فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

مبارزات سیاسی

آیه الله کاشانی از دوران جوانی دارای افکار آزادیخواهانه بود و از ظلم و ستم و استعمار بیزار و متنفر و در گستره ای به وسعت جهان اسلام با استعمارگران بویژه انگلیس مبارزه می کرد.
در سال 1285 شمسی، که مردم ایران از بی لیاقتی شاهان قاجار و فساد دستگاه حکومتی و دخالت بیگانگان در امور داخل و چپاول ثروت ملی کشور خسته شده، و نهضت مشروطه را راه اندازی کردند، آیه الله کاشانی مشاورت آیه الله آخوند خراسانی را عهده دار بود و در تصمیم گیریها او را یاری می کرد. مبارزات آیه الله کاشانی را می توان به دو بخش تقسیم کرد:

الف - مبارزات علیه استعمار انگلیس

مبارزه با استعمار انگلیس آن چنان عمیق و ریشه دار بود که در خاورمیانه مبغوض ترین دشمن آنها به شمار می رفت، به حدی که انگلیسیها در آن زمان، تسلیم شدن ایشان را یکی از شرایط صلح با عراق قرار دادند. هنگامی که جنگ جهانی اول به عراق کشیده شد، آیه الله کاشانی بهمراهی پدر، رهبری نیروهای ملی عراق را بر عهده داشتند و در قیام علیه قرار داد ظالمانه انگلیس و با کمک عشایر عراق در مقابل قوای انگلیس ایستادگی و آنان را مجبور به عقب نشینی کرد و همین مبارزات موجب کسب استقلال عراق گردید.
متجاوزان انگلیسی به این نتیجه رسیدند که وجود سید ابوالقاسم کاشانی بزرگ ترین مانع پیشرفت آنها در عراق است، از این رو حکم اعدام ایشان از طرف مرکز فرماندهی انگلیس صادر شد که قبل از دستگیری، عراق را به سمت ایران ترک کرد.
بعد از برکناری رضاخان در شهریور 1320 و اشغال ایران توسط متفقین، مرحوم کاشانی به مبارزه با استعمار ادامه داد.
آیه الله کاشانی اعلامیه ای با این مضمون که ایران مال ایرانی است و ذخایر آن بخصوص نفت از آن ایرانیان است و فقط قوانین و ضوابط اسلامی باید حکمفرما گردد، انتشار داد. انگلیسیها از سهیلی، نخست وزیر وقت خواستند که ایشان را تبعید کند. آیه الله مخفیانه به قم رفت و نزدیک به یک سال از دست انگلیسیها در امان بود. در قم اعلامیه و شبنامه منتشر می کرد و یادآور می شد که نباید گذاشت انگلیسیها خود را مالک الرقاب ایران بدانند. فرمانداری نظامی از طریق درج آگهی در جراید به وی اخطار کرد که خود را تسلیم کند. سرانجام به وسیله جاسوس انگلیس، "تامارا" محل اقامت آیه الله کشف و در 27 خرداد 1323 در گلابدره شمیران بازداشت و به شهرهای اراک، رشت و کرمانشاه تبعید شد و تا پایان جنگ در اردوگاههای متفقین با بدترین وضع ممکن زندانی بود، با این حال حتی در بازپرسیهایش نیز با انگلیسیها به خشونت رفتار می کرد و به آنها می گفت: اگر مناز دست شما جان سالم به در برم، اجازه نخواهم داد یک قطره نفت به دست انگلیسیها برسد. سرانجام، پس از گذشت 28 ماه از زندان متفقین آزاد شد. هنگامی که در تبعید بود برای دوره چهاردهم مجلس به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شد و این حاکی از شناختی بود که مردم از عمق مبارزات ایشان داشتند.

