فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

اهانت به انبیای بزرگ

رشدی به حریم مقدس برخی دیگر از پیامبران (علیه السلام) همچون حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل نیز جسارت کرده و زشت ترین اعمال را به آنها نسبت داده است و به تعبیر امام (ره)، مسأله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دینداری و در راس آنها اسلام و روحانیت است.

فتنه گری و محاربه

تالیف آیات شیطانی تا وقتی که به عنوان سند ارتداد نویسنده آن تلقی شود ، در حد یک گناه شخصی است که کیفر آن مرگ است. ولی او با اهانت به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، گناه بزرگتری مرتکب شده است زیرا علاوه بر آنکه به کفر روی آورده است، مقدسات مسلمین را مورد هتک قرار داده، به عنوان فتنه جو و محارب، عامل اجرای طرحهای توطئه آمیزی می شود که دشمنان اسلام برای نابودی این مکتب طراحی کرده اند و پرواضح است که مبارزه برنامه ریزی شده علیه اسلام و طرح توطئه برای هجوم به مقدسات اسلامی، جرمی به مراتب سنگین تر از ارتداد یا دشنام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تلقی می شود. به عبارت دیگر، هر کس دست خود را در جهت ضربه زدن به اسلام به حرکت در آورد، چه سلاح به کف داشته باشد و امنیت جامعه را ازبن ببرد و چه با قلم در صدد ضربه زدن به مبانی اعتقادی و فرهنگی مسلمانان باشد، محارب است، تا جایی شیخ حر عاملی یکی از بابهای حدالمحارب را باب قتل دعوت کنندگان به بدعت قرار داده است.(233)

قیام خونین مردم تبریز در چهلم فاجعه قم: 29 بهمن 1356

روز 29 بهمن 1356، که مصادف با چهلم فاجعه قم و کشتار روحانیون و مردم در 19 دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه خونین، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد.
در شهر قهرمان پرور تبریز نیز قرار بود راس ساعت 10 صبح مردم در مسجد قزللی (میرزا آقا یوسف مجتهد) تجمع نمایند. دعوت از سوی آیه الله قاضی طباطبایی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود.
همچنین در 25 بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیه هایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام کرده بودند.
در روز 29 بهمن مردم در حالی که در مسجد حاج میرزا آقا یوسف مجتهد جمع می شدند، در مقابل مسجد، اعلامیه ها را نیز مطالعه می کردند.
سرگرد مقصود حق شناس، رئیس کلانتری بازار به همراه عده ای مامور سر می رسد و به مردم اعلام می کند که متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمی کنند. خادم مسجد که قصد باز نمودن درب مسجد را بنا به دستور آیه الله قاضی طباطبایی داشت، توسط مامورین از این کار منع می شود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حق شناس حرت می کنند و از او می خواهند تا درب مسجد جهت برگزاری مراسم باز شود. هیچکس به فریادهای "پراکنده شوید" او توجهی نمی کند و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان می گوید. نمی شود. در این طویله باید بسته بماند!
جوانی از غیرتمندان تبریز به نام محمد تجلا که از پاره کردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز او به هیجان آمده بود، در مقام اعتراض به او بر می آید و با وی گلاویز می شود. حق شناس اسلحه کمری اش را می کشد و سینه محمد را نشانه می رود و این جوان 22 ساله را به شهادت می رساند.
مردم خشمگین جنازه خون آلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابانها به راه می افتند. کم کم در طول راه مردم معترض شهر به صف راهپیمایان می پیوندند و بدین ترتیب قیام مردم آغاز می شود.
یحیی لیقوانی رئیس ساواک تبریز که متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده و به گستردگی قیام واقف گشته بود، بلافاصله با تهران تماس می گیرد و کسب تکلیف می کند. شاه که خبر قیام به او رسیده بود، در تماس با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ بنزین ها، کارخانه ها، ادارات دولتی و سرکوب شدید را می دهد و می گوید که هر گونه مقاومتی سرکوب گردید. شورای امنیتی استان تشکیل جلسه می دهد و تصمیم می گیرند از نیروهای ارتش و ژاندارمری استفاده کنند و یگانهای نظامی در سطح شهر مستقر شوند و برای اینکه نشان بدهند در سرکوب جدیت دارند دستور استقرار دو دستگاه تانک چیفتن، دو دستگاه نفربر و یک دستگاه تانک اسکورپین را در سطح شهر می دهند. همچنین تصمیم گرفته می شود استاندار، سپهبد آزموده با آیه الله قاضی تماس بگیرد و بگوید که مراسمی که صبح بر پانشد ، می تواند بعد از ظهر در مساجد مختلف برگزار شود، به شرطی که مردم به رعایت نظم و آرامش دعوت شوند. در شهر جمعیت خشمگین، ساختمان حزب رستاخیز تبریز را تصرف می کنند و خودروها و ساختمانهای دولتی را به آتش می کشند و بانکها را منصرف و پولهای آنها را می سوزانند. دانشجویان دانشگاه نیز به همراه مردم در این قیام حضور پیدا می کنند.
تبریز در چهلم شهدای قم به صورت شهر جنگ زده در آمد. خیابانها از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان و مردان و زنان رنگین شد و بدین ترتیب پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایتهای رژیم افزوده شد.(234)
سرانجام ساعت 5 بعدازظهر، نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آماری که برای رئیس ساواک تبریز تهیه کردند، این طور نوشته شده بود:
581 نفر دستگیر، 9 نفر کشته، 118 نفر زخمی، 3 دستگاه تانک، 2 سینما، یک هتل، کاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش کشیده شدند.
چند روز بعد تعداد کشته شدگان تبریز به 13 نفر رسید، کنسول آمریکا در تبریز که تمام حوادث را دنبال می کرد، در واپسین ساعتهای روز 29 بهمن 1356، این یادداشت را به سفارت امریکا در تهران مخابره کرد:
بیشتر تظاهر کنندگان را مردان جوان تشکیل می دهند و اهدافشان مظاهر جامعه غیر مذهبی از قبیل سینماها و کلوپهاست. نیروهای اجتماعی و مذهبی حالتی در آمده اند که کنترلشان آسان نیست. شاه (شاید) با تعویض استاندار آذربایجان و تحت انضباط در آوردن ساواک و مقامات پلیس این استان به شورشهای تبریز واکنش نشان دهد. با این حال چهل روز بعد، باز هم در شهرهای مختلف ایران تظاهرات و خشونتهایی به وقوع خواهد پیوست.
رئیس شهربانی تبریز به جرم سهل انگاری، معزول و به تهران احضار و استاندار هم بر کنار گردید.
کشتار مردم تبریز شاه را غافلگیر کرد، چون او که به نظر خود توانسته بود پرده ای ضخیم بر روی فاجعه قم بکشد حتی اقدام دبیر کل سازمان ملل را به سود مردم تبریز بکلی دست و پای خود را گم کرد.