فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

امتیازات نفتی قرن نوزدهم

1- امتیاز هوتز (1884م)
نخستین امتیازی که صرفاً برای استخراج نفت از سوی دولت ایران به خارجیهای داده شد، به شرکت انگلیسی "هوتز" بود.
شرکت تجاری هوتز در سال 1884، امتیاز استخراج نفت را در دالکی و جزیره قشم کسب کرد و برای استخراج نفت به حفر چاه در آن مناطق اقدام کرد. اما به نتیجه ای دست نیافت. در سال 1899، دولت ایران الغای امتیازات معادل را اعلام کرد و در نتیجه امتیاز هوتز نیز ملغی گردید.
2- امتیاز رویتر
این امتیاز توسط ناصر الدین شاه و میرزا حسین خان سپه سالار در تاریخ 18 جمادی الاول 1289 قمری برابر با 25 ژوئیه 1872 میلادی به "بارون جولیوس رویتر" آلمانی الاصل - که در 1857 به تبعیت انگلستان در آمده بود - واگذار گردید و موجب آن تمامی منابع طبیعی و صنعتی و اقتصادی کشور در اختیار بیگانگان قرار گرفت.
این امتیاز مورد اعتراض شدید علما و مردم قرار گرفت بطوریکه ناصر الدین شاه به ناچار آن را لغو کرد. (5 دسامبر 1873)
3- امتیاز بانک شاهنشاهی(290)
پس از گذشت 17 سال از امتیاز رویتر، امتیاز نامه جدیدی برای تأسیس بانک شاهنشاهی ایران بین "جرج رویتر" (فرزند بارون جولیوس رویتر) و امین السلطان، صدر اعظم ایران به امضا رسید که مشتمل بر 14 ماده بود و حقوق وسیعی از جمله حق انحصاری انتشار اسکناس در ایران و استخراج تمامی معادن آهن و مس و سرب و زغال سنگ و نفت و منگنز و... به ایشان واگذار گردید. این قرار داد در 30 ژانویه 1889/27 جمادی الاول 1336 قمری به امضای دولت ایران رسید.

