فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

امتیازات نفتی در قرن بیستم

1- امتیاز دارسی
امتیاز دارسی که در 28 ماه مه 1901 به توشیح مظفر الدین شاه قاجار رسید و به ویلیام ناکس دارس واگذار گردید، مهم ترین امتیازی بود که در آغاز قرن بیستم به مدت 60 سال به بیگانگان واگذار گردید. کاوش غارتگران نفت سرانجام در 26 ماه مه 1908/5 خرداد 1287 شمسی به نتیجه رسید و موفق به اکتشاف نفت در منطقه مسجد سلیمان گردیدند.
بعد از کشف نفت در ایران، حفظ منافع نفتی بزرگ ترین هدف سیاسی انگلستان شد، چرا که نفت به صورت یکی از مصالح و منافع مستقیم و استراتژیکی بریتانیا در آمد و ضرورت مداخلات بیشتر انگلیس در ایران را فراهم آورد و پس از جنگ جهانی اول و از سال 1920 به بعد، شرکت نفت ایران و انگلیس به توصیه مشاورین حقوقی و مالی خود و با توجه به اهمیت نفت جنوب ایران(291) برای دولت بریتانیا، در صدد بر آمد امتیاز درسی را تمدید و تجدید نظر کند.
مذاکرات در اوایل آوریل 1933، آغاز شد و 29 آوریل همان سال منجر به عقد قرار داد جدید نفتی بین طرفین گردید که معروف به قرار داد 1933، می باشد. این امتیاز که مشتمل بر 27 ماده بود در 7 خرداد 1312، به تصویب مجلس شورای ملی رسید. امتیازات واگذار شده در این قرار داد به کمپانی انگلیسی به حدی بود که اگر اجرای آن ادامه می یافت مشکلات و مصائب اقتصادی بیشتری برای ایران فراهم می آورد. که این مسأله منجر به تصویب قانون 29 مهر 1326 شمسی، جهت استیفای حقوق ایران از کمپانی نفت جنوب و در نتیجه الحاق قرار داد گس - گلشائیان گردید.
2- قرار داد الحاق گس - گلشائیان
به موجب بند (ه) از قرار داد، دولت موظف شد تا برای استیفای حقوق ایران از کمپانی نفت جنوب اقدام نماید.
دولت ایران خود نیز بعد از جنگ جهانی دوم به این نتیجه رسیده بود که تجدید نظر در قرار داد 1933، به علت تحولات اوضاع سیاسی - اقتصادی جهان و تغییر شرایط قراردادهای نفتی در کشورهای نفت خیز خاور میانه، امری الزامی و حیاتی است، بویژه آنکه به موجب دستور بریتانیا مبنی بر محدود کردن توزیع سهام توسط شرکت نفت ایران و انگلیس، کاهش فوق العاده ای در میزان حق الامتیاز سهم دولت ایران به وجود آمده بود. دولت ایران اعتراضات و پیشنهادات خود را برای تعدیل شرایط قرار داد 1933، طی 25 ماده به کمپانی نفت جنوب تسلیم کرد.
از طرف کمپانی نفت جنوب نویل گس (N.A.Gaas)، با گلشائیان وزیر دارایی کابینه ساعد مذاکراتی انجام دادند و سرانجام در 26 تیر 1328/17 ژوئیه 1964، الحاقیه ای را به قرار داد 1933، اضافه کردند که معروف به قرار داد گس - گلشائیان گردید. در آخرین روزهای عمر دوره پانزده مجلس ، قرار داد الحاقی از سوی دولت ساعد برای تصویب، تقدیم مجلس شد که با پایان یافتن عمر دوره پانزدهم مجلس شورا، به مرحله تصویب نرسید.
علی منصور نخست وزیر، لایحه را برای تعیین تکلیف به دوره شانزدهم مجلس تقدیم کرده و خود از بیان هر گونه نظری درباره آن خودداری کرد. استعمار پیر که منافع خود را در خطر می دید، برای ایجاد حکومت دیکتاتوری و تمدید و توسعه امتیاز نفت جنوب منصور را مجبور به استعفا کرد و سپهبد رزم آرا در 5 تیر 1329، از سوی شاه به عنوان نخست وزیر معرفی شد.
آیه الله کاشانی در این رابطه اعلامیه ای صادر و اعلام نمودند:(292)
اینک مع التأسف می بینم باز می خواهند، مملکت را در چنگال دیکتاتوری بیندازند و ملت ستمدیده ایران را که سالها طعم تلخ دیکتاتوری را چشیده و از حکومت مطلقه هزار گونه مصیبت و شکنجه دیده، مجدداً گرفتار این بدبختی عظیم نمایند.
کمیسیون نفت به ریاست دکتر مصدق در 30 خرداد، از سوی مجلس جهت بررسی و اظهار نظر درباره این لایحه مأمور شد و روز 20 مهر، مجلس دولت سپهبد رزم آرا را به خاطر دفا از قرار داد الحاقی استیضاح کردند و در 27، به دلیل فشارهای سیاسی از سوی بریتانیا و حمایت نمایندگان انگلوفیل(293) مجلس درباره استیضاح دولت رأی به سکوت داد.(294)
کمیسیون مخصوص نفت در 19 آذر گزارشی به مجلس، قرار داد را کافی برای استیفای حقوق ایران ندانسته و عدم تصویب آن را توصیه کرد. این گزارش در جلسه 26 آذر در مجلس مطرح و مسکوت گذاشته شد. در 5 دی ماه وزیر دارایی کابینه رزم آرا ناگزیر لایحه مزبور را از مجلس مسترد داشت. مجلس در 21 دی ماه کمیسیون نفت را مأمور کرد تا ظرف 2 ماه وظیفه و رویه دولت در حل قضیه نفت را تعیین و اعلام کند.

