فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

بازتاب سیاسی عملیات والفجر 8

از نظر سیاسی، تبعات ناشی از فتح فاو به منزله تغییر در ماهیت سیاسی جنگ نیز بود، به این معنا که اتخاذ استراتژی دفاع مطلق از سوی عراق، پس از فتح خرمشهر، با این هدف بود که جنگ در روند فرسایش، سرانجام منتهی به پذیرش صلح از سوی ایران شود. اما فتح / و ارتقای موقعیت سیاسی و نظامی ایران در شمال خلیج فارس، عملاً منجر به پیدایش شرایط جدیدی شد که هیچگونه مطابقتی با مشخصه های جنگ فرسایشی نداشت.
شورای امنیت، در پی این تحولات و تغییر موازنه قوا به سود ایران، در تاریخ 3/12/1364، اقدام به تهیه پیش نویس و صدور بیانیه مهمی کرد که در بند 3 آن آمده است:
دبیر کل از ایران و عراق بخواهد که دو کشور بی درنگ در زمین، دریا و هوا آتش بس را رعایت کرده و بلافاصله تمام نیروهای خود را تا مرزهای بین المللی شناخته شده، به عقب بکشند.
قبلاً، در سخت ترین شرایطی که جمهوری اسلامی مورد تهاجم قرار می گرفت، سازمان ملل، تنها اقدام به صدور بیانیه ای می کرد که در آن صرفاً اظهار تأسف می شد. اما پس از فتح فاو با صدور قطعنامه ای جدید به شماره 582، عملاً به سود عراق موضعگیری کرد.

پیروزی نهایی انقلاب اسلامی: 22 بهمن 1357

انقلاب ما انفجار نور بود. امام خمینی (ره)
در دوران معاصر، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حادثی مهم و حیرت انگیزی برای جهانیان بود. این حادثه بزرگ قرن، از یکسو معادلات سیاسی استکبار را در ادامه سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بر هم زد و از سوی دیگر، یکی از استوارترین رژیمهای وابسته را که از حمایت قدرتهای بزرگ برخوردار بود، ریشه کن ساخت، و در کشوری چون ایران، با اهمیتی که از نظر استراتژیکی و اقتصادی برای قدرتهای بزرگ جهان دارد، تحولی سیاسی - مردیم و عظیم به وجود آورد و این جریان سیاسی، یک بار دیگر اسلام را به عنوان یک قدرت تعیین کننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت جهان اسلام، حرکت عظیم بازیابی خویشتن خویش، گریز از سلطه، ایستادگی در برابر استعمار کهنه و نو، ایجاد قطب سیاسی جدید در جهان و فرو ریزی رژیمهای وابسته و تحمیلی را در سرزمینهای پر نعمت اسلامی، در برابر دیدگان مشتاق، بیش از یک میلیارد مسلمان گشود و موجی از وحشت و اضطراب در دلهای جهانخواران پدید آورد.
انقلاب در لغت، برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن، رجعت، تغییر، تحول و... است و در اصطلاح رایج جهان، شورش عده ای برای واژگون کردن حکومت و ایجاد حکومتی نو به منظور تغییرات اساسی و بنیادین در تمام نهادها، مناسبات، ساختار سیاسی و اجتماعی و جایگزینی سازمانی نوین و مطلوب در چهار چوب اهداف و آرمانهای خاص می باشد.
در قرآن واژه انقلاب به کار نرفته ولی ده مورد مشتقات آن آمده است. در تمام این آیات، تناسب موضوع و منظور آیات، مفهوم لغو آن، یعنی تغییر و دگرگونی و برگشتن مورد توجه بود است، که گاهی انقلاب به سوی تعالی و کمال است (اعراف 119) و گاهی بازگشت به عقب و انحطاط (آل عمران 144) و گاهی نه این و نه آن.
مشروطیت در ایران (1324 ق) که دستاورد تلاش مجموعه ای از اقشار مختلف جامعه و غربگرایان برای اصلاح بنیادین در نظام دینی و اجتماعی ایران بود، سرانجام توانست با وضع قانونی اساسی و متمم آن، تأسیس مجلس شورا و برخی نهادهای سیاسی و اجتماعی دیگر، گامهایی برای تحقق آرمانهای خود بر دارد. اما به دلایل فروان اهداف نظام مشروطه و مردم، برآورده نشد. استقرار دیکتاتوری رضاشاه (1299 تا 1320 ش) انحطاط عمیقی در ابعاد مختلف پدید آورد. او با نهادهای ملی و مذهبی در افتاد و شعائر دینی مورد دشمنی قرار گرفت. وی آداب مذهبی را خلاف تجدد می دانست حوزه های علمی دینی را تعطیل، لباس روحانیت را خلاف رویه مملکت اعلام کرده و سرانجام در بازگشت از سفر به ترکیه اقدام به شکف حجاب کرد. مشروطیت نیز بطور کلی به فراموشی سپرده شد. در جریان جنگ جهانی دوم، در سال 1320 شمسی، دیکتاتوری بیست ساله فرو پاشید و آزادیهای سیاسی و اجتماعی قابل توجهی پدید آورد.
