فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

تشکیل شورای انقلاب به فرمان امام خمینی (ره): 22 دی 1357

با اوج گیری نهضت اسلامی در سال 1357، اندیشه طرح تشکلی به نام شورای انقلاب در میان روحانیون معتمد امام (ره) پدید آمد، که در سفر شهید مطهری به پاریس، این طرح با ایشان در میان گذارده شد.
آیه الله هاشمی رفسنجانی در این باره چنین نوشته است:(186) ... آقای مطهری در مراجعت از سفر پاریس، دستور رهبر عظیم الشأن انقلاب را مبنی بر تشکیل شورای انقلاب آوردند. حضرت امام آقایان شهید مطهری، شهید بهشتی و موسوی اردبیلی و شهید باهنر و این جانب هاشمی رفسنجانی را به عنوان هسته اول شورای انقلاب تعیین و اجازه داده بودند که افراد دیگر با اتفاق نظر این پنج نفر اضافه شوند و در جلسات ابتدایی تصمیم بر این شد که حتی الامکان ترکیب شورا از اعضای روحانی و غیر روحانی به نسبت مساوی و نزدیک به هم باشد. ترتیب انتخاب اعضای دیگر و تکمیل شورا تا آنجا که حافظه یاری می کند و با استمداد از حافظه دیگران چنین بود: پیش از پیروزی انقلاب، آقایان سید محمود طالقانی، سید علی خامنه ای [مقام معظم رهبری ]،[ محمد رضا] مهدوی کنی، احمد صدر حاج سید جوادی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس مصطفی کتیرایی، سرلشکر ولی الله قرنی، سرتیپ علی اصغر مسعودی، به اتفاق آرا به عضویت انتخاب شدند.
پس از پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت، آقایان بازرگانی و سحابی و کتیرایی و حاج سید جوادی و قرنی به دولت و ارتش منتقل شدند و به جای آنها آقایان دکتر حسین حبیبی، مهندس عزت الله سحابی، دکتر عباس شیبانی، ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده انتخاب گردیدند و در مرحله بعد پس از شهادت استاد مطهری، آقایان مهندس میر حسین موسوی، احمد جلالی و دکتر حبیب الله پیمان انتخاب شدند و آقای مسعودی به کار اجرایی رفت...
نقش استاد مطهری به عنوان رابط امام (ره) و شورای انقلاب، چشمگیر بود.
هاشمی رفسنجانی در این باره چنین گفته است:(187) طبعاً، چون امام حرفها را برای ایشان زده بودند، مرجع برای ما ایشان بودند. بیشتر نص امام را از ایشان بایست می شنیدیم... ایشان بیشتر از ما مسائل فکری برایشان مطرح بود تا عملی، و در گذشته هم این طوری بود. در شورای انقلاب هم این طوری بود. خیلی مواظب بود که خطوط انحرافی فکری که آن روز در جامعه ما وجود داشت و سر و صدا هم زیاد داشت، اینها در شورای انقلاب راه پیدا نکنند.
ترتیب خاصی که برای گفت و گو با افراد برای عضویت در شورای انقلاب در نظر گرفته شده بود، با مسئولیت شهید مطهری به انجام رسید.
به گفته مرحوم مهندس مهدی بازرگان:(188) ... روی لیستی که انتخاب کرده بودند، آن افراد را قبلاً بخواهند و با تک تک آنها صحبت کنند و بدون اینکه نام دیگران را ببرند، آمادگی آنها را برای شرکت و فعالیت در این شورای انقلاب پرسش بکنند. مرحوم مطهری این کار را که کرد. بعد به ایشان [امام ]گزارشی داد و بعد ایشان هم - گمان می کنم که باز به وسیله خود آقای مطهری - به همه ما ابلاغ کردند که این افراد انتخاب شدند و می توانید کار بکنید.
