فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

قیام خونین مردم تبریز در چهلم فاجعه قم: 29 بهمن 1356

روز 29 بهمن 1356، که مصادف با چهلم فاجعه قم و کشتار روحانیون و مردم در 19 دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه خونین، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد.
در شهر قهرمان پرور تبریز نیز قرار بود راس ساعت 10 صبح مردم در مسجد قزللی (میرزا آقا یوسف مجتهد) تجمع نمایند. دعوت از سوی آیه الله قاضی طباطبایی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود.
همچنین در 25 بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیه هایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام کرده بودند.
در روز 29 بهمن مردم در حالی که در مسجد حاج میرزا آقا یوسف مجتهد جمع می شدند، در مقابل مسجد، اعلامیه ها را نیز مطالعه می کردند.
سرگرد مقصود حق شناس، رئیس کلانتری بازار به همراه عده ای مامور سر می رسد و به مردم اعلام می کند که متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمی کنند. خادم مسجد که قصد باز نمودن درب مسجد را بنا به دستور آیه الله قاضی طباطبایی داشت، توسط مامورین از این کار منع می شود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حق شناس حرت می کنند و از او می خواهند تا درب مسجد جهت برگزاری مراسم باز شود. هیچکس به فریادهای "پراکنده شوید" او توجهی نمی کند و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان می گوید. نمی شود. در این طویله باید بسته بماند!
جوانی از غیرتمندان تبریز به نام محمد تجلا که از پاره کردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز او به هیجان آمده بود، در مقام اعتراض به او بر می آید و با وی گلاویز می شود. حق شناس اسلحه کمری اش را می کشد و سینه محمد را نشانه می رود و این جوان 22 ساله را به شهادت می رساند.
مردم خشمگین جنازه خون آلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابانها به راه می افتند. کم کم در طول راه مردم معترض شهر به صف راهپیمایان می پیوندند و بدین ترتیب قیام مردم آغاز می شود.
یحیی لیقوانی رئیس ساواک تبریز که متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده و به گستردگی قیام واقف گشته بود، بلافاصله با تهران تماس می گیرد و کسب تکلیف می کند. شاه که خبر قیام به او رسیده بود، در تماس با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ بنزین ها، کارخانه ها، ادارات دولتی و سرکوب شدید را می دهد و می گوید که هر گونه مقاومتی سرکوب گردید. شورای امنیتی استان تشکیل جلسه می دهد و تصمیم می گیرند از نیروهای ارتش و ژاندارمری استفاده کنند و یگانهای نظامی در سطح شهر مستقر شوند و برای اینکه نشان بدهند در سرکوب جدیت دارند دستور استقرار دو دستگاه تانک چیفتن، دو دستگاه نفربر و یک دستگاه تانک اسکورپین را در سطح شهر می دهند. همچنین تصمیم گرفته می شود استاندار، سپهبد آزموده با آیه الله قاضی تماس بگیرد و بگوید که مراسمی که صبح بر پانشد ، می تواند بعد از ظهر در مساجد مختلف برگزار شود، به شرطی که مردم به رعایت نظم و آرامش دعوت شوند. در شهر جمعیت خشمگین، ساختمان حزب رستاخیز تبریز را تصرف می کنند و خودروها و ساختمانهای دولتی را به آتش می کشند و بانکها را منصرف و پولهای آنها را می سوزانند. دانشجویان دانشگاه نیز به همراه مردم در این قیام حضور پیدا می کنند.
تبریز در چهلم شهدای قم به صورت شهر جنگ زده در آمد. خیابانها از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان و مردان و زنان رنگین شد و بدین ترتیب پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایتهای رژیم افزوده شد.(234)
سرانجام ساعت 5 بعدازظهر، نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آماری که برای رئیس ساواک تبریز تهیه کردند، این طور نوشته شده بود:
581 نفر دستگیر، 9 نفر کشته، 118 نفر زخمی، 3 دستگاه تانک، 2 سینما، یک هتل، کاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش کشیده شدند.
چند روز بعد تعداد کشته شدگان تبریز به 13 نفر رسید، کنسول آمریکا در تبریز که تمام حوادث را دنبال می کرد، در واپسین ساعتهای روز 29 بهمن 1356، این یادداشت را به سفارت امریکا در تهران مخابره کرد:
بیشتر تظاهر کنندگان را مردان جوان تشکیل می دهند و اهدافشان مظاهر جامعه غیر مذهبی از قبیل سینماها و کلوپهاست. نیروهای اجتماعی و مذهبی حالتی در آمده اند که کنترلشان آسان نیست. شاه (شاید) با تعویض استاندار آذربایجان و تحت انضباط در آوردن ساواک و مقامات پلیس این استان به شورشهای تبریز واکنش نشان دهد. با این حال چهل روز بعد، باز هم در شهرهای مختلف ایران تظاهرات و خشونتهایی به وقوع خواهد پیوست.
رئیس شهربانی تبریز به جرم سهل انگاری، معزول و به تهران احضار و استاندار هم بر کنار گردید.
کشتار مردم تبریز شاه را غافلگیر کرد، چون او که به نظر خود توانسته بود پرده ای ضخیم بر روی فاجعه قم بکشد حتی اقدام دبیر کل سازمان ملل را به سود مردم تبریز بکلی دست و پای خود را گم کرد.