در فضای پس از شهریور 20، بطور کلی سه جریان عمده فکری - سیاسی پدید آمدند که عبارت بودند از: مارکسیستی، ملی، اسلامی، حزب توده ایران مظهر جریان مارکسیستی بود که در برابر این جریان قدرتمند، انجمنهای ملی و اسلامی تشکیل گردید. این دوران با کودتای 28 مرداد 1332، پایان گرفت. از سال 1332 تا 1342، اندیشه و سمت گیری افکار دینی به سوی یک تحول انقلابی و عمومی در جامعه و در میان روشنفکران و جوانان اوج بیشتری گرفت.
در سال 1960، جان، اف، کندی، به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد. او به منظور جلوگیری از تعمیق اندیشه های انقلابی و مبارزات ضد استعماری و در نهایت حفظ منافع آمریکا، برنامه های اصلاحی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چندی را به حکومتهای وابسته توصیه کرد. محمد رضا شاه در سال 1339، در جهت اجرای سیاست "کندی" لایحه اصلاحات ارضی را به مجلس برد، اما لایحه متوقف شد و کاری از پیش نرفت.
به توصیه آمریکا، دکتر علی امینی در اردیبهشت 1340، به نخست وزیری منصوب شد. وی دست به انجام اصلاحاتی، از جمله اصلاحات ارضی زد ، حکومت ایران و مطبوعات خارجی و بخصوص آمریکایی، نام این اقدامات را انقلاب نهادند که رفته رفته نام "انقلاب سفید" بر آن اطلاق شد. به خاطر رقابتی که بین شاه و امینی به وجود آمد، شاه امینی را عزل و در تاریخ 27 تیر 1341، اسد الله علم به نخست وزیری منصوب شد. در تاریخ 16 مهر 1341، مطبوعات نوشتند که در دولت لایحه ای با سه نکته تازه به تصویب رسید(222)
1- به زنان حق رأی داده شد.
2- قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان برداشته شد.
3- به جای سوگند به قرآن کتاب آسمانی آورده شد.
پس از انتشار این خبر، نخستین موج مخالفت از سوی روحانیت و مراجع دینی پدید آمد و در میان بازاریان و دیگر اقشار جامعه، گسترش یافت و رژیم ناچار به عقب نشینی شد و علم طی تلگرافی به علمای قم گفت:
1- نظریه دولت در مسأله "اسلامیت" همان نظریه علمای اسلام است.
2- سوگند با قرآن مجید است.
3- در مسأله مسکوت بودن عدم شرکت بانوان در انجمنهای ایالتی و ولایتی... دولت نظرات آقایان را به مجلس تسلیم و منتظر تصمیم مجلسین خواهد بود.
امام خمینی (ره) که در آن دوران یکی از مراجع بزرگ تقلید بودند آن را کافی ندانسته و خواستار ادامه مبارزه شدند. سرانجام، پس از پنجاه روز مبارزه، دلوت در 7 آذر 1341، با ارسال تلگراف به علمای قم، لغو تصویبنامه را اعلام کرد. امام (ره) تلگراف را کافی ندانست و خواستار اعلام رسمی در جراید شد، از این رو در 10 آبان 1341، در مطبوعات نوشته شد: در هیأت دولت تصویب شد که تصویبنامه مورخه 14/7/1341، قابل اجرا نخواهد بود.
پس از پایان ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، تبلیغات دامنه داری علیه روحانیت، که هماورد غیر منتظره ای برای رژیم تلقی می شد، آشکارا و پنهان آغاز شد. در 10 دی 1341، شاه اصول پیشنهادی خود را که بعدها "لوایح شش گانه" نام گرفت و تا سال 1356، تا 19 اصل گسترش یافت، اعلام کرد و از مردم خواست که با شرکت در همه پرسی، به آنها رأی دهند.
این لوایح عبارت بودند از:
1- الغای رژیم ارباب و رعیتی.
2- تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگلها در سراسر کشور.
3- تصویب لایحه فروش کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی.
4- تصویب لایحه قانون سهیم کردن کارگران در منافع کارگاهها تولیدی.
5- لایحه اصلاحی قانون انتخابات.
6- لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.
مراجع تقلید قم و تهران طی اعلامیه ای رفراندم را خلاف شرع و قانون اعلام و شرکت در آن را تحریم کردند. دانشگاهها، بازاریان و اصناف با اجتماعات، تظاهرات، اعتصابات و بیانیه ها در تهران، قم و برخی شهرهای بزرگ به حمایت از روحانیون برخاستند.
