فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

عملیات کربلای 5: نبرد شرق بصره: 19 دی 1365

امروز طرحهای عملیاتی سپاه در والفجر 8، در کربلای 5، در عملیاتهای مهم میدان جنگ در طول چند سال، درسهایی قابل استفاده برای همه دانشگاههای جنگ است.
کسانی که اهل دانش نظامی هستند، می دانند یکی از دشوارترین و غیر قابل دسترس ترین تاکتیکهای نظامی و جنگی، عبور از رودخانه است، آن وقت عبور از رودخانه، در والفجر 8، آن هم رودخانه اروند، اعجاب انگیز است. در هیچ دانشگاهی هم این را نخوانده بودند. اما امروز کاری که آنها کردند، در دانشگاهها می تواند تدریس شود. با (عملیات) کربلای 5 و انهدام دژهای تسخیرناپذیر عراق که به وسیله شورویهای آن روز به وجود آمده بود و یک تاکتیک غیر قابل ضربه و ضد ضربه بود، می گفتند اصلاً ضد تدبیر ندارد، به هیچ تدبیری نمی شود آن را از بین برد، تاکتیکی است که ضد تاکتیک ندارد، واقعش هم، همین جور بود. اگر ابتکار نظامی برخاسته از شور ایمان و فداکاری بچه ها نبود، همین جور بود، قابل دسترس نبود...(176)
مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای

بررسی اوضاع سیاسی - نظامی از والفجر 8 تا کربلای 4

بهره گیری از اثرات مهم فتح فاو و پیش بینی احتمالی افزایش فشار به ایران و عدم تأمین حقوق ایران بوسیله عراق و حامیانش موجب شد از اوایل 1365، سلسله تلاشهای وسیعی به منظور طرح ریزی و آماده سازی عملیات "سرنوشت ساز" به عمل آید.
بر اساس چنین تحلیلی، سیاست تبلیغاتی کشور بر روی بسیج نیرو و امکانات برای اجرای عملیات سرنوشت ساز متمرکز شد.
در آبان 1365، در حالی که ایران تحت فشار همه جانبه ای قرار گرفته بود، افشای ماجرای مک فارلین(177) به عنوان مهمترین تلاش سیاسی پنهان آمریکا برای برقراری رابطه با ایران و به دست گیری ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق، اوضاع سیاسی - نظامی جنگ را در موقعیت جدیدی قرار داد.
برداشت عراق از اهداف و نتایج نهایی تلاشهای آمریکا و احتمال قربانی شدن صدام، به واکنش شدید رژیم عراق در برابر آمریکا و گرایش بیشتر به سوی شوروی (سابق) منجر شد. به این ترتیب ایران در آستانه عملیات کربلای 4 در شرایط دشواری قرار گرفت. افشای ماجرای مک فارلین که باعث ایجاد طوفان سیاسی در ماورای ایران شده بود، ضمن آن که حملات هوایی عراق را در پی داشت، بر روند تلاشهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای کسب موقعیت برتر نیز، تأثیر گذاشت. در چنین اوضاعی موقعیت شوروی (سابق)، بویژه با گرایش عراق به سمت آن، بهبود یافت. در واقع شوروی از اهرم قابل ملاحظه ای برای تأثیر گذاری بر روند جنگ برخوردار شد. متقابلاً آمریکا، در نتیجه تشتت حاصله در سیاست خارجی خود که از پی آمدهای افشای ماجرای مک فارلین بود، به همان میزان از تأثیرگذاری بر روند جنگ ناتوان شد و ناچار بیش از پیش به حمایت از عراق روی آورد.
بنابراین آمریکا و شوروی (سابق) عملاً به حمایت از عراق، ایران را تحت فشار مشترک قرار دادند. عراق نیز می کوشید با استفاده از حمله هایی، ایران را در موقعیتی قرار دهد که هر چه سریعتر از ادامه جنگ دست کشیده و از تنبیه متجاوز انصراف حاصل کند.
در سوم دی 1365، عملیات بسیار پیچیده و سخت کربلای 4، با هدف نهایی تصرف شهر ابو الخصیب واقع در جنوب اروندرود و حومه بصره آغاز شد.
موفقیت عملیات کربلای 4، به تاکتیک ویژه ای بستگی داشت که محور طرح ریزی عملیات را تشکیل می داد و هرگونه خلل در اجرای این تاکتیک، اصل عملیات را با ابهام روبرو می کرد. با شروع عملیات کربلای 4، مشخص گردید که تاکتیک ویژه عملیات لو رفته است و ناگزیر دستور توقف عملیات صادر شد. نتیجه عملیات کربلای 4، به شکل نامطلوبی موقعیت برتر ایران را تحت تأثیر قرار داد و شرایط بحرانی ایجاد کرد.
عراق تحت شرایط جدید در صدد حمله به فاو و باز پس گیری آن بر آمده تا اوضاع سیاسی - نظامی را به نفع خود تغییر دهد. حفظ برتری سیاسی - نظامی جنگ، مقابله با هرگونه رکود در جبهه های نبرد ایجاب می کرد که عملیات نظامی با هدف کسب پیروزی ادامه یابد.

اهمیت منطقه عمومی شرق بصره و استحکامات دشمن(178)

هنگام انتخاب منطقه عملیات کربلای 5، آنچه اوضاع را پیچیده تر می کرد، این بود که:
1- تنها انجام یک عملیات نمی توانست مؤثر باشد.
2- بعلاوه عملیات باید با پیروزی توأم باشد.
3- همچنین سرعت عمل نیز نقش تعیین کننده ای در این عملیات داشت. منطقه عمومی شرق بصره نظر به اهمیت سیاسی و نظامی آن، همواره جایگاه قابل ملاحظه ای در اندیشه طراحان نظامی داشت، و از این رو عملیات رمضان با هدف دستیابی به منطقه شرق بصره طرح ریزی و اجرا شد.
دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخت و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند.
اولین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانک احداث شده بود. این دژ، دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه بر خوردار می کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید. در پشت مواضع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک می توانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.
دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیلبندی بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر که دارای موضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود، این سیلبند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت.
سومین خط دشمن، خاکریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانک که در جلوی آن کانال متروکه ای به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود.
چهارمین رده دشمن در پشت نهر دو عیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی، که بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود.
پنجمین رده دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرار گاههای دشمن، خصوصاً قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر 11)، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجی، مرکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی در آورده بود که از استحکامات بسیار پیچیده ای برخوردار بود.