مراقبه سالکین

نویسنده : سید علی اکبر صداقت

مقدمه

آنچه در سیر و سلوک، اهمیت تام دارد - و به تجربه عملی معلوم گردیده - مراقبه است. ذکر، فکر، عبادت و توسل، زمانی آثار کامل دارد که در وقت اشتغال به اینها و اوقات دیگر، نظارت و دیده بانی بر نفس باشد، در غیر این صورت، با واردات خیالی و خواطر سوء، آثار گذشته ای که تحصیل شده - و سالک نورانیتی هم پیدا کرده - کم کم محو می شود و یا از بین می رود.
اگر مراقبه با توفیق الهی حاصل شود، قدرتی به سالک می دهد که با پاسبانی بر حریم دل، بتواند بر رقیب، که شامل هوی و هوس و جنود جهل می باشد، غالب شود.
مراقبه دل و جوارح، به ساعتی خاص مربوط نمی شود، بلکه سالک در نیت و افعال، دائماً مشغول به نگهبانی است.
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
بی مراقبه بودن، ضرر و زیان هایی به بار خواهد آورد که بعضی از آنها قابل جبران نیست و نخواهد بود.
رکن اول در سلوک و مبارزه با هوای نفس، مراقبه است؛ زیرا مجاهده نفسانی بسیار مشکل است و نفس، حیله ها و دام ها دارد تا شخص را مغلوب خود کند لذا به عون و مدد این رکن - مراقبه - جهاد اکبر بهتر به دست می آید.
البته رهنمود استاد طریق، لازم و ضروری است و بدون کمک او - که عارفی و اصل می باشد - سلوک، مشکل بوده. چرا که نفس، از روزنه های بسیار باریک وارد می شود و با رنگ آمیزی قشر و صورت، مهار شخص را به دست می گیرد و او را مغلوب می نماید.
هر که گیرد پیشه ای بی اوستا - ریشخندی شد به شهر و روستا
هر که در ره، بی قلاوزی رود - هر دو روزه راه صد ساله شود(1)
چون سالک، با نظر استاد، قدم بر مجاهده و ریاضت نفس نهاد و با مراقبه، به ذکر و فکر و توسل پرداخت؛ کم کم اوامر و نواهی را به فصل و ترک انجام دهد و نفس سرکش، سرکوب و مهار شود؛ قلبش صیقل یابد و چشم دلش باز شود و گوش قلبش بشنود؛ و با یقینی عارفانه در میدان عبودیت به بندگی خالصانه پردازد.
نقش و قشر علم را بگذاشتند - رایت علم الیقین افراشتند
نکته مهم در مراقبه اینست که سالک، خدا را حاضر و ناظر بداند و مواظب سر و اندیشه خود بوده و از نگهبانی نفس، دمی غافل نباشد؛ البته این توفیق، باید به حول و قوه حضرت حق نصیب شود.
امید است این کتاب برای خوانندگان، به عنوان رهنمود و روزنه ای به سوی معرفت نفس، مفید واقع شود.
اللهم الحقنی بنور عزک الا بهج، فأکون لک عارفاً، و عن سواک منحرفاً، و منک خائفاً مراقباً، یا ذالجلال و الاکرام.(2)
خدایا! به نور عزت فروزنده ات مرا ملحق کن تا عارف به تو شرم، و از دیگران رو گردان گردم، و از تو بترسم و مراقبت کنم، ای صاحب جلال و اکرام.
سید علی اکبر صداقت

1 - معنی مراقبه

راقب: پاس داد، مواظب بود، کشیک داد.
راقب الله: از خدا ترسید.
راقب العمل: رسیدگی کرد، نظارت کرد.
مراقبه: رسیدگی، نظارت، بازرسی، زیر نظر قرار دادن.
مراقب: ناظر، بازرس، حارس، نگهبان، دیده بان، چشم دارنده.
مراقبه: مصدر باب مفاعله، به معنی نگریستن و حفظ کردن.(3)
رقیب: حفیظ و نگهبان، پاسبان، نگاه دارنده، مواظب.(4)

2 - رقیب مراقب

وقتی دو نفر به چیزی مایل باشند، هر کدام را رقیب دیگری می گویند؛ چنانکه در ورزش کشتی، دو نفر که می خواهند کشتی بگیرند هر کدام را رقیب دیگری می گویند تا در این زورآزمایی کدام غالب و کدام مغلوب شوند.
رقیب که در اینجا روبروی شخص مراقب ایستاه، هوی و هوس، نفس، شیطان و صفات ملکی است، که سالک مراقب می خواهد با مواظبت و نظارت، نیات و اعمالش را از اینها دور نماید و آنها را مغلوب کند و به خدا و صفات ملکوتی و فضایل متصل شود.
تا وقتی که صفات الهی در سالک، ملکه نشده باشد، در معرض خرابی است.
روایت شده است که خداوند به ملائکه فرمود: شما موکل به ظواهر هستید، ولی من مراقب بر بواطن هستم.(5)
برای سالک، کسب فضایل مسئله مهمی است؛ تا زمانی که تحصیل آن کامل نشده باشد، رقبای مخالف درون، یعنی هوس های نفسانی، او را در معرض تیررس خود قرار می دهند، لذا سالک یا مجروح می شود و یا از راه باز می ماند.
حرکت به سوی حق، صراط مستقیم است و انحراف و دور شدن از طرف رقیب؛ طاعت و بندگی ممدوح رب است و فحشا و منکر مبغوض رب؛ ذکر او جلالی قلب است و ذکر شیطان و مظاهر آن مخرب قلب.
تا سالک، از خودیت خود نجات پیدا نکرده و به شهوات علاقمند باشد - اگر چه در ظاهر امکان دسترسی برای او نیست اما چون در باطن میل دارد - مغلوب رقیب است.
چه آنکه وعده های غیر الهی به نظر قوه واهمه و خیال، نقد جلوه می کنند و بالعکس، وعده های حق را نسیه جلوه می دهند تا انوار و حقایق به قلب رسوخ نکند، و رقیب با رنگ آمیزی، تدلیس و غش در متاع، می خواهد تا سالک جذب او شود.
اما وقتی که مراقب قلب، به مدد و توفیق حق، با استقامت ایستادگی کرد، به تدریج در معرض تیررس مخالفین قرار نمی گیرد، و راه را بر آنان می بندد، تا جایی که رقبا قطع امید کنند که البته صبر کافی و وافی لازم است در غیر این صورت، حرکت کند شده و حیرت و اضطراب زیاد گشته و به قهقرا بر می گردد.
استقامت در حوادث، بی ثباتی در عمل - بنده را سلطان نماید، شاه را دربان کند
در حدیث قدسی آمده است که حق فرمود: همانا در بهشت عدن کسانی را ساکن می کنم که وقتی به معاصی بر خورد کنند، به یاد عظمتم می افتند و مرا ناظر و مراقب خود می بینند(6).
شخص مراقبی که جنبه تعظیم و اجلال حق را داشته و قلبش متوجه و مستغرق به حق باشد، حالت انکار نداشته و معاصی و گناهان را دوست ندارد و اگر انجام دهد، صرف غفلت آنی و سهو و نسیان است. مکروهات و مباهات هم گاهی زمینه بعضی لغزشها را فراهم می کنند، چنانکه فرموده اند: کراهت دارد مرد، در جایی که دو طرف آن زنان هستند، از وسط آنان عبور کند. ارتکاب این کراهت، شاید زمینه ای ایجاد کند که شخص به گناه بیفتد، اما چون جلال و هیبت حق را مشاهده می کند، عدم التفات به مکروه، غالب خواهد شد.