در روز ششم بهمن 1341، همه پرسی انجام گرفت و اعلام شد که پنج میلیون و ششصد هزار رأی موافق و چهارصد هزار و صد و پنجاه رأی مخالف به صندوق ریخته شده است. کندی و دیگر رهبران جهان به شاه تبریک گفتند، در حالی که موج مخالفت روحانیت ایران به خارج از کشور نیز سرایت کرد و علمای عراق در سطح گسترده ای به حمایت از علمای ایران برخاستند.
نوروز سال 1342 شمسی بر اساس پیشنهاد امام خمینی (ره) و تصویب مراجع قم، عزای عمومی اعلام شد. بعد از ظهر روز دوم فروردین به مناسبت سالروز شهادت امام صادق (علیه السلام) مجلس سوگواری در مدرسه فیضیه قم برگزار گردید. جمعیت انبوهی در آن شرکت کردند. مأموران رژیم، جلسه را به هم ریختند و شرکت کنندگان بخصوص طلاب و روحانیون را مجروح و مضروب ساختند و تنی چند نیز به شهادت رسیدند. پس از این حادثه اعلامیه هایی از علمای قم، تهران، نجف و دیگر شهرها صادر، که رژیم شاه به دلیل بی حرمتی به دین واصل دیانت و علما و طلاب محکوم است. رژیم شاه کارت تحصیلی طلاب را لغو و روحانیون جوان را دستگیر و به سربازخانه ها اعزام کرد. با آغاز محرم سال 1342 شمسی اغلب سخنرانیها و عزاداریها به صورت سیاسی برگزار شد. عصر روز عاشورا امام (ره) در مدرسه فیضیه قم، در حضور انبوه مردم، سخنرانی و در آن از اعمال رژیم شاه و کشتار مردم و قانون شکنی و خطر اسرائیل و خطری که اسلام و کشور را تهدید می کند، یاد کردند و آشکارا شاه را مخاطب قرار داده و گفتند:(223)
آقا من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من تو را نصیحت می کنم دست بردار از این کارها...
شب دوازدهم محرم مصادف با 15 خرداد، امام (ره) در قم، دستگیر و در تهران زندانی شدند. روز بعد که سوم عاشورا بود، علما و مردم از جریان دستگیری امام (ره) آگاه شدند. خشم عمومی همه جا را فرا گرفت و تظاهرات گسترده و پر دامنه ای در شهرهای بزرگ مانند، تهران، قم، شیراز، مشهد و... پدید آمد. رژیم دستور مقابله و سرکوب داد. حوادث خونین به وقوع پیوست. در تهران حکومت نظامی اعلام شد.
در 17 اسفند 1342، اسد الله علم از نخست وزیری کناره گیری و حسنعلی منصور به این مقام منصوب گردید. در 18 فروردین 1343، امام (ره) پس از آنکه چند ماه در تهران تحت نظر بودند، آزاد و شبانه به قم برده شدند. به این مناسبت مجلس جشنی در مدرسه فیضیه برگزار گردید. در پایان این جلسه قطعنامه ای در ده ماده به این شرح از سوی حوزه علمیه قم صادر شد:
1- ایجاد نظم صحیح و برنامه های اساسی همه جانبه در مراکز علمی بویژه حوزه علمیه قم.
2- اجرای قوانین اسلامی به صورت کامل و احیای سنتهای متروک شده دینی.
3- اجرای قانون اساسی به معنای واقعی بویژه اصل دو و متمم آن.
4- الغای تصویبنامه و لوایح ضد دینی و انحلال مجلسین غیر قانونی.
5- قطع ایادی استعمار و عمال صهیونیسم از مملکت.
6- جلوگیری از ظلم و فساد و تعمیم عدالت اجتماعی و نیازمندیها عمومی و ایجاد ایران آزاد، مستقل در زیر پرچم پر افتخار مذهب جعفری.
7- بهبود وضع اقتصادی و تشویق ملی و اصلاح وضع کارگران و تهیه کار برای فارغ التحصیلان.
8- جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات از قبیل برنامه های ضد اخلاقی سینماها، تأترها و غیره.
9- آزادی جمیع زندانیان بی گناه بویژه حضرت حجه الاسلام طالقانی و اساتید محترم دانشگاه و بازگشت تبعید شدگان و آوارگان به بلاد خود.
10- رسیدگی به وضع معیشت بازماندگان شهدای پانزدهم خرداد.
در 21 مهر 1343، لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در مجلس شورا به تصویب رسید. این مصوبه که به "کاپیتولاسیون" شهرت یافت، موج تازه ای از مخالفت با رژیم را در پی داشت.
امام (ره) در تاریخ 4 آبان 1343، طی یک سخنرانی در مسجد اعظم قم، این مصوبه را عامل بردگی ایرانیان و ناقض استقلال کشور دانست و شاه را سخت مرود سئوال قرار داد و گفت: اگر مملکت ما اشغال آمریکاست اعلام کنید.