ب - مبارزات علیه استبداد داخلی

آیه الله کاشانی پس از پایان جنگ جهانی دوم، در فعالیتهای اجتماعی و مبارزات سیاسی فعالانه حضور یافت و در مقابل سیاست بازیهای قوام السلطنه - که با ایجاد حزب دموکرات و ائتلاف با حزب توده قدرت گرفته بود - قد علم کرد و بر خلاف خواسته دربار و قوام، مردم را به مبارزه دعوت کرد. در نتیجه در خرداد 1324، دستگیر و 22 ماه به بهجت آباد قزوین تبعید شد. در پی در گذشت آیه الله سید ابو الحسن اصفهانی، در مجلس ختم ایشان آیه الله سید محمد بهبهانی خواستار آزادی آیه الله کاشانی شد که بعد از مدتی، قوام با عزیمت ایشان به قزوین موافقت کرد.
در دی ماه همان سال، در دوره پانزدهم مجلس به نمایندگی انتخاب شد و بعد از نخست وزیری هژیر - که از سر سپردگان انگلیس و مأمور حل قضیه نفت بود - تظاهرات عظیمی را به راه انداخت. در این تظاهرات قشرهای مختلف به خصوص روحانیون، از جمله شهید نواب صفوی، حضور فعال داشتند.
هژیر که از این اقدام وحشت زده و به خشم آمده بود، دستور تیراندازی به سوی تظاهر کنندگان در مقابل مجلس شورای ملی را صادر کرد که عده ای از مردم کشته و مجروح شدند. هژیر در 25 خرداد 1327، دستور داد منزل آیه الله کاشانی را محاصره کنند. روز بعد، مردم تظاهراتی برپا کردند که آیه الله، مردم را به آرامش و لغو تظاهرات دعوت کرد. این اقدامات، هژیر و کابینه او را به سقوط کشانید و ساعد بر سر کار آمد. آیه الله کاشانی با برپایی نمازهای عید فطر و عید قربان، بار دیگر قدرت و عظمت مردم مسلمان ایران را به نمایش گذاشت.
در پی ترور نافرجام شاه، بار دیگر آیه الله کاشانی که از طرف شاه "فناتیک"(270) لقب گرفته بود، دستگیر و در قلعه فلک الافلاک خرم آباد زندانی و از آنجا به لبنان تبعید شد. پس از تبعید ایشان، مبارزات مردم همچنان ایشان را پخش می کرد.
بعد از ترور هژیر توسط فدائیان اسلام در 27 اسفند 1328، کابینه ساعد سقوط کرد و در انتخاب دوره شانزدهم مجلس شورای ملی، آیه الله کاشانی غیاباً از طرف مردم به نمایندگی مجلس انتخاب شد و منصور الملک، نخست وزیر وقت ایران، طی تلگراف از ایشان عذر خواهی و خواستار بازگشت به ایران شد. سرانجام در بیستم خرداد 1329، پس از شانزده ماه تبعید در میان استقبال پرشور مردم وارد تهران شد و در پیامی خطاب به ملت ایران فرمود: ... باید همه دست برادری و اتحاد و صمیمیت به هم بدهید و در امور اجتماعیه همت و مجاهدت و فداکاری نمایید و میدان را برای خائنین باز نگذارید که همه چیز این ملت را به شهوترانی و عیاشی و خود خواهی به باد فنا بدهند...
برادرانم، مثل من خادم فداکاری دارید، بدون طمع و غرض شخصی جان خود را کف دست گرفته برای دین و دنیای شما جانبازی می کنم. اگر دست فداکاری به من ندهید و به باری به هر جهت بگذرانید و مسامحه نمایید، روز به روز روزگارتان سیاه تر می شود...
عمده فعالیت آیه الله کاشانی پس از این تاریخ، در رابطه با ملی شدن صنعت نفت(271) و روی کار آمدن دولت دکتر محمد مصدق بود که رهبری مردم را در قیام 30 تیر 1331(272)، رهبری و هدایت کردند. پس از کودتای 28 مرداد 1332(273)، که قرار داد کنسرسیوم در دولت زاهدی به زیان ایران منعقد شد، آیه الله کاشانی طی اعلامیه شدید اللحنی آن را محکوم و از درجه اعتبار ساقط دانست.
در سال 1334، پس از دستگیری سران فدائیان اسلام، بار دیگر آیه الله کاشانی به عنوان دخالت در قتل رزم آرا دستگیر و در معرض محاکمه و اعدام قرار گرفت. اما بر اثر پافشاری مقامات روحانی و هشدار جدی آنها، آزاد گردید.