فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

آیه الله کاشانی و جهان اسلام

او هیچگاه از گرفتاریهای ملت اسلامی غافل نبود و در حد توان خویش، آنان را یاری می داد. در سال 1326 شمسی، زمانی که تأسیس دولت غاصب اسرائیل در سرزمین فلسطین اعلام گردید، اعلامیه ای خطاب به تمام مسلمانان جهان صادر کرد و نسبت به فسادی که دولت غاصب اسرائیل در آینده برپا خواهد کرد، هشدار داد و از آنان خواست تمام کوشش خود را برای ریشه کن کردن این غده سرطانی به کارگیرند و نسبت به رأی سازمان ملل در مورد تقسیم فلسطین اعتراض کرد.
در ادامه حمایت از مردم فلسطین، مردم ایران را به تظاهرات علیه اسرائیل دعوت کرد و در 20 دی 1326، بیش از 30 هزار نفر در مسجد امام خمینی (ره) اجتماع کردند که دولت وقت از سخنرانی آیه الله کاشانی ممانعت به عمل آورد و حجه الاسلام و المسلمین فلسفی به منبر رفت و هدف از این تظاهرات گسترده ای علیه اسرائیل به رهبری آیه الله صورت گرفت که خود برای مردم سخنرانی و از ملت ایران خواست که از هیچ کمکی در راه آزادی فلسطین دریغ نکنند. پس از این سخنرانی پرشور، مردم به جمع آوری کمکهای مال پرداختند و پنج هزار نفر از فدائیان اسلام آمادگی خود را برای شرکت در نبرد علیه صهیونیستها اعلام نمودند و در دوم خرداد 1327، فدائیان اسلام در منزل ایشان اجتماع که دولت وقت اقدام به جلوگیری کرد.
آیه الله در مبارزات استقلال طلبانه مسلمانان مصر و تونس از آنان حمایت می کرد و مشکل بزرگ مسلمانان را تفرقه و جدایی موجود میان کشورهای اسلامی می دانست و تنها راه حل مشکل را اتحاد مسلمانان و تمسک به اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی میکرد. به همین جهت به فکر تشکیل یک کنگره اسلامی افتاد و برای ارزیابی بهتر وضع مسلمانان در سال 1331، در مراسم حج شرکت کرد و با بسیاری از روحانیون و بزرگان جهان اسلام به بحث و گفتگو نشست و آنها را از اندیشه خویش درباره کنگره اسلامی آگاه ساخت. بعد از بازگشت از حج نامه ای به تمام کشورهای اسلامی فرستاد و از آنها دعوت کرد که حاکمان خود کامه مخالفت خود را با تشکیل این کنگره اعلام داشتند.
سرانجام آیه الله کاشانی در 23 اسفند 1340، پس از عمری مبارزه مستمر با استبداد داخلی و استعمار خارجی، دعوت حق را لبیک گفت و در حرم مطهر حضرت عبد العظیم به خاک سپرده شد.

انفجار بمب در نماز جمعه تهران: 24 اسفند 1363

انقلاب اسلامی ایران از پدیده شوم ترور و تروریسم آسیبهای فراوان دیده است. منافقین و طرفداران خلق؟! با ترور شخصیتهای انقلابی و مؤمن، همچون مطهری، قرنی، شهید مظلوم بهشتی، رجایی، باهنر، مفتح و حتی زنان و مردان و سالخوردگان بی گناهی که تنها جرمشان ایمان به اسلام و انقلاب، و یا شرکت در راهپیماییها و نماز جمعه ها بود، سعی کردند انقلاب را تضعیف کنند.
عوامل استکبار، مراکز فرهنگی و اقتصادی را هم مورد حمله قرار می دادند و منهدم می کردند و به هر نحو که می توانستند در راه پیشرفت انقلاب مانع ایجاد کردند. و به هر نحو که می توانستند در راه پیشرفت انقلاب مانع ایجاد کردند. حتی با دشمن کینه توز و متجاوز بعثی، طرح دوستی ریخته و به سربازانی مزدور در صف دشمن و در مقابل ملت خود قرار گرفتند و قساوت بارترین مأموریتها را به نفع دشمن انجام دادند.
یکی از این جنایات و همکاریهای نزدیک بین منافقین و رژیم بعث، انفجار بمب در نماز جمعه تهران بود. در زمانی که رژیم بعث، مردم را از رفتن به نماز جمعه بر حذر می داشت و تهدید به بمباران و موشک باران نماز جمعه می کرد، منافقان نیز بیکار ننشسته و با یک طرح از قبل تعیین شده، نماز جمعه تهران را در 24 اسفند 1363، به خاک و خون کشیدند و عده ای از نمازگزاران مؤمن را مظلومانه شهید کردند.
نماز پرشکوه آن هفته تهران در ایام ولادت حضرت فاطمه الزهرا (علیها السلام) و با حضور برادران و خواهران مسلمان در دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف آن به امام ریاست جمهوری وقت آیه الله خامنه ای، برگزار شد.
خطیب جمعه مشغول ایراد خطبه دوم بود که ناگهان صدای انفجار عظیم توجه همگان را به خود جلب کرد. پس از انفجار این بمب دست ساز، نمازگزاران فریاد "مرگ بر آمریکا"، "جنگ جنگ تا پیروزی"، "منافق مسلح اعدام باید گردد"، سردادند و بیشتر از یک دقیقه طول نکشید که امام جمعه تهران به ادامه خطبه پرداختند و فرمودند:(274)
چقدر خباثت می خواهد و چقدر نامردی می خواهد که یک عده انسان نمازگزار را، بدون هیچ گونه خصومت شخصی اینگونه انسان در معرض تهدید قرار دهد، البته این طوری که برادران اینجا به من گفتند ظاهراً خسارات و تلفات زیاد وجود نداشته و ان شاء الله که این جور باشد و یقین بدانند که هر چه خسارت هم به وجود بیاید، مردم در مقابله با استکبار جهانی، با صدام، با منافقین، با ایادی مزدور استکبار داخلی، دشمن تر و دشمنی آنها آشتی ناپذیرتر می شود. این را همه ملت ایران با همه وجودشان و از اعماق قلبشان باور می کنند و پیداست که امت حزب الله و آن کسانی که این همه در خدمت انقلاب و در مواقع حساس انقلاب حضور داشتند، از این چیزها هم هیچگونه واهمه ای ندارند... همان طور که از شعارهای شما برادران عزیز - فهمیده می شود، این صدای انفجاری که رخ داد، مربوط به یک حرکت منافقانه رذالت آمیزی بود که در بحبوحه جنگ این مردم، عوامل و مزدوران خائن استکبار جهانی، در نماز جمعه این بمب دستی را کار گذارده بودند.
همان طور که عرض کردم این هفته برای ما هفته مقابله به مثل بود، ما مقابله به مثل را به فضل الهی با قدرت و همه جانبه انجام دادیم، فقط در یک جبهه مقابله به مثل نکردیم. در بغداد، کرکوک در شهرهای متعدد، مراکز صنعتی و مراکز تجمع نظامی و حتی در جبهه جنگ هم ما مقابله به مثل را انجام دادیم.