رژیم در 13 آبان 1343، امام (ره) را به ترکیه تبعید کرد. پس از تبعید ایشان، هیجان عمومی تمام محافل مذهبی و مبارز و طرفداران نهضت اسلامی را فرا گرفت. تظاهرات و اعتصابات عمومی در تهران و قم و برخی شهرهای دیگر پدید آمد. اما رژیم به سرکوب مبارزان ادامه داد و فرزند امام (ره) حاج سید مصطفی خمینی را بازداشت و پس از چندی آزاد و سپس به ترکیه تبعید کرد.
پس از حادثه 15 خرداد و تبعید رهبر نهضت، مبارزان و مخالفان جدی رژیم به این نتیجه رسیدند که دیگر مبارزات سیاسی به صورت سخنرانی، بیانیه و تظاهرات و اعتصابات کارساز نخواهد بود. باید قهرآمیز و مسلحانه با رژیم سخن گفت. بر این اساس گروههای انقلابی با مشی مسلحانه، با ایدئولوژیهای متفاوت شکل گرفتند. عمده ترین این گروهها عبارتند از:
1- جمعیت (هیأتهای) مؤتلفه اسلامی: متشکل از چند هیئت دینی، که این تشکیلات پس از تبعید امام (ره) به مبارزه قهرآمیز آورد. نخستین اقدام آن ترور منصور نخست وزیر در اول بهمن 1343، به اتهام خیانت به خلق و مسئول تبعید رهبر قیام بود که به دست "محمد بخارایی" صورت گرفت. پس از آن بیش از صد نفر از اعضای این تشکیلات دستگیر شدند و پس از محاکمه چند تن از آنان - صادق امانی، محمد بخارایی، رضا صفار هرندی ، مرتضی نیک نژاد - محکوم به اعدام و دیگران به حبس باد و کمتر از آن محکوم شدند.
2- حزب ملل اسلامی: این جمعیت که ابتدا "حزب ملل" نامیده می شد و از سال 1340، با هدف مسلحانه تشکیل شده بود پس از 15 خرداد 1342 ، اندیشه قیام مسلحانه در آن اوج گرفت و نشریه "خلق" ارکان خود را منتشر ساخت. این گروه در 24 مهر 1344، شناسایی و حدود هفتاد تن از اعضای آن دستگیر و چند تن از رهبران آن به حبس ابد و کمتر از آن محکوم شدند.
3- سازمان مجاهدین خلق ایران: با پیشگامی محمد حنیف نژاد، اصغر بدیع زادگان، ناصر صادق در سال 1334، با مشی مسلحانه و ایدئولوژی اسلامی بوجود آمد. این سازمان مخفی تا سال 1350، عمل مسلحانه ای انجام نداد و بیشتر به کار تئوریک و تربیت فکری و سیاسی کادرهای خود پرداخت.
4- گروه پرویز نیکخواه: در سال 1344، با ایدئولوژی "مارکسیستی" تأسیس شد که گفته می شود در 21 فروردین 1344، ترور ناموفق شاه در کاخ مرمر بوسیله رضا شمس آبادی از سوی این گروه صورت گرفته است.
پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343، "امیر عباس هویدا" به نخست وزیری برگزیده شد. پس از انتصاب وی به صدارت، علمای ایران و عراق و طلاب و گروههای سیاسی و اجتماعی، با ارسال تلگرافهای بسیار به وی، خواستار آزادی امام (ره) شدند. سرانجام با موفقت حکومت ایران، در 13 مهر 1344، امام (ره) و به همراه فرزندش از ترکیه به نجف منتقل شدند. در 11 اسفند 1345 "نایب السلطنه" شدن فرح دیبا همسر شاه اعلام شد. چون این عمل خلاف قانون اساسی بود، گفته شد که در اردیبهشت ماه مجلس مؤسسان برای اصلاح قانون اساسی تشکیل خواهد شد. روحانیان مبارز مخالفت خود را با این اقدام ابراز و امام (ره) اعلام کردند که از این پس هدف سرنگونی شاه و رژیم اوست.
در آبان 1346، جشن تاجگذاری شاه برگزار و با اعتراض نیروهای مخالف و مبارز مواجه گشت و امام (ره) با صدور اعلامیه ای آن را محکوم ساخت.
از بهمن 1348، امام خمینی درس "ولایت فقیه" خود را در نجف آغاز کردند که بعداً به شکل کتابی مدون در ایران و کشورهای عربی انتشار یافت.
سال 1350 شمسی، با اختناق و فشار شدید رژیم شاه همراه بود. دلیل این خشونت نیز دو عامل اساسی بود: یکی رشد جنبش و آشکار شدن مبارزات مسلحانه در میان طلاب، دانشجویان و جوانان مذهبی و غیر مذهبی، و دیگر اوج گیری تلاشهای فکری، سیاسی و انقلابی افرادی همچون شهید مطهری.
حادثه مهم دیگری که در سال 1350، سبب انحطاط بیشتر رژیم و تعمیق بیشتر مبارزه و مقاومت گردید، برگزاری "جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی بود" که با هزینه های گزاف و هرزگیهایی که صورت گرفت، خشم عمومی را در تمام سطوح بر انگیخت. امام (ره) بشدت این جشن را محکوم کرد.
