آداب معاشرت «ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار»

نویسنده : علامه محمد باقر مجلسی رحمة الله علیه مترجم : مرحوم آیة الله محمد باقرکمره‏ای‏

مقدمه مترجم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا.
ترجمه: ایا مردم راستی که ما آفریدیم شما را از مردی و زنی و شما را تیره ها و تبارها ساختیم تا همشناس باشید، بشر را یک ریشه است و هزارها و هزارها شاخه و این ملیاردها، آدمی از خانواده ها و تیره ها و تبارها فراهم شده اند تا همشناس باشند و با هم آشنا باشند و بیکدگر نیکی کنند و بخشش نمایند زیرا تعارف از ریشه عرف است و همه این معناها را در بر دارد، شناسائی و آشنائی و آمیزش با یک دیگر باید بر پایه حقشناسی از همدگر باشد و اگر در میان افراد بشر حقوقی نباشد و بر پایه آن حقوق زندگی نکنند اجتماع بشری خود یک اجتماع دد و دام جنگل گردد این حقوق میان افراد خانواده و میان همسایگان و همشهریان و هموطنان و همنوعان زمینه دارد و هر قانونی بهتر آنها را شناخته و بدانها توجه کرده با جامعه بشری سازگارتر و برای تکامل آن اثر بهتری دارد و اسلام و طریقه شیعه امامیه در این میان گوی سبقت را ربوده و مو بمو این حقوق را شناخته و بمردم آموخته و در کتاب جلد شانزدهم بحار الانوار مورد توجه شده و مرحوم علامه مجلسی رحمه الله آن را بنام کتاب (العشره) یعنی آداب معاشرت و آمیزش انسانها و مسلمانها تنظیم نموده و برادران کتابچی فرزندان مرحوم سید احمد که به پیروی از پدر بزرگوار خود در نشر کتب سودمند دینی کوشش فراوانی دارند در زمان حیات مرحوم حاج سید اسماعیل رحمه الله علیه متن بحار الانوار را در بیش از 100 جلد تجدید چاپ کرده و برخی از مجلدات آن را برای بهره مندی فارسی زبانان کم سواد بترجمه رساندند و اکنون جلد شانزدهم که در آداب معاشرت است بهمت آقای حاج آقا رضا سلمه الله تعالی بوسیله اینجانب ترجمه و در دسترس برادران پارسی زبان گزارده شد امید است بهره کامل از آن ببرند.
محمد باقر بن محمد کمره ای

باب یکم: در کلیات حقوق «رساله امام چهارم علیه السلام در باره حقوق»

بدان رحمت کند خدایت حقوق الهی تو را فرا گرفته در هر حرکت که بیاری یا سکونی که برآری یا منزلی که در آئی یا عضوی که زیر و رو کنی یا ابزاری که بگردانی، بعضیشان از دیگری بزرگتر است.
بزرگتر حقوق خدا بر تو همانست که برای خود حضرتش بر تو لازم دانسته آن حقی که پایه همه حقوق است و همه از آن برآمده اند، از آن پس حقی که بر تو لازم دانسته از سرت تا پایت با همه گونه گونی اندامت چشمت را بر تو حقی است و گوشت را حقی، زبانت را بر تو حقی است و هم دستت و پایت، شکمت را بر تو حقی است و هم (فرجت) این هفت عضو که هر کاری بدانها انجام شود حق خاص خود را دارند.
از آن پس خدا عز و جل برای هر کارت حقی نهاده نمازت را بر تو حقی است و هم روزه ات و صدقه ات و قربانیت را بر تو حقی است و هر کارت بر تو حقی دارد.
و آنگاه پای حق دیگران بمیان آید از حق داران بر تو و لازمتر همه بر تو حق امامانست و آنگاه حقوق رعایا و پیروان تو و دیگر حقوق خویشانت.
اینها سرآمد حقوق است که از آنها حقوق دیگر منشعب شوند: حقوق امامانت سه باشند لازمتر همه حق پرورنده تو است بحکومت، آنگاه پرورنده تو بدانش و سپس آنکه بر تو تسلط دارد و پرورنده امامی باشد و حقوق زیر دستانت سه باشند: حق آنکه بر او حکومت داری و حق استاد دانش چه که شاگرد نادان زیر دست استاد دانا است و سوم حق تسلط نسبت به همسران و بندگان.
حقوق خویشان تو بسیارند و تا آنجا که خویشی گسترد پیوسته باشند.
لازمتر همه بر تو حق مادر تو است و سپس حق پدر و از آن پس حق فرزندت، آنگاه حق برادرت و سپس هر که بتو نزدیکتر باشد در خویشاوندی، آنگاه حق آقائی که آزادت کرده و و سپس حق آنکه آزادش کردی پس حق آنکه بتو احسانی کرده و بدنبالش حق اذان گوی نمازت و حق امام جماعت، سپس حق همنشین و حق همسایه و حق رفیق و سپس حق شریک و حق دارائی تو، و آنگاه حق بدهکاریت و حق بستانکاریت و بدنبالش حق آمیزش کن با تو و حق طرفی که بتو ادعا دارد و آنکه بدو ادعا داری و آنگاه حق مشورتخواه از تو و حق مشورت گیر
تو از او سپس حق اندرزجوی از تو و حق اندرزگویت و آنگاه حق بزرگترت و حق خرد تو از تو سپس حق خواهش کنت و حق آنکه از او خواهش کنی و آنگاه حق کسی که بدست بتو بدی رسیده از گفتار یا کردار یا بتو شادی رسیده بگفتار یا کردار بعمد یا غیر عمد، سپس حق عموم ملت تو و آنگاه حق غیر مسلمانی که در پناه اسلام است و آنگاه حقوق دیگری که در هر پیشامدی پدیدار شوند، خوشا بر کسی که خدا یاریش کند بر ادای حقوق واجبه و باو توفیق و کمک دهد.

بیان هر یک از حقوق نامبرده: