فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

اهمیت حفاظت از جنگلهای ایران

هر درختی که در گوشه ای روییده و شاخ و برگ گسترده است، متعلق به آحاد ملت و بخشی از ثروت ملی محسوب می شود، بنا بر این، حراست از هر درختی جزء وظایف ملی و شرعی ماست و قصور در این زمینه گناهی بزرگ است، زیرا درختان به عنوان مهمترین منابع تجدید شونده طبیعی، نقش، بسیار مهمی در زندگی ما دارند و به قولی، از گهواره تاگور مورد مصرف انسان قرار می گیرند و به وی فایده می رسانند. پس اگر با تیغ جهالت و سود پرستی به مصادف درختان جوان برویم، گناهی نابخشودنی را مرتکب شده ایم.
سرزمین ایران با وجود داشتن شرایط جوی غیر یکنواخت و کم آبی، محل رشد و نمو درختان بزرگ و تنومندی بوده، که برخی از آنها چند دهه عمر کرده اند و از نظر ارتفاع و ضخامت، زبانزد خاص و عام شده اند، برای مثال، در نبش کوچه ای موسوم به "غریبان" واقع در بازار تهران، درخت گردوی عظیمی که طول آن 30 متر و قطر تنه اش 4 متر و گفته می شود، این درخت حدود 850 سال عمر دارد.
در کشور شیلی، 84%، فنلاند 72% ژاپن 63% سوئد 56% و ایران فقط 10% جنگل دارد.
بنابر آمار رسمی،(264) روزانه در شهر تهران، بیش از 6 هزار تن "منواکسید کربن"550 تن" هیرو کربنهای اشباع نشده"، 66 تن "اکسیدهای ازت"، 13 تن "دی اکسید گوگرد"، 5 تن سرب و مقادیر زیادی ذرات معلق در هوا، وارد ریه های ساکنان شده و سبب بروز بیماریهای گوناگونی می گردد. کارشناسان ، گسترش فضای سبز قادر است، "اکسیژن" مورد نیاز یک انسان را برای مدت یک سال تأمین کند. این در حالی است که متراژ فضای سبز موجود برای هر یک از شهروندان تهران کمتر از 3 متر مربع بر آورده شده است.
با مقایسه این ارقام، به محدودیت اراضی جنگلی و فضای سبز کشور پی می بریم که در کنار حراست شدید از جنگلهای موجود، اجرای طرحهای گسترده جنگل کاری و همچنین، احیای جنگلهای مخروبه کشورمان، تا چه حدی برای سلامتی مردم اهمیت دارد و به رونق اقتصادی مملکت کمک می کند.
کارشناسان تخمین زده اند، سالانه باید حداقل 200 تا 300 میلیون نهال جنگلی در ایران کاشته شود. اگر بصورت علمی از درختان استفاده شود و در ضمن، گونه های آنها تکثیر گردد، نه تنها میزان منابع چوب جنگلی کاهش نمی یابد، بلکه بر شما درختان افزوده می شود، بنابراین، هر گونه برداشت و استفاده بر رویه و غیر علمی از چوب درختان، نه تنها زمین را از وجود پر برکت آنها بی بهره می سازد، بلکه در نهایت، موجب انقراض و انهدام جنگلها می شود.
تأسیس کارخانه های بزرگ برای بهره برداری اصولی از جنگلها، امری ضروری است، زیرا با این طریق می توان آن گروه از چوبهای صنعتی را که دارای ارزش صنعتی هستند (با به حداقل رساندن میزان ضایعات)، به الوار تبدیل کرد و در اختیار واحدهای تولید وسایل چوبی و دیگر مصرف کنندگان چوب قرار داد. شایان ذکر است، هم اکنون با اعمال روشهای ژنتیک، انتخاب بهترین گونه ها و استفاده از کودهای شیمیایی کار آمد و ادوات جدید صنعتی، سن بهره برداری از درختان در جهان کاهش یافته است، یعنی می توان در مدت زمان کوتاهی، درختان را به رشد مورد نیاز خود رسانید و از آنها استفاده کرد.