بطور کلی سالهای 50 تا 54 اوج دستگیری، شکنجه، اعدام و سرکوبهای رژیم بود. در سال 1353، که یکباره در آمد حاصل از فروش نفت افزودن گردید، شاه برنامه بلند پروازانه رسیدن به "تمدن بزرگ" را اعلام کرد. در تاریخ 11 اسفند 1353 "حزب رستاخیز" به عنوان تنها حرب فراگیر با تکیه به سه اصل، اعتقاد به قانون اساسی، نظام شاهنشاهی و انقلاب سفید، به وسیله شاه اعلام شد و امام (ره) عضویت و شرکت در حزب رستاخیز را تحریم کرد.
در پایان سال 1354 مجلسین، بر اساس تصویبنامه ای، تاریخ هجری را به شاهنشاهی تبدیل کرد که از آغاز سال 1355 شمسی، سال 2535، در تمام مکاتبات رسمی و دولتی مورد استفاده قرار گیرد که بیش از پیش بر خشم علما و مبارزان افزود.
در سال 1355، جیمی کارتر از حزب دموکرات رئیس جمهور آمریکا شد. یکی از محورهای تبلیغاتی او در انتخابات، مسأله حقوق بشر در جهان بود. از این رو از دولتهای دوست خود از جمله ایران خواست که حقوق بشر را رعایت کنند. شاه ناگزیر "فضای باز سیاسی" را اعلام کرد و این فرصت مناسبی برای گسترش پیام انقلاب در داخل و خارج کشور بود.
نخستین خشم انقلابی در روزهای 31 خرداد و اوایل تیر 1356، پدید آمد در 29 خرداد دکتر علی شریعتی در لندن به نحو مشکوکی در گذشت. این خبر به ایران رسید. شایع شد که رژیم ایران او را کشته است.
روز اول آبان 1356، آیه الله حاج سید مصطفی خمینی در نجف توسط عوامل رژیم شاه به شهادت رسید. این خبر امواج تازه ای در حرکت فزاینده مردم ایجاد کرد و به دنبال آن نوار جدید سخنرانی امام (ره) که در روز دهم آبان ماه در نجف ایراد شده بود، به منزله دستور العملی برای تشکیل نیروها در مبارزه با رژیم بود. روز 17 دی 1356، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت آمیزی تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" به قلم مستعار احمد رشیدی مطلق، علیه امام (ره) درج گردید. شاه که پس از سفر کارتر به ایران و تعریف و ستایش او از شاه، بیش از پیش مغرور شده بود، بر انتشار این مقاله صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر کرد.
انتشار این مقاله حرکت جدیدی را در کشور پدید آورد. روز 19 دی، طلاب و عده ای از مردم قم مورد هجوم رژیم قرار گرفته که طی آن چند تن به شهادت رسیدند. پس از حوادث قم، امام (ره) طی پیامهای شدید اللحن ایشان در سالهای 1343- 1342 بود، سلطنت شاه را "غاصبانه و جائرانه" خوانده و فرمودند:(224)
کارتر و دیگر غارتگران مخازن ملتهای مظلوم باید بدانند، محمد رضا، خائن و یاغی است و ناچار از سلطنت، مخلوع است.
در چهلم شهدای قم، از سوی مراجع تقلید عزای عمومی اعلام شد و در اکثر نقاط ایران مراسمی برگزار گردید که از آن میان قیام مردم تبریز در 29 بهمن بود که طی آن عده ای از مردم به شهادت رسیدند. نوروز سال 1357، عزای عمومی اعلام شد و مراسم پانزده خرداد به صورت بستن بازار و ماندن در خانه ها اجرا شد. بر اساس رهنمودهای امام (ره) مراسم ماه رمضان 1357 و مجالس و سخنرانیها، یکسره سیاسی و انقلابی و ضد رژیم شد.
در 28 مرداد 1357، سینما رکس آبادان به آتش کشیده شد و بیش از چهارصد نفر در آن سوختند. این حادثه خشم مردم را در سراسر ایران، بخصوص خوزستان چندین برابر ساخت.
روز 5 شهریور 1357، جمشید آموزگار از نخست وزیری مستعفی و مهندس جعفر شریف امامی مأموران تشکیل کابینه شد. شریف امامی دولت خود را با عنوان "دولت آشتی ملی" به صحنه آورد و برای فریب مخالفان، خود را مذهبی و مقلد آیه الله شریعتمداری معرفی کرد. او تاریخ شاهنشاهی را لغو قمارخانه ها را تعطیل کرد، مطبوعات را آزاد اعلام و قول داد عوامل سوء استفاده و فاسد را مجازات، زندانیان را آزاد، مالیتها را کاهش، و حزب رستاخیز را منحل کند.
