فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

ارتحال علامه علی اکبر دهخدا: 7 اسفند 1334

عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را - تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
براستی که این شعر در مورد علی اکبر دهخدا - بزرگمرد ادب و سیاست ایران - بخوبی صدق می کند، فردی که عمر پر بارش را فدای اعتلای فرهنگ و مبارزه با استعمار کرد.
دهخدا در پنجم اسفند 1258 شمسی، در تهران چشم به جهان گشوده. پدر دهخدا، خان باباخان، پیش از ولادت او از قزوین به تهران آمده و در این شهر اقامت گزیده بود. دهخدا در ده سالگی پدر خود را از دست داد و مادرش مسئولیت تربیت و تحصیل وی را بر عهده گرفت.
رفتار و گفتار ولایدن آگاه دهخدا و استعداد ذاتی، کنجکاوی و مطالعات خود وی، او را بر بسیاری از اعتقادات راسخ و آداب و آیین متین و با ارج قزوینیان، واقف کرده بود. دهخدا می گفت، قزوینیان در حفظ آداب و سنن قومی ثابت قدم هستند و از این حیث با برخی از ملل جهان که مقید به حفظ سنتهای دیرین خود می باشند، برابری می کنند. او از سادگی و صفای باطنی بسیاری از همشهریانش سخنها داشت.
در آن زمان یکی از فضلا به نام "شیخ غلامحسین بروجردی" برای تعلیم و تریبت دهخدا تعیین شد و او نزد این مرد عالم که در مدرسه "حاج شیخ هادی" حجره داشت، به تحصیل زبان عریب و علوم دینی مشغول شد. مرحوم دکتر معین در مقدمه دیوان اشعار حافظ می نویسد: استاد دهخدا اغلب اظهار می کنند که هر چه دارند بر اثر تعلیم آن بزرگوار دارند. همچنین، منزل دهخدا در جوار منزل آیه الله حاج شیخ هادی نجم آبادی قرار داشت و دهخدا از این حسن مجاورت، استفاده کامل می برد و با وجود سن کم از محضر آن بزرگوار بهره مند می شد.
چند سال بعد که مدرسه سیاسی در تهران تأسیس شد، دهخدا در آن مدرسه به تحصیل پرداخت و به یادگیری زبان فرانسه نیز مشغول شد. همچنین، دهخدا در آن زمان به همراه سفیر ایران در بالکان، به اروپا رفت و با اقامت در وین، پایتخت اتریش، زبان فرانسوی و معلومات جدید را بخوبی قرارگرفت.
مراجعت دهخدا به ایران، همزمان با آغاز "مشروطیت بود. فرمان مشروطیت در تاریخ چهاردهم جمادی الثانی 1324 قمری، صادر شد و نخستین مجلس در روز هجدهم شعبان همان سال گشایش یافت. اولین کار مجلس، تنظیم نظام داخلی و سپس تنظیم و تدوین قانون اساسی کشور بود.
پس از تنظیم و تدوین قانون اساسی، "مظفر الدین شاه" در چهاردهم ذیقعده سال 1324 آن را امضاء و در بیست و چهارم همان ماه در گذشت. سپس، "محمد علی میرزا در چهارم ذیحجه تاجگذاری کرد. وی با مشروطیت مخالف بود و آزادیخواهان را مورد آزار قرار می داد، تا آنکه سرانجام مجلس را به توپ بست و عده ای از آزادیخواهان را که برای جلوگیری از تخریب مجلس در کنار آن جمع شده بودند، کشت و شماری دیگر را دستگیر کرد. اما تعدادی از آزادیخواهان - از جمله دهخدا - موفق به فرار شدند. پس از شهادت دو مرد بزرگ راه آزادیخواهان - از جمله دهخدا - موفقبه فرار شدند. پس از شهادت دو مرد بزرگ راه آزادی در ایران به نامهای "ملک المتکلمین" و "جهانگیرخان صوراسرافیل" توسط محمد علی شاه و اعدامها و کشتارهای دیگر، مردم بعضی شهرستانها به پا خاستند و بعد از درگیریهای خونبار میان قزاقها و آزادیخواهان، سرانجام آزادیخواهان به رهبری ستارخان، تهران را فتح و محمد علی میرزا را تبعید کردند و سلطنت مشروطه را به پا داشتند.
قبل از اعدام جهانگیرخان، دهخدا روزنامه "صور اسرافیل" را با همکاری او و "قاسم خان" منتشر می کرد. جذاب ترین قسمت آن روزنامه، یک ستون طنز بود که تحت عنوان "چرند و پرند"، به قلم دهخدا و با امضای "دخو" نوشته می شد. سبک نگارش این ستون در ادب فارسی بی سابقه بود و مکتب جدیدی را در عالم روزنامه نگاری و نثر معاصر فارسی پدید آورد. دهخدا با شجاعت و جسارت تمام همه مفاسد اجتماعی و سیاسی آن روزگار را به روش طنز در آن مقالات منتشر می کرد. وی یکی از بنیانگذاران طنز در ایران است. مقالات او آتش در جان مستبدان و درباریان می انداخت. نمونه ای از طنز این بزرگمرد سیاست و فرهنگ ایران را می خوانیم:(251)
آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی!
گفت: نخور، عسل و خربزه با هم نمی سازند، شنید و خورد. یک ساعت دیگر، یارو را دید مثل مار به خودش می پیچد. گفت نخور این دو با هم نمی سازند. گفت: حالا که این دو با هم ساخته اند که من یکی را از میان بردارند.
من می خواهم اولیا دولت را به عسل و رؤسای ملت را به خربزه تشبیه کنم. اگر وزارت علوم بگوید توهین است، حاضرم دویست و پنجاه حدیث در فضیلت عسل، شاهد بگذارم!
صاحبان این جور خیالات را فرنگیان "آنارشیست" می گویند. اما شما را به خدا، دست خونی نچسبید به یخه من، خدا پدرتان را بیامرزد، من هر چه باشم، دیگر آنارشیست نیستم.
بزرگتر لازم است، رئیس دولت لازم است، اتفاق و اتحاد لازم است. این را هیچکس نمی تواند آنکار کند که ما ملت ایران در میان بیست کرور جمعیت ، پنج کرور و سیصد و پنجاه و هفت هزار وزیر، امیر و سپه سالار داریم. علاوه بر اینها، ما در میان بیست کرور جمعیت، چهار کرور شاهزاده، آقازاده و ارباب داریم.
همه این طبقاتی که عرض شد، 2 قسم بیشتر نیستند: یک دسته رؤسای ملت و یک دسته اولیای دولت. ولی هر دو دسته، یک مقصود بیشتر ندارند ، می گویند شما کار کنید، زحمت بکشید و آفتاب و سرما بخورید، لخت و عور بگردید و گرسنه و تشنه زندگی کنید و ما بخوریم و شما را حفظ و حراست کنیم!...
مقالات طنزآمیز دهخدا به خاطر آنکه با زبان مردم کوچه و بازار نوشته شده و به خدمت همان مردم در آمده بود و دردها و نیازهای آنان را باز می گفت، در قلب مردم نفوذ بسیار کرده بود و به علت آنکه روزنامه صور اسرافیل به وسیله کودکان در کوی و برزن و همه شهرها پراکنده می شد، خوانندگان بسیار داشت. صوراسرافیل مهمترین رونامه دوره اول مشروطیت در ایران بود.
دهخدا پس از تبعید به پاریس، درصدد چاپ روزنامه صوراسرافیل در فرانسه بر آمد. اما بدین علت که مقامات ایران او را یک آنار شیست قلمداد کرده بودند، دولت فرانسه از چاپ این روزنامه ممانعت به عمل آورد و دهخدا مجبور شد به سوئیس برود و در آنجا به انشار روزنامه بپردازد و قسمتهای مختلف رونامه را به عنوان کتاب یک مولف ایرانی، در پاریس به چاپ رساند. پس از انتشار روزنامه صوراسرافیل در پاریس - قبل از ممانعت - غوغایی در تهران به راه افتاد. هر نسخه از آن به گشه ای از دنیا می رفت و مرکز نشر صوراسرافیل، به مرکز مراجعات ایرانیان مشروطه طلب تبدیل شده بود. مجمع معروف انجمن سعادت (در اسلامبول، واقع در ترکیه) و انجمن اخوت (در بغداد) که از مجامع متعدد مشروطه خواه بودند، با روزنامه صوراسرافیل به همکاری پرداختند.
پس از چندی، روزنامه صوراسرافیل به علت نارساییهای مالی تعطیل و اعضای آن پراکنده شدند. دهخدا به اسلامبول رفت و عضو انجمن سعادت گردید و در آنجا روزنامه ای به نام سروش به زبان فارسی انتشار داد. این روزنامه در حدود 15 شماره منتشر شد. سرانجام، پس از تبعید محمد علی میرزا، دهخدا به استدعای مشروطه طلبان از عثمانی به ایران آمد و به عنوان نماینده به مجلس شورای ملی راه یافت.
در دوران جنگ جهانی اول، دهخدا در یکی از روستاهای چهار محال بختیاری ایران سکونت داشت و پس از پایان جنگ، به تهران بازگشت، از امور سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و فرهنگی مشغول شد و تا پایان حیات پرثمر خویش، به مطالعه و پژوهشهای خود ادامه داد. در مورد لغتنامه دهخدا که حاصل بیش از چهل سال زحمت او است، از زبان خود وی بشنویم:
سالی پس از انقراض قاجاریه، روزی وزیر دارایی وقت نزد من آمد و من در منزل بودم و به شغلی نبودم و سرگرم مطالعه و استخراج لغات و امثال از کتابها بودم. گفت: امروز در هیات دولت به مناسبتی سخن از گذشته پیش آمد. رئیس مملکت به من گفتند: بروید و ببینید، میرزاعلی اکبرخان چکار می کند. من برای این منظور آمده ام تا ببینم وضع شما چیست. گفتم: چنان که می بینید، به کار لغت مشغولم و کار خوشتر از این در گوشه امن و فراغ نمی خواهم. گفت: این مطلب را به عرض می رسانم. چند روز بعد، اطلاع دادند که با رئیس مملکت راجع به شما صحبت شد و ایشان دستور دادند که از محلی؛ اعتبار این کار تأمین شود و آقای سرتیپ کاظم خان شیبانی قبول کردند که در آمد حاصل از فروش پهن قشون را به این کار تخصیص دهند البته این امر مورد تایید کابینه قرار گرفت، ولی بعدا گفتند: رئیس الوزرای وقت، ذهن رئیس مملکت را موب کرده و گفته است که یک نفر نمی تواند کتاب لغت بنویسد و بنابراین، پول را به مصرف دیگری رساندند.(252)
اما در اوایل سال 1325، مجلس مجددا مقدمات چاپ فرهنگ دهخدا را آغاز کرد. در آن هنگام دکتر محمد معین به همکاری دهخدا برگزیده شد. لغتنامه دهخدا، فرهنگ جامعی شام اعلام و لغات فارسی، عربی و ارو1ایی مستعمل در زبان فارس است و محصول کوششهای مداوم چه و پنچ ساله دهخدا و گروهی از یاران او - بخصوص دکتر معین - می باشد. آنان نزدیک به سه میلیون فیش را از روی متون معتبر اساتید نظم و نثر فارسی و عربی، لغتنامه های چاپی و خطی و کتب دیگری در رشته های تاریخی، طب، هیئت، نجوم، ریاضی، حکمت، کلام،... فراهم آورده اند. این فیشها، اساس این لغتنامه را تشکیل می دهند.
