر اسلام در آن حدیث معروف می فرماید:
بعثت لاتمم مکارم الاخلاق: من به پیامبری مبعوث شدم تا اخلاق انسانها را تکمیل کنم.
به این ترتیب نتیجه می گیریم که هدف از بسیج هزاران پیامبر، و دهها کتاب آسمانی از طرف خدا به سوی بشر، تفکر، و آزادی صحیح، و پاکسازی و نوسازی، و عدالت و قسط و تکمیل اخلاق و نفوس بوده است، که در پرتو این موضوعات، تکامل واقعی بدست می آید.