فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی توسط عراق

در اوایل جنگ تحمیلی، در منطقه شلمچه واقع در جنوبی ترین نواحی اشغال شده ایران، رژیم عراق برای اولین بار بطور محدود اقدام به استفاده از سلاح شیمیایی کرد و برای دومین بار در منطقه میمک تکرار شد.
عراقیها از آذر سال 1361، بطور پراکنده از عوامل شیمیایی کشنده استفاده کردند. ابتدا مقدار محدودی از سولفورموستارد (عامل تاول زا) را به منظور در هم شکستن سازمان رزمی رزمندگان این در تکهای شبانه مورد استفاده قرار دادند.
در سال 1362، عراق به کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در / و حوالی پنجوین مبادرت ورزید. ایران حادثه پنجوین را "جنایت جنگی" نامید و مجروحین جنگ شیمیایی به بیمارستانهای تهران اعزام شدند.
در اواخر 1363، عراق به دو علت از کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی موقتاً منصرف شد:
1- در رابطه با اعتراض های قبلی اروپا.
2- علتی شدن ابعاد گسترده کاربرد این جنگ افزارها در جنگ با ایران.
استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی در بعد وسیع توسط عراق از اوایل زمستان 1364 که رزمندگان ایران با عملیات گسترده آفندی خود توانستند شهر فاو را تصرف نمایند، مجدداً آغاز شد.
در اوایل سال 1366، عراق با دیگر از جنگ افزارهای شیمیایی بطور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد.
پس از عملیات والفجر 8، نیروهای عراقی بقدری از مواد سمی شیمیایی استفاده کردند که تا آن زمان با چنین بعد گسترده ای نظیر و سابقه نداشت. حدود 7000 گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایران شلیک شد. در طول 20 روز هواپیماهای عراقی بطور داوم بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند و عراق متجاوز از 30 تهاجم شیمیایی علیه هدفهای غیر نظامی در ایران انجام داد.
بمباران شیمیایی شهر مرزی سردشت توسط عراق در هفتم تیر 1366 فجیع ترین و وحشتناک ترین تهاجم از این نوع بود که سبب کشته و مجروح شدن عده بسیاری از مردم غیر نظامی محلی شد. جمهوری اسلامی ایران این تهاجم را غیر انسانی اعلام کرد و شهر سردشت را نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان بعد از بمباران هسته ای هیروشیما نامید.
وحشیانه ترین مورد استفاده در اسفند 1366، در حلبچه بوده است که وسیع ترین مورد استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون بشمار می رود که حداقل 5000 تن از مردم کرد و مسلمان این شهر را به کام مرگ فرستاد و 7000 تن دیگر را مجروح کرد.
فاجعه ای که در حلبچه رخ داد بدون شک با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن به دست آمریکا، قابل مقایسه است.
به کارگیری سلاحهای شیمیایی از سوی عراق، در حالی صورت می گرفت که این کشور جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو راجع به منع استفاده از سلاحها سمی، خفه کننده و ترکیبات باکتریولوژی قرار داشت. پروتکل 1925 ژنو که طی قطعنامه 2161 (21)B سازمان ملل متحد مجدد به تصویب رسد است، صراحت استعمال سلاحهای شیمیایی را منع می کند. قسمتهایی از پروتکل 1925 ژنو به شرح زیر است:
امضا کنندگان تام الاختیار زیر به نام دولتهای خود اعلام می دارند:
نظر به اینکه در موقع جنگ، استعمال گازهای خفه کننده و مسموم یا امثال آنها و همچنین هر قسم مایعهات و موارد یا عملیات شبیه به آن حقاً مورد تنفر افکار عمومی دنیای متمدن است.
دول متعاهد تقبل می نمایند ممنوعیت استعمال گازهای خفه کننده و مسموم شبیه آن را به موجب این اعلامیه به رسمیت شناخته و همچنین تعهد می نمایند که ممنوعیت مزبور را شامل وسایل جنگ میکروبی نیز دانسته و خود را ملزم به رعایت مدلول مراتب فوق بدانند.
پروفسور اوبن هندریکس رئیس آزمایشگاه سم شناسی بیمارستان دانشگاه گان (فلاندر، در شمال غرب بلژیک) اظهار می دارد: عراق از سه نوع گاز مختلف علیه حلبچه استفاده کرده است. وی تاکید کرد که نیروهای عراقی شهر حلبچه را در روزهای 17 و 18 مارس (27 و 28 اسفند 66) با گاز خردل (ایپریت)، گازهای اعصاب (تابون، سارین یا سومان) و بالاخره با سیانوژن بمباران کرده اند. وی افزود که این سه نوع سلاح بصورت مجزا ولی با فاصله ای کوتاه و بطوری که بصورت یک کوکتل بسیار سمی درآیند، مورد استفاده قرار گرفته اند.
بی بی سی رادیو دولتی انگلستان در 6/1/1367، گزارش داد: یک دکتر بلژیکی و یک دکتر هلندی از سازمانان بهداشت بین المللی موسوم به پزشکان بدون مرز و یک متخصص مسایل شیمیایی به اتفاق آرا تایید کردند که در حلبچه و مناطق اطراف آن علیه مردم غیر نظامی از سلاحهای شیمیایی استفاده شده است.
خبرگزاری فرانسه در 12/1/1367 اعلام کرد: حلبچه شهری از کردستان عراق که به تصرف ایران در آمده و طی روزهای 27 و 28 اسفند ماه توسط عراق بمباران شیمیایی شده، منجمد و ساکن در خوابی عمیق فرو رفته است.
نیویورک تامیز آمریکا در 6/1/1367 نوشت: این عمل از هر جهت و به هر مفهوم یک جنایت جنگی است که با انکارهای سست و رسمی عراق و عذر و بهانه های غیر رسمی در مورد استفاده از یک سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است.
سرلشکر وفیق سامرایی رئیس پیشین استخبارات (اطلاعات) نظامی عراق در مورد بمباران شیمیایی گفته است:(287)
جنایتی که در حلبچه اتفاق افتاد، توسط 50 فروند جنگنده عراقی صورت گرفت. محموله هر یک از این جنگنده ها چهار بمب شیمیایی بود. این حمله به دستور صدام صورت گرفت. بمباران حلبچه به دلیل ناامیدی و یاسی بود که در صدام به وجود آمده بود، زیرا در تاریخهای 10 و 11 مارس 1988 ایرانیها منطقه دربندیخان و حلبچه و مناطق اطراف آن را مورد تهاجم قرار داده و موفقیتهایی کسب کرده بودند. در این حملات گروههای کرد آنها را همراهی می کردند. صدام تیپ و لشکرها را یکی پس از دیگری به مقابله با نیروهای ایران فرستاد تا مانع از پیشروی در عراق شوند، اما هیچ نتیجه ای در پی نداشت و خسارات فراوانی به نیروهای عراقی وارد شد. در انتقام از این حمله، صدام دستور داد تا حملات شیمیایی گسترده ای را روی حلبچه انجام دهند. نظر استخبارات عراق کاملاً متفاوت بود. سازمان سیا به ما اطلاع داد که تعداد محدودی از واحدهای توپخانه ایران از محور شرق شط العرب به محور حلبچه در شمال انتقال یافته اند. ما با توجه به مسولیتی که داشتیم صدام را از این امر با خبر ساختیم. بخش عظیمی از واحدهای توپخانه ایران زا فاو عقب نشینی کردند. تشکیلات ما برای مقابله با حمله ایران در حلبچه آماده شد، اما صدام با چنین فاجعه ای موافقت کرد.
فرماندهانی که دستور صدام رامبنی بر بمباران شیمیایی حلبچه اجرا کردند ، فرماندهان نیروی هوایی، سرلشکر حمید شعبان، معاون فرماندهی عملیات، سرلشکر ستاد سالم سلطان البصو و فرماندهان دیگر بودند. اما خلبانان پنجاه نفر بودند که بیان اسامی آنها الان مشکل است. این خلبانان کاملاً اطلاع داشتند که هواپیماهایشان حاوی بمبهای شیمیایی است. صدام از سلاحهای شیمیایی در مناطق دیگر عراق در شمال و جنوب این کشور استفاده کرده است. در طول قیامهای سال 1991 از مواد شیمیایی خفیف بر روی مرا(قدس سره) ائمه در کربلا توسط هلیکوپتر استفاده کرده است. ایران در طول جنگ سلاح شیمیایی در اختیار نداشت، زیرا بنظر من اگر ایران چنین سلاحی را در اختیار داشت شاید مقابله به مثل می کرد. این بدین معناست که سلاح شیمیایی از سوی یکی از طرفهای جنگ مورد استفاده قرار گرفته است.