ادعاها و برخی اقدامات دولت جدید این بیم را پدید آورد که ممکن است مبارزه به رکود کشیده شود و برخی از مراجع و پیشوایان مبارزه را به تسلیم بکشاند، از این رو امام (ره) با ارسال پیامی به ملت ایران، این خطر را گوشزد کرد. روز 13 شهریور 1357، به مناسبت عید فطر نماز با شکوهی در قیطریه تهران به امامت آیه الله مفتح برگزار گردید که نمایشی از قدرت مردم در مقابل استبداد بود. صبح 17 شهریور 1357، از طریق رادیو، در تهران و 12 شهر بزرگ کشور حکومت نظامی اعلام شد. اما مردم بی خبر و بی اعتنا به شرایط جدید، صبح همان روز در میدان ژاله تهران (شهدا) گرد آمدند و با هشدار نظامیان پراکنده نگشتند. تیراندازی تا ساعتها ادامه یافت و فاجعه ای بزرگ پدید آمد. این حادثه خونین به جمعه سیاه شهرت یافت. امام (ره) طی اعلامیه بر ادامه مبارزه و ضرورت مقاومت مردم تأکید کرد.
با آغاز سال تحصیلی 1358- 1357 شرکت سازمان یافته دانشجویان و دانش آموزان در مبارزات خیابانی بیشتر و مؤثرتر گردید.
رژیم شاه که منشأ این قیام عمومی را در نجف و شخص امام (ره) می دانست، در اندیشه اخراج ایشان از عراق افتاد. رژیم عراق با توصیه حکومت ایران امام (ره) را دعوت به سکوت و یا خروج از آن کشور کرد که ایشان راه دوم را انتخاب کردند و عازم کویت شدند، امام آن کشور به ایشان اجازه و ورود نداد و از این رو، در تاریخ 13 مهر 1357، عازم فرانسه شد و در دهکده "نوفل لوشاتو" ساکن گردیدند. این هجرت، علی رغم تصور شاه، روح تازه ای به مبارزه بخشید.
در آبان ماه اعتصابات کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، راه، رادیو و تلویزیون و... بر دامنه مبارزات افزود. این اعتصابها دستگاه اداری کشور را به رکود و فرو پاشی کشاند. در 14 آبان، ارتشبد غلامرضا از هاری مأمور تشکیل کابینه شد. شاه طی یک پیام تلویزیونی از ملت ایران، علما و سیاستمداران خواست که به اصلاح امور کمک کنند و گفت: پیام انقلاب ملت ایران را شنیده است و وعده داد که حکومت و دولت نظامی، موقتی است و پس از آرام شدن اوضاع، انتخابات آزاد برگزار، فاسدین مجازات، قانون اساسی اجرا و بطور کلی گذشته جبران خواهد شد. دولت از هاری در نخستین گام، مطبوعات را تسخیر کرد و به دنبال آن اعتصاب مطبوعات آغاز شد که تا پایان دولت او ادامه یافت. تظاهرات تاسوعای و عاشورای آن سال عملاً به صورت همه پرسی در آمد که مردم با شاه و رژیم او را منحل و جمهوری اسلامی را با رهبری امام (ره) خواستار شدند. در پایان و رژیم او را منحل و جمهوری اسلامی را با رهبری امام (ره) خواستار شدند. در پایان راهپیمایی روز عاشورا قطعنامه ای در 17 ماده خواند شد که در آن علاوه بر خلع شاه از سلطنت و تأیید رهبری امام (ره) و استقرار حکومت عدل اسلامی، تأمین حقوق بشر، تأمین حقوق سیاسی کلیه افراد جامعه، اجرای عدالت اجتماعی و تأمین حقوق کارگران و دهقانان، به عنوان اهداف نهضت مردم اعلام شد.
دولت از هاری نیز نه تنها نتوانست جلوی گسترش روز افزودن انقلاب را بگیرد بلکه خود نیز به بستر بیماری افتاد. شاه این بار "شاپور بختیار" را که از اعضای قدیمی جبهه ملی بود به نخست وزیری انتخاب کرد. او با شعار "سوسیال دموکراسی" گام به جلو نهاد و اعلام کرد که شاه چندی به مسافرت خارج از کشور خواهد رفت. ژنرال هایزر فرستاده مخصوص آمریکا به ایران آمد و تلاش کرد ارتش را به حمایت و اطاعت بختیار وادار کند. تمهید دیگر شاه برای حفظ تاج و تخت خود، تشکیل "شورای سلطنت" بود.
