فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

سیرت میرزا در دوران زعامت

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی در این باره چنین می گوید:(240) آن جناب در خوش برخوردی، خوش سلیقگی و شیرینی گفتار نمونه نداشت. در برخورد با هر کس، آن چنان که شایسته او بود حقش را ادا می کرد، بطوری که شخص مزبور در هنگام جدا شدن از میرزا، در نهایت شادمانی و رضایت ، ایشان را ترک می گفت.
هیچ کس به سعه صدر او نبود. وارد شوندگان و ملاقات کنندگان او بسیار زیاد بودند و در میان آنها از مؤمن و منافق، خائن و امین، درستکار و تبهکار دیده می شدند و ایشان با هر کدام بنا بر شأن و منزلتشان سخن می گفت.
به خدا قسم بر مستحق ناسزا هم یک کلمه زشت ادا نمی کرد و روی کسی را هرگز درهم و تیره نمی ساخت. خطاکار را جز به احسان پاداش نمی داد، بلکه به عکس، به نیکوترین زبان همراه تبسم و عذرطلبی با او به تکلم می نشست و این همان خلق عظیمی است که از پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به ارث برده بود.
وقتی به چهره کسی نظاره می کرد به حقیقت وجود او معرفت می یافت. تفرسات و واقع بینیهای او را حکایتی است. تو گویی که خداوند عقل و فهم و تیزبینی خاص او را به هیچ یک از معاصرانش نداده بود
افراد زیادی در طول عمر با برکت میرزا بهره های علمی و معنوی سرشاری از وجود او بردند که تعداد افراد بر جسته آنها به بیش از 370 نفر می رسد.(241) آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی که هر دو از مراجع بزرگ تقلید زمان خویش بودند، از جمله شاگردان برجسته میرزای شیرازی می باشند.

تألیفات

میرزا به جهت اشتغال به تدریس و به ویژه امور رهبری، کمتر تألیفی از خود بر جای گذاشته است. تألیفات آن بزرگوار عبارتند از:
1- کتابی در طهارت (تا مبحث وضو).
2- رساله ای در رضاع.
3- کتابی در فقه از اول مکاسب تا آخر معاملات.
4- رساله ای در اجتماع امر و نهی.
5- خلاصه ای از افادات استاد بزرگوار شیخ مرتضی انصاری.
6- رساله ای در مشتق.
7- حاشیه ای بر نجات العباد.
8- تعلیقی بر کتاب معاملات آقا وحید بهبهانی برای مقلدین.

اقدامات سیاسی

آیه الله العظمی شیرازی سه موضوع گیری بارز سیاسی داشتند که هر یک از بعد مذهبی و سیاسی دارای اهمیت فوق العاده ای است. اولین موضوع گیری این بود که هنگام ورود ناصر الدین شاه به نجف نپذیرفت که به استقبال او برود و در محل اقامتش با او دیدار کند. علاوه بر این ایشان، هدیه ای را که شاه برای او فرستاد، بازگرداند. سرانجام مرحوم شیرازی پس از اصرارهای فراوان با ناصر الدین شاه در صحن مطهر امام علی (علیه السلام) دیدار کرد.
موضعگیری دوم درباره فرونشاندن آشوبی بود که رنگ مذهبی داشت و می رفت تا میان اهالی سامرا و مناطق همجوار آن در سال 1311 قمری به کشت و کشتار بیانجامدم وی کنسول انگلیس در بغداد را که برای فرونشاندن این فتنه به سامراء رفته بود، به حضور نپذیرفت و برای او پیغام فرستاد که نیازی به دخالت یک مأمور بریتانیایی در کاری که به انگلستان مربوط نمی شود، نیست، زیرا مردم و دولت عثمانی هر دو مسلمان و دارای قبله واحد هستند.(242)
سومین و مهمترین موضعگیری قیام علیه قرار داد استعماری "اعطای انحصار تنباکوی ایران به انگلیس" است.(243)
در آن دوران که انگلیس با زبر دستی خاصی سلطه استعماریش را بر سرتاسر هندوستان گسترش داده بود، تصمیم گرفت که این برنامه استعماری را در سایر ممالک اجرا کند و ایران نیز یکی از ممالک مورد نظر بود. رقابت شدید میان دولتهای روسه و انگلیس بر سر دستیابی هر چه بیشتر به امتیازات اقتصادی و سیاسی در ایران و غارت سرمایه های مردم، در دوره سلطنت "ناصر الدین شاه" به اوج خود رسید. مورخین، این دوره از تاریخ ایران را "عصر امتیازات" نامیده اند.
قیام تنباکو نوعی وحدت کلمه و تشکل سیاسی در میان ملت مسلمان ایران پدید آورد که تجلی آن، در نهضت مشروطیت چهره نمود. این قیام، انگلیس را بشدت شکست داد و پیر استعمار، تمام آمال خویش، راجع به ایران را بر باد رفته دید. انگلیسیها پی بردند که طرح هندی آنان در ایران غیر قابل اجراست، زیرا روحانیت شیعه پاسدار حریم این سرزمین است و سد روحانیت در برابر تهاجم استعمار، سدی شکست ناپذیر و غیر قابل نفوذ می باشد.
در مورد دیدگاه روسیه نسبت به نهضت تنباکو در ایران نیز باید گفت:
شورش مردم علیه دربار و استعمار انگلیس که به رهبری عالمان دینی صورت گرفت، منافع روسیه در ایران را تأمین نمی کرد. روسیه هرگز راضی نبود که لغو قرار داد اعطای امتیاز انحصاری تنباکو، به دست مردم و روحانیت انجام پذیرد.
بنا به گته محمد رضا حکیمی در کتاب "بیدارگران اقالیم قبله"، فتوای میرزای شیرازی بزرگترین ضربه ای بود که در قرن نوزدهم بر پیکر استعمار وارد آمد. این قیام در واقع، اتحاد و ایثارگران مردم ایران در حفظ استقلال و هویت اسلامی کشورشان را نشان داد. همچنین در این قیام، مردم بیش از پیش، به قدرت و اهمیت روحانیت پی بردند و بار دیگر، پیوند دیرپای روحانیت اصیل و مردم ایران جلوه گر شد.
سرانجام میرزای شیرازی در شب چهارشنبه 24 شعبان سال 1312 قمری، پس از آنکه 82 سال از عمر گرانمایه اش را به پرتوافکنی در میان مسلمانان و بخصوص شیعیان سپری کرد، به رحمت ایزدی نایل آمد. جنازه آن عالم ربانی با شکوه هر چه تمام به نجف اشرف انتقال و در جوار مرقد ملکوتی مولا امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به خاک سپرده شد.