فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

نامه شهید به فرزند خویش

شهید در فروردین 1334، خطاب به فرزندش مهدی، نامه ای می نویسد و او را به فراگیری حقایق قرآنی دعوت می کند:
فرزندم مهدی عزیز:
صفحه دلت باید آئینه ای باشد که حقایق قرآنی در آن منعکس گردیده و از آن به قلوب دیگران رسیده، محیط شما و اجتماع دور و نزدیک شما را منور کند. این قرآن و آن صفحه دل پاک شما.
سلامی برای همیشه از دلم برایت، و محبت خدا و محمد و آلش همیشه در دلت.

رویدادهای بهمن

ورود امام خمینی (ره) به ایران اسلامی: 12 بهمن 1357

جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا
با گسترش قیام مردم و خروج شاه از ایران، شاپور بختیار به عنوان آخرین و تنها امید رژیم پهلوی به عنوان نخست وزیر معرفی و باقی مانده بود.
در این ایام که مصادف با اربعین امام حسین (علیه السلام) و گسترش راهپیمائیها و تعارضات مردمی بود، امام (ره) در پیامی نکات تازه ای را برای هوشیاری مردم یادآور می شوند. همزمان با سایر شهرها، در تهران نیز راهپیمائیها ادامه می یابد و فریاد الله اکبر جمعیت میلیونی لرزه بر اندام آخرین بقایای طاغوت می اندازد.
صفوف مصمم انسانهای بپاخاسته و از جان گذشته با عزمی پولادین می روند تا سرنوشت مملکت خود را به دست بگیرند و همگی خواستار انحلال حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی هستند و با شعار "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی " خط مشی آینده انقلاب را ترسیم می نماید.
بدنبال گسترش قیام مردمی، امام (ره) در پیامی عزم خود را مبنی بر بازگشت به ایران اعلام می دارد. بختیار که با حمایت آمریکا و به عنوان یک چهره ملی قصد مهار انقلاب و خاموش کردن شعله های قیام را دارد، خود را در این امر ناتوان می یابد و می کوشد که با قانونی جلوه دادن دولت خود، قیام مردم را سرکوب نماید. او مخالفت خود را با بازگشت امام (ره) اعلام، و دستور بسته شدن فرودگاههای کشور را می دهد. در پی انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها مردم خشمگین، به خیابانها ریخته و با تحصن و شعارهای کوبنده دولت بختیار را مخاطب قرار می دهند. امام (ره) در روز پنج شنبه پنج بهمن پس از آنکه از بازگشت ایشان به ایران جلوگیری شد، ضمن مصاحبه ای فرمود:(203)
من از ایرانیانی که با من همراهی کرده اند متشکرم. من می خواستم فردا را در میان ملت باشم و هر رنجی که آنها می برند من هم با آنها باشم. لکن دولت خائن از این امر مانع شده و همه فرودگاههای ایران را بست. من پس از باز شدن فرودگاهها، بلافاصله به ایران خواهم رفت و به او خواهم فهماند که شما غاصب هستید و خائن به ملت ما، و ملت ما دیگر تحمل شما نوکرهای خارجی را نخواهد کرد. باری اینها باید بدانند که وقت آنکه قلدری بکنند گذشت. من ملت ایران را به ادامه نهضت دعوت می کنم و دعوت می کنم تا این قلدرها را بر جای خودشان بنشانند، لکن آرامش را از دست ندهند. من از همه ملت ایران تشکر می کنم و در اولین فرصت پیش مردمم به ایران خواهم رفت تا با آنها یا کشته شوم و یا حقوق ملت را بگیرم که به ملت برگردانم. خداوند همه شما را توفیق بدهد، ملت ایران باید بداند که این شخص که متکفل حکومت شده است، به ایل خودش خیانت می کند. آن ایلی که پشتوانه ایران بودند و رضاشاه آنها را از پای در آورد. این شخص به ایل خودش، به ملت خودش خیانت می کند. باید ایل بختیاری بداند که این اشخاص را که به آنها خیانت می کنند از جلو راه ملت بردارند. باید ارتش بداند که اینها خیانتکارند و به آنها کمک نکنند. باید همه ایران بدانند که توطئه ای در کار است. از این توطئه باید جلوگیری شود. این آخرین قدمی است که این خائنین بر یم دارند و ما ان شاء الله این قدم را هم می شکنیم و پیش شما می آییم و آنها را به جای خودشان خواهیم نشاند.
از امام (ره) سؤال شد: چه وقت تصور می کنید که خواهید توانست به ایران بروید؟ فرمود:
فر وقت که منع برداشته شود و فرودگاهها باز شود من به ایران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بریزد، در پیش رفقای خودم و همراه جوانهای ایران بریزد. ما از این هیچ با یک نداریم و سرافرازی اسلام و ایران را می خواهیم.
از ایشان سؤال شد: آیا توصیه می کنید که مردم با برداشتن سلاح فرودگاه را برای بازگشت شما باز کنند؟ امام خمینی پاسخ دادند:
عجالتا بنا ندارم که امر به برداشتن سلاح بکنم. هر وقت صلاح دیدم این امر را می کنم و به آنها می فهمانم که چه باید بکنند.
از امام (ره) سؤال شد: ممکن است به یک فرودگاه کشور نزدیک ایران بروید و از آنجا عازم ایران شوید؟ ایشان پاسخ دادند:
باید مطالعه شود.
پرسیده شد: با توجه به اینکه بازگشت شما ممکن است باعث خونریزیهای بیشتر شود، آیا باز هم اصرار به بازگشت خواهید داشت؟ امام خمینی فرمودند:
من باید پیش برادرهایم باشم.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا این آغاز یک جهاد جدید است؟ فرمود: ممکن است.
بختیار مدعی می شود که به امام (ره) نزدیک شده و قرار ملاقات با ایشان دارد. امام بلافاصله ادعای وی را تکذیب و عموم را از فریبکاریهای او برحذر داشتند. در همین زمان رئیس شورای سلطنت در پاریس ضمن استعفا اعلام کرد که شورای سلطنت غیر قانونی است.