امتیازات نفتی در قرن بیستم

1- امتیاز دارسی
امتیاز دارسی که در 28 ماه مه 1901 به توشیح مظفر الدین شاه قاجار رسید و به ویلیام ناکس دارس واگذار گردید، مهم ترین امتیازی بود که در آغاز قرن بیستم به مدت 60 سال به بیگانگان واگذار گردید. کاوش غارتگران نفت سرانجام در 26 ماه مه 1908/5 خرداد 1287 شمسی به نتیجه رسید و موفق به اکتشاف نفت در منطقه مسجد سلیمان گردیدند.
بعد از کشف نفت در ایران، حفظ منافع نفتی بزرگ ترین هدف سیاسی انگلستان شد، چرا که نفت به صورت یکی از مصالح و منافع مستقیم و استراتژیکی بریتانیا در آمد و ضرورت مداخلات بیشتر انگلیس در ایران را فراهم آورد و پس از جنگ جهانی اول و از سال 1920 به بعد، شرکت نفت ایران و انگلیس به توصیه مشاورین حقوقی و مالی خود و با توجه به اهمیت نفت جنوب ایران(291) برای دولت بریتانیا، در صدد بر آمد امتیاز درسی را تمدید و تجدید نظر کند.
مذاکرات در اوایل آوریل 1933، آغاز شد و 29 آوریل همان سال منجر به عقد قرار داد جدید نفتی بین طرفین گردید که معروف به قرار داد 1933، می باشد. این امتیاز که مشتمل بر 27 ماده بود در 7 خرداد 1312، به تصویب مجلس شورای ملی رسید. امتیازات واگذار شده در این قرار داد به کمپانی انگلیسی به حدی بود که اگر اجرای آن ادامه می یافت مشکلات و مصائب اقتصادی بیشتری برای ایران فراهم می آورد. که این مسأله منجر به تصویب قانون 29 مهر 1326 شمسی، جهت استیفای حقوق ایران از کمپانی نفت جنوب و در نتیجه الحاق قرار داد گس - گلشائیان گردید.
2- قرار داد الحاق گس - گلشائیان
به موجب بند (ه) از قرار داد، دولت موظف شد تا برای استیفای حقوق ایران از کمپانی نفت جنوب اقدام نماید.
دولت ایران خود نیز بعد از جنگ جهانی دوم به این نتیجه رسیده بود که تجدید نظر در قرار داد 1933، به علت تحولات اوضاع سیاسی - اقتصادی جهان و تغییر شرایط قراردادهای نفتی در کشورهای نفت خیز خاور میانه، امری الزامی و حیاتی است، بویژه آنکه به موجب دستور بریتانیا مبنی بر محدود کردن توزیع سهام توسط شرکت نفت ایران و انگلیس، کاهش فوق العاده ای در میزان حق الامتیاز سهم دولت ایران به وجود آمده بود. دولت ایران اعتراضات و پیشنهادات خود را برای تعدیل شرایط قرار داد 1933، طی 25 ماده به کمپانی نفت جنوب تسلیم کرد.
از طرف کمپانی نفت جنوب نویل گس (N.A.Gaas)، با گلشائیان وزیر دارایی کابینه ساعد مذاکراتی انجام دادند و سرانجام در 26 تیر 1328/17 ژوئیه 1964، الحاقیه ای را به قرار داد 1933، اضافه کردند که معروف به قرار داد گس - گلشائیان گردید. در آخرین روزهای عمر دوره پانزده مجلس ، قرار داد الحاقی از سوی دولت ساعد برای تصویب، تقدیم مجلس شد که با پایان یافتن عمر دوره پانزدهم مجلس شورا، به مرحله تصویب نرسید.
علی منصور نخست وزیر، لایحه را برای تعیین تکلیف به دوره شانزدهم مجلس تقدیم کرده و خود از بیان هر گونه نظری درباره آن خودداری کرد. استعمار پیر که منافع خود را در خطر می دید، برای ایجاد حکومت دیکتاتوری و تمدید و توسعه امتیاز نفت جنوب منصور را مجبور به استعفا کرد و سپهبد رزم آرا در 5 تیر 1329، از سوی شاه به عنوان نخست وزیر معرفی شد.
آیه الله کاشانی در این رابطه اعلامیه ای صادر و اعلام نمودند:(292)
اینک مع التأسف می بینم باز می خواهند، مملکت را در چنگال دیکتاتوری بیندازند و ملت ستمدیده ایران را که سالها طعم تلخ دیکتاتوری را چشیده و از حکومت مطلقه هزار گونه مصیبت و شکنجه دیده، مجدداً گرفتار این بدبختی عظیم نمایند.
کمیسیون نفت به ریاست دکتر مصدق در 30 خرداد، از سوی مجلس جهت بررسی و اظهار نظر درباره این لایحه مأمور شد و روز 20 مهر، مجلس دولت سپهبد رزم آرا را به خاطر دفا از قرار داد الحاقی استیضاح کردند و در 27، به دلیل فشارهای سیاسی از سوی بریتانیا و حمایت نمایندگان انگلوفیل(293) مجلس درباره استیضاح دولت رأی به سکوت داد.(294)
کمیسیون مخصوص نفت در 19 آذر گزارشی به مجلس، قرار داد را کافی برای استیفای حقوق ایران ندانسته و عدم تصویب آن را توصیه کرد. این گزارش در جلسه 26 آذر در مجلس مطرح و مسکوت گذاشته شد. در 5 دی ماه وزیر دارایی کابینه رزم آرا ناگزیر لایحه مزبور را از مجلس مسترد داشت. مجلس در 21 دی ماه کمیسیون نفت را مأمور کرد تا ظرف 2 ماه وظیفه و رویه دولت در حل قضیه نفت را تعیین و اعلام کند.

