فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

رویدادهای بهمن

ورود امام خمینی (ره) به ایران اسلامی: 12 بهمن 1357

جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا
با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.
در این ایام که مصادف با اربعین امام حسین (علیه السلام) و گسترش راهپیمائیها و تعارضات مردمی بود، امام (ره) در پیامی نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمائیها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.
صفوف مصمم انسانهای بپاخاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی " خط مشی آینده انقلاب را ترسیم می نماید.
بدنبال گسترش قیام مردمی، امام (ره) در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت آمریکا و به عنوان یک چهره ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. او مخالفت خود را با بازگشت امام (ره) اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاههای کشور را می دهد. در پی انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها مردم خشمگین، به خیابانها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام (ره) در روز پنج شنبه پنج بهمن پس از آنکه از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود:(203)
من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه فرودگاههای ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاهها، بلافاصله به ایران خواهم رفت و به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آنکه قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه نهضت دعوت می کنم و دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر یم دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.
از امام (ره) سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:
فر وقت که منع برداشته شود و فرودگاهها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوانهای ایران بریزد. ما از این هیچ با یک نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم.
از ایشان سؤال شد: آیا توصیه می کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینی پاسخ دادند:
عجالتا بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم. هر وقت صلاح دیدم این امر را می کنم و به آنها می فهمانم که چه باید بکنند.
از امام (ره) سؤال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند:
باید مطالعه شود.
پرسیده شد: با توجه به اینکه بازگشت شما ممکن است باعث خونریزیهای بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟ امام خمینی فرمودند:
من باید پیش برادرهایم باشم.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است؟ فرمود: ممکن است.
بختیار مدعی می شود که به امام (ره) نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاریهای او برحذر داشتند. در همین زمان رئیس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.

تحصن در دانشگاه تهران

بازماندگان رژیم، بازگشت امام (ره) را به مصلحت خود نمی دانستند، لذا در صدد بر آمدند که مانع از انجام این کار شوند. مسئله مراجعت رهبر در رأس همه مسائل قرار گرفت و اولین خواست اجتماعات و تظاهرات عظیم گردید. مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن علما و روحانیون و مدرسین حوزه ها در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد. اولین اعلامیه ای که روحانیون درباره علت تحصن صادر کردند، به این شرح است:(204)
بسمه تعالی
ملت مسلمان ایران! حکومت غیر قانونی و غاصب شاپور بختیار در بی شرمی و اهانت به حیثیت ملت ایران روی پیشانیان نوکر صفت خود را سفید کرد.
در روز جمعه 6 بهمن در تهران و تبریز و رشت و گرگان و آبادان و سنندج و بعضی شهرستانهای دیگر دست به کشتارهای فجیع و وحشیانه زد و با بستن فرودگاههای کشور بر روی رهبر محبوب ملت، آیه الله العظمی امام خمینی (دام ظله) احساسات پاک مردم شرافتمند ایران را که با قلبی لبریز از عشق و دیدگانی پر از اشک شوق در انتظار مقدم فرخنده رهبر عظیم الشأن خود بود، سخت جریحه دار ساخت و خشم سهمگین ملت ایران را که ریشه او و اربابانش را خواهد سوخت، بیش از پیش برانگیخت. این جانبان به عنوان اعتراض به اعمال ضد انسانی دولت غیر قانونی بختیار از ساعت 9 صبح روز یکشنبه 8 بهمن ماه جاری تا بازگشت آیه الله العظمی امام خمینی (دام ظله) به وطن، به آغوش پر از مهر ملت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن اختیار می کنیم و از این محل مقدس در کنار برادران دانشجوی خود ندای حق طلبانه خود را به گوش جهانیان خواهیم رساند. برقرار باد جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی.
روحانیون متحصن مسجد دانشگاه تهران 29 صفر 1399/8/بهمن/1357
سرانجام این تحصن و دیگر وقایع روزهای بعد، دولت غیر قانونی بختیار را مجبور به گشودن فرودگاهها کرد.