این اثر بزرگ حاوی کلیه لغات فرهنگهای خطی و چاپی فارسی و عربی است و در نقل آنها بسیاری از غلطهای گذشتگان تصحیح شده است و بسیاری از لغات ترکی، مغولی، هندس، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی ،.... متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ آمده است. همچنین، بسیاری از لغات محلی نواحی مختلف ایران در آن ضبط شده است. اکثر لغات دارای شواهد مختلفی از نظم و نثر است. ترکیبات لغات نیز در لغتنامه آمده است. برای صحیح خواندن شدن لغات، در جلوی هر کلمه، حروف حرکت دار به کار رفته است. علاوه بر این مزایا، یک دوره مفصل دستور زبان فارسی نیز در لغتنامه آمده است.استاد کوشیده است که اغلب مفاهیم و اصطلاحات علمی متقدمان را از متون مختلف، تدوین و آنها را با لغات فرانسه تطبیق کند. در مورد اعلام و اماکن نیز، مولف تحقیقات و تفحصات دقیقی کرده و اسناد گرانبهایی را برای هر موضوع تهیه نموده است. او حتی تصاویر نباتات، حیوانات، رجال، نقشه اماکن، جدولها و آمارهای اقتصادی و الفبای ملل مختلف را در برابر لغات مربوطه آورده است.
سازمانی که مرحوم دهخدا، برای تدوین و طبع لغتنامه در سال 1324، در منزل دایر کرده بود، در سال 1334، به مجلس شورای ملی منتقل و در سال 1336، به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران واگزار و به فعالیت خود ادامه می دهد.
شایان ذکر است، دهخدا با پژوهش و مطالعه جدی و دراز مدت و با تسلط زیادی که بر ادبیات فارسی داشت، متوجه شده بود، واژه نامه جامعتی برای زبان و ادب کهن و پرابر این مرزوبوم بسیار ضروری و گریزناپذیر است ، لذا بنای کتابی عظیم را پی افکند که خود وی نتوانست آن را به پایان رساند. خوشبختانه، دنباله کارش رها نشد و استادان نامی و شایسته ای این امر خطیر را به پایان رساندند. اما ارایه اثری این چنین که در زبان فارسی، بی سابقه و نخستین تجربه بود، کاری بس دشوار می نماید و بنابراین، نمی تواند بی عیب باشد. در کشورهای پیشرفته، هر از چند گاهی چنین کتب مرجعی ت اصلاح و تجدید نظر می شوند. به علت آنکه زبان پویاست و با بروز هر کشف و اختراع، با بهبود روابط دو کشور یا ملت،... واژگان جدیدی در آن وارد می شود، باید لغتنامه ها هر از چند گاهی، ویرایش شوند. ادبای گرانقدر میهن اسلامی ما نیز چنین راه هایی را طی کنند، از فرازها و نشیبها بگذرند، انتقادهای علمی و اصولی را بپذیرند و در اصلاح و تکمیل این اثر بزرگ، سلیم و بی تعصب باشند.
علامه در هفتم اسفند 1334، در تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد و مدفن او ابن بابویه است. با درگذشت وی، ایران یکی دیگر از متفکران تاریخ خود را از دست داد. آثار دهخدا عبارتند از: ترجمه کتاب عظمت و انحطاط رومیان، تالیف فرهنگ زبان فرانسه به فارسی، تصحیح دیوان حافظ، تصحیحی دیوان منوچهری، نگارش کتاب پندها و کلمات فصار، تالیف کتاب امثال و حکم، سرودن دیوان مجموعه اشعار دهخدا و سرانجام ، تالیف لغتنامه دهخدا.
و به حق در مرگز وی باید گفت:
ازشمار دو چشم یک تن کم - وز شمار خرد هزاران بیش
بدین ترتیب، می بینیم که زندگی میرزا علی اکبر دخدا، لبریز از خلاقیت و آفرینندگی است: خلاقیت در شعر و نثر، نو آوری در سیاست، ابتکار در مسائل اجتماعی، خلاقیت در رزنمه نگاری و نو آوری در روش تحقیق و تتبع ادب پارسی. از این موارد که بگذریم، به خصوصیتهای اخلاقی و انسانی دهخدا می رسیم که از این حیث نیز نمونه بود. دهخدا در دوران پرآشوبی که مملو از حوادث تاریخی وطن خد بود، به دنیا آمد و زندگی کرد. در دورانی که مفاهیم اصیل زندگی به اوج بیگانگی رسیده بود. در چنین دورانی، دهخدا قدم به صحنه زندگی اجتماعی گذارد.