در 26 دی، شاه به ناچار از ایران خارج شد. امام (ره) دولت بختیار را غیر قانونی و او را مجرم و خائن دانست. مبارزه مردم به رهبری ایشان همچنان ادامه یافت و امام (ره) طی بیانیه ای رهنمودهایی برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ اموال عمومی به ملت ایران دادند و یادآور شدند که بزودی اعضای "شورای انقلاب" را معرفی خواهند کرد. تظاهرات عظیمی در روز اربعین حسینی در تهران و سراسر ایران انجام شد. در تهران قطعنامه ای در 10 ماده خوانده شد که در آن دولت بختیار غیر قانونی اعلام و از امام (ره) تقاضا شد بود که هر چه زودتر شورای انقلاب را معرفی کند. در 5 بهمن 1357، با تلاش اردشیر زاهدی و کمک دولت و ارتش، عده ای در تهران به عنوان حمایت از قانون اساسی راهپیمایی کردند
در همان روزها اعلام شد که امام (ره) بزودی به ایران باز می گردد. به دستور بختیار فرودگاه های کشور بسته شد. تظاهرات مردم اوج بیشتری گرفت. سرانجام فرودگاه مهر آباد باز شد و در صبح 12 بهمن 1357 امام (ره) همراه عده ای که اکثر تبعیدی سالیان پیش بودند، وارد ایران شد و از فرودگاه به بهشت زهرا رفت و در آنجا طی سخنانی دولت بختیار را غیر قانونی خواند و فرمود بزودی دولت را معرفی خواهد کرد. در روز 19 بهمن، عده ای از نظامیان نیروی هوایی ارتش به محل اقامت امام (ره) رفته و اطاعت خود را از رهبری انقلاب اعلام کردند. شب 21 بهمن، در نیروی هوای درگیری مسلحانه بین عده ای از افراد این نیرو و گارد شاهنشاهی پیش آمد که مردم دخالت کرده، به یاری نیروی هوایی شتافتند و بدین ترتیب درب پادگانها به روی مردم باز شد و سلاحهایی به دست مردم افتاد. سرانجام سران ارتش دست اندرکار کودتا شدند و در روز 21 بهمن، از ساعت چهار بعد از ظهر حکومت نظامی اعلام شد. امام (ره) اعلام کرد که مردم به حکومت نظامی اعتنا نکنند. مردم نیز همچنان به یورش خود به مراکز دولتی و نظامی و انتظامی ادامه دادند و تقریباً تمام این مراکز با اندک درگیری و مقاومت، تسخیر شد و به دست مردم افتاد. در پایان روز 22 بهمن 1357، رژیم 2500 ساله پادشاهی و سلطنت 50 ساله پهلوی منقرض گشت و حکومت "جمهوری اسلامی" تشکیل شد. سرانجام در 12 فروردین 1358، طی همه پرسی یا 2/98 درصد از آرای مردم جمهوری اسلامی ایران رسماً اعلام و مستقر گردید.

فتوای تاریخی امام خمینی (ره) علیه سلمان رشدی: 25 بهمن 1367

انما جز او الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خری فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم(225)
همانا کیفر آنان که با خدا و رسول به جنگ برخیزند و در روی زمین به فساد کوشند، جز این نباشد که آنها را به قتل رسانده و یا به دار کشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند یعنی دست راست با پای چپ و بالعکس یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند. این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنهاست و اما در آخرت باز به عذابی بزرگ معذب خواهند بود.
حکم امام خمینی در مورد سلمان رشیدی بر آیات الهی متکی است و همانند آیات الهی مستحکم و غیر قابل خدشه است.
مقام معظم رهبری
رویارویی غرب و شرق، بویژه تقابل غرب با اسلام، ریشه ای کهن دارد. غرب بور نداشت که عقیده و یا اندیشه هایی از شرق، تمدن و سلطه او را تهدید کند. بطور کلی در دوره پیش از اسلام، رویارویی و کشاکشها به گونه ای بود که هیچ طرف وجه غالب و سلطه قطعی بر طرف دیگر نداشت. رقابتها و جنگها نوعی داد و ستد و ارتباط تمدنها را به همراه داشت. این داد و ستد، و جنگ قدرت در دوره اسلامی عمق و گستره بیشتری یافت. اسلام به عنوان یک اعتقاد حرکت بخش و امید آفرین، مسلمانان را تا قلب اروپا و آفریقا کشانید. رویارویی اسلام و غرب را می توان به مراحل ذیل تقسیم بندی کرد:
1- در سال (642م/22 ه ق) امپراتوری روم شرقی که با مسلمانان مصر و سوریه رو در رو شده بود، ضعیف و کم رمق بود. سه قرن نخست اسلامی باگسترش نفوذ اسلام، تا عمق اروپا و آفریقا و شرق دور، همراه و همزمان بود. اسلام به عنوان یک عقیده موثر و نجات بخش مطرح شده و جهاد مسلمانان عرصه های تازه ای را بر روی آنان گشوده بود.
