فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد سوم)

علی بری دیزجی , محمد رضا مطیعان , مجید ترکاشوند

قیام خونین مردم قم: 19 دی 1356

رحلت مرموز آیه الله مصطفی خمینی فرزند امام (ره) در آبان 1356، شتاب خاصی به حرکت انقلاب اسلامی بخشید که می توان موج برخاسته از آن را به عنوان آغاز قیام عمومی مردم دانست. مجالس یادبود متعددی در سرتاسر کشور برگزار و در پی هر کی از این مجالس، تظاهرات گسترده ای علیه رژیم شاه به راه افتاد و بار دیگر امام (ره) به عنوان رهبر حرکت اسلامی در جامعه مطرح گردید. از این رو دستگاه حاکم و بویژه شخص شاه بر آن شد تا با توهین به ساحت امام (ره) چهره ایشان را در انظار عمومی مشوه سازد و با نوشتن مقاله ای با صراحت به آن بزرگوار توهین نماید.
در اواسط دی 1356، که پاکت ممهور به مهر دربار از دفتر هویدا وزیر دربار شاه خارج می شد، کسی از کارگزاران رژیم گمان نمی برد که این نامه مانند آتش به دامن رژیم شاه بیفتد و آن را برای همیشه در این کشور بسوزاند. پیک دربار نامه را به داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی داد و او نیز نامه را جهت انتشار به روزنامه اطلاعات داد. مسعودی صاحب امتیاز روزنامه پس از با خبر شدن از مفاد مقاله، آن را برای آینده روزنامه خطرناک یافت و نگران واکنش علما و روحانیون شد. اما در تماسهایی که با وزیر اطلاعات و جهانگردی و نخست وزیر (آموزگار) گرفت، دریافت که برخی از مفاد تند و تحریک آمیز آن به خواست شاه در مقاله گنجانده شده است.
شاه دستور نگارش "ایران و استعمار سرخ و سیاه" را در حالی داده بود که پیش از آن، مضامینش را در گفت و گو با خبرنگار یک مجله آمریکایی بیان کرده بود. اما گزارشی از عراق در این باره که آیه الله خمینی در رساله عملیه خود سلطنت را غیر شرعی اعلام کرده و این نظر در چاپ جدیدی از توضیح المسائل ایشان منتشر شده است. خشم شاه را به آن حد برانگیخت که دستور نگارش این مقاله را داد.
در این مقاله - که نویسنده آن "احمد رشیدی مطلق" ذکر شده بود - بطور صریح بی حجابی را فضیلت دانسته و حجاب، کهنه پرستی و ارتجاع سیاه معرفی و به ساخت مرجع عالم تشیع، امام خمینی (ره) اهانت کرده و قیام پانزده خرداد 1342، توطئه استعمار سرخ و سیاه معرفی شده بود.
با پخش سراسری روزنامه اطلاعات و رسیدن آن به شهر قم، اولین واکنشها آغاز شد. طلاب جوان پس از خواندن مقاله، به خشم آمدند.
مدرسین حوزه علمیه قم(174) پس از اطلاع از محتوای مقاله، در بیت آیه الله حسین نوری گرد آمدند تا اقدامی هماهنگ علیه رژیم داشته باشند و پس از بررسی ابعاد گوناگون مسئله، تصمیم گرفته شد که هجدهم دی درسهای حوزه تعطیل شود.
صبح هجدهم دی، طلاب با تشکیل اجتماع بزرگی، تظاهرات و راهپیمایی خود را آرام به سوی منازل مراجع وقت آغاز کردند و با تجمع در مقابل منازل ایشان با دادن شعارهایی به حمایت از امام (ره) پرداختند. نیروهای امنیتی ابتدا با یورش به صف تظاهرکنندگان سعی در متفرق نمودن و ممانعت از راهپیمایی طلاب کردند. اما وقتی با مقاومت آنها روبرو شدند، اعلام کردند در صورتی که راهپیمایان شعار ندهند و آرام حرکت کنند، می توانند به تظاهرات خود ادامه دهند. عده ای از طلاب در مقابل بیت مرحوم آیه الله العظمی گلپایگانی (ره) تجمع کردند و معظم له طی سخنانی فرمودند: اینها به آن آقا [امام خمینی ] توهین نکردند. اینها به ما توهین کردند، برای اینکه اینها با این کارشان نشان دادند و خواستند بگویند که آن آقا [امام خمینی ] با ما مخالف است و مفهوم حرفشان این است که ما با اینها (رژیم شده) موافقیم. اینکه ما با اینها موافقیم، توهین به ماست. ما در گذشته با اینها مخالف بوده ایم و در آینده نیز مخالف خواهیم بود.
سپس راهپیمایان، در مقابل منزل مرحوم علامه طباطبایی (ره) تجمع کردند. اما به علت کسالت علامه، آیه الله محمد یزدی، به نمایندگی از طرف ایشان راجع به شخصیت امام خمینی (ره) و مبارزات آن بزرگوار و محکومیت رژیم پهلوی در اهانت به امام (ره) و روحانیت، سخنانی ایراد کرد.
