ترجمه کتاب المواعظ

نویسنده : شیخ صدوق مترجم : عطاردی

مقدمه مترجم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
دین مقدس اسلام در قرن اول هجری از طریق کرمان و مکران (بلوچستان امروز) به ناحیه سند و از آن جا به هندوستان راه یافت، مبلغین مسلمان و مجاهدین در اطراف و اکناف سند به تبلیغ احکام اسلامی مشغول شدند، و مردمان این منطقه نیز مانند سایر اماکن و ولایت بزودی احکام قرآن را پذیرفته، و در اندک زمانی ناحیه پنجاب نیز در قلمرو و حکام مسلمین قرار گرفت.
والیان مسلمان از قرن اول هجری تا اواخر قرن چهارم اکثر عرب بودند و از خلیفه عباسی در بغداد تبعیت میکردند، در قرن چهارم خلفای فاطمی مصر و پادشاهان آل بویه نیز در آن نواحی نفوذ کردند و شروع بفعالیت نمودند، تفصیل این حوادث را در کتب اسلامی شبه قاره هند و پاکستان، مانند چچ نامه و تاریخ فرشته و تحفة الکرام و غیر آن میتوان بررسی کرد.

مسلمانان ایرانی در هندوستان

غزنویان نخستین پادشاهان مسلمان فارسی زبان هستند که به هندوستان رفتند، و بابت پرستان به جنگ پرداختند و به تبلیغ احکام اسلامی مشغول شدند، سلطان محمود غزنوی چند مرتبه به هندوستان لشکر کشید و تا کجرات پیش رفت و شهر معروف «سومنات» را گرفت و بت خانه آن را ویران ساخت.
پس از غزنویان غوریان در هندوستان سلطنت مستقلی پایه گذاری گردند و دهلی را برای اولین بار مرکز حکومت اسلامی قرار دادند در زمان غوریان اسلام در نواحی شمالی هند پیش رفت شهرهای زیادی در تصرف حکام مسلمان قرار گرفت.
پس از غوریان چند نفر از غلامان آنها بنام شمس الدین التتمش و غیاث الدین بلبن در دهلی به سلطنت رسیدند، و سپس چند تن از خلج ها و لودی ها و فیروز شاه و محمد تغلق حکومت را در دست گرفتند، سرانجام در قرن نهم هجری ظهیر الدین محمّد بابر به هند لشکر کشید و حکام محلی را بر افکند و سلطنت بزرگی تشکیل داد، سلطنت تیموریان تا تسلط اروپائیان در هند دوام کرد.
در قرن دهم هنگامی که سلسله صفویه در ایران سلطنت میکردند گروهی از ایرانیان مهاجر در هندوستان مرکزی و جنوبی حکومت های محلی تاسیس کردند، و اینان عبارت بودند از: قطبشاهیان منطقه دکن و عادل شاهیان بیجاپور، و عدل شاهیان احمدنگر این ایرانیان در حدود یک صد و پنجاه سال در جنوب هند سلطنت کردند و سرانجام بدست اورنگ زیب منقرض شدند.

پادشاهان نیشابوری در اود

در سال مردی بنام امیر محمّد از سادات نیشابور از خراسان مهاجرت کرد و بطرف هندوستان رهسپار گردید و در دهلی اقامت گزید و مقام شایسته ای برای او در نظر گرفته شد.
پس از مدتی یکی از فرزندان او بنام «برهان الملک» ترقی میکند و در زمره رجال سیاست قرار میگیرد، و از طرف پادشاه هندوستان بعنوان والی منطقه «اود» که امروز آن را «یوپی» میگویند تعیین میگردد، هنگامی که نادر شاه افشار به هند لشکر میکشد و دهلی را فتح میکند این مرد در دهلی بوده است، در اثر شفاعت برهان الملک نادر امر میکند مردم کوچه و بازار را نکشند.
پس از اینکه سلطنت تیموریان در اثر مداخله و حیله اروپائیان تضعیف میگردد، و دولت انگلستان تمام والیان و فرمانداران مناطق هند را بر ضد حکومت مرکزی تحریک میکند، فرماندار منطقه اود نیز ارتباط خود را با دهلی قطع کرده و فرزندان برهان الملک بنام پادشاهان منطقه اود به حکومت خود ادامه میدهند، و آخرین سلطان این خاندان بنام واجد علیشاه در سال 0 هجری قمری که مصادف با سال میلادی بود بدست ارتش انگلستان اسیر شد و به کلکته تبعید گردید و در آن جا بطور اسرار آمیزی درگذشت.