نقل شعری از دهخدا، نشان دهنده نمونه ای گویا و زنده از این زنده یاد می باشد. فردی که تمام زندگی اش را وقتف مباره با استعمار و استبداد و حفظ میراث فرهنگی میهن خود کرد. انگیزه سرایش این شعر توسط دهخدا ، قتل میرزا جهانگیرخان شیرازی توسط قزاقهای محمد علی شاه بود:
ای مرغ سحر چو این شب تار - بگذاشت ز سر سیاه کارید
وز نعمه روح بخش اسحار - محبوبه نیلگون عذارید
بگشود گره ز زلف زرتار - محبوبه نیلگون عذاری
یزدان به کمال شد پدیدار - واهریمن زشت خو حصاری
یاد آر ز شمع مرده یاد آر!

تاسیس امور تربیتی: 8 اسفند 1359

استمرار و بقای هر جامعه مستلزم آن است که مجموعه باورها، ارزشها، رفتارها، گذایشها، دانشها و مهارتهای آن به نسلهای جدید منتقل شود. ساخت و کار یا وسیله این انتقال، آموزش و پروزش است. آموزش و پرورش به معنی اعم، مترادف با جامعه پذیری است. یعنی فراگردی که از طریق آن افراد به یادگیر نقشها، قواعد، روابط و بطور کلی فرهنگ عامه خود می پردازند. مدرسه با آنکه واسطه عمده انتقال دانش و مهارت فنی است، ول تاثیرات بیار فراتری بر افراد اعمال می کند. مدرسه به اجتماعی کردن افراد و به همسازی آنان با اخلاق اجتماعی، از طریق انتقال ارزشها، هنجارها و نگرشهای اجتماعی مطلوب، مناسب توجه خاص دارد.
بر همین اساس، شهیدان رجایی و باهنر در دوران تصدی وزارت آموزش و پرورش در سال 1359، اقدام به تاسیس ستادهای امور تربیتی در مدارس کردند، تا این از طریق فرهنگ اسلامی را گشترس دهند و دانش آموزان با به احترام و عمل به ارزشهای اسلامی ترغیب نمایند تا به اخلاق پسندیده روحی و شخصیتی متخلف گردند.

اهمیت نقش تربیتی معلم

در بیشتر متون اسلامی که در آنها لفظ معلم به همراه تحلیف و تجلیل به کار رفته با پسوند الخیر مقید شده است و در واقع کلمه مرکب معلم الخیر مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است(253) و از زبان خداوند وعده سعادت اخروز را دریافت نموده و ناقضین حقوقشان جزو منافقین به حساب آمده اند. بنابراین معلم الخیر کسی است که در تعلیم و تربیتش رشد و سعادت متعلمین را اولین و مهمترین وظیفه می داند.
امام (ره) در این باره می گوید:(254)
... تربیت شما و تعلیم شما باید همراه هم باشد. فقط این هم وظیفه نیست برای معلمین علوم دینی، این وظیفه است برای تمام معلمین در هر رشته هستند.
و در جای دیگری می فرمایند:(255)
... اگر چنانچه معلم، یکمعلمی باشد که دعوت به نور بکند دعوت به صلاح بکند دعوت به اسلام بکند دعوت به اخلاق صالحه بکند، دعوت به ارزشهای انسانی بکند - آن ارزشهایی که عندالله ارزش است - اگر معلم این کار را بکند همانطوری که انبای مردم را از ظلمات به نور می کشانند این معلم هم این بچه ها را از ظلمات به نور وارد می کند و همین شغلی است که شغل انبیا است.
بنا به گفته شهید باهنر، معلوم زمانی با انبیا هم صف و با امام عادل هم ردیف است که آموزش را از محتوای "تزکیه" پرکند و با روح پرورش درآمیزد ، پروراندن دانشمندان دیندار در سرلوحه برنامه اش قرار گیرد و در اینجا تفاوتی بین معلمین علوم دینی و غیر آن نخواهد بود. زیرا منظور این نیست که دانش آموز چه علمی را می آموزد و یا در چه رشته ای تحصیل می کند، بلکه هدف این است که این علم را پس از فراگیری، در راه چه آرمانی به خدمت خواهد گرفت و چه پرمعناست کلام امام (ره) که می فرماید:(256)
اگر تهذیب در کار نباشد علم توحید هم به درد نمی خورد.