پیام امام خمینی (ره) به مردم آذربایجان(235)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز. درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد "مرگ بر شاه" خط بطلان بر گزافه گویی های او کشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود، مشت محکم بر دهان یاوه گویانی زدند که با بوقهای تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد در صد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می نامند و انی نوکر اجانب و خود باخته مستعمرین را نجات دهنده ملت می شمارند.
مردکی نجات دهنده کشور است که مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستی تقدیم اجانب نموده و آن پول نا چیز را که می گیرد تقدیم می کند و در مقابل آهن پاره هایی می گیرد که هیچ دردی از ملت دوا نمی کند آن شخصی نجات دهنده است که با مصونیت دادن اتباع اجانب، کشور را از حیثیت ساقط و به شکل مستعمره عقب افتاده در آورده است
مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور، احدی را حق یک کلمه حقگویی و انتقاد نمی دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افکنده شاهی عدالت گستر است که در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا می نشاند
من نمی دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به ماران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عامهای پی در پی را محکوم کنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم. ولی از بوقهای تبلیغاتی معلوم می شود که جنایتها بیش از تصور ماست. با این وصف، شاه افراد پلیس را که به قتل عام به دلخواه او دست نزده اند، به محاکمه می خواهد بکشد.
خاطره بسیار اسف انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد که هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می دهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید که در صدر مشروطیت برای کوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودکامگی و خود سری سلاطین جور به پاخاستید و فداکاری کردید. استبداد محمدرضاخان پهلوی و پدر روسیاهش روی سلاطین مستبد را سفید کرد. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاکی و قتل عام پی در پی را که به دست این یاغی سفاک انجام می گیرد.
تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را که اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بی دین معرفی کند. از مجلسی که دست نشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اکنون بعد از آن همه کشتار خونخواریهای شاه، مشتی سازمانی را با کارگران مجبور با سر نیزه در گوشه کنار کشور به راه انداخته و با عربده کشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن می خواهند لکه های ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو کنند، غافل از آنکه با آب زمزم و کوثر محو نخواهد شد. تاریخ، رنجیهای ملت و ستمکاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط کرده و در فرصتی منتشر خواهد کرد.
من اکنون که مشغول نوشتند این غمنامه هستم، نمی دانم که به برادران عزیز تبریزی ما چه می گذرد. آیا شاه به جنایات خود ولو موقتا خاتمه داده است یا نه؟ و یا می خواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سرکوبی کند که نفسها قطع شود؟ لکن باید بداند که دیر شده، ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمی نشیند تا جنایتکاران را به جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاک بگیرد.
با خواست خداوند قهار، اکنون در تمام کشور صداهای ضد شاهی و ضد رژیمی بلند است و بلندتر خواهد شد و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند برای انتقام از این ضحاک زمان به اهتزاز خواهد در آمد و ملت اسلام یکدل و یک جهت به پاس از مکتب حیاتبخش قرآن، آثار این رژیم ضد اسلامی و مروج زردشتی را محو خواهد کرد.
الیس الصبح بقریب
اهالی معظم و عزیز آذربایجان - ایدهم الله تعالی - بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادی طلبی و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند، شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مرکز روحانیت و پایگاه حضرت صادق - سلام الله علیه - و تهران بزرگ با آنها هم صدا و هم مقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریک شمایند. امروز شعارها در کوچه برزن هر شهر و هر ده در "مرگ بر شاه" است و هر چه عمال کثیف کوشش می کنند که جنایات را از مرکز اصلی که شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه کنند، کسی نیست که باور کند.
عجب آنکه از قرار مسموع هیأتی از دستگاه به آذربایجان آمده است که بیحبری شاه را از این جنایت اعلام کند و آن کس که احتمال آن را بدهد، کی است جز سازمانها و اعضای مجلسین که آنها هم احتمال نمی دهند و تظاهر به خلاف می کنند...

رویدادهای اسفند