شهید مظلوم بهشتی در این باره، چنین اضهار کرده است:(189)
... افراد را امام تعیین می کردند، به این معنی که اول امام به یک گروه 5 نفری از روحانیت مسؤولیت دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره آینده مملکت تلاش کنند. این عده عبارت بودند از آیه الله مطهری، هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و خود بنده. بعد با آقای مهدوی کنی صحبت کردیم و به امام اطلاع دادیم و ایشان هم شرکت نمودند. بدین ترتیب هسته شورای انقلاب یک گروه شش نفری شد شد. بعدها آیه الله طالقانی و [آیه الله ]خامه ای نیز از روحانیون اضافه شدند... بتدریج آقای مهندس بازرگان، دکتر سحابی و عده ای دیگر از شخصیتها را که امام نیز قبلاً می شناختند و با آنها در پاریس دیدار داشتند - قرار بود روی آنها مطالعه کنیم و نظر نهایی مان را بدهیم - آنها را با نظر نهایی مان به امام در پاریس معرفی کردیم و امام نیز تأیید نمودند.
شورای انقلاب که بنیاد آن در آذر ماه 1357، شکل گرفته بود، بزودی به عنوان اساسی ترین ارکان قدرت سیاسی و اجرایی امام (ره) و یکی از نهادهای منتسب و مورد تأیید ایشان آغاز به کار کرد.
در پیام سیاسی بسیار مهم امام (ره) در 22 دی 1357، تشکیل شورای انقلاب اعلام شد. در قسمتی از این پیام آمده است:(190)
به موجب حق شرعی و براساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضای این شورا در اولین فرصت مناسب معرفی خواهند شد. این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصی شده است، از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد.
بدیهی است که مسؤولیتهای شورای انقلاب، عمده ترین مسؤولیتهای رهبری انقلاب در داخل کشور محسوب می شد. شورا در آغاز، هفته ای یک بار و سپس دو بار، بطور مخفی در منازل افراد تشکیل جلسه می داد. تصمیمات اتخاذ شده در این جلسات بلافاصله با امام (ره) در میان گذاشته می شد و پس از کسب تکلیف، به مرحله اجرا در می آید. از اقدامات مهم شورای انقلاب، مذاکره با مقامات نظامی نیروهای مسلح، دیدارهای دیپلماتیک، ترتیب دادن مسافرت بختیار به پاریس برای ملاقات با امام (ره)، مأموریت راه اندازی نفت و انتخاب رئیس دولت موقت بود.
اساساً علل و انگیزه های بسیاری در تمایل به تشکیل شورای انقلاب دخیل بود. آن روزها گرایش به شورا شدید بود. رهبران و مبارزان با توجه به تصوری که از استبداد و حکومت فردی داشتند، مایل به تکرار آن تجربه ها نبودند. به همین دلیل به طور طبیعی باید شورای انقلاب تشکیل می شد. از این رو شورای انقلاب به عنوان طبیعی ترین شکل مدیریت در بدو انقلاب بطور خودجوش مطرح و پذیرفته شد و همه تصمیمها از آنجا هدایت می شد و برای بعضی کارها کمیته هایی فعالیت داشت که مهمترین آنها، کمیته سوخت و کمیته اعتصابات بود.

فعالیتهای شورای انقلاب پس از پیروزی

از اولین روزهای ورود امام خمینی (ره) بحثهای مهمی از قبیل تشکیل دولت، تشکیل مجلس، ایجاد مجلس مؤسسان [خبرگان ] و تغییر قانون اساسی در این شورا مطرح شد.
در آستانه پیروزی در اولین گام، شورا، مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت پیشنهاد و امام (ره) نیز طی حکومی ایشان را به عنوان رئیس دولت موقت منصوب کردند. بعد از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357، شورای انقلاب و دولت موقت تحت لوای رهبری امام (ره) و مشروعیت حاصله از حمایتهای مردمی، زمام امور را به دست گرفتند. دومین تصمیم مهم شورای انقلاب، تصویب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 1357، بنا به فرمان امام (ره) به حجه الاسلام لاهوتی تشکیل شده بود و مأموریت حفظ انقلاب و دستاوردهای آن را در برابر حملات ضد انقلاب بر عهده داشت، با تصویب شورای انقلاب رسمیت پیدا کرد و جزء نهادهای اصلی انقلاب شد.
شورای انقلاب، ملی شدن بانکها سامان بخشیدن به محاکمات دادگاههای انقلاب، برگزاری همه پرسی در رابطه با نظام جمهوری اسلامی، بررسی پیش نویس قانون اساسی و انتشار آن در جراید، تصویب قانون شوراهای محلی، تصویب ملی شدن صنایع بزرگ، تصویب آیین نامه مجلس خبرگان و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی و... را انجام داد. بدیهی است که شورا، مافوق دولت بود و خطوط کلی و راهبردی با تمهیدات و تصمیمات اعضای آن اتخاذ می گردید. در چنین شرایط و با چنین ساختاری، شورای انقلاب علاوه بر حفظ مجموعه نظام و جهت دادن به جامعه، با مشکلات بسیاری روبرو بود که این امر منجر به ادغام شورای انقلاب و دولت موقت در یکدیگر شد.