تشریح جزئیات انفجار

حجه الاسلام و المسلمین ناطق نوری وزیر کشور وقت در 25 اسفند 1363 ، در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کردند(275): بر اثر انفجار یک بمب 15 پوندی (در حدود 7 کیلوگرم) در صفوف نمازگزاران جمعه تهران تعداد 14 تن به شهادت رسیده و هشتاد و هشت نفر مجروح شده اند.
ایشان در تشریح این حادثه گفتند: از قبل صدام تهدید کرده بود که نماز جمعه شهرهای تهران، تبریز و اصفهان را مورد حمله قرار خواهد داد و نمازگزاران با علم و آگاهی از چنین تهدیدی روز جمعه پرشورتر از همیشه در صفوف نماز جمعه حاضر بودند و از سوی دیگر امام جمعه محترم تهران آقای خامنه ای رئیس جمهوری با احتمال خطر شرکت کردند، چرا که ایشان معمولاً دو هفته پی در پی تشریف نمی آوردند. ولی علیرغم تهدیدات صدام، ایشان تشریف آوردند و این پیوند و هماهنگی مردم با مسئولان را می رساند که در همه صحنه ها مانند جنگ در کنار هم هستند. ما می بینیم از اطرافی شهید مظلوم بهشتی و یا رئیس جمهور ما رجایی در کنار مردم کوچه و بازار به شهادت می رسند و نکته دوم این است که انسان هماهنگی بین ضد انقلاب و حکومت عفلقی عراق را در گذشته لمس و احساس می کرد. اما نه به این حد که روز جمعه احساس شد و این ارتباط تنگاتنگ بود که حکومت بغداد احتمال می داد که نمی تواند نماز جمعه را به وسیله موشک و یا بمباران بزند، چرا که هم پدافند هوشیارانه عمل می کند و هم نیروی هوایی حضور فعال دارد و به این ترتیب احتمال موفقیت نمی داد و روی این اصل با مزدوران داخل و ضد انقلاب عمل رذیلانه انفجار روز جمعه را هماهنگ کرد و ضد انقلاب، روز جمعه بمبی را در میان نمازگزاران عاشق، که احتمال خطر را می دادند، منفجر کردند که 14 نفر را به شهادت رساندند و 88 نفر را مجروح کردند. از این 88 نفر در حدود 40 نفر مجروح سرپایی بودند و بقیه بستری شدند. جالب اینکه با این هماهنگی ضد انقلاب داخل و بغداد این حادثه رخ داد، دیدیم مردم نه تنها صحنه را ترک نکردند بلکه با شور و هیجان فوق العاده و با شعاری که می دادند، ما به اینجا آمدیم، بهر شهادت ما را منقلب کردند و شاید در طول تاریخ سابقه نداشته باشد در اجتماعی هزاران نفر جمع شده باشند و انفجاری به این عظمت رخ دهد، این تعداد انسان را شهید و مجروح کند، اما مردم بمانند و خطیب خطبه را ادامه دهد و سخنرانی ادامه یابد. قراین در دست داریم که نشان می دهد کار، کار منافقین است و بغیر از آنها هم گروهک دیگری نمی تواند انجام دهد. البته ما پیش بینی می کنیم در اعلامیه هایشان این امر را انکار کنند و این جنایات را تکذیب کنند. اما به قراینی که در دست داریم، این جنایات کار منافقین است.