نقش آیه الله کاشانی در عدم تصویب لایحه الحاقی

آیه الله کاشانی برای جلوگیری از تصویب قرار داد نفت در مجلس، اعلامیه ای خطاب به ملت ایران درباره ملی کردن نفت صادر کرد.
بعد از انتشار اعلامیه، اجتماع بزرگی در مسجد شاه (سابق) بر پاگردید که در آن سخنرانان راجع به ابطال قرار داد نفت 1312 شمسی/1933 میلادی به سخنرانی پرداختند و خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند.
در قسمتی از اعلامیه آیه الله کاشانی آمده بود:(295)
بر همه کس واضح و آشکار است که تمام بلیات و مصائب، مخصوصاً هرج و مرج دستگاه اداری و غارت بیت المال و تسلط زمامداران نالایق و مملکت فروش و بطور کلی تشویق جنایتکاران و حبس و تبعید و شکنجه وطن دوستان در اثر سیاست جابر انگلستان در مملکت ما به وجود آمده است و آن دولت همیشه این اعمال خلاف عفت و انسانیت را برای غرات نفت ایران که بزرگ ترین و مهم ترین ثروت ملی ماست، مرتکب شده و می شود...
ملی شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگیهای ماست، زیرا بدین وسیله ثروت بی کران که خداوند تبارک و تعالی به ملت ایران عطا فرموده، از دست دشمنان بشر که مقصدی جز منفعت طلبی و مکیدن خون ملل ضعیف ندارند، بیرون آمده، به صاحبان حقیقی و مستحق آن می رسد... برای اینکه تکلیف دینی و وطنی ملت مسلمان ایران کاملاً معلوم و روشن باشد نا چارم این آرزوی عمومی را یک بار دیگر در اینجا بیان کنم تا به نام سعادت ملت ایران و به منظور کشور بدون استثنا ملی اعلام شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف و استخراج و بهره برداری در دست دولت ایران قرار گیرد و از آقایان نمایندگان وطن دوست و خدمتگزار که منافع وطن را بر حمایت از اجنبی برتری می دهند، جز این انتظاری نیست که در وصول به این مقصود بذل وجود نمایند و در احقاق حق مشروع و حتمی و قانونی ملت ایران و خاتمه دادن به اسارت جامعه ایرانی از هر نوع مجاهدت دریغ نکنند...
رزم آرا باگستاخی تمام و بی اعتنایی، همچنان روی تصویب قرار داد الحاقی پافشاری می کرد و در پاسخ به کمیسیون نفت (12 اسفند 1329) گفت:(296) ایران یک لولهنگ (آفتابه) هم نمی تواند بسازد تا چه رسد به اداره صنعت عظیمی همچون صنعت نفت و نیز گفت: اگر زیاد پافشاری کنند مسجد را بر سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم کرد. رزم آرا که از تصویب لایحه الحاقی بوسیله مجلس ناامید شده بود، از شاه خواست تا فرمان انحلال مجلس را صادر کند. شاه پس از کسب نظر دکتر گریدی سفیر کبیر آمریکا در تهران، با پیشنهاد رزم آرا برای انحلال مجلس مخالفت کرد.
رزم آرا که وجود شاه و مجلس شورای ملی را مانع رسیدن به مقاصد خود می دید، راه چاره را در انجام یک کودتای نظامی و ترور شاه پیدا کرد.(297) طرح کودتا مورد تأیید و حمایت دولت انگلستان و با نظر سفیر کبیر بریتانیا سرفرانسیس پشرو، در تهران تدارک دیده و قرار شد که نخست وزیر در روز 17 اسفند مجلس شورا و سنا را منحل نماید و شاه را که همان روز برای توزیع اسناد مالکیت املاک اختصاصی به ورامین می رفت ترور نماید و با برقراری حکومت نظامی زمام امور کشور را شخصاً در دست بگیرد(298) ولی در 16 اسفند 1329 رزم آرا که برای شرکت در مجلس ختم آیه الله فیض روانه مسجد شاه شده بود، هدف گلوله های آتشین خلیل طهماسبی که فریاد می زد مرده باد شرکت نفت قرار گرفت و از پای در آمد.
آیه الله کاشانی در مصاحبه ای چنین گفت:(299)
این عمل به نفع ملت ایران بود و این گلوله و ضربه، عالی ترین و مفیدترین ضربه ای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد. قاتل رزم آرا باید آزاد شود. این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش عملی شده است و...
آیه الله کاشانی در برداشتن آخرین گامها برای ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از منابع ثروت ملی و دخالت در امور کشور، همزمان با تشییع جنازه رزم آرا، دستور داد تظاهرات ملی و همگانی در خیابانهای تهران بر پا شود.
شاه از طریق سرلشکر ضرابی برای آیه الله پیام فرستاد که مانع تندرویهای فدائیان اسلام شود و اجتماعی را که قرار بود در میدان بهارستان بر پاشود متوقف کند. اما ایشان نپذیرفت و سرانجام تظاهرات بزرگ 100 هزار نفری در تهران با شعارهایی در حمایت از اسلام، مخالفت با حضور انگلیس در ایران و جهنمی بودن رزم آرا به راه افتاد. در این روزها تنها مرد قدرتمند ایران آیه الله به حساب می آمد و همه به حرکتها و تصمیمات او چشم دوخته بودند.

