فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت عملیات والفجر10

امام (ره) در پاسخ به نامه فرمانده کل سپاه پاسداران چنین اظهار فرمودند:(280)
... اخبار پیروزیها و حماسه های دلاوران اسلام نه تنها دل ملت ما، که قلب همه مستضعفان و محرومان را شادمان نمود و صدام و عفلقیان و حامیان و اربابان او خصوصاً آمریکا و اسرائیل را عزادار کرد. سلام خالصانه مرا به همه فرماندهان عزیز و شجاع و رزمندگان ظفرمند پیروز سپاه و بسیج و ارتش و هوانیروز و نیروی هوایی و جهادگران دلاور و گمنام و امدادگران و کلیه نیروهای مردمی و کرد ابلاغ کنید و سلام و تشکر ملت ایران را به مردم شهرهای آزاد شده عراقی که بدون اینکه حتی یک گلوله هم به طرف آنان و شهرهای آنان شلیک شود، با آغوش باز و فریاد الله اکبر از رزمندگان ما استقبال نمودند، برسانید و به آنها بگویید که می بینید صدام چگونه دیوانه وار شما و شهرهایتان را بمباران خوشه ای و شیمیایی می کند، خواهیم دید که جهانخواران چگونه در تبلیغات مسموم خود از کنار این پیروزیهای بزرگ و جنایات صدام خواهند گذشت...

ارتحال حجه الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی: 25 اسفند 1373

بسم الله الرحمن الرحیم
فرزندم عزیزم احمد حفظه الله تعالی و ایده
از آنجا که شما را بحمد الله در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب نظر می دانم و در تماس فراز و نشیب ها در کنار من بوده ای و هستی و با صداقت و کیاست، امور سیاسی و اجتماعی اینجانب را متصدی هستی. لهذا شما را برای تنظیم و تدوین کلیه مسایل مربوط به خود - که بسا در رسانه های گروهی اختلاف و اشتباهاتی رخ داده است - انتخاب می نمایم و از خداوند متعال که حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم امید است با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانی.(281)
و السلام علیکم.
روح الله الموسوی الخمینی
سید احمد در 24 اسفند 1324 شمسی در بیت علم و عرفان و فضیلت و جهاد، در قم، پا به عرصه وجود نهاد.(282) پدرش مجتهد برجسته ای بود که مجلس درس فقه و اصول و فلسفه و عرفان او محفل انس فرهیختگانی چون شهید مطهری بود.
سید احمد در دامان مادری پرورش می یابد که به حق او را باید بانوی بزرگ انقلاب اسلامی و اسوه صبر و استقامت لب داد.
دوره های تحصیلی ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود به پایان رساند. سالهای پایانی دوران دبیرستان وی مصادف با قیام خونین پانزده خرداد 1342، به رهبری پدر بزرگوارش شد.
دوران حیات پربار وی را یم توان به دو بخش علمی و سیاسی تقسیم کرد:

فعالیتهای علمی

پس از طی دوره دبیرستان، به تحصیل علوم اسلامی پرداخت. در سال 1345، مخفیانه برای دیدار پدر، عازم نجف شد و در همان جا به دست پدر به سلک روحانیت در آمد. چندی بعد به وطن بازگشت و با ایجاد ارتباطهای مطمئن در میان عناصر انقلاب و رهبر عالیقدر، به سازماندهی نیروهای فعال مذهبی پرداخت و ضمن انجام این فعالیتهای با جدیت تمام به کسب علوم و معارف دینی و حوزوی روی آورد.
آن مرحوم درباره خود چنین می گوید:(283)
پس از دیپلم دو سفر لدون گذرنامه به عراق رفتم و در یکی از سفرها نزد شهید عزیز دکتر چمران مقداری مسائل نظامی را آموختم. دو سفر هم با گذرنامه به عراق و سوریه و لبنان رفتم. در مراجعت از یکی از سفرهایم از عراق، دستگیر شدم و نزدیک به سه ماه، در [زندان بودم ].
پس از طی دوره مقدماتی و متوسط حوزه، سطوح عالی را نزد اساتید نامدار ، از جمله آیه الله سلطانی (پدر همسر مکرمشان) فراگرفت و از حدود سال 1351 برای فراگیری درس خارج، از محضر آیات حاج مرتضی حائری (ره) و حاج آقا موسی شبیری زنجانی بهره گرفت.
در سال 1356، برخی از همرزمان او توسط سواک دستگیر و ارتباط آنان با وی آشکار، از این رو مخفیانه ایران را ترک و در نجف اشرف به دیدار پدر نایل می شود. در همین سفر بود که فاجعه رحلت آیه الله حاج آقا مصطفی به وقوع پیوست که حضور ایشان توانست خلأ وجود بابرکت آن بزرگوار را در کنار امام و بیت و دفتر ایشان پر کند.