تظاهر کنندگان آنگاه در مقابل منزل و مدرسه آیه الله مکارم شیرازی تجمع کردند و ایشان طی سخنانی فرمودند: مسأله، مسأله هتاکی نسبت به آیه الله العظمی آقای خمینی نیست، این در واقع هتاکی به تمام مقدسات و به همه ماست... طلاب نباید از همدیگر جدا شوند و باید وحدت داشته باشند. اگر بناست زنده بمانیم همه باید زنده بمانیم و اگر بناست بمیریم، همه باید بمیریم، جدایی بین ما نخواهد بود.
بعد از آن طلاب به منزل آیه الله وحید خراسانی رفتند. ایشان در اجتماع طلاب و تظاهر کنندگان درباره مسأله آزادی زن و جایگاه آن در اجتماع از نظر اسلام سخنرانی کردند.
بازاریان قم با مشاهده حرکت حوزه علمیه به حمایت از آن تصمیم گرفتند که مغازه های خود را روز نوزدهم دی باز نکنند.
روز نوزدهم دی بازار قم تعطیل شد. سازمان اطلاعات و امنیت قم و شهربانی به کمک نیروهای کمکی که از تهران وارد شده بودند، در سطح شهر، بویژه در حوالی مدارس علمیه و مرقد حضرت معصومه (علیها السلام) متمرکز شدند.
اقشار مختلف مردم و طلاب در مقابل مدرسه خان و میدان آستانه تجمع کردند و باز راهپیمایی به سوی منازل بزرگان حوزه را آغاز نمودند. منزل اول ، آیه الله میرزا هاشم آملی (ره) بود. وقتی تظاهر کنندگان به مقابل منزل ایشان رسیدند، آیه الله آملی (ره) بود. وقتی تظاهر کنندگان به مقابل منزل ایشان رسیدند، آیه الله آملی طی سخنانی به بیان عظمت و شخصیت فوق العاده امام (ره) پرداخت و هیئت حاکمه و رژیم پهلوی را مورد نفرت روحانیت و ملت قلمداد کرد.
ساواک قم طی گزارشی چنین می نویسد: ساعت 30:10 صبح، بیش از 5000 نفر از طلبه های علوم دینی در مسجد اعظم اجتماع کردند و از آنجا به منزل چند تن از روحانیون رفتند و از آنان خواستند که از [امام ] خمینی دفاع کنند. نیروهای رژیم با آرایش ضد شورش، ماشینهای آبپاش و نفربرهای نظامی در انتظار تجمع بعد از ظهر مردم قم بودند که مردم قصد راهپیمایی بسوی خیابان بیگدلی، و منزل آیه الله نوری را داشتند.
بعد از تجمع مردم، آیه الله نوری طی سخنانی چنین گفت: هرکجا نهضت قابل توجهی به وجود آمده روحانیت راستین اسلام رد پیشاپیش آن رد حرکت بوده و رهبری نهضت به دست آنان هدایت می شد، و روحانیت در حرکت جامعه نقش مؤثر و خلاقی داشته است. مردم مسلمان، با روحانیت اصیل هستند. روحانیت اصیل با آیه الله العظمی آقای خمینی و در پشت سر ایشان است و مبارزه دستگاه طاغوتی با اسلام و رهبری آیه الله خمینی به جایی نخواهد رسید.
آیه الله نوری خطاب به شاه و مقایسه کارهای امام با شاه، این دو بیت شعر را خواندند:
چون تو خفاشان بسی بیند به خواب - این جهان ماند یتیم از آفتاب
مه فشاند نور و سگ عوعو کند - هر کسی بر طینت خود می تند
پس از سخنان آیه الله نوری، انبوه جمعیت که به ده هزار نفر می رسید، راهپیمایی را آغاز که می خواستند از طریق خیابان ساحلی به منازل آیات سلطانی طباطبائی و مشکینی بروند. اولین نشانه های درگیری بوسیله مأموران رژیم رخ داد. یکی از آنها شیشه بانک صادرات را شکست و مأمور دیگری همان شیشه را با پاره آجر نشانه گرفت. همین بهانه کافی بود که اسلحه ها به طرف مردم نشانه گیری شود. با دستور فرمانده نیروهای امنیتی ، تیراندازی شروع شد. با به زمین افتادن تعدادی از مردم، جمعیت در کوچه های اطراف پناه گرفتند مردم با هر آنچه که به دست می آوردند، مقابل مأموران مسلح رژیم ایستادند. جنگ و گریز تا ساعاتی از شب ادامه یافت. مجروحان به بیمارستان بزرگ شهر منتقل شدند و عده ای برای آگاهی از اوضاع مصدومین روبروی بیمارستان اجتماع کردند. در این روز دست کم شش نفر شهید و دهها تن زخمی شدند.
بعد از این حادثه، طلاب و علمای قم با انتشار اعلامیه ای ضمن محکوم کردند کشتار مردم بی دفاع، این سئوال را مطرح کردند که آیا فضای باز سیاسی به این معناست که اگر کسانی به مطالب غیر واقعی روزنامه اعتراض کنند، باید با گلوله پاسخ بگیرند؟
رژیم، شب بیستم دی ماه شهر را مملو از نیروهای امنیتی کرد و به نوعی در شهر حکومت نظامی اعمال کرد.

