فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

ارتحال آیه الله میرزای شیرازی: 1 اسفند /1273 24 شعبان 1312

یکی از بزرگترین شخصیتهایی که تأثیر فراوانی بر روند حرکت اسلامی در ایران گذاشت، "آیه الله سید حسن شیرازی" معروف به "میرزای شیرازی" است.
میرزای شیرازی در 15 جمادی الاولی سال 1230 قمری، در شیراز پا به عرصه وجود نهاد. پدرش را که "میرزا محمد شیرازی" نام داشت، در کودکی از دست داد و سپس، تحت سرپرستی دایی خود به نام "مجدالاشرف" قرار گرفت. مجدالاشرف که به هوش سرشار میرزا واقف شده بود، معلمی برایش انتخاب کرد تا به او خواندن و نگارش فارسی را آموزش دهد. میرزا در 8 سالگی تحصیلات مقدماتی را به پایان رسانید و پس از فراگیری فقه و اصول، در 12 سالگی پای درس "شیخ محمد تقی"، یکی از مدرسان شیراز نشست و سپس به مدرسه "صدر" اصفهان رفت و در آن جا به فراگیری علوم عقلی و نقلی پرداخت. میرزای شیرازی مدت 10 سال از عمرش را در اصفهان به کسب علوم پرداخت. در آغاز از محضر علمای بزرگواری چون مرحوم شیخ محمد تقی اصفهانی، میرزا حسن خاتون آبادی و علامه شیخ محمد ابراهیم کلباسی (کرباسی) کسب فیض کرد و در سال 1259 قمری، به "نجف" هجرت کرد. در نجف با عالم بزرگوار و فقیه توانا "شیخ مرتضی انصاری - رحمه الله علیه - آشنا شد و چون آنچه می خواست در وجود شیخ یافت، از بازگشت به اصفهان منصرف شد.
نقل کرده اند که شیخ مرتضی انصاری علاقه وافری به میرزا داشت، بطویر که بارها می گفت: "من درسم را برای سه نفر می گویم: میرزا حسن شیرازی، میرزا حبیب الله رشتی و آقا حسن تهرانی نجم آبادی.(236)
پس از در گذشت شیخ انصاری، مردم برای کشب تکلیف جهت مرجعیت، نزد شاگردان وی رفتند. علما و فقها پس از مدتی مذاکره با یکدیگر، سرانجام هب مرجعیت میرزای شیرازی رأی دادند. ولی میرزا از قبول مرجعیت سر باز زد و آیه الله شیخ حسن نجم آبادی را فقیه زمان و از خویش شایسته تر اعلام کرد. آیه الله نجم آبادی نیز میراز را برتر از خود دانست و گفت: "به خدا قسم! این امر بر من حرام است. "(237) در نهایت، میررزای شیرازی مسؤولیت خطیر مرجعیت و رهبری شیعیان جهان را بر عهده گرفت.
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه می نویسد:(238)
او یکی از بزرگان و مشاهیر مدرسین در علم اصول و مربی علما بود. از حوزه درس ایشان اکثر فقهای عصر که شاگرد او بودند، فارغ التحصیل شدند. علاوه بر این، ایشان از علمای مجدد اسلام به حساب می آید. وی از نبوغ سیاسی ویژه ای برخوردار بود. علامه سید حسن صدر که خود یکی از مجتهدین بزرگ کاظمین و از شاگردان بزرگ میرزا بوده است در کتاب خود تکمله امل الآمل درباره سید حسن شیرازی می نویسد: او مجدد احکام (اسلامی) بود و تدبیر و اندیشه سیاسی او سیاستمداران را متحیر می کرد و علما و سلاطین در امور سیاسی به او رجوع می کردند.
شیخ ذبیح الله محلاتی در کتاب "مئآثر الکبراء فی تاریخ سامراء" درباره فعالیتهای اجتماعی میرزای شیرازی می نویسد:(239)
هنگامی که در سال 1870 نجف را قحطی فرا گرفت، مرحوم سید حسن شیرازی اقدام به خرید و توزیع مواد غذایی میان کلیه ساکنان این شهر کرد و پس از آنکه در سال 1874 میلادی به سامراء عزیمت کرد تا واپسین دم حیاتش در سال 1895 برای آبادانی این شهر تلاش نمود. وی بر روی رود خانه سامراء پلی احداث کرد که ده هزار روپیه هزینه در برداشت. علاوه بر این میرزای شیرازی زندگانی تعداد زیادی از نیازمندان این شهر را که سنی مذهب بودند، تأمین می کرد.

سیرت میرزا در دوران زعامت

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی در این باره چنین می گوید:(240) آن جناب در خوش برخوردی، خوش سلیقگی و شیرینی گفتار نمونه نداشت. در برخورد با هر کس، آن چنان که شایسته او بود حقش را ادا می کرد، بطوری که شخص مزبور در هنگام جدا شدن از میرزا، در نهایت شادمانی و رضایت ، ایشان را ترک می گفت.
هیچ کس به سعه صدر او نبود. وارد شوندگان و ملاقات کنندگان او بسیار زیاد بودند و در میان آنها از مؤمن و منافق، خائن و امین، درستکار و تبهکار دیده می شدند و ایشان با هر کدام بنا بر شأن و منزلتشان سخن می گفت.
به خدا قسم بر مستحق ناسزا هم یک کلمه زشت ادا نمی کرد و روی کسی را هرگز درهم و تیره نمی ساخت. خطاکار را جز به احسان پاداش نمی داد، بلکه به عکس، به نیکوترین زبان همراه تبسم و عذرطلبی با او به تکلم می نشست و این همان خلق عظیمی است که از پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به ارث برده بود.
وقتی به چهره کسی نظاره می کرد به حقیقت وجود او معرفت می یافت. تفرسات و واقع بینیهای او را حکایتی است. تو گویی که خداوند عقل و فهم و تیزبینی خاص او را به هیچ یک از معاصرانش نداده بود
افراد زیادی در طول عمر با برکت میرزا بهره های علمی و معنوی سرشاری از وجود او بردند که تعداد افراد بر جسته آنها به بیش از 370 نفر می رسد.(241) آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی که هر دو از مراجع بزرگ تقلید زمان خویش بودند، از جمله شاگردان برجسته میرزای شیرازی می باشند.

تألیفات

میرزا به جهت اشتغال به تدریس و به ویژه امور رهبری، کمتر تألیفی از خود بر جای گذاشته است. تألیفات آن بزرگوار عبارتند از:
1- کتابی در طهارت (تا مبحث وضو).
2- رساله ای در رضاع.
3- کتابی در فقه از اول مکاسب تا آخر معاملات.
4- رساله ای در اجتماع امر و نهی.
5- خلاصه ای از افادات استاد بزرگوار شیخ مرتضی انصاری.
6- رساله ای در مشتق.
7- حاشیه ای بر نجات العباد.
8- تعلیقی بر کتاب معاملات آقا وحید بهبهانی برای مقلدین.