پیش از تسخیر لانه جاسوسی، حادثه مهم دیگری روی داد، آیه الله طالقانی، چهره محبوب مردمی و دومین رئیس شورای انقلاب در 19 شهریور همان سال درگذشت و شورای انقلاب با صدور اعلامیه ای در همین روز، "فاجعه بزرگ و دردناک فقدان جبران ناپذیر رئیس شورای انقلاب" را به امام (ره) و ملت عزادار تسلیت گفت. این نخستین بار بود که رسماً موضوع ریاست آیه الله طالقانی بر شورا مطرح می شد.(191)
به دنبال تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358، دولت بازرگان فردای آن روز استعفای خود را تسلیم امام (ره) کرد. شورای انقلاب بیانیه مهمی خطاب به ملت صادر کرد و یادآور شد که مصمم است در فرصت محدودی، برگزاری همه پرسی درباره قانون اساسی، انتخابات مجلس شورای ملی و ریاست جمهوری و... را به انجام برساند. متعاقب این بیانیه اعلام شد که شورا ترکیب تازه ای خواهد داشت. اعضای جدید در جلسه شورای انقلاب انتخاب شدند و به پیشنهاد آیه الله بهشتی، میان اعضا بدین ترتیب تقسیم کار شد:
خامنه ای - دفاع و پاسداران، هاشمی رفسنجانی - وزارت کشور، باهنر - آموزش و پرورش، مهدوی کنی - کمیته و دادگستری، بهشتی - جهاد سازندگی، بنی صدر - وزارت امور خارجه، معین فر - نفت، حبیبی - آموزش عالی، عزت الله سحابی - برنامه و بودجه، ارشاد ملی، قدوسی - دادگاه انقلاب.
این افراد فعالیتهای خود را آغاز کرده و در مدت اندکی نسبتاً موفق شدند بر خلأ سیاسی موجود فایق آیند.
همه پرسی قانون اساسی در 12 آذر 1358، و متعاقب آن انتخابات ریاست جمهوری در بهمن 1358، برگزار و بنی صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب گردید. بعد از انتخاب بنی صدر، وی حملات شدیدی را علیه شورای انقلاب آغاز کرد. این اختلاف تا تشکیل مجلس شورای اسلامی در 7 خرداد 1359 و تحویل وظایف شورای انقلاب به مجلس ادامه داشت. با شروع کار مجلس و شورای نگهبان و دیگر نهادها، مسؤولیت و ضرورت وجودی شورای انقلاب به پایان رسید. لذا در 12 تیر 1359، آیه الله بهشتی اعلام کرد: مسؤولیت شورای انقلاب دو هفته دیگر پایان می یابد. (192) سپس آخرین جلسه شورا به ریاست مهندس بازرگان در پنج شنبه 26 تیر 1359 برگزار شد و جراید نوشتند:(193) به دنبال تکمیل اعضا و حقوقدانهای شورای نگهبان و رفع موانع کار مجلس و تصویب اعتبارنامه ها، پایان کار شورای انقلاب اعلام شد.
دکتر حسن حبیبی سخنگوی شورای انقلاب، در آخرین گفت و گوی خود درباره شورای انقلاب، وضعیت آن را بطور خلاصه چنین تشریح کرد:(194)
امروز با رسمیت یافتن مجلس شورای اسلامی و کامل شدن اعضای شورای نگهبان قانون اساسی، کار شورای انقلاب که تاکنون وظیفه قانونگذاری را بر عهده داشت، نیز به پایان رسید.
آخرین اعضای شورا عبارت بودند از: آیه الله بهشتی، آیه الله خامنه ای، آیه الله موسوی اردبیلی، دکتر محمد جواد باهنر، آیه الله هاشمی رفسنجانی، دکتر حسن حبیبی، دکتر عباس شیبانی، مهندس مهدی بازرگان، مهندس عزت الله سحابی، صادق قطب زاده، مهندس علی اکبر معین فر، ابوالحسن بنی صدر.