"بیابان زایی" خطری فزاینده برای منابع طبیعی و زندگی انسانی

در هیچ دوره ای از حیات بشر، همچون امروز، منابع طبیعی و محیط زیست مورد بی مهری و تخریب قرار نگرفته است. هم اکنون محیط زیست در برابر خطرات عمده ای قرار دارد که 4 گروه از آنها اهمیت بیشتری دارند:
الف - افزایش مقدار "گازکربنیک" در اتمسفر زمین که موجب افزایش درجه حرارت متوسط کره زمین می شود.
ب - تخریب "لایه ازن".
ج - آلودگیهای صنعتی و شیمیایی.
د - "بیابان زایی".
شواهد اقلیمی نشان می دهند، پدیده بیابان زایی مشکل کشورهایی است که از نظر جغرافیایی در مناطق خشک یا نیمه خشک جهان قرار دارند. اما در واقع، این پدیده و اثرات ناگوار آن، در نهایت، همه جهان را شامل خواهد شد. آمار و ارقام نشان می دهد، صحراها و بیابانها بیش از 3/1 از سطح خشکیهای زمین را پوشانیده اند وبطور پیوسته در حال گسترش می باشند.(265) بر اساس آمار منتشر شده از سوی "آژانس بین المللی توسعه" ، طی نیم قرن گذشته، تنها بیش از 65 میلیون هکتار جنگل، مرتع و زمینهای مناسب برای کشاورزی که در کناره های صحراها واقع بوده اند، به بیابان تبدیل شده اند. وسعت سرزمینهایی که هم اکنون در معرض تهدید جدی ناشی از گسترش بیابانها قرار دارند، 3 میلیارد هکتار است.
فقدان یا کمبود باران، از صفاحت بارز نواحی بیابانی است. بطور طبیعی، در جایی که باران نبارد، گیاه نیز نمی روید و در جایی که گیاه نروید، غذایی برای جانوران تولید نمی شود و جانداران نیز برای ادامه حیات خویش، به آب، غذا و اکسیژن نیازمندند. به هیمن علت، زندگی در بیابان رنگ می بازد و تنها موجوداتی در این مناطق زندگی می کنند که خود را با شرایط ناگوار و کشنده آن تطبیق داده اند و کم توقع و سازگار هستند.
اگر پوشش گیاهی در سطح جهان، به همین روال تخریب شود و بیابانها با همین سرعت توسعه یابند، میزان اکسیژن و مواد غذایی روزبه روز در سطح کره زمین کاهش خواهد یافت.
بخش وسیعی از ایران را بیابانها خشک و سوزانی فراگرفته که در آنها کمتر اثری از وجود آب و آبادانی مشاهده می شود. سطح این کویرها نسبت به فلات ایران بسیار پست است، به عنوان مثال، ارتفاع "کویر لوت" و "کویر نمک" از سطح دریا بترتیب، 300 متر و 685 متر است.
دو عامل انسانی و طبیعی موجب گسترش بیابانها می شوند. تغییرات پوسته زمین یکی از عوامل اصلی طبیعی منجر به توسعه صحراهاست، بدین ترتیب که بالا آمدن کوهها از سطح دریا بترتیب، 300 متر و 685 متر است.
دو عامل انسانی و طبیعی موجب گسترش بیابانها می شوند. تغییرات پوسته زمین یکی از عوامل اصلی طبیعی منجر به توسعه صحراهاست، بدین ترتیب که بالا آمدن کوهها از سطح زمین، مانع رسیدن ابرهای باران زا به مناطق مرکزی محیط پیرامون آنها می شود و در نتیجه، بر وسعت سطح خشکیها افزوده می گردد. فعالیتهای انسانی تشدید کننده روند توسعه بیابانها نیز عبارت از:
حشم داری و کشاورزی غیر اصولی، استفاده بی رویه از آبهای زیرزمینی، فعالیتهای شهرنشینی و مصرفی که از دو جنبه زیاده طلبی و ازدید جمعیت سرچشمه می گیرند.
احیای جنگلها و ایجاد پوشش گیاهی، یکی از راههای اساسی برای جلوگیری از توسعه صحراهاست، زیرا پوشش گیاهی مناسب به علت کاهش دادن سرعت جریان آب و باد، وارد کردن آب در خاک و پیوند دادن ذرات خاک توسط ریشه های خود، می تواند از حرکت خاک و فرسایش آن جلوگیری به عمل آورد. امروزه می توان ادعا کرد که هیچ عاملی بهتر از پوشش گیاهی مناسب در شیب های تند، نمی تواند مانع از فرسایش خاک بشود.

مهمترین دلایل تخریب جنگلها

- تبدیل بی رویه جنگلها به اراضی زراعی.
- استفاده بیش از حد از سرشاخه های درختان جنگلی برای تعلیف دامها.
- ایجاد فضای باز در جنگلها برای کاشت علوفه.
- برداشت بیش از حد از چوبهای جنگلی برای تهیه هیزم و زغال مورد مصرف دامداران، روستاییان و ساکنان مناطق جنگلی و شهرهای مجاور، (طبق پژوهشهای کارسناسان، یک خانواده دامدار جنگل نشین در طول سال برای تأمین مصارف سوختی و ساختمانی خود، حدود 75 متر مکعب چوب مصرف می کند که اگر این مقدار چوب در چرخه تولید و اقتصاد قرار گیرد، می تواند ارزش افزوده زیادی را عاید کشور کند.)
- قطع درختان جنگلی به منظور امرار معاش از طریق فروش آنها.
- گسترش مناطق مسکونی در نواحی جنگلی، که این امر ناشی از رشد روزافزون جمعیت است.
- توسعه راههای روستایی، انتقال خطوط نیرو،...
- استخراج غیر علمی چوب از جنگلها.
- عدم غرس نهال کافی متناسب با قطع درختان کهن.
- نبود کارخانه های چوب استاندارد به تعداد کافی، جهت استفاده بهینه از چوب جنگلی و به حداقل رساندن میزان ضایعات آنها.