فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

آخرین نامه

سید جمال که در باب عالی در آنکارا زندانی بود، آخرین نامه خود را در سه شنبه 5 شوال 1314/9 مارس 1897، به یکی از دوستان ایرانی خود می نویسد و ناامید از نجات و حیات، کشته شدن خویش را انتظار می کشد. واپسین کلام سید آنچنان نغز و صریح است که نیاز به تحلیل ندارد.(266)
دوست عزیز! من در موقعی این نامه را به دوست عزیز خود می نویسم که در محبس محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم. نه انتظار نجات دارم و نه امید حیات، نه از گرفتاری متألم و نه از کشته شدن متوحش. خوشم بر این حبس و خوشم بر این کشته شدن.
حبسم برای آزادی نوع، کشته می شوم برای زندگی قوم. ولی افسوس می خورم از این که کشته های خود را ندوریدم. به آرزوئی که داشتم کاملاً نایل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم. دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم امم مشرق بشنوم. ای کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود تخمهای بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت فاسد نمی نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم، به نمو رسید. هرچه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچ یک از تکالیف خیر خواهانه من، به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت.
امیدواریها به ایرانم بود. اجر زحماتم را به فراش غضب حواله کردند. با هزاران وعده و وعید به تکیه احضارم کردند. این نوع مغلول و مقهورم نمودند. غافل از این که انعدام صاحب نیتس، اسباب انعدام نیست نمی شود. صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می کند.
باری، من از دوست گرامی خود، خواهشمندم این آخرین نامه را به نظر دوستان عزیز و هم مسلکهای ایران من برسانید و زبانی به آنها بگووید: شما که میوه رسیده ایران هستید و برای بیداری ایران یدامن همت به کمر زده اید ، از حبس و قتال نترسید، از جهالت ایرانی خسته نشوید، از حرکات مذبوحانه سلاطین متوحش نگردید، با نهایت سرعت بکوشید با کمال چالاکی کوشش کنید، طبیعت با شما یار است و خالق طبیعت، مددکار.
سیل تجدد، به سرعت به طرف مشرق جاری است. بنیاد حکومت مطلقه منعدم شدنی است. شماها تا می توانید در خرابی اساس حکومت مطلقه بکوشید، نه به قلع و قمع اشخاص. شما تا قوه دارید در نسخ عاداتی که میانه سعادت و ایرانی سد سدید گردیده، کوشش نمایید، نه از نیستی صاحبان عادات. هر گاه بخواهید اشخاص را مانع شوید، وقت شما تلف می گردد. اگر بخواهید به صاحب عادت سعی کنید، با آن عادت دیگران را بر خود جلب می کند. سعی کنید موانعی را که میانه الفت شما و سایر ملل واقع شده رفع نمایید. گول عوام فریبان را نخورید.
سید در اواخرعمر در ترکیه زندگی، و غیر مستقیم تحت نظر سلطان عبد الحمید، امپراتور عثمانی قرار داشت. وقتی خبر قتل ناصر الدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی به اسلامبول رسید، به دستور امپراتور عثمانی، از بیشتر ایرانیان درباره ارتباط سید جمال و میرزارضا تحقیق به عمل آمد و سرانجام پلیس عثمانی طی گزارشی نوشت: سید جمال الدین ایرانی است و میرزا رضا به تحریک او مرتکب قتل شاه شده است. سلطان عثمانی از سید جمال در هراس افتاد و دستور قتل او را داد و سرانجام در 19 اسفند 1275 برابر با 9 مارس 1897، او را مموم ساختند و جنازه او را در قبرستان مشایخ اسلامبول به خاک سپردند.
در سال 1324 شمسی، فیض محمد، خان سفیر وقت دولت افغانستان در آنکارا موافقت دولت ترکیه را برای نبش قبر سید بدست آورد و بقایای جسد سید را در تایوتی به کابل انتقال داد.

عملیات بدر 19 اسفند 1363

بعد از عملیات خیبر، دشمن علاوه بر سازماندهی سپاههای اول، دوم، سوم و چهارم، اقدام به تشکیل فرماندهی شرق دجله و رده های مواضع پدافندی در سراسر منطقه جنوب کرد و در مسیر آبراهها و در داخل نیزارها کمینهایی قرار داد تا در صورت هجوم نیروهای ایرانی، نقش هشدار دهنده و تأخیری داشته باشند و از نزدیکی نیروهای شناسایی به خط دشمن نیز ممانعت به عمل آورد و به منظور زیر نظر داشتن هرگونه تحرک و داشتن دید کلی بر هور و اطراف آن دکلهای متعددی را نصب کرد. گذشته از کمین و نصب دکلها، در آبراهها و موانع قابل ملاحظه ای ایجاد کرد که گذشتن از آنها بسیار سخت و بلکه غیر ممکن می نمود. بعد از این موانع، سیل بندی هم مشرف بر آب به عرض 12 متر و ارتفاع 2 متر احداث کرده و بر روی آن سنگرهای متعددی تعبیه، که از سه طرف، چپ راست و مقابل، دارای دید کافی بر روی آب بود.

شرح عملیات

با نزدیک شدن زمان آغاز تک، کشیدن عقبه ها به جلو، انتقال و جا به جایی نیروها و استقرار آنها در مناطق نزدیک به محورهای عملیاتی حرکت نیروها از نقطه رهایی به سوی هدفهای مورد نظر و اعلام آمادگی آنها ، در ساعت 00:23 روز 19/12/1363، با قرائت رمز عملیات "یاالله. یاالله. یاالله و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه، یافطمه الزهراء. "نیروهای سپاه و ارتش، تهاجم خود را از دو محور شمالی و جنوبی به منظور تصرف و تأمین تمامی هور الهویزه و کنترل جاده العماره - بصره در منطقه ای به وسعت بیش از 800 کیلومتر مربع آغاز کردند.
در ساعات اولیه نبرد، تمامی خطوط و استحکامات دشمن به سرعت در هم کوبیده شد و با پیشروی نیروها در عمق، اعجاب و شگفتی همگان برانگیخته شد.
در محور ترابه، که برای پشتیبانی در نظر گرفته شده بود. به خاطر دوری عقبه و کمبود آتش پشتیبانی و مسائل دیگر، پیشروی به سوی هدف با کندی صورت می گرفت. اما در محور پد خندق و رطه، گذشته از شکستن خط، برخی از یگانها با حرکت در عمق، خود را به هدفهای مرحله بعد نیز رساندند. در نتیجه تا صبح روز دوم عملیات، خط اول دشمن بطور کامل در تصرف نیروهای خودی در آمد و نیروها تا پشت رودخانه دجله پیشروی کردند و به سمت غرب، در حاشیه شرقی رودخانه، خط پدافندی تشکیل دادند و با آتش سلاحهای سبک تردد وسایل نقلیه دشمن را روی جاده متوقف کردند. دشمن پس از کشف اهداف تک، اولین فشارهای خود را با حجم بمبارانهای وسیع و آتش توپخانه در محور شمالی منطقه و در حوالی پد خندق و الصخره متمرکز کرد تا بدین وسیله از دستیابی نیروها به تنگه العزیز ممانعت به عمل آورد.
بطور کلی، عملیات بدر پس از هشت روز جنگ و مقاومت، با آزاد سازی روستای ترابه، لحوک، نهروان، فجره و نیز تصرف بیش از 800 کیلومتر مربع از اراضی هور و تصرف جاده خندق (الحجرده) به طول 13 کیلومتر - واقع در 6 کیلومتری جاده عماره بصره - به پایان رسید.