فرار شاه از ایران 26 دی 1357

با روشن شدن جرقه های اولیه انقلاب و فشار نیروهای مخالف رژیم و هماهنگی قیامهای مردمی به رهبری امام خمینی (ره) و کشتار 17 شهریور و برگزاری مراسم چهلم های مختلف شهدا در شهرهای تهران، تبریز، اصفهان و مشهد و اعتصاب کارگران شرکت ملی نفت و از همه مهمتر چاپ اعلامیه توهین آمیز احمد رشیدی مطلق که در آن مطالبی را علیه امام (ره) کرده بود، کنترل امنیت کشور از دست نیروهای رژیم و حتی حکومت نظامی خارج و موجب شد که در زمان کوتاهی پایه های اقتدار رژیم 2500 ساله شاهنشاهی سست شده و منجر به فرار شخص اول مملکت گردد.
در آن تاریخ همه ناظران سیاسی متفق القول بودند که حل بحران، یا ادامه حضور شاه امکان پذیر نیست و رهبر انقلاب اسلامی، به هیچ عنوان حضور شاه و رژیم سلطنتی را تحمل نخواهد کرد. شاه نیز به این موضوع واقف بود. وی پس از عدم موفقیت دولت نظامی از هاری در برقراری نظم و آرامش و رفع اعتصابها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، راه دیگری جز خروج از کشور را نداشت. تشریفات مربوط به خروج شاه خصوصی و غیر رسمی بود. مشایعت کنندگان، نخست وزیر، روسای مجلسین، وزیر دربار، رئیس ستاد ارتش و گروهی از مقامات وابسته به دربار بودند. فرودگاه مهرآباد در محاصره یگانهای گارد شاهنشاهی بود. مقارن ساعت یازده و نیم صبح، شاه و همسرش، با یک هلیکوپتر وارد فرودگاه شدند.
شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت:(195) مدتی است احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمناً گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز می شود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک می کنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی که پس از رأی سنا داده شد، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود.
در مورد مدت سفر گفت: این سفر بستگی به حالت من دارد و در حال حاضر دقیقاً نمی توانم آن را تعیین کنم.
مقارن ساعت نیم بعد از ظهر، شاه و همسرش پس از تودیع با هواپیمای بوئینگ 727 اختصاصی تهران را به مقصد مصر ترک کرد.
زمینه انقلابی که در سال 1357، به رژیم سرطنتی در ایران پایان بخشید، از سالها قبل در اوج قدرت شاه فراهم می شد. بعضی از تحلیلگران خارجی سال 1975، یعنی اواخر سال 1353 و 9 ماهه اول سال 1354، را نقطه آغاز افول قدرت شاه در ایران می دانند. وقایعی که در این سال رخ داد، همه از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حکایت می کرد. در آمد نفت بعد از چهار برابر شدن آن در سالهای 1973 تا 1974 به مرز سالانه 20 میلیارد دلار رسیده بود که با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار می آمد. شاه با اعلام یک سیستم تک حزبی در اسفند 1353، حکومت مطلقه خود را بر کشور تثبیت کرده بود، آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو کشور که بر اساس بیانیه الجزایر تنظیم شده بود، به نگرانیهای ایران از مرزهای غربی خود خاتمه داد، روابط ایران با همه کشورها اعم از شرق و غرب توسعه یافت و سیل سران و دولتمردان خارجی، برای بهره گرفتن از خوان نعمتی که بر اثر افزایش ناگهانی در آمد نفت در ایران گسترده شده بود، به ایران سرازیر شد. در این میان برگزار کنندگان جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی، به فکر راه انداختن جشنهای تازه ای افتادند. این بار پنجاهمین سال سلطنت خاندان پهلوی را در آبان 1354، بهانه ای برای ریخت و پاشهای تاز قرار گرفت. اسد الله علم یکی از معاونین خود، دکتر باهری را که سوابق توده ای داشت برای سرپرستی برنامه های تبلیغاتی این جشنها برگزید و دهها کتاب در وصف خاندان پهلوی که هر یک با مقدمه ای با امضای علم آغاز می شد، انتشار یافت.