عکس العمل رژیم(175)

رژیم پهلوی بعد از واقعه خونین 19 دی، عده ای از کارمندان و اعضای حزب رستاخیز را جمع آوری و با به راه انداختن تظاهراتی نمایشی سعی کرد وانمود کند که روشنفکران ایران، "شورش مرتجعین قم" را محکوم می کنند.
تظاهر کنندگان قلابی، صبح روز 23 دی 1356، سوار بر اتوبوسها راهی قم شدند و طی یک راهپیمایی، به حمایت از شاه پرداخته و "جاوید شاه" گویان به سمت حرم حرکت کردند.
عکس العمل دیگر رژیم، به منظور انحراف افکار عمومی از رهبری امام (ره) اجازه دادن فعالیت به برخی از گروههای موافق سلطنت بود که خواهان اصلاحات جزیی بودند.
در همین دوران، اعلام موجودیت "کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر" در شمار اخبار جالب توجه است. نماینده هیئت اجرائیه این کمیته با دعوت از خبرگزاریهای معتبر جهان بطور رسمی موجودیت این کمیته را اعلام کرد.

نتایج و پیامدهای قیام نوزدهم دی

این واقعه به لحاظ نتایج و پیامدها از چند نظر شایان توجه است:
1- سازش شاه و کارتر و تو خالی بودن شعار فضای باز سیاسی شاه را به مردم نشان داد.
2- ثابت کرد که شاه از حرکت مذهبی - سیاسی به رهبری روحانیت و در رأس آنها امام خمینی (ره) بیش از هر حرکت سیاسی دیگر وحشت دارد.
3- آنچه را که رژیم از آن وحشت داشت، به تبع قیام نوزده دی به وقوع پیوست و حوزه های علمیه و روحانیت در خط امام (ره) به حرکت در آمدند و زمینه ای فراهم گردید که نهضت در مسیر صحیح مبارزه قرار گیرد، به نحوی که حتی ترفندهای بعدی رژیم نیز بی اثر شد.
4- روشن شد که جریان حقوق بشر و فضای باز سیاسی، طلیعه ای برای میدان دادن به ملی گراها، لیبرالها و... بوده و آمریکا و رژیم شاه، عملاً در جذب مردم بسوی میانه روها موفقیتی نداشته اند و آنان هیچ پایگاهی در میان مردم ندارند.
5- متحجرین حوزه ها و کسانی که مروج جدایی دین از سیاست بودند و همواره درس و بحث و فقه و اصول و... را به مبارزه با شاه ترجیح می دادند، شکست خوردند و مردم نیز فهمیدند که باید سراغ چه کسانی بروند.
6- ماهیت رژیم ضد مردمی شاه را برای بسیاری آشکار کرد. از آن پس بود که شعار "مرگ بر شاه" شعار اصلی و تکیه کلام توده های انقلابی شد.
7- باعث تعمیق و مردمی شدن نهضت و شرکت توده های مذهبی، بویژه جوانان گردید.
8- برخی از احزاب و جمعیتهایی که حرکت سیاسی خود را با اتکا به حقوق بشر کارتر و فضای باز سیاسی ایجاد شده توسط شاه و در چهار چوب قانون اساسی شکل داده بودند، بتدریج از مردم جدا شدند و به دامن آمریکا و غرب پناه بردند.
9- با قیام قم، آهنگ حرکت انقلاب به صورت استراتژی جهلم های پشت سرهم، با صورت و محتوای کاملاً اسلامی شتاب فزاینده و گسترده تری به خود گرفت و رهبری امام (ره) به عنوان نقش اصلی مبارزه با رژیم ظاهر شد.