تصویب ملی شدند صنعت نفت

پس از رزم آرا، خلیل فهیمی به کفالت نخست وزیری انتخاب و در 21 اسفند پس از ابراز تمایل مجلسین شورا و سنا به حسین علا، فرمان نخست وزیری وی صادر گردید. دیگر هیچکدام از نمایندگان وابسته به انگلیس جرأت مقاومت در برابر ملی شدن صنعت نفت را نداشتند، از این رو گزارش کمیسیون نفت به شرح زیر جهت تصویب به مجلس تقدیم گردید:(300)
نظر به اینکه ضمن پیشنهادات واصله به کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورد توجه و قبول کمیسیون قرار گرفته و از آنجایی که وقت کافی برای مطالعه در اطراف اجرای این اصل باقی نیست، کمیسیون مخصوص نفت از مجلس شورای ملی تقاضای 2 ماه تمدید می نماید. بنابراین ماده واحده ذیل را با قید 2 فوریت برای تصویب تقدیم مجلس شورای ملی می نماید.
ماده واحده - مجلس شورای ملی تصمیم مورخه 17/12/1329 کمیسیون مخصوص نفت را تأیید و با تمدید مدت موافقت می نماید.
تبصره 1- آقایان نمایندگان حق دارند تا 15 روز بعد از تشکیل کمیسیون حق حضور داشته باشند.
گزارش کمیسیون در 24 اسفند به تصویب مجلس شورا و در 29 اسفند به تصویب مجلس سنا رسید. همچنین مجلس در 29 اسفند 1329، گزارش پیشنهادی کمیسیون نفت را به شرح ذیل تصویب نمود:
به نام سعادت ملت ایران و به منظور تأمین صلح جهان، [ما] امضا کنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد.
کمیسیون نفت که به موجب قوانین 24 و 29 اسفند 1329، مأمور تهیه طرح قانون اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت ایران شده بود، در 5 اردیبهشت 1330 گزارشی مشتمل بر 9 ماده به مجلس تسلیم نمود. روز ششم اردیبهشت حسین علا استعفا کرد و مجلس به نخست وزیری دکتر محمد مصدق ابراز تمایل نمود. دکتر مصدق قبول مسئولیت را منوط و مشروط به تصویب گزارش 9 ماده ای کمیسیون نفت کرد و سرانجام مصدق در 7 اردیبهشت 1330 شمسی به نخست وزیری رسید و آیه الله کاشانی حمایت خود را از ایشان اعلام داشت.
مجلس در تاریخ 9 اردیبهشت همان سال پس از تغییرات جزئی که در گزارش 9 ماده ای کمیسیون نفت به عمل آورد آن را تصویب و در دهم اردیبهشت به تصویب مجلس سنا رسید. در 12 اردیبهشت دکتر مصدق ضمن معرفی کابینه خود به مجلس شورای ملی، اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را که در سرلوه برنامه دولت خود قرار داده بود، اعلام کرد.