در فوریه سال 1976، یعنی در زمان حکومت فورد و بازده ماه قبل از آنکه کارتر وارد کاخ سفید بشود، یک هیئت تحقیقاتی از طرف سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، به سرپرستی "ارنست اونی" گزارشی درباره خاندان سلطنتی و ساختار حکومت در ایران تهیه کرد که در تیراژ محدودی در مجموعه نشریات محرمانه سیا چاپ و بین مقامات سیا و بعضی مقامهای بالای آمریکا توزیع گردید.(196) در این گزارش، خانواده سلطنتی ایران کانون عناصر فساد و هرزه و شهو تران معرفی شده و بیش از همه به شرح احوال اشرف پهلوی به عنوان با نفوذترین و در عین حال فاسدترین اعضای خانواده پرداخته است. گزارشگر سیا در تشریخ شخصیت شاه، او را زمامداری خودکامه خوانده که بجز افراد خانواده خود، فقط با ده، دوازده نفر، که رأس آنها امیر اسد الله اعلم وزیر دربارش قرار دارد، محشور است و در این مورد اضافه می کند فقط از این عده اطلاعاتی را کسب می کند. او با کسی مشورت نمی نماید و دیگران فقط مجری تصمیمات او هستند. گزارش سیا درباره ساختار حکومت در ایران هم بر این اصل تکیه می کند که ایران عملاً تیول چهل خانواده است که مقامات دولتی و تجارت را تحت کنترل خود دارند و بعد از آنها 150 تا 160 خانواده دیگر هم هستند که در درجه دوم اهمیت قرار گرفته اند و رده دوم مقامات سیاسی و فعالیتهای بازرگانی کشور را اشغال می کنند. مجموع این خانواده ها که 200 خانواده می شوند، جایگزین قدرت و نفوذ 1000 فامیلی شده اند که آمریکاییها در گذشته از آن بعنوان خانواده حاکم بر ایران نام می بردند. گزارش سیا در تشریح نهادهای سیاسی در ایران می نوسید: دولت و پارلمان در ایران فاقد اختیار و قدرت نهادهای مشابه در حکومت دموکراسی هستند و عملاً جز صحنه نهادن بر تصمیمات شاه و اجرای آن نقشی ایفا نمی کنند.
شاه بعد از روی کار آمدن کارتر در سال 1977، در صدد جلب رضایت آمریکاییها بر آمد. نخست دولت سیزده ساله هویدا را تغییر داد و جمشید آموزگار دولتمرد تحصیل کرده آمریکا را به صدارت گماشت و برای تأمین خواسته های آمریکاییها راهی آن کشور شد. تظاهرات انبوه مخالفان هنگام ورود او به کاخ سفید که موجب پرتاب گاز اشک آور از طرف پلیس و اشک ریختن کارتر و مهمانانش شد، آغاز ناخوشی برای این سفر بود. اما شاه در همان دیدار نخستین با رئیس جمهور جدید آمریکا سر تسلیم فرود آورد و متعهد شد از افزایش قیمت نفت جلوگیری به عمل آورد. در این مذاکرات، شاه جای هیچ گله و شکایتی برای آمریکاییها باقی نگذاشت، بطوری که در بازگشت اعتماد به نفس خود را باز یافته و بار دیگر با خیال راحت بر اریکه سلطنت تکیه زده بود. ولی مشکلات اقتصادی و نابسامانیهای ناشی از ریخت و پاشهای گذشته از یک طرف و تشدید مخالفتها با حکومت خودکامه و مفاسد و مشکلات ناشی از آن، بتدریج روند نهضتی را در جامعه شدت بخشید که مهار آن روز به روز دشوارتر می شد. آموزگار در کار خود فروماند از سوی دیگر، هویدا نخست وزیر سابق که به جای علم به وزارت دربار منصوب شده بود، از هیچ گونه کارشکنی در کار دولت فروگذار نمی کرد. هویدا سرانجام با ترتیب دادن انتشار مقاله توهین آمیز نسبت به امام خمینی (ره) در روزنامه اطلاعات در 17 دی 1356، کاری ترین زهر خود را به حکومت آموزگار ریخت. مقاله کذایی به ابتکار هویدا در دربار تهیه شد و شاه بر انتشار این مقاله صحه گذاشت و حتی لحن آن را تندتر کرد. مقاله از کابینه آموزگار، بدون اینکه نخست وزیر از محتوای آن اطلاع داشته باشد به روزنامه اطلاعات فرستاده شد. سرانجام دولت آموزگار از کار برکنار و شاه شریف امامی را که مهره انگلیسیها بود روی کار آورد تا شاید بتواند در کنار حمایت آمریکا، رضایت انگلستان را نیز جلب نماید. انتخاب شریف امامی به نخست وزیری هم هیچ یک از انتظارات شاه را بر نیاورد. عقب گرد ناگهانی رژیم در برابر مخالفان و آزادی مطبوعات، به گسترش فعالیتهای مخالف رژیم انجامید. اقدام شتابزده رژیم در برقراری حکومت نظامی، فاجعه 17 شهریور میدان ژاله (شهدا) را آفرید. انعکاس جهانی این فاجعه رژیم را از اجرای مقررات حکومت نظامی باز داشت و تظاهرات و اعتصابات تازه ای را به دنبال آورد.