2- در این مرحله غرب به تهاجم متقابل نسبت به شرق و اسلام دست زد. روحانیون مسیحی با بسیج سراسری مردم اروپا به سوی شرق و بیت المقدس به حرکت در آمدند. حرکت آنان آنچنان گسترده بود که گویی همه اروپا و غرب به طرف شرق به حرکت در آمده و چون ایمان مذهبی، انگیزه تهاجم بود، این جنگها را جنگهای صلیبی خوانده اند. در سال (1096م/490ه ق)نخستین جنگ صلیبی آغاز شد و 200 سال طول کشید و در این دوره 200 ساله تمام تلاش غرب بر این بود که سیطره و حضور اسلام را بشکند و محدود کند. اما غرب به مقصود خود نرسید و این یورش همه جانبه عقیم ماند.
3- فتح قسطنطنیه در سال 1453 میلادی، توسط سلطان محمد فاتح بود. در این مرحله نوعی فروپاشی شرق از درون آغاز شده بود و غرب، رنسانس و انقلاب صنعتی را پشت سر گذاشته، نظام سیاسی و اجتماعی جدید به سرعت شکل می گرفت و وسیله پیشرفت و ترقی او را فراهم می کرد و پیمانهای متنوع و متعدد در غرب در میان کشورها به امضا رسید.
4- این مرحله دوره تهاجم همه جانبه غرب است، غربی که به صنعت، وسایل جدید جنگی، سازماندهی نوین سیاسی و اجتماعی مسلح شده بود. با تلاش بی وقفه برای شناخت شرق، فرهنگ، تاریخ، تمدن و آداب و رسوم آن، تهاجم خود را سازمان دادند و از جهات گوناگون به شرق یورش آوردند. غرب از یک سو به لحاظ جغرافیایی، شرق را قطعه قطعه کرد و اجازه نداد که شرق به صورت یک سازمان واحد و یا دست کم به صورت کانونهای قدرت فراگیر باقی بماند و از طرف دیگر با ترویج ناسیونالیسم، ملتهای مسلمان را از یکدیگر جدا کرد و دیوارهای جدایی، علاوه بر مرزهای جغرافیایی و نژادی، مرزهای اعتقادی نیز پیدا کرد و فرقه های جدیدی نیز پیدا کرد و فرقه های جدیدی نیز توسط غرب ابداع شد.
در این مرحله، حادثه تعیین کننده، تأسیس دولت اسرائیل و اشغال بیت المقدس است. غربیها با این اقدام خود انتقام شکست صلیبی ها را در فلسطین در سال 1948، از اسلام و شرق گرفتند.
5- در برابر تهاجم غرب، ملتهای مسلمان و متفکران اسلامی، همگی منفعل و گریزان نبودند. سید جمال الدین اسد آبادی، اقبال لاهوری و امام (ره) بیدار گرانی بوده و هستند که مردم را در برابر سلطه غرب آگاه کرده اند. امام (ره) بر اساس این اندیشه و نظر که می توان رو در روی استبداد داخلی و استیلای خارجی با تکیه بر اسلام ایستاد و انقلاب اسلامی را معماری کرد و موفق شد نمونه بارزی از حاکمیت اسلام را نشان دهد. انقلاب اسلامی ایران، حمله اسلام به اسراتژی غرب بود. که به رغم گذشت چندین سال از پیروزی آن، علی رغم توطئه های غرب انقلاب اسلامی از آتش جنگ و فشارهای غرب و محدودیتها، پیروزمندانه و پایدار مانده است. غرب به این نکته رسیده است که این بار با حمله به اسلام به استراتژی شرق حمله کند. کتاب آیات شیطانی حمله به استراتژی شرق بود و فتوای امام (ره) حمله مستقیم به استراتژی غرب. این کتاب در شرایطی مطرح شد که سم مستقیم به استراتژی غرب. این کتاب در شرایطی مطرح شد که سم پاشیها بر روی بنیانهای ایمان و ریشه های اعتقادی مسلمین متمرکز گردیده تا با نفی اصل و پایه مهم، زمینه های نفوذ انقلاب اسلامی و باز یافت هویت اصیل اسلامی - که در جوامع اسلامی رشدی سریع یافته است - مخدوش گردد.
از طرف دیگر جهانخواران به خوبی احساس می کنند که قرن حاضر در التهاب تحول ایدئولوژیک قرار دارد. شکست مارکسیسم، ناتوانی مکاتب مختلف در ارضای فکری نیروهای بالنده و روشنفکران جهان و جنبشهای رهایی بخش مردمی، همچنین سرخوردگی انسان غربی از سایر مکاتب زاییده تفکر اندیشمندان خود همه و همه پی جویی یک اندیشه نوین را برای بشر امروزی مطرح ساخته است.
ظهور پدیده انقلاب اسلامی ایران و طرح اسلام به عنوان مکتبی جامع و مانع می تواند زمام اداره امور جوامع بشری را به عهده گیرد و توانسته است در این میان قدرت خود را برای پر نمودن این خلاء نشان دهد و می رود تا اسلام به یک قدرت عظیم عقیدتی تبدیل شود. از اینروست که غرب و به ویژه دنیای استکبار واکنش گسترده ای در برابر اسلام از خود نشان داده و به همین خاطر است کتاب آیات شیطانی نوشته و منتشر می شود.