تصویب ملی شدن صنعت نفت ایران: 29 اسفند 1329

در میان منابع انرژی، چوب و ذغال سنگ به ترتیب نقش خود را ایفا کردند و عصر حاضر به نفت اختصاص داشته و دارد. قرن بیستم را باید در زمینه استفاده از انرژی "عصر نفت" نامید. نفت در طی نیم قرن، همه عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظامی جامعه جهانی را تحت تأثیر خود قرار داد.
به نظر می رسد کلمه نفت ریشه اوستایی دارد، در زبان اوستایی کلمه نپتا nepta به معنی روغن معدنی است، و همین کلمه نپتای اوستایی بعداً توسط عرب زبانان به صورت نفت مورد استعمال قرار گرفته است. در بزبانهای فرانسه و انگلیسی نفت را پترول petrol و پترولیوم petroleumمی خوانند که از ترکیب دو کلمه لاتین petros به معنی سنگ و oleum به معنی "روغن سنگ" به دست آمده است.
هرودوت(288) زمان استفاده انسان از نفت را پیش از چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح ذکر کرده است. به طور کلی معلوم می شود که حداقل، جوامع متمدن باستان چون چین و هند و ایران و بین النهرین و مصر از دیرباز با مواد نفتی آشنایی داشته و از آن استفاده های متفاوتی می کرده اند. به کارگیری و استفاده از نفت و مواد نفتی از دیرباز و به برکت و جود فراوان چشمه های جوشان و طبیعی نفت، در ایران نیز معمول و متداول بوده است. ایرانیان از نفت به عنوان داروی مؤثری برای درمان و شفای بیماریهای گوناگون بویژه شکستگیهای استخوان استفاده می کرده اند. شاردون جهانگرد فرانسوی و در سفرنامه خود می نویسد که در مازندران از نفت سیاه و سفید برای درمان سرماخوردگی و معالجه زخم کچلی و مارگزیدگی استفاده می شده است.

نقش نفت و اهمیت آن در اقتصاد جهانی

از آنجا که هیچ گونه فعالیتی در عرصه های زندگی و در جهان هستی بدون استفاده از انرژی میسر و امکان پذیر نیست. در جهان امروز نفت، نه تنها به عنوان یک عامل تعیین کننده اقتصادی و صنعتی، بلکه به عنوان یک عامل
سیاسی و امنیتی نیز مطرح می باشد. هدف همه جوامع و بویژه همه دولتها، دست یافتن به میزانی از رشد اقتصادی است که بتواند رفاه جامعه را تأمین کند و رفاه، مستلزم رشد اقتصادی و رشد اقتصادی مستلزم برخورداری از انرژی است.