تیر اندازی به سوی دانشجویان و دانش آموزان در روز 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و کشته و زخمی شدن تعدادی از آنها، تظاهرات بی سابقه 14 آبان را در تهران به دنبال داشت. شاه همان روز با هلیکوپتر بر فراز شهر پرواز کرد و پس از مشاهده شعله های آتش که از صدها نقطه شهر زبانه می کشید، به کاخ نیاوران بازگشت و سفیران آمریکا و انگلیس را نزد خود فرا خواند تا تصمیم خود را به تشکیل یک دولت نظامی به آنها ابلاغ کند. سفیر آمریکا پس از استماع سخنان شاه گفت که چون قبلاً پیش بینی اتخاذ چنین تصمیمی را از طرف شاه می کرده، در این مورد نظر وزارت خارجه آمریکا را استفسار کرده و واشنگتن موافقت خود را با استقرار یک دولت نظامی اعلام داشته است. سفیر انگلیس نیز گفت: دولت انگلستان آنچه را که اعلی حضرت به مصلحت کشور خود تشخیص دهند، تأیید می کند. شاه پس از این ملاقات حکم نخست وزیری ارتشبد ازهاری را امضا کرد و فردای آن روز ضمن اعلام تشکیل دولت نظامی گفت که صدای انقلاب ملت را شنیده و قول می دهد که اشتباهات گذشته جبران شود.
دولت نظامی در همان چند روز اول ناتوانی خود را در اداره امور کشور نشان داد و موج تظاهرات و اعتصابات بعد از چند روز وقفه از سرگرفته شد. حکومت نظامی هم عملاً کارآیی خود را از دست داده بود، زیرا مقررات حکومت نظامی در مورد منع اجتماعات اجرا نمی شد. حکومت نظامی در زمان دولت ازهاری بویژه در مورد مطبوعات سختگیری کرد، ولی نویسندگان مطبوعات زیر بار سانسور نرفته و دست به اعتصاب زدند و مردم بیش از پیش برای آگاهی از آنچه در کشورشان می گذشت به رادیوهای بیگانه روی آوردند. گسترش موج اعتصابات در سراسر کشور، بخصوص صنعت نفت، مملکت را به حال فلج کامل در آورد و در آمد ارزی کشور به صفر رسید. شاه برای خروج از بن بستی که در آن گرفتار شده بود به رهبران جبهه ملی روی آورد و قبل از همه دکتر صدیقی را برای تصدی مقام نخست وزیری در نظر گرفت. دکتر صدیقی پس از یک هفته مطالعه و مشورت، از قبول پیشنهاد شاه خودداری کرد. شاه از شاپور بختیار برای تشکیل دولت دعوت کرد. بختیار این پیشنهاد را به شرط گرفتن اختیارات کامل و خروج شاه از کشور بعد از رأی اعتماد مجلسین به دولت پذیرفت. شاه که دیگر هیچ امیدی برایش باقی نمانده بود، تمام این شرایط را پذیرفت.
در آخرین روزها فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد. معلوم نیست نقشه فرح برای اداره امور کشور در غیاب شاه چه بود، ولی قدر مسلم این است که در آن شرایط بحرانی فرح نیز کاری از پیش نمی برد. سرانجام شاه روز 26 دی 1357، پس از سالها ظلم و جنایت در حق مردم مسلمان ایران، فرار را بر قرار ترجیح داد. از اعضای خانواده سلطنتی تنها فرح در ایران مانده بود که همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابانها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفت و رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد و طومار عمر رژیم سرتاسر ظلم و جور 2500 ساله شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، در هم پیچیده شد.