نقش آیه الله کاشانی در عدم تصویب لایحه الحاقی

آیه الله کاشانی برای جلوگیری از تصویب قرار داد نفت در مجلس، اعلامیه ای خطاب به ملت ایران درباره ملی کردن نفت صادر کرد.
بعد از انتشار اعلامیه، اجتماع بزرگی در مسجد شاه (سابق) بر پاگردید که در آن سخنرانان راجع به ابطال قرار داد نفت 1312 شمسی/1933 میلادی به سخنرانی پرداختند و خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند.
در قسمتی از اعلامیه آیه الله کاشانی آمده بود:(295)
بر همه کس واضح و آشکار است که تمام بلیات و مصائب، مخصوصاً هرج و مرج دستگاه اداری و غارت بیت المال و تسلط زمامداران نالایق و مملکت فروش و بطور کلی تشویق جنایتکاران و حبس و تبعید و شکنجه وطن دوستان در اثر سیاست جابر انگلستان در مملکت ما به وجود آمده است و آن دولت همیشه این اعمال خلاف عفت و انسانیت را برای غرات نفت ایران که بزرگ ترین و مهم ترین ثروت ملی ماست، مرتکب شده و می شود...
ملی شدن صنعت نفت در ایران تنها چاره بیچارگیهای ماست، زیرا بدین وسیله ثروت بی کران که خداوند تبارک و تعالی به ملت ایران عطا فرموده، از دست دشمنان بشر که مقصدی جز منفعت طلبی و مکیدن خون ملل ضعیف ندارند، بیرون آمده، به صاحبان حقیقی و مستحق آن می رسد... برای اینکه تکلیف دینی و وطنی ملت مسلمان ایران کاملاً معلوم و روشن باشد نا چارم این آرزوی عمومی را یک بار دیگر در اینجا بیان کنم تا به نام سعادت ملت ایران و به منظور کشور بدون استثنا ملی اعلام شود، یعنی تمام عملیات اکتشاف و استخراج و بهره برداری در دست دولت ایران قرار گیرد و از آقایان نمایندگان وطن دوست و خدمتگزار که منافع وطن را بر حمایت از اجنبی برتری می دهند، جز این انتظاری نیست که در وصول به این مقصود بذل وجود نمایند و در احقاق حق مشروع و حتمی و قانونی ملت ایران و خاتمه دادن به اسارت جامعه ایرانی از هر نوع مجاهدت دریغ نکنند...
رزم آرا باگستاخی تمام و بی اعتنایی، همچنان روی تصویب قرار داد الحاقی پافشاری می کرد و در پاسخ به کمیسیون نفت (12 اسفند 1329) گفت:(296) ایران یک لولهنگ (آفتابه) هم نمی تواند بسازد تا چه رسد به اداره صنعت عظیمی همچون صنعت نفت و نیز گفت: اگر زیاد پافشاری کنند مسجد را بر سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم کرد. رزم آرا که از تصویب لایحه الحاقی بوسیله مجلس ناامید شده بود، از شاه خواست تا فرمان انحلال مجلس را صادر کند. شاه پس از کسب نظر دکتر گریدی سفیر کبیر آمریکا در تهران، با پیشنهاد رزم آرا برای انحلال مجلس مخالفت کرد.
رزم آرا که وجود شاه و مجلس شورای ملی را مانع رسیدن به مقاصد خود می دید، راه چاره را در انجام یک کودتای نظامی و ترور شاه پیدا کرد.(297) طرح کودتا مورد تأیید و حمایت دولت انگلستان و با نظر سفیر کبیر بریتانیا سرفرانسیس پشرو، در تهران تدارک دیده و قرار شد که نخست وزیر در روز 17 اسفند مجلس شورا و سنا را منحل نماید و شاه را که همان روز برای توزیع اسناد مالکیت املاک اختصاصی به ورامین می رفت ترور نماید و با برقراری حکومت نظامی زمام امور کشور را شخصاً در دست بگیرد(298) ولی در 16 اسفند 1329 رزم آرا که برای شرکت در مجلس ختم آیه الله فیض روانه مسجد شاه شده بود، هدف گلوله های آتشین خلیل طهماسبی که فریاد می زد مرده باد شرکت نفت قرار گرفت و از پای در آمد.
آیه الله کاشانی در مصاحبه ای چنین گفت:(299)
این عمل به نفع ملت ایران بود و این گلوله و ضربه، عالی ترین و مفیدترین ضربه ای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد. قاتل رزم آرا باید آزاد شود. این اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش عملی شده است و...
آیه الله کاشانی در برداشتن آخرین گامها برای ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از منابع ثروت ملی و دخالت در امور کشور، همزمان با تشییع جنازه رزم آرا، دستور داد تظاهرات ملی و همگانی در خیابانهای تهران بر پا شود.
شاه از طریق سرلشکر ضرابی برای آیه الله پیام فرستاد که مانع تندرویهای فدائیان اسلام شود و اجتماعی را که قرار بود در میدان بهارستان بر پاشود متوقف کند. اما ایشان نپذیرفت و سرانجام تظاهرات بزرگ 100 هزار نفری در تهران با شعارهایی در حمایت از اسلام، مخالفت با حضور انگلیس در ایران و جهنمی بودن رزم آرا به راه افتاد. در این روزها تنها مرد قدرتمند ایران آیه الله به حساب می آمد و همه به حرکتها و تصمیمات او چشم دوخته بودند.